{R_COLOM}
post name

پيكر سالم شهدا

نوشته شده در 1394-5-1
نظرات (0)

 سلام علیکم
 
برادر دلبریان چند هفته ایست که شبکه های اجتماعی به روضه خوانی مدرنی روی آورده اند و برای هدف قرار دادن ایمان
 
و اعتقاد عوام الناس دامی جدید پهن کرده اند
 
ماجرا از آنجاشروع شد که یک ویدئو کوتاه از شخصی بنام سرهنگ جانبازعلی قمری فرمانده پادگان دژ خرمشهر ؛
 
درسایتهای بلا نسبت ارزشی!!؟ به تواتر باز نشر شده ؛ مبنی بر نبش قبرشهیدبهنام محمدی و سالم بودن بدن این شهید
 
بعداز31سال
 
آدرس لینک ویدئوسرهنگ قمری:  http://www.aparat.com/v/AH8PK

دراین ویدئو متاسفانه آقای قمری باشور و احساس داستانی را روایت میکند که حاکی از حضور پدر و مادر؟؟ شهیدبهنام
 
محمدی در ماجرای نبش قبر و دیدن پیکرسالم شهید همراه باخون تازه و ....که مو برتن بیننده راست میکند
 
من همان روزهای اول با صحت این ویدئو مشکل پیدا کردم و دنبال جریان را گرفتم تا به ویدئویی از مادرشهید بهنام محمدی
 
برخورد کردم که از اساس تمام گفته های سرهنگ قمری را تکذیب میکردو می گفت
 
اصلا نبش قبری صورت نگرفته و فقط بحث جابجایی مزار شهیدبطریق مهندسی بوده و جنازه را هم رویت نکرده است
 
نصرت مظفری‌زاده مادر این شهید نوجوان بعد از شنیدن این خاطرات متوهمانه بسیار ناراحت شده و می‌گوید که
 
آيا کسی نیست تا از پسر من دفاع کند و بگوید همه این حرف‌ها دروغ است.....!!!!!؟؟؟
 
http://www.jamnews.ir/detail/News/499606
 
 http://jahannews.com/vdchvznkw23nxxd.tft2.html
 
سلام
 
كشته منو اين روايتگري و داستان سرايي بعضي ها
 
بقول معروف: ديوانه اي سنگي را در چاه مي اندازد كه دهها عاقل نميتوانند آن را خارج كنند
 
اين مورد چون منحصر به يك موضوع خاصه نميتوانم صحت و سقم آنرا را ، من كه خبر ندارم تاييد و يا رد كنم 
 
اما عرض كرده و ميكنم
 
شكي در اين معجزات نيست ...!!! براي خدا هم هيچ كاري ندارد ...  لذا برابر قدرت الهي حتما درست است
 
نمونه هاي ديگري هم داشتيم. كه بعد از سالها  آزاده مدفون  در كمپ اسراي عراق  بعد از نابودي صدام  نبش قبر  شده  و همه،
 
اعم از عراقي و ايراني مشاهده كردند كه پيكر شهيد  سالم و حتي خون روي سرش تازه و هنوز خشك نشده است
 
اما اصلا و ابدا كرامت شهدا  فقط و صرفا در اين اتفاقات  ماورايي خلاصه نميشود
 
اصلا نبايد اين قصه ها را اصل قرار داد...نبايد بزرگ كرد....چون حقير شاهد مخدوش شدن و متلاشي شدن پيكر مطهر بسياري از شهدا
 
بودم ، به حدي كه اطرافيان از بوي بد نميتوانستند به تابوت  نزديك بشن
 
پس دليل بزرگي و حقانيت شهدا  اينا نيست
 
بلكه "مجاهدت"  آنان است كه در راه بندگي خدا به اطاعت از امام جامعه اسلامي جسم خود را به زحمت و مشقت مي انداختند
 
بزرگي شهدا به خاطر قدرت اراده و ايمانشان است كه از تعلقات و چرب و شيرين دنيا گذشتند، وعده هاي خدا را باور كردند و هيچ چيز
 
مانع آنها نشد
شهدا ، الگوي هاي چگونه زيستنند
 
بكوشيم رفتار آنها را سرلوحه ي خود قرار داده و "عامل" شويم ... نه "شاعر"


post name

خفه كردن غواص

نوشته شده در 1394-3-11
نظرات (1)

 متن داستان

جفت پاهایش زودتراز خودش رفته بود

 
بغض کرده بود. از بس گفته بودند : بچه است ،زخمی بشود آه و ناله میکند
 
و  را لو میدهد شاید هم حق داشتند. نه  با کسی شوخی داشت،
 
نه عراقی ها. اگر عملیات لو میرفت ...
 
 که فقط یک چاقو داشتند ) قتل عام میشدند
 
فرمانده که بغضش را دید و اشتیاقش را ، موافقت کرد 
 
بغض کرده بود . توی گل و لای کنار اروند ، در ساحل فاو دراز کشیده بود.
 
 
 
یا کوسه برده بود یا خمپاره...
 
دهانش را هم پر گل کرده بود تا عملیات را لو ندهد...

----------------------------------------------------------------------------------------
فابريك : اينم  يكي ديگه از اون داستانكهاي اغراق آميز دفاع مقدس
 
با قدري دقت هر كسي حتي اونايي كه جنگ رو نديدن ميتونن شرايط اون غواص نوجوان مجروح را جلو چشم بياورند
 
و به اغراق آميز بودن و غلو اين مسئله به راحتي پي ببرند
 
فكرش را بكنيد...يك نفر دوتا پاش قطعه... آخ هم نميگه ... بغض هم كرده ...اشتياق هم داره...دهانش رو پر گل هم كرده
 
و هيچ صدايي ازش در نميآد .....!!!!!!!!! و  بعد هم شهيد ميشه
 
اين داستان با كدوم عقل جور در ميآد...!!؟؟
 
 مگه به همين راحتي روح از بدن يه انسان خارج ميشه... مگه شهادت به همين آسونياست ...!!؟؟
 
يه غريق رو  در حال غرق شدن تصور كنيد... چه سر و صدايي ميكنه... اصلا دست خودش نيست...اصلا جان دادن سخته
 
حالا يه بچه دوتا پاشو كوسه ها خورده باشن ...!! يا خمپاره قطع كرده ....!!! او راحت تو ساحل نشسته..! يه آخ هم نميگه
 
داستان هم اگه بخواي بسرايي به اين فضاحت نيست
 
واقعيت چه بوده كه مغرضاي ما تا بدين اندازه بزرگش كردن و حمقاي امت مروج آن شدند...!!؟؟
 
حالا واقعيت ممكنه چه بوده

 گروه شناسايي غواصي، زير پاي دشمن قبل شروع عمليات در تاريكي و سكوت در حال معبر زدن بودن كه با انفجار مين
 
يا خمپاره يكي از نيروها دچار موج گرفتگي ميشه... كنترلش رو از دست ميده
 
همرزمش دهانش او رو  محكم ميگيره كه صداش در نياد و  نگهبان دشمن متوجه حضور گروه معبرزن نشه
 
و او رو  به حالت غريق نجات از اون نقطه قدري دور كرده و به كناري بين چولانها ميبرد 
 
سر گرفتن هايش ش زير آب... قورت دادن خزه ها همراه با گل و لاي حتما موجب ناراحتي هايي براي مجروح غواص
 
ميشود لحظاتي بعد عمليات شروع  و غواص موجي كه حالا از دست همرزم خود خلاص شده با داد و فريادبا قايق تخليه
 
ميگردد .....اما يك عمليات حفظ شده است
 
نكته تكميلي اينكه در طول جنگ 8 ساله به اندازه تعداد انگشتان دستان چنين شرايطي پيش نيامده
 
اين اتفاقات نادر  كه بالاجبار براي هر جنگ و عملياتي ممكنه پيش بيآد ...دوستان احمق بطور عجولانه ، ناشيانه و حتما
 
جاهلانه از كاه  كوه ميسازند كه موجب زير سئوال رفتن "عقلانيت جنگ" نزد عامه  و غفلت از"جماسه غواصان" ميشود


post name

تخريبچي پوتين درآورد

نوشته شده در 1394-3-10
نظرات (3)

 سلام برانیس و جلیس شهداء برادر علیرضا دلبریان

با صلوات برمحمد و آل محمد و ضمن عرض پوزش بخاطر تصدیع اوقات شریف.

( سلام مارا به ولی خدا علی ابن موسی الرضا علیه آلاف تحیت و الثنا برسان)

قبلا این داستان بدون ذکر راوی و منبع به شکل کمی تغییر یافته شنیده بودم و حتم داشتم که دروغ است

حالا این روایت با ذکر راوی (جناب قرائتي) را کجای دلم بگذارم

از سایت درسهایی از قران استعلام گرفتم متاسفانه بروز نیستند و پاسخی دریافت نشد

نظری اگر دارید خوشحال می شوم بشنوم ... ممنون

قرار بود از جایی عبور کنیم که مین گذاری شده بود ...

مجبور بودیم از اونجا رد بشیم چاره ای جز این نداشتیم . 

گفتیم کی داوطلب میشه راه رو باز کنه تا بتونیم عبور کنیم ؟

چندتا از رزمنده ها داوطلب شدند تا راه رو باز کنند ...

وقتی میخواستند راه باز کنند میدونستند که زنده نمی مونند .

چون با انفجار هر مین دست ، پا ، سر ، بدن یک جا متلاشی میشود !

داوطلب ها پشت سر هم راه افتادن برای باز کردن راه ...

صدای مین می آمد . همین زمان متوجه شدم یکی داره بر میگرده !

گفتم شاید ترسیده ! بالاخره جان عزیزه و عزیزی جان باعث شده برگرده...

گفتم خودمو نشون ندم شاید ببینه خجالت بکشه ! 

بعد چند دقیقه متوجه شدم یکی داره میره سمت محل مین گذاری شده..

رفتم سمتش گفتم وایسا کجا میری ؟

گفت دارم میرم محل مین گذاری شده دیگه !!

گفتم تو جزو کسائ بودی که داوطلب شده بودند چرا برگشتی ؟! 

گفت : آخه پوتینم نو (تازه) بود خواستم اونو در بیارم با جوراب برم

و بیت المال حیف و میل نشود . اون پوتین بمونه یکی دیگه ازش استفاده کنه...!!!

-------------------------------------

خوندم ، خنديدم و البته آه كشيدم و غصه خوردم  به تاريخ مظلوم جبهه ... به شهداي تخريبچي

از درگاه الهي هدايت بسياري از متوليان فرهنگ كشور را مسئلت كرده و كوتاهي هايشان را بخدا واگذار نمودم

من نميدانم اين داستانك سرايي هاي جبهه را از كجا در مي آورند و ميسازند

من كه در مدت حضورم درجبهه چنين چيزايي نديدم... از بسياري فرماندهان تخريب هم سئوال كردم... آنها هم نديدند

اين همه صحنه هاي حماسي و عاشورايي جبهه كه در سايه عقلانيت اتفاق افتاده چرا اينگونه ترويج نميشود

شك ندارم اتاق فكري پشت صحنه توسط دشمنان سيلي خورده هست، كه اينارو ميسازند

اونايي هم كه ترويج ميكنند ، غافلند و بي اطلاع و حتما احساساتي و متعصب مذهبي ... شايدم احمق

كافيست يك لحظه آن شرايط سخت و هولناك عمليات و ميدانهاي مين را توي ذهن بياوريم

مگه ما اين طوري در دل ميدانهاي مين معبر ميزديم...!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟

داوطلب ها پشت سر هم راه افتادن برای باز کردن راه !؟ صداي مين مي آمد!! ميدونستند كه زنده نميمونند!!ه

اينها خرافات و انحرافاتي ست كه وارد تاريخ دفاع  سراسر عقلاني و معنوي ما شده است

وظيفه امثال من است كه تا زنده ايم همچون جان از اين تاريخ حراست كنيم و از آفتها بزداييم

----------------------

اولا آقاي قرائتي كه راوي اين قصه نبودند... ايشان فقط شنيدند ... حالا از  كي ...!!؟؟  معلوم نيست

در اين دنياي مجازي چي كه آدم نميبينه  و نميشنوه ... اينم يكيش

دوما آقاي قرائتي با شنيدن اين قصه گريه كردن ...  كه جاي گريه هم دارد

اما اين شيوه ...! اين تاكتيك...!  را كه تاييد نكردن

اينجا وظيفه امثال ماست با توجه به تخصصي كه در اين رشته داريم، روشنگري بدهيم

پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمودند

هنگامى كه حديثى از من براى شما آمد، آن را بر كتاب خدا و حجت عقلى تان عرضه كنيد. پس اگر موافق آن دو بود، بپذيريد و گرنه آن

را به ديوار بزنيد


post name

خوابيدن رو سيم خاردار؟

نوشته شده در 1394-2-29
نظرات (3)

 سلام بر برادر دلبریان؛ دوست صدیق شهدا

با احترام و ادای صلوات بر محمد و آل محمد؛ آرزوی شهادت و عاقبت بخیری برای شما و همه ایثارگران جهان اسلام
 
پیرو نامه قبلی در خصوص این عکس و جفایی که به آن در فضای مجازی توسط دوستان نادان و یا شاید هم
 
دشمنان دانا ! صورت گرفته و در معرض تحریف جدی می باشد؛ مطالبی را به عرض می رسانم
 
به فرموده حضرتعالی این عکس مربوط به آموزشی است که شهید جليل محدثي فر مسئول آموزش واحد تخريب
 
برای شرایط اظطراریبه نیروها می داده  و هر تمريني را اول خودشان اجرا میکردند که البته بسیار کار شایسته
 
 و در خور تجلیلی هم هست
 
ولی سئوالاتی پیش میاید که برای تنویر افکار عمومی و لزوما دوستان شهدا و پرهیز از تحریفات فعلی و آتی
 
 چنانچه جوابهای مشروح و متقنی ارائه فرمایید؛ شاید باعث جلوگیری از تحریف و جفای به این عکس گردد.
 
سلام

بخاطر پيگيري و دقت و احساس مسئوليتتان متشكرم

 
1- علت و انگیزه آقاجلیل از ارائه این نوع از آموزش که در واقع نوعی عملیات استشهادیست
 
در آن مقطع سالهای 62-64 چه بوده است؟`

پاسخ
 
اگر چه اين آموزش تا عمليات استشهادي فرسنگها فاصله دارد
 
اما بچه ها بايد با شرايط سخت جنگ ، با موانع فيزيكي كه حتما بر سر راه آنها خواهد بود 
 
 بطور عملي آشنا ميشدند و جسمشان آبديده ميشد ... مهمترين انگيزه آمادگي جسم براي رزم بود

2- واکنش نیروهای در حال آموزش به این نوع عملیات استشهادی چه بوده است؟
 
پاسخ
 
خودتان داريد از روي عكس ميبينيد كه چگونه نيروها اطراف فرمانده ايستادند و خيره شدن 
 
 واكنش خاصي نداشتند ... فقط زودتر ميخواستند جزو اولين نفراتي باشند كه اين آموزش رو تمرين كنند
 
چون نيروهاي گلچين جبهه بودند
 
خودشان داوطلبانه ، آگاهانه ، عاشقانه واحد تخريب كه خطرناكترين يگان رزم جبهه بود انتخاب كرده بودند
 
حتي خارج از كلاس در زمان فراغت چند نفري با هم آموزشها را تمرين ميكردند
 

 
3- آیا بعد از این آموزشها ؛ در طول تاریخ جنگ و خصوصا عملیاتهای لشکر 21 امام رضا علیه السلام؛ احدی از رزمندگان
 
تخریب یا غیره اقدام به بازکردن معبر به این روش نمودند؟
 
پاسخ
 
عرض كردم مهمترين هدف اين تمرينها بهانه اي بود براي آمادگي جسمي نيروها... حالا اگه جايي هم لازم بود
 
انجام ميدادند... فكر نكنم به اندازه انگشتان يك دست در 8 سال جنگ از اين روش استفاده كرده باشند من كه نديدم
 
شايد تو فيلمها متاسفانه صحنه هاي ساختگي و غير واقعي رو نشون ميدن
 
4- آیا قبل از شروع این آموزشها و در سالهای قبل از 62 آقا جلیل یا شما ویا سایر رزمندگان با چنین مواردی روبرو
 
شده بودند؟ ویا موردی گزارش شده بوده ؟
 
پاسخ
 
نبايد نام آموزش معبر زدن را بر آن نهاد ... بلكه اين آموزش مورد نياز يك نيروي تخريب چي معبر زن ميباشد
 
اين آموزش بيشتر براي آمادگي جسمي نيروهاي تخريب چي و خط شكن بود، ممكن بود در ميدان مين تخريب چي
 
حين معبر زدن براي مخفي شدن از ديد دشمن. روي سيم خاردار بخوابد ...لذا بايد بدنش آماده ميبود
 
اين آموزشها و هر آموزش ديگر بر اساس نياز و استفاده در عمليات ها حسب تخصص نيروي رزمنده داده ميشد
 
آموزشها همه عالمانه بود
 

 
5- باتوجه به طول عرض میادین مین و سیم خاردار بعثیها که معمولا استاندارد و یا بعضا فراتر از استاندارد و با حجم
 
وسیع و گسترده اجرا می شد و معمولا پیکر یک نفر تخریب چی نمی توانست تمام آن حجم وسیع را پوشش دهد؛ و یا
 
حتی می شد بجای نفر از برانکار حمل مجروح و یا پتوبرای عبور تعجیلی از سیم خارداراستفاده کرد! ضرورت اینگونه
 
آموزشها چطور احساس می شد و این نوع عبور؛ در مرحله چندم از این نوع آموزشها قرار می گرفت؟
 
پاسخ
 
با توضيحاتي كه در سئوالات قبلي دادم .فكر كنم  پاسخ اين سئوال هم روشن شد
 
دقيقا درست فرموديد ... براي عبور از سيم خاردارها همان روشها و روشهاي ديگر ... بود 
 
بيشتر سيم خاردارها را قطع و يا بوسيله اژدر كه حاوي مواد منفجره بود . تخريب ميكرديم
 
در پايان براي رسانه ملي متاسفم كه به اندازه تحليل يك مسابقه فوتبال،به جنگ 8ساله نپرداخته
 

 
البته لازم به ذکر است که این کمترین،از افراد جامانده از قافله شهدایم و تا حدودی پاسخ برای این پرسشها را ميدانم
 
 ولی از آنجا که تخصص تخریب و اطلاعات عملیات را ندارم برای پاسخگویی به جوانان پرسشگر امروز شما را بسیار
 
اصلح و اولی تر از دیگران تشخیص دادم ؛ انشاءالله با همکاری شما بزرگوار بتوانیم این برش از تاریخ دفاع مقدس را از
 
خطر تحریف و پیرایه های نا روا ایمن کنیم. والامر الیکم 
 
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
 
وامانده از قافلهءیاران 
 
با اسم مستعار سیامک پوراسد


post name

توبه

نوشته شده در 1392-5-7
نظرات (5)

اين روزا از اين قبيل پيامكها خيلي برام مياد

 الهي
چه بيصدا و بيحساب ميبخشي و ما چه حسابگرانه تسبيح و ذكرمان را ميشماريم
التماس دعا

****************

 گاهي با خود ميگم : يكي از دلائل كوچك شمردن گناه، بخاطر اميدهاي بيجاييست كه به بخشش دارم

نكنه، اميد به بخشش هايش منو در تمرد از او جري كنه

بايد حواسم باشه، دستگاه الهي حساب و كتاب داره ... هيچ كسي رو بي حساب نميبخشن

بايد تخلف رو جبران كرد ... مال حروم رو  برگردوند

حق الله و خصوصا حق الناس رو بايد ادا كرد ...در جايي ديدم كه 

حتي بايد گوشتي كه بر بدن از مال حرام رشد كرده، در راه خدا آب بشه !!!!ه

خدا خيلي مهربونه ... اما اينجوريهايي هم كه من فكر كردم، نيست

آيا كسيكه سي سال بيراهه رفته... با كسي كه سي سال،ترك لذتهاي حرام كرده درجه شون نزد خدا يكيست!!!؟؟ ابدا

   خدا ميگه : هر چي هم گنه كاري، نااميد نباش ... من ميبخشمت و تو صف آدم خوبا ميذارمت!! بشرطها...ه

*******************

لذا اول بايد تمام سعيمو  بكنم، كه مرتكب تخلف نشم !! اما اگه يه جايي اونم از روي غفلت، نه از روي عمد، اراده و علاقه به گناه! چون

اين نوع گناه حسابش فرق داره، خدا نكنه كسي اينجوري بشه، كه كار خيلي سخت ميشه!!! مثل قتل عمد

***************

بي جهت نبود كه اون شهيد ميگفت: بچه ها، گناه نكردن، آسون تر از توبه كردنه


post name

چفيه مشكي

نوشته شده در 1392-2-25
نظرات (0)

پرسش

سلام حاجي

اين سئواله !! نه انتقاد، نه تشر ، نه........ه

آيا بهتر نيست امثال شما و جانبازان و راويان جنگ و......هميشه و هر جا با چفيه باشند، درجامعه ؟؟

فقط دشمن بايد با بي حجابي در جامعه باشه !!؟؟

 حقيريك جوجه طلبه سال هشتم، كه هفت ساله با چفيه مشكي، در همه جا حتي خواستگاري و شب دامادي تحت هر شرايط.

لطفا به سئوالم جوابي مرحمت نماييد. تشكر. چفيه مشكي

پاسخ

عليك سلام

حقير به شما و ديگران اين حق رو ميدهم كه بر من منت بگذاريد هر چيزي كه به نظرتون رسيد. به من منتقل كنيد

براي پاسخ اين سئوال. توضيحات زيادي لازم است. اما خلاصه عرض كنم كه

من بيشتر بدنبال انتقال فرهنگ چفيه ام

 ظاهرم را. لباسم را و حتي موي سر و صورتم را .هدفمند و با حساب و كتاب مي آرايم

بايد ديد تاثير كدام بيشتر است. و اين نسخه اي نيست كه براي همه داد. هر كس در فراخور خودش. كارش و ماموريتش

ضمن اينكه قبول دارم. متاسفانه رسانه هاي ما فرهنگ سازي نكردند. فرهنگ زيباي جبهه را در متن جامعه نهادينه نكردن و اين خيانتي

خواسته. يا ناخواسته است


post name

زينب 27

نوشته شده در 1392-1-25
نظرات (2)

سلامــــــــــ! قبـــــــــل از همه چی عیدتوووون مبارکـــــــ! منظورم از عید هم عیده هم تولد حضرت زیـــــــــــــنب
 به به  واقعا چه روزیه امرووووز ها!!! خوشبحال اونایی که اسمشون زینبه
 اصن زینبا یه چیز دیگن
حرفای این دفعتون یه جور دیگه بود یعنی خیلی باحال بود منظورم از با حال با حس باحال بود...نشستم فکر کردم به جمله هاتون دیدم
 خیلی باحال میشه ها مثلا از خیلی چیزا بگذری از خیلی کسا.این دنیا واست اونقدری مهم نباشه نخوای برا رسیدن به خیلی چیزا خیلی
 از ارزشها رو زیر پا بذاری نمی دونم من که تجربه ی این کارا رو یا این جوری بگم این جور خوب بودنو ندارم ولی داشتم فکر میکردم که
 چقدر آدم میتونه اون لحظه رها باشه وقتی میگذری و کینه رو مشت مشت جمع نمی کنی تو دلت...اونم به شیوه ی شتری!!!یا مثلا آدم
 واقعا واقعا عااااااشق خدا باشه فقط به خدا فکر کنه نظر اون واسش مهم باشه فقط نظر خدا نگاه خدا....آدم خیلی آزاد میشه خیلی آروم
 خیلی رها دیگه همش درگیره آدما حرفاشون اتفاقا چشم و هم چشمی ها نمی شه....نمی دونم به نظر خیلی قشنگ میاد ولی حاجی
 به نظرم یه جورایی فقط خیلللللی قشنگه یعنی یه جورایی آرمانی نیس؟؟؟یا یه کم شعار!نمی دونم شایدم خیلی سخت باشه ولی
 شیرین البته آدم باید تو شرایطشم قرار بگیره من آلان هی بگم چه قشنگ ولی وقتی یکی در حقم بدی کرد اون موقع که تصمیم گرفتم
 بگذرم یا نه حالشو حساااابی حتی بدتر بگیرم معلوم میشه!وای ولی قشنگه ها مثلا بگذری...آدم احساس بزرگی میکنه...ولی سخته ها...سخته
یه جمله شما وقتی من خسته میشم یا میخوام از زیر کارام در برم یا به قول خودمون بپیچونم بهم انرژی میده...بهشت رو به بها میدن نه
 به بهانه
در مورد این قضیه ی الگو اگه چیزه مهمی نی نمیشه اصن خودمو درگیرش نکنم؟؟؟
 آخه آلان منظورتونو تقریبا فکر کنم فهمیدم ولی خب جا نمی افته واسم!بقیه بهت نگا کنن یاد بگیرن.......؟ اصن بقیه چرا به من نگا کنن
 وقتی مثلا شهدا هستن اصن چیو یاد بگیرن اونم از مــــــــن؟؟؟من خودم هنوز تو کلی چیز گیرم خیلی جاها کارم خرابه بعد بیان از من یاد
 بگیرن....کسی دیگه نبود شهدا اماما از اونا یاد بگیرن نه؟ البته من فکر کنم منظور شما درست واسم جا نیفتاد
آخ آره من آلان واقعا دلم خوشه به اینکه چند ماه دیگه بیام مشهد وای واقعا دعا کنین بطلبه امام رضا بعدم وای واقعا دوس دارم بیام قبر آقا
 جلیلو ببینم سنگر با حال شما که عکساش هر دفعه دل آدمو کللللی آب میکنه
 از آلان کلی التماس دعاهامو بگم که اگه نتونستم فبل سال تحویل بیام یادتون نره
 نمی دونم کجایید سال تحویل مشهد پیش امام رضا راهیان نور پیش شهدا ولی هر جا بودین جونه آقا جلیل آقا مجید واسه این زینب
 گناهکاره جا مونده شاگرد خودتون که هر چی یاد گرفته از خودتون یاد گرفته خیـــــــــــــــــــــــــلی خیـــــــــــــلـــــی دعا کنین
 هم واسه دنیام هم آخرتم البته بیشتر آخرتم دعا کنین به این چیز هایی که شما میگید دل کندن از دنیا عاشق واقعی شدن رسیییییییدن
 به خوده خوده خدا اونم رو سفید با شهادت....ک.ا.ش بشه
 یادتون نره ها منم همیشه وااااقعا براتون دعا میکنم از ته دل هم من مامانم مادر شهید سبزعلی
 عیدتونم پیش اااااااا پیش خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی مباااااااااااااااااااااااااااااااااارک
 ایشالا یه سال فوق العاده توپی داشته باشین
 
سلام. با تمام خستگی که داشتم. حرفاتو خوندم و خستگیم رفت .... آخه از صبح گلزار شهدایم.... تدارک مراسم سال تحویل رو
 
میدیدیم..... لحظه سال تحویل کنار مزار یاران شهید و سر مزار آقا جلیلیم. حتما سلام شما رو میروسونم.... و مطمئنم اگه نیت خالص
 
باشه. که هست. شهدا جواب میدن... البته مهم نیست لحظه های عمر آدم در چه نقطه ای . در چه محلی حاضر باشه. مهم ترین اینه
 
که، آدم خودشو در محضر خدا بدونه. .. . لحظات پایان سال فکر کنه... یکسال از عمرش گذشت... پرونده شو پیش نظرش بیاره . یه مرور
 
کنه!!!!ببینه تو این مدت عمر چکار کرده ... برای خوبی ها از خدا بیشتر توفیق بخواد و برا لغزشها عذر خواهی کنه و تصمیم بر جبران
 
کوتاهی هایی که داشته بگیره ..... دعای تحویل سال رو با اخلاص و توجه به درگاه خدا بخونه... حالا اگه سمنو . تنگ ماهی. و نمدونم از
 
همین چیزایی که متاسفانه برا خیلی ها مهمتر از اصل شده . نبود هم نبود .............. یا مقلب القلوب و الابصار. یا مدبر اللیل و النهار. یا
 
محول الحول و الاحوال. حول حالنا الی احسن الحال خدایا . حال مرا به بهترین نوع متحول کن


post name

زينب 26

نوشته شده در 1392-1-25
نظرات (0)

ســـــــــــــــــــلام!!!
آلان یه چیزی بــــــگم این که اگرم بخواین یه وقتی یادتون بره منو دعا کنــــــــین //دقیقــــــا//یعنی چی آآآآآآآخه!!!!!:(
باز خداااااا رو صـــــــد هزار مرتبه شــــکر این دوستان و مراجعین هستن!!!!!ایشالا خدااااااا زیادشون کنه هی بیان یاد شما بندازن شما هم هی یاد من بیفتین هــــــــــی واسه من کلـــــــــــی دعا کنین...نمی دونم سر نمااااز تویه حرم امام رضا سر تحویل سال..!!!همه جا دیگه...:))
واقعا هاااا این که میگید رو واقعا با همه ی وجودم تو این مدت بهش رسیدم و ایمان دارم که هر چی هست هر خبری هر چی...در همین خونه توووو همین رااااهه...
شاید باور نکنین ولی من اصن از وقتی تصمیم گرفتم دیگه اون زینب نباشم وووواقعا یه احساااس آرامشی رو تو زندگیم تجربه کردم که خیلللللییی شیرینه یه آرامش خاطر که هم قشنگه هم تا حالا تجربه نکرده بوووودم!!!!!!!!
من که واستون دعا میکنم همیشه!!!
من معلم زیاد داشتم استاد داشتم راهنما کسایی که تو زندگیم بهم مشاوره و مشورت دادن ولـــــی شما بدون این که منو ببینین یا منو از قبل بشناسین یه جوری با من رفتار کردین منو راهنمایی کردین به من امید دادین...نمی دونم اگه بگم واقعا زندگیمو مدیون شهدا شما راهنماییتون هستم کم گفتم...
یه چیزی یعنی چی تو باید الگو بشی؟اینو نمی فهمم راستش...!
آهان راستی یه چیز دیگه کی سرتون خلوت تر میشــــــــــه ما باز شروع کنیــــــــــــم رگباااااااااااااااااااااری سوال بپرسیم.......!!!!شماااا حالا حــــــــــالا از دست من راحت نمی شین....ایشالا ایشالا اگه همه چی رو به را شه قراره بعد امتحانا آخر تررررررم بیام مشهد از آلان ذوق کردم که بیام اون سنگر باحالتونو ببینم.....
تورو جون هر کی دوس دارین دعا یادتون نررررره ها
 
سلام... دعا میکنم. امام رضا علیه السلام دعوتتون کنه. هم به سنگر سری بزنید و هم تا پیش آقا جلیل برید.... .. منظور از الگو اینکه. بقیه به شما نگاه کنن و یاد بگیرن................ که الان اینجوری شدی.... اصلا یه چیزی بگم خلاصت کنم... و اون اینکه. بار کج به منزل نمیرسد...خلاص..... هر چی میخوای. هرچی . فقط و فقط توی خوبیست و بس... چه لذتی داره .گذشتن از خطای دیگران. از جفایی که در حق تو کردن... گذشتن از رفاه .برای بندگان خدا............سعادت فقط در سایه ی ایثار است.گذشتن از تعلقات دنیا. .. و رمزش اخلاص است... و اخلاص رمزش انس با عالم غیب و باور داشتن معاد. که از اصول دین است... هر کاری میکنی خدا رو در نظر بگیری............. وای چقدر آدم بزرگ میشه...وقتی از چیزای کوچیک میگذره... ... خدایا. روز به روز مرا از حیوانیت خودم دور . به انسانیت نزدیک . و به مرحله ی عبودیت و ...آخرین مرحله که عاشقی ست برسان.... خدایا. مرا دیوانه کن. دیوانه ی خودت و جوارت... خدایا. محبت دنیا را از دلم ببر. منو عاشق کن........ تا از گناه متنفر شم... مثل شهدا

post name

زينب 25

نوشته شده در 1392-1-25
نظرات (0)

سلــــــــــــــــــــامــــــــــــــ!
خب خدا رو شکر گفتم دیگه کلا از دستم ناراحت شدین شاید!!!!!!!!!!!!خدا رو شکر.....:)
یه چیزی حاجی اون آقایون یا سرورون که تحویلتون نمی گیرن اونم به جرم بی گناهی لـــــــیاقت ندارن اصن اسمشون روشه دیگه آقایون سرورون!!!!!!!!!!!!!!!!!
این سرورونو خوب اومدینا.......
احتمالا درگیر راهیان نورید خوشبحالتون واسه منم خیلی دعا کنید البته اگه با این همه مشغله و کار یادتون بـــــــ مــــــونـــــه
خوشبحالتون که لحظه لحظه ی زندگیتونو کارتون گره خورده به این پدیده های کره ی زمین....ش.هـــــــ .د.ا
شما که مــــــــــاشالا پارتی تون کلفــــــــــته دعا کنین من سر قرار اصلی همون ور این جوری که هستم نرم....
زینبی رو سیاه اما سخت امیدوار به وساطت خواهر حسیــــــــــن(ع) سخت امیدوار به پا در میانی عمه ی سادات
....
سلام. دلتان به نور معنویت و صفای شهدا نورانی باد
حقیر همیشه دعاگو هستم..... اگر هم یه وقتی میخوام شمارو فراموش کنم. دوستان. مراجعین. توی جلسات از شما به بزرگی و زیبایی یاد میکنن!!! اومدن حرفاتو خوندن و خیلی تحت تاثیر قرار گرفتن. همین چند روز پیش توی سنگر غواصان. یه برادر طلبه که بایه گروه دانشجو اومده بودن، میگفت: این زینب خانم. عجب متحول شده. من تمام حرفاشو خوندم، خیلی جالبه... احسنت.......... ..... اگه یادت باشه همون حرفی که اول کاری بهت زدم ،که: تو باید یه الگو بشی ..... بخدا قسم هرچی هست. تو همین راه حق و حقیقته. فقط......... تاریخ سراسر از همین عبرتهاست. چرا عده ای عبرت نمیگیرند.... آرامش. عشق. صفا. سلامتی روح و جسم. لذت. دنیا. آخرت. فقط در سایه ی بندگی خداست... خوشابه حالت که در جوانی راهتو پیدا کردی........ به این عالی جنابان که در طول تاریخ دل مردان خدا را خون کردند. کاری نداشته باش. الگوی ما آزاد مردان. فداکار تاریخند و در راس همه ی اونا حسین ابن علی علیه السلام.... التماس دعا. ببینمت

post name

زينب 24

نوشته شده در 1392-1-25
نظرات (0)

سلام.....فکر کنم حساااااااااابــــــــــــــــــــــی سرتون شلوغه ها......در هر صورت خسته نباشید...استاد!!!!!! :)))
سلام الهه جون نه منظورم از عید اول این بود که بعد از فوت اولین عیدمونه و فامیلا میریزن خونه ی صاحب عزا ها از این رسوماتی که من شخصا به خیلی هاشون اعتقادی ندارم بیشتر دست و پا گیره تا ......مثل آلان که خیلی دلم میخواس بیام جنوب ولی....تو میری الهه؟وای خوش بحالت وااااااااای خیلی واسم دعا کنی ها باشه وااااای خوشبحالت.تو چقد خوشبختی که شهدا طلبیدنت.خوش بحالت......

------------------------------------------

سلاااااام!
یا حاجی از دستم ناراحتین....!یا سرتون خیلی شلوغه....!یا نمی دونم دیگه همین 2تا به ذهنم رسید.....!!!!!!!!!!!!!!!
یه وقتی جواااااااااااااااااااااااااااب ندین هاااااااا
بد میشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه!!!
در هر صورت شما چه جواب بدین چه ندین ما مشتـــــــــــــــــــــــریتون بودیم و هستیم!
خیلی احتیاج به دعا دارم...
تو که آهسته میخوانی قنوت ربنایت را میان ربنای سبز دستانت دعایم کن.
همین واسه ما بسه
---------------------------------------------------------------------
سلام.... فوق العاده شلوغم... مرا ببخش... و ذره ای به دلت بد راه نده.... من به لطف شماها زنده ام و برای شماخوبان .عاشقان شهدا . شب و روز ندارم. این چه حرفیه . بعد از خدا و شهدا . تو این دنیا شما جوونا رو دارم. آقایون. سرورون که مارو تحویل نمیگیرن. محل نمیذارن. فقط به گناه حمایت از انتقادات صحیح جوانان.... حالا چطور میشه شماها رو رها کنم
مطمئن باش. آنروز نخواهد آمد.... جدای من تو . خدا نکند.... قرار اصلی اون وره... پیش سبزه علی. آقا جلیل. و مجید جان

post name

زينب 23

نوشته شده در 1392-1-25
نظرات (0)

سلام حاجی ,ممنونم !
شما دست ما رو گذاشتی تو دست کسایی که اگه حواسمون جمعشون باشه تا قیام قیامتم همه چی آرومه!!!!
البته ببخشید باید زودتر می اومدم ,ولی خداییش سرمون افتضاح شلوغ بود این دانشگام که نمیذاره ما نفس بکشیم...
واقعا ها از یه طرف ماشالا فشاری که واسه دانشگاه و درسا رو آدمه از طرف دیگه ماشلاااااا ماشالا آدم هایی که کلا تو کاره انگیزه دادن فعالیت میکنن جمله های تکراری که هر وقت می بیننت تو گوشت می خونن وای پزشکی سخته نمی دونم این همه هی بخون آخرش بشو پزشک عمومی بیکار بگرد وقتی موهات رنگ دندونات شد میتونی تازه مطب بزنی و از این چرت و پرتا البته من هم بیکار نمی شینم جواب میدم ولی کلا یه سری آدما خیلی رو اعصابن......!
حاجی یه سوال بپرسم خدایی میشه واقعا واقعا راستشو بگین؟؟؟؟؟؟؟قول دادینا!!!!!!
تویه این مدت که خبری ازم نداشتین شما هم فکر کردین من باز عوض شدم و جو گیر شده بودم و از این حرفا؟
ناراحت نمی شم واقعا فقط محض فضولی میپرسم, آخه یه سری از دوستای جدیدم این جوری فکر میکردن!!!تازه اونا فقط یه هفته ازم خبر نداشتن ها!!!!!!!!کلی پشت سره منه بدبخت حرف زده بودن!
داشتم به حرفاتون فکر میکردم واقعا دیدم راس میگید مگه چند سال تو این دنیاییم اصن بگیم200 سال بعدش که دیگه تموم میگه یه روزی که بالاخره همه چی تمومه اون موقع چی آدم اگه نگاهش این جوری باشه خیلی چیزا واسش عوض میشه خیلی کارا رو واسه این 2 روزه دنیا نمی کنه نه؟باحال بود این حرفتون از این دید به زندگی نگا نکرده بودم جالبه!!!اونوخت دیگه از خیلی چیزا و کسا راحت میشه دل کند چون آدم میدونه خودشم خیلی موندگار نیس!!!شهدا هم واسه همین راحت دل میکندن نه؟واسم خیلی عجیب بود که یه سری جوون عین خودم تو اوج جوونی تویه دورانی از زندگی که خیلی کارای مختلف میشه انجام داد بعد پاشن برن از همه چی شون خانواده درس زندگی کار جوونی همه چیو ول کنن و بجنگن و کشته شن...!
چی باعث میشه ؟شاید خیلم آسون نبوده...چه نگاهی داشتن به زندگیشون....؟چطوری تونستن دل بکنن نمیشه گفت که اصن این چیزا رو این دنیا رو دوست نداشتن که مگه میشه بالاخره آدم بودن دیگه
وای این استاد اندیشه ی ما یه جوری در مورد شهدا حرف میزنه اصن یه سری موجود آرمانی انگار که اصن مثه آدم های عادی نبودن این جوری ازشون تعریف میکنه اصن یه جوری که آدم دیگه باید آرزوی شهادتو با خودش به گور ببره با اون اوصاف چون نمی دونم شایدم واقعا این جوری بودن....بودن؟
مثلا میگف یه شبی تویه این قبر ها که میکندن نماز میخوندن یه پسره 15 یا 16 ساله داشته کللللللی گریه میکرده که خدایا منو ببخش که پشت چراغ قرمز من تو ماشین نشسته بودم و 30 ثانیه آهنگ ماشین کناری رو شنیدم من که خودم کلا وقتی اینو تعریف کرد ناامید شدم نمی دونما یعنی واقعا اگه آلان شهدا بودن شاید خیلی از کارهایی که واسه ما کارای روزمرمونه رو گناه میدونستن بعد بخاطرش شب توبه میکردن ولی ما هر روز انجام میدیم و چیزیمونم نمی شه حالا چطوری حتی به خودم اجازه ی ارزوی شهادتو بدم؟
واقعا آهنگ گوش کردن این جوری که اون شهید بخاطرش گریه میکرد گناه داره حاجی؟ من که اصن فکرشم نمی تونم بکنم یه روز آهنگ گوش ندم البته یه چیزی ها از بعد محرم دیگه قول دادم که فقط مجاز گوش کنم البته خدایی خیلی با هم فرق نمی کنن ها ولی نمی دونم اصن با این عادت های روزمره که واسه شهدا گناه حساب میشده و شاید خیلی کارای دیگه که من هنوز خبر ندارم دیگه اصن جایی برا امید میمونه...؟
دیشب داشتم فکر میکردم این حرفتون که خوشبحال اونایی که تمام زندگیشون بندگی خداس واقعا ها....
داشتم فکر میکردم که خدا یه چند سالی بهمون فرصت میده یکی راهشو پیدا میکنه میشه شهید...
یکی واقعا زحمت میکشه میشه مثل آقای بهجت که من خیلی نمی شناسمش یا مثه آقای خوشوقت که تو دانشگا نماز خوندن واسش من تا قبلش نمی شناختمشون اصن ولی یه چیزایی شنیدم از بچه ها اصن موندم یکی هم مثه ایشون میشه و میرسه به خوده خدا...
یکی راهو پیدا میکنه ولی همش یا شعار میده تو یا مقدماتش میمونه ....یکی هم که کلا خودشو میزنه به اون راه.....
واقعا داشتم فکر میکردم که من جزو کدوم دسته میشم واقعا ها یعنی چی میشه من خیلی از این که راهمو گم کنم از این که کج برم میترسم دیگه چون حتما حتما حتما زحمت میخواد تلاش میخواد اگه بخوام جزو دسته ی اول دوم که میدونم نمی شه ولی حداقل یه کم شبیه اونا بشم کشکی که نگفتن شهدا بیایین ما میخواییم بهتون این مقام رو بدیم زحمت میخواد دیگه......
چه جوری میشه حاجی ؟دیر نشده؟چه میدونم شما که آدم خوبی هستی تازه سابقتونم خوبه تازه پارتی تونم کلفته واسه من که از اون سابقه دارای خراب کاریم خیلی دعا کنین یادتون نره ها...
ووووو سلام بر رفیق خودم دکتر الهه....چطوری؟ از لطفت ممنونم...
منم دلم تنگ شده بود واقعا, اصن از وقتی باز میام اینجا خیلی انرژی میگیرم !
تو که خوبی ایشالا؟ نه متاسفانه امسال نمی تونم بیام خیلی خیلی هم دوست داشتم که بیام ولی خب عید اوله و باید باشم....شهدا نطلبیدن حیف واقعا حیف خیلی دوست داشتم بیام ! تو میری؟ نه بابا این چه حرفیه تو که خودت از بچگی با یادشون بزرگ شدی همیشه حواست به خیلی چیزا بوده اونا دیگه تو رو از خودشون میدونن دیگه ماها که خیلی حواسمون از همه جا پرته واسه اینکه یه کم به خودمون بیایم یه تلنگری میزنن تو که اوضاعت خوبه.خیلی خوشبحالت الهه من یکی رسما حسودیم میشه که این همه خوب وبا خدایی...شنیدم شهید احمدی روشن به رفیقاش میگفته که شما واسه من دعا کنین من واسه شما چون شما با زبون من گناه نکردین منم با زبون شما گناه نکردم دعامون در حق هم دیگه مستجابه من واسه تو دعا میکنم تو هم که خیلی خوبی و خوش بحالت خواهشا یادت نره واسه من دعا کنی.
یا علی


post name

زينب 22

نوشته شده در 1392-1-25
نظرات (0)

سلام سلام سلام استاد!!!!!!!!!!!!!!!!!! دیشب نمی دونم چی شد یهو همه چی پرید!!!!!!!!!
سایت جدید مبارک باشه....خیلی باحاله ای ول واقعا نمرش بیسته....!!!!!!!!!!!!وای دلم واسه سایتتون یه ذره شده بود البته تو این مدت میومدم سر میزدم چند دفعه ای اومدم ولی دیشب یه دل سیرررررررر نشستم فقط پست خوندم و حسابی حال کردم واقعا روح آدم احساس آدم صاف میشه حال آدم حسابی جا میاد با شهدا با خاطره هاشون شعار نمی دم حاجی ها واقعا میگم تو این اگه اشتبا نکنم یه ماهه که ازم خبری نبود شاید فکر کردین نمی دونم رفتم پی کارم یا مثلا تو همون محرم صفر جو منو گرفته بود و حالا دیگه رفتم دنبال زندگیمو رفیق نیمه راه بودم و باز شهدا رو یادم رفت و از این جور حرفا ولی بگم بهتون شاید باورتون نشه شاید خیلی ها بهم بگن چرت میگی شاید مسخرم کنن ولی حاجی به همون شهدا قسم لحظه لحظه ی اتفاقاتی که واسم افتاد ثانیه به ثانیه ی این یه ماه همش فکر میکردم اگه واقعا من شما رو پیدا نمی کردم با شهدا رفیق نمی شدم چـــــــــــــــــی میشد من چی میشدم چه جوری می تونستم ادامه بدم واقعا به این زندگی ..........
ایشالا خدا واسه هیچ کس نیاره امتحانا که تموم شد.....مادر بزرگم _مادره مادرم فوت کرد.........چه روزایی بود چه شبایی که اگه من این شهدا رو نداشتم اگه دستم تو دستاشون نبود می باختم واقعا می باختم......بازم ایشالا خدا واسه کسی نیاره چون به فاصله 2 هفته دایی ام سکته کرد و فوت کرد....یعنی اگه این قطعه شهدای بهشت زهرا نبود واسه زار زدن من واقعا نمی دونم الان کجا بودم چی کار میکردم!!!!!
اینا رو نگفتم که ناراحتتون کنم یه وقتی فقط خواستم اول بگم که این مدت رفیق نیمه راهه شهدا این سایت اینجا حرف های شما نبودم و بعدم خواستم باز یاداواری کنم هم واسه خودتون هم خودم که شما چه نعمتی هستین حداقل تو زندگیه من یکی که کولاک کردین....همش حواسم بود که خدا هست خدا داره نگا میکنه خودش هوامونو داره اماما شهدا کمک میکنن و واقعا هم کردن
من تو این مدت یه چیزی فهمیدم حاجی هیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــچ جای دنیا هیـــــــــــــــــــــــــچ خبری نیست هیچ جا هر چی هست هر چی باید باشه همه همه همه در همین خونس واقعا اینو با سلول سلول های بدنم دارم میگم که هر چی هست هر خبری هست ایـــــــــــــــــــــــــنجاس.....جدی میگم واقعا خدا رو شکر خدا روشکر که خودش هست که امام زمان رو داریم که شهدا هستن خدا رو شکر ما اینجاییم تو ایران یه مملکتی که شیعه ایم که یه آدمایی مثه شهدا رو داریم واقعا بیچاره اونایی که اماما رو شهدا رو نمی شناسن واقعا بیچاره اونا یعنی واقعا ها.......
ای بابا چقدر واسه خودم سخنرانی کردم ببخشید ولی نمی دونم من هر چقدرم که بگم هر جوری هم که بگم بازم فکر کنم نتونم درست بگم که چه سرمایه ها ی ماهی داریم چه گل های هستن این شهدا چطوری دست منو گرفتن که حتی خومم نمی دونم راستش......
نوشته بودید شهید سبز علی مراقبمه بود حاجی باور کنین بود حاجی ......نمی دونین چه انرژی میدن به آدم من اگه خیلی اتفاقایی که شد رو بگم خیلی ها برگردن بگن خرافاتی و از این حرفا که خودمم قبلا میزدم ولی همین اندازه بگم که شهید سبز علی داداش خودتون شهید دلبریان با این که من همین اندازه قدر چند تا خاطره و عکس میشناختمشون خیلی خیلی کمتر از شهید سبز علی حتی ولی واقعا این جوری بگم بهتون اگه اگه این 2 شهید نبودن شاید شاید من آلان معلوم نبود کجا بودم اصن بودم.......بیخیال!!
ببخشید این همه حرف تلخ زدم ولی مونده بود تو دلم باید بهتون میگفتم.....
شما خوبید ایشالا.....؟سایت جدیدتون خیلی توپه ها ترکونده قشنگ عااااااااالــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیه خداییش حرف نداره!!!!!!!!!!!!این جور که معلومه فکر کنم حسابی سرتون شلوغه ها راستی بابت عکس های کاشمر خیــــــــــــــــــــــــلی خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی ممنون اونقدر به من انرژی میداد منو آروم میکرد که نمی دونید.....دمتون گرم
وای وای وای راستی نگفتم بابت اون مطالب ولایت فقیه که گفته بودین ممنونم خیلللللللی ممنونم خودمم تو امتحانا یه سری سخنرانی های آقای پناهیان رو گوش کردم دیگه الان بصورت کمپلت واسم جا افتاد یعنی قشنگ آلان میفهمم که چقددددر مهمه چقدر خوبه تازه یه دیداری بود بچه ها میرفتن بچه های داشگاه فکر کنم اگه اشتبا نکنم اربعین میرفتن بیت رهبری منم دفتم یعنی هر چی بگم کم گفتم خیلی نورانی بود آقای خامنه ای آهان راستی منم جدیدا دارم تمرین میکنم دیگه نگم آقای خامنه ای میگم آقا!!!خیلی خوب بود واقعا اتفاق بزرگی بود تو زندگیم!
یعنی حاجی اگه منو ببینین دیگه عمرا اگه باورتون شه که من اون زینبم تازه دیگه یاد گرفتم بعضی وقتا دیگه با چادر رو هم میگرم.....!:)))) فکر کنم دیگه کاملا شبیه این خواهر بسجی ها شدم البته قیافم ها نه رفتارم....!:)نه ولی جدی اونقدر عوض شدم که دوستای قدیمم میگن دیگه واقعا نمی شناسیمت قبلا فکر میکردم حالا اگه بخوام یه جور دیگه شم خیلی از رفیقامو از دست بدم ولی آلان میدونم که فقط رفاقت با خدا با شهداس که واقعا از دست دادنش نگرانی داره نه هیچی دیگه.......
اون لباس های اقا مجید رو که میخوندم گریه ام گرفته بود واقعا شهدا همینن یعنی من نمی دونم چی بگم اصن بعضی وقتا واقعا نمیشه با کلام با حرف ادم خیلی چیزا رو بگه خوش باید ببینه لمس کنه تا بفهمه شهدا واقعا مسیر زندگی منو عوض کردن حالا منه بیخیال که واقعا روز به روز حرفای قبلی ام فکرامو که مرور میکنم میبینم چه بد قضاوت میکردم راجبشون وای به اونایی که از بچگی با یادشون با مرام اونا بزرگ شدن....
به حرفاتونم مو به مو گوش کردم مخصوصا تواین ختم ها که فامیل و دوست و آشنا زیاد بودن همون جوری باسیاست تمام با برخورد خیلی خوب جوری که چند نفر برگشته بودن به مامانم گفته بودن زینب چقدر بهتر شده هم رفتارش هم مهربون تر شده از وقتی حالا تغییر کرده...حالا اونا کی بودن کسایی که حتی به حجاب <<اعتقادی ندارن>>>>!!!!!!!!!!
تو دانشگا هم طبق دستور شما پیش رفتم خدایی راس گفتین ها استاده خیلی بهتر شد باهام خیلی رفتارش عوض شد ولی خب امتحانای آخرمو به خاطره این جریانات نتونستم خوب بدم وگرنه نفر 1 دانشکده شده بودم حیف...ایشالا این ترم!!!!!!!
در مورد اون کلاسا هم که نه بابا من اولا الان منظورم نبود چون عمرا اگه برسم بعدم گفتم دوستم میره خیلی تعریف میکنه منم گفتم ببینم چه جوریه وگرنه منو چه به این حرفاااااااااا!!!!!!!!!!!فقط واسه یه تجربه پرسیدم که اون جوری که شما گفتین فکر کنم تجربشم خوب نی باید بیخیال شم جوشم افتضاحه هر چی دور تر باشم از این جو ها بهتره نه؟
آره ها در مورد اون انتقاده میگم خوبه آدم حرف میزنه مثه مرد بیاد یا پای حرفش باشه یا قبول کنه اشتبا کرده این جوری که نمیشه.....!
کاش یه قسمتی اصن تو سایتتون میذاشتین واسه آقا مجید ازش خاطره میذاشتین نمی شه؟؟؟؟نمی شه یه ذره بیشتر ازشون بگین از رفتاراشون تو خونه بیرون .....
ببخشید خیلللللی حرف زدم ولی خیلی حرف داشتم و دارم آخیش یه کم واقعا سبک شدم قدر خودتونو بدونید ها!!!!!!!!!!!!!!!خودتون نمی دونید چه نعمتی هستین!!!!!!!
راستی الهه خانوم رفیق ما چطوره درسا چطوره همه چی آرومه؟ خوب پیش میره؟ممنون که به یادم بودی منم به یادت بودمو هستم.....همه مون تا وقتی یه پدیده ای به اسم شهدا داریم نگران هیچی نباید باشیم.....چه فلسفی شد ها!!!!!!!!!!:))))
خیلی واسم دعا کنین هم شما هم خانم دکتر!!!!!!!
یا علی
 
اولا سلام
دوما عرض تسلیت و تعذیت بمناسبت درگذشت عزیزانتان. از درگاه الهی رحمت و مغفرت آنان را خواستارم...
خیلی خوش آمدید... اگر چه یه قدری دلواپس شده بودم... اما خاطرم جمع بود که هر جا باشید. موفقید...

آیت الله بهجت میفرمایند:همین برای انسان کافیست.که خود را در محضر خدا ببیند. و خدا را در همه احوال. مطلع از خود و در همه جا حاضر و بر همه کارها و احوال خود ناظر بداند
..... اگر مردم به همین مقدار که میدانند. عمل کنند. کار درست میشود
..... یه نگاه خودت بینداز و قضاوت کن... ببین مادر بزرگت رفت. ... یه واقعیت روشن جلو چشم من و تو... چی با خودش برد... اون ور چی به دردش میخوره... این از آخر دنیا... اما در این سفر بی بازگشت... چرا بعضی غافلند و ره توشه برنمیدارن..... سرمایه ی عمر را هدر میدهند و چه ضرر بزرگ و غیر قابل جبران.... حال اگر. طبق دستور خدا زندگی کنیم. هم به آرامش میرسیم و هم عاقبت بخیر میشویم.... از کار خوب هیچکس ضرر نکرده....
خوشبحال اونایی که تمام زندگی شون. بندگی خداست

post name

زینب21

نوشته شده در 13, 10, 1391
نظرات (27)

پست 55؛ زینب21  زائر امامزادگان کاشمر

پیرو زینب 19 که قولشو داده بودم

این سفر کاشمر... عجیب بود... با همه سفرای عمرم فرق داشت... خیلی با برکت بود .. خیلی

در بدو ورودم به کاشمر در ظهر دهم دیماه 91

به حرم امامزاده سید مرتضی مشرف شدم، به محض ورود صدای قرآن و اذان از گلدسته ها بگوش رسید، نماز رو به جماعت خوندم

من احترام ویژه ای به اینجا میگذارم ... علاوه بر اینکه امام زاده است و حاجتهای زیادی برآورده کرده و در کشور خیلی مرید داره

من در این فضا سالها خدمت کرده ام و اینجا با شهدای زیادی بودم

در جوار این حرم، سالهای جنگ، پادگان آموزشی بسیجیان بود...چه جوانانی که از سراسر کشور آمدن. آموزش دیدن و رفتن جبهه .... شاید خیلی هاشان شهید شده باشن،  مثل همین بچه های شمال ... هیچ خبری دیگر از آنها ندارم

امامزاده سید مرتضی. در جوار پادگان آموزشی- زمستان 1362

شهید مجتبی مطیع

سالها بعد جوانانی از همان جنس، با همان صفا، پا رد پای اونا گذاشتن 

----------------------------------------------------------------

همان شب با فرمانده دوست داشتنی ، مخلص و متواضع ام...درشهر خودم، تومراسم همسنگرانم، غواصان و تخریب چیان شرکت کردم

سرداری که هنوز بر قلبم فرماندهی میکند ... دلها را به ساحل اروند برد

------------------------------------------------

دوستان وهمرزمانی که بیست سال بود، خیلیهاشونو ندیده بودم، دیدم ... اول نمیشناختم، سر و صورت ها سفید شده بود، اما با همون روحیه ی پشت خاکریز و جبهه.... برای همه شون آرزوی شهادت و عاقبت بخیری کردم، امید که مرا هم شفیع شوند

پیش دوستان شهید و مجید و پدرم که کنارش هست رفتم و سلامت رو رسوندم

مجید و محمدرضا با هم پسر عموین - من با محمدرضا هم کلاس بودم- یادش بخیر، چقدر شر و شور بود

رفت سربازی، تو کردستان کومله های ضدانقلاب زدنش ....... خوشبحالش

زَن عَمُو در فراق محمدرضا  اوُن قَدر اشک ریخت، که  مدتی بعد پیش پسرش رفت!!!  طولی نکشید عموهم رفت!!ه

الان هر سه نفرشون کنار هم آرمیده ان

عجیب تر اینکه، من خیلی کاشمر میرم و رفتم به دست بوسی مادر

اما نمیدونم چه سری بود، ایندفعه ...... مادر لباسای مجیدرو آورد و به من هدیه کرد!! گفت: بذار تو سنگر غواصان

نمدونم چه سری بود... حتما مجید بهش الهام کرده..... آخه این دفعه که رفتم کاشمر، حامل یه سلام بودم از یه تازه وارد

آیا نباید مجید یه طوری ملموس جواب بده!!! از این واضح تر

بهترین هدیه در عمرم


post name

زینب20

نوشته شده در 12, 10, 1391
نظرات (5)

پست 54 ؛ زینب 20

زائر امام هشتم علیه السلام

تقدیم به امام زمان

تقدیم به آستان رئوفانه ی امام رئوف

و تقدیم به روح پاک همه ی شهدا از جمله آقا جلیل و شهید سبز علی و شهید مجید دلبریان

و تقدیم به بهترین معلمم , استادم .....علیرضا دلبریان...کسی که ماند تا ما جا نمانیم

غروبای جمعه با این زینب جدید خیللللللی قشنگ تر از غروبای غفلت زده ی زینبه قبلیه.....وقتی خودت تهرانی ولی دلت چسبیده به پنجره فولاد و زار میزنه که آهای امام رضا اونی مریضا رو شفا میدی بیا و ....این دل گناهکار ما رم شفا بده بیا و یه نگاهی یه نظری امام رئوف

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

اماما آفتاب شهر طوسی        کند خورشید با تو دیده بوسی

بگیرد پرتو از نور وجودت     همی داند که تو شمس اشموسی

واما....

در برابر نورت آسمان هزاران خورشید کاسه ی واژگونی است عاری از تابش

با هر نگاه به گنبد طلایی ات قلبم تا عالم نور اوج میگرد و با هر قدم در صحن تو روحم حیات تازه ای میگیرد و با هر کلام از زیارت نامه ات پَرِ من گشوده می شود بسوی عالم نور

و اگر دستی بر حرم مطهر زنم بیکرانه ترین مأمن عشق را لمس کرده ام

و نمازم در بارگاهت آینه ی عشق را در برابرم می تاباند

میدانم...باد هر بامداد که بر پرچم تو بوسه میزند ....طراوت عشق را می پراکند

میدانم...کبوتر های حریم حرمت...با فرشته ها نشست و برخاست می کنند

میدانم...ملائک فخر دارند که در بارگاهت فرود آیند

میدانم...هر سپیده دم که خورشید سر بر بارگاهت می زند ....دیدگانش را به راهت میدوزد

میدانم...اگر نیم نگاهی کنی,سپیده خجل می شود

میدانم...باران که به پاکی و صفا معروف است....در چشمه ی عشق تو وضو میگیرد

میدانم...که عالم هستی از نام تو آبرو میگیرد.....میدانم مولای من

اما نمی دانم....نمی دانم که در این واویلای نور

من کجایم...؟کجای این عشق بیکرانه ام...؟

دست قلب مرا هم بگیر یا

.....................................................................

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام حــــــــــــــــــــــــــــــاجی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

وای دلم واسه این جا واسه حرفاتون واسه عکس های این شهدا واسه نظر دادن واسه خودتون  یــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه ذره شده بود

وای نمیدونید اصن این صفحه ی سایت رو که باز کردم عکس ها رو که دیدم باورتون نمی شه همـــــــــــــــــــــــــــــــــــــه ی خستگی های خیــــــــــــــــــــلی زیادم یه جا در رف.....آخیش خدا نیاره روزی رو که این سایت و شما و این حرفا زبونم لال نباشن اونوقت من دیگه واقعا یه چیزیم میشه

تو این یه هفته که نبودم واقعا جدی جدی جای خالی شما و حرفاتونو سایتتون تو زندگی من کااااااملا مشهود بود

ببخشید واقعا در گیر بودم یعنی قشنگ این یه هفته بابامو این دانشگا در آورد از صبح می رفتم تا 8 دانشگا بودم تازه با اون همه ترافیک تا میرسیدم دیگه 9.30 10 بود یعنی دور از جونم.....عین جنازه بودم واقعا سخت بود....

هی میگفتم دیگه آخر هفته میرم سایت و یه هوایی تازه میکنم دیگه آخر هفته هم بابام داشت وسایلشو جم وجور میکرد وای حاجی خوش بحالش رفت کــــــــــــــــــــــــربلا......خیلی دلم گرفت دوشت داشتم این امتحانای لعنتی نبود منم میرفتم خیلی ناراحت شدم کاش منم میطلبیدن و میتونستم کربلایی شم.....شما رفتین..؟میگن خیلی محشره

تو محرم که میرفتم هیئت یه بار سخنرانش برگشت گف ایشالا تو زندگیت فقط سر یه دو راهی باشی اونم بین الحرمین باشه

من نرفتم ندیدم اینایی که بقیه میگن ولی حاجی خیلی دلم میخواد برم.....خیلی هوای کربلا زده به سرم

یعنی حس میکنم واقعا همه ی عشق اونجاس شهادت رو میشه اونجا گرفت,آدم شدنو,خوب بودنو...چه میدونم

در مورد ولایت فقیه کااااملا واسم جا افتاد واقعا من اصلاااااا این چیزا رو دو نمی دونستم این جوری هستن ایشون خیلی جالب بود واسم خیلی دیدم رو باز کرداصن فکر نمی کردم این جوری باشه واقعا پ این جور که میگید خیلی هم چیزه خوبیه ولایت فقیه خیلی توپ توضیح دادین....ای ول عین همیشه

فقط یه چیزایی رو واسم مبهمه یعنی آخه این جوری که شما میگید امام معصوم بود که بر ما ولایت داره دیگه یعنی باید بدون حرف پس وپیش از دستورش اطاعت کرد حالا این فرق بین ولایت فقیه و امام معصوم چیه پ یعنی ولی فقیه هیچ اشتباهی نمی کنه....؟؟؟؟؟؟مگه میشه؟

یعنی فرق امامت و ولایت فقیه فقط توی معصوم بودنه؟

بعد یه چیز دیگه حالا این  ولی فقیه رو که این قددددر شرایطش مهم و حساسه کی انتخابش میکنه یعنی منظورم اینه که ما آدما که امامامونو خودمون انتخاب نکردیم که چون نمی دونیم و نمی تونیم تشخیص بدیم حالا با این اوصاف از ولی فقیه  که این همه شرایط حساس داره بازم ادما که نبید انتخابش کنن دیگه؟؟؟؟نه؟

واقعا کسی که ولی فقیه رو قبول نداشته باشه نمازش باطله....؟جدی جدی؟؟؟؟

چرا آخه این قدر مهمه؟

ولی آره اطلاعاتم راجب ولایت فقیه خیلی خیلی کمه باید مطالعه کنم راجبش ,کتاب بهم معرفی می کنین؟

تورو خدا کتاب شهید مطهری معرفی نکنین ها وای یکی از این استادامون وای میاد درباره ی چه میدونم اندیشه های دینی و از این جور چیزا حرف میزنه از وقتی دیده چادری شدم هی واسم کتاب شهید مطهری نمی دونم راجب حجاب وزن در اسلام و از این جور چیزا میاره منم واقعا نمی فهمم حرفای قلمبه خیلی داره اصن حالیم نمیشه که چی میگه واقعا کتاب سنگینیه به نظرم من هر وقت اراده کردم بخونمش با 2تا خط خوندن حوصله ام سر میره

وای حاجی یکی دیگه از استادامون از وقتی چادری شدم باهام لج کردددددده در حد المپیک.....اولاش هی سعی میکرد باهام حرف بزنه و راهنمایی ایم کنه که راهی که انتخاب کردم اشتباهه و از این مزخرفات ولی بعد که دید فایده نداره باهام خیلی لج افتاده میترسم منو بندازه امیدوارم این کار رو نکنه چون واقعا دوس دارم حالا که عوض شدم و چادری شدم واقعا نفر 1 بشم که فکر نکنن حالا که این جوری ضعیف شدم که نه تازه پیشرفتم کردم خدا کنه وای دعا کنین ها!!!!!!!!!!!!

راستی یه چیزی چند وقتیه که میخواستم ازتون بپرسم البته آلان که واقعا نمیرسم برم ولی قراره بعد امتحانا برم گفتم یه مشورتی با شما بکنم ببینم اصن کار درستی هست واقعا یا نه؟

من و یکی از دوستام آلان چند سالی میشه که دوست داشتیم بریم تو کاره تلویزیون و اجرا و کلاس های بازیگری یعنی اولش من خودم خیلی علاقه ای نداشتم و نرفتم ولی یه چند دفه که این دوستم میرفت رفتم دیدم خیلی علاقه مند شدم ولی جو اونجا هم اصن خوب نبود ازیه طرف خیلی دوست دارم ها ولی از یه طرف که فکر میکنم میبینم خوب اگه شهدا بودن که نمی رفتن حتما این که خدا هم راضی هس یا نه روهم نمی دونم بعدم شما تو حرفاتون همیشه میگین که آدم باید به بقیه خدمت کنه و نمی دونم خدمت به خلق و اینا ولی آلان چند وقتیه هر چی فکر میکنم هیچ خدمت به خلقی توی بازیگری یا اجرا نمی بینم گفتم بیام از خودتون بپرسم چون واقعا دوس ندارم یه کاری کنم که خدا یا اماما یا شهدا از دستم باز ناراحت شن درسته که دوست دارم ولی اگه خدا دوست نداشته باشه منم دیگگگگگگگه دوست ندارم که دوست داشته باشم.....اوه چی شد چقد دوست دوست کردما.....:))))

ولی به قول استاد دلبریان..... اگر لذت ترک لذت بدانی **** دگر لذت نفس را لذت نخوانی واسه همین میگم اگه خدا نخواد منم حتی اگه دوست داشته باشم نمیخوام که بخوام...حالا گفتم از شما بپرسم دیگه طبق معمول ....مزاحم همیشگی

باشه چشم حتما همین آلان میرم وبلاگتونو راجب آقا مجید میخونم وای خیلی دوس دارم بدونم راجبشون

حق با شماست خوبه حالا این همه این پست 49 ادعاشون میشد واقعا کجان پ چرا نمیاد جواب بده بالاخره آدم حرف میزنه باید پاش باشه دیگه

راستی حاجی این دانشگا امام صادق که نوشتید یعنی......شما اومدید ....تهراااااااان

وای یعنی خدا کنه که اشتبا فکر کرده باشم یعنی اگه درست باشه ها پشت سر هم 3 تا جیغ بلند میکشم ایشالا که این جور نباشه وای یعنی اگه اومده باشین یعنی دیگه من ته ته ته ته تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهِ بی سعادتی بودم که شما اومدین و من نتونستم ببینمتون

راستی یه کم بیش تر راجب این عملیات کربلای 4 میگید از حرفاتون معلومه خیلی این روزا به یاد شب های عملیاتتون و رفیقاتونو اون شبا هستین واقعا چی داشت اون شب های عملیات من تو حرفاتون چند دفعه خوندم که از حال وهواش گفتید خیلی قشنگ بوده نه....؟اولا همش فکر میکردم اونایی که جبهه بودن و از خاطرات جبهه میگن همش تو فاز غم و غصه و گریه ان ولی آلان که میبینم اولا غم نیست به معنی اون غمی که ما فکر میکنیم بعدم اگه اشکی هس از سر عشقه همینو بس...

میدونم که من این حرفا واسم زیادی بزرگه که من کجا  این آرزو ها کجا ولی آرزو بر جوانان عیب نیست

حاجی دعا کن از این اشک ها و از این عشق ها به منه جا مونده از همه چی و همه جا بدن...خیلی زیاد دعا کن واسم

این روزا خیلی دلم هوای کربلا میکنه....

راستی دکتر الهه  خوبی ایشالا....؟ دیگه یه چند وقت دیگه دانشگات شروع میشه نه؟از اولش خوب بخون که ایشلا تو هم نفر 1 بشی تو تویه کاشمر (اگه اشتبا نکنم)منم تهرون.....راستی اشکالی چیزی درسی داشتی ما هستیم البته شما خودتون استادین ها...

میگم اگه دوست داشتی به جای چرت و پرت های من یه چند تا از این خاطره قشنگ ها ی حاجی ببر فکر کنم تاثیرش هم خیلی بیشتر باشه وقتی دل پاک باشه سخنی که از دل باشه به دل هم میشینه دیگه خب این حاجی ما هم دلشون پاکه هم حرفاشون به دل میشینه ....به نظرم تاثیرشم بیشتره بازم هر جور صلاح میدونی...دعا هم یادت نره همکار آینده!

جواب با سرافکندگی

آره ! دلبریان، مونده !! دلبریان، وا خورده !! تا امروز سند زنده ی یک "خسران دیده " و متضرر باشه

امید که همه "عبرت" بگیرن و موقعیتهای طلایی زندگی رو مثل من از دست ندن

من موندم !! تا نسل امروز جامونده های قافله شهدا رو ببینن

شهدا، الگوی موفقیتند و من الگوی هدر دادن و بهره نگرفتن و به قله نرسیدن

خدایا، شب و روز دراین فکرم،چگونه جبران مافات کنم !! آیا به یارانم خواهم رسید !؟

هر کسی از ظَن خود، شُد یار من  ***  وَر نَشُد  آگاه از اَسرار مَن

اللهُم اجَعل عَواقِبَ امورنا خَیرا

-----------------------------------------

چه زیباست... بادل سخن گفتن... پیش مولا

بُعد منزل نَبُوَد، در سَفَر روحانی

خوشابه حال دلهای زائر

بدا به حال زائران غافل

--------------------------------------------

قرآن که کلام خداست ! برای همه موجب هدایت نیست! هُدً ی اللمُتَقین...آنهایی که اهل پرهیزکارین! آنها که صفحه دل را تمیز نگَه میدارن! نور قرآن، مثل سیره ی شهدا، بر دلهایشان میتابد

سند زنده ی این کلام الهی، خود شمایید

وقتی دل را بیاد خدا جلا دهی، وقتی دست بدامان اهل بیت شوی، و در کلاس شهدا زانو بزنی و تواضع کنی

قطعا و بلاشک... عنایاتشان شامل حالت میشود

بهترین عنایت شهدا ... صفای دلی ست، که به شما داده اند

-----------------------------------------------------

اولویت درس خواندن شما ست

کربلایی(پدرت)را سلام برسان، در چه موقعیتی ویژه ای مشرف شده اند، ماه صفر. اربعین...خوشبحالشون

قله ی عشق، کربلاست

بهترین عاشق و مطیع مولا ابولفضل است

دل کربلایی دار ، که کربلا را عبودیت و اطاعت از ولی ... ارزشمند کرد

خدایا، ما را به هدف حسین علیه السلام که آزادگی، و رها شدن از قید و بند زر و زیورهای دنیا و قل و زنجیر هوا و هوسهاست، عارف کن وعامل

-----------------------------------------------

فرق بین ولایت فقیه و امام معصوم خیلی چیزاست

مثل فرق یه سرهنگ با یه فرمانده ارشد ، یا فرمانده کل قوا

ما باید برای پیشبرد احکام الهی و حفظ جامعه اسلامی و مدیریت حکومت، قائل به سلسله مراتب باشیم

قرآن هم تاکید کرده... قبلا گفتم. اصیعو ا الله و...............ه

قطعا ولایت فقیه هم، ممکن است اشتباهی بکند، نعوذ بالله، خدا که نیست، بنده ی خداست...  منتهی یه بنده ای که، در راه عبودیت خدا، خیلی بیشتراز بقیه تلاش کرده، زحمت کشیده، علاوه برعلم، معرفت کسب کرده ... مُهذب شده، ساخته شده، از هوا و هوسها دور شده، شجاعه ، مدیره و........ مثل یه فرمانده لایق

اما مهم چیست !؟!؟

 عدم پیروی از هوای نفس است ... نیت خالص باشد، خائن نباشد

مگر پیامبران الهی، و حتی رسول بزرگوار اسلام صل الله، در تمام تصمیماتی که میگرفتن موفق میشدن!!؟؟

مگر امامان معصوم علیه السلام، برای پیشبرد اهداف الهی خود، وِرد  میخوندن!؟ ...جادو میکردن!؟

مگر در جنگ اُحُد ، پیامبر با فرماندهانش مشورت نکرد!؟

نتیجه چه شد !؟

در جنگی که پیامبر صل الله بودن ! حضرت علی علیه السلام  بودن ! و خیلی دیگر از بزرگان! شکست خوردن

همون زمان هم مسلمونای سست عنصر و بهانه گیر...که بدنبال راحت طلبی بودن،پیامبر صل الله را مورد محاکمه و بازخواست... که چرا شکست خوردیم!!! با امامان دیگر هم همین گونه

تمام مدت عمر علی علیه السلام از بعد پیامبر صل الله درگیری با همین کوته فکراها بود

امروز هم شاهد هستیم !!!  توقعات بیجایی که از رهبر دارن

  وقتی به خدا ایمان آوردیم !! اصول دین رو پذیرفتیم !! رسالت پیامبر صل الله رو قبول کردیم!!  او هم در غدیر خم ، علی علیه السلام را بما معرفی کرد!! ه

من کنت مولا فهذا علی مولا

انتخاب مگه چیست !!؟؟

در غیبت امام معصوم علیه السلام. فقیه جامع الشرایط. شجاع و.... مدیریت و هدایت جامعه را بعهده دارد

که توسط خبرگانی که تعیین شده اند. یکنفر مشخص میشود

راه دیگری هست !!؟؟  جامعه را که نمیشود، رها کرد!!!؟؟؟

مگه قراره ما هر طور دلمون میخواد !!! میلمون کشید!!! پیامبر و امام برا خدا انتخاب کنیم !!!!!!ه

یا ما هر کسی که خدا بعنوان رسول فرستاد، ازش اطاعت کنیم !!؟؟

قراره ما بندگی کنیم یا خدایی !!!!!!!!!!!!!!!!!ه

اطاعت از ولایت فقیه، مثل اطاعت از خداست

بدون چون و چرا ... اطاعت محض

تمام چالشهایی که ما در راه رسیدن به خدا داریم !! ریشه اش اینه که ،میخوایم لذت مادی ببریم، همون جاها رو خدا دست گذاشته و منع کرده

و این منع کردن ها توسط ولایت فقیه، اجرایی میشه و راحت طلبها ! ضعیف الایمانها...دادشون در میاد

به خدا قسم خیلی از همین آدمهایی که خدا و پیامبر و حتی امامان رو احترام میگذارن ، اگه همون امام سر از خاک برداره، در مقابلش می ایستن و از همین حرفایی که به مقام ولایت فقیه میزنن به او هم خواهند گفت

این صحبت من نیست، کلام خدا در قرآن است

بله . نماز بی ولایت...... بی امام باطله. باطل

خدا . از ما فقط دورکعت نماز که نمیخواد!! نماز، ذکر است!! نماز، توجه به مبدأ هستی ست ... که بدانیم از کجاییم ! به کجا میرویم! اما امورات جامعه اسلامی. مردم رو کی باید اداره کُنه!!؟؟

خدا در قرآن گفته، ما پیامبرانی از جنس خودتان فرستادیم ، تا پیام را بشما اعلام کنند ، گوش کنید و مطیع محض آنان باشید..... مگه ، همه گوش دادن!؟ الان هم همینطوره... بنظر من . هیچ فرقی نداره..... وسایل  و ابزارها عوض شده ... فکر همان فکر است .. راه همان راه است

اگه در آیات قرآن دقت کنید... بهانه های امروز... مثل همون صدر اسلام است

نمدونم اونایی که ایقد برا انجام دادن یه کلام حرف ولایت که حرف خداست، بهانه میارن!! و بدنبال فرار از زیرش هستن

چرا تا شیطون اشاره میکنه!! فقط اشاره... با سَر میدَوَند!!!؟؟ ؟ چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟

چون باب دلشُوِنه!!! یعنی باب مِعدَه شونه

ولایت فقیه مهم است، چون خدا مهم است... مگه نماز بی امام میشه خوند !!؟؟

ممکنه یکی بگه: آره میشه خوند !!!  مثل نماز اونایی که تو مسجدالحرام به نماز ایستادن... بدون حسین

آره میشه خوند، مثل نمازای زمان شاه، که کاری به کار مملکت و مردم نداشتن

اون نماز، به درد عَمَه خانُومشون میخُوره

مگه الان اطراف ما نماز نمیخونن!!؟؟ به چه دردی میخوره

دین، باید جامعه رو اداره کُنه... ما آفریده شدیم تا در روی این کُره خاکی، طبق دستور خدا  تلاش کنیم، کار کنیم، خب تو این کارا باید یه نفر حرف آخر رو بزنه و اون خداست

ولایت فقیه، اگه یه کلمه ی حرفش با قرآن و سیره ی امامان معصوم نخوُنه، ولایت فقیه، نیست

  ---------------------------------------------------

متاسفانه خیلی از مبلغین ما، مُبلغ، نیستن

مُبَلِغ ، باید قدری روان شناس هم باشد

اصلا من کتاب معرفی نمیکنم!!!! هر کس خودش  بپرسه و بخواد ، برابر با میزان اطلاعاتش، ذائقه اش ....کتاب معرفی میکنم

بعضی، داروهایی تجویز میکُنن، که طرف رو یه شَبِه میکُشَن

برا چی بعضی ها از مسملون شدن، فرارین!!!؟؟ اونا از اسلام ، فراری نیستن!! از اینا فرارین

شما فعلا همون قرآن حکیم رو مثل کتاب داستان بخُون،عالیه

------------------------------------------

شما باید زرنگ باشی، مگه روز اول بهت نگفتم!؟  خدای نکرده ، قیافه نگیری! ... از قبلا به استادت بیشتر احترام بذار.... با فطرتش باهاش حرف بزن ... ... بگو  : ببخشید استاد، این مامانم خیلی دوست داشت، آرزو داشت، من با چادر دانشگاه بیام و من هم مامانمو، دوست دارم، نخواستم ازم ناراحت بِشِه

مطمئن باش ، بهت احسَن میگه ... .... مَگَه چِه استاد ناجُوری باشِه

باید یه قدری سیاست داشت

--------------------------------------------------

من نفهمیدم، تو قراره چکاره بشی!!؟؟ دکتر!؟ مهندس!؟ مادر روحانی!؟ بازیگر!؟......... بازیگری ابدا و اصلا. ما رو گرفتی ها.... بعد اینهمه تعریف کردن قصه ی لیلی مجنون

آخر میپرسی: لیلی ، مرد بود یا زن

شما یه دانشجو پزشکی هستی، و قراره یه پزشک بشی، خلاص

مگه چقدر فرصت داری که، به این کارا برسی !!؟؟ تمام همتت رو بکار بگیر و تا میتونی تو همون رشته، تجربه کسب کن

همه کاره ، هیچ کاره

الحمدالله همه چیز رو خودت بهتر از من میدونی

درس بخُون، بعنوان یه پزشک، با عزت و احترام، بیا تو تلویزیون صحبت کن

--------------------------------------------

پست 49 که چه عرض کنم، هر کس اومده اینجا ... یا پذیرفته!! یا دَر رفته

هیچکس نبوده که بیاد و منو متقاعد کُنه ... چون من نیستم، شُهدان... خداست ... خوبی ست

ان الباطل کان زهوقا

----------------------------------------------

چشم از کربلای 4 هم میگم ... اما اگه پستای خاطرات رو بخونی، از همه ی کربلاها هست

من تهران نیومده بودم، از روی وب سایت آقا سید انجوی نژاد. اون پست رو گذاشتم

ادامه در پست بعدی


post name

زینب 19

نوشته شده در 9, 10, 1391
نظرات (2)

پست 53؛ زینب 19

زینب دلواپس

یعنی من واستون 3 صفحه صبح تایپ کردم یعنی همش پاک شده....؟؟؟؟؟؟
نگین آره!!! که همین آلان قلبم وای میسته !!!!!ه    

جواب ، مسکن آرام بخش

سلام
نه .. کی گفته پاک شده!؟مگه جرات داره پاک شه!! اصلا پاک شه...از چی میترسی!؟ اونا تو ذهنم حک شد
بی خیال
ذخیره شون کردم تو ، ورد .بعد که جوابو نوشتم پرده برداری میکنم...نترس
اینجا همش دست شهداست... اگه بهت بگم. چه اتفاقات عجیب و غریبی توی این عرصه ی اینترنت برام میفته. از تعجب شاخ در میاری

فردا دارم میرم. کاشمر- بردسکن-یادواره شهدا
حتما سر مزار مجید. بخاطر شما هم که شده میرم و سلام شنارو میرسونم
میرم امام زاده سید حمزه- امام زاده سید مرتضی- آرامگاه شهید مدرس
اصلا عکساشو میارم اینجا
اون موقع خودت با مجید صحبت کن

این که میگن: با خدا باشین، برا همینه، یعنی وقتی آدم نیتش رو خالص و برای خدا کرد، تمام دقتشم بکار گرفت! ولی کار خراب شد!! چون خدا رو در نظر داشتی و  او هم صاحب همه ست و قادر متعاله، پس هر اتفاقی بیفته، ما ضرر نمیکنیم ..... حالا فکرشو بکن! اونایی که خودشونو تو زندگی . تو همه چیز ! همه کاره میدونن!!!! و خدا رو دخالت نمیدن !! اینجور موقع ها چه حالی میشن!!؟؟ به زمین و زمان !! به پیر و جوان !! ....... همه رو مقصر میدونن!! الا خودشون !! مادیون ، اینجورین

بسیاری از مریضیهای جسمی. از بی ایمانی ست به غیب و خدا
آرامش بچه ها تو جنگ در سایه ی توکل بخدا بود
عملیات شکست میخورد، آروم بودن، از کوره در نمیرفتن، بد و بیراه نمیگفتن
این معنیش، بی خیالی نیست،... معنیش: آرامشه
و هر فکری در سایه ی آرامش خوب اجرایی میشود
 در تلاطم های زندگی، آروم باش، تا غرق نشی و بسلامت به ساحل برسی

آروم باش، آروم

-------------------------------

شعر از  خواهر گرامی الهه

سلام استاد
صبر بر دوری تو هرگز
سلام ای مهربان پروردگار پاک بی همتا
خدایا جز تو آیا مهربانی هست؟
گرچه پیمان خودم را با تو بشکستم
نمی شد باورم اما،چه زیبا باز من را سوی خود خواندی
عزیزا ،من گمان کردم که دیگر راه برگشتی برایم نیست
خداوندا مرا البته می بخشی
گمان کردم به جرم غفلت از تو
مرا راندی و در را پشت سر بستی
حبیبا ،باورش سخت است
اما تو مرا اینک،برای آشتی خواندی؟
به پاس آشتی با تو،اینک
من خدایا عهد می بندم
از این پس بی شکایت ،دوست خواهم داشت
بی توقع مهر می ورزم
خدایا ، سینه ام را رحمت پاک گشایش،مرحمت فرما
به لبهایم تبسم را
به چشمم نور پاکت را
به قلبم مهر ورزی را
خداوندا، بلندای دعایت را عطایم کن
تو معشوق همه عالم
از این پس ، عاشقی را پیشه ام فرما
خدایا راستش من آدمیزادم
گاه گاهی گر گناهی می کنم
طغیان مپندارش
کریما،من گناهی  بنده ای دارم
و تو بخشایشی جنس خدا
آیا امید بخششم بی جاست؟
خودت گفتی بخوان
می خوانمت ، اینک مرا دریاب
به چشمانی که می جوید تو را،نوری عنایت کن
و خالی دو دست کوچکم را
هدیه ای اینک عطا فرما
خودت گفتی،کسی را دست خالی برنگردانید
کنون ای اولین و آخرینم
بار الها،راست می گویم
دگر من با خدایم آشتی هستم
ببخشا آن گناهانی  که دور از چشم مردم
در حضورت مرتکب گشتم
گناهانی که نعمت های پاکت را مبدل کرد
خداوندا، ببخشا آن گناهانی که باعث شد،دعایم بی اثر گردد
گناهانی که امید مرا از تو ، پریشان کرد
خدایا، پیش آنانی که می گویند، من را تو نمی بخشی
تو رسوایم مکن
من گفته ام، من مهربان پروردگار قادری دارم
که می بخشد مرا،آیا بجز اینست؟
خدایا بین من با آنکه نامت را نمی خواند فرقی نیست؟
اگر من را به عدلت،در میان آتش اندازی
میان آتشت،من باز می گویم
هلا ای مردمان
من مهربان پروردگار قادری دارم
که او را دوست می دارم
چه پیوندی میان آتش و قلبی که مهر تو در آن پیداست؟
و گیرم صبر بر آتش
ولیکن صبر بر دوری تو ،هرگز
خدایا خوب می دانم، مرا تنها نمی خواهی
خدایا راست می گویی
غریب این زمین خاکیت،جز تو که را دارد؟
مرا مهمان دنیای خودت کردی
کریما تو پذیرایی از مهمان خود را ، خوب می دانی
تو صاحبخانه خوبم
تو ظرف خالی مهمان خود را دوست میداری؟
خداوندا،مرا جز تو خدایی نیست
و می دانم تو نومیدی ما امیدواران خودت را،برنمی تابی
اگر برگردم از پیش تو با دستان خالی
منکرانت شاد می گردند
خداوندا،شهادت می دهم ،هستی
شهادت می دهم من مهربان پروردگار عادلی دارم
شهادت می دهم ،من مهربان قلبی ز روح پاک او دارم
شهادت می دهم من قطره ای از روح اویم
گرچه گاهی خود نمی دانم
شهادت می دهم من قلب پاکی را برای مهرورزی دارم
اما،خوب چه باک از آن که گاهی هم،بگیرد او
گواهی می دهم من جلوه ای از ذات پاک کبریا هستم
و من هستم ،که او می خواست من باشم
و می خواهم که من آنگونه ای باشم،که می خواهد
بیا ای مهربان همراه خوب مهر آیینم
بخوان با من،بخوان،زیرا اگر با هم بخوانیمش
جواب هردومان را زود خواهد داد
خداوندا،تو را من دوست می دارم
و میدانم تو نور آسمان ها و زمین
هر لحظه با من از خودم نزدیکتر هستی
تو گرمای محبت را ،عنایت کن
زمینی بنده ام اما،یقینی آسمانی را عطایم کن
خدایا مزه زیبای بخشش را به کام قلب ما،بنشان
تو لبخند رضایت را عطامان کن
خدایا،قلب ما را
منزل پاک خودت را ، از حسادت ها رهایی ده
خدایا،قدرتم ده،تا ببخشم آنکه من را سخت آزرده است
خدایا،من چه می گویم
چنانم کن که می خواهی
مرا آن کن که می دانی
  


post name

شاملو.پرسش پ

نوشته شده در 5, 10, 1391
نظرات (4)

پیامک 51 ؛ جوونای  جلوتر از امام

ما اسلام را نه شناخته ایم و نه ........ه ه ه

ما پیرو راستین رسول الله صل الله  نیستیم

ما شیعه ی علی علیه السلام نیستیم

همون دین به ما میگه: اگه یه  آدم کوچیک یه حرف حسابی زد ازش بپذیر

رهبران دین ما دارن داد میزنن: حق رو بشناسید، ولو از رو یک اتفاق کوچیک

چکار داری کی گفته!!؟؟ حتما باید امام معصوم خودش بیاد! امام زمان تشریف بیاورن، به ما بگن: این کارمون اشتباهه!!؟؟ حتما رهبری صدامون بزنه کنار ... یه چاق سلامتی بکنه!! بعد خواهش کنه !! عزیزم این کار رو نکن

نا گفته نماند، آقا همین برخورد رو، با خیلی ها، چه در جمع! و چه در خلوت  داشتن

اما کو گوش شنوا .... کو فهم عمیق و کو...... ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه

پیامک زده

ه*خدایا، در روز حساب با ما آنگونه حساب کن که قوه قضاییه با فائزه و مهدی هاشمی حساب کرد...الهی آمین

ه--- اولا از خدا میخواهم همین دعایت را مستجاب کند!! چون خودت خواستی!... برادر جان این چه دعاییست میکنی!! آیا ترویج این پیامکها درست است !!؟؟

ه*حاجی، ما هر چه بگیم، گیر میدیا !! کاش ما رو به اندازه هادی دوست میداشتی

ه--- اتفاقا بیشتر دوست دارم!! میخوام  الکی پرونده ت سنگین نشه

ه* ما که استاد،  قلبا ارادت داریم... ولی گمونم خاندان هاشمی رو بیشتر از ما دوست داری

ه--- هیچ صحبتی از هاشمی نیست. من فقط پرسیدم :آیا درست است ... یا نه...همین

ه* برام جالبه هر وقت پیامی علیه هاشمی فرستادم شما یه پیامی تو این مایه ها دادی!!  پیامی هم که فرستادم  یک مزاحم بود اما واقعیتی ست  تلخ

ه--- نشد . فقط بگو این پیامکها درسته یا نه. همین

ه* اولا من هر وقت برا هاشمی فرستادم شما موضع گرفتید! ثانیا نمیشه از مردم انتظار داشت همه فشارها را تحمل کنن... همه مفاسد رو ببینن...حرف هم نزنن...کمی انصاف

ه---- بازم جوابمو ندادی ، آیا ترویج این پیامک درسته، خدا راضیه!؟ رهبری موافقند!!؟؟

ه* سئوال شما ناقصه! ترویج چی ؟ اگه منظورتون همین پیامکه بنظرم مشکلی نداره، حاجی جان میفهمم چی میگی ولی به خدا با این عدالت و تقوا فاتحه خون شهدا رو خوندن

ه---  ببین قبول دارم. عدالت به معنی واقعی اجرا نمیشه.. اشکالات هست...اما من از تو یه سئوال کردم...آیا راهش همینه!!؟؟

ه* حاجی من میفهمم چی میگی!! ولی شما نمیخوای منظور منو درک کنی!! بگذریم

ه--- بالاخره جواب منو ندادی، شما که ولایتی هستی! آیا رهبری موافقه؟ راضیه از این نوع پیامکها... حرفها!؟

ه* چرا وقتی جوابمو میدونی روش کلید میکنی حاجی!؟ بخدا میشه از تو صحبتای شما هم مواردی رو پیدا کرد که اگه این سئوالو بذاری جلوش حتما خلاف نظر آقا باشه. شما چرا منظور منو نمیگیری!؟ اصلا من طبق معمول اشتباه کردم! ولی خدایی این کار و حکم قوه قضاییه فحش به شهدا و مادراشون نیست!!؟؟

ه---  الان نه جلسه محاکمه منه و نه قوه قضاییه!!... من فقط یه سئوال کردم...شما هی این شاخه اون شاخه میری... یک کلمه بگو، آره. نه  ... آیا ترویج این پیامکها درسته؟

ه*جوابتون معلومه ... ولی ظاهرا خوشتون میاد که طرف به زبون بیاره. غلط کرده

ه* البته من یقین ندارم که آقا با این مورد مخالف باشن! چرا که این طنز بود و انتقاد... و شخص آقا موافق انتقادند!! و نباید سرخودمونو زیر برف بکنیم!! و بگیم نگو نگو

ه--- پس شک داری!!  و به کارت مطمئن نیستی! روزه شک دار نگیر... برادر ولایتی!!!!!!!!!!ه

ه* ولی بی تعارف حاجی! به نظر حقیر این کار و این برخوردت اشتباهه...شرمنده

ه---- ببین. خودت گفتی اصلا ناراحت نمیشم، ولی معلومه ناراحت شدی... من میخوام رک و صریح بگی، این پیامکها درسته ؟ یا اشتباه؟ چرا نمیخوای بپذیری اشتباه کردی؟ ولایتی جان ... چرا حرفی میزنید که توُش میمُونید!! فرض کن الان قراره در دادگاه الهی جواب بدی!!! چه جوابی داری؟؟ همه اینایی که گفتی، هیچ کدومش جواب نبود!!!! ه

ه* جوابمو کامل و واضح گفتم، اگه نگرفتید، معلومه دنبال چیر دیگه اید!!ه

ه--- تو رو خدا فقط بگو، آره یا نه

ه* روزی که ساده زیستی فراموش شود! فاتحه انقلاب و ارزشها را بخوانید.امام خمینی

ه--- مشهد اومدی بیا ببینمت... ولی نگی نگفتی.... جوابمو ندادی ها

ه* کاش مجتهد قوه قضایئه هم اندازه شما سرباز آقا بود!!!!!ه

 بالاخره از من که دوستشم!! بقول خودش، استادشم!! و ایشون هم ولایتی میگن هستم...نپذیرفت

مشت نمونه خروار


post name

زینب17

نوشته شده در 29, 9, 1391
نظرات (24)

پست شماره 50 ؛ زینب 17

سلام حاجی
احوالتون که توپه ایشالا؟
این همه نظر و این همه عشق بچه ها نسبت به شهدا رو که دیدم کف کردم
آره خدایی اش حاجی من که خودم از این لفظ قلم ها بلد نبودم و نیستم به قول خودتون هر چی هست خود شهدان خودشون دل رو می برن خودشون آدمو میخرن خودشون ما رو هوایی می کنن خودشون بهمون حال میدن خودشون هوامونم دارن
اون روزی که مادر شهید برگشت و گفت دعام میگیره اون روزی که من بهش میخندیدم اون روز اگه میدونستم عاقبت دعای یه مادر شهید اینه اگر حتی فکرشم میکردم که این عاشقی با اون دعا.....یعنی ها اگه اینا رو میدونستم اون روز تا صبح فرداش همون جا کف خیابون وای میستادم که تا خود صبح اون واسم دعا کنه و من فقط فقط نگاش کنم و بگم ...آمین
زندگی با شهدا عالللللیه یعنی محشره حرف نداره به قول خودتون اون روزامو اگه بخوام با این روزا مقایسه کنم یعنی چی بگم واقعا چی بگم هیچی ندارم جز شرمندگی پیش شهدا
آدم تازه معنی زندگی رو میفهمه تازه معنی اون عشق واقعی رو میفهمه این عشق های پوچ رو میریزه دوررر تازه معنی بودن معنی احساس معنی عشق معنی زندگی رو از همین شهدا یاد میگره روزی که نه اگه تو هر ثانیه ای که نفس میکشم و خدا رو هزااار بار توش شکر کنم بازم کمه...ما چی داشتیم چی کی ها رو داریم و خودمون غافل
خدایا ازت میخوام خودت دستم رو بگیری منو بسپاری دست شهدا و هیچ وقت ولم نکنین
آره این جمعه ای حس خوبی بود بعضی ها بدشون میاد که بغضشون بگیره دلشون بگیره ولی خیلی تجربه ی قشنگی بود این که بدونی یه کسی رو داری یکی داره نگات میکنه یکی اون ور هوای تو رو حسابی داره این خیلی حس جالب و قشنگی بود که تا حالا تجربه نکرده بودم
آره منم زیاد دیدم تو دوستام ولی این یکی دیگه تهش بود خیلی ناراحت شدم واسش کاری هم نمی شد کرد به جز دعا واسه مامان شهید سبز علی که میگفتم یه حرفی زد برگشت گفت ما 2 تا چیزه که اگه بشه درستش کرد نصف مسائلمون حله یکی این که مرد هامون دیگه مثه قدیما همشون غیرت ندارن و خانوما هم مثه قدیما حیا
البته حرفش رو تا حدودی قبول دارم ولی بیشترش بخاطر اینه که دیگه آلان نامردی خیلللی بیشتره چطوری یه پسر به خودش اجازه میده این جوری کنه با احساسات یه دختر این جوری بازی کنه یا همون دانشجوی زابل که میگید وجدان کجا رفته؟؟؟
البته دختره هم مقصره ها منکر اینم نمیشم ولی نباید این جوری کرد دیگه!تو این مدت البته من فهمیدم تو اسلام این جوری نی که هی برگرده بگه این ممنوع اون ممنوع واسه ی هر نیازی یا هر چیزی راه حل منتطقی و شرعی اش هم هست ولی ما ها به قول خودتون صبر نداریم!
آره پدر مادرا هم خخخخخیلی این وسط مقصرن نمونه اش یکی دیگه از دوستام بابا بدبخت قرار بود با پسره ازدواج کنن دیگه این از لحاظ خدا پیغمبری هم درست بود ولی مگه مامان باباهاشون میذاشتن....نه تو باید درست تموم شه نمی دونم سربازی رفته باشه نمی دونم کا رداشته باشی خونه جهزیه همه چی که جور شد بعد ما تازه بهت اجازه میدیم راجب ازدواج فکر کنی اونم تو این همه گرونی و بازار خراب خب جوونه هم میگه اصن بهش فکر نکنم سنگین تره برم با طرف دوست بشم بهتره هم حرف نمی شنوم هم دردسر نداره
باشه منم واسه همین اول گفتم ازتون بپرسم بعد بگم دیگه
تا حدودی جا افتاد قضیه واسم,ولی آخه این جوری که شما از ولایت ایشون میگید...؟من ولایت رو قبول دارم ایشونم در حد یه رهبر قبول دارم ولی امامت و ولایت فقط فقط فقط فقط فقط واسه امام زمانه غیر اینه؟
این که جدیدن مد شده امام خامنه ای امام خامنه ای قضیه اش چیه؟
امام و رهبرجامعه اسلامی، نمیگذارد در کشور تفرقه و هرج و مرج ایجاد شود....اینو قبول دارم بالاخره هر جامعه ای یه رهبر میخواد تو این شکی نیست
امام و رهبر، هماهنگ کننده ی قوا ست، مرکز فرماندهی تمام حواس است، مثل مغز
ولی اینو نه شما آلان هماهنگی ای می بینی؟من که هیچ جا همچین چیزی نمی بینم
میشه یه کچولو درباره ی مدیریت ایشون تویه قضایای 88 بیشتر توضیح بدین؟
ولی دلایل دیگه کاملا منطقی و متقاعد کننده بود چی بگم وقتی راست میگید الکی که نمی تونم بهانه بیارم آره دیگه به عنوان یه رهبر که مواظب مملکتمون باشن خوبه ولی دیگه ولایت و امامت و....؟
یا مثلا من دیدم بعضی ها اسم حضرت علی که امام ماست میاد ساکت میشینن صلوات نمی فرستن ولی اسم رهبر که میاد یهو الهم صل علی....با این جور چیزاش مشکل دارم
من میخواستم مراتب انتقادم رو نسبت به این پست49 بگم که واقعا امثال این طرز فکر ها و نوع برخورد هاست که باعث شده جوونا این همه از خیلی چیزا بی خبر باشن یا این که از خیلی چیزا دیگه بدشون بیاد حاجی جانه من یه وقت به حرف های این جوری و امثالش توجه نکنین شما نمی دونین من چه قدررررر واسه شما دعا میکنم تازه من کوچیکشم دعای کلللی جوون پشت سرتونه همین طرز برخورد بوده که منو کنجکاو کرد که باز بیام تو سایتتون همین رفتار خوب که ایشوووووون میگن پررو میشن باعث شده من آلان اینجا باشم به جای این ور اون ور رفتن با رفقا
خواهشن با استاد ما /////د . ر . س . ت///// و منتطقی صحبت کنن
واقعا از اونایی که اومدن و خوندن و حالشون عوض شد هم خوااااهش میکنم واسه من این زینب رو سیاه دعااااای خیلی زیاد بکنن!
واما
داشتم حرف های دکتر الهه  رو میخوندم کف کردم
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!شما داداشتون شهید شده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!واااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
اصن موندم ای ول خوشبحالتون وااااقعا یعنی خوشبحالتون.........یعنی چی بگم چه جالب!!!!شما چه آدم بزرگی هستین ها جانباز برادر شهید....حسابی اون بالا پارتی تون کلفته.....کاش واسه ما هم یه سفارشی بکنین
یه کم میشه از دادشتون تعریف کنین !چه جوری بودن؟تو خونه رفتارشون؟همون جوری مثه آقا جلیل نماز میخوندن؟خیللللی خوب بودن نه؟میشه یه کم از خصوصیاتشون بگین خیلی دوس دارم بدونم
راستی شما بالاخره ماله مشهدید یا کاشمر؟
میگم دکتر الهه خوشبحالت دیگه احتمالا میتونی بری یه سر حاجی رو ببینی
میگم سر قبر شهید دلبریان یادتون نره منو دعا کنین ها
>><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

زینب الگو

سلام

توپ توپ، به لطف شما و مرحمت حضرت حق، خوبم، الهی شکر

خوشابحالت، از ما یه نفر که جلو زدی

دوستی با خدا ... با شهدا، آدمو هم میُون زمینیا و هم بین آسمُونیا عزیز میکنه

 دنیا میخوای، خب برو درخونه ی صاحبش، خدا !! آخرت میخوای، خدا

هر چی میخوای، سالم، پاکشو از خدا بخواه

اگر لذت  ترک لذت بدانی **** دگر لذت نفس را لذت نخوانی

به هر چی میخوای برسی از راهش... اصلا این دنیا و زیباییهاش برا ما خلق شده، اما خدا میگه: طوری که من گفتم استفاده کن، این حرف عقلایی هم هست

ضمن اینکه زیادی هم به این لذتهای حلال دلخوش نکن، بزودی همه اینا رو ازت میگیرم

بی غیرتی مردها و بی حیایی زنها

آره مادرسبزعلی کاملا درست گفته

واقعا در عجبم که بعضی مردان، ناموس خود رو در ملاء عام در انظار نمایش میدن و خانمهایی که باعث اذیت و آزار جوونای مجرد و گاهی هم موجب انحراف در مردان سست اراده میشوند. آثار این حرف مث روز روشنه

ازدواج

هرکس در امر ازدواج، بدون دلیل! با اهداف مادی! مانع تراشی کند، در گناه آنان حتما شریک خواهد بود

متاسفانه بعضی از پدر مادرا بدست خودشُون فرزندشونو بدبخت میکنن

به عقیده من، اگه در زمان جاهلیت قبل از اسلام، دخترا رو زنده به گور میکردن! امروز همان جهل به نوعی دیگر در جامعه ظهور کرده! دختران را میفروشن

اما همه به اراده خود فرد بستگی دارد! چه دختر چه پسر

ولایت فقیه، استمرار حرکت انبیا ست

امامت فقط ویژه امام معصوم است، اما ولایت فقیه، درزمان غیبت امام معصوم واجب اطاعت است

منظور از امام، دراینجا همان ولایت فقیه که ادامه ی سیرامامت است

ضمنا، بتازکی نبوده از اول انقلاب میگفتیم

امام خمینی

ضمن اینکه امام، یعنی پیشرو ... امام کسی که در جامعه اسلامی همه باید از او پیروی کنند

به خیلی از رؤسای کشورها میگن: رهبر، رهبر کره شمالی، رهبرکوبا

اما درکشور ما چون حکومت اسلامیست، ولایت فقیه در رأس آن است

این عزت اسلام است، دستور قرآن است، ربطی به ایران هم ندارد

آیه صریح قرآن

اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولامرمنکم

فقط جهت اطلاع توضیح دادم، اما هیچ اصراری، اجباری نیست که، حتما از این القاب رو بکار ببرید

مهم معرفت قلبی به جایگاه الهی رهبر و اطاعت بدون چون چرا از اوست

والا مگه نمیگن: آقا. سیدعلی. مقام معظم رهبری. آقای خامنه ای و .... اینا مهم نیست

البته قبول دارم که عده ای تندرو، کاسه از آش داغتر، خیلی بد، بی سلیقه، تهاجمی، غیر عالمانه از ولایت دفاع کردن، که اصلا قبولشون ندارم 

به احتمال قوی شما از همین دوستان احمق ما دلگیرید، که هم من! هم شما و هم شخص رهبر راضی نیستن

----------------------------------------------------------------------------

برخورد آموزنده رهبر انقلاب

در واكنش به سخنان تمجيد آميزی در مورد ايشان، در بياني که حاکي از هوشمندي و صفاي نفس بود،

فرمودند:

«اين جور بيانات، هم به ضرر من است، هم به ضرر خود گوينده است.

نبايستى اين بيانات به اين شكل بيان شود... اينجور تعبيرات، تعبيراتى نيست كه انسان را خوش بيايد يا

كمكى به كار پيشرفت انسان بكند. ما همگى بندگان خدا هستيم و ان‌شاءالله خدمتگزاران مردم هم باشيم

 ********************

سال‌ها قبل نيز هنگامي که حاضران در سرودي "سرور ما، خامنه‌اي" را ندا مي‌دادند، فرمودند:

«من خواهش مي‏کنم که الفاظ اين اشعار و سرودها را از کلمات مبالغه‏آميز خالي کنيد... بنده افتخارم به اين

است که بتوانم خدمتگزار شما و مردم باشم. "سَروَر" فقط خداي متعال است و به امر او و در پيروي و عبوديّت

او بندگان صالحِ برجسته و معصومين عليهم‏السّلام‏‌اند. ما بندگاني ناقص، نارسا، و ضعيف هستيم. بزرگ ترين

هنر ما اين است که بتوانيم در لابه‏لاي همه ضعف‌هايي که داريم، کاري انجام دهيم که انشاءالله طبق وظيفه

باشد. اين کلمات مبالغه‏آميز را حذف کنيد. بنده، وقتي اين کلمات را مي‏شنوم، حقيقتاً متأذّي مي‏شوم.»

 ***********************

و در موردي ديگر هنگامي که ايشان را "علي زمان" خواندند، فرمودند:

 «وقتي کساني اسم مبارک اميرالمؤمنين  (عليه‏السّلام) يا اسم مبارک وليّ‏عصر (روحي‏فداه) را مي‏آورند، بعد اسم

ما را هم دنبالش مي‏آورند، بنده تنم مي‏لرزد... ما کجا، کم‌ترين و کوچک ترين شاگردان آن‌ها کجا؟ ما کجا و

قنبرِ آن‌ها کجا؟ ما کجا و آن غلام حبشيِ فدا شده در کربلاي امام حسين (عليه‏السّلام) کجا؟ ما خاک پاي آن

غلام هم محسوب نمي‏شويم

-------------------------------------------------------------------------------------------

اینکه شما هماهنگی نمیبینید، دلیل این نیست که هیچ هماهنگی نمیشه

مثل اینه که بگی، من که هیچ هماهنگی بین رئیس دانشگاهمون و اساتید نمیبینم

پس کی داره دانشگاهو راه میبره

هماهنگی یعنی چی!!؟؟

همینی که شب میخوابی، صبح پا میشی، سربازای آمریکایی تو خیابون نیستن

همینی که سربازا  لب مرزها  تو سنگرا ایستادن

همینی که کشور اموراتش با تمام مشکلات و تحریمها با همین وضع! داره میگذره

همینی که شما میری دانشگاه و برمیگردی

همینی که تو خلیج فارس کنار ناوای جنگی آمریکا، پرچم ایران در اهتزازه

همینی که این همه موفقیت در تمام رشته ها شاهد هستیم

همین فرستادن ماهواره ها ... نشاندن هواپیماهای جاسوسی(پهباد) همین اقتدار نظام، که ارتش ناتو بغل گوش ما داره رژه میره، و ما با سرفرازی ایستادیم

نمدُونم، قراره چی ببینید!!؟؟ که نمیبینید

اگه میخواید مدینه ی فاضله ببینید، دنبالش نباشین، ایشالله اون دنیا

مگه پیامبراسلام صل الله، به اهداف عالیه خود رسیدن!!؟؟

مگه در جنگ اُحد شکست نخوردن!!؟؟

مگه اون همه سختی و مشکلات نداشتن!!؟؟

مگه تمام امامان معصوم علیه السلام، منزوی!! زندانی!! محصور...نشدن

اصلا قرار نیست خدا معجزه کنه و جامعه درست بشه، نه... باید خودمون طبیعی تلاش کنیم

امام و ولایت فقیه به تنهایی هیچ کاری از دستش بر نمی آید

امام، همراه امت، با هم کار میروه جلو!! جنگ، پیروز میشه

اگه اسم امام رو میبرن صلوات میفرستن، خب صلوات به کی میفرستن

نمیگن که اللهم صل علی خامنه ای وآل خامنه ای

درود به همون پیامبرو امامی که شما میفرمایید میفرستن، محمد وآل محمد

عزت و سربلندی نظام اسلامی، خشنودی پیامبر ص و علی ع رو بدنبال داره

اصلا آیت الله العظمی خامنه ای، هر چه دارن از پیامبر ص و علی ع است

اگه جدا از اینا بودن، که ما صلوات نمیفرستادیم

متاسفانه تاریخ اسلام سراسر از این غفلتهاست! خصوص بعد رحلت پیامبر صل الله

وضع جهان اسلام رو، کشورهای اسلامی رو الان ببینید

مشکل کجاست!؟ زیر یک بیرق! پشت سر یک امام نیستن!!!ه

بهانه های بنی اسرائیلی، تا دلت بخواد

حدیث از امام صادق علیه السلام

زمانی که حجت خدا ظهور میکند، عده ای که برای ظهورش دعا میکردند، در مقابلش خواهند ایستاد و با بهانه تراشی و ایراد گرفتن، سرپیچی کرده و اطاعت نمیکنند

همون شهدایی که امروز من و شما بهشون غبطه میخوریم، رمز موفقیتشون، تمام ارزش شون بخاطر

اطاعت محض و بدون چون و چرا از امام است

نه، این کافی نیست که، قائل به این باشیم، که جایگاه ولایت فقیه، هم مثل رؤسای کشورای دیگه ست، نه، اونا حکومت اسلامی نیستن، اونا جانشین امام نیستن!! اونا اطاعتشون، اطاعت از خدا نیست!! اطاعت از قانون کشورشونه!! اونا جایگاهشون زمینیه!! اما ما خیلی فرق داریم!! عدم اجرا قانون، در کشور ما گناه است!! ولایت فقیه، ضامن آخرت ماست!!  اشتباه نکنی ها !!! ولایت فقیه، اطاعتش بر همه مسلمونا  و حتی دیگر مراجع و فقها واجبه

تمام زحماتی که تو این سی ساله و هشت سال جنگ داریم متحمل میشیم

فقط بخاطر همین اعتقاداتمونه

 اگه کسی قائل به ولایت فقیه نباشه نمازش باطله

فتنه 88

جریان فتنه، که توسط دوستان غافل ما از داخل استارتش رو زدن و بیگانگان از بیرون آتیششو زیاد کردن، بنا به گفته خیلی از تحلیلگران، خطرش کمتر از جنگ 8ساله نبود!!! اینجاست که نقش، و تاثیر ولایت فقیه مشخص میشود و کشور رو از بحران نجات میدهد، خیلی ها میخواستند اقدامات بازدارنده ی نظامی انجام بدن، تصمیمات عجولانه ای گرفتند!!! اما رهبری جلوشو گرفتن، و اجازه ندادن؛... فقط نیروهای انتظامی، دفاع میکردن ، صبر کردن ... واجازه دادن آتش کم کم فروکش کرد و خیلیها متوجه اشتباه خود شدند و بحران مهار شد

چه کسی منکر این است!!؟؟ اگر دست به سلاح میشدن و خونریزی میشد!! کی میتونست جلوشو بگیره!!؟؟ مردم ما، جوونای ما عاشق اسلام و امام حسین ع هستن، اینو ثابت کردن، در جنگ، در انقلاب و در این فتنه ها

این قدرت فقط نزد ولایت فقیه است، که به محض دستور همه مردم ساکت شدند

البته به جز اونایی که اصلا اعتقادی ندارن، حساب اونا جداست، امام زمان هم که بیا، مخالفن

در هیچ کجای تاریخ!! در هیچ کجای دنیا!! در هیچ جکومتی!! همه مردم یکدست نیستن

مهم مدیریت آنهاست، که به خوبی شخص مقام رهبری از پس آن برآمد

تمام دنیا، قدرت نبوغ ، مدیریت، زکاوت ، سیاست و شجاعت سیدعلی خامنه ای را قبول دارن

حالا اگه باز سئوالی داشتی بپرس

ضمنا این جوابا خیلیش جواب شخص شما نبود،چون بقیه هم میان میخونن، گفتم، کامل باشه

جسارت نکرده باشم

برا مجید هم برو به وبلاگم، بهمن 89 پست شماره 54، دانش آموز بسیجی مجید دلبریان، پیک گردان کوثر

در خصوص پست 49 هم بی خیال. دلبریان بیدی نیست که به این بادا بلرزه

من به راهم. هدفم . روشم. بدون هیچ تعصب بیجا. ایمان دارم. گردنم درمقابل حرف حساب و منطقی از مو هم باریکتره

 تا حالا که هر کی با من سرشاخ شده، تا جایی که تونسته زده! متلک گفته! من هم گوش دادم و تحمل کردم! به محض خراشیده شدن سر پنجه من ! دادن یه پاسخ و یا پرسیدن یه سئوال!! ساکت شده! رفته که برگرده!! نمدونم چرا هیچکس تا الان با من تو بحث ها، آخرش رو نیاورده!! بدون حتی یه خداحافظی ... خودشو گم کرده و رفته... من حتی ابدا اجازه نمیدم...افراد اگه محکوم شدن ... عذر خواهی کنن! نه... بهشون گفتم: بالاخره آدما همه چیزو نمیدونن


post name

بلدنیستی جونا

نوشته شده در 28, 9, 1391
نظرات (2)

پست 49 ؛ انتقاد از نحوه برخورد با جوونا

کلا با ما مشکل داری ها حاجی جونم
عیب نداره من باید به وظیفم عمل میکردم که کردم بهت بر نخوره ها

شما طرز رفتار با جوونا رو بلد نیستی

زیاد بهشون رووو میدی

من بهتر میشناسمشون

شما که یه یادگار جبهه ای باید خیلی سنگین تر از این حرفا باشی
باشد ما حرف امیدوار کننده میزنیم ببینیم تهش چی در میاد
ای ول ای ول !!!!!ه

----------------------------------------------
علیکم سلام
الهی حاجی، به قربون اون دل نازکت بشه
چه مشکلی با تو دارم!؟ خدا نکنه! من که یه بارم تورو ندیدمت
کی گفته به وظیفت عمل نکن!؟ عمل کن
من اگه میخواست بهم بر بخوره، الان اینجا نبودم،اصلا دلبریان نبودم!! من سرم درد میکنه، برا انتقاد 
احتمالا اشتباهت همینه که حقیر رو درست نشناختی! حق داری ، اینجوری قضاوت کنی
حالا اگه یه کلمه حرف حساب زدیم، شدیم بده!؟
شما طلبه ای!! روحانییی!! با من اینجوری یی!؟ وای به بقیه
تحمل داشته باش!! هنوز که چیزی نشده
حقیر مشتاقم تا هر انتقادی رو گوش کنم
البته مصداقی
نه کلی گویی
 نمونه بیار !! به روی چشم! میپذیرم ، اگه هم درست نبود . منطقی جواب میدم   
حقیر سی ساله در جبهه و پشت جبهه و همه جا، با جوونا نشست و برخواست داشته. دارم. و خواهم داشت

تا زنده ام. نوکر جوونایم

حتی همون به اصطلاح سوسولاش!! آخه عیب من اینه که ظاهر بین نیستم
ملاک ارزش گذاری افراد رو ابدا ظاهرشون نمیدونم
 وجاهت های شرعیه و جایگاههای قانونیه رو هم ملاک ارزشگذاری نمیدانم
مدرک ، درجه و.....برای من ارزش نیست
علم ، جایگاه، مدرک، درجه! زمانی پیش من ارزش داره، که همراه با معرفت، خدمت خالصانه و صداقت باشه
 

و من این صفات رو بیشتر در جوونا دیدم، برا همون دست بوسشان هستم

جنگ رو، انقلاب رو جوونا پیروز کردن

اصلا مملکت متعلق به جووناست

جوونای امروز ، با همون جوونای زمان جنگ، هیچ فرقی ندارن

ما هر چه میکشیم، از بزرگانمان است، خواص بی بصیرت
نمیخوام از رهبر هزینه کنم، اما با نشاط ترین جلسات رو رهبر با جوونا دارن
حتی با اونا شوخی میکنن و اجازه میدن حرفاشونو راحت بزنن
من هم در حد خودم
البته حتما اشکالاتی هم دارم. مگه آدم بی اشکالم هست! ؟

فقط یه قشرن تو مملکت، که هیچ اشتباهی ندارن!!! ه
حالا شما که بهتر از من جوونا رو میشناسی و بلدی چطوری باهاشون برخورد کنی!؟به ما هم یادبدید

باکمال میل منتظر راهنمایی هایت هستم، بفرما

--------------------------------------------------------------

پست 49/1

نه بابا حالا کی گفته من روحانی ام نههههه بابا ..............ه
من آنچه شرط بلاغ بود با تو گفتم تو خواه پند گیر خوااااااه

جواب

علیک سلام... ایشالله میشی ... مگه بده ... افتخار باید بکنی

میشه لطفا یه کلمه از شرط بلاغ رو بگید

فرمودید : اینطوری با جوونا برخورد نکنم!!!!  به روی چش

بفرمایید چطوری برخورد کنم!!؟؟  راهکار بدید

ممنون میشم اگه مصداقی. روشن. صریح ، راهنمایی بفرمایید 


post name

زینب16

نوشته شده در 27, 9, 1391
نظرات (34)

پست 48؛ زینب 16

تقدیم به امام زمان
و تقدیم به روح پاک همه ی شهدا از جمله آقا جلیل و شهید سبز علی
و تقدیم به بهترین معلمم استادم .....علیرضا دلبریان...کسی که ماند تا ما جا نمانیم
بعد از ظهر جمعه ای دلم هوای شهدا رو کرد گفتم عین شما که قلم بر می داری و می نویسی بنویسم
السلام علیک یا اباصالح المهدی
با غروب کدام آفتاب ,با سکوت کدام سنگ ,با ترانه ی کدام باران ,با آواز کدام پرستو و با موج کدام دریا آوارگی همواره مان را فریاد بزنیم

ای دور از دسترس نزدیک، که نماز مهربانیت را ستاره ها هزاران مرتبه اقتدا کردند و هر روز تشنه تر از قبل سر به شانه ها ی آسمانی ات گذاشتند
چقدر این روز های بی تو کش آمده اند .....چقدر طولانی شده صدای نیامدنت..... چقدر غلیظ است هوای دلتنگیت
ای مهربان ترین که روشنی هزاران اقیانوس زیر ارامی قدم های تو شناور است و داغ هزاران آتش فشان از چشم های بی نصیب ما بر گرفته , چقدر چشم به راهی به کوچه های تودر توی تاریک ؟ در کدام خانه را بکوبیم؟ در گوش کدام جاده زخم دوری را زمزمه کنیم؟.....تاریکی در کوچه پس کوچه ها سرازیر شده و فراموشی در پستوی خانه ها نعره میکشد
فانوسی میخواهد این شب ها تا چرت تمام خواب های شیطانی را پاره پاره کند و بارانی تازه میخواهد این شوره زار ها و نسیمی رونده میخواهد این بیشمار غم ها تا آواز هزاران پرستو را در شکاف دیوار ها بریزد
ای یوسف دور افتاده از کنعان اسلام...با همان نگاه صاعقه وارت.... با همان لبخند حسن یوسفت ....با همان ایستادن روشنانه ات بایست.... در مقابل دلتنگی قدیمی خاک و خالی کن بهار تازه پیراهنت را در این دقایق اندوه !خالی کن باران بی وقفه آمدنت را بیابان این فصل های فقیر! و بتکان نگاه روشنت را در این ذرات خستگی زمان.... بتکان پلک های آفتابی ات را در این سبو های یخ زده ....بتکان
هوای بی تو تیغی نشسته در تمامی رود خانه های جهان است! هوای بی تو هوای سوزنده ای است از طعم بی عدالتی جور و ستم پیشه گان هوایی است با بوی مرگ, بوی فراموشی تو
ای یوسف گم گشته....! چند غروب جمعه را غریبانه نظاره کنیم....؟
مهربانا....!چند آفتاب را نذر آمدنت کنیم....؟
تا چند از نردبان دوریت بالا رویم.....؟
با این همه زمستانی که در کوله بارمان است و با این همه پاییزی که در راه است به من بگو در گوشم که چه سخت همه چیز می شنود جز صدای دلربای تو را.......زمزمه کن
به چشمانی که همه چیز را می بینند جز تورا...... به چشمانی که عادت کرده اند غروب جمعه را غریبانه نظاره کنند... نشان بده
نشان بده که تا جمعه ی آمدنت .....چند ندبه ....چند ندبه....چند ندبه فاصله است....؟
..........................................................................
سلام
قبلش جواب الهه خانوم رو بدم که راستش رو بخوام بگم واقعا نمی دونم یعنی اصن فکر نمی کنم به دردت بخوره  دوست ندارم تا وقتی این حرفای قشنگه حاجی هست تا وقتی این همه خاطرات قشنگ و نتیجه گیری هاش هست این حرفایی که واقعا از دل پاک حاجی بلند شده و لاجرم به دل سیاه من و امثال من میشینه واقعااااااا نمی فهمم چراااااااااااا میخوای چرت و پرتای منو نشون بدی ...؟ اونا که خیلی خیلی بهتره
ولی بازم من میگم هر چی خود حاجی میگه همون کارو بکن منم راضی ام
واسه منم زیاد دعا کن دکتر
در ضمن جناب استاد دلبریان دیگه از این حرفا نزنین که من برم شما باشین و خودتون
من فقط در یه صورت دعا میکنم شهید بشین و برید پیش رفقا اونم اینه که منم قبلش یا همون موقع شهید شم اگه اینجوری باشه عیب نداره
آره آرزوی شهادت بر عکس خیلی ها که فکر میکنن آدم رو افسرده می کنه به آدم حال میده راس میگین آدم زود از همه چی میگذره
دیروز یه نفر از بچه های دانشگا اومده زااااار زاااار گریه میکرد که دوست پسرش چه بلا هایی که سرش نیاورده و ولش کرده رفته اون موقع همش به یاد حرفای شما بودم بردمش مقبره الشهدا با نشستیم یه زیارت عاشورا زدیم و کلی سبک شد خیلی واستون دعا کردم
باشه، تا حالا این جوری به قضیه نگا نکرده بودم با این که دوستامن و دوستشون دارم، میدونم کلی هم ناراحت میشن از دستم، ولی خب، هر چی خدا بگه دیگه.....مام باید بگیم چشم، باید برم تو کار پیدا کردن بچه مثبتای دانشگامون باید برم تو کار دوست خوب یابی
اینایی که میگید رو حتما انجام میدم انشالا که درست نمازام....خیلی دوس دارم یکی از اون نماز قشنگ ها که میگید بخونم
خیالم رو از بابت بسیج راحت کردین همش فکر میکردم حالا که عوض شدم حتما باید بسیجی هم باشم....اینم چشم
یه سوال بپرسم دعوام نکنین ها ولی آخه چراااا میگین اگه آقای خامنه ای نبود ما سوریه بودیم؟؟؟؟؟میخوام اول بگید بفهمم که گارد بیخودم نگرفته باشم
یه چیز دیگه جان من این قدر واسم نوشابه باز نکنین هر کی ندونه شما یکی که خوب میدونی وضع ما خیلللی خرابه
دعا یادتون نره

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

جواب

این نجواهاییست که به برکت اون دعای مادر شهید و توجه شهید سبزعلی به شما عنایت گردیده

حال روز امروزت را ببین!! و دیروزت را

چقدر زندگی با یاد شهدا قشنگ میشه

چه جمعه هایی که به غفلت گذراندم!! انگار من منتظر تو نبودم !! اصلا بیاد تو نبودم!! و شرمنده تر آنکه تو پشت خانه ی دلم منتظر بودی، تا سرکی بکشم!! اما این جمعه به برکت دعای یه دلسوخته ی عاشق!! درب خانه دلم رو به رویت گشودم!! با دیدن لبخند زیبایت، راه رو پیدا کردم و از خنده های کریح شیطان بیزار شدم

آقا جان، من با یاد شما جان دوباره گرفته ام

آقای من ، شما را به جان مادرتان، دستم را گرفته اید، رها نکنید، من هم قول میدم تا ظهورتان همچنان منتظر بایستم و به تمام وسوسه های شیطان پشت پا بزنم

آقا جان، من شما را دوست دارم، من از گناه بیزارم، خواهش میکنم، بیشتر هوای مرا داشته باشید، خواهش میکنم

---------------------------------------------------

قرآن:>>>> چقدر عبرت زیاد، عبرت گیرنده کم

آیا همین یک مورد برای عبرت همگان کافی نیست!!؟؟ اگر چه مواردی بسیار دیگری هم هست ، متاسفانه و بدبختانه........ به من هم مراجعات زیادی در این موارد شده، هم ازاعتماد بیجای دختر به پسر و هم بالعکس خیلی شنیدم

هنوز اشک ریختنهای اون دختر دانشجو رو در دانشگاه زابل، از یاد نبرده ام ،میگفت

چندین سال! آنهم با پسری خوب ! آشنا شده و معاشرت داشتم.... اما از بیراهه ! بدون رعایت قوانین و مقررات ! بدون اطلاع خانواده ها ! بدون مجوز خدا !... خودمون بریدیم و دوختیم و پوشیدیم

او هم مرد مردانه، قول ها و وعده های سرخرمنی! بمن داد! و ناجوانمردانه زیرش زد

حالا بعد گذشت چندین سال، اومده، میگه

قراره با دختر خالم ازدواج کنم، مامانم با خالم و اقوام برنامه ریزی کردن و من هم نمیتونم کاری کنم

خداحافظ!؟

به همین سادگی

چنان اشک میریخت و میگفت

داغون شدم، دیگه نمیتونم درس بخونم، هیچ مردی رو هم دیگه قبول ندارم، اگه خونوادمم بفهمن،که دیگه بیچاره ام

اگه همین دختر از روز اول از راهش میرفت جلو، خودشو بدبخت میکرد!؟؟؟

از این نمونه ها تا دلت بخواد داریم.... مقصرم هیچکس جز خودشون نیست

دختر پسرایی هم هستن، که خیلی ساده و سالم، ازدواج میکنن؛ هم درسشونو میخونن، هم زندگی میکنن و موجب سرفرازی خود و خانواده میشن

چون با عقلانیت جلو رفتن، نه احساسیت... شهوانیت

به همه ی اونایی هم که خواستن از راهش رسیدن... بدبختی بعضیا اینکه، صبر ندارن، به محض اینکه احساس تشنگی میکنن، از آبهای دم دستی، تو خیابونی، تو جویهای آلوده !! تشنگی شون رو برطرف میکنن... بفکر امراض بعدیش نیستن... در صورتی که اگه یه ذره صبر میکردن، به آب گوارای پاک میرسیدن! چه دختر، چه پسر

صبر کن ... همه ی همین دختر پسرا برا هم هستن، نه برای ملائکه

خیلی خیلی خیلی معذرت میخوام، ولی اگه دقت کنیم، حیوونات اینجوری نیستن

بابا،... فردا تو میخوای مادر بشی!!!!!! لااقل بفکر آینده ت باش

ناگفته نماند، پدر و مادرا بسیار بسیار بسیار مقصرن. جاش اینجا نیس توضیح بدم

-------------------------------------------------

یه سوال بپرسم دعوام نکنین ها ولی آخه چراااا میگین اگه آقای خامنه ای نبود ما سوریه بودیم؟؟؟؟؟

میخوام اول بگید بفهمم که گارد بیخودم نگرفته باشم

قبلا هم گفتم ، صد تا سئوال بپرس ،،، نه چرا دعوا !!؟؟

قبل از همه یه نصیحت کوچولو

تا خلاف چیزی رو نمیدونی، برات ثابت نشده، الکی گارد نگیر!! یه زمانی من هم  گارد میگرفتم! اما با یه جواب گاردمو میشکستن! باید خودم خم میشدم، از رو زمین جمع میکردم

اولا چون رسانه های ما جایگاه رفیع و تاثیرگذار ولایت رو درست و حسابی معرفی نکرده و برا خیلی ها جا نیفتاده

دوما خیلی از دوستان ناشی ما ، متاسفانه، بسیار بد و احمقانه!! غیر عالمانه و غیرعاقلانه از رهبری دفاع کردن!! که ضررش بیشتر از نفعش بوده!! مثل همون بسیجیانی که میگی

ما باید قبل از شناختن زوایای شخصیتی و مدیریتی و فقاهتی این رهبر کم نظیر، جایگاه امامت رو در اسلام بشناسیم!! همین مطالبی که برای امام زمان عجل الله گفتید، معرفت شما به جایگاه امامت و ولایت است، نمیدونم شما چقدر ازحوادث تاریخ اسلام و همین انقلاب، اطلاع دارید، اگر نبود امامت، در اسلام، اگر نبود ولایت فقیه در انقلاب ،الان ایران هفت کفن پوسانده بود

امام و رهبرجامعه اسلامی، نمیگذارد در کشور تفرقه و هرج و مرج ایجاد شود

امام و رهبر، هماهنگ کننده ی قوا ست، مرکز فرماندهی تمام حواس است، مثل مغز

ضمن اینکه در تمام نظامهای اجتماعی، این مرکز فرماندهی به نوعی در قوانین گنجانده شده ، اما در نظام اسلامی ما، به بهترین شکلش، که امتداد امامت است، دیده میشود

در این باره سخن بسیار است . اگر خواستید باز هم توضیح میدهم

و اما شخص رهبری، با یک نگاه به اطراف و کشورهای دیگه، پی میبرید که، نمونه و رقیب نداره

اینو خیلی از بدخواهان هم اعتراف کردن و گفتن: تا وقتی این سید سکان فرماندهی رو بدست داره، هر چه رشته کنیم او پنبه میکند... من اگر ذره ای به مدیریت ایشان شک داشتم، در فتنه سال88شکم برطرف شدو مطمئن شدم، باور قلبی و یقین پیدا کردم که: خیلی مدیریت داره، جایگاه رهبری خیلی مهمه، اما استعدادهایی که خدا به برکت این جایگاه به فرد میده، نباید ندیده گرفت

اصلا من یه بی طرف ، اما خدا وکیلی اگه مدیریت شخص ایشان در مهاربحران سال88 نبود، آتش همه جا را میگرفت

حالا این چیزایی که ما میبینیم، اون چیزایی که هیچ وقت بگوش ما به لحاظ مسائل اطلاعاتی نمیخوره به کنار

من بر این عقیده استوارم، که بعد از تمام بحث ها و مشورتها، باید حرف، حرف یک نفرباشد، وآن ولایت است، و الا هرج و مرج میشود

چراااا میگین اگه آقای خامنه ای نبود ما سوریه بودیم؟؟؟؟؟ 

 اخبار هر روز اعلام میکنه، در حومه دمشق، تروریستها، مردم رو زدن و بستن!!!!!! سرم میخواد شاخ در بیاره!!! نه در مرزها !! نه در نقاط دور دست پایتخت!! در حومه دمشق!!!!!!!! تصور کن " حومه تهران " !!  اینا بخاطر چیه!!؟؟

چون رهبر ندارن!!!! حرف، حرف یه نفر نیست

افغانستان رو ببین، سی ساله شوروی رو از کشورشون بیرون کردن!! اما هنوز با هم درگیرن!! ارتش ناتو ، جای ارتش سرخ شوروی رو گرفته!! اینا بخاطر چیه!!؟؟

چون رهبر ندارن !!!!!! کسی نیست این همه نیروی قوی افغان رو بسیج کنه

چراااا میگین اگه آقای خامنه ای نبود ما سوریه بودیم؟؟؟؟؟ 

فلسطین الان شصت هفتاد ساله دارن با اسرائیل کلنجار میرن، اما ماست نتونستن بخورن!! اما تو همیت چند ساله که از ایران پیروی کردن، چقدر تونستن خودشونو تثبیت کنن

لبنان، هر چه پیروزی دارد، از الگو برداری از جوانان ایران است

الان ارتش ناتو، ناوهای جنگی آمریکا، دور مرزهای ما،مثل گرگ دارن دور میزنن، چرا حمله نمیکنن!؟

یک دلیل عمده اش ، وجود رهبری هوشیار و شجاع بنام سید علی خامنه ای ست

روزی هزاران بار باید برای سلامتی و عزتش دعا کنیم ، کشور بی رهبر هر آیینه مورد هجوم ست 

آرامش ما، اقتدار کشور ما، به برکت رهبریست

چراااا میگین اگه آقای خامنه ای نبود ما سوریه بودیم؟؟؟؟؟

به همین چند دلیل سر انگشتی که شمردم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1



post name

بازمانده جنگ

نوشته شده در 27, 9, 1391
نظرات (2)

نظر 47 ؛ بازمانده های جنگ

سلام حاج عليرضا
آدمهايي که پشت خاکريز حماسه هاي بچه ها رو ديدند، حالا برگشته اند و همه ي افتخار ها را از خودشان مي کنند
 آن کسي که کاري هم کرده در جنگ و مشيت بر اين بوده که بماند اگر هم حرف مي زند دلاوري هاي خودش را نمي گويد و از رفقاي شهيدش مي گويد اما بعضي هاشون نه براي خودشان بلکه براي دفاع از حق ديگر رزمنده ها سکوت را شکستند و حرف زدند يکي از اونها شهيد بابانظر بود

به نام شهدا به کام بعضي ها

 <<<<<<<<<<<<<<<<<

علیک سلام
بهرحال، همه ی اونایی که جنگ رو درک کردند، ولو یک روز!!! کار بزرگی کردند
اونایی هم که شهید شدن و حسب ظاهر رفتند، به فوز عظیم و سعادت ابدی رسیدن
اونایی  هم که بهر دلیلی موندن؛ از جنگ روایت میکنن، خوشابه حالشون ، نه من! و نه شما ! از نیت باطنی اونا خبری نداریم! پس باید سکوت کرده، و خوب گوش بدیم
اما مهم این است که بازمانده جنگ، باید با روح جبهه و دفاع مقدس، زندگی کند!! با عمل ثابت کند، همنشین شهدا بوده!! مهمترازروایت کردن سیره شهدا، زندگی کردن با شهداست

یک راوی، یک بازمانده ی سرفراز دفاع مقدس، باید با عملش ، نمونه هایی از زندگی قشنگ جبهه را معرفی و ارائه کند

که بحمدالله خیلی ها اینگونه اند، و تعدادی هم اینگونه نیستن، که برای ما و نظام خیلی زحمت درست کرده اند، بدتر از همه اینکه، جوانان را دچار شبهه و شک کرده اند و چه گناه بزرگ و نابخشودنی


post name

زینب15

نوشته شده در 24, 9, 1391
نظرات (4)

پست 45 ؛ زینب 15 ؛ وقتی از لشکر عمرسعد جدا بشی؛ حسین علیه السلام، دستت رو میگیره، دلت میشه کربلایی

--------------------------------------------------------

ما که نه کربلا رو دیدیم نه بین الحریمینو ولی خدایی اش .....یاد امام و شهدا دل و میبره کرببلا......سلام
میگن شب های جمعه واسه  زیارت امام حسینه
کاش میشد پاک شد و پرید

حاجی یه چیزی میگم جانه من مسخرم نکنین بر نگزدین بگین طرف تازه از را اومده هیچی نمی دونه حالا نمی دونم بذار از راه برسی ببینی چه خبره بعد حرف بزن ولی خداییش چند روزیه که نمی تونم دعا نکنم که مرگم چیزی باشه به جز ...شهادت...شهادت

نه این بمیری و خوب بمیری یا این که فقط بمیری نه حاجی یه عشق شیرینه این برسی به خوده خوده خدا

این که اگه اشتبا نکنم با همه ی هستی ات بری پیش خودش

این اسمش مرگ که نباید باشه یه عاشقیه

میدونم خودم که وضعم خیلللللللللللللللللی خرابه میدونم که هیچی ندارم و 2تا دستام خالیییییییییه خالییییه میدونم ولی یه چیز دیگه هم میدونم که خدا خیلللللی خوبه خیلی زیاد

بعدم آرزو بر جوانان عیب که نیست! منم آرزو میکنم! شما هم جونه آقا جلیلتون دعا کنین منم یه روزی بالاخره...شهید شم!!!!!!!کاش
یعنی باهاشون دیگه کلا نباشم؟ بعد آخه میشه؟ بعد خب اولا خیلی ازم ناراحت میشن بعدم من تازه برنامه ریخته بودم اونا رم قانع کنم که روش اشتباهی دارن؟
در مورد این که چرا عربی... ای ول دو تا دستام بالا تسلیمه تسلیم کاملاااااا جا افتاد دمتون گرم
اره منم دلم خیلی میسوزه هم واسه گذشته ی خودم هم واسه ی همه ی اونایی که واقعا نمی دونن و از سر ندونستن و یه کم فکر نکردن...ای بابا
واااای عجب چیزی بودن این آقا جلیل، بابا دمشون گرم، خوشبحالشون، واقعا حاجی چی میشه که یکی اینجوری میشه، واقعا چه جوری میشه، یکی اینهمه خوب باشه، اون جوری که میگید: نماز بخونه!! راستی یه چیزی بپرسم

باید چی کار کنم عین آدم نماز بخونم !؟ حواااااسم خیلی پرت میشه!! کاش بشه منم یه روزی یکی از اون نماز باحالا که میگین آقا جلیل میخوند بخونم
 من مقلد آقای خامنه ای ام یعنی مامانم بود به منم گفت ایشونو انتخاب کنم یعنی بشینم رساله رو از اول بخونم؟
ممنون حتما این سایتا رو میرم ، بابت تلفن هم ممنون، یه چیزی فقط، شماره خودتون همونی که اون دفعه دادین!؟ یا همینی که رو سایته رو بدم بسیج؟

من هر کاری میکنم دلم صاف نمیشه که  برم عضو بسیج شم !!!  اصن دوس ندارم این وضعمو چون مطمئنم اگه آقا جلیل بود آلان میرفت نه؟
میدونم که یادتون نمیره ها ولی واسه شاگردتون دعا یادتون نره

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

سلام

این شب جمعه ای با این شعر و حرفات ، به والله دلم رو بردی کربلا ... وقتی میگم: جوونا از ما جلوترن! میگید چرا!! خب به همین دلیلا دیگه! که یه جوون شب جمعه دلش کربلاییه!! ولی یکی مثل من، غافله

چرا مسخره کنم !!!؟؟؟ البته خودم رو، آره . من که هنوز غافل از دل خویشتنم

میدونی این حس آرزوی شهادت، فوق آرزوهاست، آفرین به این نگاه قشنگت

اونایی که شهادت رو آرزو نمیکنن، لذتی از زنده بودنشون ندارن

آرزوی شهادت، آرزوی مرگ نیست

آرزوی رسیدن به قله ست، رسیدن به زیبایی های مطلق و ابدی..... به لذت همیشگی

چطوری تو این دنیا، سختی ها و دربدریها رو برا رسیدن به یه مدال! یه موقعیت خوب! یه مدرک! تحمل میکنیم!!ه

اما شهادت، که فوق همه ی اینهاست،چرا آرزو نکنم و براش سختی نکشم

کدوم مدال رو یه قهرمان با خودش اون دنیا برده!!؟؟

ولی مدال شهادت، همیشگی و جاودانه ست

آدم با یاد رسیدن به مقام شهادت، از قصور و تقصیر دیگران زود میگذره، روحش با صفا میشه، به مردم ظلم نمیکنه، دروغ نمیگه، متکبر نیست،خلاصه، برای دست یافتن به اون درجه همیشگی، دیگه سر این درجه های مادی و پوچ دنیا، دعوا راه نمیندازه

به جایی میرسه که؛ مثل بسیجی خلبان شهیدعباس بابایی، که وقتی بهش ترفیع میدن، گریه میکنه، عباس آقا چرا گریه میکنید!!؟؟ میگه: خدا کنه، نزد اوهم درجه ام بالا بره!! من بدنبال اون درجه هایم

ارتباط با دوستان که چه عرض کنم، با هرکس که آدمو از خدا دور کنه!!! چی ؟خودت جواب بده

اینکه با نیت تاثیر گذاری روشوون باهاشون ارتباط داری، خب، خوبه. اما این نشه که بخوای یه نفر رو از تو چاه در بیاری، زورت نرسه، خودتم به کله بری پایین!!!! اصلا صلاح نیست! عقلایی نیست! که همه جا، هر جا که اونا میرن ، دنبالشون بری!! که میخوای عوضشون کنی!!! نه، کی گفته!؟ اگه اینجوری باشه، باید آیت الله ها ، روحانیون، کارشناسان، دائم دنبال متخلفان راه بیفتن

شما تو همون مدت درس، کلاس، دانشگاه، که مجبور هستی، باهاشون خوب، با محبت باش، اما تاییدشون نکن، بگو: دیگه شما اون جوری دوست دارین باشین!! من اینجوری ! هر کس یه عقیده ای داره !!!!!!!! خلاص

اونایی هم که ازت مطالبه کردن، و مایل بودن، آدرس همین کتابا و سایتا رو بده

والا محکم کلاه خودتو بگیر

جهانیان همه گر منع من کنند ازعشق  ***  من آن کنم که خداوندگار فرماید

برای حضور قلب در نماز یه چند راهش اینه

به معنی نماز فکر کن

در جای خلوت نمازت رو بخون

قبلش یه لحظه ای بیا سر سجاده بنشین و به مرگ . قیامت .. فکر کن 

آقا جلیل، همیشه یه ربع به نماز وضو گرفته سر صف نشسته بود، صبح قبل از همه بیدار میشد، یه بار نشد بیدار بشم، ببینم آقا جلیل خوابه

نمیشه که تا لحظه ی تکبیره الحرام مشغول دنیا بلافاصله الله اکبر!! عروج کنی به آسمان

هواپیما اینجوری به هوا نمیره، موتور گرم میشه، یه مقداری روی باند.... و بعد دور میگیره و ........ه

البته مواردی دیگر از قبیل، غذا ومال حلال. لباس پاک .ترک گناهان بسیار بسیار مهم است

یه معیار

به هر اندازه آدم تو دلش از گناه متنفر باشه ! به همون اندازه به خدا در نماز نزدیک میشه 

مقلد آقای خامنه ای ، خدا حفظش کند، زبونم لال اگه نبود، الان عراق .افغانستان. سوریه .. بودیم

اینکه تمام رساله رو از اول بخونی! نه. فهرستش رو نگاه کن، هرجا لازم داری و نیازت هست! بخون! رساله که برا مطالعه نیست! برا مسائل شرعی که نمیدونیم! خیلی از مسائل یه رساله شاید تا آخر عمر برا یه نفر لازم نباشه

حالا اصراری هم نیست که عضو بسیج بشی . الان همین جوریش از بسیج که چه عرض کنم ! از فرمانده بسیجیان! از پاسدار جبهه رفتش( دلبریان) جلو زدی... زیاد فکر نکن که اگه آقا جلیل بود چیکار میکرد!! حالا که نیست. اون کاری که مرضی رضای خداست انجام بده . فعلا رفتن و عضویت در بسیج رو بی خیال شو

آقا جلیل، فرمانده گردان غواصی یاسین- کنار نیروهاش سر سفره


post name

زینب 14

نوشته شده در 22, 9, 1391
نظرات (3)

پست 44 ؛ زینب 14 حرکت بسوی نور
سلام سلام سلام
وای حاجی من به قدری خوشحالم که شما سر راهم قرار گرفتید که اصن نمیشه گفت، وااااای خدا رو، روزی هزار بار شکر میکنم، شما خودتون نمی دونید چه نعمتی هستید!!!!!! البته شایدم میدونید...به هرحال ازاین همه کمکتون،ممنون.کاش بشه یه روزی یه جوری جبران کنم، شما واسه من هم معلم هم استاد...نمی دونم چی بگم! فرشته ی نجات زندگی من ، وااااای مرسی، به قول خودتون، برادردلبریان ممنون
به همه حرفاتون مو به مو گوش کردم و البته عمل

با پسرای دانشگا که دیگه به جز مواقع لزوم و کارای درسی کاری ندارم، فکر میکنن خودمو میگیرم واسشون، ولی اصلا مهم نی، فکر کنن، مهم اینه که باید یه کاری کنم خدا راجبم خوب فکر کنه، باید رفتارم یه جوری باشه که اون بالا بالاییه خوشش بیاد
این که میگین کتابا رو این جوری نمی خواد تند تند بخونی، اصن نمیشه، اونقدر واسه من جالبه، اونقدر تشنه ی دونستن هستم، دلم میخوادهراتفاقی که، مثلا تو جنگ، یا چیزای مذهبی... هر چی که هست و من خبر ندارم و میدونم زیادم هست بخونم، یاد بگیرم، خیلی دلم میخواد بدونم، شاید واستون اینهمه اشتیاق مسخره باشه، شاید فکر کنین دارم اغراق میکنم، ولی نه، باور کنین مثه یه آدمی که بعد از کلی تشنگی و دلبستن به کلی سراب های مختلف، یه کسی بیادو آدرس یه رودخونه ی پر از آب زلال رو بده

شما بودین دوس نداشتین بپرین توش...(چه فلسفی شد, نه...!!!!!) به درسم هم ضربه نمی زنه

قبلش که همش با دوستام این ور اون ور میرفتیم چرا ، ولی آلان که دیگه یا باید خر بزنم، یا سرمو با این جور چیزا گرم کنم..... با بچه هامون وقتی پسرا نباشن، بیرون هم میرم، ولی باشن که دیگه نمیشه برم، دیگه درسته ؟ طبق حرفای خودتون ، دیگه بنزین وآتیش و ....بمب.....!!!! اونا رو نمی تونم منصرف کنم نسوزن، خودم که میتونم فرار کنم از سوختن
آره قران هم که گفتید من فقط ترجمه رو میخونم اصن خودشو که واقعا به جز چند تا معنی کلمه هاش اونم سطحی چیزه دیگه ای نمی فهمیدم اولش عربی هاشو میخوندم ولی بعد حوصله ام سر میرفت آلان دیگه عربی فقط همون سوره واقعه، که گفتیدو میخونم، بقیه اش معنی فارسی، امروز دیدم که ماله ما معنی آقای الهی قمشه ایه، باید برم یه قرآن حکیم که میگید بگیرم
یه سوال بپرسم؟ اینو زیاد از این ور اون ور شنیدم، ولی هیچ وقت یه جواب قانع کننده نشنیدم از کسی

چرا قرآن به زبون عربیه؟

اگه فارسی بود که خیلللللی بهتر بود نه؟

یا مثلا نماز چرا باید عربی خوند مگه خدا نمی خواد که ما باهاش حرف بزنیم؟خوب چراحتماعربی؟
پس با این حساب که گفتید(هم شما هم الهه جون) رشته ام رو عوض نمی کنم، اره من رشته ام رو واقعا دوس دارم، ولی جوشو نه، منم نمی گم همه ی جو های این جوری یا همه ی بچه های ما یا بچه های پزشکی خوب نیستن!! نه، بیشتر اصن نمی دونن، یا اصن تو این فاضا نیستن، یا کسی روشن نکرده، یا 2تا حرف از ماهواره و اینترنت یاد میگیرن!! تحت تاثیر قرار میگیرن!! و میان میگن

من قبلا زیاد فکر نمی کردم، یه چیزی که ضد نظام یا جبهه و این جورمسائل میگفتن، سریع قبول می کردم!!  ولی آلان فهمیدم نصفش بی پایه وبی اساسه!! آدم یه کم فکر کنه میشه رد کرد این همه حرفای الکی رو
ولی یعنی چیزایی که دیدم و شنیدم از شیفت وایستادن های شب تو بیمارستان!! از وضعیت حجاب !! نمی دونم... من میترسم مثلا شهدا فکر کنن شدم همون آدم قبلی نمی دونم
منم نمی خوام کناره گیری کنم یعنی اصن نمییییی تونم همچین شخصیتی داشته باشم، مگه این که یه روزی افسرده شم برم و دور از آدما
جدددددددی!!!!!من شهید چمران وبابایی رو میدونستم ولی شهید صیاد رو نه، آره خب، خیلی خوبه که، یه روحیه ی اون جوری داشتن، که تونستن، سالم بمونن، ولی خداییش سخته ها نه؟ ولی شدنیه
به قوله برادر دلبریان نه ببخشید استاد دلبریان (بهشت را به بها میدن نه به بهانه....)ه
باشه دستتون درررررررد نکنه حتما اول با شما مشورت میکنم یعنی دیگه کلا تویه کارام باید قبلش با شما مشورت کرد دیگه شما بهتر میدونید که کدوم کار رو شهدا بودن میکردن نبودن نمی کردن
چشم شماره ی تماستون همونیه که اون بالا گوشه ی سایته؟ که بدم ایشالا دانشگاه ما هم بیاین
میگم معلومه این آقا جلیل شما کارش خیللللللی درست بوده که حاضر نیستین بهشت برین بدون ایشون!!! عجبا !! چه باحال !! چرا ؟ چی میشه که یه آدمی این همه بزرگ میشه؟؟؟؟ میگم یعنی خیلی آدم خاصی بودن؟ مثلا همه اش نماز و روزه و این جوری... یا مثلا خیلی مودب و .... نمی دونم، مثلا چی کار کردن که این جوری شدن؟
راستی یه چیزی، این که شما میگن: باید واجباتو انجام بدی! میشه یه کتاب یا سایت یا نمی دونم که من بدونم همه ی واجبات و گناها دقیقا چیه، چون خیلی چیزا بود که مثلا من فکرشم نمی کردم، اشکالی داره ولی داره!!!!میخوام دقیق بدونم که دقیق عمل کنم که دقیقااااا منو بفرستن بهشت
البته خدا کنه دیر نباشه!!!ای بابا
راستی از الهه جون بازم ممنون که راهنمایی می کنه و بخاطر اون داستانک هم مرسی، کلی بهم امید دادی، شاد شدم، ممنون، میگم: هم رشته ای هم که در اومدیم، بابا ای ول اصن این خانوم دکترا چه میکنن ها!!!!!!(گفتم یه ذره خودمونو تحویل بگیرم)
ولی جدی از این که یه دوستای خوبی، یه منبع خوبی، مثه این جا پیدا کردم، خوشحالم ، ولی بازم شمایی که این همه مدت به حرفای خدا خوب گوش کردی، خب خدا هم یه جوری دیگه رو حرفت حساب باز میکنه دیگه، بعد نمازات واسم دعا کن منم امیدوارم همیشه موفق باشی
استاد دلبریان هم که طبق معمول واسه ی این شگرد کوچیک رو سیاهش خیلللللی دعا کنه
---------------------------------------------------------------------------

جواب

علیک سلام

اگر چه من خود هنوز اندر خم یک کوچه ام، اما این ها رو از الطاف خدا و توجه یاران شهیدم میدانم

یه جوان، یه دانشجو، یه مدیر آینده ی کشور... بواسطه شهدا با خدا رفیق بشه

این وسط قطعا یه چیزی هم گیر ما میاد، من امید دارم، که بعد از مرگم، همین دعاهای شما، نجات بخش است، شک ندارم، اگه ساختن مسجد باقی الصالحات است!! ساختن نماز خوان، ثوابش بیشتر است

حرفای من نیست، تفسیرش از من است، شما مو به مو دستور خدا رو اجرا میکنی، من که تا حالا چیزی از خودم نگفتم، قرآن. نهج البلاغه. سیره شهدا

آدم اگه به حرف خدا کنه، همین پایین پایینیا هم خوششون میاد، اما به رو نمیارن

کتاب خوندن . دنبال چیز خوب فهمیدن، خوبه. میگم: یه وقتی دل زده نشی،خدای نکرده این شوق و ذوق خوبی که داری، از بین نره... با این سرعت گریپاچ نکنی( شوخی)والا خیلی هم خوبه

بالاخره همون دوستای دختر، اگه خوب نباشن، تاثیر میذاره. از آتیش فرار میکنی!! از دود و حرارتش چی!؟

نمیخوام زود منزویت کنم، نه... میخوام حواست رو جمع کنم،دوست پسر در همون قدم اول مردوده!! اما اونی که مهمه و دختر و پسر حالیش نیست رزائل اخلاقی ست!فوق العاده آدما از طریق دوست عوض میشن

یار بد، بدتر بود، از مار بد  ***  مار بد تنها فقط بر جان زند  *** یار بد، بر جان و بر ایمان زند

دوست خوب و دوست بد، بیشترین تاثیر رو رو آدم میذارن

نمیگم: همه ی دوستات چادری! پوشیه زده و.. نه. بگرد با دخترای نجیب خانواده دار دوست بشو، اونم تا یه حد و مرزی، .... خود من، با این سن و سال و تجربه، با هر کی هر کی دوست نمیشم، با اونایی که خوبن، سبک نیستن، سالمن... خوبی هم به ریش و انگشتر نیست!! خوبی ، به خوبیست

حالا دوست هم بشم، دوستیم، حد و مرز داره. تمام اطلاعاتم رو بهش نمیدم! بعضی تو خیابون! بعضی تا تو اداره! بعضی تا پشت در حیاط! همینکه دوست شدم، که نباید بیارمش تو اتاق ... تو زندگی... چه سوء استفاده هایی که نشده، از این عدم رعایت حریمها

چرا زبان عربی؟

ه1-دین اسلام بخاطر آمادگی بیشتر مردم حجاز، در آن سرزمین، که عرب زبان بودن، ظهور یافت

ه2-کلام وحی به پیامبر بزرگوار اسلام، توسط جبرئیل اعلام میشد وحضرت باید آن را به زبان امت اعلام میکردن

ه 3-بنا به تحقیق و بررسی تمام متخصصین ادبیات دنیا، زبان عربی، کاملترین زبانی ست که میشود واژه ها را در آن معنا کرد، هیچ زبانی دیگر ظرفیت زبان عربی را ندارد

ه4-اسلام، یعنی: تسلیم.درهرجای دنیا، هر کس مسلمان شدو اسلام آورد،درمقابل تمام دستوراتش تمکین نمود

ه5-امت اسلامی، با هر نژادی و زبانی، یک امت واحد هستن، لذا برای ایجاد وحدت، همه باید به یک زبان نماز بخوانند، شما تصور کن، در ایام حج درمکه، صدها هزار زائر از گوشه و کنار دنیا، از افریقا تا هند و تا آمریکا و چین و ایران... اگه قرار باشه هر کس هر طور دوست داره نماز بخونه، چه هرج و مرجی میشه!! خدا فکر همه جاشو کرده

اینا چند جواب عقلانی و معنوی به سوال شما، امید که قانع شده باشید

و اما... ..ممکنه بعضی ها بعد از دریافت این جوابها باز بهانه هایی بیارن، باید گفت: ما مسلمونیم! اگر قرآن کلام خداست، باید تسلیم شد

و اگر بخواهیم فلسفه ی هر چیزی را در جهان آفرینش با عقل خودمان بسنجیم و بفهمیم، در این مورد که وحیانی و ماورایی ست! بماند، درخیلی از مسائل مادی، با تمام پیشرفتهای علمی امروزه ، بشر سر در نمی آورد

و اما این واجب بودن در گویش عربی فقط در نمازه... جاهای دیگه، با زبون خودت با خدا حرف بزن، هیچ اشکالی که نداره، بهترم هست... دعاها هم بخاطر اینه که یاد بگیریم، چطوری!!و چه چیزایی از خدا بخوایم

اسلام، یه دین کاملا منطقی، عقلانی و معنویست

گاهی یه جاهایی که حرفای شبکه های خارجی رو میبینم و میشنوم، جدای از همه چیز... به حماقتشون میخندم

من ، من چیم! حاضرم به تنهایی، تو هر شبکه ای حاضر بشم ، با هرکسی!در هر سطحی! از همین آدما بحث کنم و با یه کلمه! با یه اشاره خاکشون کنم! مگه میشه، مسلمون نبود، الفبای انسانیت رو رعایت نکرد، حرف منطقی زد!!!!!!! امکان ندارد. دلم بحال اونایی که فکرشونو دست اینا دادن، بی نهایت میسوزه

آقا جلیل خیلی باحال بود، نماز میخوند، چه نمازی!!! تو نماز اشک میریخت

قرآن میخوند، چه قرآنی، تو هوای گرم اهواز، تو چادر داغ، اونقدر در معانی آیات عمیق شده بود که حواسش به گرمی هوا نبود، انگار تو دنیا نیست، من اینا رو به چشم دیدم، میخوند و آه میکشید، فکر میکرد، اون جوری با خدا حرف زدن، که خدا انتخابشون کرد. اونا کجا بودن، من کجا بودم

البته تمام بزرگی آقا جلیل و شهدا به قرآن خوندن تنها نبود، بیشتر به عمل بقرآن بود

آقا جلیل، اهل صبر و گذشت بود

اون چیزی که آدما رو بزرگ میکنه، اخلاقه ... رفتار خوبه

من در طول مدت شاگردیم، یه بارندیدم آقا جلیل در شرایط سخت جنگ، از کوره در بره، داد بزنه و پرخاش کنه، خیلی صبور بود، با کمبودها و قصورهای ما کنار میومد، تا ما ساخته بشیم، استعدادهای ضعیف ما رو، با صبرش، زنده و بارور کرد

لباسای بچه ها رو میشست، مینداخت روی بند، طوری که هیچکس نمیفهمید، کار کی بوده

در هیچ کاری دستور نمیداد، جلو حرکت میکرد، بچه ها پشت سرش راه که می افتادن،بماند... میدویدن...اونم  با عشق

اهل عمل بود، نه حرف

هر تمرینی رو آموزش میداد اول خودش عمل میکرد بعد از بچه ها میخواست انجام بدن

آموزش خوابیدن روی سیم خاردار

اگه آقا جلیل نبود، شاید من تو جبهه نمیموندم، هر چه دارم از تربیتهای این معلم اخلاق است

جاش تو دانشگاهها، بین جوونا خالیه

برا رفتن به بهشت، تا زنده ایم و نفس میکشیم فرصت هست، اما هر چه دیرتر برگردیم بهتره، مقام و درجه مون پیش خدا رفیع تره

ببخشید شما مقلد چه مرجعی هستی؟ مرجع تقلید شما کیست؟

رساله، توضیح المسائل ایشونو بگیر تمام واجبات و احکام اونجا هست

دین اسلام، آسون ترین دینه

ضمنا. سایت تبیان

سایت پرسمان، بیش از 14 هزار سوال و جواب دانشجویی هست

تلفن 09640. پاسخ به سئوالات شرعی


post name

زینب 9

نوشته شده در 21, 9, 1391
نظرات (0)

عطر 39 ؛   زینب 9

سلام
امروز دیگه رفتم پیشش و پرسیدم دو سه روز بود وقتی میرفتم دم خونش نبود گفت روضه میرفته گفت که قبرش دقیقا دومین تیکه از قبر های قطعه 26 درست بر خیابون شهید اسماعیل سبز علی قطعه 26 بهشت زهرا(تهران)
آدرس شهیدشو داد همین
راستی آدرس این آقا اسماعیل به دردتون میخوره اصن به چه کارتون میاد؟
محض فضولی پرسیدم دوست نداشتید نگید

><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

ممنونم لطف کردی. در اولین فرصت. اومدم تهران میرم پیشش

آدرس حرم امامان رو بر چی میگیرن؟

برچی میرن نزدیک ضریح؟؟؟

آدرس دوستان خوب و آدمای بزرگ و الهی رو برچی میگیرن ؟

آدرس مکانهای  باصفا و تفریحی رو برا چی میگیرن ؟

به همون دلیل من هم آدرس مزار شهید رو میگیرم، میخوام برم پیشش حال کنم!! باهاش حرف بزنم!! اگه یه نفر به شما یه لطفی، یه خوبی بکنه، ازش تشکر نمیکنی ؟ میخوام برم سنگ قبرش رو ببوسم ... اگه ما اونا رو نمی بینیم!! ولی اونا از اون طرف خیلی خوب مارو میبینن

دعا کن این توفیق نصیبم بشه


post name

زینب 6

نوشته شده در 21, 9, 1391
نظرات (0)

انتقاد ز - 36، زینب 6

سلام

چرا نمیشه تو سال 91 بود و کاری نداشت به سال های قبل!!ه

نمی فهمم، چرا باید، خودمون، فکرمون، زندگیمونو در گیر گذشته کنیم !! ما باید تو حال زندگی کنیم!! باید تو حال باشیم !! نه  گذشته و حتی آینده! به چه کارمون می آد؟!؟ به چه دردمون میخوره!!؟ با این جاش مشکل دارم

جنگیدن، مرسی ممنون لطف کردن، دیگه در چه حد باید ازشون قدر دانی شه، سهمیه کنکور پول های برق و گازو
نه اینم قبول ندارم

آخه حساب شهدا از حساب امام رضا و امام حسین جدا نی ؟؟؟؟؟ اونا کجا اماما کجا ؟؟؟(البته اینو با شناختی که آلان دارم میگم باید یه کم بیشتر راجبشون بفهمم)ه

به نظرم  در حد موزه و یادواره و یادی ازشون کردن و یه تقدیر کافیه دیگه!! نه؟

این که عین بقیه نیستین خیلی خوبه، نمونه اش> من اگه با یه رفتاری بجز این رفتاری که ازتون دیدم مواجه می شدم عمرااااا اگه باز می اومدم و عمرا حتی اگه فکر میکردم به این که شاید شاید ها شاید شاید اشتبا فکر میکنم

بذارید اونا همین جوری باشن همین کارا رو می کنن که هر جوونه از این تریپ آدما بیزاررررره

من که خودم حالم از بسیج دانشجویی مونو و کاراشون بهم میخوره

اصن یه جوری با ما برخورد میکنن انگار کافریم و دین و دنیا و آخرت فقط واسه اوناس


شمارتونو نوشتم با لپ تابم، امروز رفتم پیشش که هم سایتتونو ببینه هم راضی شه که شمارشو بدم یه چیزایی گف بنویسم من خیلی سر در نیاوردم شاید شما فهمیدید آخر خرفام میذارمش

کلپاتونو گرفتم و 2تا شو گوش کردم باحال بود ولی واقعا نمی گنجه تو مخم ، اصن تو کتم نمیره ، که

یه سری آدم این جوری بیانو خیلی هم خوب باشن و از همه چیزشونم بگذرن، خیلی هم این طور که به نظر میرسه مهربون باشن، بعد بمیرن، واسه کی؟!؟ واسه چی ؟؟؟؟ واسه من و امثال من؟ اگه بوده ضرر کردن! چو خیلی هامون اصن نمی خواستیم !! خیلی ها فراموش کردیم !! خیلی هام اصن به رومون نمی آریم!!!!!!ه

این با شهید دوست شی جالبه!!!!!!چه جوری؟؟؟ اصن فکر نمی کنم از من و فکرامو طرز رفتارام خوششون بیاد! نه؟
شما آلان باهاشون دوستی؟ من با اصل کارشون مشکل دارم! چه جوری میان و با یکی مثه من دوس میشن عمرا !!!ه

راستی امروزم یه صفخه دیگه قران خوندم هه هه اگه دوستام بفهمن ها، یعنی مضحک میشم !! واسشون آخه یه عمره که این رفتارا واسه خودم مضحک بوده!!ه
حرفای همسایمون همون مادر شهید که سایتتونم دید:ه
بازم میگم دعای مادر شهید میگیره میگیره و واسه همه هم دعاش میگیره هم آهش میگیره

اسم شهیدم اسماعیل سبزعلی

دوست نداشت و نداره،که دیده شه... به من میگه:  هر کی تو دنیا کمتر دیده شه، اونور بیشتر تو چشم حضرت زهراس

راضی نیست که بخوام بیارمش تو چشم حتی مردم عادی

ولی بدون که آه دل مادر شهید میگیره دعای مادر شهیده که میگردونه این روزگارو

این حرفاش بود که گفتم تقریبا هیچی ازش نفهمیدم و راضی نشد شماره بدم حس کردم خیلی خودشو، مادرای شهدا رو، تحویل گرفتااااااا!!!!ه
آهان اینم گفت: واستون نظر بذارم

خون اسماعیل ها رو نذار رو زمین بمونه ها ! بکن جوهر خودکارتو همین جوری که می نویسی، بازم بنویس!!!ه

><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
علیک سلام

ببخشید اگه قدری دیر تر شد

در مورد لزوم توجه به گذشتگان، توضیحات لازم رو دادم...فکر کنم کافیه، همونا رو یه مرور بکن! به جواب میرسی

ضمنا. قرار نشد در مقابل این همه جوابای من.... با گفتن یه کلمه، همه رو رد کنی و بگی

با اینجاش مشکل دارم ! منطقی .. با دلیل ، رد کن ،چه اشکال داره

اما فقط یه جمله ملموس و کاملا عینی، در اهمیت اتفاقات گذشته عرض کنم

اینهمه کتاب تاریخ چیه !!!؟؟؟؟؟ مگه همش روایت زندگی گذشتگان نیست

این مطلب "کنکور" فرزندان شاهد رو تقریبا هر دانشگاهی که رفتم میگن، و دلیلشم عدم شناخت کار بزرگیست که شهدا کردن!  متاسفانه  درست نگفتن!! نه راویان و نه فیلمهایی که ساختن!! اگه به اندازه یه فوتبالیست!! شهدا رو میشناختن، اینارو نمیگفتن.. پس مقصر شما نیستید

از چند نگاه به این جواب میدم

جواب وجدانی

اگه میدونستیم، شهدا چه فداکاریهایی کردن! که امروز ما در امنیت هستیم !!! اگه درک میکردیم که یه خونواده بی سرپرست چی میکشه !!! اگه مشکلات یه فرزند بی بابا رو میفهمیدیم!!! از کمک به یه فرزند بی بابا ، داد نمیزدیم 

جواب منطقی

دولت باباشو برده ،کشته!! حالا این بچه بی بابا بزرگ شده ، به مادرش میگه ، کو بابام؟؟؟ .... بابات توی مرز کشته شده!! آیا نباید این فرزند رو کمک کرد؟ راش انداخت ؟ یه موقعیتی براشون فراهم کرد؟؟

ضمن اینکه اینا جای کسی رو تنگ نکردن ، هر کس سهمیه ا ی داره!! فرزندان شاهد، نخبگان ، اساتید، هیئت علمی و ...... چرا فقط به همین طفلکی ها گیر میدن ؟؟؟؟؟ دیواری کوتاه تر نیافتین ؟ حالا اگه بگی چرا به هیئت علمی و یا ... سهمیه قائلید ؟! چی جواب شمارو میدن ؟؟؟ خیلی که بهت احترام بگذارن میگن 

شما هم میخواست مثل اونا باشی تا بهت بدیم !!!  اصلا در همه جای دنیا، در هر چیزی، اینجور قانونایی حاکمه، در فوتبال ، در کارخانه ها و... بالاخره همه با هم که یکسان نیستن ! هستن ؟ فرق اونی که باباش رفته کشته شده ! با اون پدری که بالای سر خونواده ش نشسته !! یکیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پس این وظیفه ی معنوی دولت

جواب قانونی

از شما میپرسم، توی این مملکت، این همه درآمد و مالیات و بودجه دستگاهها رو چطوری پرداخت میکنن ؟؟ که به کدوم دستگاه چقدر بدیم به اون یکی چقدر!؟؟ حقوق ها !! گمرکات !! پول نفت !! و همه چیز

مجلس شورای اسلامی

خب اینو هم مجلس تصویب کرده.... چیزی که قانونی ست که نباید به اون فرزند شهید چیزی گفت و سرش قر زد !!! خب حالا کسی دوست نداره این سهمیه رو به اینا بدن، بره به مجلس بگه ، تا لغوش کنن !! تا اونا هم راحت بشن و اینقدر سرکوف نخورن

به یه تیم فوتبال، میلیاردها تومان، اونم نه از طریق مصوبات مجلس!!! فدراسیون تصمیم میگیره و میدن... نوش جونشون، من که نمیگم، ندن... میگم

چرا به اینجا که میرسه، صدای هیچکی در نمیاد

یا اینهمه پاداشی که مجلس تصویب میکنه !!! هیچ کس دم بر نمیآره

همین کنکور رو  میبینن ، کردن پیراهن عثمان!!! و روی دست

خب معلومه که مشکوکه !!!!!! و از جای دیگه آب میخوره! من یقین دارم این سئوال و دغدغه ی دانشجویان ما نیست!! از بس  دشمن تو رسانه ها تکرار کرده و هی گفته ، شما هم باورتون شده ، که همین سهمیه ، مانع پیشرفت  شما شده !!! اگه همین سهمیه حذف بشه !! دیگه همه مشکلات حله

پول آب و برق رو  مثل بقیه دارن میدن !! این چه حرفایی ست که میزنیم! برو از همون مادر شهید بپرس! زندگیشو ببین... خودت قضاوت کن

خدا لعنت کند، دشمنان این کشور و این جوانان باصفا رو، که این دروغهارو به خورد جوونای ما میدن و ذهن این بچه ها رو بهم میریزید

قصد دارن اونا رو بدبین کنن و از فرهنگ شهادت دور..... میگردن میگردن یه چیزی به دروغ. تهمت بزنن و یا از کاهی یه کوهی جلو چشم شما بیارن

بعد هم نری و نپرسی!! بدون تحقیق و اطلاع!! پیش خودت بگی: مملکت رو همین خونواده شهدا خوردن

واما شهدا اصلا از امام حسین علیه السلام جدا نیستن!! چون اونا در راستای فرهنگ عاشورا کشته شدن!!! خادم در حرم امام حرمت دارد و احترام. تا چه رسد به شهید

صحبت این نیست که امام کجا و ما کجا !!! پس حالا که ما با امام فاصله مون زیاده! رابطه ای هم با امام نداریم! مهم راه و سیره ی امام است!! بله ما کجا امام کجا!! اما راه امام که جلو ماست.. هر کس راه امام را برود... به امام خواهد رسید

تمام احترام و عزت و آبروی شهدا از چیست ؟؟؟ چون راه امام حسین علیه السلام را و برای خدا کشته شدن. همین

این که برای شهدا همون تقدیر رو ! همون یادواره رو... دیگه کافیه!!!؟؟ 

خب شما هر وقت خواستید برای شهدا یه قدمی بردارید!! بیشتر از اون نکنید!! اما هستن کسانی که تمتم زندگیشونو برای شهدا ! برای امام حسین علیه السلام میدن!!! برید ببینید اونا چرا اینجورین

یا من متوجه نیستم!!! یا اونا ... خب مگه میشه این همه سالها بگذره!! هنوز مردم اینجوری احترام بگذارن!! یه قدری که صادقانه پیش خودم فکر کنم! میبینم آره من در اشتباه بودم

این ایام محرم رو ببین ... چه شور و عشقی

من هم از بعضی کارای بسیج دانشجویی ناراحتم! اما این ایراد اشخاصه! که همه جا هستن

قبلا هم گفتم بدنبال حق باش... مگه ما الان استاد دانشگاه ناجور نداریم؟؟؟ خب بخاطر یه نفر که  در دانشگاه رو نمیبندن

و اما دوستی با شهدا

اگه یه مدتی بیای تو این فضاها کم کم آشنا میشی

از این که میگی، شهدا قبولم نمیکنن عمرا !! اشتباه نکن، شهدا خیلی باحالن ، اگه ازت خوششون نمیامد، اون مادر شهیدو، اول محرمی، سر راهت نمی ذاشتن... من بهت حسودیم میشه... خوش بحالت .. . قدرش رو بدون

اون مادر شهیدو ولش نکنی

قبول دارم اگه اون دوستات یه مرتبه تغییر رفتارت رو ببینن شاید مسخره کنن... لازم نیست همه چیزو اول کار بگی... کم کم مثل خودت ، آشناشون کن... اگر هم توجه نکردن.. اصلا ناراحت نباش... یواشکی حالتو بکن... قرآن بخون و خلاصه الانم بهترین وقتشه

تو مجلس امام حسین و هر جا که حال معنوی میکنی. من نمیگم کجا ! چطور... اصلا برو دست همون مادر شهیدو بگیر با هم چند دقیقه ای برین تو یه مجلس محرم... بگو از فرزندش بهت بیشتر بگه

خوب گوش کن و فکر

به عاقبت دنیا ... به نامردی بعضی دوستایی که جای جاش آدمو رها میکنن

ولی باز این شهداین، امام حسینه که دست همه مارو میگیره، آخه مگه غیر این اماما ، کسی دیگه ای رو داریم؟؟؟؟؟؟

این حرف آخری مادرشهید منو دیونه کرد و منقلب ..... تا زنده باشم. از شهدا میگویم و مینویسم

خون اسماعیل !!! جوهر خودکار !!!ه

عجب حرفی ... چه اتفاقی با ارزش و آسمونی

نوکرتم شهید

من هیچگاه این محبتهای شما رو فراموش نمیکنم، شما یک ملک، یک فرشته بودی برای انتقال پیام شهید

تو رو خدا فکر کن، آیا این اتفاق ، هیچ پیامی ندارد؟ از این واضح تر

البته خیلیها تو این وادی من و تو، نیستن ... اگه دیدی کسی اهلش نبود... نمیخواد این جریان رو بهش بگی

پیش خودت و اون شهید باشه

ببین چی میگم.. ارتباطتو با شهید بیشتر کن

ضمنا ممنون که اینهمه زحمت کشیدی. لب تاپ بردی و وب سایتو نشون دادی... احسنت

حالا اگه شماره رو نگرفته. ببین اگه میشه شماره او رو بگیر بمن بده تا من احوالشو بپرسم و اگه هیچکدوم نشد

شماره قبر شهید؛ آدرسشو بگیر...تا توفیق شد سری بهش بزنم

مشهد اومدید . در خدمتم


post name

زینب 4

نوشته شده در 21, 9, 1391
نظرات (0)

 انتقاد 34؛ زینب 4

سلام
اینکه واستون جالبه یه منتقد ببینید !!!شاید بخاطر اینه که منتقدا امیدی نداره صداشو کسی بشنوه یا اگرم بشنوه فقط محکوم می شن
این که حاضرید حرف حق رو حتی از زبون یه مخالف بشنوین معلومه آدم منطقی هستین
من تو حرفام هر چی گشتم توهین و بیراهه ندیدم؟؟
درباره شهدا هم من که کاری به کارشون ندارم اونام کاری به کار من ندارن، حرکتشون تو مخم نمی گنجه، یه مدتی اون موقع ها جو کشور همه اش جنگ و جبهه بود، اونام خب جوونن، جوون کلا خصوصیتش جو گیرشدنه،  2تا تفنگ دادن دستشون رفتن جنگیدن!! اینو که گفتم بر نگردید بگید آره تو مدیون اونایی، نه،  اونا رفتن جنگیدن، دستشونم درد نکنه، ولی واسه من که نبوده، واسه خودشون، واسه خدای خودشون بوده، تو این که شکی نیس واسه رضای خدا بوده؟ هس ؟ دمشونم گرم ، ولی دیگه منت چیه این وسط سر ما میذارن ، منتش که نباید سر من باشه!!من که نخواستم ازشون برن جنگ و شهید بشن
من به صدا وسیما کاری ندارم کسی رم له نکردم، حرف من اینه که

همه آلان یاد گرفتن هر مشکلی که هس بندازن گردن این و اون، میگیم فلانی این کار رو نکرد من میگم: به جای این که بشینی هی بگی این مقصره اون مقصره ، ببین خودت چقدر مقصر بودی!! خودت چی کار باید میکردی!! اصن خودت چه کردی؟!؟  بعد هی گیر بده بگو این مقصره اون مقصره!!ه
من احساس نمی کنم بی ادبی یا جسارتی کرده باشم فقط حرف دلمو زدم
همینو بس

جواب
علیک سلام

بخاطر اینه که منتقد ،یه مخالفه ... اگه موافقش کنی، خوبه ... مثل یه راننده که داره ورود ممنوع میره. خب اگه، بهش تذکر بدی وبیاد تو راه. خدمت کردی... و دلیل دوم، که از دلیل اول برام بهتره اینه که

منتقد همش عیبایی که بنظرش میاد رو میگه، گاهی که درست میگه، موجب اصلاح و رشد من خواهد شد... این دو دلیل من برای استقبال ازمنتقدین

من در هیچ چیز تعصب بیجا ندارم ، خوشحالم که شما متوجه منطقی بودن حقیر شدید

نباید خودمون! خودمونو تایید کنیم! باید منتظر بمانیم ببینیم مخاطب ما نظرش نسبت به حرف ما چیه، من خودم گاهی اوقات در جلسات جمله ای رو گفتم که اصلا و ابدا قصد توهین و یا بی احترامی به کسی نداشتم... ولی موجب رنجشی شدم و خودم هم خبر نداشتم... وقتی بهم تذکر دادن "صادقانه" پیش خودم فکر کردم اون موقع متوجه اشتباهم شدم

تمام نظراتتونو آوردم اینجا یه مرورکنید.اگه توهینی نکردید، الهی شکر، پس برداشت من اشتباه بوده

اینکه کاری به کار شهدا ندارید!!! خودتون جواب خودتونو دادید "تو مخم نمیگنجه " احسنت که راستشو گفتین

انسان باید روز به روز در مغزش گنجایش ایجاد کنه و الا سن و سال بالا میره، آدم همون طفل کوچیک میمونه

بزرگی انسان و آدما به سطح معرفت و فکرشونه ، ما باید بالا بیایم... بریم روی قله تا اطراف رو بهتر ببینیم... حالا بعضی یا نمیخوان! یا ضعیفن و یا ..... خب همون پایین میمونن... همه که قرار نیست بروی سکوی قهرمانی برن... یا همه چیزو درک کنند... پس فرق اونایی که میفهن و نمیفهمن چیه

این نظرمنفی شما نسبت به جبهه و کارای بزرگ رزمندگان و سربازان این مرز و بوم، تقصیر شما نیست، نشانه ی عدم اطلاعات شماست

برا رفع این نقیصه زحمت بکشید، روایتهای همین وب سایت رو فقط  مرور بفرمایید ! ببینید جنگ ما تفنگ بازی بوده !! یا یک زندگی قشنگ ! ببینید اون جوونایی که همه چیز داشتن حتی از من و شما هم بیشتر و به همه ی اونا پشت پا زدن و برای خدا رفتن، احساساتی شدن !!! یا اعتقاداتی !!! بعد بیاید اینجا هر چه خواستید بگید !! حقیر در خدمتم ، می ایستم تا شما برید بخونید، فکر کنید! تحلیل کنید! بیلید نظرتونو بدید... فعلا من چیزی نمیگم

در ذهن خود اصلاح بفرمایید، جای احساسات رو با اعتقادات عوض کنید

نمیدونم شما مسلمونید یا .... .... هر دینی که دارید! با شهدا . با اونایی که برا حفظ خانه شما کشته شدن و تا امروز شما زنده باشی! نباید اینجور نگاهی داشت

خدا در قرآن، از مجاهدین و شهدا به بزرگی یاد کرده... معرفت به شهید، بزرگترین معرفتهاست

سفارش میکنم، با قرآن بیشتر مانوس بشید و مرا هم دعا کنید و اگر از اهل کتابید همان کتب آسمانی تونو مطالعه بفرمایید

تمام کشورهای دنیا... تمام ملتها، به کشته شدگان جنگهای خود احترام میگذارند

ما که ایرانی هستیم و انشالله مسلمون. با شهدا ... با اونایی که نه در جنگ. در دفاعی مقدس، مثل امام حسین علیه السلام  فدا شدن. نباید اینجور برخورد کنیم !!!! ببخشید یه وقتی نارحت نشید، مقصر اونایی هستن که شهدا رو درست معرفی نکردن

من از شما بخاطر اظهار نظرهاتون از روی بی اطلاعی گله مندم

در خصوص اینکه چرا عیب رو گردن این و آن میندازیم و برو خودت کار کن !!!  کاملا موافقم ... واقعا هم همین است، البته برا آدمایی که دائم نق میزنن و خودشون هیچ هنری ندارن و همش کارشون ایراد گرفتن از بقیه ست . بدون توجه به عیوب خودشون 

اما اینکه برویم کار خودمان را درست انجام دهیم و کاری به اشکالات کناریمون نداشته باشیم ! اشتباه است

مثل اینکه من بگم: چکار به اون راننده متخلف دارم ! من که درست رانندگی میکنم ! نه ، باید ضمن رانندگی درست، به متخلف هم تذکر داد

اینکه فرمودید:  اصن خودت چه کردی !؟ که هی گیر میدی این مقصره اون مقصره

این مطلب هم مثل بقیه ی حرفاتون، از بی اطلاعیست

اصلا شما منو میشناسید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  در اولین برخورد! هنوز هیچی نشده ! مارو محکوم میکنید!!! خودت میگید : داشتم از اینجا رد میشدم!! گذرم اینجا افتاده !!!! خب پس، بذار از راه برسی ؛ بنشین ؛ یه قدری صبر کن ! فضا دستت بیاد! ببین اینجا چه خبره! بعد اگه ضرر کردی ! خوشت نیومد ! حرفی داشتی ، بگو

هنوز عرقت خشک نشده! ! از راه رسیدی، رگبار رو گرفتی رو ما، بعدم میگی : من که له نکردم

مگه له چیه ؟؟؟

آدرسم که نمیدی، چراغ خاموش اومدی! ! تند هم میری! چراغو رد میکنی! خب من چی بگم

عیب نداره، جوونی دیگه.... خدا حفظت کنه

راستی... اینکه احساس نمیکنید بی ادبی و جسارتی کرده باشید را توضیح دادم... شما نباید بگذارید مخاطب چنین احساسی بکند!!! قطعا شما قصد بی احترامی ندارید...اما حرفی که از روی بی اطلاعی ست، چنین عواقبی دارد  

سلامت. سعادت و خوشبختی شما را از خداوند متعال خواستارم... در امور خیر موفق باشید


post name

زینب 3

نوشته شده در 21, 9, 1391
نظرات (0)

 انتقاد 33؛ زینب 3

سلام
خیلی اتفاقی وارد سایتتون شدم  گفتم ببینم شاید واسه یه بار هم حرف حقی که زده شده پخش بشه

نه نسبت به پست 33 مشکل ندارم

گفتم بیام نظر بدم که چه جالب یکی پیدا شد بگه: منم مشکل داشتم !!!!!چون آلان کلا پیدا نمی شه مخصوصا تو صنف شما جبهه ای ها ، که بگه اشتباهی کردم !!! هر چی مشکله ما جووناییم!! که نبودیم و ندیدم، حالا اگه دخترم باشیم که کلا گوش کردن به حرفامون مشکل داره!!!!!!!ه
به این حرفا کاری ندارم اگه دوست نداشتید نظرمو نذارین ولی یه کم حداقل فکر کنین به حرفام
انتقادم به این جناب آستین خالیه که بر می گرده می گه  از صدا و سیما به ما خیری نمی رسه و بد تر از اون شما که بر می گردی میگید جمال عمو پورنگو عشقه

  دیواری کوتا تر از صداوسیما پیدا نمی کنین؟ هرچی میشه سریع صداوسیما!!!!ه

حرف بیخودیه این همه روایت فتح و فیلم و ..... همه کشکه.... به این جنابی که معترضند هیچ خیری از صدا وسیما بهشون نمی رسه ، میگم که،  این چیه هی همتون نشستین از یکی دیگه بهتون خیری برسه و کاری کنن واستون، اگه بلدین یاعلی خودتون یه کاری کنین واسه خودتون!!!!! ه
همین.ه
راستی من همین جوری از کسی عذر خواهی نمی کنم ولی چون شما خیلی مودب هستین به خاطر قضاوت زودم ازتون عذر میخوام

      
جواب

علیک سلام
اتفاق جالبی بوده. که گذرتون اینجا افتاده ! خوشحالم که یه منتقد رو میبینم
فعلا به بقیه کاری ندارم، ولی حقیر میترسم در مقابل حرف حق عرض اندام کنم

چون صاحب حق، خداست
اگر در درون خودمون پی به حقی بردیم، ولو از زبان یه مخالف! باید گردن بذاریم. این منطق قرآن و اسلام ست.همه باید اینچنین باشیم
کسی حق گوست!! که حق پذیر هم باشد
و باید منطقی باشیم... این خوب نیست که فقط خود را حق و بقیه را ناحق بدانم... اگر کسی حرف حق مرا هم گوش نداد و نپذیرفت. نمیتوانم به او تحمیل کنم
هیچگاه نظر خودمان را معیار قرار ندیم. اگه جایی اشکالی بنظرمون رسید، عجولانه! بدون بررسی به طیف خاصی ربطش ندیم
قبول دارم، حرفای شما جوونا زیاد پخش نمیشه...این مختص شما نیست. از هر کس تو این مملکت بپرسی. حرف شما رو میزنه
من از انتقاد استقبال میکنم و دوست ندارم شنونده هر چی میگم بدون فکر تایید و یا رد کنه. اما تا جایی که من از بزرگان سراغ داشتم ، اهانت . بی احترامی و بی منطقی بیراهه ست
و حقیر از حرکت در بیراهه معذورم
روایت فتح، روایت اوناییست که برا من و تو از هستی شون گذشتن...مشکل اگه هر جا هست... شهید. مبرا از همه ی اینهاست... حساب شهدا رو از افرادی مثل من جدا کنید
شهدا ، مقدسند
شما هم نمیخواد برا دفاع از صدا و سیما، همه رو له کنید...  بالاخره گاهی اشکالی تو کارپیدا میشه
یه انتقادی کردن دیگه... از همه انتقاد میشه ... از من . از شما ... از عمو پورنگ ... از خاله شادونه ... خب میان نسبت به اون انتقاد جواب میدن ! دیگه همه چیز رو که بهم نمیریزن
اگه منظورتون شخص من است. نمدونم برنامه های منو در صدا و سیما دیدید؟؟ تو برنامه ی زنده! تو صدا وسیما ! در حضور همه ! انتقاد میکنم !  مجری هم جوابمو یا میده و یا هم قبول میکنه
خدا رحم کنه! اگه تو جای مجری میبودی، با من چکار میکردی !!؟؟
شما به من لطف دارین
راستی کسی هم از شما نخواست که عذر خواهی کنید!!!! من هر چه خواستم واضح. روشن مکتوب کردم
من زیاد هم آدم متشکری نیستم
فقط یه چیز هست و اون اینکه باید در فضای گفتگو بین دو نفر احترام متقابل رعایت بشه
و الا من کوچیک همه هستم 
خیلی خوشحال میشم انتقادات سازنده تونو به همراه پیشنهاد بشنوم
برای شناخت بیشتر من کافیست. دلبریان. رو در اینترنت جستجو کنید. تمام گزارشاتم  رو روئیت خواهید کرد
اگه حرفام رو خوب نتونستم بنویسم و جسارتی شد، ببخشید


post name

زینب 2

نوشته شده در 21, 9, 1391
نظرات (0)

انتقاد 32؛ زینب 2

توقعی ام نداشتم آلان مثه بقیه جوابه نظرمو ببینم !!!!!!!ه
از قدیم گفتن که حرف حساب جواب ندارررررررررررررررره

جواب

هیچ وقت در زندگی تون در هیچ موردی زود قضاوت نکنید، مثل الان
من بعد از یه هفته ای که مسافرت شهرستان بودم الان برگشتم و نظرات رو دارم میخونم و جواب میدم

کی گفته حرف حساب جواب نداره! جوابش تشکر و قدردانی ست
اگه یه نفر به من عیبمو قشنگ مثل شما بگه، نباید ازش تشکر کرد؟؟؟ پس حرف حساب، جواب داره
جوابش قدر دانیست
ضمنا اگه دیرتر شد ببخشید
مشتاق نظرات و راهنماییهایتان هستم
زنده باشید


post name

زینب 13

نوشته شده در 21, 9, 1391
نظرات (3)

پست 43؛ زینب 13 ؛ طعم شیرین دوستی با خدا

وای سلااااااام

من بالاخره اومدم

تو این مدت که نبودم انگار اصن یه چیزی تو زندگیم کم بود، آخ ، هی غصه میخوردم که چرا نمی تونم بیام تو سایت، اینترنتمون پکیده بود، داغون شده بود، اینترنت نداشتم بیام، اصن خلاءِ شما و سایتتون تو زندگیم به طرز افتضاحی محسوس بوده
اصن صفحه ی سایت که باز شد عین این بود که از یه سفری رسیده باشی خونه، چه قدر احساس راحتی میکنی، اخه تنها منبع من همین جاس....خدا رو شکر
طبق معمول خیلللللی خوب توضیح دادین و به درد بخور.....ایشالا اینایی هم که گفتید از فردا عملی میشه

البته خودمم  تو این مدت سعی کردم دیگه حرف زدنم و رفتارم با نامحرم محدود کنم

اصن میدونید چیه آدم با چادر خیلی راحت تر و بهتره

میدونید انگار مثلا تو یه حریمی داری واسه خودت، دیگه مثل قبل نیستی، هر کسی نمی تونه یعنی اجازه نداره ببینتت، یه حس خوب... در امانی، محفوظی... با حاله، به آدم امنیتم میده، احساس میکنم با این لباس مقدس شخصیت خیلی بهتری دارم
راستی کتاب زندگی شهید برونسی  رو هم خوندم ، تموم شد

تو این مدت نمی تونستم بیام همش مرجعم همه ی کتابایی که بهم معرفی کردین بود. تقریبا به جز نهج البلاغه و قرآن، اون یکی ها تمومه....این نهج البلاغه هم باحاله، من خیللللی کم راجبش شنیده بودم!!  البته بعضی چیزاشو نمی فهمم؛  واقعا نمی دونم، در مورد بعضی چیزا تو قران هم همین جورم متوجه نمی شم، منظور چیه!!!ه
اینکه کجا برم برا تحصیل! میدونید، من دیگه جو کثیفی که منو بخواد از شهدا و خدا دور کنه  بیییییزززززارم

همه دنیا رم بدن دوس ندارم بشم ادم قبلی

ولی خب خداییش رشته ام رو خیلی دوس دارم، ولی خب، خودتون هم میدونید جو بچه های دانشجوی پزشکی، چه جوریه!! اگه در جریان باشین///افتضاااااااحه///حداقل واسه ما که هس... البته به این هم بستگی داره که جو خرابو، چی معنی کنی!! چون خیلی ها هم راض ان
تو مدت بیکار ننشستم، درباره ی حوزه پرس و جو کردم، یه سری رشته، مثه علوم قرآن و حدیث و نمی دونم کلاس های اخلاق و فلسفه و فقه داره، نمی دونم چیه و چه جوریه

گفتم میام از شما می پرسم

دانشگاه امام صادق هم همین جور رشته هاش همین بود، ولی گفتن مدرکش معتبر تره...حالا برای دانشگاه امام صادق امروز میرم تو سایت سنجش ثبت نام اولیه اش رو میکنم، ولی اگه قبول شم، باید حتما از رشته ی خودم انصراف بدم، نمی دونم، از یه طرفم ما تو بچه هامون چادری زیاد نداریم

آلان نمی دونم وظیفه ام چیه!!  گفتم ازتون بپرسم شما بهم بگید
راستی این چند روز که نبودم با یه کتاب دیگه آشنا شدم صحیفه ی امام سجاد، اگه اشتبا نکنم اونم خیلی باحاله، عین متن های ادبی میمونه

دارم واسه امتحانام به کوب درس می خونم و خر میزنم که ایشالا ایشلاااااا این ترم به عنوان یه زینب خانومه چادری بتونم نفر 1 شم، باید بشم... شمام دعا کنین
از دانشگا بخوام بگم، این که، یکی از دوستامو اون حرفاتون راجب بد حجابی رو زدم، خیلی تحت تاثیر قرار گرفت، ولی نمی دونم چرا قبول نمی کنه عوض شه!! اعصابمو خورد میکنه!! می دونه کارش غلطه ها ! قبولم داره کاملا! ولی قرص اینو خورده که بقیه چی میگن!!  وای فلانی چی میگه، نظر فلانی راجبم عوض میشه!! این جوری میشه، اصن بهش میگم: بابا بیخیال آدما !! بچسب به زندگی خودت و خودت حال کن

حالا آدرس سایتتونو دادم یعنی پخش کردم بین بچه ها دست به دست میگرده دیگه
یکی از بچه ها مثه این که او مده بود دیده بود میگف

چه قدر حرفایی که میزدی شبیه حرفای این آقاهه بود؛ گفتم بهش: دیونه خب منم از همین جا همه حرفا رو میزنم اصن از اینجا فهمیدم باید چه کرد
راستی گفتید دعوتتون کنیم

من رفتم دنبالش یه مسوول انجمن اسلامی گفتم ولی میگن اینا همه مربوط به بسیج دانشجوییه حالا اگه بسیجم بذاره عمرا اگه این دوستای ما بیان
یه چیزی به ذهنم رسید گفتم اول بهتون بگم اگه دوس داشتید یا اجازه دادید، اگه نه که هیچی، گفتم با اسم خودتون و آرم سایتتون خاطره های باحالتون تو جبهه که رو سایته رو با اندازه های مختلف کپی بگیرم یا بدم دست بچه ها یا اگه گذاشتن بزنم به در ودیوار دانشکده
عکس این دختر بچه های با حجابو که میدیدم افسوس میخوردم که کاش منم از بچه گی همین جوری چادری بودم حیف
آخییییش این یه مدت چه دیر گذشت، اصن حرفام مونده بود تو گلوم، به کسی هم نمی تونستم بگم، ولی خودمونیم شما یه چند روزی از دست من یه نفس راااااااحت کشیدی....ولی واقعا اگه شما نبودینا من و خانم سبز علی همیشه واستون دعا میکنیم
راستی چرا غواصی ثوابش بیشتره؟ ولی خدایی هم خطرناک تره هم ترسناک تر؟
راستی این آقا جلیل فرمانده شما بودن یعنی مافوق شما؟ آدم خیلی خوبی بودن نه؟ من چند تا از خاطره هاتونو راجبش خوندم شخصیت جذابی داشتن...معمولا نظامی ها باید آدم های خشک و عصبی و تند این جوری به نظر برسن، یعنی تو دنیا این جوریه دیگه، ولی شهدا ی ما اصن این جوری نیستن، بر عکس، همه قیافه های مهربون آروم خونگرم داشتن
از این همه لطفی که الهه خانوم نسبت به این زینب رو سیاه داره ممنونم و میخوام که دعا کنه واسم خیلی زیاد که واقعا به دعای آدمای پاکی که یه عمره دارن بندگی درسته خدا رو میکنن محتاجم
شمام واسم خیلی دعا کنین

-----------------------------------------------

جواب

من هم خدمت شما سلام عرض میکنم

زبانی قاصر از اینهمه لطف جوانان پاک طینت و گمنام وطن

کاش جوانان را باور میکردن!!! ه

من هم چشم به راه شما بودم و همین حدس رو میزدم که شدیدا مشغول مطالعه و این تغییر تحولات هستید

شما لطف دارید، هر چه هست، از توجه یاران شهید و طینت پاک خودتان است

ارتباط بی رویه و بی ملاحظه با نامحرم، موجب خسارت برای خود آدم است

هیچ زنی نیست که، خواهان وقار و شخصیت نباشد!! اما بعضی گمان میبرن، شخصیت به خودنمایی ست

اصلا جنس زن، به هر لحاظ، چه روحی روانی، و چه جسمی  باید در حریمی نگهدارنده باشد

ضمن آفرین به شما، در پیگیری و دریافت کتابها، اما زیاد لازم نیست، تندتند کتابارو بگیرید و بخونید، اذیت نکن خودتو، آروم ! با تامل، در کنار کارای دیگت، این مطالعات رو هم داشته باش ... یه وقتی از درسات عقب نمونی

قرائت قرآن و نهج البلاغه و.... تا زمانی که حال داری، بخون، به زور نخونی

مهمتر ازقرائت قرآن، تفکر در معانی آیات آن است

اینکه از خوندن قرآن چیزی نمیفهمی، قرار نیست برداشتی که آیت الله جوادی آملی از قرآن دارن، من و شما هم داشته باشیم!! همون قرآن حکیم، ترجمه آیت الله مکارم، بسیار روان و مثل کتاب داستان است، ضمن اینکه ممکنه آدم همون رو هم یه بخشاییش رو متوجه نشه، اشکال نداره، اون جاهارو رد بشو

با علاقه ای که شما به رشتتون دارین، حقیر، ابدا و اصلا صلاح نمیدونم، تغییر رشته بدید و پزشکی رو رها کنید

ما به پزشک متعهد بیشتر نیاز داریم

من قبول ندارم، افتضاحه!!! بالاخره آدما گاهی تو بعضی محیطا قدری غافل میشن!! اما فطرتا پاکه !! تو همون محیطایی که میگی: افتضاحه!!! اتفاقا، خیلی جوونای باصفایی پیدا میشن!! برعکسشم هست! گاهی محیط بسیار عالی، اما افرادی هستن، که آدم از غفلتهاشون، خلافهاشون!! تعجب میکنه!! و انگشت بدهان میشه

صدای دهل شنیدن از دور خوش است

بعضی آدما کنار کعبه، اما غافل از خدا !! و بعضی در شاخ آفریقا دوست خدا

آدم باید خودش خوب باشه

ضمن اینکه قرار نیست کناره گیری کنیم و از شر شیاطین، به گوشه های حجره پناه ببریم!! من اصلا دین داری را در غار قبول ندارم

در وسط اجتماع، با رعایت اصول دین و اخلاق انسانی، زندگی کن!! و پرهیزگار باش

رانندگی کن، اما قوانین رو رعایت کن، بعضی از ترس تصادف، ماشین سوار نمیشن! این غلطه

شهید چمران، شهید بابایی، شهید صیاد شیرازی، شهید آغاسی زاده و.... همه تحصیل کرده آمریکا بودن!!!خارج رفتن، درس خوندن، ذره ای هم تغییر نکردن و به مقاماتی رسیدن، که بزرگان حوزه ی ما غبطه ی اونا رو میخورن

ما نباید فرار کنیم!!!! بایست و درس بخون و یک خانوم دکتر متعهد بشو، و خدمت کن

بیمارستان رو!! دانشگاه رو!! و محل کارت رو ، حوزه کن !! این درسته

من هیچگاه اسم حوزه و دانشگاه عرفان رو نبردم ... بشین با همون نشاط قبل، با همون روحیه درس بخون

منتها با یاد خدا، انجام واجبات، ترک گناه... همین

اینکه گفتی: دارم واسه امتحانام به کوب درس می خونم که ایشالا ایشلاااااا این ترم به عنوان یه زینب خانومه چادری بتونم نفر 1 شم، باید بشم

این درسته، احسنت و صدآفرین

و اما اینکه دوستت قبول نمیکنه! ... خب نکنه!! اصرار نکن؛قرار شد مجادله نکنی، از پیامبر خدا قبول نکردن!! من و تو که جای خود داره!!  دوستی تون بجای خود محفوظ، اعتقادات و باورهای دینی تون هم محفوظ...دوست داره اون جوری باشه خب باشه!! خدا ما رو آزاد آفرید و انتخاب بهشت و جهنم را بدست خود ما داد 

خدا ، نه کسی رو به زور به بهشت میبره!! و نه به زور به جهنم ... ایشالله او هم درست میشه، عجله نکن

انتشار و تکثیر مطالب وب سایت بد که نیست، عالیست، اما باید گلچین کرد، چه مطلبی جذاب است و تاثیر گذار... اگه فله ای!! بولدزری!! مطالب رو کمپرس کنیم!! دل زده میشن

در گزینش مطالب دقت کن و قبلش یه مشورت کوچولو با من

اشکالی نداره، به بچه های بسیج منو معرفی کن

من به دعوت بسیج دانشگاه علم و صنعت، امیرکبیر،خواجه نصیرطوسی و... برا دانشجویانشون، تو تهران، تو اردوهای مشهد، تو راهیان نور، جلسه داشتم

غواصی سخترین کار جبهه بود، وهر کاری مشقت بیشتری داشته باشه، اجر و مزدش بیشتره

هر که بامش بیش  *** برفش بیشتر

آقا جلیل، فرمانده که چه عرض کنم، معلم اخلاق من بود

جبهه، دانشگاه انسان سازی بود، دانشجویانش، جنگجو!جنگ طلب نبودن! مدافعانی عارف بودن، مثل کربلاییان

سال 1363 هورالعظیم، بطرف پاسگاههای کمین، آقا جلیل و سکاندار بسیجی عقب. من و سعید فانی جلو

----------------------------

آقا جلیل؛ منو آدم کرد

فقط یه آرزو دارم و اون رسیدن به آقا جلیل!! من بهشت بدون آقا جلیلو نمیخوام، حالا فهمیدی جلیل برا من چیه!؟

 


post name

دانشجومنتظری

نوشته شده در 21, 9, 1391
نظرات (1)

انتقاد46 ؛ دانشجوی دانشکده شهید منتظری مشهد
سلام دوست عزیز
بهتر نیست به جای خاطره گفتن از شهدا و احساساتی شدن و اشک ریختن به این جمله بیندیشیم که اگر حسن باقری,همت,بروجردی,کاوه,چمران

آقاسی زاده,مهدی میرزایی,حسین خرازی ,برونسی,داود دانایی و...در زمان حال حضور داشتند در مقابل کدام انحراف می ایستادند؟
بهتر نیست به این جمله بیندیشیم که سی سال جمهوری اسلامی از طریق بانک , ربا را به صورت سازمان یافته به خورد مردم داده است؟
بهتر نیست به این جمله بیندیشیم که زیباترین ساختمان ها در شهر ها  مربوط به بانک ها هستند؟بانکهایی جز ربا دادن کار دیگری نمیکنند.به واقع اگر شهدا حضور داشتند به مقابله با کسانی که به جنگ با خدا رفته اند می شتافتند.
کلب المهدی(عج)
دانشجوی دانشکده شهید منتظری مشهد
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
سلام
ممنون و متشکر از حضورتان
حقیر اون روز که اومدم دانشگاهتون، نمیدونم، پای منبر من بودی!؟ تمام صحبتای من از شهدا و جنگ،مغزش، همین دغدغه های شما بود
فکر کردم اومدی ازم تشکر کنی و یه حالی بهم بدی. حالا اشکال نداره، طلبمون
قبول دارم، سیستم بانکداری کاملا برابر تعالیم اسلام نیست
اما مگه من چکاره ام!؟ ریئس بانک مرکزیم؟ وزیر اقتصادم!؟
شما به من بگو: چکار کنم
آیا اگه جلسات روایتگری شهدا رو!! ذکر مصیبت کربلا رو!! تعطیل کنم، مشکل حله!؟
اگه گریه و اشک ریختن یه بازمانده از قافله شهدا،مشکلات بانکداری رو زیادترمیکنه!!!!!!!! بگو تا تعطیلش کنم
شما که "کلب المهدی" هستی!! شما که با اون سرداران شهید بودی! به من بگو چکار کنم!؟
اتفاقا من هم خیلی از وضع بانکداری ناراحتم ، منتظرم
------------------------------------------------------------------
دانشجوی شهید منتظری 2
سلام حاجی
مثل اینکه منظور من در پیام قبلی رو متوجه نشدید . من کی گفتم جلسات روایتگری شهدا و ذکر مصیبت کربلا رو تعطیل کنید ؟
من میگم شما که خدا بهتون عنایت کرده مردم زیادی پای صحبتهاتون میشینند بهتر نیست بخشی از صحبتهاتون ((یا تمام صحبتهاتون!!!))رو به مشکلات نظام علی الخصوص نظام بانکداری اختصاص بدید و مردم رو آگاه کنید؟ ثواب بصیرت افزایی مردم در این زمینه اگر بیشتر از ذکر مصیبت کربلا نباشه کمتر نیست چون خود خدا در قرآن میفرماید((ربا , جنگ با خداست)).

گفتیم چه شد یاد شهیدان!؟
گفتند...
یک کوچه به نامشان نکردیم مگر
کلب المهدی (عج)
دانشجوی دانشکده شهید منتظری مشهد
>>>>>>>>>>>>>>>>
جواب2
سلام
مطلب خودتون بالا هست.یه بار دیگه بخونید
وقتی میگی بجای خاطره گفتن و اشک ریختن.... خب یعنی اینا رو بذار کنار بیا بانک داری اسلامی رو آموزش بده
حالا میفرمایید منظورتون این نبوده. الهی شکر. خب هیچی ما هم حرفی نداریم
من در رشته ی خودم بصیرت افزایی میدهم! نه در رشته ای که تخصص ندارم
من تاریخی را روایت میکنم، که همه آنها جهت میدهد، مثل کار یه مبلغ دینی
و اما
الهی قربونت. توی اون فرصت. توی اون محیط! که نمیشه مسائلی از قبیل بانکداری گفت، باید در جلسات تخصصی بین کارشناسان بحث بشه
اینکه از کربلا بهتره یا بهتر نیست. شما میدونید.من نظر نمیدم
راستی میشه بپرسم این امضا (کلب المهدی)که برا خودتون انتخاب کردی، یعنی چه!؟
 

post name

زینب12

نوشته شده در 15, 9, 1391
نظرات (6)

پست 42؛ زینب 12 ؛  حرف هایی از جنس نور

صفای حق شناسی

سلام
اشکم بند نمیاد!!ه
قبل همه ی حرفام باید تشکر کنم که این همه واسه من وقت میذارین کاری جز تشکر نمی دونم میتونم بکنم یا نه!!!چیزی جز شرمندگی پیش خدا پیش اماما پیش شهدا و پیش ادامه دهنده ی راهشون \"شما\" ندارم کاش میتونستم این همه لطفتونو یه جوری جبران کنم

نمی دونید چه جوری خانم سبز علی،مادرشهید،میگه: بعد هر نماز،واستون دعاکنم، منم میکنم
خیلی انرژی گرفتم با حرفاتون، راه ومسیر دیگه واسه من روشنه، راه درست همینه
جدی بودم سختم هم بود چون من تقریبا \"کلا\" هیچ وقت جدی نبودم

زندگیو جدی نگرفتم

عین همیشه مسخره بازی سر کلاس در نیاوردم که کسی فکر نکنه من یهو جو گیر شدم و یه موجی بوده که میگذره، ولی حق با شماس، نباید فکر کنن که چون من عوض شدم با این ظاهر و قیافه دیگه یه آدم خشکه مزخرفم
البته نظر آدما اونقدم واسم مهم نیس دیگه، قبلا بود!! ولی آلان این زینب، ورژن جدیده
یه چیزی گفتید: با دانشجو های دختر

یه سوال، من تا چه حد می تونم با بقیه حرف بزنم!! یعنی قانون اسلامیش چیه؟ تا چه قدر خدا ناراحت نمیشه که با پسرا حرف زد؟
آره دیگه هرچی گفتیدو نوشتم که ازشون استفاده کنم

حرفای شما هم منطقیه هم با استدلال

هم این که اگه طرف قصد لج بازی داشته باشه میشه ضایش کرد
و اما...یه تیکه پارچه سیاه....چیزی که از دیشب دله منو خون کرده اشکمو بند نمیاره داغونم کرد این حرفاتون حاجی
بغض ماله یه ثانیمه


((متاسفانه مسئله حجاب رو همش، آسمونی و قیامتی معرفی کردن! در صورتی که حجاب،کاملا مسئله ای اجتماعیست، آثار مخرب بدحجابی! بی حجابی! در همین زندگی دنیا تاثیر میگذاره، آرامش آدمها رو بهم میزنه... دانشجو دیگه فکرش بهم میریزه و ممکنه افت تحصیلی و
دختر خانمی که، فکر کرده با اون قیافه که میاد بیرون، فقط خودشه.... داره لذت میبره!! اما چه لذتی !؟ پدر اون جوون رو داری در میاری! اینو میفهمی!؟ یا نه!؟ هر گناهی مرتکب بشه، تو هم شریکی، خیلی بده که آدم به همین آسونی شریک گناه دیگرون باشه
من پای این حرفم هستم، شعار نمیدم... به خدا،ریشه ی خیلی از طلاقها، همین بدحجابی بعضی هاست
ما انسانیم !! آیا دلتون به حال اون مادری که با چند فرزندش مطلقه میشه! نمیسوزه؟
جوون مادرتون فکر کنید
نمدونم این نمایش دادن چه لذت و تفریحی داره!؟ جز عاقبتی سیاه! دوستی های ناجوانمردانه...بذار نگم


آیا حاضری با این تفریح، خیلی ها خوونه خراب بشن!؟ حاضری؟
نگو به من چه!!!! خودتم میدونی خیلی هم به تو ربط داره))
چی بگم احساس یه گناهکار مجرم بهم دست داده وای حاجی من چه بد کردم نه؟

من هییییییییییییییچ وقت این چیزا رو نمی دونتستم

اولین باریه که دارم می شنوم این حرفا رو من عممممممممممممممررررااااا حتی فکر هم نمی کردم بد حجابی این همه آثار مختلف داشته باشه....واقعا نمی دونستم....اگه می دونستم که...دلم واسه دوستام میسوزه اونام نمی دونن مطمئنم اگه بدونن هیچ وقت این جوری نمی ان...چی بگم
ک.ا.ش چیزیه که این روزا از دهنم نمی افته
کاش....کاااااش میدونستم....ولی به جان خودم من هیچ وقت هیچ دوستی دوست پسر نداشتم حتی مواظب محرم نامحرم هم همیشه همه جا دانشگا نذاشتم حریم خودم بشکنه گفتم که بعضی کارا شمشیر از رو بستنه....حتی مواظب اینکه مو هام هم بیرون نباشه همیشه بودم نه این که بگم از روی اعتقاد باشه نه خدایییی اش مامانم خیلی ناراحت میشد منم واسه اون ولی خب نه چادری بودم نه ماتنوی بلند و خیلی گشاد نمی پوشیدم ولی هیچ وقت نخواستم دل کسی بلرزه باعث گناه کسی شم

حاجی بخدا هیچ وقتتتتت چی کار کنم اگه منم باعث گناه شده باشم چی وای خداااایا
چی کار کنم حاجی یه چیزی بهم بگو این دلم از دیشب آروم نمیشه کلی گریه کردم من که حتی مامانم اشکمو ندیده بود دیشب بلند بلند زار میزدم...من دیگه خیلی از قیامتم میترسم...حاجی خیلی با این همه گناه با این همه غفلت...تازه دوس داشتم مثه شهدا هم بشم!! بابا  اونا چه جوری پر کشیدن! من چیییییییییییییی ؟گند زدیم ! رفته.... تازه جلو شهدا زبونمونم دراز بود....جلوشون! خوب زبونم رو چیدن و نشوندنم سر جام

وای خدا حرفاتون معلومه قضیه خیلی جدی تر از این حرفاس
اصن این شهید برونسی که میخونم میمونم چه آدم بزرگی بوده
حرفاتون خیلللللی به دردم خورد بیش تر از اونی که فکرشو بکنین...یه جوریه که دیگه مطمئنم حرفی نمی تونن بزنن شاید اونام شنیدنو راه درستو انتخاب کردن دلم میسوزه میدونم اونام مثه من از ندونستنه که این جورین
 که این طور، شمام غواص بودین!! شمام خیلی بزرگین ها

آره، " آقا جلیل" عکس مزارشونو دیدم
خیلی سخت بود نه؟ میگم شما اون موقع که سن زیادی نداشتین بعد نمی ترسیدین؟ اصن به آینده فکر میکردین؟ از مرگ ترس نداشتین؟؟ اصن چرا خب غواصیو انتخاب کردین؟
وقتی شماکه شاگردشون بودین این همه خوبید ببینید" آقا جلیل" چی بوده!! وقتی آقا جلیل اونقدر خوب بود، ببینید "امام حسین ع" که به قول خودتون شهدا بهش اقتدا کردن چی بوده!! وقتی امام حسین ع  که امامه و نمونه ی کامل یه بنده این همه بزرررررررررگه!! ببینید خدای اون حسین چه دوس داشتنیه...........خدایا
 سیصد سال عمر واسه شما کم هم هس...نه اصن، ایشالا تا ظهور امام زمان، خوبه دیگه؟؟؟ شما نباشی ما چه جوری با این رفیقاتون آشنا شیم آخه!؟
هیچ وقت اون روز اولی که اومدم این جا عمرا فکر نمیکردم بعد یه هفته بشم از این رو به اون رو.....خدا رو شکر اینا همه از برکات شما و رفیقاتونه
راستی یه چیزی اصن نظرتون چیه بیخیال دانشگا شم

برم نمی دونم حوزه ای یا مثلا دانشگا امام صادقی نه؟

دیگه از محیط هایی که بوی خدا نمی ده بیزااااارم...بیزار
دعا کنین واسم، خوشبحالتون که مشهدید... رفتید حرم سفارش منم بکنید-پیش آقا جلیل هم همین جور من دیگه محکم میمونم، اگه همه ی دنیااااا برگرده مسخرم کنه، یا به قول خودتون اگه همه ی دنیا بگن بدله میگم طلاس...طلای ناب هم هس دیگه، اگه بهترین چیزای دنیا رم بذارن جلوم، که دس از خدا و اماما و \"شهدا \" بر دارم دست.بر.نِ.می.داااا.رم
سلام

الان مطالبتو اطرافیان دیدن، همه از این تصمیم بسیارعالی لذت بردن، یه نفرشون حرفی زد، حال کردم، گفت:اسمش زینبه، دعا میکنم مثل حضرت زینب پا بر جا و استوار باشه، همانطور که این شیر زن کربلا در مجلس یزید ، نترسید و از مظلومیت برادرش و اسلام  تا آخر دفاع کرد، باشه

 امروز بعد نماز به همینا فکر میکردم

نباید اینطوری برای خدا حرف بزنم و این جملات رو بکاربرم ولی تو دلم میگفتم

طفلکی خدا چه مظلومه!! راه حق چقدر خلوته ...تو میگی: چرا به این تیکه پارچه(چادر) گیر میدن!!! من میگم: خدا رو کسی تحویل نمیگیره !!!!! آخه خدایی که مارو آفریده!! همه چیز ما بدست اوست !! چه بلاهایی رو که از ما دفع میکنه و ما خبر نداریم

و با اینکه از همه چیز ما خبر داره، ولی آبروی ما رو حتی پیش پدر مادرمون نمیریزه

ما رابطمون با چنین خدایی، چطوریه!!؟؟

خدا در کجای زندگی ماست!؟

اگه به دستورات خدا قشنگ فکر کنیم، همش به نفع خود ماست

حالا برای این خدا، میخوای یه حجابو رعایت کنی!!! وای چه علم شنگه ای به راه میندازه

بعدشم میگه: کی گفته حجاب؟ خب نمیخوای رعایت کنی، چرا دین رو زیر سئوال میبری!؟؟ بگو من نمیخوام خوب باشم! نمیخوام گوش به حرف خدا بدم!! جمال همین چندروزه ی دنیا رو عشقه!! خب بسلامت... راه جهنم باز باز

به زودی بهم خواهیم رسید!! ببینم شما از زندگی لذت بردی!؟ یا اونی که رعایت کرده

چه بدبختند بعضیها!! شیطونی که نامردیش!! بی وفاییش !! به همه ثابت شده، تا اشاره میکنه! میدون

خدای به این مهربونی! امامان به این ماهی!! هر چه داد میزنن! به حرف نمیکنن

آیا جهل از این بالاتر هست

کسی دنیای موقتی رو، بر آخرت همیشگی ترجیه بدهد

ببین.... هر چیزی که، هر کاری که، هر محیطی که مارو از یاد خدا دور کنه، گناه داره، یا همون بده و برامون ضرر داره! چون گناه یعنی، کار بد، ناشایست. من بلد نیستم زیاد عرفانی حرف بزنم!!!! چون الان روی زمینم!! هر وقت مثل بعضیها!!!!! عروج کردم، رفتم کنار فرشته ها!! طوری حرف میزنم، که خودمم نفهمم چی دارم میگم! جز فرشته ها

هر کار خوبی یعنی ، ثواب ... هر کار بدی یعنی گناه

گناه برا آدم ضرر داره، هر کس میگه: نه. بیاد ثابت کنه

صحبت کردن با نامحرم، فقط و فقط در صورت ضرورت و لزوم ، برای هر کاری! هر جور شد! در هر شرایطی ! در هر محیطی... اجازه نداریم، حالا میگی: من هیچی تو دلم نیست!  خب نبایدم باشه! این چیزایی که میگم، یعنی اسلام گفته، برای همینه، که توی دل یه چیزایی نیاد !! اگه توی دل، یه چیزایی باشه و تو اون شرایط هم ارتباط و معاشرت بشود!! که باید آتش نشانی رو خبر کرد

ارتباط محرم با نامحرم، مثل آتش و بنزین است، باید از هم دور نگه داشته شود! و اگر ضرورت ایجاب کرد که برای انجام کاری این دو به هم نزدیک شوند، باید با رعایت اصول امنیتی باشد

بنزین و آتش رو مجسم کنید، اهمیت رعایت حریم، محرم با نامحرم ملموس میشود

اگر بنزین و آتش در مسیر عقلانی خود در جریان نباشد و کنترل و مواظبت نشود،چه پیش می آید؟

ولی اگر برابر موازین در مجاری صحیح خود این دو بهم برسن، موتوری را به حرکت درمی آورن

تا میتوانی از ارتباط با نامحرم بپرهیز

بابا به پیر به پیغمبر، زیبایی یه دختر به چیه!!؟ به من بگید؟!؟

مگه جز به وقار ، نجابت ، سنگینی در ملاءعام و حتی در جمع اقوامه
من بارها و بارها با گوش خودم شنیدم، خانومی خودش رعایت هیچی نکرده!! اما یه دختر نجیب، محترمه و با وقار و با ادب رو که میبینه، لذت میبره و شاید یواشکی به خانوم کناریش بگه

این دختر خانومو رو ببینید!! چه زیبا و متین

یا جوونه تا دیروز با همه پلکیده !!! حالا میخواد بره خواستگاری!! میگه: یه دختر باشه،نجیب

------------------------------

قطعا جبهه و میدان جنگ، ترس داره! ما هم میترسیدیم! یکی بیشتر ، یکی کمتر

اونایی که ایمانشون بیشتر بود، خیلی شجاع بودن!! اما ترسی نبود که مارو نگه داره و برگردونه

میترسیدیم! ولی چون برای خدا بود، چون میدونستیم در هر حال ضرر نمیکنیم، جلو میرفتیم

اتفاقا چون به آینده دنیا، که پوچ است و نهایتش مرگه!! فکر میکردیم

بالاخره اگه شهید نشویم!! میمیریم!! پس چه بهتر از شهادت

شهدا، بهترین آینده نگران بودند

چون غواصی از همه سختر بود!! ثوابش هم از همه بیشتر

من خجالت میکشیدم، عقب جبهه بشینم، بچه بسیجیا برن جلو، اینو نامردی و خیانت میدونم

توی جبهه، همه بدنبال برداشتن بارهای سنگین از رو دوش همدیگه بودن

الانم هر چی دارم به برکت همون چهار قدم انجام کارای سخته

تو راه خدا هر چه سختی بیشتر؛ بلاها بیشتر! مقام نزد خدا رفیع تر

اونایی که رفتن جبهه، آیا ضرر کردن!!؟؟ اونایی که بدون عذر، نشستن و خوردن! و نرفتن

الان هیچی در دست ندارن! قیامت هم شرمنده اند! پوسیدن و مردن

اما شهدا ، تا ابد زنده اند

-----------------------------------

اینکه کجا بری، حوزه یا .... هر جا بیشتر علاقه داری! استعداد خودتو بشناس ! هر جا میتونی و میبینی موفق تری ، مفید تر هستی و در آینده کاراییت بیشتره!! یه سفارش مهم، هر رشته ای انتخاب کردی، باید شخصیت و حرمت زن بودنت، خدشه دار نشود... اینهمه رشته برای خانمها هست... نمدونم چرا بعضیها میرن وقتشونو تو رشته هایی میذارن، علمی رو فرا میگیرن، که فردا مجبورن، با هر کس و ناکسی دم خور باشن، بابا مهمتر از شخصیت خودت چی میتونه باشه!!؟؟

خودتو به چهار روز دنیا و چهار قرون پول نفروش!!؟؟

کدوم خانوم هست که بگه: تو محیطی که دم به ساعت مردای نامحرمن، راحتم!!؟؟

آدم باید زرنگ باشه

به خاطر دنیا آخرتشو از دست نده!! بخاطر چهار قرون آرامش خودشو! شوهرشو! بچه هاشو از دست نده

برو یه جایی که، هم آزاد باشی، که هم به دنیات برسی و هم به آخرتت

کی گفته: زن رو باید توی یه پارچه بپیچن

هر کس گفته، غلط فرموده

اسلام میگه

دختر جان، تو ارزشت خیلیه، تو قیمتی هستی، تو گل هستی، تو قراره انسان تربیت کنی، تو فرشته ی یه خونه قراره باشی، خودتو در معرض آلودگیها نذار. همین

اصل این است

هر کاری که به ماموریت اصلی زن خدشه ای وارد نکنه، بلااشکال است

مشکل اینه که ما مثل این بچه های کوچیک هستیم، دلمون خوشه، به این اسباب بازیها، به ماشین کوکی مون! به عروسکمون... آدم بزرگا، وقتی یه بچه کوچیکو میبینن که چقدر تو بازیش جدیه !! میخندن، میگن: طفلکی به چه چیزایی دل خوش کرده

ولی چون اون بچه به رشد عقلی نرسیده، مشغول بازیست

حالا هم بقول شهید دستغیب رحمه الله علیه میگه

آی پسر بچه ی چهل ساله، آی دختر بچه ی سی ساله... تو هنوز بچه ای بزرگ نشدی

دیروز با ماشین پلاستیکی بازی میکردی !! امروز با ماشین آهنی

دیروزباعروسک، سماور و ظروف اسباب بازی صبح تا به شب وقتت رو میگذروندی! امروز با تمتم مشغله ات! همتت رو گذاشتی رو، لوازم لوکس  زندگی! چشم و هم چشمی

پس کی میخوای بزرگ بشی 


post name

نبایدبدمون بیاد

نوشته شده در 15, 9, 1391
نظرات (1)

سئوال 35 ؛

  تنها
زمان: 04:35
تاریخ: 14, 9, 1391
متن پیام:

خوب استاد من نمی دونستم که توی اینجور موارد میشه دروغ گفت.من فکر کردم شما نمیدونید من ازش بدم میاد.

 علیک سلام
من کوچک شمایم، هر چی هم بلدیم از صدقه سری شماها و همنشینی با یاران شهید است
اولین قدم برای مشورت با افراد نوع جهان بینی آنهاست! اگر معاد را باور دارد. میتواند طرف مشورت باشد
دوم علم و معلومات ... تجربه و اطلاعات
سوم صداقت و راستگویی
....................................
ما نباید از کسی بدمان بیاید. حتی از کفار
ما حق نداریم از یه موجود زنده ! چه رسد به اشرف مخلوقات ! بدمان بیاید
این نگاه از نظر اخلاق اسلام مردود است
ما به فعل بد اشخاص معترضیم. همین
اسلام بما دستور داده با همه مهربان باش
ما نباید مخالفت یه نفر را با اسلام مسئله شخصی تلقی کنیم! بما چه ربطی دارد که طرف میخواهد نماز نخواند! خب نخواند
نباید او را سرزنش کرد و بی احترامی و آبروریزی!
مگه نماز حق ماست؟
حق خداست!! خدا هم گفته: با مهربانی برخورد کن
اینو به پیامبرش گفته!!! حالا به من و شما با این برخوردامون چی خواهد گفت، قیامت معلوم میشود!!!!!!؟
باید از کارهای خوبمان توبه کنیم
البته اگر داشته باشیم!!!!!!!!!!!!!!؟
---------------------------------------
طرف صحبت شخص شما نبود، به در گفتم که این دیوارهای ترک خورده بشنوند! اگر خود را به کری نزنن
 


post name

زینب 11

نوشته شده در 13, 9, 1391
نظرات (4)

پست 41 ، زینب 11

آغاز خشم شیطان

زینب
12, 9, 1391

سلامی به انسانهایی که دوستی با خدایشان، شیاطین را به خشم میآورن

همیشه هابیلیان، کشته ی دست قابیلیانند

راهی که از اول خلقت آدم، شروع و درطول تاریخ  تا قیامت ادامه دارد

همیشه حق مظلوم بوده و باطل در جولانگاه شهوت رانی میتاخته

کدام پیامبر الهی را تکریم کردن؟؟؟؟ آنهمه آزار و اذیت رسول الله، برای چه بود؟؟

کدام امام معصوم با مرگ عادی از دنیا رفت؟؟

جلو پای کدام امام فرش قرمز پهن کردن؟ مگر همه آنها در انزوا نبودن؟ مظلوم نبودن؟ حق آنها را ضایع نکردن؟ مگر امام حسین ع چه گفت، که قطعه قطعه اش کردن؟

همه بر سر یک چیز بود و آن """ دین داری """ ه

--------------------------------------------------------------------

دیروز بد ترین روز عمرم بود!!!!ه

آره! بدترین روز وسوسه های شیطان بود، چون بهشون گوش ندادی
سلام به قول معروف دلاور,استاد,فرشته ی نجات,حاجی ,نمی دونم هر چی میخواین اسمشو بذارین...سلام

همون برادر دلبریان. حاجی .علیرضا...زیادم هست
 دیروز با همه ی اتفاقاش یه لحظه تو ذهنم شما و حرفاتون نبود خالی بستم واستون... چه روزی بود جاتون خالی بود اسسسسسسساسی
ولی غم ندارم چون مطمئنم راهم درسته یقین دارم یه حسی بهم میگه کاملا درسته

حس که چه عرض کنم! عقل، منطق، قرآن و همه میگن کارت درسته، راهت حقه!! مگه خودت نگفتی: دوستم بهم گفته : تغییر کردی، آفرین! چقدر آدم باید مریض باشه وبی انصاف! که یه نفرو که میخواد راه درستو بره، سرزنش کنه، هر کس یه ذره معرفت و انسانیت در وجودش باشه، به شما احسنت میگه

ملاک عقلا هستن، نه حمقا

همه حرفاتونو نوشتم تو دفترچه ام چند دور خوندم، کم میاوردم میخوندم به حرفتون گوش کردم و جواب چند نفرو که اصصصصن ندادم البته با رفتار درست یعنی اگه بخوام راستشو بگم نهایت سعیمو کردم تا رفتار درست باشه و مهربونانه ولی خیلی سخت بود

از اینکه یادداشت کردی، معلومه، دانشجوی درس خونی هستی، کاملا درسته، هیچ نیازی نیست که جواب همه رو بدی. ..حالا اونا که ابله نیستن ولی، گفتن

جواب ابلهان، خاموشی ست

حاجی خیییییلی حرص آدمو در میارن، آخه باید قیافه بچه هامونو میدید، وای بعد یه هفته با چادر مقنعه بدون هیچ آرایشی، وای اولش خندم گرفته بود ولی سعی کردم جدی باشم

نه چرا جدی باشی!!؟؟ ضمن جدیت، بخند، با رعایت اخلاق و شئونات، با دانشجوهای دختر بانشاط باش و خوش برخورد، خیلی ریلکس و میزون...از قبل هم میزون تر باش

یه سری هاشون یه چیزایی میگفتن که واقعا بلد نبودم چی بگم واقعا نمی دونستم باید چی جواب بدم. بهشون گفتم: باید تحقیق کنم!!!ه

جواب خوبی بوده! بهترین جواب، همینه! "نمیدونم" هیچ ایرادی هم نداره، کسی هم نمیگه: چرا نمیدونی! مگه قراره توی تمام رشته ها همه چیزو بدونه آدم !؟
یه سوال بپرسم؟

ده تا سئوال بپرس، تا مثل مسلسلی که تو جبهه باهاش رگبار میزدم و نیروهای باطل میگریختن! و امروز در جبهه فرهنگی، با منطق و زبانم، این ماموریت رو دنبال میکنم! جواب بدم

این یه تیکه پارچه سیاه چییی داره که خیلی ها اینقد باهاش مشکل دارن؟؟؟

اون تیکه پارچه سیاه، اگه روی سر شما کشیده نباشه، هم شما آفت میخورین! (مثل شکلاتی که توی بسته نپیچنش! در معرض آلودگیهای بیرون و خراب میشه!)( شکلات مثال بود...) و هم دلهای مردان ضعیف رو غافل میکنه! حواس ها رو پرت میکنه! چشم های هرزه رو خیره میکنه! هوس و شهوت رانی رو ترویج میده! ..بگم ؟ یا بسه؟

نتیجه: وقتی در افراد ضعیف هوا و هوس تحریک شد!...مسائل بعدی ...ارتباطات غیرعقلایی...و نهایتا...تخریب ریشه ی خانواده و زدن فرهنگ اصیل ایرانی

نمونه بارزش دادگاههای خانواده، قصه های پلیسی، جنایی، که در بعضی مجلات بطور روزانه مینویسن! زندان  

ریشه اش از کجا شروع شده؟؟ برید بپرسید، خیلیهاش ازهمون نبودن یه تیکه پارچه ست

متاسفانه مسئله حجاب رو همش، آسمونی و قیامتی معرفی کردن! در صورتی که حجاب،کاملا مسئله ای اجتماعیست، آثار مخرب بدحجابی! بی حجابی! در همین زندگی دنیا تاثیر میگذاره، آرامش آدمها رو بهم میزنه... دانشجو دیگه فکرش بهم میریزه و ممکنه افت تحصیلی و ..... ه

دختر خانمی که، فکر کرده با اون قیافه که میاد بیرون، فقط خودشه.... داره لذت میبره!! اما چه لذتی !؟ پدر اون جوون رو داری در میاری! اینو میفهمی!؟ یا نه!؟ هر گناهی مرتکب بشه، تو هم شریکی، خیلی بده که آدم به همین آسونی شریک گناه دیگرون باشه

من پای این حرفم هستم، شعار نمیدم... به خدا،ریشه ی خیلی از طلاقها، همین بدحجابی بعضی هاست

ما انسانیم !! آیا دلتون به حال اون مادری که با چند فرزندش مطلقه میشه! نمیسوزه؟

جوون مادرتون فکر کنید

نمدونم این نمایش دادن چه لذت و تفریحی داره!؟ جز عاقبتی سیاه! دوستی های ناجوانمردانه...بذار نگم

آیا حاضری با این تفریح، خیلی ها خوونه خراب بشن!؟ حاضری؟

نگو به من چه!!!! خودتم میدونی خیلی هم به تو ربط داره

اون تیکه پارچه چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  اینه فهمیدی؟!؟

تو یه دانشجو !! برا چی داری زحمت میکشی و درس میخونی؟ جز خدمت به این مردم

تو که داری با این کارات به خیلی از همین مردم وطنت ضربه میزنی

من فعلا از قیامت و خدا پیغمبر حرف نزدم! آثار مخرب ملموس و عینیش رو گفتم

اون یه تیکه پارچه نیست، اون تمام هویت و فرهنگ ماست

اون کسی که میگه یه تیکه پارچه!!!! یا خبر نداره و یا نمیخواد باخبر بشه... اما اگه بفهمه نمیگه

یه تیکه پارچه

شما رو به خدا یه بار برو جلو دادگاههای خانواده، اشکهای اون بچه! اون مادر رو ببین 

واقعا واسه چی خیلی ها لج افتادن با این چادر و خیلی چادری ها ؟؟؟

نه لج نیستن، طفلکی ها غافلن! هوس بازن! نمیدونن چه طوری باید زیبا بود! چشم و هم چشمی میکنن

از قرآن، از هدف خلقت، از شخصیت و کرامت زن، از عوارض خطر ناک بعدیش بی اطلاعند. مثل کسی که یه غذای آلوده خوشمزه رو میخوره. اما از چند ساعت بعدش خبر نداره،چه بلایی سر خودش آورده، کسی که به هشدارها توجه نمیکنه، آینده اش پشیمونیه. اگه بفهمه! اگه هم در جهل خودش تا آخر بمونه! از همه بدتر

البته قبول دارم، رفتار خیلی از چادریها خوب نیست! خب اونا هم آدمن دیگه! فرشته که نیستن! ... رفتار خیلی از مانتویی ها هم خوب نیست!! این که دلیل نمیشه...ما که نباید برای لج بازی با یه دانشجو، یا همسایه، یا قوم و خویش چادری! دست از کار خوبمان بکشیم! این که دلیل خنده داریه

اونا چادری بد هستن!؟ تو چادری خوب باش ! اونا دانشجوی بدی هستن! شما خوب باش

چرا دانشگاه رو! درس رو! ول میکنی

این مثالو زدم برا روشن شدن مطلب

دیروز نصف کسایی که میخواستن متقاعدم کنن، که کارم اشتباهه، میگفتن: خیلی خب تغییر کردی، آفرین!! اما این دیگه چیه کشیدی رو سرت!؟ کی گفته هر کی چادریه خوبه؟ اصن کی گفته حجاب یعنی چادر؟ من فقط هی اون حجاب برتر که گفته بودید رو گفتم !!! ه
نمی فهمم ملت چرا با یه متر پارچه سیاه اینقققققدر گارد میگیرن!!!!؟

خب وقتی آدم تغییر میکنه، همه چیزش عوض میشه دیگه، این چادره روی سرم! چادر

ما هیچ وقت نگفتیم هر کس چادریه خوبه!! هر کس مانتوییه بده!!ه

چطوری میشه که همه ی ما در امور مادی، همیشه دنبال بهترین ها میرویم!! بهترین خونه! بهترین ماشین! بهترین وسایل زندگی ... اما به امور معنوی که میرسیم، حداقل ها... یه چیزی هم پایین تر!!! مثلا همین حجاب!! وقتی هم تو زندگی به یه مشکلی میخوریم، خدا خدا میزنیم! این چه مسلمونیه؟!؟ خدا رو برای حل گرفتاریهامون میخوایم!! با خدا عشق نمیکنیم! بندگی نمیکنیم !! اگه فکرش رو بکنیم!! عجب صبری خدا دارد

کسی نگفته حجاب، یعنی چادر!!! حجاب، یعنی حجاب!! شما حجاب رو ! پوشش رو از مردان نامحرم قبول داری!؟ خب هر طور خوشت میاد! رعایت کن!! اوکی 

مطلب بعد اینکه از ایشون بپرسید،مقلد هستن! یا مقلد! یعنی به درجه اجتهاد رسیدن و خودشون مجتهد هستن!؟  یا نه ، از مرجعی پیروی میکنن! لذا چرا با شما در این مورد بحث دارن، به رساله ی کسی که ازش تقلید میکنن، مراجعه کنن، هر چه دستور بود انجام بدن! شما که کارشناس مسائل دینی نیستی

این قاطع ترین جواب 

راستش دیروز تا حس میکردم شاید دارن روم تاثیر میذارن همش حرفای شما رو میخوندم که تو دفترچه ام بود

حرف من که نیست، دستور خداست! ما مسلمونیم! قرار نیست با دو تا حرف بی اساس ، دست از ایمان به خدا برداریم !! مگه خدا، پیغمبر، قیامت، اسلام، شوخیه! تعجب میکنم سرم میخواد شاخ در بیاره به این جور دینداری

امام حسین رو اونجور بلایی سرش در آوردن! بخاطر همین اسلام، همین حجاب

بپرس ببین چه دینی دارن !؟ مسلمون هم که نباشن! هر دینی، حریمی برای زن و مرد قائل شده

محکم باش! به آینده فکر کن! همه ی این دوستای دانشگاهی یکی دوسال دیگه، میرن پی کارشون! تو میمونی با یه روح پاک و سالم، با افتخار سرت رو همه جا میگیری بالا

خصوص تو خواستگاری

و همه بهت افتخار میکنن، نمیدونم رشته ات چیه!؟ میشی یه خانم دکتر متعهد... یا

آدم نباید تو زندگی زیاد به حرف اینو اون کنه، راه خودت رو مستمر و پیوسته برو و بخودت افتخار کن

قرآن هم برده بودم یه نصف صفحه معنی شو خوندم ولی نمی دونم چرا چیز زیادی نمی فهمم ازش؟؟؟

اشکال نداره، همینکه قرآن باهات هست، شیاطین از دور وبرت دور میشن
دیروز دلم خیلی سوخت مملکت جمهوری اسلامی این همه شهید دادیم! این همه جنگیدین! که اسلام باشه! اونوقت تویه مهم ترین مرکز علمی! با اساسی ترین چیزای اسلامی لجن!!ه

امام حسین علیه السلام

اگر مسلمان نیستید آزاده باشید

مگه شماها داد از آزادی نمیزنید،پس چرا به چادر من ایراد میگیرید!؟ این چه ادعایی ست که دارید!؟ پس نگویید آزادی!! بگویید: بی بندباری

شما میخواید آزاد باشید! خب باشید

من هم میخوام آزاد باشم!! آیا ضرری به شما زدم

من میخوام برای یکی باشم! برای خدا

برای شریک دائمی زندگیم! شما دوست دارید برای همه باشید

من دوست ندارم بعنوان یه کالا بهم نگاه کنن!! من نمیخوام چشمان هرزه دنبالم باشه!! من نمیخوام در معرض دید همگان باشم

شما اون اجناس قیمتی و گرانبهارو در معرض دید عموم قرار میدید!!؟؟ یا مواظبید! و هرجایی با خودتون نمیبرید!؟

گرانبهاترین گوهر یه خانوم چیه!!؟؟ آیا جزعفت، پاکدامنی، نجابت !؟ خب، حجاب، برای حفظ همین هاست!! برای امنیت بیشتر است

و اما

ما نباید نظرات خودمونو به یکدیگر تحمیل کنیم!! باید با هر اعتقادی بهم احترام بگذاریم

ما باید مخالف رو تحمل کنیم و با تمام اختلاف نظری که داریم! کنار هم درس بخونیم! کار کنیم

متاسفانه همین کارها رو کردیم، که بهمون میگن: جهان سومی

مگه دانشگاه شما از این جلسات مذهبی، تاریخی ، یادواره شهدا نداره !؟ خب یه جلسه دعوتم کنید تا بیام تمام سئولاتو جواب بدم، دیشب دانشگاه پزشکی بیرجند بودم، چند روز دیگه دانشگاه درگز ...خب یه جلسه هم دانشگاه شما میام، چه عیبی داره

برو به بچه های بسیجتون و هر تشکل دیگه ی دانشگاه  منو معرفی کن ... برنامه اش رو بریز که اومدم
امروز صبح یکی از دخترایی که ترم 2 چادرشو برداشته بود زنگ زد گفت من میترسیدم مسخره شم چادرمو برداشتم دیروز که دیدمت دیگه با چادر دارم میرم

این هم شریک ثواب ... دیدی گفتم داری الگو میشی، الگوی خوبی ها
یه چیزی خیلی نارحتم کرد آخه من تازه دارم چادر سرم میکنم خیلی مثه اونایی که یه عمره سرشونه و رو میگیرن بلد نیستم چون درست حسابی بلد نبودم

بی خیال

بچه های مزخرف بسیج دانشجویی مسخرم کردن

بازم بی خیال ... از این دوستان احمق خیلی ما داریم

شما احترامشون کن، شما نحوه برخورد رو با عملت یادشون بده

ظهر که رفتم مسجد واسه نماز همه نگام میکردن خیلللی رو اعصاب بود

مهم خداست، که نگاهت میکرده، داشتی میرفتی به درگاهش... مابقی رو بی خیال

ولی بعدش رفتم مقبره الشهدا خیییلللی چسبید

ایول آسمونیا رو بچسب، زمینیا رو بهشون رحم کن ... از سفر آسمون غافل نشی

واسه شما سلامتی خودتون و خانوادتون کلی دعا کردم دعا کردم 300 سال عمر کنین و چراغ راه باشین و من هی ازتون مطلب یاد بگیرم

ممنونم، کاری نکردم، همه زیر سر همون شهید سبزه علی ست

آخه سیصد سال خیلیه!!! میخوام زودتر برم پیش رفیقام، پیش سبزه علی
یه چیزی بگم پیش خودتون میگید دختره دیونه شده یا پاک خل شده آخه اینو دیروز مغازه دار کتاب فروشی گفت بهم

من چنین چیزی ابدا نمیگم، اون کتابفروش هم اشتباه کرده چنین حرفی زده

همه کتابایی که گفتیدو نوشتم و خریدم فقط نهج البلاغه نگرفتم چون طرف گفت ترجمه کی رو میخوای گفتم اول بیام بپرسم ازتون؟

احسنت، معلومه گرفتی و جدی پای کاری.......... نهج البلاغه ترجمه دشتی
همه ی رمان های مسخره رو انداختم بره دیگه نشستم پای خوندن کتاب دا وخاک های نرم کوشک و نیمه پنهان ماه
دیروز خاطرات همسر شهید طالبی تموم شد یه کم هم خ نرم کوشک رو خوندم چه شخصیت عجیبی داشته این آقای برونسی این که بخاطر مال حلال و این جور چیزا همه چیو ول کرده اومده مشهد ای ول آفرین

شهدا، تمرین کردن، در راه اطاعت خدا سختی کشیدن، تا به این درجه رسیدن
راستی دیروز که به یکی از دوستام حرف شما رو میزدم گفتم

آدم های با تقوا هم تفریح های خیلی خوبی دارن

ولی به چز چند مورد دیگه چیز دیگه ای بلد نبودم واقعا چه تفریحیه که سالم باشه و خوب هم باشه خدا هم دوست داشته باشه؟

تمام زیباییها را خدا برای بندگانش آفریده! اصلا دنیا را بخاطر آدم آفرید! برای چه؟

بخورد! بخوابد! تولید مثل کند! و بچرد... نه

مه و خورشید و فلک در کارن، تا تو نانی به کف آری... به غفلت نخوری

همه تفریح ها خوبه، فقط برابر دستورات دین

سیر و سیاحت، لب دریا، گردش و.... برو، کی گفته نرو... اما رعایت محرم و نامحرم! موازین الهی

موسیقی، نه لهو لعب ... دید و بازدید، نه مهمونی های مختلط... جشن عروسی، نه رقاصی

هر چیزی هم که اسلام گفته، برای خومون خوبه، به نفع خود ماست، اینو تموم روان شناسا میگن

همانطور که در عبادات هم نباید افراط کرد
از این همه حرف و این همه سوال ببخشید الان فکر کنم دوست داشتید جلوتون بودم یه داد سرم میکشیدید که بسه دیگه ولی چه کنم تنها مرجع من اینجاس به حرفای دیگه و جاهای دیگه اعتماد ندارم هر اتفاقی یا سوالی بود دیروز میگفتم عیب نداره میام به شما میگم یا از شما میپرسم

من در خدمتم، تا زنده ام، پاسخ دهنده ام... راحت باشید... شما هر چه بمن زحمت بدهید. مرا بیشتر وارد ثواب کرده اید
راستی آخرین سوال که کدوم چادر رو شما میگید باید پوشید من میخواستم چادر بگیرم مااااااشااااالا تنوعی داش واسه خودش فکر نمی کردم این همه چادر داشته باشیم نوع های مختلف کدوم درسته؟ایرانی عربی ؟کدوم؟

من چادر شناس نیستم، اما هر کدوم زیباتره، جمع و جور تره، بنا به کاری که داری زیاد دست و پا گیر نباشه

مهم خودتی، هر کدومو دوست داری
چه باحال، فکر نمی کردم شما غواص باشین به قیافتون میخوره از این بچه شر ها بودین ها

شر که نه... ولی از اون بی سر و صداها نبودم... مثل الان. من تا زنده باشم. حرفم رو خواهم زد. رک . پوست کنده

راستی قضیه این آقا جلیل چیه؟غواص بودن ایشونم؟

عشق من، آقا جلیله.. فرمانده و معلمم بوده... تنها آرزوم اینه که زودتر برم  پیشش

آره، آقا جلیل فرمانده گردان غواصی یاسین بود

میگم خوشبحال شما که با شهدا بودی و چه روزایی که ندیدی خوشبحال شهدا که یه ادامه دهنده های راهی مثه شما دارن....ولی خیلی سخته که آدم ببینه همه رفیقاش رفتن...نه؟ خوشبخالتون

من به عشق اونا... به یاد اونا نفس میکشم

زندگیمو... عزتمو... سلامتیمو... همه چیزمو. مرهون اونا میدونم. باهاشون زندگی میکنم. من الان برا اونا ایقد وقت میذارم... برا معرفی شون به شما خوبان... مدیون شهدایم... دعا کن مدیون اونا از دنیا نرم
راستی این مادر رفیق ما (شهید سبزه علی)هم خیلی بهتون سلام رسوند و همیشه واستون دعا میکنه

این بهترین خبری بود که بهم دادی. سلامت باشد و باشید

مامان بابام هم همین جور

احسنت به این پدر مادر . با این فرزند با ارادشون

سعی خودمو میکنم اولش خیلی سخته

نه اصلا سخت نیست، دوستی با خدا خیلی شیرینه... به آینده بیندیش

که هیچکدوم از این آدما دورت نیستن... خودتی و خودت و یه زندگی قشنگ و نورانی

 


post name

زینب10

نوشته شده در 10, 9, 1391
نظرات (8)

پست 40 ؛ زینب 10

طعم شیرین خدا

سلام حاجی !!!!!!ه
دیر اومدم ببخشید

گفتم یه چند روزی خودم باشم و خودم و مهم ترین تصمیم زندگیم خواستم احساسو بذارم کنار و با عقل تصمیم بگیرم اینا رو فهمیدم
وااااااااااااااااااااااااااااای حاج آقا دلبریان وااااااااااااااااااااااای نمی دونم چه جوری براتون از این حسم بگم ، نه دست، کمکم می کنه. نه جملات ، وااای خدای من حاجی به تعبیری میشه گفت

من دیگه عاشق شدم

وااااای چه حس ماهیه، چیزی که شاید یه عمر دنبالشم، عشق شور، احساس هیجان زندگی

عشششششششششق همین جاس در همین خونه همین جا
من دیگه تصمیمو گرفتم راهمو انتخاب کردم

من چه جوری با چه رویی به دعوتنامه شهید دست رد بزنم برم؟؟؟؟ها؟
حاجی شما به من بگو، من جز در این خونه، جز اینجا، با این روی سیاه و این کوله ی پر از خطا و غفلت، حاجی کجا برم!!؟؟

حاجی کجا رو دارم که برم!!؟؟ ای وای از من که این همه با این شهدا، با این جواهرا، با این بهشتی ها، اونم از سر لج و چند حرف از دوست وآشنا بد بودم!!! ازشون غافل بودم !! وقتی این خاطره ها رو میخونم ، فقط خجالت میکشم، که چی فکر میکردمو چی هستن، چی بودم من و چه جوری بودن اینا با من

ای وای از این همه بی آبرویی من

  ای وای از این همه غفلت

من دوس دارم زمان بر گرده عقب، تا از وقتی زبون باز میکنم، بگم از شهدا و امام حسین از امام رضا

وای خدا، کاش بچه بودم یکی بهم میگف که جوونی مو صرف چی کنم
بذار حاجی هر کی هرچی دلش میخواد بگه بذار همه مسخرم کنن! بذار پسرای دانشکده بهم تیکه بندازن، حاجی، من دیگه عاشق شدم

امام حسین به من توجه کرد

ما چه اسوه هایی داریم چه دینی داریم مااااااااه ، توووووووووپ ،فقط خودمون خبر نداریم

یه خبر خوش دیگه

چادری شدم
دیگه قد پشه ای واسم مهم نیست مسخره بشم

هر کی، هر چی، حال میکنه، بگه!! بذار بگه

من دیگه مال خودم نیستم، خانم سبز علی وقتی با چادر منو دید خیییییلی ذوق کرد

بهم چادر سفید داد مامانم هم بیچاره کللللی ذوق کرد

عمه ام و پسر عمه هام تا بلد بودن بارم کردن و مسخره کردن

میگن: تو آدم با سوادی هستی، دانشجویی، درس میخونی، نکن این کارا رو، در نیار این عقب افتادگی بازی ها رو

ولی من، نگام، دلم ،خودم، یه جای دیگم، اونا یه فاز دیگه سیر میکنن
البته دارم رو یکی از دوستام میحرفم و آروم آروم براش میگم یه چیزایی، اونم مشتاقه

دیگه شنبه هم با چادر میرم دانشگاه

دیگه وقتی یه عاشق رفت زیر پرچم سیاه امام حسین علیه السلام عاشق میشه

وقتی دلش میشه کربلا دیگه چراغ خاموش واسش معنی نمی ده با روشن بشه و بمونه
میخوام دوستامو ول نکنم، واسشون بگم از این چیزا، با اجازتون اگه بشه سایتتونم به بچه هامون معرفی کنم، عیب نداره؟ از نظر شما مشکلی نیس؟ اونا خیلی چیزا رو قبول ندارن!! خیلی ها هم دوست دختر و دوست پسر دارن، ولی میدونم شهدا دست همه رو میگیرن، اگه مشکلی نیست اعلام کنم ؟
راستی سایت یا کتاب مذهبی هم بهم معرفی کنین

عین یه آدم تشنه ام که نمی دونم از کجا باید برم و از کدوم دریاچه آب بخورم از یه طرفم می خوام بزنم به آب
چقدر این غواصا مظلومن دلم واسشون میسوزه، نسبت به بفیه شهدا خیلی کمتر ازشون میگن، این که تو سرما، بزنی به دل آب، تاریکی، نهنگ و کوسه هم باشه !! وای ترسناکم هس! شما هم غواص بودین؟
میدونین داشتم فکر میکردم اینا تو جونیشون این جوری بودن این همه کار کردن واسه دین

ما کجججججای کاریم

چه قدر عقبیم

تازه ما سر این که به کوچک ترین وظایفمون اونم به بد ترین حالت، تازه منت هم میذاریم و یه چیزی هم میخوایم

ما کجای کاریم و اونا کجا سیر میکردن، البته میگم ما جسارت نشه منظورم منم
شما باید قدر خودتونو بدونین، اگه نبودین، اگه سر راه زندگی من نبودین، من آلان کجا بودم!؟ چه میکردم!؟ وای از این که شما سر راهم هستین خدارو کللللللیییییییی شکر میکنم

تازه میفهمم قضیه خون اسماعیل، که جوهر قلم شماست،چیه

اون روز که شنیدم واسم عجیب بود و مسخره، ولی آلان میفهمم

واقعا اگه امثال شما نباشن، خون اسماعیلها، واقعا زمین میمونه

راستی خانم سبزعلی مادر شهید، اسمتونو یاد گرفته، اون دفعه که با چادر منو دید کلی واستون دعا کرد

ممنونم چه جوری باید ازتون تشکر کنم؟ نمی دونم
سوره واقعه هم خوندم، چند دفعه یادم رفت، چند بارم نصفه خوندم

بازم بهم میگین از این کارا ؟!؟ بیشتر بگین، دیگه باید چی کار کنم؟ نماز هامو همه رو میخونم، قضا ها رو باید چه کنم؟ بعضی وقتا تنبلی میکردم!!!! بازم بهم بگید؟ چه کنم؟
میخوام یه روز برم سر قبر شهید بگید اونجا چه کنم، شاد شه، چی کار کنم خوشحال شه؟
راستی بابت عکسا ممنون از الهه خانوم و علی آقا هم ممنون از اونا میخوام واسم دعا کنن

من که خیلی اوضام داغونه
یه خواهش هم دارم این" سخنان نور رو" بردارید و بجاش بنویسد
سخنان یک "رو سیاه" یک "جا مانده از قافله عشاق" " یک عاشق" ه

عاشق حسین علیه السلام ، عاشق علی بن موسی علیه السلام، عاشق شهدا
حرم رفتید خیلی دعا کنید واسه این غلام رو سیاه حسین علیه السلام
 
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

سلام بر کاروان حسین علیه السلام

سلام بر زینب کبری و قافله ی اهل بیت حسین

و سلام بر زینبی که در این ماه محرم، ماه شهادت و سعادت... از قافله ی کوفیان بی تفاوت! دنیا پرستان غافل ! چه زیبا جدا شد و خود را به کاروان حسین رساند

چه بیچاره هایی که با حسین  بودن... اما به کربلا نرسیدن! فریب دنیا را خوردن! به لذتهای زودگذر و پوچ دنیا دل خوش کردن! اما غافل از آنکه رسیدن به دنیا هم بدست خداست! بدبختها هم از حسین ماندن و هم از دنیا ! خسر الدنیا والاخره

و چه کسانی که دیر آمدن!! شب عاشورا... دقیقه ی نود رسیدن و آسمانی شدن و به ملائکه رسیدن

خوش به حالت زینب

من همیشه پیش خودم فکر میکردم از دوستان شهیدم عقب ماندم! اما الان اعتراف میکنم

از جوانانی مثل شما هم عقب ماندم

شما الان مثل همون مدافعان خرمشهر هستی که در زیر بمبارانها مقاومت کردن

تو پایت را، رد پای آن شیر زنانی گذاشتی که، ذلیل دنیا نشدن و در تاریخ ماندن

درود بر این اراده.. بر این تصمیم و عزم

خوشم اومد... از این روش انقلابی و صریح... از این جدیت

من میخواستم همون اول بهت بگم این کار رو بکن . راستش ترسیدم جا بزنی

همین روش عالیه ،محکم برو جلو ... فقط با محبت، با تامل و صبر

کار خودتو بکن، هر چی هم گفتن، اگه میدونی، آروم جوابشونو بده، اگه نمیدونی، راحت بگو: باید برم بپرسم، الان نمیتونم جوابتونو بدم

ضمن اینکه، هیچ نیازی نیست، شما به همه جواب بدی! مگه بیکاری

فقط به اونایی که به دنبال فهمیدن هستن و قشنگ گوش میدن، توضیح بده

 والاقرار نیست ما تو خیابون! تو دانشگاه! تومجالس!تو خونه! و.... دائما بحث کنیم

در مقابل هر حرفی موضع بگیریم! خیلی جاها اصلا نشنیده بگیر! و جوابشونو با یه لبخند تمسخر آمیز! با یه نگاه عاقل، اندر سفیه! بده!ه

حتی گاهی اوقات، سرت رو به علامت تایید! تکون بده... بله ،شما درست میفرمایید! این کار تو یعنی، شما درست نمیفرمایید

حاشیه نرو! بحث و مجادله نکن! ناراحت نشو! صبر داشته باش! ه

وقتی دارن حرف میزنن، کاملا ساکت باش، هیچی نگو، فقط نگاهشون بکن و خوب گوش بده، بذار همه ی حرفاشونو بزنن! ساکت که شدن،اگه خواستن! جواب بده

 پریدن تو حرف کسی، عاقلانه نیست

با اینگونه برخورد کردن، هم شخصیت خودتو و هم ارزش مطلبی که قراره بگی، رسوندی و هم، روش بحث کردن رو! صبر رو! هنر گوش دادن رو، مهمتر از همه تحمل مخالف رو، آموزش دادی

اون جاهایی که راست میگن، تایید کن. و اون جاهایی که اشتباه میگن، بگو بنظر من اینجا اشتباهه

نمیخوادم زیاد جوابای آسمونی و خدایی بدی، چون اگه اونا الفبای قرآن رو میدونستن، اینجوری نبودن، طفلکی ها تقصیری ندارن،غافلن

تو با محبت، با صبر، بدون گارد گیری، روشنشون کن

فقط یه چیز بگو و تیر خلاصشونو بزن

بگو

من مسلمونم.من آخرتمو به دنیا نمیفروشم، من همتونو دوست دارم، ولی خدا رو بیشتر

مگه شماها مسلمون نیستین؟ خب دستور خدا چیه؟ آخه به حرف که نیست! باید عمل کرد!همینکه من بگم : خدایا، دوستت دارم کافیه ؟!؟ شما مگه نخواهید مرد؟ مگه مرگ رو قبول ندارین؟ سر خاک کدوم مرده، از دنیاش حرف زدن؟ از پولاش؟ مالش؟ ثروتش؟ تیپ و قیافش؟ اگه اخلاق و رفتارش خوب بوده، آدم با خدایی بوده، همه براش میسوختن! مگه تو مجالس ترحیم قرآن نمیخونن؟ برا چیه؟ شماها چقدر قرآن خوندین؟ چقدر در آیاتش فکر کردین؟ آخه خیلی زشته که، من مسلمون، دم از اسلام و امام حسین بزنم، ولی هیچ کارم به اسلام نخوره! این چه دین داریست!؟

آخه نمیشه که با یه پوزخند! با یه نیش خند! با یه حرف تمسخر آمیز!خدا پیغمبر رو، حسین رو ول کرد!؟

 اگه تموم دنیا به شما بگن: این النگوی دستت، این گردنبند قیمتی، آهنه! آیا باید باور کنی!؟ و زود درش بیاری بندازیش بیرون! وقتی ایمان داری طلاست، به حرف لغو همه میخندی! اتفاقا هر چی بیشتر اونا وسوسه ات کنن! تو بیشتر به ارزشش پی میبری

آدمای تاثیرگذار، مستقل، آزاد،عالم وعاقل، همیشه مورد توجه هستن، از این به بعد وضع تو اینگونه است

بگو: من به این مسائل سیاسی بازی هم زیاد کاری ندارم

من آخرتمو با هیچی عوض نمیکنم!!! با هیچی

پیش خودشون فکر میکنن و به این استقلال فکری تو، به این تصمیم قشنگت،غبطه میخورن

البته ممکنه به روی خودشون نیارن

اگه بهت گفتن: سخته! اذیت میشی! اینجوری حالش بیشتره

بگو: آره، قبول دارم! سخته! کدوم آدم رو سراغ دارین، به یه مدال،به یه موفقیت رسیده باشه، بدون سختی!؟

بهشت رو به بها میدن، نه به بهانه

این تفریح های شما، اولا تفریح نیست! چون عاقبش شرمندگی در پیشگاه خداست ! تفریحی که موقتی ست! الکی خوشیست! تو همین چند روزه دنیاست! اونم اگه همون چند روزه ادامه پیدا کنه، با این همه مریضی ها! تصادفات و ..... خلاصه نتیجه ای نداره! جز بدبختی! اینم از خودم نمیگم، خودتون به اطرافتون نگاه کنید و عبرت بگیرید

آدمای باتقوا ، شهدا کجاین!؟ آدمای بی تقوا و هوس باز کجاین !؟ مثل روز روشنه

ضمن اینکه، مگه من با اسلام. با امام حسین و شهدا باشم! نمتونم تفریح داشته باشم!؟

آرامش، صفا، تفریح سالم، عشق، سلامتی جسم، شادابی روح، تو این راهه... آخرتم پیش کش

بهشون بگو: دین رو، از رفتار بعضی دینداران ظاهر فریب نشناسین! برید دستورات دین رو بفهمید

امروزه مارک های قلابی، اجناس تقلبی زیاد شده! اصل رو بشناسید

در مقابل این منطق روشن، مطمئنم هیچ جوابی ندارن

باز هم تاکید میکنم، هر توضیحی که میدی، با محبت باشه، حتی اگه از آخر حرفت رو قبول نکردن، اصلا ناراحت نشو، خودشون ضرر میکنن، تو الان باید از قبل حتما رفتارت بهتر بشه، تو دیگه زینب قبل نیستی، تو قراره یه الگوی خوبی بشی

مطمئنم با این روحیه ی بانشاط و با محبتت، خیلی از دخترای دانشگاه و اقوامت رو جذب خواهی کرد

و اگه زود ناراحت بشی و قهر کنی، میشی مثل همونایی که خودت ازشون مینالیدی

لازم نیست، تاییدشون کنی! همراهیشون کنی! اما محبتت رو ازشون نگیر، ولو مخالفت هستن. بالاخره اگه جذب هم نشن، تو راه درست نیان! از تو خوششون میاد! از تو که خوششون بیاد! از دین خوششون میاد! بدنبال این هم نباش که، همه تورو تایید کنن! نه. تو همینجوری مورد تایید خدا هستی. فقط به خدا و به اون شهید فکر کن وبس

سایت رو به هرکس دوست داری و به همه معرفی کن، اصلا همه این حرفای منو نشون بده، بگو، و هر سئوالی هم داشتن، من در خدمتم

آره من غواص بودم، و خیلی از دوستام توی اروند با مظلومیت غرق شدن و بشهادت رسیدن

زمستان سال1365-خرمشهر-قبل عملیات کربلای 4

رحمانیه-رودکارون-تابستان1363-علامت قرمز،بربرپور.نورالهی.وکیلی.شاد.همه شهید-وسط خارج صف شهدا.دستش بالاست.دلبریان

سلام منو به مادر شهید سبزه علی برسون، من در مشهد مقدس نایب الزیاره شماها هستم

سر مزار شهید هم اگه رفتی، با نیت خالص برو، بشین، و خیلی راحت باهاش حرف بزن، ازش تشکر کن، بگو: حالا که دستمو گرفتی، ول نکنی، منو تو اون راهی که بخاطر اسلام فدا شدی، ثابت قدم بدار. کمکم کن، به تعهد و قولی که دادم، تا آخر عمر پایبند بمونم، منو کمک کن تا خوب درس بخونم و مثل شماها برا کشور و مردمم مفید باشم

من میخوام یه انسان تاثیر گذار باشم و یه مسلمون واقعی و عاشورایی

پس کمکم کن ای شهید

در خصوص نمازای قضا، زیاد نگران نباش، هر وقت فرصت کردی، بخون

خدا الرحم الراحمینه، بترس از حق الناس. غیبت! دروغ! تهمت و سوءظن

کتاب هم، اول معانی آیات قرآن. مطالعه نهج البلاغه کلام مولا علی علیه السلام

کتاب دا ، خاطرات یه دختر خرمشهری

کتاب خاکهای نرم کوشک، زندگی شهید برونسی. انتشارات ملک اعظم

سری کتابهای کم حجم، نیمه پنهان ماه، خاطرات همسران شهدا. انتشارات روایت فتح

پدر و مادرت را سلام برسون و تا میتونی بهشون محبت کن


post name

امر به معروف

نوشته شده در 2, 9, 1391
نظرات (3)

سئوال 30 ؛  امر به معروف و نهی از منکر

سلام استاد

در قسمت فرهنگی. اجتماعی. پست شماره 33 رو خوندم
منظورتون این نیست که امر به معروف و نهی از منکر نکنیم دیگه؟
من خودم به شدت توی این قضیه امر به معروف و نهی از منکر گیرم. میشه در این مورد هم مثل همیشه کمکم کنید؟

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
علیک سلام
امر به معروف و نهی از منکر. مراحل دارد

چون کار روحی و فکریست، خیلی ظرائف دارد. خیلی دقیق است
دقیق تر از درمان امراض جسمی
آیا میشه، بدون علم! بدون معاینه! بدون توجه به سوابق بیمار! بدون مقدار پیشرفت بیماری! بدون در نظر گرفتن شرایط بیمار! دارو تجویزکرد؟نسخه داد؟

امر به معروف و نهی از منکر، درمان امراض روح ست! تغییر جهان بینی در فرد است!ه

خوردن داروی روحی، بسیار دقیق تراز داروهای جسمی ست

اگر داروی جسم را با قاشق! حتی پزشک مشخص میکند، با چه قاشقی و با چه فاصله ی زمانی باید خورد! داروهای روحی روانی، به مراتب دقیق تر است 

باید ساعتها حرف زد و آموزش داد! که اینجا جاش نیست
فقط بگم
اگر علمش را نداریم! اگرخودمون شنا بلد نیستیم! لازم نیست برای نجات، غریق، پا پیش بذاریم
چون شاید او با هر زحمتی و دست و پا زدنی! بالاخره خودشو نجات بده
اما اگه اون آدم ناشی و بی سلیقه و بی .....! بره و به غریق بچسبه! حتما غرقش خواهد کرد!خودشم غرق خواهد شد!ه
تا الان معمولا اینجوری دیدم
یعنی، بیشترعوض نجات و درمان بیماران!! اونا رو کشتیم و غرقشون کردیم غریق!!!ه

یا هم به غرق شدنشون، و نابودیشون سرعت بخشیدیم 
در عجبم که

با این همه تلفاتی که داریم میدیم! هنوز این غریق نجاتهای ناشی! پزشکان قلابی! مشغول کارن!!ه

چه بی گناهی رو که غرق نکردیم !!!!!!!!!!!!!!!!!!ه

یکی از درسهای عاشورا، نحوه امر به معروف و نهی از منکر، است

امام حسین علیه السلام

چگونه از لحظه اولی که سپاه کوفه، از "حر" گرفته، تا "عمرسعد"، وقتی جلو آقا را گرفتند، امام با آنها برخورد کرد!؟

مرحله به مرحله، پیش رفت!همون اول کاردست به شمشیر نبرد! با صحبت! با نصیحت! با ارشاد و...... کلی اقدامات روحی روانی، حسب تکلیف انجام داد! تا مگر هدایت شوند!! .... از آخر هم با وجود آنهمه خباثت اون مسلمونای احمق و فریب خورده!ه

جنگ را امام شروع نکرد

حتی بعد از کشته شدن بهترین یارانش، بدست آن ملعونها، امام با خواندن نماز جماعت درظهرعاشورا! هنوز بدنبال هدایت آنها بود، دوست نداشت، آنها غرق شوند و به جهنم بروند

-----------------------------------------------------------------------------

سئوال 30/1

سلام استاد
ممنون از جوابتون.پس باید برای امر به معروف و نهی از منکر زیاد وقت گذاشت.اما باز برام سؤال پیش اومد .پس اینکه میگن \"تذکر لسانی ، وظیفه همگانی \"چیه؟
بعضیا میگن اگه شما و چند نفره دیگه درمورد یه مسئله به یه نفر تذکر بدین احتمالش هست در اون مسئله تجدید نظر کنه.اما خودم معتقد براین هستم که این تغییر احتمالی فقط در ظاهر شخص خواهد بود چون از تذکرات راحت بشه ولی این باعث تغییر در عقیده شخص نمیشه و در یه فرصت دیگه احتمال بازگشت به حالت اول وجود داره.به نظرتون درست فکر میکنم؟
ببخشید که هی سؤال می پرسم.
سپاس گذارم

><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<>
سلام
هی سئوال بپرس و من هی جواب میدم. اصلا ناراحت نباش... شما منو وارد ثواب میکنی

اما تنها انتظارم اینه که خوب به حرفام گوش بدین .... یا بپذیرن ! یا با دلیل رد کنین . همین

منظورت خوراندن یه قرص مسکنه دیگه
همونم باید با تشخیص باشه
با علم روان شناسی باشه
مثل اینکه هر طور شده شما میخوای کار خودتو بکنی!!!!! به بنده خدا گفت، برام یه استخاره بگیر... گرفت ... گفت: بد. مجددا درخواست کرد، یکی دیگه بگیر... گرفت، گفت: بد... لطفا یکی دیگه ...اونم ، بد... پس یکی دیگه....هر چه گرفت، بد اومد!!! او هم هی میگفت: یکی دیگه بگیر... خلاصه داد بنده خدا در اومد چه خبره اینقدر استخاره. گفت: حاجی جان، تو که بیکاری!! بگیر تا خوب بیاد

وقتی میگیم برای هر کاری باید علمش رو داشته باشی. قبول بفرمایید

تلویزیون. کامپیوتر و ...وقتی بلد نیستی. دست نزن!! وقتی بلد نیستی حرف بزنی ! همون تذکر رو چطوری و کجا بدی ! حرف نزن! میری یه پیچ کوچولو رو دست میزنی، کل دستگاه رو میسوزونی!!! بعد هم میگی: من که کاری نکردم. این پیچو یه ذره ...... تا حالا همین کارو کردیم! یه تذکر بد موقع، بی وقت، نابجا، و.... طرف رو فراری دادیم... صدتا کارشناس حرف زدن، دیگه او نیومده بشینه گوش بده

این کارا رو کردیم! یا نه ؟؟؟ کردیم دیگه

همه رو فراری دادیم ...........امر به معروف های ما، در اصل امر به منکر بوده

ببخشید ها! شخص شما منظور نیست. کلی جواب میدم. سئوالو جواب میدم. جسارت به شما نشود


post name

زینب8

نوشته شده در 29, 8, 1391
نظرات (6)

پست 38 ؛ زینب 8

سخنانی از جنس نور

 سلام

آشنای قریب
دور اما نزدیک...سفید اما سیاه...مشتاق اما غافل
خدا رو شکر که سر راهتون قرار گرفتم

تا دیر تر از این نشه 

یه وقت چشم باز نکنم کلی عمر کرده باشم و از همه چی غافل

واقعا خدا رو شکر میدونید

من همیشه هر چی میشد میگفتم: منو چه به شهدا ! نه اونا به کار من کار دارن! نه من به اونا ! ولی اونا به کار من کار داشتن!!!! منو با همه ی غفلتم، همه بیخیالیم،  ول نکردن و دستمو گرفتن

خیلی ماهن، خیلی زیاد، دیگه ولشون نمی کنم، دیگه دست از سرشون بر نمی دارم، عجب با معرفتن،  نه؟؟؟؟
خوشبحالشون چقدر خوبه آدم این جوری باشه!!! تازه دارم می فهمم چه جوری بودن!!ه

این خاطراتی که شما نوشتید و میخونم خیییییلللللیییی توپ بودن، عین این لوتی های قدیمی البته از نوع مودبش ها
اره، همه اینا نشونس ، اتفاق اسم این جور چیزا نیس، تازه شما خیلی هاشو نمی دونین
اول محرم... چند ماه بعد از مراسم سالگرد شهید همسایه...پیر زن
دقیقا موقعی که مردد بودم یه پیشنهادیو قبول کنم!!! شما ،سایتت، مادر شهید، میاد سر راه زندگی من، سر سفره به هم ریخته دل من

دوستای من همه دوست پسر دارن

ولی من هیچ وقت به خودم این اجازه رو ندادم ، بهشون میگم: آدم یا این وریه، یا اون وری، یا مسلمونه ، یا کافر

اگه مسلمونی، پس قوانینشو رعایت کن. البته اینی که میگم یه کم شعاری ام هست ،دوستامم میگن بهم

خودمم خیلی بچه درستی نبودمو نیستم، ولی بعضی کارا شمشیر از رو بستنه!! این موقع ها منم دیگه داشتم تحت تاثیر قرار میگرفتم و میخواستم پیشنهاد یکی از دوستامو قبول کنم

ولی خدا، شهدا، شما ، به دادم رسیدید ممنون
قرآن که گفتین بخون، خیلی داره کمکم میکنه....حق با شماست، هر چی هست هر چی که ما دنبالشیم اینجاس، عشق شور در همین خونه ست
من یه ذهنیتی داشتم راجب جبهه، حس میکنم همه اش غم بوده همه اش گریه بوده و جنگ این جوری بوده؟ واقعا ؟
من خیلی راجب مسائل دینی اطلاع زیادی ندارم، یه کتاب یا سایتی که خودتون قبول دارید بهم معرفی کنید، تا بدونم این انجام واجبات  و ترک محرمات که میگید چیه؟

روایت ها رم فقط از سایت خودتون میخونم میترسم برم جای دیگه ای باز رفتارای دیگه ببینم و.....ه

شما حرف جوونا رو بهتر میفهمی دمتون گرم
هنوز با هیچ کس حرف نزدم، از دوستام و هم دانشگاهیا، ولی جراتشم ندارم بگم، بالاخره دوستامن، بعضی هاشون اونایی که باهاشون بزرگ شدم دوست ندارم از دستشون بدم چه کنم؟
میگم ما هم الکی الکی شدیم دوست شهید

خدا کنه قبولم کنن، آخه با منطق ادم جور در نمیاد اونا یه عمر خوب بودن، همش دعا ونماز های اول وقت، نماز شب و تازه اینا اگه اشتبا نکنم کمه کمشه، اون وقت من که هنوز الفباشم حتی بلد نیستم، با این همه گناه و غفلت، چه جوری میشه شد مثه اونا؟؟!؟ و یه دنیایی مثه اونا داشت ؟!؟ این جوری بهشت بود! اونا خودشون بهشت بودن
راستی قضیه این غواص ها چیه !؟ کجا تو سایتتون بخونم !؟ راجبشون... قضیه شون چیه!؟ چه مزیتی بر بقیه شهیدا دارن؟
راستی این که من میخوام عوض شم و بشم مثه رفقای شما باید همه چیم تغییر کنه؟ یعنی دیگه ظاهرم نباید عین قبل باشه!؟ نه؟

باید حتما چادری بشم؟ آخه اونوقت بقیه رو چه کنم؟ از یه طرف میترسم، از یه طرفم دوست دارم  
><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

سلام براون دلایی که با یه غبارروبی، آیننه میشن

بیچاره اونایی که، دلاشون مثل سنگ شده بود! هر چی امام حسین ع گفت، گوش ندادن

خوش به حالت که با یه تلنگر کوچولو ، راهت رو پیدا کردی

کاش جوونامونو باور میکردیم

----------------------

دوستات دوست پسری دارن که، مثل اون دانشجو توی دانشگاه زابل، گریه میکرد! که بعد چهار سال دوستی! و قول و قرارهای سرخرمن! ولم کرده و رفته پی کارش! داغونم کرده!!!!! کاش حرفای شما رو زودتر شنیده بودم! اما چه فاییده که .......ه

اما شما دوستی داری که حاضری همه جا علنا به همه با افتخار بگی و معرفیش کنی! دوستی که تو دنیا و تو آخرت کمکت میکنه و اگه کسی بفهمه بهت حسودی میکنن

-----------------------

آره، دهن کجی به خدا بزرگترین گناه ست

ارتکاب علنی گناه، دهن گجیه! واز خود گناه، جرمش بدتر است

بزرگترین گناه، شکستن حریم گناه ست... قبح و بدی گناه را، با انجام گناه در ملاء عام بریزی ... گنهکار بی حیا، جزو پست ترین گنه کاران است... به نظر من اون گنهکاران در خلوت، راحتر و زودتر میتونن برگردن و توبه کنن

آدم نباید همه ی پلها رو پشت سرش خراب کنه

-------------------------

خوندن قرآن و تفکر در معنی آیات، ولو یک صفحه در روز برا خودت داشته باش

قبل از خواب سوره واقعه

-------------------------

جبهه، یه زندگی قشنگ بود! کی گفته ما همش گریه میکردیم؟! اتفاقا شادترین لحظات عمر رو در جبهه داشتم!! دیگه مثل اون رفیقا با اون نشاط بعد جنگ نداشتم! گریه مون هم ، گریه عشق بود! دلمون جلا می یافت. گریه حزن و غم نبود

اما متاسفانه جبهه رو خوب معرفی نکردن

قسمت شیرین کاریهای همین وب سایت روایت شادیهاست

------------------

حتما سایت های مذهبی رو برات معرفی میکنم

----------------

ممنون که حقیر رو قبول داری

اینجا روایت ها . حرفها و حدیثها فابریکه و اصل

---------------------------

من نوکر همه ی جوونها هستم

هر مجلسی هم که تا الان دعوتم کردن. توسط جوونها بوده

امید کشور جوونهایند

-----------------------------

مهم اینه که خدا ما رو بپذیره ، مگه شک داری که خدا همه ی ما رو ، حتی گنهکاران رو دوست داره ؟!؟ حالا که عنایت الهی از طریق اون شهید، شامل حالت شده ، قدرش رو بدون و دیگه به گذشته فکر نکن ، مگه ، حرابن یزید ریاحی، فرمانده سپاه کوفه، راه را بر امام حسین علیه السلام نبست؟!؟ بعد که فکر کرد ،فهمید اشتباه کرده ، از لشکر عمرسعد، جدا شد و به یاران امام پیوست و شهید شد!!! از کجا به کجا رسید!! با یه تفکر و چرخش

-------------------------------------

حجاب ،حتما چادر نیست. ..چادر، حجاب برتر است

میتونی مانتوهای شیک با رنگهای مناسب نه زیاد زننده ، چسب هم نباشه، با مقنعه بپوشی... تا یه مدتی ... بعد کم کم خودتو بکشی طرف بهترین حجابی که منظور اسلام است... تا اطرافیان هم یه مرتبه جا نخورن

زیاد فکر اطرافیان نباش، بی خیال خدا رو داری، با اون شهید دوست شدی؛ فقط با او نجوا کن... هر طور زندگی کنی... مردم یه چیزی میگن

جلو دروازه رو میشه بست... جلو دهن مردم رو نه... خب بگن...کارت رو بکن... اونی که خدا خوشش میاد

------------------------------------------

شهدای غواص کارشون داخل آب و از همه سختر بود، اما اینکه نزد خدا بالاترند... دست خداست... قیامت بشه، تا ببینیم مقام شهدا هر کدام کجاست

------------------------------------

چرا شما نتونی مثل شهدا بشی ؟

مگه شهدا از آسمون به زمین اومدن، نه . شهدا ، انسانهایی که وعده های خدا رو باور کردن، ایمان آوردن و در راه اجرای احکام خدا، تمرین کردن، از لذتها، از حرام ها و خیلی چرب و شیرینها گذشتن ... تا با سرفرازی به خط پایان رسیدن

همه ی ما چه بخواهیم و چه نخواهیم ، روزی به خط پایان میرسیم

خط پایان همه "مرگ" است... اما بعضی با سرفرازی ، بعضی با سرافکندگی

همه دست خودمان است.باید خودمان انتخاب کنیم

تربیت و بندگی خدا انفرادیست

چگونه ما در امور دنیایی، اون جاهایی که به ضررمونه! اگه همه برن، ما نمیریم، چون برامون ضرر داره! خب،چه ضرری بالاتر از اینکه آدم بخاطر دوستی چند روزه دنیا، آخرت همیشگی رو از دست بده

دنیایی که هیچ وفایی نداره

دوستایی که فقط ما رو برا خودشون میخوان، در سختیهای زندگی! خیلی مارو رها میکنن و نهایتا تا لب گور با ماین 

جز خدا و عمل خوب خودمون هیچی مایه سعادت نیست 

--------------------------------------------------------------------


post name

زینب7

نوشته شده در 27, 8, 1391
نظرات (3)

روزنه های نور ؛ 37 زینب 7

سلام
در مورد گذشتگان

خوندم حرفاتون منطقیه، قبولم دارم 

ولی خدایی سخته که بخوای قبول کنی مدتی زیادی داری اشتباه فکر میکنی اشتباه راه رو میری اشتباه انتخاب میکنی.....!!!!!ه

حرفاتون درسته؛ ولی قبولش سخت، ولی خب حقه، دیگه چی کار کنم، کاش این همه نسبت به این جور دید گاه ها و حرفا جبهه گیری نمی کردم، گارد نمی گرفتم، عین آدم مینشستم ، یه دفعه هم بهش فکر میکردم!!!!!!ه
خب از لحاظ  وجدانی و منطقی درست باید یه سری امکانات داشته باشن منم نمی گم نه، همه جای دنیا هست، ولی چرا عادلانه نباشه؟؟!؟ چرا منی که رتبه ام مثلا2000 بوده سر کلاس باید کنار یه 12000 بشینم!؟ چرا ؟ چون باباش مثلا جانباز یا شهیده !!!  توهین نمی کنم ها ، ولی اگه هست عادلانه نه ایییییین !! همه بی عدالتی!!!  آره اونا حق دارن، من نظرم اینه که ، چرا تسهیلاتشون نباید قبل از کنکور باشه؟!؟ مثلا یه سری مدرسه ، کلاس بذارن، با بهترین امکانات و بهترین معلمان، بعد همه با هم با شرایط برابر و عادلانه کنکور بدن و قبول شن،  این جوری خیلی بهتر نیس ؟؟؟؟؟
مجلسم که تصویب کرده! کی ها تو مجلسن؟ که تصویب کردن!؟ اون موقعی که تصویب کردن، همه فامیل و آشنا ها یا خود نماینده ها جزو جانبازا و شهدا بودن دیگه!! ولی با اصلش موافقم، حقشونه، اینام کمه واسشون، نسبت به بقیه کشورا تازه حرفم زیاد می شنون، ولی اگه عادلانه باشه، صدای هیچ کس در نمی آد، و همه هم احترام میذارن
در مورد شهدا و امام حسینم حرفتون حقه، چیزی ندارم بگم ، جز این که ناراحتم از اینکه باید تسلیم حرفاتون شم و از این که این همه مدت کلا فکرم ذهنم نسبت به شهدا خیلییییییییییی خییییییلییی فرق میکرد، اصن فکر میکردم ربطی به ماها نداشتن، یعنی فکر میکردم خیلی جو گیر بودن و.... ، نمی دونم

سخته که در عرض یه هفته بیای تو یه سایتی و کلا زندگیت نگاهت احساست همه چی با هم سر هیچی بریزه به هم ، این که بفهمی 99.5 درصدتو غلط بودی، قبولش سختهههه

باید رو خودم کار کنم !!!ه

یه حس مبهم، ناراحت از این که، نمی دونی کجایی و داری چه غلطی میکنی

خوشحال از این که شاید یه راه درست پیدا کردی

ترسان از این که شاید اینم عین قبلی غلط باشه
همه کلیپای صوتی تونو گرفتم و گوش کردم، گوشم درد گرفته بود، ولی گوش کردم ، با حال بود، کلا شما با حالی، دنیای جالبیه، فضای با حالیه، که ندیده بودم \"دنیای شهدا

منم دوس دارم مثه شما ها بشم مثه این شهیدا

چون به نظرم ادمای با هوشی بودن، یاد شون که بعد مردنشون میمونه، خودشونم که زندن

اینو خانم سبز علی میگه

میگه : تو قرآن نوشته، زنده میمونن و با مرده ها فرق دارن 

دوست دارم با منم دوس بشن ، ولی چه جوری، آخه نمی دونم، روش داره؟ یعنی باید چه کاری کرد؟ کار خاصی داره؟


اره ، خوب فکر میکنم، باید بیشتر فکر کنم، میدونید میترسم از این که این راهم عین راه قبلی ام اشتبا باشه!! میدونم دوستا نمی مونن!! آدما کلا

واسه همین فکر میکردم، کار شهدا اشتبا بوده، چون فکر میکردم واسه آدما رفتن، ولی اگه اشتبا نکنم، قضیه خیلی فراتر از این حرفاس، اونا کلا تو یه فاض دیگه بودن، به ادما کاری نداشتن
اره فعلا که اصن به هیچ کدوم از دوستام نمی گم، اگه بفهمن سکته میکنن، بیچاره ها نمی دونن سر دسته مخالفا توسط یه سایتو یه مادرشهید، داره میشه مخالف خودشون، یعنی فکر کنم دانشکده از این خبر بترکه !!!! ترس داره ..... این راه.... این تغییر!!! میترسم جو گیر شده باشم ... فعلا که به روی خودم و بچه ها نمی آرم

اصن شاید اونام اومدن و آشنا شدن و نظرشون عوض شد
اصن شاید یه چند هفته ای نرفتم دانشگا، بعد امتحانا، که نتونن رو تصمیم هام اثر بذارن

ولی با این حس مبهم که معلوم نی غمه؟ خوشحالیه؟ ترسه؟ نمی دونم چه کنم
روضه که باید برم هرسال فقط تاسوعا عاشورا میرفتم، ولی باید برم، فرصت خوبیه واسه خلوت و فکر کردن


این قدر تحویلم نگیرید من که کاری نکردم هر چی بوده به قول خودتون؛ خودشون کردن، من که این وسط کاره ای نبودم، من باید ازتون ممنون باشم، که با اون همه جبهه گیری و گارد من و با تمام مخالف بودنم و بیزار بودن من،  منو این جوری تکون دادید، عین اینکه یه سفره که روش کلللللی چیز چیده باشی و یهو یکی بیاد از وسط بلندش کنه و بریزه به هم، ... مرسی
ولی خیلی سخته
اره اینا همش نشونس

همیشه این حرفا واسه من کشک بود

نشونه و علامت و نگاه این و اون فقط تو فیلما و قصه ها..... ولی آلان، دیگه زندگی منم شده فیلم نامه
باشه باز به مادر شهید میگم ، اگه شمارشو داد، که حله، اگه نه شماره قبر شهیدشو میگیرم واستون، میدونم بهشت زهراس بازم میپرسم
نمی دونم با این مشغله و گرفتاری اصن منو یادتون میمونه؟ یا نه ، ولی اگه موند، میرید روضه واسم خیلی دعا کنید، شاید باور تون نشه که اولین بار و اولین کسی هستید که ازش میخوام واسم دعا کنه

دعا کنین پیدا کنم، جو گیر نشم، تحت تاثیر قرار نگیرم و ختم به خیر شم، بتونم کنار بیام، بشم مثه شما ها، مثه دوستاتون \"شهدا

><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<< 

سلام بر آشنای قریب

خوندم

اشک ریختم، حال کردم و لذت بردم، ازاین همه مردانگی و توجه شهدا

 به این روحیه ی قشنگ حق پذیری تون ، احسنت میگم

به این حرفایی که از یه دل بیدار و باصفا سرچشمه گرفته

فوق العاده خوشحالم ... از اینکه بخاطر صداقت شما... شهید هم به این حقیر یه نگاهی کرده

قسم جلاله میخورم، که این اتفاق یه پدیده ی عادی نبود. من کجا ! شما کجا ! اون مادر شهید! کمک شما به یه پیره زن ! دعاهاش! تاکیدش بر استجابت دعا ... آیا اینها میتونه اتفاقی باشه !!؟؟ حالا گیریم اتفاقی !! عجب اتفاق جالبی ! کاش همیشه تو زندگی آدم، از اینجور اتفاقا بیفته

از اینکه خودت به این نتیجه رسیدی که در مورد هر چیزی قبلش باید فکر میکردی،عالیست

  بی جهت نیست که میگن

یه ساعت فکر کردن از هفتاد سال عبادت از روی بی فکری و کورکورانه، بهتر است

مطمئن باش، از این راه، پشیمون نمیشی

آیا کسی رو سراغ داری که از انجام کار خوب ضرر کرده باشه؟از راه خدا پشیمون شده باشه؟

به حرف آدمای غافل کاری نداشته باش ...درس رو خوب بخون .. با خدای خودت خلوت کن ... و مجهز بشو به علم و معرفت

اونوقت میتونی به مردم خدمت کنی و الگوی دیگران بشی

همونایی که شاید گاهی مسخره ات میکردن! انگشت به دهان خواهند موند! شک نکن! پیمودن راه درست، تا رسیدن به قله سخته! اما نتیجه اش خیلی شیرینه

اونایی که در جوانی فرصتها را از دست میدهن، خودسازی! کسب علم! تقویت روح و جان! انس با خدا ندارن، اگر به پیری برسن، سخت پشیمانند

هیچ عشقی بهتر از یاد خدا نیست... همه ی عشقای دنیایی آخرش چی؟ ... هیچ... همش کف رو آبه ...خستگی زود رس! شیرینی لحظه ای، اما بدبختیش دائمی

آرامش آدمو میگیره! فکر رو بهم میریزه ! اعصاب ضعیف میشه ! استعدادهای آدم از بین میره

آرامش! سلامتی! لذت! ابدیت! سرفرازی در دنیا و آخرت، فقط در سایه ی انجام کار خوب وترک کارای بد است

چرا باید مردد باشی ؟ محکم باش 

یه مثال

وقتی متوجه شدی از این غذاخوشت نمی آد! و به گروه خون تو نمی سازه، نمیخوری دیگه

اگه مریض بشی، کسی میاد دردتو تحمل کنه ؟؟ چیزی هم بگی! میگن: میخواست نخوری

بذار هر چی میخوان بگن، بگن

مگه الان به من نمیگن... به پیامبر خدا میگفتن، مسخره میکردن! منو تو که، جای خود داریم

گلزار شهدای مشهد- مزار فرمانده شهید آقا جلیل محدثی فر-دانشجویان پیام نور اراک- 28-8-91

گفتی چطوری با شهدا دوست بشی

با درس خوندن . انجام واجبات. ترک محرمات. خدمت به مردم. همین

باید تمرین کرد... یک شبه، هیچکس بجایی نمیرسد

من حتما دعاگویت هستم... بشرطی که تو هم سفارش مارو به این دوست شهیدت بکنی

----------------------------------------------------------


post name

ع . باغ

نوشته شده در 22, 8, 1391
نظرات (2)

پیامک 29 ؛ .... علیرضا ب غ

دهه ی 50  خدایا کمک کن انقلاب پیروز بشه! ما خوشبخت بشیم

دهه 60 خدایا  جنگ تموم بشه! تا ما خوشبخت بشیم

دهه 70 خدایا کشورو بازسازی کنیم! تا ما خوشبخت بشیم

دهه 80 خدایا اصلاحات انجام بشه! تا ما خوشبخت بشیم

دهه 90 خدایا قربون دستت ، هیچکاری نکن ! فقط از این بدبختر نشیم!! ه

پاسخ

اینا دعاهای خوتونه ؟؟؟؟؟؟؟؟

خب منم از خدا میخوام؛ شما رو که، این نگاه و این جهان بینی رو دارید! از این بدبخت ترنکنه

ضمن این ، باید عرض کنم که ، برای من خوشبختی و بدبختی از نگاه قرآن ملاک است! از نگاه ائمه معصومین

آیا از نگاه قرآن! با جهان بینی الهی! نظر مردم مومن! مسلمونای دنیا... ما بدبخت شدیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

--------------------------------------------------------------

پیامک 29/1

رئیس بانک مرکزی اعلام کرد : ما دیگه ارزی نداریم !!!! شما امری ندارید

پاسخ

آفرین بر شما آدم تحصیل کرده، درس خون و روشنفکر

آیا این طنزها، به حل مشکلات کشور در این شرایط کمک میکنه؟؟؟؟

یا دشمنان، همین وطنی که سنگش رو به سینه میزنید!! خوشحال ؟؟؟

اینها همه نشات گرفته از هوش و نبوغ سرشارتان است! که سراسر در دعاهایتان طی چند دهه ای که نام بردید! بوضوح دیده میشود

خدا کسی را بدبخت نمیکند، این خود ما هستیم! که با حرفهای لغو! با غفلت ! و کارهایی از روی بی فکری موجب بدبختی خودمان میشویم

همین طنزهایی که همش گناه ست...طنز، باید موجب نشاط شود. بدون اینکه کسی دیگر ناراحت شود. تمسخر شود. ناامید شود

کاش در کنار رشد علمی، قوه ی عقلانی هم بالا می آمد. کاش 

-------------------------------------------------------------------------

پیامک 29/2

شاهکارهای خلقت را دوست دارم

همانهایی که بدی هیچکس را باور ندارند... همانهایی که برای همه کس لبخند دارند... همانهایی که بوی ناب آدم میدهند... و من باور دارم که تو از همانهایی

جواب

ممنون... لطف دارید ... کاش همین که میگید، باشم... کاش

------------------------------------------------------------------

پیامک 29/3

ستار بهشتی رو تو اینترنت سرچ کن. ببین چه بلایی سرش اومده... جرمش این بوده مثل شما نظراتش رو تو اینترنت نوشته

جواب

حالا من که ندیدم، ولی نگید، مثل من!!! پس چرا به من کار ندارن!! قطعا مثل من نبوده. مثل خودش بوده

آره ، دیشب از اخبار سراسری در تلویزیون شنیدم

 قبول دارم... دربعضی از جاها به مظلوم ظلم میشه... حق ضعیفی پایمال میشه

دل من از دست بعضی دوستان احمق! مجریان ناشی ! خونه

بیشتر مشکلات ما،  از خومونه ... نه از خارج مرزها... از خودمون

از بعضی دادگاهها... قاضی ها ... مسئولین...بیزارم

از عملکرد بچه گانه شون. عقده ای و کم ظرفیتند

اما بخاطر تخلف و سهل انگاری یک نفر. دو نفر و صد نفر، نباید کلیت نظام و کشورمورد هجمه قرار بگیره

در همه جای دنیا در طول تاریخ این تخلفات بوده! اصلا تایید نمیکنم! اما میخوام بگم که

یه قدری باید واقع بینانه تر و وسیع تر، با افق باز نگاه کنیم

بایدهمه کمک کنیم، عیوب ساختمان رفع بشه! نه ساختمان رو از بیخ تخریب کنیم

کاری که هیچ آدم عاقلی نمیکند!!!!!! ؟

این به نفع هیچکس نیست.... جز بدخواهان این مردم

انتقادات باید سازنده باشد

پس تا اینجا قبول؟؟؟

کاش اونایی که اینقدر رو ستار خودشون ،مانور میدن، و ازش دفاع میکنن! بفکر همه ی ستارهای مظلوم میبودن!! کاش!ه

به نظرم بعضی دفاعیات مشکوکه ! و حس میکنم ، از روی غرض و مرضه

پیراهن عثمانه

والا چرا برا شهدای ترور اینها ساکتند؟  این شهدا هم که فرزندان همین کشورند

-------------------------------------------------------------

پیامک 29/4

امام خمینی: من تو دهن این دولت میزنم

الان وقتشه

جواب

استفاده ابزاری از کلام بزرگان ... تمسخر و حرف بی اساسی ست که قابل شنود نیست

در حرف زدن ، در زندگی صادق باشید و درست گفتار

----------------------------------------------------------------------

پیامک29/5

البته این حرفشم مثل آب و برق و اتوبوس و... مجانیش بود

نمی زنه،  نترس

احتمالا خدعه کرده بود

البته این هفته خیلی ناراحتم... یک کارخونه که من مشاورش بودم با 70 کارگر تعطیل شده

وقت زدن تو دهن دولت نیس؟؟؟؟

جواب

حالا دلت به حال حق مشاوره ای که قطع شده میسوزه؟ یا بیکار شدن کارگرا ...؟

حالا اگه ناراحت شدی! حق داری !! آخه پوله !؟بعضی تو دنیا، تموم همتشون رو گذاشتن، برا جمع کردن پول

اما چکار به آقای خمینی داری؟؟؟؟ مرجعی که میلیونها مسلمون پیروش بودن... با این وجاهت... جایگاه رفیع معنوی... چطوری به خودت اجازه میدی... همینجور هر حرفی به دهنت رسید، بندازی بیرون ، بنده ی خدا ریئس کارخونه، چی میکشه با این مشاور!! البته الان که میگی ازت راحت شده 

نباید تا چهار کلاس سوات! میخونیم! خود رو عقل کل بگیریم و اینقدر از مرحله ی ادب دوربشیم

بی جهت نیست که سفارش شده... کسب علم همراه تهذیب باشد، و الا مضر است!!ه

ببین پسر جان، من این بی ادبیت رو پای بچه گیت میذارم ! اما نصیحتت میکنم که، حداقل یه چیزایی رو که مورد احترام عده ایست، بی احترامی نکن. حالا که گذشت... منبعد رعایت کن

اینها همه ریشه های همون بدبختی هایی ست که برا خودت درست میکنی 

آخه پسر جان!! هنوز اول راهی،  بزرگتر از تو! همون شاه ! احترام میذاشت ... شما در مقابل او چی هستی؟؟

دردم اینه که  باز میگین: تو کشور آزادی نیست

پسرجان... اگه همین الان من یه اهانتی به تو بکنم!! چیکارت میشه ؟ حالا تو کجا ! امام خمینی کجا! لنگ نعلین او هم نمیشی

یه ضرب المثلی هست ، میگن، شنیدی؟ اگه نشنیدی! الان از من بشنوف! یادگاری داشته باش! آویزان گوشت کن

شوخی شوخی با ....... هم شوخی

---------------------------------------------

پیامک 29/6

تقصیر حاج محمود نیس ... تقصیر اونیه که نظرش به نظر اوس محمود نزدیکتره

این بدبخت که مترسک سر جالیزه

قراره هر کی داره میره آدم بده باشه

اصل کاری معصوم

جواب

 این خواننده ها میگن، چرا جواب پیامکهای مارو نمیدی. اینا که جواب نیست

امان از جهل ... از بی بصیرتی

معاویه، امیر المومنین!! حضرت علی علیه السلام، بی نماز !!! خب این نمونه ی همون جهل

هر چیزی رو در جای خودش باید دید... عاقلانه... عالمانه حرف زد

کدوم آدم احمق میگه، دولت هیچ تقصیری نداره

کدوم کوته فکری میگه: رهبر، معصومه

اینهمه کارشناس، اینهمه جلسه ، کار تلاش ، فکر و برنامه... خب توی این کشور بزرگ، آدم متخلف هم هست

اینهمه دشمن .... سرتونو بچرخونید.. یه کم بالا بیاید... ببینید دنیا چه خبره

فقط نوک دماغتونو نبینید

رهبر معصوم نیست، اما نه بدان معنا که تمردش کنیم و بی احترامی ... اگه همینجور با همون ریئس کارخونه ای که درش کار میکنی، حرف بزنی، مطمئن باش... گوشتو میگیره، میندازه بیرون

آدم بی ادب و مغرور و مریض رو هیچکس نمیخواد

اینا هیچکدوم جواب شخص شما به صراحت نبود، چون اینا حرفای خودت نیست...جایی شنیدی در بارشم فکرنکردی میندازی بیرون

به در گفتم ، که دیوار اگه کر نیست بشنوفه

----------------------------------------------------------------

پیامک29/7

پروردگارا . تنها توکلم به تو سرفرازم میکند

در میان دشت کهکشانی من رهایم مکن

دوست عزیز هفته خوبی داشته باشی

جواب

عوض این شعرها جواب پیامکهای منو بده

توکل باید به همراه عقلانیت و کمک گرفتن از اسباب باشد. در حد توان

توکل، آخر است، نه اول

اگر در میان دشت، بدون راهنما ! بدون راه بلد ! بدون نقشه ... که همون خدا گفته باید رعایت کن، ولی توجه نکردی و رفتی! قطعا همونجور که خودت در دعایت گفتی : بدبخت میشوی 

خدا ، دستورالعمل داده، قرآن ... و انسانهای آگاه و متقی را بعنوان راهنما فرستاده 

نکنه شما هم مثا اون احمقهایی که به علی علیه السلام میگفتن

لا حکم الی لله... حکم فقط، حکم خدا

کسی نبود به این بی شعورها بگه، خب مگه حرف او غیر قرآنه

بعضی میخوان بدون گذر از دنیا ، پاشونو بذارن تو بهشت... میدونی چه بلایی به سرشون میاد... از این قدما تو برنداری ها

که بدبخت تر میشی... طوری که دیگه نتونی بلند بشی

دعا میکنم هم هفته خوبی داشته باشی و هم آخر هفته ی خوبی داشته باشی

----------------------------------------------------------------

پیامک 29/8

چقدر مسخره بود ... انتخاباتشون..!! ه

نه تقلبی ، نه راهپیمایی .. نه سکوتی ، نه کشتاری، نه کهریزکی ، نه ...ه

خاک تو سر مردم آمریکا ، نه آقا مجتبا دارن، نه شورای نگهبان، نه جنبش سبز! نه هیچی!ه

اینا دلشون به چی خوشه ؟

همون بهتر که طوفان بیاد همشونو بخوره!!ه

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

نشد، جواب پاسخهای منو بازم ندادی...خوشم میاد هی از این شاخه به اون شاخه میپری و جیک جیک میکنی

آره خوش به حال مردم آمریکا

نه محرمی !!! نه قربانی !!! نه جهادی !! نه مبارزه ای !! نه دعوایی !!! نه کربلایی!! نه فلسطینی!! نه لبنانی

نه حسینی !!! نه امام رضایی !! و نه هیچی ... راحت... میخورن ! میخوابن! هر کاری دلشون میخواد میکنن

آزاد آزاد

آرزو میکنم، تو هم به اونا برسی... و آزاد آزاد مثل همه ی موجودات، هر چه میخوای بخوری! هر کاری دلت میخواد بکنی!  نه شیخی ! نه عاقدی! نه حریمی؛ نر با نر، ماده با ماده! حتی از جنگل هم آزادتر !!!!!  نه زنی! نه مردی ! آزاد

ایشالله از این مملکت بری بیرون، چند روزی که زنده ای! کنار همه ی موجودات زیست کنی

 میدونی چیه؟ ، همه زیر سر همین پیغمبرا ، اماما و همین شیخاست

مگه نه ؟؟؟!!!؟

منتظر جوابتم ، فقط با هر دلیلی برا خودت داری، بگو: آره یا نه

-----------------------------------------------------------------------

پیامک29/9

اگه پلی استیشن قبل سال 57 اختراع میشد اونوقت مردم ایران میفهمیدن

دیو چو بیرون رود....ه

....

....

....

...

فرشته نمیاد؛ بلکه میرن مرحله ی بعد و یه دیو سخت تر میاد

><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

میشه بپرسم چرا جواب پاسخهای منو نمیدی... آخه ... خواننده ها میان میخونن و میترسم در باره شما فکرای بدی بکنن!!!!!! من که تورو میشناسم .... تا اندازه ای میدونم برچی جواب نمیدی  ... ولی با این کارت کلاس وب سایت منو پایین میاری و طیف اونایی که این اراجیف رو میبافن، آدمای کله پوکی معرفی میکنی

فردا میگن: دلبریان رو ببین ... وقتش رو برا چه کسایی میگیره

نمیخوام این فکرو بکنن !!! یه چیزی بگو !! اگه نمدونی برو از دوتا بزرگتر اگه دور و برت پیدا میشه، بپرس !! آبروی منو که بماند... اینهمه روشنفکر منتقد رو بردی... بفکر خودت نیستی .. بفکر من نیستی...بفکر اونا باش... آخه میگن

همه ی این مخالفان نظام، مثل تو هستن! جواب ندارن! منطق ندارن

زود برو چهارتا حرف درست یاد بگیر، برگرد ، بیا ، تا آبروی همه رو نبردی ! بدو

لعنت بر شیطون... ببین، من هم کم کم دارم فکرای بد میکنم. تقصیر خودته

دیگه تا نظرت رو منطقی و علمی و عقلی نسبت به پیامکهای قبلی ام ندی ، باهات حرف نمیزنم

من و خوانندگان منتظریم... ببینم چکار میکنی... اومدی ها

--------------------------------------------------------------------------------

پیامک 29/10

جواباتونو خوندم ! ولی احساس آدمای لال به من دست  داده

کاش اجازه میدادی  مخاطب هات هم نظرشون رو بی سانسور بنویسن

این اس ام اس ها جواب نداره برای آگاهی و لبخنده.. والسلام

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

وای چرا لال ، آقای مشاور ؟؟؟؟

با همون زبونی که این پیامکارو میدید، جواب مارو هم بدید

این که خیلی .......... است. جای نقطه چین رو خودتون هر چی دوست داری بنویسین آقای مشاور

تا یه جوابی برا اون پیامکهای لغوتون خواستم، لال شدین ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!؟؟

شما که آقای مشاور اومدید توی ایمیل من و هر چی خواستید نوشتید، دیگه چی دوست دارید بگید، که نمیتونید!!! به رهبر !! به ریئس جمهور !! به مردم !! دیگه کسی نمونده ... از آخر باز، همه رو بدهکار میکنید !!؟؟

اون پیامکهایی که قادر نیستید ازش دفاع کنید! برا آگاهی بوده؟؟!!؟؟ شما اول برید خوتون آگاه بشید! بعد دیگرونو آگاه کنید 

اینکه بدترش کردید آقای مشاور عزیز، خنده!! یا آگهی ... خنده ! یا تمسخر آدما

یعنی این پیامکها !! به مردم آگاهی میده ؟!!!!!!!!!!!!!!؟ 

مردم  رو چی حساب کردین !!؟؟

چیزی نمیدونن، آگاهی ندارن !!!!!  شما میخواید آگاهشون کنید ؟؟؟!!  آها

هر وقت حالتون خوب شد و زبونتون باز شد... جوابای ما رو بدید لطفا

هر جا جواب بدهید. چه با موبایل. چه ایمیل. چه تو بخش نظرات سایت.. من الان میارمش اینجا

اگه هم جسارتا ................ یا ..................... خب راست و حسینی بگید

-------------------------------------------------------------------------

متن ایمیل آقا علیرضا، مهندس، مشاور ... حسب گفته ی خودشان برای آگاهی بخشی به مردم و خنده

نه آقای دلبریان عزیز خدا وکیلی هیچ کدوم از اونایی که نوشتی درد من و امثال من نیست هم محرم محترمه هم غدیر هم قربان هم عاقد به همشون احترام میزارم حتی اونایی که با منطقم نمی خونه هم برام محترمه
دروغ و دزدی و تجاوز و اختلاس و از همه مهمتر تظاهر و دورویی که به اسم مصلحت میدن به خورد من و شما درد ناکه
فکر می کنی الان هرچی بخواهی برای خوردن و نوشیدن و صیغه کردن و... نیست

والله از همه جای دنیا بیشتره

 ولی ... باید زیر قبا پنهون بشه ! نباید بیرون درز کنه ...هرچند گاهی یه لقمش مثلا قد سه میلیلرد دلار که الان دیگه به برکت سیاست های دولت اوس محمودی 3هزار میلیارد تومن نیست شده ده هزار میلیارد تومن  می افته بیرون ...
  آیا نباید با قاطعیت  پیگیری کنند ... چیزی که از بیت المال و حق الناس مهم تر نداریم! داریم؟
اون علیرضای دلبریانی که من می شناختم و می شناسم باهوش تر از این حرفاس که اینا رو ندونه و نفهمه مگر سر به مصلحتی فرود اورده باشه و زبان به کام گرفته باشد.
توبه کن برادر تو باهوشتر از این حرفایی تو خیلی خیلی بیشتر از این حرفا می ارزی تو سرباز و پاسدار وطن من بودی

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

جواب فابریک

سلام علیرضا جان... ممنون شما به حقیر لطف دارید. خدا کند لایق الطاف باشم و قدر دان

این حرفای شما ! این تمسخرها ! همه از سر دلسوزی و احساس مسئولیت نسبت به خودت . مردم. کشور است... چون میشناسمت

میخوام اول یه مقدمه بگم... بعد آخر آخر در یه جمله جواب بدم

قبول کردی. نکردی. دوستی به جای خود. جهان بینی و تفکر و سیاست بجای خود

تا وقتی ضرری به دنیا و آخرت من نزنی... رابطه مون مثل دو تا برادر یا خواهر... این برا خنده بود

و اما, برای اینکه زود به نتیجه برسیم, اولا من در مورد مسائلی که اطلاع ندارم ، اظها نظر نمیکنم !!! دوما در چیزهایی که به من ربطی نداره دخالت نکرده و وارد نمیشم!! اینایی که میگم در احادیث از امامان نقل شده، ضمن اینکه برابر عقل هم هست

عدم دخالت به معنی به ماچه!!! نیست، نه, دخالت به معنی اظهار نظر کردن. خود را صاحب نظر دانستن! محکوم کردن. رد کردن. در محافل برا مردم تحلیل کردن

تو همون آژانس خودتون...آیا اگه اشکالی میبود. باید در جمع همه، مطرح میکردین ؟؟؟؟؟؟؟؟ یا یواشکی به مسئول مربوطه اش میگفتین ؟؟

آیا به محض اینکه یه نفر تلفن میزد و یه چیزی میگفت! زود میپذیرفتین؟؟؟

آدم باید یه خورده با سکون حرکت کنه ! نظر بده, ایراد و اشکالی اگه دید از راهش بدنبال حلش باشه اگه هم نتونست ، نشد خرابترش نکنه

عاقل کسی است که، بین بد و بدتر.... بدتر رو انتخاب نمیکنه

ببین علیرضاجان

من از فضای سیاسی کشور بی اندازه دلخورم و ناراحتم, چون با همدیگه درست صحبت نمیکنن. درست بحث نمیکنن. صداقت ندارند. اطاعت از قانون ندارند

در کل ضعف خیلی دارند و ریشه ی همش هواهای نفسانیست

خطابم تمام گروههای سیاسی ست. حالا یکی بیشتر یکی کمتر... البته مسئولین مخلص، خدوم وپاک هم کم نیستند

ما که مسلمونیم. ایرانی هستیم. ادعای روشنفکری میکنیم. باید رعایت قانون رو بکنیم

اینا رو برا چی گفتم؟؟؟ پیرو پیامکهای قبلی شما که به رهبر یه کشور!!!! حالا جایگاه معنویش رو منو شما نمیتونیم درک کنیم .... یا ریئس جمهور یه مملکت (مطالب طنز و تمسخر آمیز!!!!؟؟؟) ببخشید ها

من مسلمانم. اگه نیستم انسانم. میگن : گنه کار رو ، متخلف رو حق نداریم مسخره کنیم , تا چه رسد به .... ه

حرفی داریم ، خب درست و حسابی با مدرک با دلیل بزنیم! اونم به مسئول زیربطش ! از کانال خودش

فکر میکنم ، این  طنزها . تمسخرها ریشه ی روانی داره !!!!! و یه مریضیه !!! حالا میگی شوخی کردم. حواسم نبوده . قبول.... اما آیا میتونی با همین دلیل اونایی که مسخره کردی ، راضی کنی ؟؟؟؟

آیا اینا حق الناس نیست ؟؟!! گور پدر چهارتا آدم سیاسی باز ...که فقط دنبال میز خودشونن صلوات

الهی قربونت، چرا من و تو بخاطر دنیای نجس اونا ؛ بیهوده، الکی پرونده مونو سنگین کنیم، قیامت، کی میخواد دست مارو بگیره

درد اینه که به حرف من و تو شلغم هم ریز نمیکنن، فقط گناهمون رو زیاد کردیم. به من چه که قوه قضایئه فلان حکم رو نباید میداد

از نوشیدنی ها ، اختلاسها ، تخلفات ، آقا زاده ها و ............. همه رو قبول دارم

اگه داد و فریادی باشه. باید اول من بزنم

پس چرا جنجال به را نمی اندازم؟ آیا نمیدانم ؟ نمی توانم !؟ نمیخواه؟!؟

نه ، هیچکدام از اینا نیست

اون پدر مادری که سه فرزندش. که تمام هستیش بودن، برای این نظام و کشور داده، چرا جنجال نمیکنه؟؟؟

نمیخوام درد دل کنم و جوان بانشاطی رو مثل شما دلگیر

اما اگه میخوای ناراحت بشی ! اگه میخوای دلگیر بشی!! برا اینا بشو

بیا ببرمت پیش جانبازایی که سی ساله تو بستر افتادن!!! اما گلایه های من و تو رو ندارن

کوته فکریست، اگه کسی اینا رو به ندانم کاری محکوم کنه ، قطعا تهمت نارواست که در دنیا و قیامت مدیونه

هر کس هم که بگه هیج ایرادی نیست و همه چیز درسته... حرف احمقانه ای زده

علیرضا جان؛ خواهش میکنم ،خودت فکر کن، بررسی کن، ببین دلیل صبر و تحمل اونا چیه ؟؟؟؟؟  خودتو جای اونا بذار !!! روی تخت افتادی ! و این نامردیها رو میبینی

اگه به جواب  رسیدی ! همه چیز حله

میخوام لقمه نکنم. تو دهنتون بذارم, چون جوونا و همه ، بدشوون میاد کسی براشون لقمه کنه. دوست دارن خودشو با دست خودشون بخورن

اون حرف آخر در یک کلوم اینکه

آیا این نظام ، نعوذبالله، از سلسه ی قاجار بدتره ؟؟؟ شما  "امیرکبیر" باش

من از مردم، از شهدا و همه ، معذرت میخوام ،این قیاس رو کردم، چاره ای نبود

هنوز جواب منو ندادی ، منتظرم

 

 


post name

استادانگلیسی

نوشته شده در 22, 8, 1391
نظرات (5)


نظر . گزارش . 28 ؛    اندیشه های اسلام مدرنیته

از طرف:elaheeslahisani@yahoo.com
نام: تنها
زمان: 02:08
تاریخ: 22, 8, 1391

 

متن پیام:

سلام علیکم
من تا ترم بهمن که کلاسام شروع میشه تصمیم گرفتم برم کلاس زبان.یه روز که معلممون بجای خودش یکیو گذاشته بود خیلی اوضاع وحشتناک شد.حالا توجه داشته باشید کلاس ما از یه بچه پنجم دبستان و یه چندتا راهنمایی و بیشتر دبیرستانی و ما سه نفر که بزرگای کلاس هستیم تشکیل شده. خانومه تهرانی بودو کاشمر ازدواج کرده بود.
میخوام چندتا از حرفاشو براتون بگم:
بچه ها یه خبر خوب!چهار سال پیش که برای اولین دفعه ها میومدم کاشمر فکر میکردم تنها مانتویی کاشمرم بخاطر همین سعی می کردم اصلا از ماشین پیاده نشم ولی حالا که دارم یه شش ماهی اینجا زندگی میکنم میبینم نه، خیلی خوبه مانتویی ها خیلی زیاد شدن.منم گفتم این افتضاحه.تازه این خانومه که به سه کشور خارجی هم برای اقامت رفته بود می گفت
بچه ها اگه خواستین یه روز برای اقامت به خارج از کشور برین به یه کشوری برین که ایرانی کمتر داشته باشه چون این طوری آبرو تون کمتر رفته.میگفت
برای تقویت زبان تون خیلی خوبه که به صحبتای خانم مایکل کلینتن و BBC گوش بدین.میگفت
حجاب به لباس و روسری و مانتو و ... نمیشه،بلکه به قلب و مغز آدماست
میخواست بگه به اعتقاد آدماست.
منم گفتم
قبول دارم که به اعتقادم بستگی داره ولی به لباسم هست.
میگفت من وقتی میرفتم مدرسه به مدرسه شاهد می رفتم ولی چون اونجا چادر اجباری بود من از اون مدرسه بیرون آمدم و به مدرسه دیگه ای رفتم و این باعث شدمن از معلما و امکاناتی با سطحای پایین تر برخوردار باشم.
منم گفتم قبول دارم اجبار خوب نیست و در بین صحبتام گفتم نمیگم که مانتویی ها حجاب ندارن ولی چادر حجاب برتره.
میگفت ما باید پذیرشمونو ببریم بالا و آدما رو همون طورکه هستن بپذیریم
می گفت نه در مورد من از کسی میپرسن و نه از کسی درمورد من میپرسن.گفتم اتفاقا می پرسن.گفتم پس قضیه ی امر به معروف و نهی از منکر چی میشه؟
تازه من وسط حرفای بیهوده اش از کلاس رفتم بیرون.
آخرای کلاسم گفت راستی بچه ها آقای اوباما رای آوردن،اینجا من داشتم باخودم غر می زدم و اونم با حالت خنده یه دعای سلامتی براش کرد،به این مضمون گفتم خداکنه هرچه زودتر نیست شه،گفت به هر حال اونم یه انسانه،گفتم چه انسانی که هزاران آدمو میکشه.متاسفانه بعضی از بچه ها آخر کلاس یه فضای عاطفی به وجود آوردن که خانم ما شما رو خیلی دوست داریمو ،کاش شما معلم ما می بودین و از این حرفا،متاسفانه بعضی بچه ها درمورد بی حجابی باهاش موافقت میکردن.یکی دیگه از چیزای دیگه ای که گفت این بود که من خیلی اعتقاد دارم خدا ارحم الراحمینه و سعی می کنم حق الناس انجام ندم،منم گفتم ولی خوب بی حجابیم یه جورایی حق الناسه،اینجا بود که یکی از بچه ها گفت هیس اصلاحی، چقدر شما به حجاب گیر میدین،گفتم چون یه موذل اجتماعیه
یکی دیگه از حرفاش این بود که خارج که بودم یه آقایی بود که فلسفه خونده بودو قرآن و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه رو خوب بلد بود و میومد برات مستند مستند ثابت می کرد
"خدایی وجود نداره"
منم گفتم ما هم علمایی داریم که میان براتون مستند مستند اثبات میکنن که خدایی وجود داره

در ضمن سر کلاس همش از بچه ها می خواست یواش صحبت کنن.به نظرم مشکوک می زد.
ببخشید که سرتونو با حرفام به درد آوردم ولی اگه میشه در مورد این جور استادا و معلما راهنماییم کنید تا بتونم جوابشونو بدم تا این قدر بچه های ساده ما رو منحرف نکنن.
راستی اگه بعد از بهمن یه وقت خواستین بیاین شاهرود به ایمیلم یه پیام بدین تا اگه خدا لایقم بدونه یه قدمی در راه شهدا بردارم.خلاصه خیلی ببخشید

><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<< تشکر فابریک
سلام
مطالبتو گذاشتم قسمت پرسش پاسخ. پست 28
تا در سوابق وب سایت ثبت و اگه مورد مشابهی بود از مطالب شما استفاده کنند
بسیار بسیار ممنونم که وقت گذاشتین و حقیر رو قابل دونستین و اینا رو نوشتین

لذت بردم از جوابای منطقی و عالی تون... خصوص از روحیه ی سلامت دین داری تون
اینو برا خودتون هرجا هستین حفظ کنید . یه سرمایه ی اخروی و صفات "انسانیت" است

حقیر هم  یه چیزایی در جواب مینویسم ولی مثل جوابای قشنگ شما که نخواهد بود

نمدونم شما کی هستین؟ کجایی هستین؟ از کجا منو میشناسین ؟ و
 اول اسم کاشمر رو برده بودین!! چون من کاشمری هستم
کاملا درسته، تا چند سال پیش، یه مانتویی تو کاشمر نمیدیدی

خدای نکرده به خانمهای مانتویی جسارت نمیکنم دارم گزارش میدم
ضمن اینکه خیلی از مانتویی ها حجابشون جالبتر از بعضی چادریاست
او مانتو رو درست میپوشه... این چادر رو درست نمیگیره
ضمن اینکه باز، مانتو داریم تا ماماماماماماننننننتتتتو
بگذریم ... نمیخوام بحث پوشش کنم . ولی چون صحبت مانتو شد. این چند کلمه واجب بود بگم

ضمن اینکه ریشه ی حجاب... نجابت است
بازم ببینمت. فعلا خدانگهدار


post name

زینب1

نوشته شده در 21, 8, 1391
نظرات (3)

انتقاد 31؛ زینب 1

ببخشید. اشتباهی پیش اومد. مطلبتون پاک شد
خیلی حیف شد
اگه جایی ذخیرش کردید لطفا همونو دوباره بذارید

جواب
سلام
 خوندم، ولی منظورتونو زیاد متوجه نشدم
اگه به این پست شماره 33انتقادی دارید! حقیر به مطالب این پست هیچ اشکالی نمیبینم!!!ه
هر چی هست! صفا و عشقه، اخلاصه
پس لطفا در ذیل هر پست ، اگه نظری ،مطلبی . حرفی . انتقادی . پیشنهادی هست ! مرقوم بفرمایید
یه لطف دیگه هم به این پیرمرد بکنید و اون اینکه مصداقی حرف بزنید! در کلی گویی، هیچ چیزی روشن نمیشود
از توجهی که خواهید فرمود ، ممنون و متشکرم


post name

چرا امروز

نوشته شده در 18, 6, 1391
نظرات (0)

سئوال 26 ؛ زمانه چرا عوض شده

از طرف:---------
نام: ....
زمان: 02:53
تاریخ: 18, 6, 1391
متن پیام: سلام
نمی دونم چرا الان همه چیزش با اون زمان کلی فرق داره مثل این می مونه که یک قرن از اون زمان گذشته و همه چی و همه کس رنگ و بوی دیگه ای گرفته .
همیشه واسه من جای سواله که چرا الان ما جوونا هر چی می خوایم به اون دوران به حال و هوای اون دوران برسیم نمیشه و در عوض دور خودمون مدام تلو تلو می خوریم .راستش من همیشه مطالبتون رو میخوندم ولی نمیدونم چرا ترجیح میدادم نظر نذارم ولی این بار بعد از خوندن مطلب زیباتون درباره شهید کاوه بغض راه گلومو بسته بود و دوست داشتم حرفای دلمو بزنم و برای اینکار جایی رو بهتر از اینجا ندیدم.میدونید فکر می کنم ما جوونا بجایی رسیدیم که دیگه نمی تونیم حقو باطل رو بدرستی از هم تشخیص بدیم.
آقای دلبریان بزرگوار
ما هم عاشق شهدا هستیم عاشق و شیفته ی اخلاق،رفتار و ایمانشون ولی بنظر من فضای اون دوران بشدت متفاوت از فضای این دوران بوده.
هر بار راجع به شهدا مطلبی میخونم حالم میگیره و بشدت افسوس می خورم،برای اینکه افسوس که هیچکدوم از این بزرگوارها نیستن چون ما الان به اینطور افراد نیاز داریم بخصوص برای ما جوونا(البته خیلی این جمله رو شنیدم که میگن خدا دوستشون داشته که الان نیستن و شهید شدن، نیستن که خیلی چیزهای الان رو ببینن و داغون بشن مثل خیلی از رزمنده ها و جانبازای عزیزمون که الان منزوی و گوشه نشین شدن)....
ممنون از نوشته هاتون.
ببخشید سرتون رو درد آوردم خیلی پر حرفی کردم.
همیشه موفق باشید
اللهم عجل لولیک الفرج

پاسخ منطقی ؛  26 
علیک سلام
البته که فرق کرده و اما دلیلش
1- اشکال ما آدما اینه که دشمنو حتما باید لمس کنیم تا راه بیفتیم
2- اگه منظورتون بی مهریها و نامردیهاست اتفاقا اون زمان هم بود... اگه من خاطرات بی مهریهای دوستانمونو بهتون بگم شاخ در میارین
اما زیادی لازم نمیدونم چون ...............
پس از بابت دوستان احمق نگران نباش. همیشه در تاریخ علف هرز بودن
3- من اعتقاد دارم آدمای خوب امروز هم بیشترن و هم بهتر... شعار نمیدم. من در تمام محافل بدون تعصبات بی جا دارم صداقت و ایمان را میبینم

اما بدبختی کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آن جایی که تلویزیون و رسانه های ما نشون نمیدن
اون زمان دائم از جبهه ها، از شهادتها ، از کمکهای مردم و.... نشون میداد

اما متاسفانه امروز تبلیغات کاذب ، ذائقه ی جامعه را عوض کرده
از این بابت هم ناراحت نباش، این مردم ناشناخته اند، همه توی دلاشون چیزایی هست که کسی خبر نداره... حتی به جرات میگم
خیلی مادرا از دل جووناشون خبر ندارن، مثل زمان جنگ... وقتی بچه ش شهید میشد. میشناختش

تبلیغات مسموم دشمن زیاده
دوستان احمق ما سوتی زیاد میدن
 والا مردم همون مردم هستن

فقط باید تمرین یادمون نره
 غرق مادیات نشیم
رفاه طلبی، آفت بزرگی برای یک انقلاب است

حرف آخر
بی خیال همه چیز
خودتو داشته باش... نلغزی...تا میتونی کار کن و به مردم خدمت
تا بوده دنیا همین جور بوده، عمر من و تو به آخر میرسه، چی اون دنیا داریم
صاحب دنیا ، دین ، اسلام و ... من و تو نیستیم

ما صاحب خومونیم ، خودمون رو بسازیم

شهدا، خیلی زرنگ بودن، از موقعیت ویژه استفاده کردن و برنده شدن
این مسابقات برای ما هم هست
صبح تا شب دارن ازمون امتحان میگیرن
قبول میشیم؟ یا رفوزه ! یا تجدید

اونایی که غبطه ی شهدا رو میخورن، بدونن کار تموم نشده، اتفاقا سخت تر شده

این راه .... بسم الله

مخلص شما. دلبریان
بازم ببینمت


post name

اخراجی 3

نوشته شده در 14, 6, 1391
نظرات (0)

سوال 25 ؛ آیا  اونایی که میرفتن جبهه ، همه نیتشون خدا بود ؟؟؟

نام: پگاه
زمان: 20:37
تاریخ: 12, 6, 1391
متن پیام:

سلام استاد من یه سوال داشتم...در فیلم اخراجی ها اگر دیده باشید بسیاری از آن ها برای دفاع از میهن نیامده بودند و به دلایل دیگری آمده بودند یا بعضی ها برای این آمده بودند جبهه که در آینده اسم و رسم پیدا کنند آیا واقعا در جبهه چنین کسانی وجود داشتند؟

پاسخ 25 ؛

تو جبهه که بماند
در رکاب پیامبر اسلام، اخراجی ها داشتیم ... یا همون موقع رسوا شدن ! یا بعدها

مثل همین الان

با امام از پاریس اومدن ... نقشه ی ترور امام رو کشیدن ... خیانت به کشور... و اعدام شدند

شما باید نگاهتون به امام ، به ولی فقیه ... به شهدا باشد
حق را بشناسید و پیروی کنید


post name

اخراجی 2

نوشته شده در 14, 6, 1391
نظرات (0)

سوال 24 ؛ آیا در جبهه اخراجی نداشتیم ؟؟

نام: پگاه
زمان: 20:35
تاریخ: 12, 6, 1391

متن

پیام:

سلام استاد من یه سوال داشتم...در فیلم اخراجی ها اگر دیده باشید بسیاری از آن ها برای دفاع از میهن نیامده بودند و به دلایل دیگری آمده بودند یا بعضی ها برای این آمده بودند جبهه که در آینده اسم و رسم پیدا کنند آیا واقعا در جبهه چنین کسانی وجود داشتند؟

پاسخ 24 ؛

اخراجی که چه عرض کنم ... داشتیم ، اما میومدن ،،،، نه به جبهه ! و نه برای عملیات ! می آمدن به شهر اهواز ! به شهر کردستان ! که از شهرهای مرزی بود !! ولی اسمش جبهه بود!!!!!!!!!!! با تهران و یا شهرای دیگه زیاد فرقی نداشت!! اتفاقا این شهرها برای اخراجی ها خیلی بهتر از خونه شون بود !! امکانات مفت و مجانی !! اسم و نام و نشون ! و

برا آینده که بگن : ما هم جبهه بودیم ، یه عکسی کنار یه رزمنده ، یه تانک سوخته میگرفتن، بر میگشتن قاب میکردن، تو اداره بالای سرشون میزدن
اما اون رزمنده هایی که خط شکن بودن و عملیاتی و جان برکف... ایناها نبودن
تو همه چیز ، جنس اصل و بدل داریم
مواظب باشید، بدل رو بجای اصل به شما نفروشند

ازش بپرسید
کجا بودی؟ تو چه عملیاتی ؟ چکار میکردی ؟ با کیا بودی ؟ و
مهمتر از همه
امروز چیکار میکنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با همون روحیه ی پشت خاکریزی و تو جبهه ای ، الان هستی ؟ همون آدم موندی ؟؟؟؟

 


post name

اخراجی1

نوشته شده در 14, 6, 1391
نظرات (1)

سوال 23 ، آیا در جبهه ، همه مخلص بودن ؟؟؟؟؟؟؟؟

نام: پگاه
زمان: 20:29
تاریخ: 12, 6, 1391
متن پیام: سلام استاد.ببخشید من یه سوال داشتم که سر کلاس رویم نشد بپرسم:در فیلم اخراجی ها اگر دیده باشید بعضی از آن ها برای دفاع از میهن نرفته بودند جبهه و برای علت های دیگری یا فقط آمده بودند جبهه تا در آینده کَسی شوند....آیا واقعا در جبهه این طور بوده است؟

پاسخ  23

علیک سلام
کاش سر کلاس میپرسیدی، روت نشد، یادداشت میدادی
آخه این سئوال خیلیها هست، وقتی شما بپرسی اونای دیگه هم به جوابشون میرسیدن
در جبهه که نه، در اهواز و قرارگاههای عقب که تقریبا مثل تهران براشون بود!  از اینجور افراد بودن ، ولی هیچگاه پاشون به جزایر مجنون و خطوط مقدم جبهه نرسید
ضمن اینکه در کنار محصولات خوب !! در همه جا از این علفهای هرز هست
در مدرسه ی شما، هم دانش آموز ممتاز و هم  دانش آموز ....... هست
اما باید بدانیم که
1- چند درصد اینجورین
2- قراره ما از کدومها الگو برداری کنیم
3-از روایت جبهه و ساختن فیلم بدنبال نمایش و ترویج چی هستیم
که متاسفانه این در اخراجیها رعایت نشده
خصوص در اخراجی 2


post name

ادامه راه کاوه

نوشته شده در 14, 6, 1391
نظرات (0)

 سئوال  ؛ 22  چطوری راه شهدا رو ادامه بدیم

نام: هیچستان
زمان: 03:32
تاریخ: 14, 6, 1391
متن پیام:

سلام...
چند وقتی هست که یه سوال خیلی ذهنمو مشغول کرده.
ما خاطرات زیادی از شهدا شنیدیم که اونها حتی از دوران کودکیشون کارهایی میکردن که شاید باور و عمل به اونها حتی همین الان و در سنین جوانی برای من و امثال من سخت باشه.
یک نمونه از شهید بزرگوار و اسوه صبر و مقاومت شهید محمود کاوه میارم که چند روزی از سالگردشون میگذره.
ایشون زمانی که به دبستان میرفتن وقتی میبینن که فرزند فراش مدرسه هر روز باید کلاس هارو جارو و نیمکتها رو مرتب کنه و در صورت کوتاهی تنبیه میشه، از پدرش اجازه میگیره و تا انتها به اون پسر در نظافت کمک میکنه و این کارش تا مدت ها ادامه پیدا میکنه.
بقیه شهدا هم همچین مسائلی را در کودکیشون داشتن، در احترام به پدر و مادر، در کمک به دیگران و خیلی موارد دیگه.
به نظر من هر کدوم از این مسائل بوده که راه شهادتشونو هموار کرده و وقتی من کودکی خودمو به خاطر میارم که همش به بازی و بازیگوشی میگذشته و نهایت کار مثبتی که میکردم این بوده که درس بخونم، این سوال در ذهنم ایجاد میشه که اونها چطور ره صد ساله رو یک شبه طی کردن و من همچنان اندر خم یک کوچه ام...
عذرخواهی از اینکه وقت شمارو گرفتم...
التماس دعا

پاسخ  22

شهدا ، انسانهای عادی بودن، که بر اثر تمرین کارهای خوب، به آن مقام رسیدن ... البته عنایت الهی هم به کمکشان آمد ، والا بقول شما  چطور میشه یه نوجوان اینقدر باصفا و مخلص ، با افکار بلند انسانی

اما اینها هیچکدام به معنایی نیست که من و شما نتوانیم  به آن درجات برسیم
باید تلاش کرد... زحمت کشید...مثل یه ورزشکار تا به مدال طلا رسید
مهم هم نیست که شما مثل شهید کاوه بشید یا باشید

مهم اینه که در زندگی ، راه شهید کاوه ها  رو بریم

مثال
حالا اگه نمیتونید کمک فراش کنید! یا میز و نیمکتهای مدرسه رو نمیتونید تمیز کنید
لااقل دقت کنید ، رعایت کنید، کثیف نشه

این مثال بود... در همه جا صدق میکند

 


post name

چرانمیریم بحرین

نوشته شده در 1, 5, 1391
نظرات (0)

سئوال21؛ نظر یک خواننده ؛ با احساسات پاک، ولی ........  ه

درکشتار مسلمانان بوسنی، هیچ کار درست وحسابی نکردیم و فقط تماشا کردیم و اعانه فرستادیم و محکوم کردیم و

دعا که، امام زمان بیاد !!!!!!!!!!!!  ه

درکشتار مردم بحرین بازم همین کارو کردیم ، حالا کشتار مسلمانان میانمار، بازم همینطوری

اصلاً کارمون شده حرف زدن  !!!!! ه

با حلوا حلوا کردن ! مگه دهن کسی شیرین میشه ؟ یا دست نامسلمونا از سر برادرا و خواهرامون  کوتاه میشه ؟

با یه جا نشستن و دعا کردن آیا دست دشمنا از سرشون قطع میشه ؟

حرف دیگه ای برای گفتن ندارم جز اینکه خسته شدم از بس بهم گفتن ان شاالله امام زمان میاد و همه چیز رو درست میکنه ! پس ما این وسط چه کاره ایم ؟ یعنی هیچ کس هیچ کاری نباید بکنه و همه چیز رو بندازیم گردن یه نفر ؟ از کجا معلوم که او هم منتظر دست به کار شدن ما باشه ؟...از کجا معلوم ؟

><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

منطق 21 
جان، چقدر خوبی ، چقدر دلسوزی .... الهی قربونت برم
حس و حال خوبیه ... ولی باید کنترل و کانالیزش کنی
اگه یه نگاهی به تاریخ اسلام، خصوص سیره ی ائمه معصومین، بندازی، سراسر از همین مسائل بوده ...و آنهایی سعادتمند شدن، که پشت سر امام خود حرکت کردن، نه جلوتر
اطاعت محض و بدون چون و چرا، از امام ، ولی و فرمانده ، رمز موفقیت است ... همین
رهبری، هم آگاهتره ، هم دلسوزتر ..... ما باید گوش بفرمان باشیم
کینه هایمان را، بغضهایمان را که بسیار با ارزش هم هست، فرو برده و نگه داریم
کمک به تمام مسلمونا !! ازصدر اسلام گرفته تا کربلا !! و ایران و بوسنی و ...........!! در اینه که
 امروز هر جا هستیم، کارمونو درست انجام بدیم
جهاد اقتصادی.مجاهدت ونبرد با وسوسه ها. ترک گناه. انجام واجبات. خدمت به مردم. ساده زیستن. دستگیری از بندگان خدا. دفاع از ارزشهایی که بخاطرش 200هزار جوان در جبهه ها زمین خوردن
این کارا رو بکنیم ... تا بعدا به بحرین برسیم !!!!!!!!!!!!  ه
البته حماقت است اگه کسی بنشینه و بگه: امام زمان میان، همه چیزو خودشون درست میکنن ! بدون اینکه ماها، حتی عرق کنیم
نه عامو جان!!! از این خبرا نیه !! باید مثل کربلا... مثل هشت سال جنگ... حتی سخت تر !! پشت سر آقا راه بیفتی کار کنی ، جوون بکنی، چی فکر کردی
الان روز خوشمونه !! آقا که بیان ، کار شبانه روزی شروع میشه، مثل جبهه ها
پس الان تمرین کنیم، همون هفت ساعت رو تو اداره و .... درست کار کنیم
تا اگه آقا تشریف آوردن ، بتونیم حداقل شبانه روز ده ساعت مفید کار کنیم

امام زمان عجل الله برای پیشبرد احکام اسلام، ورد نمیخونن، از راه کاملا طبیعی،بوسیله ی همین مردم. من و شما
حتما امام ، منتظر دست بکار شدن ما هست
اما کدوم کار ؟؟؟ همین کارایی که گفتم !! همین کارایی که رهبر داد میزنه
مهربانی و رحم به همدیگر
عدم اجحاف به حقوق هم
ساده زیستن.عدم اسراف و بریز و بپاش
ازدواجهای آسان ! با معیارهای اسلامی

ما تا آدم نشیم ، نه آقا میاد !! و نه میتونیم به بحرین و ... .. بریم
به خوت نگاه نکن، که تمام این مراحل رو پشت سر گذاشتی
یه قدری فکر کن، ببین، اگه الان آب و برقمون، تو این هوای گرم قطع بشه ! چقدر طاقت داریم؟

داد و فریاد ، وا اسلامای خیلیها در میاد
البته شما ، نه !! ولی، من و امثال خودم رو میگم
بگو ببینم چند نفر، اون کارایی که گفتم درست و حسابی انجام میدن؟

تا ماموریت بحرین و میانمار رو ، راه بندازم
هر وقت 313 نفر مثل خودت جمع کردی
بیا تا بریم ... هر جا میگی !! حتی کره ی ماه
منتظرم      


post name

سعیدگناه

نوشته شده در 25, 4, 1391
نظرات (0)

سئوال 20 ؛ اشدا علی البینهم

سلام
گفتی حواشی مراسم
فکر کردم همون دعوائی که پیش بینی می کردم راه افتاده
یادته ؟ شب قبل مراسم تو پیامک گفتم بهت ، که گفتی اگه شماها خفه بشین بقیه هیچی نمی گن
حالا جدی جدی کسی فحشی چیزی بهت نداد وسط سخنرانی
آخرشم باید محافظ استخدام کنی
نع؟ 
><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

پاسخ 20


علیک سلام
اولا، بیچارگی بزرگ بع ضی، همون در حقیقت، بع بعی ها ! اینه که در بین مردم نیستند، اجتماعی نیستند !! مردم رو لولو ، میپندارن و خودشونو ،بو بو
من به جرات ، با دلیل و مدرک و مستند عرض میکنم که، بسیاری از جوونای توی پارکا؛ زمینه ی تربیتی و صفای درونی شون...از خیلی جوونای پر مدعا، و حرف گوش نکن! در عین حال ظاهر فریب! به مراتب بهتر است
بزرگترین بیچارگی و گناه، همین دوستان احمق ما، اینه که ""ظاهربین"" هستند
جوونای ما خیلی آدمای فهیمی هستن، الکی به کسی فحش نمیدن
فحش به اونایی میدن، که خیانت کارند! نه به یه راوی جنگ
فحش به اونایی میدن که از خون شهدا، برای خودشون دنیایی زرق و برقی ساختند، به منافقان ظاهر فریب فحش میدن
به اونایی که ......ندارن، در میان مردم حاضر بشن
حالا اگه چندتایی هم، منو با شما اشتباهی بگیره و یه چیزی هم بگه! اولا حقمه ! دوما وقتی میفهمه که اشتباهی گرفته، مثل شما نیست که نپذیره، میاد جلو و معذرت خواهی میکنه
من محافظم خداست
نع ، به اونایی بگو، که همه چیزو از مخرج ادا میکنن
-------------------------------------------------------------------------------------------

سئوال 20/1
سلام
با تمام حرفات مخالف نیستم
ولی اون جوون چرا میشینه پای حرفای نوری زاده الاغ صفت که چند ماه قبل دستگیری ریگی ، با ریگی تلفنی به طور زنده صحبت کرد و از ریگی کلی تعریف کرد
چرا اون جوون هنوز نوری زاده رو انسان روشن فکر و به فکر می دونه؟
مگه اون جووون عقل نداره؟
چرا تو پارک شوخی می کنه با دختر مردم؟
مگه مسعود به دختر مردم نگاه می کرد؟
چه برسه که بخواد شوخی کنه؟
نمی خوام بگم همش تقصیر اون جووونه
من می گم یه بخشیش تقصیر پدر و مادره
اینم حدیث:امام على عليه السلام
إِنَّما قَلبُ الحَدَثِ كَالرضِ الخاليَةِ ما اُلقىَ فيها مِن شَىْ ءٍ قَبِلَتهُ؛
دل نوجوان مانند زمين آماده است كه هر بذرى در آن افشانده شود، مى پذيرد.
نهج البلاغه، نامه 31
من می گم چرا پدر و مادرا در تربیت بچه هاشون کوتاهی می کنن
من نمی گم مسعود تو خانواده روحانی بزرگ شد، خیلی از شهدا تو خانواده مرفه بودن
اما
شهید برونسی برای چی اومد مشهد؟
شهید آغاسی زاده برای چی درس و مشقش رو گذاشت کنار اومد ایران؟
همی مسعود خودمان
برای چی مشهد رو ول کرد رفت تو خاک و خولا
مو یکی تا وقتی عی نفسم بالا میاد
راه مسعود رو به تمام جهانیان معرفی خواهم کرد : عی خط /  اینم نشون &
بعدشم شما راست می گی
همونائی که می گن سوسول ، موسول
مو خودوم نماز خوندنشون رو دیدم
از ما بهتر نماز می خونن
مو هوای همشان رو داروم
خاطر جمع باش
حالا عی وسط یه عده ....... هم پیدا میشن دیگه
عیب نداره
مو قراره فردای قیامت با مسعود محشور بوشوم
بعد وقتی مسعود بگه تو چیکارا کردی
موگوم مو هر جا رسیدوم
گفتوم... داداش مسعودوم
عی جوری بود ... او جوری بود
راستی
از شهید عاصمی مطالبی رو پیدا کردم
می خوام اینجا قرار بدم؟
استاد دعام کن 
><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

پاسخ 20/1

خوشبحالتون که ایقد خود ساخته اید!که میتونید فکر گناه رو در سر اشخاص تشخیص داده و قبل از هر اقدامی محاکمه اش کنید

من که چنین جراتی به خودم نمیدم، اصلا وقتی خودمو جای او میذارم، شاید و حتما بدتر خواهم بود

من که میترسم، بخاطر یه لغزش به کسی به عنوان آدم جهنمی نگاه کنم

ولی بعضی ..... هنوز هیچی نشده

مثل الان تو ، چرا در پارک خندید !! چرا اینجوری راه رفت !؟
چرا .... ؟
چرا.... ؟
چرا .... ؟
باید گناه نکنی ! مگه به حرف خودته ! باید بری بهشت
باید اسلام منو ! دین منو تایید کنی !! بیجا میکنی پشت سر من نیای
برید یواشکی ببینید کی میخواد گناه کنه! بگیریدش، بیارید


خب،.... حالا بگو، چرا گناه میکنی ؟ ها ؟ چرا ؟
کی گناه کرده، برادر
بالاخره، میخواستی گناه کنی !!! مثل اینه که، گناه کردی دیگه
حالا که به زور بهشت نرفتی
باید به زور بری به جهنم


به این میگن، اجرا دستور اسلام من 


post name

تفکیک-زهرا

نوشته شده در 23, 4, 1391
نظرات (1)

سئوال 19 ؛ تفکیک جنسیتی دانشجویان

من به سایت فرهنگ نیوز رفتم و اون نامه رو خوندم....تا حدودی نامه رو قبول دارم اما یه جای نامه تفکیک جنسیت رو کار درستی دونستند....به نظر من تفکیک جنسیت کار خیلی مسخره ایه که نمیدونم به فکر چه کسی رسیده و الان هم داره  اجرا میشه؟! دلیل هم دارم...وقتی که از انسان چیزی رو دور میکنند آدما بهش حساستر میشن و حرص و طمعشون نسبت به اون بیشتر میشه و تو این مورد هم این جوریه و نه تنها فساد رو کم نمیکنه بلکه هزاران برابر بیشتر میکنه....اومدن تو دانشگاهها این کار رو کردن .....چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دانشجوها عفیف شدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ما که چیزی ندیدیم....هرکی مشکل داشت ،مشکل دارتر شد و....... حالا این کار رو کردند متفکران ،فردا سر کار هم میخوان بین خانم و آقا پرده بکشند!!!!!!!واقعا نمیدونم هدفشون چیه از این کار؟؟؟ای بابا ،هر چی هم میشه میگن اسلام،اسلام این حرف رو زده!!!کجای قرآن گفته؟خب دلیل بیارید برای کارتون تا ما هم قانع بشیم...اگه کسی دلیلش رو میدونه خواهشا به منم بگه ،شاید من نفهمم و نمیفهمم!!!!
جدیدا هم که دارن جاهای دیگه هم تفکیک میکنند...مثل اینکه این داستان ادامه دارد

><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

پاسخ 19
علیک سلام
مطالبت رو خوندم؛ من هیچ کاری به سایت رجانیوز و دیگران ندارم، از اسمم پیداست
روایت فابریک
اینجا همه حرفای، خود خودمه، نقل قول و کپی و.... نیست ، ضمن اینکه مخلص همه شون هم هستم... از رجانیوز گرفته تا هر چی نیوزه
در مورد حرف حقیر اگه نظری هست در خدمتم
فقط یه نصیحت کوچولو ، از برادر کوچولو
هیچگاه، در هیچ مسئله ای که نظر شخصی ات رو میخوای بدی، ملاحظاتی رو بکن
من در مورد عدم یه اتاق فکر، یه قرارگاه مرکزی، که برای فرهنگ جامعه، که یه برنامه ی مدون یه نقشه ی راه داشته باشد، گله مند بوده و هستم.... یکیش حجاب بود، به مناسبت روز عفاف... در زمینه های دیگه هم هست که بجاش خواهم گفت
و اما ، نظرات ما باید، با عقل ! شرع ! عرف ! وجدان ! قانون ! منافات نداشته باشه
بر اساس یه اصولی باشه
مثل یه مخترع و محقق، که نظریه شو، در یه کنفرانس، نزد متخصصین میده، نباید با الفبای اون علم منافات داشته باشه
والا بهش میخندن
تفکیک جنسیتی رو من و شما و اون آیت الله و اون وزیر و وکیل که نگفته
خدا ما رو انسان و با دوجنس نر و ماده، آفریده
نمدونم برنامه راز بقا رو میبینید؟؟؟یانه
 در حیات وحش، حیوانات خط و مرز دارن!! نر و ماده دارن !! حالا ما که اشرف مخلوقاتیم
نمیدونم چقدر در مسائل و قوانین اسلام و آیات قرآن اشرافیت دارید
تعجب کردم که میفرمایید:
کجای قرآن گفته
بگید : کجای قرآن نگفته؟؟؟؟؟
پس این همه احکام ، حرامها ! حلالها ! محرم ! نا محرم !  از کجاست ؟؟؟
بازم میگم::: عیوب افراد رو !! به دین ربط ندید
من اشتباهات و بی سلیقه گی ها رو میگم
شما ،قانون خدا رو  نفی میکنید؟؟
مجریان قانون مشکل دارن...من و شما ضعیف هستیم ، که باید همدیگر رو کمک کنیم تا اشکالات کمتر بشه
انتقادات ما، نباید تخریب کننده باشه
باید اصلاح کننده باشه
نقدهای سازنده
بی احترامی به اعتقادات، میلیونها انسان
همه باید به هم احترام بگذاریم
 

کوچک همه ی جوانان ایران زمین - دلبریان
----------------------------------------------------------------------------

سئوال 19/1

سلام
خیلی ممنون که جوابم رو دادید و باعث شدید به قرآن خاک خورده ام یه نگاه کوچولو بندازم
اما مثل اینکه من نتونستم منظورم رو درست برسونم، من ابدا نمیگم که یه دختر و پسر با هم ارتباط بی قید و بند و بدون هیچ قانونی داشته باشن، من میگم که عفت یه دختر یا یه خانم که تو خونه معنی نداره، وقتی بحث عفت پیش میاد که یه خانم توی جامعه باشه، اما متفکران ما میگن که رابطه دختر و پسر مطلقا ممنوع!!! اصلا همه جا یه دیوار میزنیم بینشون
چیزی هم که من فهمیدم از سوره نسا این بود که رابطه بی قید و بند نباشه ،نه اینکه کلا رابطه نباشه، اصلا رابطه نباشه عفت چه معنی داره؟؟؟
اگه پیش خودمون هم فکر کنیم .....اگه خدا رابطه درست رو مثل ما ممنوع میکرد که اصلا دو تا دنیا درست میکرد....یکی مخصوص خانمها و یکی مخصوص آقایان
حرف من اینه که جدا کردن دختر و پسر از هم ،طوری که بعضی جاها مثل کلاسهای دانشگاه هم نتونن با هم بحث کنند و حرف بزنند و اظهار نظر کنند ،باعث میشه تو کوچه و خیابونا با مدلهای آنچنانی برای جلب توجه راه بیفتند دنبال هم......اونم بدون هیچ قید و بندی و دست به هر کاری هم بزنند
یه چیز دیگه هم هست که این همه دانشجو در سالهای گذشته توی همین دانشگاهها با هم آشنا شدند و با هم یه زندگی ساده و سالم رو شروع کردند.....ساده به معنی واقعی
میان دختر و پسر رو جدا میکنند.....دختر فکر میکنه پسر چیه ...پسر فکر میکنه دختر چیه....باور کنید اوضاع بدتر میشه....خیلی خیلی بدتر

نمیدونم تونستم منظورم رو برسونم یا نه؟؟!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

پاسخ19/1
سلام مجدد.... حالا جدی جدی قرآن خووندی؟ خب الهی شکر، در ثوابش منم شریکم

هر متفکری که میگه، رابطه مطلقا ممنوع، به احتمال قوی بالا خانه اش، مغزش تعطیله! مگه میشه .... بی بند و باری و ارتباطات بی قید و بند هم منظور ما نیست

پس ما تا اینجا با هم هستیم

و اما حالا می آییم سر مسئله ی اندازه و نحوه ی ارتباط

قطعا شما قبول دارید، زن و مرد جنس مخالفن، مثال ... آتش و بنزین

و حتما قبول دارید، بطرف هم کشش دارند،حتی بطور نامریی، امواج روحی به مغز طرفین میرسد،حرارت و بخار بنزین 

و نمیدانم چقدر قبول دارید، که باید در این کش مکش ها، آدم مواظب باشد، که انفجارصورت نگیرد!کنترل کند

وحتما عقل شما میپذیرد، بنزین را از آتش دور نگه داریم

حالا ..... اگه به یه نفر بگیم ، مواظب باش، ظرف بنزین رو اون ور تر بذار !!!  در جواب برگرده بگه

چقدر ترسویی !! مگه چیه !! بنزین رو خدا آفریده !! متخصصین پالایشش کردن، برا آتیش ! آب که نیست

آره، بنزین رو برا آتیش و ایجاد حرارت  و انرژی ساختند

اما ، از کانال خودش ، داخل باک سر بست، نشتی نداشته باشه، از مجاری خودش، به میزان مناسب وارد کاربراتور و سیلندر بشه، داخل سیلندر، بسوزه و منفجر بشه

این آتش سوزی باعث خرابی نیست، اما اگه همین بنزینی که خدا آفریده، در هر مرحله ای دقت نشود، موجب خسران خواهد شد

زن را خدا برای زن نیافریده، برای مرد آفریده شده

اصلا چرا زن رو میگیم، هر چیزی در دنیا هست، برای توی آدمه، الکی که اشرف مخلوقات نیستی

زن بدون مرد و مرد بدون زن، قطعا و یقینا ناقصند، آرامش ندارند

پس نتیجه میگیریم، ارتباط بی رویه ، غیر ضروری ، حرفای بو دار، خنده های مزه دار، اشوه های معنی دار، باعث انفجار میشود

حالا شما هزار بگو؛ نه من منظوری نداشتم، خوشبحالت که اینقدر خاطر جمعی، التماس دعا !! اما آدمای هرزه ی دور و بر چی؟؟؟

تشریف ببرید، دادگاهها، مجله های تخلفات رو یه مرور کنید، چه کارهایی! چه مفاسدی و حتی قتلهایی که ریشه اش همین چیزی که شما ازش خاطر جمعید بوده!! او هم دقیقا همین حرفای شما رو قبلش میزده، من بهش اطمینان کردم !! اصلا فکرشو نمیکردم !! راننده ی سرویسمون بود!! قصد بدی نداشت !! از این قبیل حرفا.... برو بخوون

سر آدم سوت میکشه، تمام هستی و آبروشو ، بر باد داد، الکی، به هیچ و پوچ

اسلام، حرمت قائل شده، پایه و اساس زندگی که خانواده است، میخواد درست بنا بشه

زن و مرد مسلمون، حتما باید در ارتباط با جنس مخالف حساس باشد

هر چیزی از کانال خودش، قبول داری ؟؟؟

اگه واقعا دختری رو میخوای، خب تحقیق کن، برو خواستگاری ، مثل بچه ی آدم ازدواج کن

اسلام، برای زن احترام گذاشته، میگه: تو مثل جواهری، تو مثل گل هستی... باید مواظب خودت باشی، سرقت نشی !! دست مالی نشی

حالا یه دختر برگرده به اسلام بگه

برو بابا، اصلا دوست دارم! دلم میخواد ! عشقمه ! میخوام آزاد باشم! میخوام حال بدم! حال کنم و

خب ، اسلام دعوایی نداره

تا جایی که به حریم شخصی و اجتماعی افراد جامعه آسیبی نرسوندی، توی خونت آزاد آزادی

راه جهنم و بهشت ! هر دو باز... انتخاب با خودته

نمدونم منظورم رو تونستم بگم

باز هم میگم: حقیر، با برخوردهای چکشی، با بی احترامی ها، با بی اعتمادی ها، با شک و بد بینی ها به شدت مخالفم

فقط و فقط و فقط ، هر کاری برابر موازین اسلام مورد قبول است

سوء ظن، تهمت و .... در اسلام گناه کبیره است، جستجوی عقاید، تجسس درامور شخصی افراد مطلقا ممنوع

متاسفانه چون بد جور قوانین زیبای اسلام رو اجرا کردن ، تا از این حرفا پیش میآد، من و شما نگران میشیم

----------------------------------------------------------------------------

سئوال 19/2

سلام
ممنون از جوابهای روشنی که بهم دادید....واقعا راست میگید،شاید یه نفر بدون هیچ قصدی با جنس مخالفش صحبت کنه و واقعا بدون هیچ قصدی اما .......آدمهای مریض همیشه وجود دارند...راستش خودم هم یه مورد توی دوستان قدیمی دیدم اما خیلی بهش توجه نکرده بودم
این حرفتون رو هم قبول دارم که با برخوردهای چکشی کسی درست نمیشه
قرآن رو دیدم و خوندم اما فقط خوندم....روخونی......چند وقته یه عیب بزرگ خودم رو پیدا کردم و به این نتیجه رسیدم که اصلا بلد نیستم فکر کنم...توی هیچ زمینه ای
بازم ممنون از وقتی که گذاشتید
><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

پاسخ 19/2

علیک سلام

تشکر از توجهی که فرمودید و سپاس از ادب و معرفتتان

قطعا اینجوریه

وقتی شما پولاتونو، گردنبد طلاتونو، یه شیئ باارزشی رو،جایی پنهان میکنید،تو صندوقچه ای میذارید! آیا همه رو دزد پنداشتید؟؟؟ 

به همون دلیل هم ، باید گوهر وجود و روحمونو محافظت و مواظبت کنیم

این روحیه ی پذیرش رو در خودتون تقویت کنید، یکی از سرمایه های وجودی شماست

نگید بلد نیستم فکر کنم، شکسته نفسی میکنید؟؟

همینی که تا الان به اینجا رسیدید ، همه در سایه ی همون فکر شما بوده

از ته دل ، موفقیت روز افزون، در تمام زمینه های علمی و الهی برایتان آرزومندم

حرم امام هشتم علیه السلام، بیادتانم

 


post name

جنسیتی

نوشته شده در 22, 4, 1391
نظرات (0)

سئوال ، ابهام 18 ؛ طرح تفکیک جنسیتی
بسم الله
سلام عمو دلبریان با این که با شما  قهر هستم اما می خواستم  بگم که من نیز با طرح تفکیک جنسیتی مخالفم دانشگاه ما در یک حرکت مذبوحانه در همون اوایل این طرح  جوگیر شد و اسم ما رو از پسرا تو لیست حضور غیاب جدا کرد!!!!!!!
گام بعدی تفکیک در کلاس های عمومی
گام بعدی سلسله نشست های کرسی آزاد اندیشی که آخرش هم حرف حرف خودشون هست
پسره ببخشید برادر بسیجی مون بلند شده تو جلسه خیلی عذر می خوام میگه:
من وقتی یه دختر می بینم تو کلاس به چشم خواهری نمی بینم  هر وقت یه دختر می بینم یه طوریم میشه اگه شما هم طوریتون نمیشه مرد نیستید !
خدا رو شکر میکنم که این برادر  ازدواج کرد بعد این ماجرا
وگرنه از بسیج میومدم بیرون. کلا عمو از همون اول قاطی بودیم دیگه نمیشه کاریش کرد
     

 

پاسخ 18 ؛ 

من هم دردم همیناست دیگه، 2500ساله دانشگاههای ما اینجوریه، نمیشه که بشمار سه!! شب بخوابین! صبح پا شن! طرح بدن! من میگم: باید یه قرارگاه مرکزی باشه، دانشجو رو کم کم آماده کنند .... برخورد چکشی و ضربتی، در کار فرهنگی حماقت است.... من از دست بعضی از این بچه بسیجی های تازه به دوران رسیده خسته شدم، به حرف هیچکس گوش نمیدن، نه رهبر ! نه من و نه ..... تند رو ! عجول ! شتاب زده ....... بیچاره کردن همه ی ما رو
با کلیت طرح موافقم ؛ صد درصد

شما هم نگو طرح مذبوحانه، شاید بی ادبی و توهین به انسانهایی و همنوعانی بشود
اما با نحوه ی اجرا اصلا و ابدا به این صورت، ضربتی نه
اینجوری به یه نفر غذا نمیدن! تا چه رسد به خوراک فکری
به احتمال قوی، هم زمان شاه دستی در کار بود، که صد در صد بود
هم زمان، خاتمی جان، آزادی ها و ولنگاری ها
و هم الان که به نام عدالت و ..... ه
پدر انگلستان لعنت

پدر مافیا لعنت

هر کاری میکنیم، چون بلد نیستیم، ضربه به خومون میزنیم

این کارا باید نامحسوس انجام بشه

حساسیت تا میتونیم ایجاد نکنیم

با قشون کشی که نمیشه آدما رو به بهشت برد


post name

ازدواج نماز

نوشته شده در 21, 4, 1391
نظرات (0)

سئوال 16

سلام مومن
 شما فکر میکنید این پسرها ادم میشن یعنی می تونن یک دختر رو خوش بخت کنن؟؟
  اگر برای دختری با این شرایط خواستگار اومد چکار کند؟؟
 باتوجه بااون سوال که همه را ها رفته بود اما نتونسته بود نماز خون بشن نشدن لطفا جواب بدهید

><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

پاسخ 16

علیک سلام ... خدا مرا با مومنین محشور گرداند
مثل جوابی که به نظر قبلی دادم
نیت طرف چیه ؛ که نماز نمیخونه
من اصلا بی نمازی رو تایید نمیکنم، اما یکی هست که همه خوبیها رو داره، فقط در این مسئله سهل انگاره ...خیلی فرق داره با کسی که سر تا پا رزائل اخلاقی داره، نماز هم نمیخونه
باید فرد را دید. تخلف را بررسی کرد و روان شناسی نمود
صرف نماز خوندن خشک و خالی شرط اصل و اساس و اصولی ، خوبی طرف به هیچ عنوان نیست
روحیه ی دین داری و نماز ،در رفتار و زندگی مهم است.
طرف نماز میخواند اما بد اخلاق و بد انوق است
به یک قرون نمی ارزد
بازم بگم این به معنی تایید بی نماز نیست
افراد باید معدل خوب داشته باشند... معدل.جمع نمرات کلیه ی اعمال است
معدل گیری کنید هر کس نمره قبولی گرفت خوب است
اخلاق. ظاهر. باطن. واجبات. محرمات و
قرار نیست کسی کسی رو خوشبخت کند. هر کس باید بفکر خودش باشد...ما باید دستگیر دیگران باشیم.. نه دستمان را دراز کنیم دیگران بگیرن
-------------------------------------------------------------------------------------------

سئوال 16/1

سلام مومن
وقتی زندگی نامه شهدا رامی خوانم در اوج سادگی  پاکی صداقت ازدواج کرده اند همسران انها راضی خوشبخت وقتی من اون زندگی نامه ها را میخونم  به ارامش کامل می رسم غیراین همسران شهدا خوشبختن یعنی به اون ارامشی  که در سایه ایمان اخلاق بندگی رسیدن شما فرمودیدقرارنیست کسی کسی روخوشبخت کند یعنی معنی این جمله چی غیر این وقتی همسر ادم خوب باشه ادم احساس خوشبختی میکند  ><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

پاسخ 16/1

علیک سلام .... خدایا، مرا کمک کن، تا مومن و با ایمان شوم
منظورم این بود که ، در یک زندگی نباید ، زن منتظر بنشیند! تا مرد او را خوشبخت کند ! و مرد هیچ کار نکند! تا خانمش او را خوشبخت کند
کلید خوشبختی در دست خود فرد است
متاسفانه و صد متاسفانه، همه منتظرن تا طرف مقابل و یا شریکش تغییر رفتار دهد
شهدایی که اون زندگی رو داشتن،اگه ایراد و اشکالی از همسرشون میدیدن، خودشون جبران میکردن، منتظر نمیشدن، گذشت داشتند!
شما که زندگی شهدا رو خووندید، مادر خانم چمران، چه بی مهریهایی که نسبت به چمران نکرده، مخالف ازدواج دخترش بوده، اما ازدواج سر میگیرد اوهم همچنان مخالف..... برخوردهای خوب و صبر چمران، زبان زد است... مادر خانمش مریض میشود در یکی از شهرهای دور در بیمارستان بستری، چمران علی رغم مشغله زیاد، و چشم پوشی از تمام اشتباهات، چند روزی را در کنار تخت او، و به همسرش امر میکند، پیش مادرش بماند
این گذشتها موجبات خوشبختی ست
متاسفانه، بدبختی را خیلی ها ، خوشبختی میدانند
این مختص چمران نیست، هر کس پا روی نفسانیات بگذارد، خوشبخت میشود
تمام بدبختی خیلی از زندگی های امروز در عدم گذشت، لج بازی ها، و از خدا بی خبری هاست
صادقانه بگم .... در این قسمت خودم لالایی بلدم، اما خوابم نمیبره

گفتن آسان است.... وای از عمل ... باید خودتو ، نفست رو له کنی! له !! نگو نمیشه، چون شهدا، کردند

باید تمرین کرد... شیرینیش که چند بار زیر زبونت بره، ادامه میدی


post name

فاطمه2

نوشته شده در 18, 4, 1391
نظرات (7)

سئوال 15 ؛

سلام آقااااااای دلبریان
ایشالا که حالتون خوب باشه و عیدتونم مبارک باشه
یه مدتی نیومدم چون همش این ور اون ور بودم گفتم دیگه بعده کنکور یه استراحت حسابی بکنم
ولی دیگه آلان استراحت کافیه و باید تا می تونم از شما درس بگیرم
آقای دلبریان میشه بهم یاد بدید می بهم واقعا درس بدید که چه جوری می تونم مثل شهدا باشم چه جوری باید باشم تورو خدا بهم نگین که باید روشت روش قرآن باشه آخه اینو چند دفه بهم گفتید می دونم اینو و قبولش دارم ولی من ازتون راهکار می خوام راهکار عملی من می خوام بدونم که اگه شهدا بودن آلان واقعا چی کار می کردن کجا می رفتن چه درسی می خوندن می رفتن حوزه یا دانشگاه بهم بگین امام زمان آلان از یه سرباز چی می خواد اگه یکی بخواد ادای سربازارو دراره باید چی کار کنه کجا بره چی بخونه آقای دلبریان توروخدا بهم راهکار عملی بدین بهترین جایی که سراغ داشتم اومدم حالا اگرم نمی خواین بهم جواب بدین بگین کجا باید برم از کی باید بپرسم
من می خوام از ته ددددددلللللمممم می خوام بشم عین اونا ولی چه جوری نمی دونم........نمی دونم

><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

پاسخ 15

علیک سلام

انشالله که تو کنکور و تو تمام امتحانات الهی موفق باشیم
همه باید از شهدا درس بگیریم
من در عمرم چیزی که فهمیدم اینه که ،دنیا و جهان آفرینش یه فرمولی داره که خدا از اول تمام اتفاقات رو با اون فرمول میسنجه
اول اینکه باور کنیم ::: این دنیا صاحب داره و قانون
یعنی همون اصول دین!!! که باید تحقیقی بهش ایمان بیاریم
تمام سعیم رو بکنم ، که گناه نکنم
سه کار موجب نجات است : ترک گناه. انجام واجبات. خدمت به مردم
خدا خودش قول داده؛ هر کس محرمات رو ترک و واجبات رو انجام بده ،هدایتش میکنه
لنهدینهم سبلنا
متاسفانه بعضی ها رو میبینم ... که راه رو برا خودشون خیلی دور میکنن، اعمالی عبادی خشک و خالی انجام میدن... و در کنارش یه گناه هم میکنن، زیارت امام رضا میره !! با پول حق ماموریت از بیت المال، خدای نکرده تو حرم ! چشم چرانی !!!  خیلی وحشتناکه!! بدبختانه  اینکه اصلا اینارو گناه نمدونه

بترسید از گناهانی  که به حساب نمی آورید
زیارت میره. دعا ...و.... در اداره با آبدارچی ! با مردم ، بد برخورد میکنه

متکبره... ایثار و گذشت نداره
رمز موفقیت شهدا، یک چیز بود و بس
با دین زندگی میکردن... لق لقه زبونشون نبود

--------------------------------------------------------------------------------------------------

سئوال 15/1

سلام
یعنی من اگه بادین زندگی کنم همه چی حله دیگه....؟می رسم به جایی که یه آدم باید برسه....؟ با دین زندگی کنم معنی اش اینه که اصلا گناه نکنم دیگه؟
بعد یه چیز دیگه آلان اصلا مهم نیست که کجا کار می کنی یا درس می خونی فقط این مهمه که برا خدا باشه؟آلان تو جامعه ما کجا میشه بیشترین خدمتو به خلق کرد؟کجا از همه بیشتر احتیاج داریم به خدمت کردن؟ 

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

پاسخ 15/1

اگه ؟؟؟؟؟؟؟؟ مثل این هست که بگی : اگه من به حرف بابام،گوش بدم...هر چی بخوام به من میده

تو وظیفتو انجام بده

با دین زندگی کردن، به معنی مرتکب اشتباه نشدن نیست

بادین زندگی کردن، یعنی برابر عقل سلیم و شرع  کارهایمان را، امورات دنیا و زندگی را انجام دهیم

هر جا ما را نهی کردن، پا پس بکشیم، اگر یه جایی حواسمون نبود، غافل شدیم !! گول خوردیم!! فریب خوردیم!! لغزشی داشتیم، به محض اینکه متوجه شدیم، جبران کرده و برگردیم

اسلام عزیز، فکر همه جاشو کرده

من و شما که معصوم نیستیم!! اما تخلف از روی عمد و علم، خیلی فرق دارد، البته اون هم قابل جبران است

مثل قتل عمد و قتل غیر عمد، حکمش زمین تا آسمان است

قطعا اگه خوب قوانین اسلام رو بشناسیم، و عمل کنیم، به همه جا میرسیم

اون کسی که درست بفهمد و درست عمل کند، دیگه دنبال این نیست که به کجا تو این دنیا میخواد برسه! میخواد نرسه! امام، چمران و... همه ی بزرگان بدنبال این اهدافی که ما از خوندن دورکعت نماز هستیم، نبودن

وقتی درست نشناسیم، درست عمل نمیکنیم، عملمان استمرار ندارد، ناامید م و خسته میشویم و......ه

میگن یه بنده خدایی، قبل از خوندن هر نماز، اول به خدا میگه، باید این کارا رو برام انجام بدی !! وگرنه نماز نمیخونم

امام خمینی، من یک قدم برای مرجعیت و محبوبیت برنداشتم

این کجا !! آن کجا !! ریشه اش چیه ؟؟ جهل است .... تمام پیامبران و امامان آمدند که ما را، فکر ما را بالا ببرن

استعدادهایت را در وجودت شناسایی کن ! تمام جوانب کار رو در نظر بگیر، مشوت کن با اهل فن، با آدمای دلسوز و با تقوا.... و نهایتا به هر چه رسیدی با توکل به خدا انجام بده ... زیاد هم در قید این نباش که چرا چنین شد!! چنین نشد

یعنی ، وسواس نداشته باش

ما هم توی جبهه، وقتی تمام بررسی ها رو میکردیم، فکرامونو رو هم میریختیم، مشورت میکردیم، تمام اون کارایی که شرط عقل است انجام میدادیم، در آخر یه توسل به ائمه ، یه توکل هم به خدا .... یا علی میزدیم به آب و آتش ....اصلا و ابدا هم نگران نبودیم ، که بعدش چی میخواد بشه 

حالا یا میگرفت و یا هم نمیگرفت ... ما وظیفمونو انجام داده بودیم

هر جا کوتاهی و تنبلی کرده بودیم، خودمونو سرزنش میکردیم .... نه خدا رو

عیب بزرگ بعضی ها اینه که

اولا ؛ مثل مغازه ی بقالی میخوان با خدا ارتباط داشته باشن

دوما ؛ به هر چی دلشون میخواد بی زحمت و تلاش برسن

سوما ؛ هر مشکلی تو زندگی براشون پیش میاد، قبل از اینکه خودشونو سرزنش کنن، به اشتباهاتشون فکر کنن، جبران کنند، از خدا ، از مردم ، از حکومت از.... گله میکنن

ریشه جهل است و نادانی

هرکس عمل کند به آنچه میداند، خداوند به او می آموزد آنچه نمیداند

--------------------------------------------------------------------

سئوال 15/2

سلام
حرفاتونو چند بار خوندم روی هر جمله خوب فکر کردم خیلللللی به دردم خورد دستتون درد نکنه
پس من باید به هر چی که می دونم و درسته و مطابق با دین و خدمت به مردمه عمل کنم و حتما تلاش کنم بعدم توکلم به خدا باشه بقیه دیگه دست خداست و کمکم می کنه
درباره کار و تحصیل هم باید اون چیزی که دوست دارمو بخونم بعد از خدا بخوام اونجا بیشترین خدمت رو انجام بدم دیگه....؟این جوری حله دیگه....؟
اگه دعوام نکنین به خاطر این همه سوال
یه سوال دیگه ام دارم!
تویه این شرایط بهتره که من برم حوزه یا دانشگاه؟ کجا بهتره که برم کجا نیاز هست؟
شما بودید چی کار می کردید؟
اینم بهم بگید دیگه قول می دم اینقدر سرتونو درد نیارم

><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

پاسخ 15/2

علیک سلام

خوشم اومد از این حرفتون که، چند بار خوندم و فکر کردم

حالا حرفای من به کنار همین خوب خوندن و فکر کردن رو اگه تا آخر توی همه ی کارات بهش توجه کنی، خیلی جلو می افتی

مهمترین عامل موفقیت، ترک گناه است، ببخشید ها... من خیلی کوچکتر از این حرفام، که وارد این مباحث بشم

اما من اینارو تجربه کردم، از تو کتابا نخوندم، دیدم ! لمس کردم

جبهه، دانشگاه انسان سازی بود

چه آدمایی مستعد آمدن و در سایه ی همین صداقت با خدا و خود، و ترک گناه به درجاتی رسیدن، که همه غبطه ی اونا رو میخورن، در تمامی سطوح هم بودن، از تمامی اقشار.... هیچکس نمیتونه، توجیه کنه و از زیر بار مسئولیت فرار کنه ! شهدا، راه بهانه رو بستند

حالا نگاه میکنی بعضی مردم، برا یه شغل، خرید یه خونه ! ماشین !به چه کسایی ! از چه راههایی که نمیرن

خنده داره ..... بیچاره ، خدا رو ول کردی ! دنبال یه تیکه آهنی، ماشین- یا یه میز... اونم به هر قیمتی

ما دنیا رو خیلی جدی گرفتیم، عوضش آخرت رو ...... !!!ه

شهدا برعکس بودن، اون ورو جدی گرفته بودن

ما بیشتر نگران آینده مون در این چند روزه دنیاییم، نگران چند لقمه نوون ... غافل از الله کریم

و اما

هر چی دوست داری !! هر چه قدر میخوای بپرس، تا جایی که توان داشته باشم و بتونم در خدمتم. نگران نباش

رشته هایی رو برو، که در آینده مدرکش رو یدک نکشی، با در نظر گرفتن شآءن و منزلت زن، بتونی خدمت کنی

فکر میکنم با این روحیه ی تواضع، با این معرفتی که در شما میبینم، دانشگاه بهتر میتونید کار کنید

فقط رشته هایی که در راستای شخصیت زن مسلمان باشد، هم خوتون راحتید، هم میتونید بیشتر خدمت کنید

روح ، روان ، جسم و جان و از همه مهمتر دینتون سالم خواهد موند

در آینده هر چه بگذرد ، بالا خواهید رفت و انشالله یه مادری، یه خانمی خواهید شد، الگو و کارآمد

خیلی غصه ی بعضی دخترا رو میخورم، استعداداشونو داغون میکنن

در انتخاب رشته ، اصلا توجه به جایگاه شخصیت زنانگیشون ندارن، خب حالا این مدرک مهندسی رو گرفتی

میخوای کجا ! چطوری ! با کی ! در چه محیطی ! به چه شکلی ! با چه همکارانی ! و ... کار کنی؟ حیف نیست؟

دختری که توی خوونه ، تو خانواده ؛ تو دبیرستان ، یه گل بوده، صدف بوده

متاسفانه بخاطر بی توجهی به شخصیت خودش، کم کم میشه، یه بوته ی کاکتوس

----------------------------------------------------------------------

سئوال 15/3

سلام آقای دلبریان
امیدوارم که حالتو خوب باشه مخصوصا پاتون که تو چند جا خوندم مثه این که مشکلی برای پاتون بوجد آمده یا اومده بوده در هر حال ایشالا که همیشه سلامت باشید و سالم و ما از محضر شما وامثال شما که آلان کم هستن بیشترین استفاده کنیم
شرمنده از این که یه چند روزی دیر کردم رفته بودم مسافرت و همش تو این چند روز حرص می خوردم که چرا اینترنت ندارم
از راهنمایی هاتون خیللللللللی ممنونم واقعا

پیدا کرن یکی که بدون مسخره کردن و منطقی بدون و از ته دل برای خدا کار کردن لطف شهدا بود که پیداتون کردم
شما لطف دارید و چون خودتون آدم خیلی خوبی هستید فکر می کنید که همه هم مثه شما هستن ولی به قول خودتون خدا خیلی ستارالعیوبه
منم فکر کردم که دانشگاه شاید بهتر باشه ولی آلان دوتا مشکل دارم یکی این که اینقدر میگن که چه قدر ثواب داره علوم قرآنیو آدم یاد بگیره و به بقیه یاد یاد بده چی بعد یه چیز دیگه آقای دلبریان من خیلی می ترسم که برم دانشگاه و عوض شم خیلللللی از دوستام رفتن و از لحاظ اعتقادی و حجاب 180 درجه عوض شدن البته می دونم که باید قوی بود چون ایمان که فقط به داشتنش نیست به نگه داشتنش هم هست دیگه درسی که می خوام بخونم باید چه ویژگی هایی داشته باشه تا همون جور که گفتید بشه هم بیشترین خدمتو کرد هم مناسب یه خانم باشه
یه سوال دیگه ام دارم.....می دونم اگه دستتون بهم می رسید از این همه حرفو این همه سوال حسابی حسابمو می رسیدین
ولی می شه یه جوری بهم بفهمونین من احساس می کنم که ازدواج مانع پیشرفت آدمه اگه یکی بخواد ازدواج کنه دیگه نمی تونه اون جوری هم مراتب علمی را طی کنه هم مراتب دینی رو هم همه جوره تو اجتماع فعال باشه هم بتونه مثه شهدا باشه هم بتونه شهید بشه هم بتونه یه کار بزرگی برا اسلام بکنه هم سرباز امام زمان شه نمی شه می شه؟اگه بخوای خودتو درگیر ازدواج کنی باید دیگه خیلللی در گیر بشی و از هدف هات جا بمونیو بعد چند سال دیگه عین خیلی ها بر گردی بگی آخخخی اره منم دوست داشتم خیلی کارا بکنم ولی نشد
بازم از این همه سوالو حرف شرمنده و متشکرم

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

پاسخ 15/3

علیک سلام

ممنون از لطفتان، دو پا داشتم ! یکیش توی عملیات پرید! یکیشم چندی پیش پیچ خورده و رگ به رگ شده

من عادت دارم به درد، انشالله خوب خواهد شد

انشالله که سفری با خیر و برکت بوده باشد، تجدید روحیه برای خدمت بهتر به بندگان خدا

واما .... شاید قبلا هم عرض کرده باشم که : باید اصول دین رو تحقیقی بپذیریم

اونایی که با وزش هر بادی به سمتی خم میشن، اسمشون مسلمونه ! از این مسلمونا تا دلت بخوای داریم !! تاریخ داره

اما مومن ، اونایی که ایمان دارن، کم هستن

ایمان < پذیرفتن با قلب

هر یک از این مراحل در آدم نباشد، مومن، نیست

الان خیلی از ماها فقط دین لق لقه ی زبانمان است، اما عمل به آن تعطیل!! چرا ؟ چون حرف زدن آسان و عمل کردن سخت و مشقت دارد

چه کسانی تا آخر هستن؟؟؟؟؟؟؟؟ اونایی که اصول دین رو تحقیقی پذیرفتن

ما به اندازه ی امور مادی زندگی، در امور معنا تحقیق نمیکنیم

پس دانشگاه آدمو خراب نمیکنه، اگر مومن باشی ! اگر دین را تحقیقی پذیرفته باشی

اون خواهر و اون برادر قبل از دانشگاه هم ، آب نمیدیده والا شناگر ماهری بوده، حالا به آب رسیده، چادرشو برداشته

پس نه دانشگاه رو !! و نه نظام رو !! و هیچکس رو زیز سئوال نبرید، خود فرد ضعیف انفس است

اینهمه دانشجو و استاد متعهد و مومن ، مگه نیستن ؟؟؟ اون خانم و آقا خودش شوله وله، چرت میزنه، خوابه، تنبله، هوس بازه، چشم چرونه، دانشگاه رو زیر سئوال میبره، او اگه توی حوزه علمیه هم بره، باز کار خودشو به نحو دیگه ای میکنه

ما باید خومونو بسازیم، والا نمیشه که رفت توی غار و درس خوند، بای در متن اجتماع، اما کارهای اشتباه رو انجام نداد

اگه توی جاده شلوغ درست رانندگی کردی ! خلاف نکردی ! درسته! والا توی یه بیابون برهوت

باز هم میگویم، بایبد ببینی به چی علاقه ی واقعی داری

استعدادت در چه زمینه ای است

اگر خودت، استعداد و خلاقیتهایت را نشناسی، هیچکس نمیشناسد

اما باید ببینی ریشه ی علاقه هایت چیست؟؟ خداوکیلی ته دلت، به دنبال چی هستی؟؟ رو راست باش، تا خدا کمکت کند

خدا ، به ته ته ته دلت نگاه میکنه، امان از ته دل

و اما ازدواج ....................ه

اصلا و ابدا ازدواج مانع نیست، مانع خومونیم ، فقط

خیلی خنده داره ، یارو هر طور دلش ! هر طور هوسش میخواد، با دختره میزیزه رو هم، ازدواج هم میکنن

فردا که خراب میشه، ازدواج سنت پیغمبر رو، دستور خدا رو، این عمل بسیار پسندیده رو و دین رو  زیر سئوال میبره

تو خودت بیراهه رفتی توی چاه افتادی، عوض اینکه بگه : آهای رفیقا ما که اینجوری رفتیم، ضرر کردیم، شما از این راهها نرید

عوض حل مسئله !! صورت مسئله رو پاک میکنه

ما باید در گزینش همسر؛ درست عمل کنیم، برابر معیار ها و دستورات دین، عقل و عرف، هیچ مانعی که برای پیشرفت نخواهد شد

از زندگی لذت هم خواهی برد، درس ت رو هم خواهی خوند، از قبل بهتر

من از همه جوورش سراغ دارم

حافظ تو خود حجابی


post name

مسعود

نوشته شده در 18, 4, 1391
نظرات (0)

سئوال 14

با عرض سلام و خدا قوت

چه کار کنیم که گناه نکنیم؟ از خیلی ها پرسیدم میگن1-توکل به خدا2-برنامه ریزی3-اراده داشتن

اما ما باید یک جوری اراده را قوی کنیم چه جوری را هیچ کس به من نگفته است اگر جواب دو سوالم را بدهید ممنون میشوم. پیروز و سربلند باشید

><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

پاسخ 14

علیک سلام
تمام بدبختی ها از اینه که اصول دین رو قبول داریم ولی باور نداریم
وقتی فنداسیون فکر و اعنقاد محکم نباشد، با یه تکونی، با دیدن یه صحنه ی گناه، یه پول حروم ، پاهامون شل میشه و ساختمون وجودمون ترک برمیداره!! چون ریشه محکم نیست
مطلب بعد اینکه باید تمرین کنیم
اگه یه مریضی روحی داریم یه مرتبه نمیشه درمان کرد، کم کم باید ترک کرد

یه سرما خوردگی، ده روز باید مراعات کنی، کم کم قرص و دوا سر ساعت بخوری تا خوب بشی
امراض روحی که به مراتب سخت تره

باید تمرین روشروع کنیم و مستمرانجام بدیم !تاشروع هم نکنیم.خدا کمکمون نمیکنه
خدا ، در اراده ی ماست
مگه آدمای بزرگ چطوری به مقامات عرفانی رسیدن؟ با تمرین
اندیشه و فکر به عاقبت هر کاری هم مهم است
معمولا اونایی که به خلاف می افتن بفکر عاقبت کارشون نیستن، یکهو میبینن، کار از کار گذشت....دیگه هم فایده نداره
اونایی هم که کار خوب میکنن و خسته و ناامید نمیشن، درس خوندن، سختی کار رو تحمل کردن، برای چیست؟
چون به عاقبتش فکر میکنن، امروز میکارند، فردا درو میکنند
لذا سختی هاش رو به جوون میخرن
خب اگه همین نگاه رو به قیامت داشته باشیم ، که باید فردا در صحرای محشر دستمون خالی نباشه، توی قبر که گذاشتن، حرفی برا زدن داشته باشیم
قطعا و مطمئنا از گناه متنفر میشیم
فقط خدا نکنه آدم مثل معتادان آلوده بشه!! که ترکش خیلی سخته!! عادت به گناه، مثل غده سرطانی ست
اگه دیر فکرشو برداری،هلاکت میکنه


post name

نمازنمیخونم

نوشته شده در 8, 4, 1391
نظرات (4)

سئوال 13 ؛ نماز نمیخوانند

سلام

حاجی خانواده ای را می شناسم به نظرم خانواده خوبی می رسند اما این خانواده 7 پسر دارد که هیچ کدام نماز نمیخونن

پدر نمازخوان کارگر نون حلال، اما پسرها  با اخلاق  غانع  حرف کوشش کن  وقتی باهاشان اشنا شدم بارها تذکر داده ام چرا نماز نمخونید جواب درست نگرفتم از شما می خوام یک راه  یک راه بندگی نشونم بدید  بچه های دهه شصت هفتادن از راههای زیادی رفتم موفق نشده ام کمکم کنید  بچه خوبین  کارکه مکنند پول کارگرشون به پدرشون میدن ازهمه لحاظ خوبن، عیب بزرگشون فقط نماز نمی خونن

کمکم کنید شمارو به خدا

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

پاسخ  13

 

با سلام خدمت هم شما و هم اون پدر کارگر .... خصوص سلام ویژه خدمت اون جوونایی که نماز نمیخونن

کارای بعضی ماها خنده داره

منظورم، دین داری ماهاست

خب، مگه نمیگی : مقید به ،نون حلال و حرومن ؟؟؟؟ مگه نمیگی: به باباش کمک میکنه ؟؟؟

همینا رو کی گفته ؟؟؟

اگه از بیخ، تعطیل بودن !!! خب امری دیگر!! اما اینا با اینهمه اخلاق خوب ! نباید فکر کنند، که همین دستوراتی که مقید هستند، دستورات خداست

مگه میشه، یه نفر،به پدرش، محبت و خدمت کنه،تا حدی که، مزد زحمت کشی و کارگریشو، به پدرش بدهد

وقتی اینو گفتی، خیلی لذت بردم، واقعا کار فوق العاده ایست، غبطه خوردم، کاش من هم مثل اونا اینقدر به پدرم محبت کرده بودم

حالا پدری که، یه لقمه نون برامون آورده !! خدمتهایی بما کرده!! زحمت کشیده !! ما رو بزرگ کرده !! همه هم خوب !! اینجوری داریم قربون صدقش میشیم

پس خدایی که، پدران مارو آفریده !!! به همه ی ما روزی داده !!!!! ما رو از بلاها حفظ کرده !! یه سلامی، یه تشکر زبونی! نمیخوایم ازش بکنیم

اگه یه لحظه به خودمون، به وجودمون فکر کنیم، چی داره مارو راه میبره!! یه ذره کلیه، اگه درست کار نکنه ، حالمون زاره

تا بیمارستانها یه سری بزنید !!! همه خدا خدا میزنن ، همه میگن : خدایا، از همین تخت بلند بشم ، دیگه خطا نمیکنم

حالا قبرستون و غسالخانه پیش کش

شما که اینقدر بامعرفتی، و از پدرت تشکر میکنید، یعنی خدا ، به اندازه یه پدر!! نمی ارزه ؟؟؟؟؟؟

تمام انسانهای کره زمین، بجز اندکی خبیث ، به ماوراء ماده و این دنیا، اعتقاداتی دارن

اما ما که مسلمانیم ، گل سر سبد، ادیانیم، بد نیست دورکعت نماز شکسته پکسته رو هم تعطیل کنیم

آیا وجدانمون رو میتونیم قانع کنیم

نماز نخوندن، مثل این میمونه که یه نفر تمام سرمایه ی یه شغل رو بهت بده، مغازه برات باز کنه، فقط تو بری، پشت پاچال، پول بگیری!! وقتی اون فرد رو میبینی، روت رو برگردونی

خیلی نامردیه 

ضمن اینکه هیچ ضرری به او نمیرسانیم، فقط خودمونو بی بهره میکنیم

گر جمله کائنات کافر گردند

بر دامن کبریائیش ننشیند گرد

 


post name

فاطمه1

نوشته شده در 5, 4, 1391
نظرات (5)

سئوال 12؛  یا درخواست  

سلام آقای دلبریان

روزتان مبارک!!!!!!!من خیلي منتظر شدم تا جوابي ازتون دريافت کنم ولي مي دونم سرتون خيلی شلوغه مخصوصا این روزا
من اومدم تویه سايتتون تویه سنگر اصلي هم اومدم ولی نمی دونم که کجا بايد جواب اون سوالاتی که ازتون پرسیدم رو پیدا کنم
وبهم نگفتین که بايد اون پیام قبلي ام رو باز به فارسي بفرستم براتون؟؟چند دفعه هم تو قسمت نظرات براتون پيام گذاشتم
دوست داشتم راهنمايي ام کنيد
دوست داشتم بدونم که آخه اگه يکي بخواهد به خدا برسه مثل شهدا باشههههه به معرفتي مه اونا داشتن برسه
آخه بايد چيیییییییيیيييیييییييیی کار کنه کجا بره از کي بپرس با کی حرف بزنه!!!!!!!!!!ه
آقای دلبريان شما بنده خوب درگاه خدا هستین مجاهد در راه خدا هستین
همسايه امام رضايید خوشششششششششششششششششششش بحاااااااااااااالتون شما ديگه چی از خدا مي خواهید خدا رو داريد امام رضا رو داريد
ديگه خوشبختی دو دنيا رو هم داريد دیگه!!!!!!!!!!ه
من نمی دونم اين پیامم رو کي مي خونيد قبل از کنکورم يا بعدش قبل از زیارتتون يا بعدش
ولي آقاي دلبريان اگه میشه نمي دونم چه جوری ازتون خواهش کنم
دعای شما مستجابه توروخدااااا برام دعا کنيد من همین جمعه 9تیر از ساعت8تا 12و10دقیقه کنکور دارم دوست دارم يه چيز خوب قبول شم که با حجابم با چادر حضرت زهرا بتونم به دنیا نشون بدم که با حجاب با چادر با اسلام هم میشه رسيد به مراتب علمی همش نباید مال  اونا باشهو بعدم شهادت
آقاي دلبريان برا همین خواهش می کنم ازتون نمي دونم کي میريد حرم تو این روزا دعاي کمیل ندبه نمي دونم فقط دعام کنید لرام یه 2رکعت نماز بخونید شما دستتون به امام رضا می رسه
تا آبروم روز قیامت پیش شهدا و حضرت زهرا نره
خییييیيييیيیلللللللللللللللللللللييیییيیییي
التماس دعا
یا علی
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

 پاسخ 12

سلام. امروز پنجم تیرماه ساعت هجده و سی. دارم مینویسم و جوابتو میدم

شما به این حقیر خیلی لطف دارید.. خدا کند همونطور که فکر میکنید باشم... خدا در دنیا و آخرت آبرویم را نریزد... نمیدانم اگر این صفت ستارالعیوبی خدا نبود... من روسیاه باید چکار میکردم
ببین، بهترین راهنما قرآن است. انس با قرآن. نجات بخش است
    حسب سفارش بزرگان، مهمترین عمل این است که آدمی تمام همتش را بگذارد در ترک گناه!!!  انجام واجبات و خدمت به مردم.
این حاصل نمیشود مگر با تمرین. استمرار و مراقبت
ما باید مثل شهید چمرانها، نگاهمون رو ، جهانبینی مون رو هم عمیق تر و هم وسیعتر کنیم
اونا چطوری به دنیا نگاه میکردن؟؟؟ ما چطوری ؟؟؟
وقتی جهان بینی الهی شد، همه چیز حله
همان اصول دین، که باید تحقیقی پذیرفت، زیر بنای تمام افکار و اعمال باید باشد
مهمترین پیام اصول دین اسلام، اینه که: ای بشر، تو برای این دنیا آفریده نشدی
 این دنیا محل مسابقه ست، فقط باید تو میدون مسابقه، زیر نظر مربی ، بازی جوانمردانه کنی

بعد منزل نبود، در سفر روحانی...... امام رضا در دلهای پاک است، مهم نیست در کجای عالمی، مهم ، دل و نیت پاک است

من هم حتما مشرف میشم حرم و دعایت میکنم، نه فقط در کنکور!! در تمام امتحانات الهی قبول بشی

مهم نیت خودته... نه دعای من


post name

علی 5 تا 7

نوشته شده در 2, 4, 1391
نظرات (9)

پست 10

علی  5 

 درود بر شما

 ایشالا من رفتم امریکا-ماساچوست-  دکتری رو گرفتم ، میایم خدمت می کنیم به مردم جهان

اسوه رو شهید قرار دادم :  شهید چمران

به نظر من، کم توجه ای به شهدا،  شاید ناشی از،  بی نتیجه بودن جنگ هست

اینجا خیلی از چیزا رو نمییشه گفت خیلی از چیزا رو نمیشه توصیف کرد

انشا الله در فرصتی مناسب همدیگر رو خواهیم دید

نمی دونم حرف بزنم ، ولی حس خوبی ندارم وقتی درباره قدیم و باید ها و نباید های اون موقع صحبت میکنم

شهدا رفتن ، دیگه زنده نمیشن ، دیگه نمیان ببینن ما داریم درباره اونا بحث میکنیم

 شهید چمران دیگه بر نمیگرده، دیگه نمیاد، که من ازش بپرسم، راز موفقیت چیه؟

 برا ما مونده، بازماندگان جنگ ، که بحث با اونا بی نتیجه هست ، انتظار دارن ما هم مثل اونا مجاهد باشیم

مردم هزارتا بدبختی دارن از گرانی نان بگیر تا  صدا و سیما  تا هر چیز دیگه ! که داره باعث تغییر ارزشها میشه

راستش مردم و من اصلا حال جنگیدن در عرصه جنگ نرم رو نداریم

ترجیح میدم با وجود علاقه قلبی و بی جواب بودن درباره خیلیا که بهشون توهین میشه

بیخیال بشم و به زندگی حال بچسبم

درحال جمع اوری مدارک لازم برای مهاجرت به امریکا هستم

هزینش رو انشالله خدا جور میکنه

بسیار خوشحال میشم موقعیتی برای دیدن  شما پیش بیاد و انشالله شخصیت شما مطلق گرا نخواهید بود

یا حق

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> 

دلبر 5


داریم با علی آقا کم کم  هم صحبت میشیم . شاید هم قوم و خویش

 اون دفعه ی اولی که اومده بود، در مقابل من وایستاده بود !! ولی الان نگاه کنید، اومده کنارم

این یه نمونه کوچیکش از جوونای خوب و نازنین ای مملکت

هر چی داد میزنه ، رهبر، که بابا این جوونا از خیلی شماها جلوترند ، نخیر به خوردشون نمیره

همین علی آقا حی و حاضر، یه نمونش

چرا تحمل مخالف نداریم، چرا جوونا رو قبول نداریم، چرا هر چی میگن، درست جوابشونو نمیدیم

خب اگه همین علی آقا بره آمریکا و اونا شکارش کنن، خوبه، اگرچه اونا نمتونن ماست بخورن !! این علی آقایی که من شناختم، فردا با یه گردان آمریکایی که همه میگن

ادخیل الخمینی الدخیل الخامنه ای، به کشور بر میگرده

آی بزرگان و پیشکسوتان، از خر شیطون پیاده شین، چند بار بگم، این خر عاقبت، چنان به زمینتون بزنه، که دیگه بلند نشید 

و اما ... بند بند ، جواب علی آقا

درود و رحمت خدا بر جوان فهیم و دوست عزیزم علی آقا

انشالله که آمریکا هم میری ، دکترا هم میگیری، اما تا قبل دکترا چی ؟؟ نمیخوای خدمت کنی ؟؟

شهید چمران، که قراره الگوی شما بشه ، از اول توی خط بود، از زمان دبیرستان، تا دانشگاه ، آمریکا و تا لبنان و ایران

و تا شهادت

قرار شد ، بدون اطلاع چیزی نگی، خودتم گفتی از جنگ چیزی نمیدونم

جنگ، برای ما دستاوردهای بسیار زیادی داشت، که اینجا مجال گفتنش نیست

ما در این جنگ، یک وجب از خاک کشور رو در دست دشمن نگذاشتیم

مادر این جنگ، بدنیا و قدرتهای زورگو ثابت کردیم، که اگر فکر تجاوز به سرشون بزنه، تا آخر ایستاده ایم

ما در جنگ، به خود باوری رسیدیم، ساخته شدیم

انقلاب ما ، نظام ما و کشور ما، در جنگ، تثبیت شد

امروز امنیت ما و ترس دشمنان، از حمله ی به ایران،نتیجه، تودهنی ست که، در جنگ از جوانان ما خوردند

کم توجهی به شهدا ، ریشه اش، غفلت است. دنیاطلبی ست  

هیچ کجا نمیشه همه ی حرفا رو زد، خیلیاش میمونه، قیامت

من هم شدیدا مشتاق دیدارتان هستم، مشهد مشرف شدید، حتما قدم به چشم ما بگذارید

حس ما در شناخت و باورهای ماست، اگر بدانیم، جنگ یک زندگی قشنگ بود، مثل من باهاش زندگی میکنید

لطفا یه چند قسمتی رو از روایتهای منو بخونید، ببینید اصلا از جنگ و خشونت چیزی میبینید

همش زیباییه...... همون چیزایی رو میبینی که الان تشنه اش هستی و گله مندی که چرا بعضی ازش محرومند

شهدا ، نرفتن ، شهدا ، بظاهر رفتن! برای ماندن

اگه شهدا به لحاظ فیزیکی و مادی بین ما نیستن ؛ اما پیامها ! وصایا و راه اونا هم نیست

به وصیتها و سفارشاتشون عمل کنیم

اگه امام حسین علیه السلام و امام عصر عج الله رو من و شما نمیبینیم ، پس دیگه هیچ

این  فکر  و نگاه ،خیلی سطحی ست، اگه هیچکس نباشد، دستورات اسلام و آیات قرآن هست

اگه پلیس سر چهارراه  را، من نمیبینم !! باید چراغ قرمزو ، رد کنم، تخلف کنم، دستور پلیس، که هست

نمونه ملموس و زنده اش، حقیر یه بازمونده جنگ، کلی از وقتم رو با افتخار، برا پاسخ به پرسشهای شما گذاشتم، خیلی هم راحت داریم با هم گپ میزنیم، حالا اگه یه نفر یه جایی یه چیزی گفته !! اونو نگیر!! منو بگیر !!!  از این جور آدما ،همه جا داریم ! زیادشم داریم

حرف خوت رو بزن ، چرا از دیگران خرج میکنی ؟؟ من حتما بیشتر از شما در بین مردم هستم، خیلی هم خوشبختن

حالا اگه چند نفر، پر توقع، زیاده خواه، تجمل گرا و......راحت طلب، هستن و دائم نق میزنن، جای خود

ضمن اینکه اصلا منکر، بعضی مشکلات نیستم . ولی نگید بدبختی

بدبخت، اون ملتهایی هستن، که آمریکا بالای سرشونه و ته مونده ی غذای یه بیگانه رو میخورن، دیگه نذار اسم ببرم.همین نزدیک خودمونن

ملت ایران، آقاترین ملت دنیا هستن، شکم گرسنه ، اما با عزت، با امام حسین علیه السلام

امت مسلمان و شیعه رو ، در کجای دنیا اینجور با اقتدار سراغ داری؟؟؟

قدر بدانید ، ملت و کشور خود را ، با همه ی مشکلات و نامردیهایی که هست، بدبخت نخوانید

عوضش  هر جا هستیم، به حل مشکلات کمک کنیم، مثل امیر کبیر... یعنی الان از قاجار، بدتره؟؟

دائم انتقاد، دائم سرکوفت و همش ضعفها رو گفتن و سیاه نمایی کردن، به نفع هیچکس نیست

شما راحت باش، اصلا در مقابل هر توهینی! هر حرف لغوی! اگه حال نداری و قادر به دفاع نیستی، بهترین کار سکوته

اما دیگه اگه همصدا شدی و تایید کردی !!! شریک جرمی

اگه بی خیال بشی ، زندگی نیست که بهش بچسبی، اونا میان بهت میچسبن و غارتت میکنن

ببخشید ها .... برنامه ی راز بقا رو دیدی، هیچ حیونی ، بی خیال نیست، اصلا قصد جسارت ندارم...مثال زدم تا روشن بشه

در مثال هم گفتن، مناقشه نیست

مهم نیست، در کجای دنیا هستی، مهم آن است که، زندگیت، حیاتت، به کدام جهت است

بطرف آسمان، بطرف نور و روشنایی و خدا .... یا بطرف  گودالها، مادیات و تاریکیها

اراده خدا ، در اراده ماست، طبق کلام خدا در قرآن، کسی که اراده میکند کار خوبی انجام دهد، خدا کمکش میکند

و هر کس هم اراده کند، کار زشتی انجام دهد، خدا رهایش میکند، از گناه لذت میبرد، و این بزرگترین بدبختی ست

من هم از همین الان برای اون لحظه، شمارش معکوس رو شروع میکنم

من ابدا تعصب بیجا ندارم، اگه خواستید منو بیشتر بشناسید، کافیست، دلبریان، رو در اینترنت جستجو کنید

هر چه دلبریان بیاد... مویوم... مشهدی گفتم.. یعنی .من هستم

فعلا ارتباط ما با همین روش... قطعش نکنی ها

قربون ، یا حق گفتنت، حال کردوم

حق نگهدارت

-------------------------------------------------------------------------------------------------

علی 6

سلام!
خيلي وقته مشهد نيمدم!  نمي دونم چرا

ولي وقتي ميام يه حسي ته ذهنم رو خالي ميكنه تو اونجا به هيچ چيز نميتونم فكر كنم


حيف الان نميشه مثل شهيد بهشتي ،چمران ،آويني رو پيدا كرد  وگر نه خيلي ميشد درس گرفت

تازه گي ها پامون به مسجد هم باز شده!(تدريس زبان مي كنم)
متاسفانه به دليل اينكه هيچ هزينه اي نمي گيرم بي احترامي هاي شديدي ميشه ، كلاس رو به مسخره ميگيرن ، انگار نه انگار منم ادمم دارم ميام تدريس ! در حالي كه ميتونستم برم بيرون ساعتي 60 تومن درس بدم!
خيلي برامون دعا كنيد ، دعا كنيد آدم بشيم
يا حق

>>><<<<<<<<<<<<<<<<<<

دلبر 6

علیک سلام

من دعا میکنم، هر چه زودتر امام رضا علیه السلام... بطلبت، تا من هم به نوایی برسم

حالا اگه مثل چمران نمیشه پیدا کرد، باید دلبریان رو ول کنی.... یعنی من، خاک پای چمران هم نیستم

اگه خدمت امام نمیشه یا نمیتونیم یا... مشرف بشیم، تو حرمش هم نمیتونیم... بریم؟؟؟؟؟؟؟

دنبال شخص چمرانی؟؟؟؟؟؟ یا راه چمران ؟؟؟؟

راهش جلو پای همه ی ماست، و روحش نظاره گر و مددکار هر کسی بهش توسل و اقتدا کنه

بهترین جا مسجده ، ولی با کمال تاسف، ماها فضای معنوی مساجدرو با رفتارها وبرخوردها و نحوه ی جماعتها..... از بین بردیم
اون انس و نشاط و ارتباط بین نمازگزاران نیست

بیشتر ائمه ی جماعت ها !! توجه به باد کولر و پنکه ی مسجد دارن !! تا به نسیم محبت و دلهای نمازگزاران
خیلی خیلی متاسفم

ما میتوانیم بسیاری از معضلات اجتماعی رو در مسجد ریشه ای حل کنیم !! اما حیف که خلاصه کردیم در دورکعت نماز، آنهم از نوع شکسته پکسته
جسارتی به امامان جماعت مخلص و نمازگزاران دل زنده نکرده باشم...منظورم فضای حاکم است.نه اشخاص

تنها شما نیستی، حقیر هم همین درد شما رو دارم و از بقیه هم که این روحیه ی ساده و بی توقعی رو دارن و یا مثل من اداشو در میآرن ،این بی مهریهارو شنیدم.
 متاسفانه ریشه در فرهنگ آداب و معاشرتی جامعه ما داره
شرایط میذاری ، میگن
یارو چه کلاسی میذاره !! چه خبره بابا !! بیا پایین با هم بریم
تواضع میکنی، ساده برخورد میکنی، قیافه نمیگیری، کلاس نمیذاری، میگن
یارو چیزی بارش نیست ... و کلی بی احترامی

خداوند، همه ی اینارو برا  بندگانش،  پیش بینی کرده، فرموده
شما فقط برای من کار کنید. خلاص

البته مدیریت رفتارها، بسیار بسیار لازم است و این برمیگردد به
عقل و تجربه ی معلم
افراط. تفریط نشود

من همیشه دعاگویم
اونی که میگه: آدم نیستم، ملائکه  است

بدبختی که میگه: من برا خودم کسی هستم، آدم هم نیست
منتظرتم، مشهد ببینمت...پذیرای قدومت 
------------------------------------------------------------------------------------

علی 7

نووكرتم!
اگه شما این باشید

 

http://s1.picofile.com/file/7108074729/delbariyan_2.3gp.html


واقعا توپ هستيد
واقعا حال كردم ايول ايول!  اصلا هيچي نميتونم بگم فوق العاده هست
خوشحال ميشم اگه تمامي سخنراني هاتون رو داشته باشم
اگه تمام روايات جنگ اين طوري بود كه ديگه كسي از جنگ بي خبر نمي بود
بنده شخصا اگه بخوايد مي تونم راديو شما رو براي سايتتون راه اندازي كنم
واقعا لذت بردم
يا حق

><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

 

دلبر 7
آره ، من همانم، که رستم بود پهلوان ، به گرز گران ، تک زنم موکتا

یک دلبریان در دنیا بیشتر نداریم!! و اونم مویوم

خدا خیرت بده، رادیو، تلویزیون ... هر چی بتونی، راه بندازی، چه عیبی داره... خیلی هم خوبه

همین سایت رو هم یه تعداد جوون راه انداختن... من که زیاد تو این خط ها نیستم

فدای شما جوونا که ایقد با صفایید

کاش بعضی از همین به  اصطلاح بزرگان !!!!!  از شما بزرگان یاد میگرفتن


post name

مین ها

نوشته شده در 28, 3, 1391
نظرات (1)

سئوال 11

سلام

وقت شما بخیر
لطف کردید 1 سایت 2 تعداد دسته ، تعداد گروهان ، تعداد گردان و لشکر ، 3 هر لشکر از چند دسته و گروهان و گردان تشکیل می شده ، 4 منظور از انواع مین ها مثل گوجه ای ، فرشی
فکر می کنم  مین ها اسامی مختلف داشتند و کارایی متفاوت برایم بگوید.
با تشکر

  <>><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

11 پاسخ 

علیک سلام

سایت

 پایگاههایی که در اون دستگاههای راداری قوی مستقره، که به محض ورود هواپیماهای دشمن به داخل کشور، خبر میده و مسیرش رو رد یابی میکند

در هر حدی بخوای و هزینه کنی ارتقا می یابد.... پدافند ضد هوایی.. ضد موشکی ...و

دسته ، حدود بیست و پنج نفر  - گروهان شصت هفتاد نفر - گردان دویست و پنجاه تا سیصد نفر -- هر تیپ سه گردان  - هر لشکر سه تیپ -حالا خودت حساب کن

مین گوجه ای ، بله . ولی مین فرشی نداریم ، اون سیم خاردار فرشیه، که با کوبیدن نبشی های نیم متری توی زمین، با فاصله کم، سیم خاردار رو مثل لانه عنکبوت بهش مهار میکنند و زیرش رو هم مین میکارن، اینجوری هم عبور سخت میشه و هم خنثی کردن مین

ما در جبهه، مقید به یاد گرفتن اسامی خاجی مین ها نبودیم !!  از طرفی نمیشد اسم هم  نداشته باشه ، بالاخره لازم بود، در ارائه آمارها و گزارشات، یه اسمهایی هم باید میبود که در تمام جبهه یکی و هماهنگ باشه... مثل تابلوهای راهنمایی رانندگی. که در سراسر دنیا  یه قرارداد داره

راحت ترین نحوه اسم گذاری، از روی شکل ظاهری مین بود، مثلا مین

مین ضدنفرات تی ایکس 50 رو که شکل و ظاهرش مثل کپسول گاز بود، گذاشتیم مین کپسولی!!! ه

مین ضدتانک ام نوزده رو ... که شکلش مثل موزاییک بود... گذاشتیم مین ضد تانک موزاییکی !! ه

مین ضد نفر  ام 14 رو گذاشتیم ، تخمرغی ...... به همین صورت 

مین های با ماسوره فشاری.. بدون ترکش- مین ضد نفر

مین های با ماسوره فشاری و کششی ، همراه با ترکش - مین ضد نفرات

مین های با ماسوره فشاری و قطع فشاری، دارای مواد زیاد - مین ضد خودرو

مین های با ماسوره فشاری و معمولا بدنه های فلزی ، دارای خرج انفجاری زیاد و قوی-مین ضدتانک

مینهای دریایی هم هست که انواع مختلف دارد

 


post name

علی1تا 4

نوشته شده در 23, 3, 1391
نظرات (9)

 علی 1 

نمدونم اسمشو چی بذارم ، که بی احترامی هم نشه  سواله ؟ شبهست ؟ ابهامه ؟ اعتراضه ؟ 

حالا هرچی ، آوردمش اینجا تا همه حضرات! از من بهترون، ببینن بعضی جوونای ما کجای کارن

اگه زحمتی نیست !! یه تکونی به خودشون بدهند 

وقتی رهبری داد میزنه .آی بزرگان!! آی پیشکسوتان !!از لاکهای خود بدر آیید! دست این جوونا رو بگیرید

این یه نمونه کوچیکشه ... بخوونید   

    ایرانی جماعت از همون اول ... بود 
توی جنگ این همه هزینه کردیم ! کشته دادیم ! که فقط برامون خرمشهری باشه هر روز بگیم افتخار ماست؟

 یا بگیم خرمشهر را خدا ازاد کرد؟

شما که 8 سال جنگیدی چی دستته ؟؟

 جز افتخار دفاع  در مقابل یک مشت عرب ...!؟  ما اشتغال گر نیستیم ، ولی چرا ،چرا از جنگ سودی نبردیم ؟؟ شهری، روستایی 1 متر زمین  2 تا درخت یک رود؟داره؟
ما نسل جدید هستیم ، من باید ازادی خرید داشته باشم درسته؟

  شما رفتی جنگیدی، انقلاب راه افتاد ... دلار 3 تومن شده 1810 تومن برای سری بالا گرفتن در جهان..؟
الان باید اسم جدید مون رو حال کنیم  (Terrorist) 

 برادر من ، عزیز من ، اگر می تونی سعی کن شبهات یه مشت جوون مثل منو حل کنی

 نه این جا عکس های جنگ رو بزاری
این جا کسی در 30سال پیش زندگی نمی کنه
چرا من باید ضربه اون شهدایی رو بخورم که رفتن جنگیدن ؟؟؟ 

همه جا سهمیه دارن هر قبرستونیی
بهشت زهرا - مدرسه- کنکور - کار - مرگ
حقوق هم که دارن میگیرن ...... اینا مشکلی نیست
  من الان دارم انگلیسی حرف میزنم ، بجای عربی، 90 درصد اوقات رو که پای کامپیوترم

><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<  

دلبر 1

سلام ، اولا با دیدن اسمت حال کردم ، علی ..... چون اسم خودمه

دوما ، اگه مطمئن میبودم که این حرفا رو از روی علم و آگاهی زدی ،طور دیگه جواب میدادم، یعنی وقت زیادی میذاشتم و ریشه ای

ولی ، من مطمئنم تو ،پسر مسلمونی هستی... مملکت و کشورتو دوست داری، اما از بعضی بی عدالتی ها !! ظلمها !! نابرابری ها !! ناراحتی ....... من هم قبول دارم، دل من هم خیلی پره !!  شاید از تو هم بیشتر 

اما چرا ماها هر وقت از یه چیزی ناراحتیم، به هر چه دم دستمون میاد، گیر میدیم ؟

شهدا ، چه ربطی به این بی شعورایی که، من و تو از دستشون ناراحتیم، داره؟ 

خیلی عجیبه !! و وحشتناکه ...شهید، از تمام هستی خودش گذشته !! بابا،کشته شده !!دیگه

حالا داری شهید رو بازخواست میکنی؟؟ بی احترامی به شهید !!؟؟ هیچ جای دنیا، با کشته شده ی جنگ!  نه  شهید! اینجوری برخورد نمیکنن

البته، مقصر اون نامردایی هستن که، در سایه ی خون شهدا، چه غلطایی که نمیکنن

میگی جانبازا میخورن ؟؟!!! ه

 پاشو بیا دفتر ما، تا ببینی از نزدیک.......، من یه جانبازم، بخدا قسم، کلی ازهزینه ی  پروتزپام رو( پای مصنوعی) از جیبم دادم، بقیه بماند

کجای دنیا اینجوری با یه معلول جنگیشون برخورد میکنن؟؟

 کدوم حقوق ؟؟؟

سه هزار تومن، فقط 3000 تومن، سالهای قبل ماهیانه بنیاد جانبازان به من پرداخت میکرد !! به خدا ،خجالت میکشیدم برم بانک بگیرم!! میزاشتم چند ماه بگذره !!!! خدا رو شکر، همونو هم قطع کردن !! به شاغلین نمیدن !! فقط حقوق اداری خودمه !! مثل همه ی کارمندای دیگه... من هم حرفی ندارم... من تا باشم ، مدیون، شهدا ، مدیون این کشور و اسلام هستم 

حالا اگه یه جانبازی، با تیزبازی،به پول و پله ای رسیدومثل بعضی ها، آرمانهاشو فراموش کرده!!!!چرا پای همه جانبازا مینویسی

بله ،اگه، من جانباز، تو خونه نشستم و دولت، یه پول هنگفتی، مفتی، به جیبم ریخت، خب یه حرفی

پس تو اگه،  آلمان. فرانسه. انگلیس و...میبودی وسرویسهایی که به معلولان جنگشون میدن میدیدی،چکارمیکردی؟

لعنت خدا، براونایی که این شهدا رو،که قهرمانان ملی هستن، به شما جوونا درست معرفی نکردن

نمیخوام مقایسه کنم ولی، بعنوان مثال، نگاه کن؛ یه فوتبالیست رو

 یه توپ میزنه ! یه بازی میکنه ! چقدر پول میگیره ؟؟؟ آیا یه نفر اومد بگه، چرا اینهمه حقوق؟؟؟!!!؟

اگرم یه نفر گفته !! صد نفر جوابشو دادن که 

 برو یره ، ورزشکاره ! تیم رو جام جهانی برده ! مدال گرفته و

یه گل میزنه ! ازطرف فلان مسئول، یه سمند...نمدونم از طرف اون یکی دیگه ...یه آپارتمان و ... داری میبینی 

 خیلی از فوتبالیستها، کارخانه دار شدن!! تاجرشدن !! اشکال نداره ، نوش جوونشون

اما میگم: چرا به این طفلکیا که چهار قرون میرسه،یه سرویسی دولت بطور قانونی میده، داد بعضی در میاد !! که آی خوردن! بردن! عجیبه ها!!ه

خب ،واضحه ، اینا حرف تو نیست !دستی پشت پرده هست

 دست نامریی اونایی که از شهدا، ایثارگران،از فرهنگ ایرانی، از شما جوونای مومن، سیلی خوردن

 دشمنای این آب و خاک ، میخوان، شماها رو به این پهلوونا، بدبین کنن، تا راه اونا رو نرید

ازجوونای باغیرت ایرانی، ضرب شصت خوردن، میخوان شماها رو وارد حاشیه ها  کنن

و اما........ه

 میگی: جواب سئوال و شبهات جوونا رو بدم! اصلا ای وب سایت ، برا همین هست!بپرس تا جواب بدم

هنوز نرسیدی!گرفتیمون زیر رگبار

عیب نداره،جوونیه دیگه! ماهم روزی میگرفتیم زیر رگبار! ولی،بعثیا رو

 همیشه سعی کردم. منطقی.دوراز تعصبات و طرفداریهای بیجا...نظرم رو بدم 

سئوالی بود در خدمتم

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

علی 2 

درد ما اینه 

ببینید الان انقلاب شد، که چی؟   بی حجاب شده، بد حجاب؟ 

بی حجاب،  حداقل بی حجاب،  میگیم کافره، مشرکه ، منافقه ! خوبه ؟ 

الان شما به این خواهران بد حجاب، میخوای بگی چی؟ 

فریب خورده ؟ 

یه مشت اطلاعاتی دور ما رو گرفته 

تو انتخابات تقلب میشه

اون مورد موسوی رو نمیگم ، تو همیین شهری که من هستم، برای نمایندگان مجلس ، جلوی خودم طرف برگه تقلب ریخت ، بهش میگم : مردک تقلب میکنی؟؟ سرباز اومده منو گرفت پرت کرده بیرون.... میگن : تو اختشاش گری! 

به به آزادی 

دارم لذت میبرم 

من دوست دارم، به شخص اول مملکت یعنی خامنه ای، انتقاد کنم ! دوست دارم داد بزنم ! دوست دارم، برم یخه احمدی رو بگیرم خفه کنم ؟ 

مگه دولت جمهوری نیست ؟ مگه ما انتخاب نکردیم اینا رو؟ مگه ما مالیات نمی دیم؟ 

میخوای روزنامه بزنی، باید صد تا سگ رو پشت سر هم ببینی، قسم بدی که من انتقاد نخواهم کرد 

بریم همون بلاد کفر زندگی کنیم ، بهتر هست 

هیف دیگه موقعیت جهاد، درست و حسابی نیست! من حال ندارم بشینم اینجا، بحث های مزخرف و بی نتیجه رو بکنم 

جوانای ما که بدبخترین جوانا هستند

 نمی خوان بدونن شما تو جنگ مردانه جنگیدی!! چه چیزی هیجان انگیزی بوده 

که از بس خدا خدا خدا کردن که هیچیش هیجان انگیز نشده 

ما باید بریم، روایت جنگ رو، از نظر مریم رجوی و اینا رو بخونیم 

راستی ایده های اقتصادی کمونیست چش بود؟ چرا اول انقلاب اجرا نکردن؟  چرا ما نباید الان حذب کمونیست در کشور داشته باشیم؟ 

راستی نگفتی از جنگ چی بدست اوردی؟

><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<< 

دلبر 2

اولا سلام 

 دوما  دفعه ی قبل سئوال که کردی یا همون انتقاد کردی و من هم کلی وقت گذاشتم جواب دادم

چرا نرفتی بخوونی؟؟؟؟ برو قسمت پرسش و پاسخ ، پست شماره 9.... اونجا جواب دادم

در مورد اون جوابای من، اول نظرت رو بده، تا باز بعد...یکی یکی ... شلوغ نکن

تو گفتی چرا به سئوالای جوونا جواب نمیدید... خب بپرس... علم غیب که ندارم... در ضمن سئوال بپرس... نه مثل این حرفایی که زدی... اینا اظهار نظره...اگه میخوای بدونی  

اگرم میخوای رینگ خودتو بزنی !! خب بزن 

پس نگو چرا جواب جوونا رو نمیدید 

منم که چیز بدی نگفتم ...یا مخالفتی و یا.... اینجوری گرفتی  مارو زیر آتیش !!! نمیذاری سر بلند کنیم!!! هر چی داد میزنم ! بابا نزن !! خودیه ! نخیر

 اگه میخوای چیزی بفهمی، باید از راهش بیای جلو

 بارک الله .. ببینم چکار میکنی... لااقل منو جلو دوستام سرفراز کن... که بگم ببینید این علی آقا به حرف من کرد

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

علی 3

اول مراتب انتقاد خودم رو، نسبت به کد امنیتیتون، اعلام میکنم. چون اینهمه نوشتم ،همش پاک شد 

بخش عطیمی از نوشته رو حال ندارم دوباره تایپ کنم 

متن شما رو چند بار خوندم برام جالب بود 

درباره شهدا شاید اشتباه کردم 

ولی طالب ،حق برابر،  در امور مختلف، بین اقشار جامعه هستم 

بحث ارتش، بحث نظامی هایی هست که که اموزش دیدن برای اینکه خواه ناخواه بجنگن و کشته بشن

 ولی بحث اکثر شهدای ما داوطلبانه جنگیدن هست 

بحث ورزشکارا اینه که شما  میشینی پای تلوزیون شبکه 3 

به به  . فردوسی پور بازی یونان کرواسی، میشینی حال میکنی، بعد میری استادیوم و داد میزنی، دایی دوستت داریم

هرکس بود ناز میکرد،  شما بودی نمی کردی؟ 

در این حالت خود مردم باید هوشیار باشن که نیستن 

فکر نکنم شهدا هدفی جز ارمان های رفیع انقلاب رو داشتند، پس نمی تونیم بگیم حقوقی مزایایی تسهیلاتی دریافت کنن 

بابت پای شما متاسفم 

مشکل بی اطلاعی من نیست این بحثا مشکل همون شهدا و جانباز هایی هستند که برای جلب توجه عوام، دست به مبالغه می زنند و ما رو بد بین می کنند

><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

دلبر 3 

 اولا سلام بر علی گلها 

اعتقاد من اینه که قسمت نبوده اون حرفات ثبت بشه .... ضمن اینکه ،متن های طولانی رو اول باید در، ورد تایپ کنی!! شما که میگی دائم پای کامپیوترم !! انگلیسی بلدم !! اینو نمیدونی ؟؟؟

 در ثبت نظرات هم اگه  مشکلیه بگو تا بگم، رفعش کنند... و اما 

حق برابر، برای همه اشتباه ست، درهیچ کجا همه با هم برابر نیستن!حق برابر ندارن! نخواهند داشت!!!!  اگه جایی سراغ داری، بگو 

در یک خانه آیا پدر هزینه ای که برای پسر دانشجو میکنه، برا  اون بچه ی کلاس اولی میکنه؟؟؟؟ آیا این نابرابری ست؟؟؟ 

منظور تو عدالت ست، که درسته. پس دقت کن، عدالت با مساوات، خیلی فرق داره 

عدالت، همه جا

مساوات، در جاهای خاص 

حالا اگه خودش رفته داوطلب جنگیده !! باید بدهکارش کنیم ؟!!! یا تشکر و تقدیر ؟؟؟؟ داوطلبانه به کمک ارتش کشورش رفته... دولتی که همون ارتش رو سازمان داده ، این نیروی داوطلب رو هم سازمان داده ،آموزش داده  و اعزام کرده ،یه طوری میگی انگار اینا از خونه راه افتادن ! بدون هماهنگی با نظام ! هیئتی رفتن جبهه ! هیچکسی هم نتونسته جلوشونو بگیره !!!! و الکی رفتن ، کشته شدن !!!!  این خیلی مسخره ست که !!!! کدوم آدم عاقل ..........الان همه ی ارتشیان و پاسداران ، معتقدن

اگه نیروهای مردمی نمیبودن ، جنگ رو ما میباختیم 

بارک الله. احسنت... خودت جواب خودت رو دادی.... آقای فردوسی پور میشینه ساعتها یه فوتبالیست و ورزشکارو ... معرفی میکنه ... از تیپش گرفته تا 

 درد من هم همینه، چرا نمیان در کنار فوتبالیستا... قهرمونا و پهلوونای واقعی رو هم، معرفی کنن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  تا شمای جوون، شهدا رو ، به اندازه همون لااقل فوتبالیست تیم منچستر، بشناسی !!؟؟

 وقتی داد میزنم، بابا این جوونا مقصر نیستن.... مقصر ما هستیم، که یا نگفتیم ...یا بد گفتیم ....به خدا قسم اگه این شهدا رو درست و حسابی ، لااقل مثل جمونگ ،،،!!!!معرفی میکردن، برای شهدا هم، مثل تو استادیوم ، داد میزدی، البته این داد با اون داد زمین تا آسمون فرق خواهد داشت

 آی شهدا ببخشید، شما رو  با جمونگ مقایسه کردم !!!!!!!!! گناهش به گردن آدمای نامردی که از خون شهدا بجایی رسیدن !! و به آرمانهای شما پشت کردن !!!!ه 

  شهدا ، برای آرمانهای الهی رفتن ، قطعا همینه... اما دلیل نمیشه...ما بیخیال اونا بشیم....اونا وظیفه شونو عمل کردن ماهم باید وظیفمونو عمل کنیم... حالا اگه یه معلم...پرستار و.... عاشقانه کار کرد و هیچ توقعی نداشت، ما هم هیچی

این که با الفبای انسانیت غریبه ست... در هیچ جای دنیا اینجوری نیست 

یا اگه کارگری سر کار افتاد و مرد... کارفرما میگه خانواده اش به من چه ؟؟؟!!؟؟؟؟؟ 

به کجا رسیده!! که شهید رو، باید چطوری مثال بزنیم !! و معرفی کنیم

اینم از مردانگی و غیرت  بعضی ماهاست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ه 

ممنون که دلت به حالم سوخت و متاسف شدی.... اما به روح برادر شهیدم و سیصد رفیق شهید قسم ... اصلا بخاطر قطع پام، ناراحت نیستم 

فقط میسوزم،از این که،  اهداف و آرمانهایی که من و همه،  براش فدا شدیم ، مورد بی مهری قرار گرفته و داره به فراموشی سپرده میشه !!! همین 

 ما برای خدا .. برای کشور ... برای خدمت به مردم... همه سختی ها رو ، بجان خریدیم 

والان هم تمام نامردیها رو،  بخاطر خدا  تحمل کرده و خون دل میخوریم 

من در قیامت جلو همه ی اونایی که به این مردم ...به این جوونا...نامردی میکنن...خواهم گرفت 

الهی قربونت برم ...کار به چهار تا آدم احمق ، که همه جا، درهرلباسی هستن، نداشته باش 

برو اون جانبازایی رو ببین، که در کمال محرومیت، با چه صفایی،با چه صداقتی، شب تا به صبح ، درد میکشن، میسوزن ومثل شمع دارن، آب میشن 

ببخش اگه،  ناراحتت کردم 

فقط من میترسم شما جوونا ، بخاطر بی اطلاعی، اشتباهی بکنید

هر چه نمیدونی برو از اهلش بپرس، امروز من یه ساعته، تلفنی دارم ،سئوالات شرعیم رو میپرسم، که یه وقتی دچار اشتباه نشم...خب الان فهمیدم و روشن شدم 

چرا ماها بدون اطلاع در همه زمینه ها اظهار نظر میکنیم ؟؟؟ 

مخلص شما... علیرضا دلبریان

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

علی 4 

حق با شماست

هر روز دارن یه فیلم کره ای رو میارن ولی ما هنوز هیچی از شهید چمران بهشتی و خیلیای دیگه نمی دونیم 

فقط اسمشون رو میشیناسیم 

در همه موارد فوق حرفی برای گفتن ندارم، چون نه من موقع جنگ کاره ای بودم، نه هیچی 

 کاملا موارد فوق رو قبول دارم و نمی دونم چه کاری میشه برای زنده نگه داشتن نام و یاد شهدا انجام داد 

انگار همه یادشون رفته جنگی داشتیم و چقدر برادران و خواهرانمون رو از دست دادیم 

من چطور میتونم جلوی سو استفاده از نام شهدا بزنم؟ 

برم به اون نماینده بگم، اقا بابای منم جنگ بوده!! اونم پدرش در اومده ولی، نرفته هیچ جا، داد بزنه بگه: من رفتم جبهه 

زرتی طرف زده تو سوابق : 2 سال خدمت در (پشت) جنگ !!ه  

سر و مور و گنده وایستاده

عدالت و مساوات

فرزندان شهدا و جانبازان نباید در ورود به دانشگاه سهمیه داشته باشند، این یعنی عدالت

 این یعنی اگه پدر منم رفته هیچیش نشده

 بووووق؟ 

درود 

ع 

 ><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

دلبر 4 

اووووولا ، سلام ، قبل از هر کلام م م م

خب الهی شکر...که پذیرفتی ...من هم سعی میکنم صادقانه حرف بزنم

حالا ، ما چون مقام و منزلت، شهدا رو، درک نکردیم و نیومدن برا نسل امروز بگن، که شهدا ، چطوری با دست خالی کشورو حفظ کردن، ما نباید بریم تحقیق کنیم تا بفهمیم؟؟؟؟

مثال، اگه کسی به ما نمیگه، باید غذای تمیز بخوری!!! ما هم نباید دنبال غذای پاکیزه باشیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خیلی افراد مثل شما هستن، که بیا و ببین... شدن یک پا، مورخ جنگ... چون مطالعه کردن

قرار نیست اشتباهی که بعضی میکنند من و شما هم، همون اشتباه رو انجام بدیم  .... اینکه شدیم ..مثل اونا

کسی بی احترامی نمیکنه به پدر شما، که نرفته جبهه!! احترام  ویژه میذارن به اونی که رفته ... حق هم همینه

 خداوند در قرآن میفرماید

آیا ، اونایی که میدانند با آنهایی که نمیدانند برابرند؟؟؟!!؟

آیا آنهایی که با پیامبر به جهاد رفتن ، با اون مسلمونایی که در خانه به هر دلیلی، نشستن،با هم برابرند ؟؟؟!!؟

پدر شما که رفته ولی هیچیش نشده، خب الهی شکر... نزد خدا و مردم عزت و منزلت داره

 اما قوانینی ما آدما ، برای اداره ی جامعه وضع میکنیم، تا امورات جلو بره، و این قوانین قطعا ایراداتی داره، اما باید همه ما تمکین کنیم

هر قانونی، در جایی به نفع توست و در جایی دیگر به ضرر تو !!! نمیشه که همه جا قانون به نفع تو باشه

 اگه دولت یه سرویسی، بطور قانونی به خودت، میداد، میگفتی : چون به همه ندادید !! من ، نمیخوام ؟؟!!؟

 حالا اگه قانون اشکال داره، باید قانون اصلاح بشه، البته اشکال تخصصی ...آنهم با شور و مشورت ...نه اشکال شخصی و سلیقگی 

بحث معنویت و احترام به فرهنگ ایثار و شهادت... به کنار. پس هر سرویسی میدن ، قانونیست

ضمن اینکه تمام ایراد و اشکالات بی خودی و خباثت آلودی که به این قوانین میگیرن و فرهنگ جبهه رو زیر سئوال میبرن... زیر سر دشمناست...میخوان بدبین کنند

این همه قانون در مملکت... این همه سرویسهای اضافی، که خیلیهاش بیخودیه و اضافست، کسی نمیبینه

همه چسبیدن به همین سهمیه

هر دانشگاهی میرم، بلا استثنا، تو سئوالاتشون ، یکیش همین

چرا سهمیه میدن، به خانواده شهدا ؟؟؟

در تمام دنیا به کشته شدگان جنگ احترام میگذارند.... اما ما مسلمونا ! قرآن میخونیم، فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما 

نه ،کی گفته ،ایثارگران، شهدا مقام دارن ؟؟ چرا به خانواده شهید ، به بچه شهید اینو میدن ؟ خب کشته شده که شده !!! به من چه ؟؟

باباش تو جنگ کشته شده !! مادرش بی سرپرست شده !!!  بی همسر شده !!! بچه ش یتیم شده...!!!ه

شده که شده !!!!!!!؟؟؟؟؟؟

آدم نباید بی انصاف باشه

من تا زنده ام، مخلص همه ی مردم ایران، خصوص دست بوس خانواده شهدایم

ادامه در پست بعدی


post name

روایت بسه

نوشته شده در 14, 3, 1391
نظرات (2)

سئوال 8 ؛ به نظر شما دیگه دوران اون وقتا تموم نشده

 دیگه فکر نمی کنین باید خاطرات قبل رو بزاریم کنار باید یه فکر اینده باشیم روایت از تاریخ جنگ ، بس نیست

منطق  8 ؛

سلام . روایت تاریخ رو نمیشه گذاشت کنار !!!  ما نیاز داریم به تاریخ گذشتگان خود !! در هیچ کجای دنیا هم اینجوری نیست ، اینهمه مورخ ، اینهمه کتابخانه ها ، اینهمه موزه جنگ !!!!برای  چیست؟؟؟

جز ثبت تاریخ . تجربیات گذشتگان است ؟؟؟ اگه گذشته حذف بشه ، ما و شما چی داریم؟؟ هیچی 

 تا اینجا اهمیت تاریخ رو،  زمینی و همگانی گفتم ، حالا فرق ما با همه تاریخ  دیگران در اینه که معنویت و  خدا و عالم غیب مکمل و مغز تاریخ ماست . آیا میشود دیگه از کربلا نگفت ؟؟ و بگیم رفت و تموم شد دیگه !!!!!!!!!ه

  و چرا هی هر سال محرم 

 تاریخ سراسر درس و تجربه و عبرت است ، و جنگ ما مملو از درسهای گرانبهایی که به قیمت خون بدست آمده..............جنگ ما ، سراسر زیبایی بود... عشق بود....وبندگی خدا ........ بندگی خدا هم در محبت به مردم است

و اما اگه  بیان تاریخ جنگ دلت رو زده قبول دارم

ایراد از تاریخ جنگ نیست، ایراد از من مبلغ و راوی ست، که درست نقل نکردم

قبول دارم، حال تو که نه ، حاله منم بهم میخورد، از حرفای بیخود بعضی در مورد جنگ و شهدا


post name

چرا صلح نکردیم

نوشته شده در 12, 3, 1391
نظرات (4)

سئوال 7 ، چرا صلح نکردیم ؟؟؟

خداقوت.یه سوالی داشتم. قضیه ی قطعنامه صلحی که عراق بعد از پیروزی ایران توی فتح خرمشهر داده و ایران قبول نکرده چیه؟ایا ما واقعا اون موقع قصد کشور گشایی داشتیم؟میخواستیم تا قدس برسیم؟ایا این واقعا ما بودیم که جنگ رو ادامه دادیم؟من اینا رو شنیدم ولی در واقعی بودنش در شگفتم.حقیقت چیه؟شما بگید

منطق 7 ؛

سلام علیکم 

چرا صلح  نکردید؟؟    سئوالیست ازبیخ باطل

چرا آتش بس را نپذیرفتید ؟؟  سئوالیست درست

صلح ، با  آتش بس،  تفاوتش از زمین تا آسمان است

نه عراق و نه هیچکس، تا زمان قطعنامه 598 سال 1366آن هم که ایران روی سینه ی صدام نشسته بود و او نفسهای آخرش را میزد !!! به ایران کسی  پیشنهاد صلح نکرد ......  اولین بار در زمانی که ارتش بعث تا ده کیلومتری اهواز پیشروی کرده بود، سازمان ملل، قطعنامه آتش بس صادر کرد

 یعنی هرکس هر جا هست بایستد، ایران گفت: باید دشمن از خاک کشور بیرون برود، متجاوز تعیین شود، اما هیچگاه سازمان ملل نمیگفت متجاوز کیست !!! یکبار هم  بعد از فتح خرمشهر، دنیا بخودش افتاد و قطعنامه ای دیگر که او هم مثل قبلی دعوت به خویشتن داری کرده بود........... ما از اول میگفتیم، اعلام کنید متجاوز کیست؟؟؟؟؟ تا سال 1366 بعد از عملیات کربلای 5 که قطعنامه 598 صادر شد ،هیچکس نگفت صدام متجاوز است، پس صلح با آتش بس ، زمین تا آسمون فرق داره........ما بدنبال احقاق حقمون بودیم، که هیچگاه دنیا برای ما قائل نبود و باید به زور میگرفتیم، ما اصلا بدنبال کشور گشایی نبوده و نیستیم، رفتن تا قدس، یه استراتژی معنویست، باید خود ملتها تلاش کنند، اون زمان هم امام فرمودند: راه قدس از کربلا ..... مردم هر کشور باید خودشان انقلاب کنند، مثل بیداری اسلامی الان، که همه به برکت همون شعارها و مقاومتها ست..... اسرایئل دشمن واضح همه مسلموناست. علنی ما رو تهدید میکنه.... ما هم متقابلا


post name

بازشدن گره

نوشته شده در 12, 3, 1391
نظرات (2)

نظر 6 ؛

یک دوست عزیز، این نظرو داده

سلام

 واقعاعملیات وافجر8یه معجزه بود

هنوزوقتی اسم اون عملیات رومیشنوم تنم میلرزه

 ازچندنفرازجانبازهای این عملیات شنیدم که

 وقتی خانم فاطمه ی زهرا رو صدا میزدن گره ها باز میشده

منطق 6 ؛ 

الهی به قربونت

این حرفای بعضی مداحا و روضه خووناست و اونایی که در کوههای اروند غواصی میکردن

حالا نمیدونم تا چه اندازه درسته که تو روضه ها  و مداحی ها اینجوری بگن اما

عملیاتهای ما در سایه ی عقل، برنامه ریزی، فکر و تلاش پیش رفت

ضمن اینکه هیچکس منکر امدادهای الهی نیست، اصلا مگه بدون کمک خدا این پیروزیها امکان داشت

اما اینجوری بیان نکنید

به محض اینکه صدا میزدیم، یا زهرا، همه گره ها  وا  میشد

امدادهای الهی را لوس نکنید

حالا  آقای حدادیان یه چیزی گفته، نوحه خوونه  دیگه !! کارشناس و فرمانده نظامی که نیست

امدادالهی چگونه ؟ چه زمانی ؟ به سراغ چه کسانی می آمد ؟ باید درست گفته بشه

که اگه چهارنفر دیگه شنیدن، نخندن

این بدبختی نیست، که ترکیه امدادهای الهی را در سریال کلید اسرار برای ما میسازد، همه هم نگاه میکنند

و ما اینجوری کرامات جبهه و شهدا رو معرفی میکنیم 


post name

دین یا روحانی

نوشته شده در 5, 3, 1391
نظرات (2)

سئوال 5

سلام ، خدا قوت . برنامه تون رو در شبکه 2 ، برنامه روز از نو ، در صبح سوم خرداد دیدم

خیلی خیلی از صحبتهاتون استفاده کردم

 اون روز تو برنامه روز از نو گفتید نباید بسیج رو با بسییجی، دین رو با روحانی و ...شناخت

درمورد این صحبتتون بیشتر توضیح میدید؟ میخوام بدونم دقیقا منظورتون چیه؟

 آغاز فصل بندگی رو هم تبریک عرض میکنم و ازتون التماس دعا دارم. یا علی

منطق 5 >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>؛ 

مجری پرسید : سفارشتون به جوونا چیه ؟؟

فکر کردم، خب سفارش زیاده، اما اولویت امروزه چیست 

 به نظر من خطر داخلی ها، که در راستای اهداف دشمن ، خواسته یا ناخواسته حرکت میکنند، از خطر ناوهای جنگی آمریکا، بیشتر است، اگر روزی این نظام، خدای نکرده با چالشی روبرو شود، از بیرون نخواهد بود، همیشه ما از داخل ضربه خوردیم و اگر هم دشمن خارجی وارد شده، ازچراغ سبزهای داخل بوده، مثل جنگ هشت ساله، اگرهمه مسئولان با امام بودند، بنی صدرها در راس بعضی امور نبودند، خائنین در ارتش و وزارت کشور و..... نبودند، دشمن غلط میکرد به خودش اجازه ی تهاجمی به این وسعت بدهد

یکی از دلایل مهم طمع صدام،به حمله، امید به داخلی های نامرد بود

لذا امروز هم خطر همین است، خطری که حضرت امام و رهبری دائم گوشزد میکنند

و در تاریخ اسلام ، به اثبات رسیده

جوانان به لحاظ عدم تجربه و لطافت روح، رفتار اشتباه بعضی، در کسوتهای مختلف آنها را نسبت به اصل، دین یا ..... بد بین میکند، یا بهتر بگم، کرده !!!!!!!!!!!!!ه لذا من گفتم آی جوونا

دین را از روی یک روحانی نشناسید

بسیج را از روی یک بسیجی نشناسید

سپاه را از روی یک سپاهی نشناسید

دانشگاه را از روی یک دانشگاهی و.........ه

دلبریان، قطعه ای از جبهه نیست، که اگر پایش را کج گذاشت، جبهه بر باد رود

آیا اگر خادم مسجد با شما بد برخورد کند، شما نباید به نماز بروید و این در جاهای دیگر هم صدق میکند

حق را بشناسید 


post name

مثل شهدا نیست

نوشته شده در 8, 9, 1390
نظرات (3)

سئوال 4

سلام.خسته نباشيد.

يه سؤالي خيلي وقته ذهنموداره می خوره. گفتم شاید شماکه اون روزا روتجربه کردین بتونین جوابموبدین

چرا این روزا حال وهوای دوران دفاع مقدس وطرز زندگی رزمنده هایی که اون زمان ازهمه چی شون گذشته بودن ، کاراشون کمتردیده میشه واحساس میشه ؟

من توی یه کتابی خوندم که یه نفرشب عملیات خواب دیده بود امام حسین علیه السلام خودشون دارن حرم روجارو می کنن ومیگن یاران باوفای من دارن میان می خواهم  خودم حرم روبرای زائرانم جارو کنم.(نقل به مضمون) من اینوکه خوندم تنم لرزید.

من خودم که هنوزگیرکارم اینجاست که خدای نکرده زبونم لال ازدشمنان حضرت نباشم.

مگه اون موقع(دوران دفاع مقدس)آدماچه جوری بودن؟ ازآسمون اومده بودن؟ یه جوابی بدین که دلم آروم بشه

منطق 4 ؛>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

علیک سلام،

امروزبا دیروز، فرقی نکرده، "خوبان امروز" به مراتب  از "خوبان دیروز" بهتر و بیشترن

 اما چون رسانه ی ملی ، مطبوعات، مجلات و... متاسفانه از اون دوران کمترنشون میدن و فضای قالب جامعه ، مسائل سیاسی واقتصادی ست،خب ، طبیعیه 

  خُودِتونم گفتید  "احساس میشه" اما واقعیت این نیست که از اون آدما دیگه وجود نداره

 ازاین کرامتها الا ماشاالله درجبهه ها بوده، هیچ شکی درش نیست

 اما اینها مُختص شلمچه و دوران جنگ نبوده و نیست. هر جا با اخلاص ونیت پاک ،درخانه ی خدا و ائمه رو بزنیم، جواب میگیریم

 آدمای جبهه هم مثل همه ی آدمای دیگه، فرقشون این بود که ،یه قدری به خودشون برای عمل به دستورات دین، زحمت دادن و برای خدا، ازخیلی لذتها، حتی ازحلالها گذشتن،  نمره قبولی گرفتن و شهید شدن و بعضی هم تجدید، بعضی مردود

موقعیت "جبهه"  مثل ماه رمضون و محرم، ویژه بود،  آیا اعمال ماه رمضون رو نمیشه  تو ماههای دیگه ی سال انجام داد

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا !!!!!


post name

درسته... ولی

نوشته شده در 20, 8, 1390
نظرات (2)

سئوال  3 ؛

 سلام در مورد\"مسخره کردنها،پوزخندها،بی مهریها،بی توجهی ها\"که گفته بوديد جسارتا يه مطلبي از تجربه ی شخصي خودم بگم

يقين دارم که اگه نيت خالص خالص باشه ، مهم نیست ضمن اينکه تا حدی ناراحت کننده اس. اين جمله تون \ ،امروز تو هم پشت خاکریز اعتقادات دینی بایست

  داغ دلمو تازه کرد.جاش نيست که چراشو بگم.يه مواقعي اينقدر شرايط درهم و برهم ميشه که آدم نمي دونه بره درسته يا بمونه

 ايستادن پشت خاکريز اعتقادات ديني که شما ازش حرف ميزنين نه اعتقادات ديني که توی جامعه متداوله واقعا **کمرشکنه**درسته که ارزش جون دادن رو هم داره**ولي ** در صورتي که تشخيص آدم درست باشه.  

 ممنون از جوابتون التماس دعا

منطق 3 ؛ >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

اولا : سلام ، خواهشمندم ، یه بار دیگه به دقت ، پاسخ قبلی ام رو بخونید،

همه مطالب شما از اول همون تایید نظرحقیره! فقط همون ** ولی ** خراب کرده

خودت میگی : ارزش جوُن دادن رو داره ، ولی ....... ولی، بی ولی.

شهدا نگفتند : **ولی**.

گفتی : کمر شِکَنه ! آره که کَمَر شِکَنه ، مگه اونایی که وایستادن کمرشون  نشکست؟! سرشوُن ، با تیر مستقیم تانک ،نرفت ؟! دست و پاهاشوُن قطع نشد ؟! اما وایستادن 

 خیلی از بچه های واحد ما ، واحد تخریب، دست و پا قطع و از یک چشم نابینا شدند، اما تا آخر جنگ جبهه رو رها نکردن 

خلاصه، بهشت را به بها میدهن ، نه به بهانه. بهاشَم ، کَمَرشِکَن است

گفتید تشخیص آدم درست باشه!

زمان جنگ و الان ، توی هر کاری آدم چطوری به تشخیص درست میرسه؟

وقتی میخوای جایی بِری ، اما اطلاعات نداری ، راه رو بَلَد نیستی،،، چکار میکنی ؟ خُب از راه  بَلَد میپرسی ! از متخصصش سئوال میکنی


post name

جهاد امروز

نوشته شده در 18, 8, 1390
نظرات (2)

پرسش 2

سلام

 داشتم فکر ميکردم چطوری ازتون بپرسم که منظورمو منتقل کنم بنظرم اومد از جمله ی خودتون استفاده کنم

"شهادت ؛ مزد اعمال و مجاهدتهای خالصانه است

 خيلي دلم ميخواد بيشتر بدونم در مورد اينکه به قول خودتون تير و ترکشای جبهه نصيب هر کسي نمي شد.الان چي؟

 الان که تير و ترکشي نيست.البته بجز يه موارد خاصي

 قبلا زياد گفتيد ولي پراکنده.پارسال اولين بار بود که رفتم سفر راهيان نور. اصلا به دلم نمي چسبيد وقتي راوی مثلا توی فکه فقط از پوست سر کنده شده ی شهدا مي گفت و بچه ها گريه مي کردن.البته روز آخر تحمل نکردمو با کلي ترس ولرز رفتم گفتم.بخاطر همين تازگي حرفاتونه که پايبنده سايتتون شدم. التماس دع

منطق 2 ؛ :>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

سلام دوست عزیز، متاسفانه ما با تعالیم قرآن زیاد مانوس نیستیم!

فلسفه ی خلقت ما ،اطاعت ،خداست و مبارزه با شیاطین است،این مبارزه تا قیام قیامت ادامه داره،جبهه ،یک جهاد رزمی  بود، که شهیدان دراین میدان سربلند وقبول شدن،ولی آیا با تموم شدن جنگ ،مبارزه هم تعطیل میشه؟ آیا وسوسه های شیاطین درون و توطئه های شیاطین بیرون ،تموم شده ؟؟؟

هرروز درجبهه ای دیگر

دیروز جهاد رزمی ،پشت خاکریز،توی شلمچه ،امروز جهاد علمی ،جهاد اقتصادی توی دانشگاه و شهر

    اتفاقا خیلی از جبهه ی جنگ دیروز، سخت تر                              

واما اون راوی در فکه،

پدرِ ما رو در آوُردن ، بعضیها، که گاهی نمیدونن چی بِگن، تازه کجاشو دیدی ، برا بچه ی مردم خواب تعریف میکنه! مقصر مخاطبین هم هستن! که هیچی نمیگن ،خدا پدرت رو بیامرزه رفتی به خودش تذکر دادی،که جایی دیگه تکرار نکنه


post name

صدا و سیما

نوشته شده در 14, 8, 1390
نظرات (21)

 پرسش  1 ؛  دفاع از صدا و سیما
ما نتونستیم (یا نمیدونم شاید نخواستیم) تو این چند سال بعد انقلاب نیرو تربیت کنیم

 فرقی هم نمیکنه، تو همه عرصه ها وضع همینه! متاسفانه مشکل اساسی همینه که فرد اصلا دغدغه نداره

 وظیفه دانشکده صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران ،این نیست که فقط چندتا کارگردان و صدابردار و تصویر بردار و بازیگر و .... تربیت کنه

 بلکه علاوه بر تخصص باید تعهد اسلامی- انقلابی داشته باشه تا با انگیزه وارد میدان رسانه ای بشه

 دانشکده های هنر ما هم که از اون بدتر

 الان فکر کنم فقط دفتر جبهه مطالعات انقلاب فرهنگیه که 4 تا کلاس درست و حسابی گذاشته و داره نیرو تربیت میکنه ( امثال نادر طالب زاده و وحید جلیلی) که واقعا دارن زحمت میکشن

 به نظر من مدیران رو هم نمیشه صد در صد متهم شمرد

 من از بچه مذهبی ها هم گله دارم که چرا وارد این عرصه ها نمیشن! چرا از ابزار قدرتمند هنر استفاده نمی کنن!؟ همینطور که رهبری میگن بحث هنر و هنر انقلابی مغفول مانده! هنرمندان ما حقیقتا مسئولند!

 منطق 1 ؛ >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

اولا ، علیک سلام ، دوما ، ممنون که وقت گذاشتید واین مطالب رو نوشتید

همه ی این فرمایشات رو درجریانم ،مثل اینکه آقایون منتظرند،تا

امام زمان عجل الله تشریف یباورندوحل کنند!!مانندهمین الان که رهبری،زحمت خیلی ازکارای آقایون رو میکشند!!

اما این دلیل نمیشه که ما بی خیال یک مشکل بشیم دست رودست بذاریم اجازه بدیم،این نشتی آب،روز به روز پیشرفت کُنه، پس خواهشا این سنگ بزرگ روازجلو خودبردارید

خودتان گفتید،آقای جلیلی وطالب زاده دارن کارمیکُنن،خُب،اوناکه بیشترازشمااطلاع دارن،اما دارن وظیفشونوانجام میدن!اصل هم همینه،عنصری که مارودرجنگ،پیروز کرد

هر کس،هرجا بود، وظیفشو انجام داد

دیگه نگفت:موشک بدید،تا تانک بزنم،منتظرموشک هم نموند،با کوکتل مولوتف دفاع کرد.

این است الگوی ما. فقط

فرمودید،بچه مذهبی ها نمیان پای کار! خُب نیان

اصلا،کی گفته اینا مذهبین ؟ملاک ونشونه ی مذهبی چیه؟! اینا خیلیاشون لامذهبین!

مذهبیونی که،درهشت سال جنگ در بیت،خوسبیدند!الان هم هستن،بیشترشدن،کم نشدن!مثل علفهای هرز

من میگم :

این چند دونه ماسه وشنی که توی غذای مردم هست ودارن آقایون میبینن،بردارن

شما میگی :

باید یه دستگاههایی بسازیم که اتوماتیک ماسه غذاهارو جمع کُنه!

خُب برو بساز،تکلیف منو،با این ماسه ای که توی غذا دارم میبنم،چیه؟چکارکنم؟ بخورمش؟

آرایش زن مجری رو گفتم ،حضور اون دخترخانوم بین رزمندگان رو، اصلاح پیامهای آلوده بازرگانی و...

یه،مسکن به این مریض بِزن که داره میمیره ،تومیگی :باید دکتراز خارج بیاد؟؟

دکترکه بیاد ؛ باید مجلس ختم شرکت کُنه

مدیران دراین قبال، قطعا مسئولند