{R_COLOM}
post name

خانه حجاب-95

نوشته شده در 1395-3-31
نظرات (0)

مشهد - خيابان آبكوه _ نبش آبكوه 15 - خانه حجاب ( صدف) ه

اگر چه در ظاهر  كار اقتصادي ، فروش چادر ، پوشاك  عطر است، اما آن روي سكه  اين مركز ؛ كار  فرهنگي ست

در سالروز آزاد سازي خرمشهر 9 خرداد 95 مهمان كاركنان اين مركز بودم

شايد اگر سطحي و گذرا نگاه كنند خواهند گفت : روايت سيره شهدا ، مراسم سالروز فتح خرمشهر چه ربطي به اينها دارد...!؟

ولي اگر عاقلانه فكر كنند، پي به شم قوي مديريت اين مركز خواهند برد

كه او به اين واقعيت انكار ناپذير رسيده است كه اگر ، كارمند او با ارزشها و روحيه ايثار مأنوس و آشنا شود

بلاشك بسياري از مشكلات حل شده  و اثر مستقيم در بالا رفتن كيفيت كاري آنها دارد

ايجاد نمازخانه اي بسيار قشنگ، زيبا و آراسته به گلدانهاي گل و گياه و تعطيلي يك ربعه كاربراي نماز، آرام بخش است

بزرگترين كمبود امروز در همه اقشار جامعه

اعم از كارمندان. معلمان. دانشگاهيان و جوانان  كه با هيچ چيز مادي جبران نميشود

ضعف در جهان بيني ، غفلت و عدم توجه به معادلات الهي ست

مديريت محترم مركز آقاي مهندس طهماسبي و خانم كميلي كه يك زوج موفق هستند،قبل از هر چيز بدنبال حيات طيبه اند، نه زيستن

تفعلي به حافظ زدم اين شعر آمد

گعذاري زگلستان جهان ما را بس *** زين چمن سايه ي آن سرو روان مارا بس

يار با ماست چه حاجت كه زيادت طلبيم *** دولت صحبت آن مونس جان ما را بس


post name

اعتكاف- 95

نوشته شده در 1395-2-8
نظرات (1)

جلسات اعتكاف جوانان جزو بهترين جلساتم در طول سال است چون شبيه محيط جبهه است

بسياري از برنامه هايش، محيطش، رفتارهاي جوانان، جمع معتكفان، ياد جبهه را در من زنده ميكند 

قبل از هر چيز، من براي دل خودم ميروم تا آن خاطرات ناب كه در جمع غواصان و تخريب چيان زمان جبهه داشتم، بازنگري شود

بسياري از اين جوانان رنگ و بوي همسنگران شهيدم را ميدهند

مشهد. رضاشهر. بلوار پيروزي . مسجد امام رضا عليه السلام

نورانيت قلبهاي پاك، دلهاي خالي از تعلقات دنيا در آدمي اثر ميگذارد

دل جوان همچو صفحه سفيد كاغذ است با كمترين اشاره در دلش اثر ميگذاري

رهبر معظم انقلاب: من بشما جوانها عرض ميكنم كه از ماه رجب استفاده كنيد ، بهره ببريد

شما كه در بهار عمر قرار دارید ؛ از این بهار معنویّت هر چه میتوانید استفاده کنید

---------------------------------------------------

جوانی، گلی است که جز یک دفعه در بهار عمر شکفته نمی شود

هر كس ، به هر كجا رسيده در جواني بوده است

سالهاي پر بركت و پر بار را از بهارش تعيين ميكنند

سالي كه نكوست ، از بهارش پيداست

در بهار عمر كه جواني ست ، هر چه بكاري، همان را در پيري درو خواهي كرد

انحرافات ، آفتها و بيماريهاي روحي رواني و امراض اخلاقي نقطه شروعش از جواني ست

سالهاي جواني را هم قدر بدانيد، هم درست استفاده كنيد و هم مراقب باشيد آلوده به گناه نشود

كه اگر اين دوران حساس به درستي بگذرد بسياري از راه را رفته ايد و اين نهال درست رشد ميكند

شما همچون نهال هستيد خود را با علم. با تهذيب. با ورزش. محكم نگه داريد كه اگر كج شده و بيراهه برويد

ديگر مثل درختان تنومند كه در نونهالي كج رشد كرده اند، راست شدن و هدايتتان محال است

-------------------------------------

مشهد. شهرك طالقاني . مسجد قدس

در آسمان عمر، جوانی ستاره ای است          یک بار بیشتر نکند در جهان طلوع
چون اصل عمر توست، بدان قدر و قیمتش       اصل ار فنا شود، نبری نفع از فروع

جلسه سرشار از نشاط. گريه. اشك و خنده بود، كه نتيجه هر دو چون در آن گناه نبود، شادابي روح و روان بود

يكي از مشكلات ما در اين مملكت " مشكل بلندگو " ست

حقير از سال 1360 از زماني كه وارد روابط عمومي سپاه شدم و در تبليغات كار ميكردم تا امروز مشكل بلندگو حل نشده

جلسه اي نشده كه بروم "بلندگو يش" ايراد نداشته باشد

يكي از حاجاتتان در اين شب و روزها درست شدن بلندگوها در اين كشور باشد

در سال اقتصاد مقاومتي. اقدام و عمل.اين جوان مبتكر ايراني با طراحي بر روي يك پتو ، كلي هزينه البسه را كاهش داده است

يك عكس دسته جمعي هم باعث ثبت خاطره اين محفل معنوي شد تا با ديدنش عهد و پيمانهايمان يادآوري شود

فراموش نكنيم... يادمان نرود... با خدا چه عهدهايي بستيم... پاي آنها بايستيم... انشالله

غواص شهيد محمدرضا رنجبر بچه سبزوار يك نوجوان فرمانده يك گروهان غواص در عمليات كربلاي 4

همه اين استعدادها در وجود شما هم هست فقط بايد بشناسيد و تقويت كنيد

و تقويت آن ممكن نيست مگر آنكه اهل پرهيزكاري باشيد و اهل مجاهدت... تا خدا كمكتان كند

بدون ترك گناه امداد الهي شامل حالتان نميشود و بدون كمك خدا به هيچ كجا نخواهيد رسيد

اين بچه بسيجي هاي مخلص چون با خدا رفيق شدند و براي خدا ترك لذتها كردند، مطيع امام بودند و صبر كردند، بزرگ شدند و جاودانه

 

احسنت بر شما كه در كنار اين جوانانيد...من كه مثل بسياري از بزرگان. علما. اساتيد. حوصله همنشيني با اين جوانان را ندارم

مشهد. قاسم آباد. بلوار انديشه .مسجد امام حسين عليه السلام


post name

اختتاميه جشنواره عمار-94

نوشته شده در 1394-12-3
نظرات (0)

مشهد مقدس - اختتاميه ششمين جشنواره فيلم مردمي عمار - 30 بهمن ماه 94 - سينما آفريقا

السلام عليك يا فاطمه الزهرا يا زينب كبري سلام الله عليها

 خانواده محترم شهيدان مدافع حرم " گردانهاي فاطميون " ميهمانان ويژه اين مراسم معنوي بودند

همانها كه فرزندانشان كيلومترها آنطرف تر در خط مقدم جبهه ي مقاومت جلو دشمنان اسلام مظلومانه ايستاده اند

و حركت آنها را بطرف ايران گرفته و زمينگيرشان كرده اند

امنيت و آرامش امروز ما بي شك مديون آنان است

--------------------------------------------------------------

هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق *** ثبت است بر جريده ي عالم دوام ما

تقدير از كارگردانان و مستند سازان مردمي و انقلابي آقايان حاجتمند ، باغشني، اسلام زاده و عظيما

----------------------------------------

ما در پياله  عكس رخ يار  ديده ايم *** اي بيخبر  زلذت شرب مدام ما

بسياري از اين شهدا همچون مولايشان اباعبدالله الحسين عليه السلام ، توسط يزيديان داعش سر از بدنهايشان جدا شد

يزيديان احمق ، خشن و بي رحم و بي منطق  كه حسينيان آخرالزماني امام عشق را ناجوانمردانه سر ميبرند

--------------------------------------------------

من در هواي دوست گذشتم زجان خويش *** دل از وطن بريدم و  از خاندان خويش

با اين تصوير ميشود صف شهيدان را فرداي قيامت در صحراي محشر در ذهن تداعي نمود و تا دير نشده فكري بحال خود كرد

واي بر ما ... كه از پس امروز حتما هست فردايي

محكمه شهدا، محكمه ايست كه همه در آن حاضر خواهيم شد و بايد جواب پس دهيم كه بعد شهدا چه كرديم

-------------------------------------------------

آنانكه خاك را بنظر كيميا كنند *** آيا بود كه گوشه چشمي بما كنند


post name

جوانان مسجد قدس-94

نوشته شده در 1394-5-4
نظرات (2)

سي تير ماه 94  اردوي فرهنگي زيارتي جوانان مسجد قدس تهران

بعد از زيارت گلزار شهداي گمنام درمحل نمازخانه فرهنگسراي پايداري شهرداري مشهد در جوار پارك كوهسنگي ، گرد هم آمدند

  روايت خاطرات شيرين نوجوانان جبهه در تحمل سختيهاي آموزش غواصي و مبارزه شهدا با هوا و هوسها

نگهداري و مواظبت از دلهاي باصفا و تر تميزتان مهمترين ماموريت شماست همون دقتي كه شهدا داشتند

پاك موندن  آسون تر از  " پاك كردن "  است


post name

بچه محله امام رضا-94

نوشته شده در 1394-5-4
نظرات (3)

مَشهَد مِخَه بِري سال 2017 از طِرف سازمان بين المللي آيسسكو بعنوان پايتخت فرهنگي جهان اسلام معرفي بِشَه

سلسله  جلسات ادبي و فرهنگي  در معرفي رسم و رسوم  و لهجه مِشهدي با طعم طنز با اجراي هنرمند توانا استاد رضا رفيع

هر شب ساعت 21 از شبكه شما ... تكرار روز بعد ساعت 8 و 15

 

بخش قصه هاي مو و حاج دايي

با اجراي آقاي قاسم رفيعا ، شاعر خوش لهجه و بانشاط مشهدي

موره میبینی که شر و با صفایوم ... بچه محله ي امام رضايوم... زلزليوم  حادثيوم  بلايوم

بچه محله ي امام رضايوم

بخش مشهدي جبهه رو

خاطرات بانشاط.، حماسي و پندآموز جبهه با لهجه ي مشهدي و طعم طنز  بروايت دلبريان

متاسفانه روايتگري جبهه ، فيلمهاي دفاع مقدس بيشتر خلاصه شده در تيرو  تفنگ   و   تانكو توپ

در صورتيكه جبهه، يك زندگي قشنگ بود و تاريخ دفاع مقدس براي تمام بخشها حرف دارد و الگوست

با اجازه از استاد رفيعا

موره ميبيني كه  پُر سَرو صِدايوم ... جامونده از قافله يِ شُهدايوم

درسته كه از لشكر امام رضايوم ... وامونده از غِواصايِ با صفايوم ... دِلوم  خوشه كه كِفتر امام رضايوم

تخريب چيوم. رزمنده يوم. بلايوم  ... كوچكترين سرباز  دِ لشكر 21 امام رضايوم

 دعا كِنِن تو او روزاي آخر ... بِرِسوم به اون  گلاي سرخ  پَرپَر

--------------------

كمال همنشين در من هم اثر كرد... و گرنه من همان دلبرياني  كه بوده  هستم


اين برنامه دربوستان وفا واقع در بلوار پيروزي ميدان سلمان در سي شب ماه مبارك رمضان به جز شبهاي قدر برگزار

 گرديد و تا 5 مرداد ادامه داشت با استقبال خوبي از سوي همه مردم روبرو  گرديد  


post name

ماه عسل-94

نوشته شده در 1394-4-23
نظرات (5)

ياد غواصان مظلوم عمليات كربلاي 4 و 175 شهيد تفحص شده غواص و خط شكن، كه بعضي با دستان بسته زنده بگور شدند 

در برنامه ماه عسل-94

قبل از شروع برنامه خدمت خانواده شهيد سيد جليل...!!! ميري وركي  اولين شهيد شناسايي شده

باشنيدن نام جليل حالم عوض شد

رخ تو در دلم آمد مراد خواهم يافت   ***   چرا كه حال نكو  در قفاي فال  نكوست

 گر بكاشانه ي رندان قدمي خواهي زد   ***   نُقل شعر شكرين و  مي  بيغش دارم

در وفاي عشق تو مشهور خوبانم چو شمع   ***   شب نشين كوي سربازان و  رندانم چو شمع

روز و شب خوابم نمي آيد بچشم غم پرست   ***   بس كه در بيماري هجر تو   گريانم چو شمع

كوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت   ***   تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع

اگر چه عرض هنر پيش يار بي ادبيست   ***   زبان خموش وليكن دهان پر از عربيست

هزار عقل و ادب داشتم من اي خواجه   ***   كنون كه مست خرابم  صلاح در بي ادبيست

راه عشق ارچه كمين گاه  كماندارانست   ***    هر كه دانسته رود صرفه زاعدا ببرد

گنج عشق خود نهادي در دل ويران ما   ***   سايه ي دولت  برين كُنج خراب   انداختي

مباحثي كه در اين مجلس جنون ميرفت   ***   وراي مدرسه و  قال و قيل مسئله بود

برادرزاده شهيد كه نامش را بياد شهيد، جليل نهادند

فرزند فرمانده عزيزم  شهيد جليل محدثي را هم محمد جليل نهادند

شمه اي از داستان عشق شور انگيز ماست   ***   اين حكايتها كه از فرهاد و شيرين كرده اند

جهانيان همه گر منع من كنند از عشق   ***   من آن كنم  كه خداوندگار  فرمايد


post name

محافل روايتگري

نوشته شده در 1394-4-8
نظرات (0)

پيرو تقاضا و درخواست دوستان عزيز مبني بر اطلاع رساني جلسات عليرغم


post name

نظر سنجي دومين نشست

نوشته شده در 1393-11-20
نظرات (1)

دومين جلسه جوانان پرسشگر و راويان جبهه و جنگ،با همه قوت و ضعفش بخير و خوشي برگزار شد

پيرو درخواست ما مبني بر اعلام نظرات. پيشنهادات و انتقادات، پيامكهايي از حاضرين جلسه وصول گرديد

سلام جلسه بسیار پر بار و خوبی برای بنده بود زمان و مکان هم مناسب اما به نظر من پرسشگران مسلط نبودند

سلام، راویان عالی بودند، ولی سوال منتقدان خیلی پیش پا افتاده بود و ارزش مطرح کردن نداشت

و نظم جلسه ام مثل همیشه خوب نبود

 تشکر از شما زمان , مکان و نحوه برگزاری جلسه خوب است

سلام اصل جلسه بسیارعالیه ما چندنفر از نوجوانان دبیرستانی را آورده بوديم راضی بودند ولی می توانست سوالات جدی تر و

چالشی تری پرسید ه شود ساعت18:30باشه بهتر از ساعت 18ست چون با بچه هاي پایگاه بعد از نماز از مسجد راه می افتیم

سرویس برگشت بذارین دیگه عالیه. ممنون

سلام و خداقوت خدمت عزیزان.ممنون از زحماتتون.روی سر موقع برگزار شدن جلسات تأکید دارم.یعنی وقتی گفته میشه ساعت 18

دقیقا رأس ساعت 18و یک ثانیه سخنران پشت تریبون باشه برای ترویج نظم در جامعه وشرکت کنندگان...بدرود

به نظر من تعدادی از ضروریات و نیاز های جوانان، عبارتند از : داشتن بصیرت در موقع بروز فتنه ها، داشتن هدف برای زندگی

تشکیل خانواده، ساده زیستی و دوری از تجملات..ما میتوانیم با پرسش از راویان عزیز این موارد را در زندگی شهدا، جانبازان و

رزمندگان جستجو کنیم، نه این که سوالاتی بپرسیم که نیاز سنجی نشده و حاشیه ای باشد

و با گرفتن جواب دردی از جوانان حل نشود

اصل نشست خوب است اما اکر تخصصی تر باشد بهتر است اینجانب برای همفکری آماده هستم

خوب بود،فقط جو طوری بود که مخالف جرات حرف زدن  نداشت

---------------------------------------------------------------------------------------

دست همتون درد نكنه. كه توجه كرديد زحمت كشيديد، انشالله در جلسه آينده حضوري پاسخ اين نظرات رو خواهيم داد

  اما لازم است به استحضار برسانم كه اين اولين تجربه است و تا جاييكه من خبر دارم

نمونه اي با اين موضوع  و با اين تريبون آزاد در جايي شاهد نبودم

حتما با استفاده از نظرات شما و همكاري خوبتان، روز بروز ارتقاء خواهد يافت

انشالله بتوانيم هر كدام از ما و شما به سهم خود يكي از

دغدغه هاي مهم رهبري ، كرسيهاي آزاد انديشي

را پيگيري نماييم

بزودي سومين جلسه قبل از سال جديد اعلام خواهد شد

در پايان وظيفه خود ميدانم از مديريت محترم موسسه  مشاوره اي  جوانان آستان قدس برادر بزرگوار  آقاي خوراكيان

همكاران خوب و باصفايشان ، همچنين از كميته راويان فتح خراسان خصوص حضور دلسوزانه استاد تيموري عزيز، تشكر نمايم

اميد كه مرضي رضاي خداوند واقع گردد


post name

دومين ميزگردجوانان.راويان

نوشته شده در 1393-11-14
نظرات (0)

در لبيك به نداي ولي امر  مبني بر راه اندازي كرسي هاي آزاد انديشي و در مقابله با تهاجم ناجوانمردانه دشمن

به فرهنگ ايران اسلامي و تاريخ دفاع مقدس

دومين نشست جوانان پرسشگر و راويان جبهه روز پنجشنبه 16 بهمن ماه 93 راس ساعت 18 الي 20 برگزارميگردد

مشهد . خيابان شهيد چمران. خ گلستان غربي . پ 90 مركز مشاوره جوانان آستان قدس رضوي

-----------------------------------------------------------------

نظرات. پيشنهادات و انتقادات سازنده شما چراغ راه ماست

تريبون آزاد  -  پيامك بشماره  09155034145   آماده دريافت است


post name

اولين ميزگرد جوانان.راويان

نوشته شده در 1393-10-22
نظرات (3)

 نوزده ديماه 1365 اولين ميزگرد جوانان پرسشگر  با راويان جبهه در سالروز عمليات بزرگ و سرنوشت ساز كربلاي پنج

 در محل مؤسسه  مشاوره جوانان آستان قدس رضوي برگزار گرديد

اميد است مشمول عنايات و توجهات حضرت حق و شهيدان والا مقام در انجام اين ماموريت ملي . اسلامي و اخلاقي باشيم

قرائت آياتي از كلام الله قرآن مجيد توسط قاري بين المللي و ممتاز حاج اميد حسيني نژاد

با عرض سلام و خير مقدم به همه ميهمانان كه در اين هواي سرد گرما بخش محفل شدند

ياد كنيم از شهداي مظلوم عمليات كربلاي 5 خصوص غواصان . آنها كه خود را براي دفاع از ارزشهاي الهي به آب و آتش زدند

اين جلسه در مقابله ي با تهاجم ناجوانمردانه بدخواهان به تاريخ سراسر افتخار دفاع مقدس تشكيل گرديده است

متاسفم كه تاكنون ما متكلم وحده بوديم  و بسيار خرسندم كه اين فرصت به جوانان داده شد

اميدوارم شروع خوبي باشد براي بيان حرف دل جوانان كه كمتر گوش شنوايي براي شنيدنش آنها پيدا ميشود 

 جلسه  برابر اعلام قبلي رأس ساعت 18 آغاز و ساعت20  هم خاتمه يافت دو تن از دانشجويان بنمايندگي سئوالات خود را مطرح و

راويان جبهه جناب آقاي تيموري و دلبريان پاسخ دادند

------------------------

انشالله  سلسله نشستها و ميزگردهايي با حضور جوانان پرسشگر و رزمندگان جبهه خواهيم گذاشت كه متعاقبا به اطلاع ميرسد

به آدرس، مشهد.خيابان شهيد چمران. خ گلستان غربي.پ 90 مركز مشاوره جوانان آستان قدس رضوي برگزار خواهد شد

------------------------------------------------------------------

نظرات.پيشنهادات و انتقادات سازنده شما چراغ راه ماست...تريبون آزاد. پيامك بشماره 09155034145آماده دريافت است


post name

درخواست حقير

نوشته شده در 1393-9-16
نظرات (3)

از : عليرضا دلبريان ، جامانده اي نالايق از قافله شهدا
به: همه دوستان عزيز. خصوص متوليان امر فرهنگي
موضوع: درخواست عاجزانه. عالمانه و صادقانه
سلام عليكم ... براي بر پايي چنين محافلي كه يادآور تاريخ مظلوميت ياران آخرالزماني امام عشق هست... به همه شما خدا قوت ميگويم... ولي براي بتصوير كشيدن عكس حقير. خصوص بنر كردن آن در سطح شهر انتقاد دارم... و قلبا ناراحتم ... كاش يه هماهنگي با كوچكتان ميكرديد... آخه من كيم ...!!؟؟ كه بايد مطرحم كنيد... عكسم رو بزرگ كنيد....!!!! من در  نزد مردم. خانواده شهدا . جانبازان . همرزمان عزيزم. بسيجيان گمنام  شرمنده ام ... چرا خجالتم ميدهيد ... بجاي تصوير نحس من. يه عكس از جمع رزمندگان ميذاشتيد... تا همه ببينند و حالشو  ببرند... بهتر نبود ؟؟؟  تاثيرات مثبتش بيشتر نيست!؟؟ در امور فرهنگي نبايد به اشخاص موضوعيت دهيم !! مهم معرفي يك فرهنگ، يك سيره  و يك مرام است ... ما بايد با اقدامات عالمانه، مخاطب را متوجه آن اصل كنيم.... بايد راه را نشان دهيم !! نه شخص را .... و نه خود را ... !!!!!!  از توجهي كه براي هميشه خواهيد فرمود متشكرم
در عين حال خدا بشما اجر و به  حقير لياقت عنايت فرمايد. التماس دعا
خرمشهر زمستان 1365 قبل از عمليات كربلاي 4 ساحل كارون - غواصان گردان ياسين در حال آموزش و تمرين


post name

سالگردآقاجليل-93

نوشته شده در 1393-6-27
نظرات (1)

تير ماه هر سال يادآور شهادت فرماندهي با معرفت است كه خيلي زود توانست از خجالت شهداي گردانش بدر آيد 

در منطقه عملياتي غرب . در ماووت عراق در سال 1366 به خيل ياران آسمانيش پيوست

آقا جليل  براي بازمونده هاي گردان هنوز هم فرماندهي ميكند

سفارشاتش  آويزه گوشمان است . هر چه امروز  داريم از  بركت همنشيني با اوست

محفلي با حضور آقا سيد محمد انجوي نژاد . بازمانده اي منتظر ، از گردان ياسين  و نويسنده كتاب حماسه ياسين

بازخواني حماسه غواصان گردان ياسين

اول تير ماه سال 1393 -  مشهد - مؤسسه جوانان آستان قدس رضوي


post name

پيام نور چناران

نوشته شده در 1393-6-20
نظرات (0)

جلسه ماهانه دانشجويان دانشگاه پيام نور چناران در 2 ارديبهشت 1393

شب ولادت حضرت علي عليه السلام

محفلي بانشاط همراه با ذكر كرامات فرهنگ علوي و حتي اشك شوق بخاطر محبت علي ع  بدور از هر نفاق

اين خاصيت بي تعلقي به دنياست! كه در جوان مومن موج ميزند. كه اگر حفظش كند نجات بخش است


post name

قرارگاه فرهنگي خاتم

نوشته شده در 1393-6-19
نظرات (0)

تهران - قرارگاه فرهنگي خاتم - 27 مرداد 93

جمع راويان فتح

طرحريزي عمليات  آفندي  و  ايجاد خاكريز دفاعي در تهاجم فرهنگي دشمن

همه رزمندگان ديروز  در جنگ سخت بودند كه همچنان در سنگر  دفاع  مانده اند ، و سلاحشان قلم  است و  بيان


post name

اعتكاف مسجدالهادي-93

نوشته شده در 1393-6-19
نظرات (0)

مشهد - چهارم مرداد ماه 93 مسجد الهادي عليه السلام . مراسم اعتكاف

شب از نيمه گذشته بود ... با اصرار زياد اومدن دنبالم... اصلا باورم نميشد تو اون ساعت همه بيدار و سرحال باشن

ياد هندوانه  خوردن هاي پشت خاكريز


post name

دوره عقيدتي-93

نوشته شده در 1393-6-9
نظرات (1)

همينطور كه دوران سربازي ميگذرد ، عمر  هم به سرعت ميگذرد ... هميشه جوان نخواهيد ماند  

زندگي- بندگي و سربازي خداست

خوشابحال اونايي كه خوب سربازي ميكنند... مطيع امر فرمانده اند

در اجراي دستورات الهي اهل صبر و تحملند 

اگر معارف سربازي را خوب درك كنيد  سختيها برايتان سازنده ست نه سوزنده

نيتتان را خالص كنيد. همين


post name

طرح ولايت-93

نوشته شده در 1393-6-8
نظرات (0)

جمع جوانان و دانشجويان مشتاق در اردوي فرهنگي - طرح ولايت - مشهد مقدس- سوم مرداد ماه 1393

اگر ميخواهيد موفق باشيد بايد براي خدا كار كنيد اگر ميخواهيد توجه خدا را بخود جلب و امداد الهي به سراغتان بيايد

بايد وعده خدا را باور كنيد و اين باور ميسر نيست مگر عمل به تكليفي كه امام جامعه اسلامي برايمان مشخص كرده

بدون اينكه منتظر امكانات مادي بمانيم

من به جرأت ميگويم و اين را در جبهه تجربه كردم

به هر اندازه كه منتظر امكانات بمانيد و دست روي دست بگذاريد از امداد الهي محروم شده و كار سخت تر ميشود

با هر چه در اختيار داريد ماموريت را آغاز كنيد. راه بيفتيد

امكانات حين كار بدست ميآيد.خدا ميرساند. شك نكنيد

اصل و ريشه ي موشكهاي امروز ايران در كوكتل مولوتف ها و اسلحه هاي  ام.يك  ديروز است

ما بايد رفتاري. عملياتي.  ثابت كنيم . كه فقط براي اوييم(خدا)ه


post name

محبان صادق-93

نوشته شده در 1393-5-31
نظرات (5)

 روز شهادت امام جعفر صادق عليه السلام....... 31 مرداد 93- گلزار شهداي رضوي

جمع جوانان و دانشجويان هيئت محبان الصادق تهران

سفرهايي با عطر و بوي همان سفرهاي جبهه

جواناني با همان جنس بچه هاي جبهه

روحيه بي تكلفي مخصوص دوران جواني ست

دوران كم تعلقي به دنيا 

هنر آنست كه  تا آخر در خود حفظش كنيد به هر جاه و منسبي . مدركي  رسيدي همينگونه باشي

آقا جليل و شهيد حسن عامري

درست رد پاي شهدا ... راه همون راه ... سخت، اما خط پايانش شيرين

هوا گرم. آفتاب سوزان اما اينجا تحمل بچه ها بالا رفته بود ... كسي بي تابي نميكرد ... درست مثل جبهه

چون با اعتقاد و با انگيزه الهي اومده بودن

انگيزه و اعتقادي كه 8 سال جووناي مارو پشت خاكريز مبارزه نگه داشت

امروز دشمن دنبال زدن اون اعتقادا  و اون باورهاست

من از عدم ثبات قدم شما جوانان نگرانم

نكند اين حالو هوا مقطعي. فصلي باشه ... بايد هر جا هستيد بياد شهدا باشيد و با الهام گيري از روح آنها خدمت كنيد

باغبوني كه با افتخار خادم گلزار شهدا بود... ميگفت: سفر كربلامو  همين شهدا درست كردند

شهدا در جبهه رزمي ديروز براي ما از همه چيز خود گذشتندو امروز ماييم با اين جبهه ي فرهنگي. علمي. اقتصادي در پيش رو

خوزستان. رحمانيه . جمع رزمندگان واحد تخريب لشكر امام رضا عليه السلام -تابستان 1363- بسياري شهيد

برادر شيخي از بسيجيان قديمي كه سالها درجبهه تو واحد تخريب خدمت كرده ولي امروز تو جامعه كمتر كسي او رو ميشناسه

ميگه : هر جمعه ميام پيش دوستان شهيدم ... متوجه شدم ماشينم نداره ... با اتوبوس. با تاكسي از راه دور خودشو ميرسونه

از خودم خجالت كشيدم. از عقب موندگيم . از اين بسيجي بي درجه ي. بي مدال . بي ماشين . شايدم بي خونه و گمنام


post name

روايت جبهه بعد نماز

نوشته شده در 1393-1-31
نظرات (6)

 در سال فرهنگ كه رهبر معظم تاكيد فرمودند

ما در جهت ترويج فرهنگ ايراني.اسلامي.مسئوليت شرعي داريم.هر كس هر جا هست، به اندازه توان خود كار كند

حقير حسب وظيفه شرعي و  اداي دين به ياران شهيدم

در جهت انتقال فرهنگ مظلوم جبهه . به نسل آينده و مقابله با تهاجم فرهنگي بدخواهان

قرار شد هر هفته دوشنبه شبها ، محفلي با محوريت درسهاي جبهه بهمراه نمايش فيلم و عكس برگزار نماييم

 خاطرات  با نشاط ، سازنده  و حماسي روايت خواهد شد

 

از هيئت امناء و امام جماعت محترم مسجد بخاطر استقبال بسيار خوبشان متشكريم

رضاشهر - ميدان سلمان - اول بلوار شهيد رضوي - مسجد حضرت پيغمبر صل الله


post name

زائران خارجي.ديماه.92

نوشته شده در 1392-12-7
نظرات (3)

راهيان نور - دي ماه 1392 - زائران خارجي

 فرمانده قرارگاه . مغز متفكر جبهه . ژنرال جوان . دانشجوي شهيد حسن باقري

در يكي از خطوط مقدم جبهه  وقتي مقاومت عاشورايي و مظلوميت و اخلاص رزمندگان را ميبيند...خطاب به آنها ميگويد

روزگاراني فرا خواهد رسيد، كه بسياري از ما نباشيم ... اما بدانيد اين سرزمينها زيارتگاه خواهد شد 

ميهمانان، يا بهتره بگم ، زائران  از اسپانيا. آمريكا. سوريه . فرانسه .... دي ماه سال 1392

اينجا طلاييه ست. يادمان شهداي مظلوم عمليات خيبر. عمليات بدر

به اين عكسها نگاه كنيد. نيروهاي ما زير بمباران شيميايي. در حال دفاعند

صدام  تمام قوانين بين المللي رو  زير پا گذاشت. با بمبهاي شيميايي جبهه هاي ما رو ، حتي شهرهارو  بمباران ميكرد

جالب اينكه، هيچ سازمان حقوق بشري ، در دنيا ، صدام رو محكوم كه نكردن ، حمايت ميكردن

مظلوم رو ظالم ، مقتول رو قاتل و  مارو  حامي تروريست معرفي ميكنند...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!ه

 اينجا كليساي آبادان ست، در جنگ حتي مسيحيان در امان نبودند، هشت سال اينجا زير آتش بوده

 ما شهداي مسيحي بسياري داريم. كه جانشان را در راه ايران و ارزشهاي الهي فدا كردند

از خانومي كه كليددار كليسا بود. خواستم  عكساي شهداي مسيحي رو  اينجا نصب كند

يادش بخير ، زمان جنگ با چند تن از همرزمان سري به اين كليسا زديم

آقا جليل. كرابي. شاد. نظري . عامري. نورالهي كه همه شون شهيد شدن

دستگاه ارگ. و نيمكتهاي زيادي اينجا بود اما همه جا پوشيده از خاك و پاره هاي سنگ و آجر از اصابت خمپاره ها بود

شهيد كرابي.كه خيلي شوخ طبع بود . رفته بود  پشت ارگ و ...... ............... كلي خنديديم

اينجا ايران ، آزادترين كشور جهان است... شما در كجاي دنيا مسجد و كليسا  را در كنار هم  مي بينيد !!؟؟؟؟؟؟

 در حياط كليسا،تابلويي كه تاريخ 1915 روي آن درج و عكس مادري در حالي كه پيكر فرزندش رو  روي دست گرفته. بچشم ميخورد

اين تنديس. يادآور جنگ عثماني ها با مسيحيان در سال 1915  ست كه تعدادي از مسيحيان در آن جنگ كشته شده اند

  صد سال ميگذرد اما

چنان با حرارت و سوز تعريف  ميكرد 

ميگفت:هر ساله ما مراسم يادبود ميگيريم و هيچگاه آن كشته ها را فراموش نخواهيم كرد...ما بدنبال احقاق حق خود از عثمانيها هستيم

تاريخي كه فقط شنيده ! يكي از اون كشته ها رو نديده ! يكي از اونا رو نميشناسه ! اما بعدصد سال انگار همين ديروز اتفاق افتاده

حالا ما كه هم بوديم!! هم ديديم!! و هم خود چشيديم !! چطور بعضيها توقع دارن ، با گذشت دو دهه فراموش كنيم

ما كه هنوز برايمان شهيد مي آورند... هنوز پيكرهاي قطعه قطعه جلو چشمان ماست

بچه هاي ما ، مثل همين نخلها ، بي سر شدند ... اما در مقابل ظلم  تعظيم نكردند... ذليل نشدن ،مثل مولايشان حسين عليه السلام

ازش كه مسيحي بود پرسيدم : نام حسين را شنيده اي؟ از كربلا... عاشورا ... چيزي ميداني !!؟؟

با حس خوبي كه همراه با احترام خاصي بود ، جواب داد : اوكي

غواصان شبانه در تاريكي شب. به اين درياي خروشان زدند و آن طرف با دشمني كه پشت كوهي از موانع بود. درگير شدند

شما كه اشرافيت بر تاريخ داريد،مشابه اين حماسه رو در كجاي تاريخ ديده ايد؟ بنظر شما اين غواصان چطور آدمايي ميتونستن باشن!؟

جواب داد :در هيچ كجا نديدم، كار فوق العاده سختي انجام دادند، معلومه آدمهاي بزرگي بودن... به هدفشان اعتقاد راسخ داشتند

قدمگاه اون غواصان در حاشيه اروند  امروزه  زيارتگاه  مشتاقان و جهانگردان شده

مسجد ولي عصر . معروف به مسجد ديدگاه ... زمان جنگ از اينجا بعنوان دكل ديدباني استفاده ميكرديم

منطقه شلمچه نرسيده به نهر خين و اروند

از روز اول جنگ. تا روز آخر.اين مسجد زير آتش بوده ،ميليونها انواع گلوله به آن اصابت كرده ، اما همچنان در نقطه صفر مرزي سر پاست

آيا اين چه ميتواند باشد ... جز معجزه ست

 اين يادمانها . اين حضور شما و اظهار ارادتان ، سند زنده ي، حقانيت شهيدان و دفاع مقدس ماست

در اين هواي سرد!! روي اين خاك ها !! از راه دور ، از يه كشور ديگه  با كلي زحمت اومديد اينجا و اينچنين

با ادب و احترام سر پا ايستاديد و تاريخ  ايثار اين شهدا رو با گوش جان ميشنويد !! اون بچه ها فقط براي ايران زمين نخوردند

شهداي ما براي انسانيت . براي اجراي عدالت و  براي صلح  جنگيدند و كشته شدند

حق ميماند... حق جاودانه ست و باطل از بين رفتني ست

در اين چند روز قصه هايي كه شنيدم، مرا با حقيقت تاريخ جنگ شما آشنا كرد ... جنگ شما يك جنگ عقيده و فكر بود

  ايران خيلي مظلوم است... من پيام شهداي شما رو  و همين روايت هاي جناب دلبريان كه با صداقت و سوز  برايمان نقل ميكرد

همه جا خواهم گفت ... به كشورم برسم حتما در اين مورد يك كتاب خواهم نوشت ... شهداي شما برايم محترمند


post name

تحويل سال93-گلزارشهدا

نوشته شده در 1392-12-6
نظرات (6)

امام خميني رحمت الله عليه،  بنيانگذار  اولين نظام اسلامي بعد از حكومت حضرت علي عليه السلام

همين تربت  پاك شهيدان است كه تا قيامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارشفاي آزادگان خواهد بود

طيق سنوات گذشته، انشالله در صبح جمعه، اول فروردين سال 1393 از ساعت 8 الي 10 صبح در گلزار شهداي رضوي

بهشت امام رضا عليه السلام حضور يافته و دل و جانمان را جلا ميدهيم

و  با تجديد پيمان و توسل به مقام رفيع شهيدان ازخداوند متعال طلب موفقيت بيش از پيش را مسئلت خواهيم نمود

و آنگاه با دلي نوراني از ياد شهيدان. در حرم مولاي رئوف. پاي درس معلم كبير. ولي امرمان زانوي ادب ميزنيم


post name

دبيرستان شريف تهران

نوشته شده در 1392-11-8
نظرات (2)

مشهد مقدس - 27 ديماه 92- اردوي دانش آموزان مدرسه دانشگاه شريف تهران

جبهه هاي ما رو از رو فيلماي سينمايي نشناسيد. اونا از اسمش پيداست فيلمه... بيشترش دروغه

غواص شهيد مسعود شادكام - اينم تصويرش ، مثل شما يه دانش آموز بود - با اراده و ايمان از پس خيلي كارهاي بزرگ براومد

اين عكس رو با هم ميگيريم تا يادمون نره اين جلسه زيبا رو ... اميدوارم تو هر فرصتي بتونم خدمتتون باشم


post name

جشنواره عمار-92

نوشته شده در 1392-10-24
نظرات (3)

http://www.salamsarbedar.com/prtb.gb0urhbagiupr.html

جشنواره عمار -هفدهم ديماه سال 1392- سبزوار


post name

جانبازان اعصاب-92

نوشته شده در 1392-10-15
نظرات (6)

مشهد مقدس- دوازدهم ديماه 92 - 30 صفر 1435 - بلوار شهيد رستمي - انتهاي رستمي 2- آسايشگاه جانبازان اعصاب و روان

امام رضا عليه السلام فرمودند

« لَيْسَ شَىْءٌ مِنَ الاَْعْمالِ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بَعْدَ الْفَرائِضِ أَفْضَلَ مِنْ إِدْخالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ »
بعد از انجام واجبات، كارى بهتر از ايجاد خوشحالى براى مؤمن، نزد خداوند بزرگ نيست

روز شهادت امام رئوف و مهربانيها...شما به اين سفارش امام عمل كرديد

من خيلي متاسفم  براي جامعه اسلامي كه چرا به بيماران رواني به چشم ناخوشايندي مينگرند!!!؟؟؟؟

به خدا بايداز خيلي كارامون توبه كنيم!!؟؟ ما هنوز خيلي عقبيم!! ما كرامت انسانها را بي توجهيم!! آستين نو مورد احترام ماست

مظلوميت امام رضا عليه السلام، تنها در شهادت ايشان نيست! در جهل انسانهاست! در نگاه مادي و سطحي ماست

ما در زندگي بدنبال اهداف امام، دغدغه امام، نيستيم!!بسياري از ما فقط به ضريحش نزديك ميشويم! از فرهنگش دوريم

برايمان شعر خواندند ... شعرهايي كه اهل زمين درك نميكنند!! بايد دلت آسماني ميبود تا ميفهميدي، او چه ميگويد

حضور شما در اين مكان نشانه فهم بالايتان است!جايي كه كمتر كسي ميآيد! شما آمديد! ثوابش از تشرف به حرم اگر بيشتر نباشد

كمتر نيست!! روح امام رضا عليه السلام  را با دلجويي از اين فراموش شدگان ، شاد كرديد

دستاني را كه روزي امام بر آنها بوسه ميزد، دستاني كه در روزگاراني نچندان دور  مردانه سلاح بر كف گرفت، با افتخار ميبوسم

چه نگاه غريبي!! اينان روزگاراني سربازان وطن بودند!! باچه شور و حالي راهي ميدانشان كرديم!! حال با بدني زخم خورده برگشته اند

   و امروز ..................................... ه

 

شهيد بابانظر :  بعد از جنگ، رزمنده هارو  به امان خدا رها كردند

ميگفت : چندين عمليات شركت داشتم!! اصلا ناراحت نيستم!! حتي از اينكه خيليها مرا تنها گذاشتند

اما وقتي ميبينم بعضي آن روزها را ، آن تاريخ را فراموش كردن ! اهل دنيا شدن!! حالم بدتر ميشود ! و ميام اينجا

حرفاشون همه حساب بود... و مثل بچه هاي پاك، راستشو ميگفتن... نه مثل آدم باعقلا، كه يك كلمه رو بدون منافع شخصي نميزنن

ازم خواستن باهاشون عكس بگيرم ... بعد هم چاپ كنم  براشون ببرم ... با افتخار ، باعشق پذيرفتم

آخه اينا روزگاراني سرداران ميدان حماسه بودند! مدافعان اين مرز و بوم! اما حالا در نظر بعضي!! سربارانند!!! ه

------------------------------------

شرمنده ام نوجوناي قديمي! بسيجيان خميني!  فراموشتان كرديم

از ساعت اول ديدار  تا آخر به همين صورت بود

آيا كنارتون گلوله سه متري كاتيوشا، كه همش موج انفجاره، خورده !؟ خمپاره 120 چي !!؟؟ تير مستقيم تانك، جلو چشمتون خاكريز رو

شكافته !!؟؟ آيا ديديد راكت هواپيما چطوري به زمين ميخوره !! آيا يه شب تو خط مقدم خوابيدين!!!؟؟

برادرم از من بگذر  ... از كوتاهي هايم ... از غفلتهايم

هيچي از آدم نميخوان!!!! فقط ميخوان دركشون كنيم!!! بهشون احترام بذاريم !! به حرفاشون گوش بديم. همين

از  ما كه گذشت ! ... ولي اگه خداي نكرده باز جنگي شد ، هواي رزمنده هاشو ! زخمياشو ! بيشتر داشته باشين

خداحافظ ......... بازم بياين .... فراموشمون نكنين...... اگرم اومدين نبودم ... ديدار به قيامت

يكي از روزهاي تلخ و شيرين زندگيم بود

لحظه اي فراموش نشدني!!  كوله بار همه مون  امروز سنگين تر شد !! و مسئوليتمون بيشتر

-----------------------------------

فراموشي خون گرم ياران ****  گلويم را به بغضي سخت بسته

هجوم بي وفايي همچو سنگي ****  زده ياد عزيزان را شكسته

بگو تا كي چنين دلخسته باشم  ****  زپا افتاده در راه و نشسته

چه لذت بخش باشد گر بگويند  ****  فلاني هم از اين بيقوله رسته


post name

افشار-بيمارستان

نوشته شده در 1392-10-15
نظرات (0)

اينجا بيمارستان قائم مشهد است.... روز شهادت امام هشتم عليه السلام 

مراسم ذكر توسل و عيادت از يكي از خدام امام رضا عليه السلام- رزمنده عزيز حاج آقاي افشار

وقتي ميديدم پرستاران كشيك با شنيدن صداي دعا وارد اتاق ميشوند و بيمار بر روي تخت با سوز حديث كساء ميخواند

حال و هوايم عوض شد و خودم را در كنار ضريح حس كردم

برايم جالب بود تا بحال چنين برنامه اي آنهم در بيمارستان و در اتاق يه بيمار نديده بودم... حتي در زمان جنگ

براي شفاي عاجل همه بيماران و حاجي خودمون دعا كردم و  به صبر. بردباري و  تحملش غبطه خوردم


post name

حسينيه شهيدآراسته-92

نوشته شده در 1392-10-15
نظرات (0)

مشهد مقدس - يازدهم ديماه سال 92  - يادواره شهيد ، در حسينيه شهيد

شهيد سيد هاشم آراسته - شهيد محمدرضا  هادي

شهيد سيد هاشم آراسته از مسئولان  واحد تخريب لشكر 5 نصر بود

سيد هاشم از اول طفوليت با كاروان امام حسين همراه شد! گاهي در مدرسه اذان ميگفت! بعضي او را سرزنش ميكردند اما

او كار خودش را ميكرد! بچه هاي محله را در مسجد جمع ميكرد! و با كمترين امكانات در اطراف مشهد  به اردو ميبرد ! وقتي هم جنگ شد!

منتظر نماند، دعوتنامه براش بفرستند! با خيلي از همون بچه ها رفت جبهه ! در جبهه و پشت جبهه هميشه فعال بود و آرام نداشت

اين حسينيه كه منزل پدري شهيداست، زمان جنگ هم پاتوق رزمنده ها بود، اينجا قدمگاه بسياري از شهداست و مقدس است

بازماندگان سيد هاشم.برادرانش و همسنگرش جانباز عزيز آقا سيد جواد دقيقا با همان روحيه  پشت خاكريز مانده است 

كاش رسانه ملي ما اين مكانها را، اين شخصيتها را معرفي ميكرد... تا بعضي بهانه نياورند ! كه نميشود مثل دهه60 زندگي كرد


post name

مدرسه بعثت-92

نوشته شده در 1392-10-15
نظرات (1)

مدرسه بعثت - هشتم دي ماه 1392

ماه صفر ايام رحلت پيامبر بزرگوار اسلام  و شهادت امام حسن عليه السلام... همزمان با سالروز عمليات كربلاي 4

 


post name

جلسه حسيني

نوشته شده در 1392-10-15
نظرات (1)

سنگر ياران شهيد - جمعه پانزدهم آذر ماه 1392

پذيراي جلسه هفتگي فرهنگي تربيتي (خانوادگي) آقاي حسيني بود

كليپهاي صوتي جلسه در قسمت نداي فابريك بخش مشاوره فرهنگي و اجتماعي گذاشته شد- آدرس كليپها در قسمت كتبي سايت

حضور يكي از ميهمانان جالب توجه بود -  روحيه اش... اراده و عزمش  مرا به تعجب وا داشت !! همه كارهاي شخصي اش را خودش 

انجام ميداد!!! نقاش و هنرمند ست!!! رانندگي هم ميكند !!!! !!!! ازدواج كرده !! زندگيشون از خيلي آدماي سالم  باصفاتره


post name

اربعين باشهدا-92

نوشته شده در 1392-10-15
نظرات (0)

مشهد- گلزار شهداي رضوي- دوم ديماه 1392 بيستم صفر 1435

برنامه اي معرفتي. هدفمند  و عاشقانه... كه همه ساله بعد از نماز ظهر و عصر در گلزار شهداي رضوي برگزار ميشود

امسال هم در روز اربعين ساعت13 شاهد اين حضور عاشقانه در حسينيه جوار گلزار شهداي بهشت رضا

با روايتگري برادر جانباز عليرضا دلبريان خواهيم بود

حضور شما در اين مكان مقدس، در اربعين حسيني ، تجلي كاروان اهل بيت امام حسين عليه السلام در كربلاست

اميد كه در تمام مراحل زندگي رهرو  مرام  آن كاروان عشق باشيم و به نداي امام جامعه اسلامي، ولايت فقيه لبيك گوييم

كه فرمود: نمك شناسي شهدا آن است كه راهي كه پيش روي ما گشوده اند، آن را برويم...اهداف آنها را دنبال كنيم

جمع پروانه وار شما بر گرد مزار شهدا ، مرا ياد اين جمله انداخت، شمع محفل بشريتند !!!!ه

اين مشعلهاي نوراني راه رستگاري و سعادت را در اين ظلمات دنياطلبي، نشانمان ميدهند   

رفتند و رفتند و رفتند ...... مانديم و مانديم و مانديم ...آنقدر از نان سروديم ... كه شعرها مان كپك زد

دلهامان را به چند روزه دنيا خوش نموديم .......... غافل شديم  از ياران خود،  از نان سروديم


post name

شما غريبه نيستيد

نوشته شده در 1392-10-9
نظرات (2)

برنامه تلويزيوني . شما كه غريبه نيستيد . ويژه نهم ديماه 88

 نهم  و دهم  ديماه 92 ساعت حدود بيست از شبكه خراسان

سعادت، در اطاعت ........ ذلالت، در لجاجت

آنكس كه با  دست مهربان علي بيعت نميكند ... بايد با پاي خليفه ي جور بيعت كند

آنها كه در مقابل حق و حقيقت گردن فرود نمي آورن!!! متكبرن و زياده خواه !!! در مقابل فرستادگان بلاد ظلم كوچك ميشوند

 اين يك سنت الهي ست ... وتعز من تشاء و تذل من تشاء ... عزت و ذلت بدست خداست

خداي مهربان براي اتمام حجت همه چيز را به عينيت آورده است!! تا ايمان بياوريم ! و تنها او را بپرستيم! و وليش را مطيع باشيم

اما چه بسيارند گردن كشان و غافلان ... كه عبرت نميگيرند و بر كفر خود پاي ميفشارند! بدرستي كه از زيانكارانند


post name

فريمان-92

نوشته شده در 1392-9-19
نظرات (0)

فريمان-26 مهرماه92- زادگاه دو برادر- دو تخريب چي عاشق- شهيدان حميدرضا و مجيدرضا عالي مقدم

 بياد روزهايي كه بعدازعملياتها به مرخصي ميآمديم،بيشتر وقتمونو در سركشي از مجروحان و خانواده شهدا ميگذرونديم  

تعدادي از همرزمان تصميم گرفتيم، سري به خانواده همسنگران شهيدمان بزنيم، اگر چه خيلي دير شده بود

جووناي اون سالها حالا بابا شده بودن ، اما با همون صفا ، با همون روحيه، بانشاط و سرزنده! حتي بيشتر از فرزندانشان

حالا همه سر به زير مقابل مادر شهيد .... از همه ما تشكر كرد و چه حرفايي زد... سرمونو بالا آورديم

 اشك شوق و اشك فراق دوستان شهيد بر گونه ها جاري بود

مزار آقا مجيد افقهي و داداشش هم اونجا بود


post name

جشن-نورالشهدا

نوشته شده در 1392-9-19
نظرات (0)

مراسم جشن و  سرور

اينبار بسيجيان منطقه قاسم آباد - هيئت نور الشهدا - برنامه بسيار بانشاطي را تدارك ديده بودن

ديگه نگيد : بسيجيا، بچه هيئتيا ... همش گريه ميكنند، نخير ... اينطور نيست

اگر چه اين لغويات ريشه اش از اون ور آبه

برنامه جالبي بود، در فضاي باز ، هواي آزاد ، همه آمده بودن

يك نگراني داشتم، و اون رعايت حال همسايه ها بود ، با توجه به بلندگوهاي قوي

كه قدري برطرف شد، بچه ها گفتند: چند روز قبل از همه همسايه ها يك به يك اجازه گرفتيم


post name

حوزه خواهران

نوشته شده در 1392-9-19
نظرات (0)

بمناسبت هفته دفاع مقدس در سوم مهر ماه92  مراسمي در محل حوزه علميه خواهران برگزار گرديد

مرداني كه در جبهه رزمي ديروز جانبركف ايستادند، در سايه فداكاري و صبر خانواده ها، همسران و مادرانشان بود

مردان ما، جوانان ما به مراتب بيشتر از ديروز، در جبهه ي فرهنگي-اقتصادي و علمي امروز نياز به آن روحيه دارند

صبر در برابر مشكلات و كمبودها...ساده زيستن و دوري از تجملات، زندگي ها و ازدواجهاي آسان، همدلي و مهرباني با هم

كه اگر اينگونه باشيم، مطمئنا در اين جبهه هم پيروزيم!!! و الا از دشمن تودهني خواهيم خورد

امروز بسياري براي گريز از ساده زيستن! رسم و رسومات را دليل مي آورند و خود را توجيح ميكنند، كه عاقلانه نيست

مادراني و همسراني كه عزيزان خود را به قتلگاه فرستادند،توجيح نكردند،نگفتندچون ديگران نميروند! پس ما هم نرويم

گفتند: امام چه ميگويد

امروز امام جامعه اسلامي، ميگويد: ساده زيستن- جنس ايراني- مجاهدت اقتصادي


post name

روز از نو-بسيج

نوشته شده در 1392-9-19
نظرات (2)

بمناسبت هفته بسيج مستضعفين- شبكه 2- برنامه روز از نو - چهارم آذر ماه 92

جا داره از عوامل شبكه 2 تشكر كنم كه حقير رو قابل ميدونن و تو اين برنامه راه ميدن، تا از شهدا و زندگي جبهه بگم

اما يه گله هم دارم، كاش يه برنامه 90 كه نه، لااقل يه برنامه 9 هم در خصوص تحليل جنگ ميذاشتن

و به اندازه يه مسابقه فوتبال، جنگ 8ساله رو تحليل ميكردن

مسابقه اون سالها تو جبهه، ديگه نه تكرار خواهد شد، مثل ليگ!!!!!! نه اون دوران برميگرده

همه هم قبول داريم كه "شهدا " الگويند و هر چه داريم از شهداست

خب اين الگوها رو هم، كنار فوتباليستها معرفي كنيد!!!!!!!!!! آيا اين خواسته ، توقع زياديست!!؟؟

نه فوتباليست رو، نه فوتبال رو ، نه ورزش رو  و نه شهدا و جبهه رو  درست معرفي نكرديم

فوتباليست رو فقط تو زمين در اوج هيجان! شهدا رو پشت خاكريز در اوج درگيري نظامي! دائم حاشيه هارو نشون داديم! نه مغز رو

متاسفانه بيشتر، جنگ رو نشون داديم!! نه جبهه رو ، نه اخلاق رو و نه سيره شهدا رو...و من براي دفاع از اين تاريخ اينجا ميآم


post name

دريادلان

نوشته شده در 1392-9-19
نظرات (0)

آچار فرانسه در جنگ

زمان جنگ،بسياري از نيروها،خصوص تخريب چيان،لقب آچارفرانسه رو گرفته بودن،چون هر كاري روي زمين مونده بود،برميداشتن

كمك همه ميكردن، از قبل عمليات، شناساييها... تا شب عمليات، معبر زدن، سنگرهاي كمين رو خاموش كردن... و حين عمليات،كنار

گردانها، مقابله با پاتكهاي دشمن، حتي كمك بحمل مجروحين و شهدا.... يكسره تو خط بودن، تا تثبيت خط، كنار راننده لودر ها

آچار فرانسه، به معني واقعي، هر پيچي ، هر گرهي بكار ميافتاد، برا باز كردنش، تخريب چيان رو صدا ميزدن


post name

عقيدتي -سربازان

نوشته شده در 1392-9-19
نظرات (0)

دوره هاي عقيدتي سياسي حين خدمت سربازان

توفيق نصيب حقير شده و در هر دوره يك جلسه با موضوع، دفاع مقدس در خدمتشان هستم

 يك سئوال همگاني كه در تمام دوره ها از طرف سربازان طرح ميشود، اين است كه

به نظر شما تا چه اندازه فرهنگ جبهه، برفضاي خدمتي ما حاكم است!؟اينايي كه شما ميگيد،فقط بيشترما ميشنويم! تا ببينيم

------------------

آن فضا را بايد من و شما بوجود آوريم !!!! نه فضانوردان !!مگه زمان جنگ كيا بودن !مثل شما جوونا، اونا به آنچه ميدونستن درسته 

عمل كردن !! خب شد اون فضاي معنوي! ديگه نميگفتن: همه خوب بشن، از آخر من !! همه از خاكريز رد بشن! بعد من ميرم

رفتن، نگاه هم به پشت سرشان نكردن!!! چون براي خدا خدمت ميكردن و مخلص بودن، مثل خيلي از شماها

اگه دقت كنيد، ريشه ي تمام خستگيها و كسالتها " عدم روحيه معنوي ست، و عدم عشق" است


post name

دانشگاه امام حسين ع

نوشته شده در 1392-8-4
نظرات (0)

دانشگاه امام حسين عليه السلام- بيست نهم ارديبهشت 92

كاش در سال 1364  ميبوديد و آموزشهاي فشرده ، طاقت فرسا و بسيار عملياتي را در پادگانهاي اعزام به جبهه ميديديد

كه چگونه يك دانش آموز با يك دوره 20 -30 روزه تبديل به رزمنده اي خط شكن ميشد، من خود شاهد اين نيروها بودم

متاسفانه ما در رسانه ها سير پيشرفت اين بچه ها را در ميدانهاي عمل، نه گفته ايم!!!! نه نشان داده ايم

امروز هر چه داريم ، از بركت همان بسيجيان خاكي، مخلص و گمنام است

فنداسيون سپاه ، اخلاص و مجاهدت است

بناي رفيع سپاه پاسداران، كه چشم دشمنان را كور كرده، بر پايه هاي "معنويت و خون هزاران رزمنده ي عارف" گذاشته شده است

ماندگاري و استحكام اين بنا  ارتباط مستقيم با اساس و پايه هاي آن دارد

رو بنا  ما از  زير بنا  غافل  نكند


post name

كلاس جاودانه ها

نوشته شده در 1392-7-30
نظرات (0)

مدرسه غيرانتفاعي امام حسين عليه السلام - با موضوع  تاريخ دفاع مقدس و سيره شهيدان با نام درس جاودانه ها

شنيده ام انگلستان، سياستمداران و نابغه هاي خود را از دوره هاي دبستان و راهنمايي شناسايي و گزينش ميكند! ما چي !؟

دانش آموز ما به لحاظ "پرورشي" رها شده است !!! تازه زماني كه ميرسد به دانشگاه !! اونجا بفكر پرورش مي افتيم

ميخوايم، مسائل حك شده بر روي ذهنش را با چهارتا جزوه پاك كنيم!! مضحك نيست!!؟؟؟؟؟؟؟؟

كلاس جاودانه هايي كه قرار بود ، كشوري شود !!!!!!!!!!!!!!!! استارتش را تخريبچيان زدند!! معبر رو باز كردند

ولي نگذاشتند!!! نخواستند و .......... نيروها را از معبر عبور ندادند!!!! با چه زباني مظلوميت شهدا را بگم

جالبه، !! هيچكي از آقايون تكون هم نميخورن!!! آخه از قديم گفتن: اوني كه خودشو به خواب زده! با لگدهاي دشمن بيدار ميشه

يا هم با  قبض روح عزرائيل - انشالله

به خداي عزوجل فسم ميخورم، اينا سرمايه هاي مادي و معنوي كشورند!!!ه

شما رو به خدا پاشين! دشمن اومده پشت خاكريز !! داره بچه ها رو تير خلاص ميزنه!! پا شين!! صداشو تو سوريه نميشنوفين!؟ 


post name

سپاه-عقيدتي

نوشته شده در 1392-7-25
نظرات (4)

دوره هاي عقيدتي و آموزشي سپاه امام رضا عليه السلام

آنچه سپاه را ، سپاه كرد، ايمان و باورهاي الهي بود، اخلاص و ايثاري كه در سايه اعتقاد به وعده هاي خدا پاسداران ما داشتند

اگر يك نگاه سطحي به گذشته سپاه بيندازيم، اين حرف كاملا مشهود است

مگر يادمان رفته، سلاحهاي از رد خارج نيمه اتومات، كه براي هر شليك بايد يه گلنگدن ميكشيديم

چه شد كه ارتشهاي دنيا در مقابل اين نيروي به لحاظ مادي ضعيف، در هشت سال جنگ شكست خوردند

آيا براستي ما بوديم!!؟؟؟

نكند خداي نكرده غافل شويم و دلمان را به چهار تيكه آهن پاره و سلاح خوش كنيم، بايد همان روح ايثار و معنويت را كه رمز پيروزي بود

حفظ كرد و با الهام از ارواح نوراني شهدا، با همان سبك زندگي دهه ي شصت ادامه داد


post name

دانشجويان مازندران92

نوشته شده در 1392-6-23
نظرات (0)

مشهد- اردوگاه مازندران -  برادران دانشجو - سي مرداد 92


post name

جلسه تخريب 21

نوشته شده در 1392-6-23
نظرات (0)

جلسه يادگاران واحد تخريب لشكر21 امام رضا عليه السلام- مشهد - احمدآباد- مسجد توفيق

بيستم مرداد 92- بياد شهيد سيد رضا رضوي


post name

بسيج اساتيد

نوشته شده در 1392-6-23
نظرات (0)

مشهد - مركز تربيت معلم شهيد بهشتي- مجتمع فرهنگي شهيد خورشيدي- 21 شهريور 92

اساتيد بسيج دانشگاههاي مشهد

نهادينه شدن فرهنگ عاشورايي و روحيه ايثار و برادري در دانشگاه جبهه، در سايه "روش ديداري" بود

اما متاسفانه جوانان ما و نسل بعد جنگ، بيشتر "تاريخ شفاهي جبهه" را شنيده اند و آن سيره را كمتر ميبينند

لذا در فكر خود نتيجه ميگيرند كه ، آن سبك زندگي، آن گذشت ها، و آن ايثارها، فقط مختص آن دوران بوده

اگر جوانان را "افسران جنگ نرم" ناميدند، حقير دختران دانشجو را "افسران ارشد" مينامم و امروز شما اساتيد را فرماندهان و

پرچم داران عرصه ي اين جبهه ميدانم... شما هر كدامتان همچون يك فرمانده لشكريد در هر دانشگاه ... اگر ديروز زنان ما. مادران ما در

فراغ فرزندان و همسران خود بي صبري ميكردن، حمايت روحي رواني نداشتند، جنگ ما، با چالش بزرگي روبرو ميشد، اما ايستادند و 

امروز سرفرازيم.... آن سيره و روش ، آن فكر و جهان بيني را ، امروز بيشتر از ديروز  در اين جبهه ، لازم داريم و شما با عملكرد خود، با

ساده زيستن، با همدردي با يك دانشجو، با نشستن پاي حرف دل او، با محبت و... راه شهيدان را نهادينه و زنده كنيد


post name

جلسه تخريب 21

نوشته شده در 1392-6-23
نظرات (0)

جلسه ماهانه يادگاران واحد تخريب لشكر 21 امام رضا عليه السلام

بيستم شهريور 92- روستاي حسن خوردو - زادگاه همرزمان شهيد شعباني- مصطفوي- مشتاقي

شهيد حبيب الله شعباني، آنقدر شجاع بود و نترس. كه در عملياتها با خودش اسلحه برنميداشت

ميگفت: ميرم از عراقيها ميگيرم .... در عمليات عاشورا منطقه ميمك در سال1363 شاهد اين كار او بودم


post name

روز از نو-92

نوشته شده در 1392-6-23
نظرات (0)

روز اول خرداد ماه 92- برنامه روز از نو - شبكه 2 سيما

بمناسبت سالروز آزادي خرمشهر

جنگ ما يك معدن گنج است كه بايد  درسهايش استخراج شده و براي تمامي نسلها مورد استفاده قرار گيرد، يكي از درسهاي مهم

جبهه، كه بمناسبت سالروز آزادي خرمشهر بايد مورد تحليل و توجه قرار بگيرد، موانع خوديها بر سر راه رزمندگان بود، نسل امروز بايد

بداند، جلو پاي شهداي ما، فرش قرمز پهن نكردن، محمد جهان آرا با خون دل در خونين شهر  ايستاد و دفاع كرد، و  دلسرد و نااميد

نشد،  ما هميشه خون دادن شهدا را گفتيم، اما جوانان ما بايد خون دل خوردنها را هم بدانند، تا امروز اگه يه نفر باهاشون بد برخورد

كرد، زود قهر نكنن و نااميد نشن... امروز راه جهان آراها جلو پاي ماست


post name

تلويزيون-فطر-92

نوشته شده در 1392-6-23
نظرات (0)

شبكه تلويزيون خراسان رضوي- 19 مرداد92- دوم شوال

آخرين قسمت از برنامه معنوي ماه مبارك رمضان - سفره هاي همدلي

جناب احمدزاده و صنعتي عزيز، هر چه از اول ماه مبارك توي اين برنامه گفتيد و كارشناسان محترم گفتند، عملي اونا تو جبهه بود

شهدايي كه عكساشون زينت بخش برنامه شماست، واقعا همدل بودن، با خدا .... و با هم ...... ولي خيلي اونا رو معرفي نكرديم

از آقاي منصوب عزيز كه تصاوير شهدا رو  نقاشي ميكنند،تشكر ميكنم... دعاي يه مادر شهيد براش كافيه


post name

طلاب امام باقر ع

نوشته شده در 1392-6-23
نظرات (0)

مدرسه علميه امام باقر عليه السلام - سي و يكم مرداد 92- جمع طلاب جوان

آنچه باعث رسيدن شهدا  به كمال شد ، تمرين در دوري از جسميات، لغويات و معكولات شد

روح آدمي بدون تمرين و بزحمت انداختن جسم نوراني نميشود، شهدا ، اذكارشان در سايه مجاهدت و ترك لذات بود


post name

گرداني بود ...

نوشته شده در 1392-6-15
نظرات (0)

مشهد - اردوگاه مازندران- دانشجويان زائر از سراسر كشور- بدعوت كميته امداد امام خميني رحمه الله-نهم شهريور92

نمايش و تحليل مستند گرداني بود، گرداني هست

كاري از يادگاران گردانهاي غواصي ياسين و نوح از لشكر 21 امام رضا عليه السلام

مستند گرداني بود،گرداني هست،قطره اي از درياي حماسه و نبرد جانانه ي غواصان بود، كه اززبان بازماندگان عملياتهاي كربلاي4و5

روايت شده، انتقال سينه به سينه تاريخ و روايت تاريخ شفاهي اين كشور است، كه متاسفانه تلويزيون ما توجه لازم را ندارد

اما بچه هاي ما منتظر دولتمردان نميمانند و بوظيفه خود در حد توان ميكوشند تا زندگي دوستان شهيدشان را معرفي كنند

مثل زمان جنگ، كه منتظر ارسال امكانات از تهران نمانديم

پيشرفت و اقتدار نظام جمهوري اسلامي، فقط در سايه فرهنگ دفاع مقدس است، سرمايه هاي كشور شما جوانان هستيد

اگر نسبت به شما بي مهري ميكنند، بدانيد شهداي ما هم در طول جنگ، خون دلهاي زيادي خوردن، اما گوش بفرمان امام بودن

بالاخره در هيچ برهه اي از تاريخ، همه مسلمانان به كمك نيامدند، قرآن سراسر از اين قصه هاست، اما شهيدان پاي دين ايستادند

امروز شما به همه ي اونا افتخار ميكنيد و به عشق اونا با همه خستگي 2ساعته نشستين، پس سفارش شهدا را عمل كنيد

تحصيل. تهذيب. خدمت به كشور و مردم


post name

محبان الصادق-92

نوشته شده در 1392-6-11
نظرات (6)

دوشنبه يازدهم شهريور92 - روز شهادت امام صادق عليه السلام-هيئت محبان الصادق تهران - زائران شهداي رضوي

مزار سرداران شهيدان عبدالحسين برونسي- ولي الله چراغچي

نمونه ملموس و نقد معجزه شهدا ، همين حضور عاشقانه شما و اظهار ارادت به مرداني كه 30 سال قبل، براي شما فدا شدند

مطمئن باشيد اگر اينان به مرگ عادي رفته بودند ، امروز هيچ يادي از آنها نبود ...!! اين ذره اي از نشانه جاودانگي شهداست

هر كس در اين دنيا براي جاودانه ها قدم بردارد... هدفش در هر كاري خدا باشد ... در تاريخ جاودانه ميشود

اينجا مزار سه يار ديرين، سه خط نگهدار لشكر، و سه قهرمان ملي ست. شهيدان بابانظر-ابراهيمي و شريفي،معروف به چريك پير

اينان به معني وافعي شيعيان تنوري امام صادق عليه السلام بودند،كه با اطاعت محض ازولايت در تنور جنگ  وارد شده و مقبول گشتند

اينجا مزار فرمانده گردان غواصي ياسين، شهيد جليل محدثي فر است

پدرش يك كارخانه دار است ميگفت: جليل خيلي جبهه ميرفت، مادرش نگران بود، مغازه لوازم يدكي خودرو برايش باز كرديم

كليدش رو به جليل داديم، تا به خيال خودمان او را از جبهه رفتن منصرف كنيم و بقولي سرگرم دنيا شود

  بنشيند و بفكر جبهه نباشد، حتي پيشنهاد ازدواج ، خريد ماشين و ......  اما او براي يك روز در آن مغازه نايستاد

برادر كوچكش موقتا مغازه را اداره ميكرد

جليل هم گاهي كه مرخصي ميآمد، سري به آنجا ميزد

يك روز آب پاكي رو روي دست من ريخت و گفت: ببين پدر جان

اگر دور تا دور مشهد را ديوار بكشيد و براش يك درب بگذاريد و كليدش را به من بدهيد و بگيد: به جبهه نرو

من تا زماني دستور امام باشد،جبهه را رها نخواهم كرد و به خانه برنخواهم گشت 

اين مصداق عيني حديث امام صادق عليه السلام است كه فرمودند

همه خيرات و خوبي ها در خانه اي نهاده شده ، كليدش را زهد و بي رغبتي به دنيا قرار داده اند

-----------------------------

علاقه به دنيا، سرمنشاء همه بدبختي هاست

 

امروز بعد گذشت 26 سال از شهادتش ، پدر ميگويد : جليل از همه ما بهتر فهميد،  او  راهش را درست انتخاب كرد

جليل برد و ما باختيم

در آخر يه عكس جمعي گرفتيم تا يادمان باشد و پاي عهد و پيماني  كه با شهدا  بستيم ، تا آخر بمونيم

آقا جليل همچون نگيني در بين بچه هاي واحد تخريب و شهيدان سيد مومن و علي ديمه

لحظه خداحافظي  هم قول دادن سال ديگه، زنده باشيم ، جلسه رو بيارن تو سنگر


post name

كاروان پياده92

نوشته شده در 1392-6-9
نظرات (10)

ايام سوگواري رحلت رسول بزرگوار اسلام. امام حسن مجتبي و حضرت علي ابن موسي الرضا عليه السلام

عاشقان و دلباختگان حضرتش پس از روزها راه پيمايي از كنار گلزار شهدا  به پابوس حضرت مشرف ميشوند 

سوم شهريور 92 بعد از نماز صبح ، گلزار شهداي رضوي، بهشت امام رضا عليه السلام - كاروان پياده گناباد

هر كس با مفهوم "عشق " غريبه باشد، كار شما را درك نخواهد كرد

تقويت اراده و  ورزيدگي، مهمترين ابزار بندگي خداست، كه محصول اين عمليات عاشقانه و خالصانه ست

***********************

صبح چهارم شهريور - گلزار شهدا - مزار شهيد برونسي- كاروان پياده بجستان

ده روز راه پيمايي و تمرين، اظهار عشق به آرمانهاي فرهنگ رضوي، در ادامه ي همان نبرد عاشورايي شهيدان است

بياد راه پيمايي هاي رزمندگان در شبهاي عمليات، با كوله باري سنگين از سلاح و مهمات باشيد

هر گاه تشنه شديد، از شهداي فكه، شلمچه و از تشنگي حسين عليه السلام و يارانش ياد كنيد 

كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا

مبارزه با هواهاي نفس. ترك لذتهاي حرام. مداومت تمرين و تهذيب. گذشتن از چرب و شيرينها محصولي ست كه جز با عمل در وجود

آدمي نهادينه نميشود و تنها راه رسيدن به كمال الهي، بعد از هر ذكر و كسب علوم ، عمليات است


post name

سالگردآقاجليل-92

نوشته شده در 1392-4-14
نظرات (2)

مراسم سالروز شهادت فرمانده گردان غواصي ياسين- سردار شهيد جليل محدثي فر

با ياد همه شهداي گردان در محل فرهنگسراي پايداري عصر روز پنجشنبه 13تير ماه در فضايي بي ريا و معطر به عطر نام

غواصان مظلوم ، برگزار شد

برادر عزيز حاج حسين حيدري. مسئول طرح و عمليات گردان از آموزشهاي سخت غواصي و حماسه و عشق غواصان گردان ياسين  در عمليات كربلاي 4 و 5 گفت

حاج آقاي دهقان. امام جماعت لشكر 21 امام رضا عليه السلام  در زمان جنگ بود. كه با بيان شيرين ما را به اصل خود برگرداند. تا در آستانه ماه خودسازي، قدري بخود آييم


post name

سالروزجليل-1392

نوشته شده در 1392-4-9
نظرات (0)

در سالروز شهادت فرمانده و معاون گردان غواصي ياسين

شهيد جليل محدثي فر و محمدرضا سمندري

ناگفته ها و شنيدنيهاي، طرح عمليات غواصان و تخريبچيان لشكر 21 امام رضا عليه السلام درعملياتهاي كربلاي 4و5

به روايت مسئول طرح و عمليات گردان. يادگار دوران عاشقي، برادر بزرگوار آقاي حسين حيدري

و سخنان شيرين روحاني رزمنده، حاج اكبر دهقان- امام جماعت وقت لشكر21 امام رضا عليهالسلام

خرمشهر-رودخانه كارون-آموزش غواصي گردان ياسين-زمستان1365-قبل عمليات كربلاي4

سه نفر لباس بسيجي شهيد كرابي-شهيد نوالهي-  برادر حسين حيدري

خرمشهر- زمستان 1365-اتاق فرماندهي گردان غواصي ياسين

از سمت راست شهيدان اميرنظري- جليل محدثي- عليرضا نورالهي

برادران محمدحسن پوستچي-تقي كوهستاني-حسين حيدري-حميد رجبي

--------------------------------

وعده ي ما روزپنجشنبه 13تير ماه- ساعت 18- فرهنگسراي پايداري

مشهد-ميدان تلويزيون-پشت پمپ گاز

-----------------------------------------

بلوار بعثت- انتهاي ناصر خسرو 19- سمت چپ


post name

تيرماه سالروز شهادت فرمانده

نوشته شده در 1392-4-3
نظرات (2)

يادبود فرماندهان شهيد گردان غواصي ياسين همه ساله در سالروز شهادت فرمانده گردان

--------------------------------------------------------------------- 

تير ماه سال1366 . كردستان. شهر بانه. جبهه هاي غرب. ارتفاعات گلان. قميش... شهر ماووت عراق

قتلگاه فرمانده و معاون ... دو هم كلاسي، همسنگر، دو رفيق وفادار زميني، كه حتي تو سفر آسموني هم با هم بودن

آقا جليل محدثي فر و آقا رضا سمندري

الانم تو گلزار شهداي مشهد . كنار همند

يادي كه در دلها، هرگز نميميرد، ياد شهيدان است

نميشه يادي از فرمانده و معاون كرد اسم آقا جليل و آقا رضا رو برد ولي از بچه هاي گردان غواصي ياسين نگفت

ياد آقا جليل، ياد گردان ياسين و ياد گردان ياسين. ياد آقا جليل ست

فرماندهي كه هيچوقت از نيروهايش دور نبود ...حتي تو خط ماووت. كه بسيار خطرناك و زير ديد تير مستقيم بود...كنارشون موند

و براي هميشه جاودانه شد

آقا جليل، عشق بچه هاي تخريب و گردان غواصي ياسين بود

شهيد محمدرضا سمندري. معاون گردان ،  گمنام .مخلص و  پر تلاش... قوت قلب نيروها بود

شهيد امير نظري حنظله گردان. اولين غواص شهيد گردان غواصي ياسين در عمليات كربلاي5 - مدفن گلزار شهداي مشهد

شهيد حسن شاد. بچه سبزوار مخلص و شجاع. فرمانده گروهان 2 اولين غواص خط شكن گردان ياسين در عمليات كربلاي5 

 محمدرضا كرابي از روستاي كراب سبزوار  فرمانده گروهان 1 در عمليات كربلاي 4 در  اروند ناپديد شد

هنوز كه هنوز است... چشم براهش مانده ايم

عكس بالا ساعاتي قبل از شهادت ........ گويا محمد خليل نژاد داره مسير پروازش رو  تو آسمون نشونش ميده

مظلوم و سربزير ... مشكلات كار رو تحمل ميكرد... خسته ميشد ولي شانه خالي نميكرد

معاون گروهان 1 بود بعد از عملياتهاي كربلاي 4 و 5 در فراغ دوستان شهيدش ميسوخت. خجالت ميكشم زنده برگردم

از خدا خواست تو جنگ شهيد بشه در آخرين عمليات جنگ "مرصاد "دعايش به اجابت رسيد با سرفرازي به شهرش سبزوار برگشت

شجاع... خستگي ناپذير ... معاون گروهان 3 در عمليات كربلاي 4  به هدف خلقت رسيد - مزارش گلزار شهداي سبزوار

چند ساله در سالگرد شهادت فرمانده، معاون و نيروهاي گردان كه پيش هم هستن، محفلي رو برا دوستانشون راه ميندازن

امسالم روز اول تير ماه خيابون گلستان پلاك 90 مؤسسه جوانان آستانقدس رضوي از ساعت 17 تا 20 پاي درس شهدا زانو ميزنيم

از زبون يكي از يادگاران گردان غواصي ياسين" حجه السلام انجوي نژاد" با گوش جان ميشنويم روايت حماسه ي غواصان بحر عشق را

 


post name

منزل ش آقايي

نوشته شده در 1392-4-1
نظرات (2)

مسجد و حسینیه حضرت سیدالشهداء علیه السلام

http://masjedeman.persianblog.ir/

بسم الله الرحمن الرحیم
نویسنده: مهدی آقائی

در ادامه سلسله اکران های کرانه ازلی،این هفته و  در روز نیمه شعبان  جشنواره عمار با حضور برادر دلبریان میهمان  خانواده شهیدان احمد و محمود آقایی خواهد بود…

 
     

نفر وسط نشسسته. چراغ قوه بدست ، غواص شهيد محمود آقايي

 در چهارمین مرحله از اکران های عمار در منازل شهدا، این هفته عماریون میهمان خانواده شهیدان آقایی خواهند بود . این برنامه در روز

دوشنبه سوم تیر ماه ۱۳۹۲ مصادف با نیمه شعبان برگزار خواهد شد . از همه دوستان جهت شرکت در برنامه دعوت به عمل می آید

آدرس : مشهد-طلاب – خیابان ابوذر -ابوذر ۱۹- چهارراه اول سمت راست – پلاک ۵ – منزل شهیدان آقایی

ساعت : ۱۷ الی ۱۹:۳۰

ammararman

برنامه ها

  • اکران عمار
  • مولودی خوانی
  • روایت و خاطره گویی برادر عليرضا دلبریان
  • تقدیر از خانواده شهدا


post name

سال تحويل92

نوشته شده در 1392-1-21
نظرات (2)

سلام عليكم. كليپ مراسم سال تحويل در گلزار شهدا  مشهد . بر سر مزار فرمانده شهيد آقا جليل ... در سيماي فابريك... در صورت تاخير در نمايش. يك بار كه پخش شد. دفعه دوم اين ايراد رفع ميشود


post name

اربعين 1391

نوشته شده در 16, 10, 1391
نظرات (5)

روز اربعین سال 91- گلزار شهدا ؛ بهشت امام رضا علیه السلام

انگار همين ديروز بود كه از يادواره شهداي روستاي قرقي خودمو با عجله رسوندم به مراسم اربعين باشهدا

چشم بهم زدم يك سال از عمرم گذشت.... اينجورياست كه ضرب المثل شده: عمر مثل باد ميگذرد

كاش تا خيلي دير نشده قدر سرمايه بدانم، و با آن بهترين معاملات را داشته داشته باشم و بهترين را بخرم

بهشت را ... سعادت ابدي را

اما ............ همچون يخ ، آنهم با گرماي غفلت و گناه  ذره ذره  آب ميشود و به هدر ميرود

-------------------------------------

بكوي ميكده گريان و سرافكنده روم .............  چرا كه شرم همي آيدم زحاصل خويش

بکوی میکده هر سالکی که ره دانست  ***  دری  دگر زدن  اندیشه ی  تبه دانست

برآستانه ی میخانه هر که یافت رهی  ***  زفیض جام می  اسرار خانقه دانست

 آنها كه درجهاد رزمي ديروز بردند و به ابديت رسيدند و امروز ادامه راهشون در جبهه ي علمي. اقتصادي جلو پاي ماست

وعده ي ما دوم ديماه ساعت در جوار گلزار شهدا، ظهر اربعين حسيني و در سالروز عمليات كربلاي 4 در محفلي با حضور عاشقان و

دلداگان حسيني، بدور از هياهوي شهر ، غبار از دل و جان  پاك كنيم

روشن از پرتو رویت نظری نیست  که نیست  ***  منت خاک درت بر بصری نیست  که نیست

ناظر روی تو صاحب نظرانند آری  ***  سر گیسوی تو در هیچ سری نیست  که نیست


post name

يادواره عاصمي

نوشته شده در 14, 10, 1391
نظرات (7)

ماموریت 25 ؛ مراسم بیست و ششمین سالروز شهادت سردار بسیجی شهید علیرضا عاصمی

اولین جلسه هماهنگی در سنگر غواصان شهید -6دیماه

در شب برفی مشهد درهوای سرد و یخبندان گمان نمیکردم کسی بیاید

اما به عشق "شهیدعلیرضاعاصمی" برای خدا، آمدن

وقتی پرسیدم: چرا در این هوا آمدید!؟ یک جمله گفتن و مرا شرمنده کردن

علیرضا، توی همین روزهای زمستان13دیماه65درسرمای کرمانشاه مجاهدت کرد و شهید شد!!! حالا ما برای او نیایم!؟

دومین جلسه هماهنگی ظهر11 دیماه- فرهنگسرای پایداری

----------------------------------

سخنرانی نمیخوایم بکنیم !!! همایش !! نمایش !!! گزارش !!! هم نمیخوایم بدیم

مردم، خصوص جوونا از این کارا خسته شدن!!! از بي سليقگي ها همه فرارین؟

فقط روایت از سیره شهید

قصه گویی جنگ و جبهه، ضمن جذابیت ، بسیار کارساز، درس آموز و سازنده است

متاسفانه چیزی که کمتر در یادواره های شهدا شاهد بودیم

سومین و آخرین جلسه هماهنگی 12 دیماه-ساعت19 الی21 فرهنگسرای پایداری

--------------------------------------

مراسم باید راس ساعت ولو با یک نفر شروع  و راس ساعت هم تمام بشه

مستمع باید تشنه از مجلس بیرون بره، تا اون اشتیاق هست، رهاش کنید..تا فرصت كند قدری به اون حرفها فکر کنه

گاز کوب، هارد مغزش رو پُر نکنید!!! قدری هم برای فكر كردن ! جا بذارید

متاسفانه خیلی مردم آزاری میکنیم... حواسمون نیست!! وقت مردم ارزش دارد!! خودتون رو مدیون نکنید

خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم  ***  به ره دوست نشینیم و مرادی طلبیم

---------------------------------------------------

آقای حیدری از رزمندگان اصفهان معاون شهید عاصمی گوشه ای از کرامات شهید را بیان کرد او گفت

خانواده من، شهيد عاصمي و....  اهواز بودن، شهيد عاصمي تاکید داشت، همه با یک وسیله به خانه رفت و آمد کنیم

 اسراف نشود- بیت المال مسلمین است باید دقت کنیم! مدیون نشویم- گاهی پول تعمیر خودرو رو از جیبش می پرداخت

لذا همه با یک ماشین وانت تويوتا قسمت بار مینشستیم و می آمدیم 

آقای خلوصی از همرزمان علیزضا چقدر زیبا، ساده و با همون لهجه ی کاشمری، خاطرات اون دوران غیرقابل بازگشت رو تعریف کرد

روزهای اول جنگ، که رفته بودیم جبهه. اسلحه و مهمات که بماند!! غذا نبود بخوریم، بیشتر اوقات با نُون خشک، در حد یک کنسرو ..... .. هر وقت هم میپرسیدیم : بِرِیچی به ما غِذا نِمِدِن بُخورِم!!؟؟ مُگوفتَن: مِخِم شُماها چِرِیک بِرِن

خُب، با شِکَم گُوشنَه که آدَم چِِریک نِمِرَ ..... ولی هر چه مُگوفتِم، فُاییده نداشت

پس لااَقَل مارو بِفرِستِن بِه خط مُقَدَم ... تا از سِنگِرای عَراقیا خُودِمار سیر کِنِم ... مُگوفتَن: شُماها تُفَنگاتا خُوب نِیَه .... خُب، تُفنگِ خُوب بِدِن .... مگوفتن: نِدَرِم

وایستِن تا یَگ نِفر، شِهید یا مَجروُح بِشه... تُفَنگِ او رو بَر دارِن

ما هم هَر چه َصبر کِردِم، از شانسِ ما ، اوُ چَند روز ، نِه کَسِ شهیِد رفت و نِه مجروح

کتاب نگین تخریب را بخوانید

حماسه جاده خندق، در عملیات بدر سال63 یکی از شاهکارهای گروه تخریب. بفرماندهی شهید عاصمی بود

تعداد انگشت شمار، جان برکف، روز روشن، در فاصله سی چهل متری، زیر تیر مستقیم، رفتن و جاده رو منفجر کردن!! و تانکهای دشمن نتوانستند پیشروی کنند!! و تنها دستاورد ما در آن عملیات(جاده خندق) توسط همین چند نفر حفظ شد

کار بزرگی که آیندگان به آن بیشتر توجه خواهند کرد

اینها همه محصول اسلام و فرهنگ عاشوراست

پیام شهیدان، در این شب اربعین، مجاهدت، برای حفظ نظام و کشور است. مجاهدت اقتصادی و علمی

توفیقی شد تا با هادی آقا، برادر ارشد شهید عاصمی، دقایقی هم کلام شوم

سیبی به دونیم

تو جلسه بودی؟ شنیدی چی گفتن؟ اینها مثل همون دروس حوزوی ست که میخونید!! منتهی عملیش

مواظب باش! حواستو جمع کن! با دوکلمه علم، دلتو خوش نکنی ها !! باید مثل علی عاصمی،اهل عمل هم بشی!! والا .....ه


post name

گلزار در محرم

نوشته شده در 7, 9, 1391
نظرات (2)

ماموریت 24 ؛ گلزار و کاروان

در روز یازدهم ماه محرم1434 مطابق ششم آذرماه 1391 همه میهمان شهداییم

جمع شما خواهران ، مرا بیاد کاروان اهل بیت امام حسین علیه السلام که الان بطرف شام درحرکتند، انداخت

در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار  ***  کرده ام خاطر خود را بتمنای تو خوش

گلزار شهدا - مزار سه دلاور، سه خط نگهدار لشکر 21 امام رضا علیه السلام، سه شیر میدان نبرد، به معنی واقعی کلمه

 شهید حاج ابراهیم شریفی - معروف به چریک پیر

 شهید سید علی ابراهیمی - عارف لشکر

 شهید محمدحسن نظرنژاد - معروف به بابانظر

رمز موفقیت اینان فقط یک چیز بود و بس

 اطاعت محض از  ولايت، كه در سلسله مراتب فرماندهی تبلور يافت

در سخترین شرایط در عملیات کربلای 5 که هیچ امیدی به نگهداری خط نبود

اما اين شهدا ، فقط بخاطر اجرا دستور فرمانده، تا سر حد جان  ایستادند

دیروز فرزندان، برادران و همسران خود را در جهاد رزمي ، به قتلگاه فرستادید و صبر کردید

امروز جهاد علمي ست !! جهاد اقتصاديست!! راه شهدا جلو پاي همه ماست

ساده زیستن، کار و تلاش، مصرف كالاي ايراني، دوری از اسراف، كسب علم، حفظ كانون خانواده از بدعتها و غربزدگي


post name

انشاء درگلزار

نوشته شده در 7, 9, 1391
نظرات (2)

ماموریت 23 ؛ انشاء امروز - هنر شهدا

دیدن این نونهالان پاک، در روز یازدهم محرم.بدون قرار قبلی، هدیه شهدا بود به خادمشان.اتفاقی میمون

--------------------------

دوش میگفت که دلبر همه رویست و ریا  ***  بجز از خاک درش با بود بازارم

دانش آموزانی که آمده بودن تا شهدا را بیشتر بشناسن

ذهنها همه آماده، دقیق گوش میدادن

مزار شهید برونسی

همون عبدالحسین بنایی که درسایه ی دین داری ، تقوای الهی و گذشتن از هستی خود، به مدال قهرمانی دست یافت، قهرمانی که راه مبارزه با شیطان را به ما آموخت، امروز دانش آموزانی که، سالها بعد شهادت او پا بدنیا گذاشته اند، بر گرد مزارش پروانه وار میچرخند

قرار است موضوع انشایشان شهدا باشد

باید دست آن معلمی که، دست پاک این نوجوانان را در دست شهدا میگذارد، بوسید


post name

طلاب.دانشجویان

نوشته شده در 6, 9, 1391
نظرات (0)

ماموریت 22؛ مجاهدت رمز کمال شهیدان

مزار مرشد، فرمانده لایق، معلم عملی انسانیت و اخلاق

شهید جلیل محدثی فر

 

طلاب مدرسه علمیه شهید صدوقی قم و

دانشجویان اردوهای جهادی قرارگاه امام هادی علیه السلام

دوازدهم آبان ماه 1391

شهدا ، در سایه ی ایمان به خدا و باورهای الهی، سختی ها را تحمل کردن

شهدا، از کار و تلاش چند مرحله بالاتر رفته بودن، اونا اهل "مجاهدت" بودن !! اهل مبارزه بودن !! دائما با نفسانیات و شهوات و لذتها، حتی لذتهای حلال ! میجنگیدن ،آنهایی که بی رویه از حلالها استفاده میکنند

اهل کم خوری و کم خوابی نیستن!ضمانتی نیست که درمواقع روبروشدن با حرامی،صرف نظر کنند!چون تربیت نشدن

شهدا ، درترک حلالها تمرین کردن، که درزمان روبرو شدن با حرام، به راحتی میگذشتن

من بارها این تمرینات دوستان شهیدم رو شاهد بودم

نمیگم غذا نمیخوردن، اما دیرتر از همه بر سرسفره مینشستن...ترمز شکم رو قوی میکردن

این یک نمونه کوچک بود

در بهره گیری از هر رفاهیات حلالی، پتوی خوب! آب میوه ی سرد! و... قدری مکث میکردن، فکر میکردن، که آیا حتما باید از این رفاهیات استفاده کنند!! بعد که به نتیجه میرسیدن، به اندازه ی رفع نیاز !! آنهم بعد از همه، جزو آخرین نفرات بودند

این همان رمز موفقیت شهدا و شیخ انصاری ست، که در کنار جهاد رزمی و تحصیل علم  برای خود داشتند

مبارزه و تهذیب

این راه و سیره عملی شهدا ..... بسم الله

 


post name

دانشجواراک

نوشته شده در 30, 8, 1391
نظرات (2)

ماموریت 21 ؛ دانشجویان پیام نور اراک

روز سوم محرم 1434، 28 آبانماه 1391

مشهد مقدس - گلزار شهدا

بیاد علمدار کربلا

بر مزار فرمانده گردان غواصی یاسین- آقا جلیل عزیز


post name

هنرستان

نوشته شده در 21, 8, 1391
نظرات (5)

ماموریت 20 ؛ هنرستان جهان پهلوان تختی. ظهر 20آبان91

وارد هنرستان شدم. همه با انرژی، شاداب، شوخی و بگو بخند

مدیر صدا میزد: بفرمایید توی نمازخونه ... آها شما ... آره شما... کجا میری

از در سالن داشت خارج میشد، بره تو حیاط، به بهانه دستشویی

احساس کردم، اینا زیاد طالب حرفای من نیستن

اما مثل بعضی ها واقعا در اشتباه بودم، هر وقت غافل شدم و تنها بظاهر جوونا قضاوت کردم، حتما بعدش پشیمون شدم

به خودم قول دادم دیگه تکرار نکنم

ده دقیقه از صحبتم نگذشته بود، که همه با اشتیاق و علاقه گوش میدادن ... گاهی هم برق اشک رو در چشمان اونا میدیدم

آی جوونا، آی دانشجوها

ما یه دشمن مشترک داریم، حسوده، نمیخواد ما قوی بشیم، مستقل بشیم

گوش به حرفای لغو رسانه های بیگانه ندید، اونا برای همه ی ما حرف درست میکنن

حتی برای "هنرستانی ها" !!! یکهو یه نفر از آخر به تایید حرف من، گفت: آره میگن

هنرستانی ها، درس خون نیستن ... استعداد نداشتن که اومدن هنرستان

آی  جوونا، مثل جهان پهلوان تختی باشید

کشتی گیر. ورزشکار. زیاد داشتیم، اما چرا همه "تختی" نشدن

رمز جاودانگی و بزرگی  "تختی" رو اگه پیدا کردید و شما هم رفتید، ابدی خواهید شد

یه خواهش و درخواست از شماها دارم

هر روز صبح که وارد هنرستان میشید

دستتان را بر سینه گذاشته، رو به حرم امام رضا علیه السلام سلام دهید و دعا کنید به یاران برسم


post name

پیاده بجستان

نوشته شده در 28, 4, 1391
نظرات (4)

ماموریت 16؛ کاروان پیاده شهر بجستان، زائرین امام و شهدای رضوی

  گلزار شهدای مشهد،درصبح 26تیرماه پذیرای زائرین عاشقی بود که پس از نه روز راه پیمایی امروز به کنار یاران آسمانی خود رسیده بودن، خسته بودن... اما کسل و پژمرده نه ! لذت میبردن ... و شاداب بودن 

این یعنی عشق

به کنارمزارسرداری آمده بودن،که بیابانهای داغ خوزستان،رمل های فکه وچزابه...شاهد شناسایی ها وراه پیمایی های شبانه ی اوست

بیاد شهید ولی الله چراغچی، معاون لشکر 5 نصر

ثواب روزه و حج قبول آنکس برد   ***   که خاک میکده ی عشق را زیارت کرد

مقام اصلی ما گوشه ی خرابات است

 



post name

کرج جانبازان

نوشته شده در 27, 4, 1391
نظرات (26)

ماموریت 15؛  آسایشگاه جانبازان ، واقع در پارک ملت مشهد، درب ورودی مقابل بلوار سجاد

بیست و چهارم تیر ماه سال 1391 ، کاروان دانش آموزی کرج، کوچکان بزرگ، زائرین امام، عاشقان وقدرشناسان فهیم

در میخانه بروی همه باز است هنوز   ***   سینه ی سوخته در سوز و گداز است هنوز

خیلی ها از در میخانه میگذرن، بی آنکه صدای مستانه ی مرغان عاشق بال شکسته را بشنون،،،،، هر گوشی این صدا را نشنود !!!!!!! ه

عاشقانند در آن خانه همه بی سر پا   ***   سروپایی  اگرت هست، در آن پا نگذار

اینان عاشقان، مردان آشنا یند  *** یاد آور بهنام ها ،حسین فهمیده هایند

هر کس شود غافل زاین آینده سازان   ***  مدیون آن ایثارها و جان نثاران

از من بپذیر  رمز مستی   ***   چون طفل صبور  در دبستان

دل را بگشا  بروی مستان   ***   بیزار شو  از هوا پرستان

این صفا و پاکی رو برای خودت حفظ کن، به کارای خیلی از آدمای بزرگ که نه!! آدمای سن و سال بالا !! مدرک بالا !! و.... نگاه نکن

مادر پیاله عکس رخ یار دیده ایم   ***   ای بی خبر زلذت شرب مدام ما

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق   ***   ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما

فرخ آن روز که از این قفس آزاد شوم   ***   از غم دوری دلدار رهم  شاد شوم

سر نهم بر قدم دوست به خلوتگه عشق   ***   لب نهم بر لب شیرین تو، فرهاد شوم

سر وجانی نبود  تا که به او هدیه کنم   ***   او سراپای همه روح و روان است هنوز

جز گل روی تو امید به جایی نبود   ***   درد عشق است به غیر تو دوایی نبود

عاقلان از سر سودایی ما بی خبرند

حلقه ی زلف تو زنجیر دل غمگین است   ***   از دلم جز رخ تو حلقه گشایی نبود

عاکف کوی بتان باش که در مسلخ عشق   ***   بوسه بر گونه ی دلدار خطایی نبود

غم مخور ایام هجران رو به پایان میرود  ***   روز وصلش میرسد ایام هجران میرود


post name

مادرقاب شهید

نوشته شده در 22, 4, 1391
نظرات (4)

ماموریت 14؛  حاشیه های  مراسم سالگرد آقا جلیل و غواصان گردان یاسین، در پارک کوهسنگی

بعد از جلسه،مادری رو به من معرفی کردن، از استان ایلام، شهردهلران،زائر امام رضاعلیه السلام بود

چقدر من از این شهرها خاطره دارم، وطن دومم، شهرهای جنوب وغرب است

در حالی که قاب عکس تنها پسر شهیدش در آغوشش بود، از شرکت دراین جلسه خوشحال بود

اگه همین رضایت و خوشحالی مادر شهید، مزدمون باشه ، خدا بده برکت

جالب بود، میگفت : بعد از شهادتش، هر جا رفتم، هر مجلسی دعوت شدم، این عکس رو همراه خودم بردم ، او رو کنارم احساس میکنم

درغریبی و فراق و غم دل ، پیر شدم

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود   ***   هرگزاز یاد من آن سروخرامان  نرود

 هر چه جز بارغمت بردل مسکین منست   ***   برود از دل من  وزدل من  آن نرود

آنچنان مهر توام  دردل وجان جای گرفت   ***   که اگر سر برود  از دل و از جان نرود


post name

سالروزجلیل91

نوشته شده در 19, 4, 1391
نظرات (6)

ماموریت 13 ؛

سالروز شهادت سردار جلیل محدثی فر

آسمان و زمین  پارک کوهسنگی مشهد در شام ولادت فرمانده ی جبهه ها

حضرت بقیه الله الاعظم

 بیاد غواصان شهید  گردان یاسین، نورباران شد

شانزدهم تیر ماه سال 1391 برگ زرینی دیگر در تاریخ روایت از مردان دریا دل، غواصان شجاع و مظلوم درعملیات کربلای 4 و5

 سوختن در شعله های داغ عشق   ***   همچنان پروانه میخواهد دلم

چگونه میتوان تو را از یاد برد

تو که برای نیروهایت یک فرمانده واقعی بودی

تئوری و عملی، مستقیم و غیر مستقیم ؛ علم نظامی را، اخلاق اسلامی را، طوری می آموختی

که در وجودمان نهادینه میشد

کارهایت همه رنگ و بوی خدا داشت

آنگاه که با آن نیروی بسیجی تازه وارد، برسر یک سفره کنارش مینشستی، باهاش هم کاسه میشدی

او را در جبهه ماندگارش میکردی، خیلی ها ماندند تا همنشینت در بهشت شدند

چگونه میتوان آن اخلاص، آن محبتها  و مردانگیت را فراموش کنیم

مگه یادمون میره، مسئول آموزش که بودی، هر دستوری رو، قبلش خودت انجام میدادی

   بعد از تو بچه ها از دل و جوون هر چند سخت بود ، انجام میدادن

 ظاهرش آموزش نظامی بود، اما در حقیقت عاشقی را می آموختی

درسهایی که مختص میدان جنگ نبود وهنوز دل و جانم متاثر از آن آموزشهاست

جلیل ؛ تو الان هم برای بازمانده های گردان یاسین، فرماندهی میکنی

تو ما را آدم کردی 

فرمانده عامل

رضا سمندری، آنقدر مخلص بود، که حاضر نشد، سر صبحگاه بعنوان معاون گردان یاسین، به نیروها معرفیش کنند

  وقتی زیر آتیش خمپاره ها، توخط ماووت، رفته بود بالای لودر، کنار راننده تا او روحیه بگیرد ،خاکریز وجان پناه  نیروها رو زودتر تموم کنه ؛ بچه ها ، از شهامت او، با تعجب به هم اشاره میکردن ، او کیست؟؟؟؟؟؟

یکی گفت: مگه نمیشناسیدش ؟ معاون گردانه !!!ه

آنجا بود که نیروها معاون گردان را شناختند ..... چه شناختی !!!!!  ه

درس جهان بینی

جلیل میگفت : زندگی در دنیا مثل رفتن تا طرقبه است

صبح میری ، حداقل وسایل و امکاناتی در حد رفع نیاز با خودت میبری ، غروب هم برمیگردی

*****************

نعیم هر دو جهان پیش عاشقان بجوی   ***   که این متاع قلیل است و آن عطای کثیر

افکاری : من تا به حال ندیدم یادواره و مراسم شهدا ، در چنین فضاهایی برگزار بشه، این کار نو و جدیدیست که الان میبینم

اگر یک حاجت برای برآورده شدن میداشتم

ملحق شدن و رفتن پیش آقا جلیل، کرابی، حسن شاد، سمندری، نظری و بچه های گردان یاسین بود

در جبهه ها آیات قرآن و احادیث ائمه و تاریخ اسلام به عینیت در آمد

خیلی از اصطلاحات، ضرب المثلها را که شنیده بودم و خوانده بودم، در جبهه ها دیدم

یکی از اون ها که به معنی واقعی کلمه، شاید در هیچ کجای تاریخ در این حد دیده نشده ، این است که

به آب و آتش زدند

این فقط در عملیات کربلای 4 و 5 تفسیر شد

--------------------------------------------------------------------------------------

باتشکر از

 خانواده های محترم شهیدان

فرزند و تنها یادگار آقا جلیل؛  محمدجلیل محدثی فر

مدیر محترم فرهنگسرای پایداری شهرداری مشهد - آقای حامد صادقی

مدیریت محترم پارک کوهسنگی مشهد- آقای عرب پور

مجری باصفای صدا و سیمای خراسان رضوی - جناب آقای افکاری

رزمنده، جانباز و هنرمند گرانقدرآقای حمید مهماندوست

جانباز وعکاس متعهد جناب آقای حسین کامشاد

آقایان ابولفضل حاجتمند - گنجوی - سیدجلال حسینی - غفاری


post name

سالگرد جليل.91-95

نوشته شده در 15, 4, 1391
نظرات (7)

در سالروز شهادت فرمانده شجاع گردان غواصي ياسين، شهید جلیل محدثی فر 

و بيادبود همرزمان شهيدش، محفلي با حضور خانواده محترم شهيد و همسنگران خدومش در جوار

شهداي گمنام بوستان كوهسنگي مشهد

در روز قدس. ساعت 21/30  برگزار  گرديد

آقا جليل در تاريخ  10 تیر ماه  1366 در جبهه هاي غرب كشور  آسماني شد

 یاد او ، یاد همه شهدای گردان غواصي ياسين و تخريبچيان لشكر امام رضاست


در روزهای آغازین شروع جنگ، به نیروهای ستادجنگهای نامنظم شهید چمران پيوست و از اولين مدافعان بود

به واحد تخريب آمد، سالها در کسوت مسئول آموزش ، تجربیاتش را منتقل و خدمات شاياني كرد

هميشه ميگفت: هر چه در آموزش "عرق" بيشتري ريخته شود ،در عملیات "خون" كمتر ریخته خواهد شد

عقلانیت و تدبيري بالا در سایه  ايمان و معنویت قوي داشت

زمانی که جنگ به مراحل آبی رسید، حسب شایستگی هایش، به فرماندهی گردان غواصی یاسین انتخاب شد

او تنها یک فرمانده نظامی نبود، یک معلم اخلاق و مرشدی انسان ساز براي نيروهايش بود

فرمانده ای نبود که بنشيند و به بقيه دستور بدهد : بروید !!!  آقا جلیل ، همیشه میگفت: بیایید

بيشتر با رفتارش دستور ميداد ، اهل عمل بود ، در انجام کارها جلو و در همه جا کنار نیروهايش بود، در زندگي، در آموزش، در خط

بعضي از غواصان ميگفتند::: اگر آقا جلیل فرمانده ما نمیبود، شاید ما تحمل این همه سختی كار غواصي را نداشتیم

  شهيد حسن شاد میگفت:  نگید: جلیل محدثی فر.... بگید : جلیل محدثی صبر

صحه صدر بالايش مهمترين عامل تربيت نيروها شد

اينجا خرمشهر -خیابان کارخانه صابون سازی -جنب مسجد امام رضا علیه السلام قبل عمليات كربلاي 4

اتاق فرماندهی گردان - نفر اول امیر نظری -آقا جليل- علیرضا نوالهی - هر سه نفر شهید

چهار نفر مقابل برادر حسن پوستچي- تقي كوهستاني- حسين حيدري - حميد رجبي

---------------------------------------------------------------------------

شهید محمدرضا سمندری - معاون آقا جلیل بود - شجاع ، مخلص و فوق العاده جسور و کاری

یک هفته بعد از شهادت فرمانده ، معاون هم پیش او رفت... مزارشان در گلزار شهدا كنار يكديگر است

غواص شهید مصطفی کاظمی - بچه بیدخت گناباد- در عملیات کربلای 5- نهر خین، بشهادت رسيد

خرمشهر- ساحل گل آلود و باتلاقی کارون ، زمستان سال 1365- قبل عملیات کربلای 4- آموزش غواصی

شهید مفقود الاثر محمدرضا کرابی، فرمانده گروهان ستار و معاونش شهید علیرضا نورالهی - با لباس خاکی

-----------------------------------------------------------------------------

شهید امیر نظری ، اولین غواص شهید در عملیات کربلای 5

شهید حسن شاد فرمانده گروهان غفار، اولين غواصي كه از نهر خين گذشت و با تيربارچي دشمن درگير شد، او را از پاي درآورد

خط را شكست، راه را باز كرد و خود بشهادت رسيد

--------------------------------------------

روایت حماسه های غواصان دست بسته و مظلوم غريق در اروند


post name

اعتکاف ابرده

نوشته شده در 25, 3, 1391
نظرات (1)

ماموریت ؛ 11

خدا توفیق داد در جمع معنکفین باصفا ، مستقر در منطقه ی ییلاقی شاندیز مشهد، مسجد ابرده، حضوریافتم

با عنایت شهدا و نفس پاک معتکفین روزه دار،غروب روز 16خرداد، غواصان لب تشنه ی عشق، گوشه ی چشمی بما کردن، دراین وانفسای دنیای امروز، هیچ چیز، جز یاد خدا، قیامت، و یاد مرگ ...قادر نیست ، آدمی را از غفلتها برهاند

یاد شهدا ، یاد همه ی خوبیهاست، خدا را ،عشق را ، کربلا را، زیباییها را.... برایت ملموس میکند

آنگاه که مقام شهید در نظرت آمد، فاصله ات را میبینی ! تا آسمان! تا بهشت! چقدر است

بی جهت نبود که امام میفرمودند

پنجاه سال عبادت کردید، خدا قبول کند، یکبار هم بروید، یک وصیتامه شهید را بخوانیدو فکرکنید

روایت وبیان مصداقهایی از مبارزه ی شهدا با شیطان درون، با هوا و هوسها، نحوه دعا و عبادتهایشان، گذشت و ایثارهایشان ... آتشی در دل معتکفین، انداخت و همه با دلی نورانی به نماز ایستادن

 

 نوجوان روزه دار معتکف ، کلاس پنجم ابتدایی

کجایند یاوه گویانی که ، سرزنش میکنن : ای آقا جوونای خوب دیگه تموم شد! همه مختص زمان جنگ بود! دیگه مثل اونا نداریم

بیان ببینن !!! یاد آور همون شهدای نوجوان غواص و تخریب چی

 

دشمن نامرد و خبیث این جوونا ، میلیاردها تومن پول خرج میکنه، که مارو از خدا و امام حسین علیهالسلام جدا کنه

جوونای مارو اهل گناه ، بی تفاوت و بی هویت  کنه، اما کور خوونده

درود و رحمت خدا، نثار شما جوانان

ذلیل و خار باد ، دشمنان ایران و ایرانیان


post name

اعتکاف

نوشته شده در 11, 3, 1391
نظرات (2)

ماموریت 10؛ اولین اعتکاف فعالان فرهنگی

سلام، یه خبر خوش، که الان به من گفتن

یعنی برای روایتگری منو دعوت کردن و ازم خواستن اطلاع رسانی کنم 

 اگه شما هم مایلید میتونید برا اعتکاف ثبت نام کنید

آخه هم جاش و هم معتکفینش بیسته بیستن

کنار حرم ، مسجد صدیقی، همه جوونای فعال فرهنگی

 ازسخنران روزاول اعتکاف، پانزده خرداد، ساعت هجده، فعلا چیزی نمیگم، باید بینید و بشنوید

تا پر نشده عجله کنید

shajar.ir

09151194092


post name

04 بیرجند

نوشته شده در 28, 2, 1391
نظرات (2)

ماموریت ؛ 9

بیرجند ؛ هفدهم اردیبهشت 1391 پادگان آموزشی صفر چهار

یادش بخیر، پاییز سال 1361 آموزش عمومی سپاه رو در این پادگان گذراندم

وقتی از من دعوت کردن، به محض شنیدن 04، با کمال میل آمدم

یک جوان محصل بودم، پاهایی که درعمرش به پوتین نرفته بود، همیشه کفشهای کتانی و تابستانی میپوشیدم، بعداز چند روز پام زخم شد،پیش خودم دلیل منطقی یافتم که از فردا پوتین نپوشم، اما وقتی حاجی آخوندی مربی ما دید و دلیلش رو پرسید، زخم پایم را نشان دادم، بعد که دید، گفت:

جوراباتو بپوش ، پوشیدم. پوتیناتو پات کن، پام کردم. بنداشو تا بالا ببند. بستم. خب، برو تو گروهانت

تعجب کردم، انگار نه انگار پای ما زخم شده،هیچ فرقی براش نکرد،اینکه شد همون

چیزی نگفتم ، روزها گذشت و من با همون پای زخمی بسختی تمرینات نظامی رو انجام میدادم

تا بالاخره اونقدر زخم شد و باز خشک شد. تا "پینه" بست

سخت گیری آن مربی و تحمل خودم، از یک دانش آموز، یک نیروی نظامی پوتین به پا ساخت

تمام اون تحملها در سایه ی اعتقادات دینی بود

شما سربازان ، با سربازان نظامهای طاغوتی زمین تا آسمون فرق دارید،جلو کلاه شما کلمه الله است، نه تاج شاه ، لباس شما لباس شهیدان است

قدر خودتان را بدانید، نیت کنید که در سایه ی نیت و اخلاص، هم روح و هم جسمتان ساخته میشود

هر خدمتی ، هر فعالیتی در این مملکت انجام میشود، به برکت حضور شما در این پادگانها و در مرزهاست

بی جهت نیست، که میفرمایند: یکساعت نگهبانی از هفتاد سال عبادت خشک و خالی برتر است

من مخلص و قدر دان شما جوانان و سربازان این مملکتم، دستتان را میبوسم

امروز برای من یکی از بهترین روزهای عمرم بود


post name

تبریز 91

نوشته شده در 8, 2, 1391
نظرات (11)

ماموریت 8  ؛ شهدای گمنام ، فاطمی

دانشگاه تربیت معلم آذربایجان شرقی،تبریز، چهارم اردیبهشت 1391

روایت فرهنگ جبهه دیروز، در جوانان و دانشجویان امروز  

روایت عشق خاکریزهای دیروز ، در تصویر از دانشگاههای امروز

اونا یی که میگن:رزمنده ها زمان جنگ دنبال چی بودن؟؟ بهشون بگید:دنبال همین چیزی که دانشجویان امروز ند،چی از شهدا میخوان؟

برا چی مثل پروانه دور پیکر شهدا  میچرخند

هرکس با الفبای عشق بیگانه ست، بدنبال فهمیدن کار ما نباشد

ای دوست به عشق تو دچاریم همه **در یاد رخ تو داغداریم همه ** گر دور کنی یا بپذیری مارا**در کوی غم تو پایداریم همه

چکار که نکردن این شهدا !!!!!! به ظاهر چند تیکه استخوان ، اما امواجی باهاشون میاد که دلهای سنگ رو آب میکنه

هر چه دشمن رشده ، پنبه میشه

البته اگه کسی به این حرف من خرده بگیره، حق داره ! چون، شهدا که بماند، قرآن، هدایتگر "متقین" است

قرآن کریم .اول سوره بقره

ذالک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین ، الذین یومنون بالغیب

این کتاب که هیچ شکی در آن نیست، راهنمای پرهیزکارانیست که به غیب ایمان دارند

دانشگاه تربیت معلم تبریز ، مقبره شهید گمنام

آی جوونا، دشمن میخواد رد پای شهدا رو در تاریخ ما  پاک کنه، به دروغ میگه: امام شما ، شهدای شما، اشتباه کردن

 راه اونا رو نرید 

من امروز به همه میگم: اگه دشمن تونست عشق به امام حسین علیه السلام رو از دلهای ما ببره

عشق به شهدا رو هم خواهد تونست

من قبول دارم، خیلی از دوستان احمق ما با اعمال و رفتارشون ، آب به آسیاب دشمن میریزن، و موجب بدبینی وتشکیک در اذهان میشن، ما از این حمقا در طول تاریخ اسلام ، متاسفانه کم نداشتیم، همون زمان جنگ، خیلی ها نشستن و هی نق میزدن، کمک که نمیکردن، موجب القا روحیه ی ناامیدی و نگرانی میشدن، امروز هم به وفور از این علفهای هرز در گلستان انقلاب داریم، اما این شهدا، گوششان بدهکار یاوه سرایی ها نبود، گوش بفرمان امامشان، رفتند جبهه . و امروز همه به مرام اونا افتخار میکنند، امروز که حقیر در خدمت شمایم، آیا حاضرن همون آدما بیان بگن

ما گوش به حرف امام ندادیم و به جبهه نرفتیم ؟؟؟ 

این آدمای سست عنصر، ترسو و دنیاطلبی که امروز در مقابل اراده ملت ونظرات رهبرعرض اندام میکنند

همون فراریان دیروز جبهه هایند

امروز دشمنای شما، دارن خودشونو به هر دری میزنند، که شماها و این کشوربه  قله نرسه

اما پیام این شهدا ، ایستادگی و مقاومت است 

تنها راه پیشرفت کشور، تنها راه سعادت ما،  اقتدا به سیره شهیدان است

 اطاعت پذیری از ولی فقیه، تلاش ومجاهدت علمی و اقتصادی، مبارزه بانفس و رزائل اخلاقی ،ادامه راه شهیدان است 


post name

درگز

نوشته شده در 28, 1, 1391
نظرات (7)

ماموریت 7

 درگز ، زادگاه سپهبد شهید علی صیاد شیرازی، بیست ویکم فروردین 1391

انسانی که ،همراه با کسب درجه و ارتقا رتبه های نظامی ،پله های قرب الهی را هم طی کرد، تا به آسمون رسید

 معتقد بود، هر چه درجه و جایگاه بالا رود، به همان میزان مسئولیت انسان هم در پیشگاه خدا و ملت بیشتر میشود

براستی در سایه ی چه آموزه هایی ، چه فرهنگی،  انسان تا بدین حد ،به لحاظ روحی ،انسانی و معرفت، بزرگ میشود ؟؟

 معرفی  صیادها، معرفی این نوع  تفکر و اعتقاد است

صیاد شیرازی ، محصول فرهنگ عاشورا ست

شهر درگز ، در استان خراسان رضوی، نزدیک مرز کشور ترکمنستان

در روزگارانی که درس خواندن وکسب علم در این مملکت برای هر کسی آسان نبود، او از این نقطه ی مرزی و شهر محروم، در زمان رژیم آمریکایی پهلوی، با نیت وهدفی الهی، پای به دانشکده افسری گذاشت و شد آنچه میخواست

 مهم نیست در کجای دنیایی ، مهم آنست که، مسیر زندگیت، بکدام جهت است 

 افکارت، رفتار و کردارت،  قرار است  تو را بکجا برساند

آخر، به خاک خواهی رفت ، یا به افلاک

راهت رو، مسیر زندگیت رو،  باید فقط خودت انتخاب کنی

هر چه زودتر ، بهتر * وهر چه دیرتر ، خب معلومه ، بدتر

صیاد شیرازی ، از همون اول ، تو راه بود ، یک روزش رو هدر نداد، خوب کاشت، خوب هم برداشت

قرآن، سوره نسا ، آیه 3

انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا

ماراه حق وباطل را شناساندیم.یاازراه حق میروند وشکرگذارند و یاکفران نعمتها نموده وراه باطل میروند

 

مسیری کوهستانی و بسیار باصفای، زادگاه شهید در فصل عروج او 

 پرواز را از همین خانه های گلی آغاز کرد،مدرسه.دانشکده افسری.دوره های عالی نظام درآمریکا.کرسی تدریس در دانشکده نظامی.میدان نبرد.درکوههای کردستان و دشتهای داغ خوزستان.ستادفرماندهی کل قوا.تهران.بهشت

راهی که شهدا آغاز کردن، انتهاش بهشته، حالا یا دیر یا زود، اما آخرش بخدا میرسن،حتی درخیابونای تهران

یک دوست میگفت: اگه آدم لایق شهادت باشه ، شهادت میاد به سراغش. حتی پشت در خانه ش ، مثل صیاد

میدان شهید صیادشیرازی، در ورودی شهر

آنچه خواستن، در همین قنوتها گرفتن

یکشبه صیادها به این درجه نرسیدن، یک عمر تهذیب نفس، یک عمر تحمل رنج در راه خدا، برای خدا

درتاریخ سرلشکر زیاد داشتیم !! اما الان کجایند؟؟ رفتند...... و هیچ اثری از اونا  نیست

ولی صیادها ، مانند و جاودانه شدند، رمز و راز این ماندگاری در چیست؟؟

آیا این مقام و قرب الهی فقط مختص علی صیاد شیرازیست ؟؟

پس باید چه کنیم ؟؟ که تا حالا نکرده ایم و جا مانده ایم ؟؟

************************************************

خاک کوی تو بصحرای قیامت فردا  ***  همه بر فرق سر از بهر مباهات بریم 

این تنها یک مجسمه  نیست ، با همه ی مجسمه های دنیا فرق دارد

نماد اخلاق ، اخلاص ، خدمت و بندگی خداست

 این در حقیقت ، یک شاخص، یک علامت و نشانه ای ست ، که ره گم  نکنیم

 

گلزار شهدای شهر درگز ، در محیطی باز و با طراوت

بکوی میکده، گریان و سرافکنده روم  ***  چرا که شرم همی آیدم  زحاصل خویش

مراسم سالروز شهادت سپهبد علی صیاد شیرازی

شهید، مرا به زادگاهش دعوت کرد و متعهد شدم، تا زنده ام ، هر ساله دراین مراسم شرکت کنم 

  اینجا مزار دو شهید گمنام در یکی از پارکهای شهراست، شهدا، بسراغ ما آمدند، تا دستگیر ما باشن

اینها سنگ قبر نیست، ایستگاه تفکر است


post name

گلزار آبادان

نوشته شده در 15, 1, 1391
نظرات (9)

ماموریت 6

 گلزار شهدای آبادان، دهم فروردین سال 1391

پیکر177 شهید گمنام در این مکان دفن شده

چند سال پیش که در حال ضبط مستند در یادمان شهدای شلمچه بودیم، یک خانم آبادانی بهمراه همسرش جلو اومد و گله مند شد،که چرا به گلزار شهدای آبادان سری نمیزنید؟ اونجا صدوهفتادوهفت شهید گمنام خوابیده ....عصرهمون روز بطرف آبادان به راه افتادیم ، سرراه ازکسانی که ما پرسیدیم، هیچکدوم آدرس گلزار شهدای گمنام رو نمیدونستن!! جالبتر اینکه حتی بعضیشون با تعجب، میگفتن

 مگه آبادان شهید گمنام داره؟؟!!ه

 یادحرفای اون خانم آبادانی افتادم، که ازمظلومیت این مکان میگفت

 خلاصه یه نفر گفت: قبرستون رو میگید؟

 به همون قبرستونی که !! او آدرس داد رفتیم، خیلی ازاسامی شهدا که روی سنگ قبرها نوشته، مشترک بود، این بیانگر اینکه که،دریک انفجار،اعضا یک خانواده همگی بشهادت رسیدن و اینجا کنارهم

 شاید درهیچ کجای کشور،یا دنیا اینجور نباشه، در قسمتی هم کلی شهید گمنام

 با هیچ نام و نشونی دفن شده بودن، چه گمنامایی هم بودن، به معنی واقعی کلمه، اینا بیشترشون اون باغیرتایی بودن، که روزای اول جنگ، وقتی شنیدن حمله شده، خونه وکاشانه رو رها کردن، پا شدن اومدن آبادان،برا کمک.... اون زمان هم ، نه کارتی و نه پلاکی، مدرکی هم شاید همراه نداشتن یا اگه داشتن تو اون گیرودار ازبین رفته، توی اون شرایط بحرانی، زیاد هم فرصت شناسایی اونا نبوده، نه سردخانه ای ونه امکاناتی،درکمال مظلومیت وگمنامی بشهادت رسیدن، بعد هم آوردنشون اینجا ودفنشون کردن،خانواده هاشون هم بیخبرومدتها چشم به راه، چشمایی که هنوز که هنوزه براهه

اینجا با هر جای دیگه فرق داره ، اینجا حتی بدنهای شهدا، زیر خمپاره و بمب بوده

گمنام به جبهه اومدن، گمنام جنگیدن و گمنام هم شهید شدن

از اون سال به بعد به زیارتشون میرم، هیچ وقت هم دست خالی برنگشتم

امسال که مشرف شدم، خانمی رو دیدم،روی صندلی چرخدار،سرمزار 6شهیدهمه با فامیل باقری

دو برادر، دوخواهر، پدر وعمو

خودش هم اول جنگ که یه دختربچه محصل درمقطع راهنمایی بوده براثر ترکش خمپاره قطع نخاع شده، الان هم سال نو اومده پیش خانواده

ای دوست، بروی دوست بگشا دری*** صاحب نظرا، بمستمندان نظری

ما بی خبرانیم زمنزلگه عشق  ***  ای باخبرا، از بی خبر  آور خبری

یک دختر بی بابا،بی خواهر و بی برادر...که سالهاست روی این صندلی چرخداره، روی این صندلی بزرگ شده!!!! همین

تو خود حدیث مفصل بخوان

من و تو کجاییم ؟ چه میکنیم ؟ توی چه حال و هوایی هستیم ؟

اینهمه شهیدرو آیا میتونیم بی خیال شیم ؟؟؟ 

 خب باید ما چکار کنیم ؟؟ وظیفمون  در قبال اینا چیه ؟؟ چطوری باید راه شهدا رو بریم؟ با خوندن یه فاتحه ؟ چند آیه قرآن ؟ برپایی یه مجلس ختم ؟ یا یه یادواره ؟ همینا کافیه ؟ اگه نه ، پس چکار دیگه ای باید بکنیم؟ تا شهدا ازمون راضی بشن ؟ اصلا شهدا لازمه ازمون راضی باشن؟ یا ما نیازی به اونا داریم ؟؟ خودتون فکر میکنین، شهدا ازتون راضی هستن؟ یا نیستن؟ چرا ؟؟؟؟؟؟


post name

خین-91

نوشته شده در 13, 1, 1391
نظرات (4)

ماموریت 5، نهم فروردین سال 1391

سفر عشق

بهار شد، در میخانه باز باید کرد  ****   بسوی قبله ی عاشق نماز باید کرد

نهر خین ، معروف به خط 25 متری شلمچه ، نزدیکترین نقطه مرزی ما با کشور عراق

درعملیات کربلای 5 باند پرواز غواصان شد

جزیره مقابل ، جزیره بوارین ، که تا بصره ادامه دارد

درسال 1364نیروهای لشکرامام رضا علیه السلام در این محور ضمن تک ایذایی باعث فریب دشمن شده،تا غواصان خط شکن بتوانند با استفاده از اصل غافلگیری و عبور از اروند، شبه جزیره فاو را تصرف کنند

فرماندهان  ناجا ، به همراه خانواده 
اوج حماسه ی رزمندگان در این محور، درعملیات کربلای 4 و 5 ،درزمستان سال 1365 بود

سرتاسر این نهر، پوشیده از سیم خاردار و نبشی بود، آنطرف، ساحل رو دشمن،بدون هیچ آرایش، آلوده به مینهای ضدنفرکرده بود.حسن شاد، اولین غواصی بود که تیمم کرد و وارد تونل شد و در زیر بارانی از تیرهای رسام، به اون طرف نهر رفت و با ورود به کانالهای جزیره، با تیربارچی دشمن درگیر شد و راه رو باز کرد، حسن، که با تیمم و طهارت وارد نهر شد و به آب و آتش زد، ساعتی بعد به معراج رفت، 

خرمشهر- مقر گردان غواصی یاسین- 10 روز قبل از شهادت، من و حسن شاد

روز من با تو به شب آمد و شب با تو به روز  ***  در فراق رخ ماهت ، گذرد ، روز و شبم

فرمانده شجاع و مخلص گروهان غواصی ،شهید حسن شاد، مدفن ،گلزار شهدای سبزوار

این همون تونلی ست که از زیر خاکریز، برای حفاظت بیشتر تا لب آب، زده بودیم، شب عملیات کربلای 5غواصان بصورت چهار دست و پا از این تونل عبور کرده، وارد آب شدن ، تونلی که برای سبکبالان عاشق،راهی به بهشت بود 

شهید امیر نظری ، اولین غواصی بود که به محض خروج از تونل بااصابت تیر به سرش بشهادت رسید

درگلزارشهدای بهشت امام رضا علیه السلام در کنار یاران شهیدش، ذبیح الله یوسفیان، مسعود احمدیان، حمزه سید آبادی،عبدالله هلالی،تقی پسنده منش،که همان شب با هم آسمونی شدن، آرمیده است

این جوونا، یادآورهمون شهدای غواصن،که 25 سال پیش، زمانی که هیچکدوم از اینا نبودن، برا این مملکت فدا شدن

و امروز درقدمگاه و قتلگاه اونا به زائرین خدمت میکنن و متعهد به ادامه ی راهشون هستن

این یعنی ، جوانمردی و نمک شناسی

در شهر خویش بود مرا دوستان بسی  *** کردم جدا هوای تو از دوستان خویش

من داشتم به گلشن خود آشیانه ای    ***  آواره کرد عشق تو  زآشیان خویش


post name

مجلس اخباری

نوشته شده در 6, 1, 1391
نظرات (13)

ماموریت 3 ؛ پیام های شهدا 

مجلس یادبود دو تن از شهدای واحد تخریب لشکر 21 امام رضا علیه السلام

شهیدان هادی اخباری و موسی الرضا ساقی 

هجدهم اسفند ماه نود ، مسجد موسی بن جعفر علیه السلام منطقه طلاب مشهد

 

بعد ازجلسه نا خودآگاه به این نوجوان برخوردم، نمیدونم چه عاملی باعث شد که در بین جمعیت دست او رو گرفتم، شاید بخاطر اینکه توقع داشتم اوبا این سن وسال ،دراین شب عید بدنبال خرید لباس وکفش نو باشه، اینجا توی جلسه ی شهدا چکار میکنه ، دنبال چیه ، چی میفهمه

اسم و کلاسش رو پرسیدم ؛ که بادیدن چشمان قرمزش نگران شدم، پرسیدم : چرا چشات قرمزه؟ لبخندی زد ،چیزی نگفت. بیشتر کنجکاو شدم، فقط جوشکاری برق میتونست اینجور چشم رو، قرمز کنه !!! چون خودم، بچه که بودم، یک روز ازتعطیلات تابستونی رو به مغازه درب وپنجره سازی رفتم، چرا یک روز، چون همون روز اول اون قدر به نور جوشکاری چشم دوختم و خیره شدم، که شب چشمام کاسه ی خون شده بود و از درد تا صبح به خودم پیچیدم ،هر چی سیب زمینی تو خونه داشتیم، مادرم رنده کرد و روی چشمام گذاشت، لذا یاد خودم افتادم ،پرسیدم: جوشکاری میکردی؟ گفت : نه ، پس چی شده ؟؟ گفت : نخوابیدم . تعجب کردم، حتی با یک شب نخوابیدن هم اینجوری چشم قرمز نمیشه، پرسیدم :چرا نخوابیدی؟؟

کم کم متوجه شدم نمیخواد بگه، چی شده و نگفت

تا اینکه دور و بریها گفتن : چند شبه تا صبح مشغول کارهای یادواره شهدا بوده، خسته ست

جا خوردم، ما رو بگو تا الان چی فکر میکردیم ،،، بچه ست!!!! اینجا چکار میکنه !!! جوشکاری میکرده

 

داداش بزرگترش جلو اومد، تیر خلاص ما رو زد، گفت: ما هر دومون چند روزه نوکری شهدا میکنیم، خدا کنه از ما بپذیرن

در حالی که بغض کرده بود، عکسی که روی دیوار نصب بود نشونم داد و گفت

این عکس منو خیلی منقلب کرده !! پرسیدم : برای چی ؟ گفت : وقتی میبینم این جوونا اینجوری روی سیم های خاردار که مثل میخ به تن آدم فرو میره، تمرین میکردن، از خودم خجالت میکشم، آخه مگه اونا مثل ما نبودن؟ مگه زندگی رو دوست نداشتن ؟ مگه چرب و شیرین دنیارو نمیخواستن ؟ چی شد که به همه ی لذتهای مادی، پشت پا زدن !!!! چی شد که اینهمه درد و زنج رو تحمل کردن !! حالا من چی !! اونا رفتن تا امروز............بغضش اجازه نداد ، حرف بزنه .....پرسیدم : تا امروز،،، چی ؟ ادامه بده ، گفت : هیچی . انگار پشیمون شد که همین چند کلمه رو گفته، دوست نداشت از کسی گله کنه ، مثل داداش کوچیکش، این هم نمیخواست، همه چیز رو توی این دنیا  لو بده

بیاد اخلاص بچه های جبهه افتادم، که با تموم بی مهریها، اما جز باخدا با هیچکس حرف نزدن

این یعنی ، ادامه راه شهدا، یعنی پیروی از مرام شهدا

همین فکر وجهان بینی بود که بچه ها رو پشت خاکریزا نگه داشت و مملکت رو حفظ کرد

تو راه برگشت، داخل ماشین، دائم به چشمان قرمز اون نوجوون و حرفای داداشش فکر میکردم

بخودم میگفتم ، کجایی دلبر ،از شهدا، که عقب موندی ، از این جوونا عقب نمونی ها ، خسته نشی ها

حالا دیدین ، شهدا، اینجوری سر راهم میان و پیامشون رو میدن، از این واضح تر؟


post name

داش من معراج

نوشته شده در 26, 12, 1390
نظرات (6)

ماموریت 4 

                              زائرین سرزمینهای نور

اهواز ، معراج شهدا ، مقر شهید محمودوند ، بیست وسوم اسفندماه سال نود

زائرین بیست و دو شهید گمنام

زائرینی که اکثرا در زمان جنگ نبودند، و حالا اینگونه بر گرد شهدایند

آیا سندی زنده تر و معجزه ای ملموس تر در حقانیت و اخلاص شهدا  از این بهتر هست ؟؟؟

آیا با کشته شدگان جنگهای دنیا  اینگونه برخورد میکنن؟؟؟ 

براستی رمز ماندگاری و عزت اون آدمها (شهدا) در چه چیزهایی باید دید؟؟؟

آیا من و تو نمیتونیم مثل اونا باشیم ؟ 

در میان جمعیت زائرین معراج شهدا، چشمم به یک زائر افتاد جلو رفتم ، آدم باحالی بود، مرا یاد شهید مظفری راننده ی داش منش گردان یاسین انداخت ، ازش پرسیدم : برا چی اومدی اینجا ؟؟ ..... گفت : برا همونی که بقیه اومدن ...... پرسیم : شهدا رو قبول داری ؟؟  آهی کشید ، گفت : شهدا ، آخرشن ...... پرسیدم : آخر چی ؟؟  با همون گویش داش منشی گفت : آخر مرام ، آخر مردانگی و معرفت ، حیف که ما موندیم و اونا رفتن، خوشبحالشون

ناراحتی از اینکه موندی؟؟ بغض کرد، ناراحت؟! دیگه مثل اونا نیست

اونایی که یادشون رفته چقدراین انقلاب شهید داده، بدونن ما مفت این امنیت وعزت رو بدست نیاوردیم،که مفت از دست بدیم

همه ی دشمنا ،خصوص نالوتی های داخلی بدونن ،با همه ی مشکلاتی که برامون درست میکنن ،ما تا آخرش وایستادیم

هر کی به این شهدا خیانت کنه، پاشو میخوره

من  زمان جنگ با خیلی از این شهدا بودم، الانم اگه هر جا لازم باشه، پاش هستم


post name

روستا خرم آباد

نوشته شده در 29, 8, 1390
نظرات (5)

ماموریت 2 ؛   جبهه ی واحد

 یادواره شهدای خرم آباد، از توابع تربت جام ،هشتم آبانماه 1390

خاطرات جالبی رو از زبان اهالی اونجا شنیدم ، 27 شهید از میان 270 خانوار ، هر 10 خانوار یک شهید

شهدای بزرگواری همچون سردار تنگه ی چزابه، حسنعلی علیمردانی گمنام و مظلوم

فرمانده محور لشکر 21 امام رضا علیه السلام، حاج ابراهیم شریفی، معروف به چریک پیر

تمثال قهرمانان ، مردان مرد ، شهیدان همیشه جاوید ،در ورودی شهر

*****************************************

مراسم تجدید پیمان با شهدا، در فضایی بسیار معنوی، خالص و بی ریا برگزار شد

همه درکنارهم، ازفرماندار،فرمانده سپاه ونیروی انتظامی،تا کارگر روستا، مسئولین ادارات، امام جمعه، کشاورز، جوان محصل، همه درکنارهم روی زمین نشسته بودن، حتی برادران اهل تسنن،،، مجلس بالا و پائین نداشت، همه متواضعانه وخالصانه ،پای کلاس درس شهدا ،زانو زده بودن

به این میگن ، یادواره شهید

شما مردم متحد مرز نشین، خط مقدم مبارزه با متجاوزین هستید،ارتش ناتو، درچند کیلومتری خانه هایتان مثل گرگ وشغال، پرسه میزنه، اما جرات جلو آمدن نداره، چون شماها مثل مدافعان خرمشهر،هستید، دشمن از سیلی محکمی که از فرزندان شما درجنگ، خورده، هنوز گیجه

اگر راهی که شهدا رفتند و جلو پای ما گذاشتند، نرویم ،شکست ما حتمی ست ،امروز نه ،فردا

راه شهدا، استقامت درمبارزه با هواوهوسها، اطاعت پذیری از امام جامعه اسلامی، وحدت و همدلی ، توکل به خدا، کار و تلاش، رعایت حقوق همدیگر، محبت و مهربانی، ساده زیستن، مثل همین جلسه الان

 اگر همه با هم  باشیم، خدا هم  با ماست ، این وعده الهی ست

توی این سی سال هر جا،گوش بفرمان رهبر بودیم، دشمن کاری نتونسته بکند و تو دهنی خورده

برادراهل تسننی، که با شنیدن روایت سیره شهیدان، اشک در چشمانش حلقه زده بود

در پایان لحظاتی رو کنارش نشستم، میگفت

وقتی شما ازاخلاص شهدا، از پاکی وصداقت اونا میگفتید، دلم منقلب شد، شهدا، مقدسند

 ************************************************

یا ایهاالناس، دشمنان زخم خورده، خصوص صهیونیستهای نجس،چون در میدان شکست خورده اند،با راه اندازی شبکه های تلویزیونی،ونمایش نقطه ضعفها،قصدایجاد تفرقه واختلاف درصفوف ملتهارو دارن، میخوان، وحدت ،قطب قدرتمنداسلام بشکنه، تاکیدها وهشدارهای مکرر رهبری،در باره وحدت وحرام نمودن توهین به همسران پیامبرصل الله و مقدسات اهل تسنن وهمچنین،حرام کردن قمه زنی، اینها همه اخطارهای جدی فرماندهی ست، اگر جدی نگیریم، ضمن خوردن ضربات سنگین ازطرف دشمن،مرتکب گناهی بزرگ،شده ایم 

امپراطوری کفر به میدان آمده، اگه حواسمون نباشه، چنان خواهیم خورد، که تا مدتها سر بلند نتوانیم کرد

بهوش


post name

شهدای میبد

نوشته شده در 4, 8, 1390
نظرات (11)

ماموریت 1 ؛ استان یزد، شهر میبد           

گلزار شهدا ، قبله گاه عاشقان و عارفان و دلسوختگان است

عکس فوق گلزار شهدای شهر پاوه ست

روز پنجشنبه 28مهرماه سال نود بمناسبت یادواره چهارصد شهید ، شهر میبد بواسطه جوانان باصفا،مهمان شهدا بودم

صبح جمعه توفیق یافتم مشرف شدم گلزار شهدای فیروز آباد میبد ، مکان بسیار نورانی و باصفایی ست

ویژگی جالبی که گلزار شهدای این شهر داره ،اینه که ، مثل مسجد و حسینیه در سطح شهر پراکنده ست،هر زمان اراده کنی میتونی برا غبارروبی دلت وغفلتها،به این فضای معنوی،مسقف ومحصور شده،لحظات زیبایی رو با خود،شهدا وخدا خلوت کنی

ای کاش گلزار شهدای مشهد و تموم گلزارهای ایران اینجوری بود

 زائرین اینجا ، خیلیاشون با این شهدا هیچ نسبت فامیلی ندارن

اما حس وحال اونا منو تحت تاثیر گذاشت،با چندتاشون که صحبت کردم ازعنایات ومعجزات این شهدا میگفتن

اون چادر سبز گوشه ی گلزار،مخصوص خوندن نماز،توسل وخلوت با شهداست

داخل چادرکه میشی، فوق العاده ست،آدم روبرا لحظاتی ازاین دنیا جدا میکنه،قلبت رو منقلب میکنه

یکی از بهترین وبارزترین کارهای فرهنگی بود،که درعمرم دیدم

با افتخاردست متولیانش رومیبوسم،که چنین بستری رو فراهم کردن

ایکاش دیگران هم یاد بگیرن  وبجای کارهای مقطعی که تاثیراتش لحظه ایست، ازاین قبیل کارها بکنند

 چطوری اینقدر پستهای امدادی، مراکز اورژانسی، برای حفظ بدن و جسم  افراد در گوشه و کنار شهرها زدند

این گلزارها مثل همون پستها ست ، برای سلامتی روح و روان ،که مهمتر از تن  است

الحق که ، شهدا ، امامزادگان عشقند