{R_COLOM}
post name

حجت الاسلام عالی

نوشته شده در 1395-8-2
نظرات (0)

متن کامل سخنرانی مهم حجت الاسلام عالی در محضر رهبر انقلاب/

امیرالمومنین(ع) دستور داد مدیر متخلف اهواز را مقابل مردم شلاق بزنند و آبرویش را ببرند/ از روی دلسوزی، خطا و خیانت مدیران را لاپوشانی نکنید؛ با آسیب دردولت برخورد کنید تا استخوان لای زخم باقی نماند + صوت

خشم مقدس و غیرت دینی یعنی اینکه در آنجا که نسبت به حقوق مؤمنین و حدود الهی و نسبت به انبیا و اولیای الهی تعرضی می‌شود، انسان محکم بایستد. در زمان وجود مقدس سیدالشهدا(ع)، مظهر غیرت خدا، ابا عبدالله الحسین(ع) در جایی که انحطاط در جامعه مسلمین داشت کاری می‌کرد که از اسلام فقط اسمی باقی بماند، غیرت دینی حضرت ایشان را به چنین قیام باعظمتی کشانید.
گروه معارف - رجانیوز: در شب عاشورای حسینی، مراسم سوگواری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام با حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی، قشرهای مختلف مردم و جمعی از مسئولان در حسینیه‌ی امام خمینی (ره) برگزار شد.
 
در این مراسم حجت‌الاسلام والمسلمین عالی در سخنانی، «غیرت» را صفتی برجسته و متعالی خواند و با اشاره به مواردی از سیره‌ی اهل‌بیت علیهم‌السلام و غیرت و قاطعیت آن بزرگواران در اجرای احکام و حدود خداوند، حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام را مظهر غیرت الهی در ایستادگی مقابل انحراف‌های آشکار دانست و گفت: اگر قیام امام حسین علیه‌السلام نبود، از اسلام چیزی جز اسمی باقی نمی‌ماند و مهم‌ترین درس این قیام تاریخی، لزوم پیوند جامعه‌ اسلامی با رهبری و امامت الهی و حفظ غیرت دینی و روحیه‌ انقلابی در مردم است.
 
متن کامل سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین عالی را به همراه صوت آن می‌خوانید و می‌شنوید:
 
سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین عالی- شب عاشورای محرم 95- حسینیه امام خمینی(ره).mp3 | دانلود فایل
 
 بِسمِ اللّه ِ الرَّحمنِ الرَّحيم. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین. بارِئِ الْخَلَائِقِ أَجْمَعِینَ وَ الصَّلاهُ وَ السَّلامُ عَلَی سَیِّدِ الأَنبیاء وَ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ حَبیبِنَا وَ حَبِیبِ إِلَهِ الْعَالَمِینَ أَبِی القَاسمِ المُصطَفی مُحَمَّدٍصَلَّی اللهُ عَلَیه وَ عَلَی آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ‏. اللَّعْنَة الدَّائِمَة الأبدية عَلِيِّ أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِين
 
 السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ  وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ «اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن   
 
شب عاشورای سیدالشهدا(ع) است. شب شهادت وجود مقدس ابا عبدالله(ع) را به مولایمان امام زمان(عج)، رهبر بزرگوارمان و همه شما عزیزانی که در این مجلس حضور دارید تسلیت عرض می‌کنم. ان‌شاءالله عزاداری‌هایمان تا کنون قبول شده باشد و بعد از این هم در ایام محرم و صفر توفیق عزاداری و اظهار ارادت به ساحت مقدس ابا عبدالله(ع) را داشته باشیم. 
 
وجود خداوند متعال هم ناموس دارد/ اولین غیور در عالم خداوند متعال است
 
یکی از بهترین و ارزشمندترین صفات انسانی و الهی غیرت است. صفتی که اولین وجودی که در عالم این صفت را دارد، وجود مقدس خود خداوند است. امام صادق(ع) در روایتی فرمودند: «اِنَّ اللّه َغَیُورٌ یُحِبُّ کُلَّ غَیور»، خداوند متعال غیور است و هر غیرتمندی را دوست دارد. غیرت یعنی انسان نسبت به محترمات و حریم‌ها و چیزهایی که مورد علاقه‌اش هست حساس باشد؛ نسبت به ناموسش بی‌تفاوت نباشد و اگر غیر خواست به حریم او تعرض کند، احساس مسئولیت کند و واکنش نشان بدهد. وجود مقدس خداوند متعال هم ناموس دارد. چیزهای محبوب و مورد علاقه خداوند متعال ناموس الهی هستند که از آنها دفاع می‌کند. آنها محترمات الهی هستند، از جمله دین خدا، احکام الهی، قرآن، اولیا و انبیای الهی، حقوق مؤمنین و... همه اینها محترمات الهی هستند که پروردگار عالم از آنها دفاع می‌کند. از این نظر اولین غیور در عالم خود خداوند متعال است و این صفت را در هر کسی ولو مشرک و غیرمسلمان دوست دارد. این صفت، ارزشمند و کمال است. در روایتی از امام باقر(ع) آمده است که دستور اعدام تعدادی از مشرکین که با مسلمانان جنگیده و مستحق اعدام بودند، صادر شد. پیغمبر اکرم(ص) فرمودند یکی از آنها را نکشید. او را جدا و بقیه را اعدام کردند. او خدمت پیغمبر(ص) رسید و پرسید: «چرا مرا نکشتید؟» پیغمبر(ص) فرمودند: «الان جبرئیل از طرف خداوند متعال نازل شد و فرمود در تو پنج صفت هست که خداوند آنها را دوست دارد: اول صداقت، دوم شجاعت، سوم سخاوت، چهارم اخلاق خوشی که با خانواده و اطرافیانت داری و پنجم «الْغَیْرَةَ الشَّدِیدَةَ عَلَى حَرَمِك»، نسبت به حَرَمت غیرت داری. خداوند این پنج صفت تو را دوست دارد. نه اینکه شرک تو را دوست داشته باشد که ندارد، ولی این صفات هر جا که باشند ارزشمندند.» طرف که خودش را می‌شناخت، گفت: «عجب خدا و عجب پیامبری که این‌گونه از اوصافم خبر می‌دهد» و همان جا خدمت پیامبر اکرم(ص) مسلمان شد و بعد هم در یکی از غزوات به شهادت رسید. 
 
عذاب الهی برای عابدی که غیرت دینی نداشته است
 
این صفت در هر کسی که باشد خداوند دوست دارد، کما اینکه آدم بی‌غیرت را ولو عابد باشد مبغوض می‌دارد و بدش می‌آید. در جلد 97 بحارالانوار، از امام صادق(ع) نقل شده است که قومی مشمول عذاب بود و دو ملک برای عذاب آن قوم فرستاده شدند. اینها وقتی نازل شدند، دیدند در آن قوم، مرد زاهد و عابدی است که دارد تضرع و مناجات می‌کند. از خداوند متعال پرسیدند: «آیا این هم جزو کسانی است که باید عذاب شود؟» پروردگار عالم فرمود: «کار خودتان را بکنید. وَ اِن ذلِکَ لَمْ یَتَمَعَّرْ وَجْهَهُ قَطُّ غَضَباً لِی: این آدمی است که به خاطر من اخم نکرده، هیچ جا خشم نداشته و به خاطر من هیچ جا غضب نکرده است. این را هم عذابش کنید. غیرت دینی نداشته است.» 
 
اقسام مختلف غیرت و تفاوت غیرت ملی با ملی‌گرایی
 
ما معمولاً وقتی کلمه غیرت را می‌شنویم، بیشتر غیرت ناموسی به ذهنمان می‌آید، ولی غیرت اقسامی دارد. حداقل سه قسم مهم غیرت داریم. اولین قسم آن غیرت ملی است که انسان نسبت به ملت، آب و خاک خود احساس مسئولیت کند و تعهد داشته باشد. غیرت ملی غیر از ملی‌گرایی است. غیرت ملی این است که انسان نسبت به ارزش‌ها، افتخارات، پشتوانه‌های فرهنگی و تمدنی ملت خود که هویت او را تشکیل می‌دهند، بی‌تفاوت نباشد و نسبت به آنها احساس مسئولیت و از آنها دفاع کند. این چیز بدی نیست. البته این حدیث خیلی محکم نیست، ولی نقل شده است که: «حُبُّ الوَطَن مِنَ الایمان» که می‌تواند ناظر به همین معنا باشد. وطن را دوست داشتن و پاسداری از ارزش‌ها و افتخارات ملت خود و دفاع از آنها ویژگی ارزشمندی است.
 
اما ملی‌گرایی بیشتر ناظر به نفی ارزش‌های ملل دیگر و تقابل با آنهاست. ملی‌گرایی تعصب افراطی روی ملت خود و نفی ارزش‌های ملل دیگر و حق را پوشاندن است، چون ملت‌های دیگر هم ممکن است ارزش‌هایی داشته باشند. انسان نباید آن ارزش‌ها را بپوشاند و انکار کند. امروز ما از سردار ملی و سالار ملی ـ ستارخان و باقرخان ـ می‌شنویم که برای استقلال و عزت وطن و آب و خاکشان مبارزه ‌کردند. اینها مشروطه‌خواه بودند و با استبداد داخلی می‌جنگیدند. همان موقع وقتی دیدند انگلیس‌ها در مشروطه نفوذ کرده‌اند و آنها هم دارند دم از مشروطه می‌زنند، در عین مبارزه با استبداد، با انگلیس‌ها هم مقابله می‌کردند، چون عزّت ایران را می‌خواستند. در آن گیر و دار که این خطر وجود داشت که از طرف انگلیس‌ها حذف شوند، از طرف کنسولگری روسیه برای ستارخان پیغام آمد که اگر به کنسولگری روسیه پناه بیاوری، ما از تو دفاع می‌کنیم و او آن جمله معروف را گفت که من زیر بیرق اباالفضل(ع) هستم، بیرق روسیه را نمی‌خواهم. ما امروز او را به عنوان یک مرد غیرتمند تحسین می‌کنیم. 
 
مصادیق غیرت ملی و بی غیرتی ملی در تاریخ
 
ما امروز رئیس‌علی دلواری بزرگوار را تحسین می‌کنیم که با همراهی تنگستانی‌ها و دشتستانی‌های بوشهر در مقابل انگلیسی‌ها ایستاد و مردانه جنگید و به شهادت رسید و آنها را با غیرت می‌دانیم. ما کسی مثل شاه سلطان حسین صفوی را بی‌غیرت می‌دانیم که در فتنه‌ای که در ایران رخ داد و تجاوزاتی که به ایران صورت گرفت، دست روی دست گذاشت تا وقتی که محمود افغان و سربازانش به دروازه‌های اصفهان که در آن زمان شهر بزرگ صفویه بود، رسیدند و او به ‌جای اینکه بایستد و دفاع کند، خودش جلو رفت و تاجش را برداشت و روی سر محمود افغان گذاشت و دخترش را پیشکش کرد. او اگر می‌ایستاد و مقاومت می‌کرد و تعدادی هم کشته می‌داد، کشته‌ها بسیار کمتر از وقتی می‌شد که آنها وارد اصفهان شدند و کشتار زیادی کردند و اسم بی‌غیرتی هم روی او ماند. 
 
البته غیرت ملی فقط در بحث نظامی‌گری نیست. آن جوان نخبه‌ای هم که می‌رود و در  خارج از کشور ادامه تحصیل می‌دهد و در آنجا می‌تواند بار خود را ببندد، ولی برمی‌گردد و به این کشور خدمت می‌کند، او هم غیرت ملی دارد. آن سرمایه‌داری که می‌تواند پولش را ببرد و در جای دیگری سرمایه‌گذاری کند و امکانات بهتر و رفاه بیشتری هم داشته باشد، ولی در کشور خودش می‌ماند و با مشکلات و موانع می‌سازد و خدمت می‌کند، او هم غیرت دارد. این هم یکی از اقسام غیرت است که بسیار ارزشمند است. 
 
آدمی که غیرت ناموسی دارد ناموس مسلمان و هر مظلوم دیگری برایش محترم است
 
قسم دوم غیرت، غیرت ناموسی است که انسان نسبت به ناموس و حریم خود غیرت داشته باشد و به هیچ‌وجه  به غیر اجازه ندهد که وارد حریمش شود. نه فقط نسبت به ناموس خود که چون مسلمان است، اگر به ناموس دیگری هم تعرض شود، نباید ساکت بنشیند،  اگرچه غیرمسلمان، اما مظلوم باشد. 
 
حتماً در نهج‌البلاغه خوانده‌اید که زمانی لشکریان معاویه به یکی از شهرهای مرزی حکومت حضرت تجاوز کردند. حضرت وقتی شنید که از پای یک زن یهودی خلخالش را ربوده‌اند، فرمود اگر مسلمانی از شنیدن چنین ظلمی که بر یک زن یهودی که شهروند حکومت اسلامی است روا داشته شده است، دق کند، او را ملامت نمی‌کنم: «مَا كَانَ بِهِ مَلُوماً بَلْ كَانَ بِهِ عِنْدِي جَدِيراً».
 
وقتی می‌شنویم که داعشی‌های خبیث یکی از منابع درآمدشان فروش زن‌های مسیحی و ایزدی به عنوان برده جنسی است و هر زن مظلوم مسیحی یا ایزدی هفت تا هشت هزار دلار به اسرائیل می‌فروشند، از این همه نامردی تنفر پیدا می‌کنیم. آدمی که غیرت ناموسی دارد، صرفاً نسبت به ناموس خودش باغیرت نیست، بلکه ناموس مسلمان یا مظلوم دیگر هم برایش محترم است و باید نسبت به او هم غیرت داشته باشد. 
 
خدا رحمت کند مرحوم آیت‌الله مرعشی نجفی را. در زمان جوانی و هنگامی که رضاخان قانون کشف حجاب را اجرا می‌کرد، نقل می‌کنند که رئیس شهربانی قم که آدم هیکل‌مند، لات و قلدری بود، وارد حرم حضرت معصومه(س) شد و به قسمت خانم‌ها رفت و چادرهایشان را ‌کشید. هیچ‌ کس جرئت نداشت کاری بکند و فقط صدای فریاد یا اباالفضل(ع) یا صاحب‌الزمان(عج) به گوش می‌رسید. می‌گویند ایشان که وارد حرم حضرت معصومه(س) شد و صدای جیغ و فریاد شنید، پرسید: «چه خبر است؟» جواب دادند فلانی دارد چادر زن‌ها را می‌کشد. ایشان شتابان رفت و سیلی محکمی به گوش رئیس شهربانی قم زد که برق از چشمش پرید، چون باور نمی‌کرد که کسی بیاید و او را این ‌طور بزند. چند لحظه‌ای بهتش زد و بعد آقای مرعشی نجفی را تهدید کرد که حسابت را می‌رسم که البته خدا به او امان نداد. آدم غیرتمند نسبت به ناموس دیگران هم بی‌تفاوت نیست. 
 
دشمن قبل از اینکه حجاب زن را نشان کرده باشد، غیرت مرد را نشانه رفته است
 
درست است که امروز در دنیایی زندگی می‌کنیم که بی‌حیایی، بی‌عفتی و بی‌غیرتی ترویج می‌شود، ولی در کشور امام زمان(عج)، گاهی اوقات انسان صحنه‌هایی را می‌بیند که حاکی از کم شدن غیرت در بعضی از مردهاست. مردی که همسر، دختر و خواهرش با موی افشان و لباس تنگ و رنگارنگ خودش را تابلو می‌کند و به دیگران ارائه می‌دهد و دستش هم در دست یک مرد نامحرم هست، غیرت ندارد. در قضیه بی‌حجابی ـ حالا در کشور ما که بی‌حجابی به آن معنا وجود ندارد ـ یا بدحجابی باید اول یقه مرد را گرفت. در روایتی از امیرالمؤمنین(ع) آمده است که فرمود: «ای مردان کوفه! به من خبر رسیده است که در بعضی از کوچه‌های بازار که ازدحام جمعیت زیاد است، زنان شما تنه به تنه مردان می‌زنند و راه می‌روند. شما خجالت نمی‌کشید؟ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ لَا یَغَار. خدا لعنت کند کسی را که غیرت ندارد.» امیرالمؤمنین(ع) یقه مردان کوفه را چسبید. 
 
اشتباهی که ما الان داریم مرتکب می‌شویم این است که بلندگو به دست گرفته‌ایم و می‌گوییم خانم! حجاب! خانم! حجاب! باید بلندگو به دست بگیریم و بگوییم آقا! غیرت! آقا! غیرت! اول باید غیرت مرد را به رخ‌اش بکشیم. امیرالمؤمنین(ع) یقه مردان را می‌گیرد و می‌فرماید خجالت نمی‌کشید که زن‌هایتان در کوچه‌ها تنه به تنه مردان می‌زنند؟ پشت هر زن بی‌حجاب یا بدحجاب یک مرد بی‌غیرت یا کم‌غیرت قرار دارد و دشمن قبل از اینکه حجاب زن را نشانه رفته باشد، غیرت مرد را نشانه رفته است. نمی‌خواهم بگویم دلیل بدحجابی فقط این است. بحثم هم این نیست. بدحجابی دلایل مختلفی دارد. گاهی اوقات جهالت است. گاهی اوقات عقده‌های روانی زن است که با پوشش نامناسب بیرون می‌آید. گاهی اوقات تربیت‌ غلط خانوادگی است. گاهی اوقات ممکن است مسئله سیاسی و دهان کجی به دین و نظام دینی باشد، اما یکی از مهم‌ترین دلایل بی‌حجابی، بی‌غیرتی و کم‌غیرتی مرد است. در خانه‌ هر زنی برادر، پدر یا شوهری هست. اگر او غیرت به خرج بدهد و جلوی او بایستد، جلوی بسیاری از این وضعیت‌ها را می‌تواند بگیرد. 
 
خدا رحمت کند مرحوم آیت‌الله آسید مصطفی بهشتی‌نژاد را. از خوبان و صلحای اصفهان و داماد و شوهر خواهر شهید دکتر بهشتی و پدر دو شهید بود. ایشان حدود 40، 50 سال پیش با جمعی از مردم اصفهان از مرز قصر شیرین راهی عتبات شدند. در مرز، ایشان حس کرد مأموری که پاسپورت‌ها را چک می‌کند، به بهانه اینکه می‌خواهد عکس خانم‌ها را با خودشان تطبیق بدهد، چشم‌چرانی می‌کند. کمی که دقت کرد و مطمئن شد که این مأمور چشم پاک نیست، وقتی نوبت به ایشان رسید و قرار شد آن مأمور پاسپورت خانم ایشان را ببیند، گفت: «این همه زن می‌آیند که عبور کنند. یک مأمور زن بگذارید که خانم‌ها را ببیند.» مأمور جواب داد: «نخیر، خودم باید ببینم.» ایشان گفت: «من نمی‌گذارم.» مأمور گفت: «من هم نمی‌گذارم عبور کنی.» بقیه گفتند: «حاج‌آقا! یک نگاه می‌کند و رد می‌شویم.» ایشان گفت: «خیر، زیارت سیدالشهدا(ع) مستحب است، ولی حفظ غیرت و ناموس واجب است. ما غیرت را از خود ایشان  یاد گرفته‌ایم.» ایشان یکی دو روز در قصر شیرین می‌ماند، بلکه این مأمور عوض شود یا از خر شیطان پایین بیاید، ولی او همان جا سفت و محکم ایستاده بود و می‌گفت‌ نمی‌گذارم بروی. ایشان هم می‌گفت ما هم نمی‌رویم. از دور سلامی به ابا عبدالله(ع) کرد و با خانم برگشتند و به مشهد رفتند و زیارت کردند و به اصفهان رفتند. کاروانی‌ها رفتند و برگشتند و بعضی از آنها پیش ایشان آمدند و گفتند: «حاج‌آقا! ما حاضریم ثواب این زیارتِ رفته‌مان را با زیارتِ نرفته شما عوض کنیم.» 
 
آقازاده ایشان می‌گفت مدتی گذشت و ایشان بیماری سختی گرفت و در یک سحر دوشنبه ساعت دو و نیم نیمه شب از دنیا رفت. ما مراسم را گرفتیم و دو سه روز گذشت و یک جوانی آمد و در زد و پرسید: «منزل آسید مصطفی بهشتی‌نژاد همین جاست؟» گفتیم: «بله.» گفت: «پدر شما دوشنبه شب از دنیا رفت؟» گفتیم: «بله.» گفت: «ساعت دو و بیست دقیقه یا دو و نیم نیمه شب؟» گفتیم: «بله، همین‌ طور است.» دیدم همه جزئیات را دارد می‌گوید. پرسیدم: «چطور مگر؟» گفت: «من نه اصلاً شما را می‌شناسم و نه پدرتان را می‌شناختم، نه می‌دانستم خانه‌تان کجاست. دوشنبه سحر خواب دیدم دارم به حرم امام رضا(ع) مشرف می‌شوم و آقا دارند از حرم بیرون می‌آیند. خدمت آقا سلام عرض کردم و پرسیدم کجا تشریف می‌برید؟ حضرت فرمودند یکی از شیعیان ما در اصفهان، آقای سید مصطفی بهشتی‌نژاد موقع مرگش هست. به بالینش می‌روم. از خواب بلند شدم و به ساعت نگاه کردم و دیدم دو و بیست دقیقه است. به اصفهان آمدم و پرسان پرسان پرسیدم سید مصطفی بهشتی‌نژاد کیست. آدرس دادند و به خانه شما آمدم تا ببینم خوابی که دیده‌ام صادق هست یا نه، دیدم درست است. امام رضا(ع) فرمودند یکی از شیعیان ما سید مصطفی بهشتی‌نژاد است و موقع مرگش رسیده و ما باید بر بالینش باشیم.» 
درود خدا بر انسان‌های با غیرت. از غیرت ناموسی مهم‌تر غیرت دینی است. به این دلیل که اگر باید ناموسم برایم مهم باشد که هست، ناموس خدا باید برایم مهم‌تر باشد. ناموس خدا همان محترمات الهی و حریم‌هایی است که خداوند متعال دوست‌شان دارد و از آنها دفاع می‌‌کند و نمی‌گذارد کسی به آنها تعرض کند. احکام الهی، حدود الهی، قرآن، انبیا و اولیای الهی، حقوق مؤمنین و... حقوق مؤمنین جزو نوامیس الهی است. حقوق مؤمنین و مسلمین جزو حقوق الله است. 
 
غیرت دینی یعنی اینکه در جایی که لازم است انسان برای خدا خشم بگیرد
 
از امیرالمؤمنین(ع) در کتاب غررالحکم نقل شده است: «جَعلَ اللَّهُ سبحانَهُ حُقوقَ عِبادِهِ مُقَدِّمَةً لحُقوقِه» خداوند حقوق بندگانش را مقدم بر حقوق خود قرار داده است و اگر کسی حقوق بندگان خدا را رعایت کند، حق‌الله را هم رعایت کرده است. اگر کسی بتواند حقوق مردم را رعایت کند و زیر پا نگذارد «كانَ ذلِكَ مُؤَدِّياً إِلَى حَقَوقِ الله» او می‌تواند حق خدا را هم رعایت کند. غیرت دینی یعنی اینکه در جایی که لازم است انسان برای خدا خشم بگیرد و اخم کند این کار را بلد باشد. فقط و فقط لبخند نزند.
 
در روایت هم هست که حضرت موسی(ع) غیور بود. آن بزرگوار وقتی 40 روز در کوه طور بود و الواح مقدسه تورات بر ایشان نازل شد، وقتی به سمت قومش برگشت، دید گوساله‌پرست و مشرک شده‌اند، تعبیر قرآن این است: «أَلْقَى الْأَلْوَاح» تورات را آن طرف انداخت «أَخَذَ بِرَأْسِ أَخيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْه»  بر سر برادرش هارون فریاد زد. هارون جزو انبیا ـ انبیای تبلیغی، نه تشریعی ـ بود. حضرت موسی(ع) موهای برادرش را گرفت و کشید و گفت چرا اجازه دادی این کار را بکنند؟ یعنی واکنش تندی نشان داد که معلوم شود یک فاجعه و یک شرک رخ داده است. این غیرت دینی است. 
 
خشم مقدس یکی از خصوصیات مؤمن است
 
مؤمن باید خشم مقدس داشته باشد. خود خدایی که اَرحَمُ‌ الرّاحِمین است، وقتی در موضع غضب قرار می‌گیرد، دیگر هیچ رحمی در کار نیست. در اول سوره نور، وقتی خداوند حد کسی را که مرتکب فحشا شده است بیان می‌کند، می‌فرماید: «الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ» کسی را که مرتکب فحشا شده است، صد تازیانه بزنید. دنباله آن می‌فرماید: «وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّه» دلتان نسوزد. اگر کسی در اینجا دلش بسوزد که 100 تازیانه به او می‌زنند، این دلسوزی شیطانی است. هر دلسوزی‌ای که رحمانی نیست. منِ خدای اَرحَمُ‌ الرّاحِمین می‌گویم بزن. اگر قرار است دلت بسوزد، برای کل جامعه بسوزد که این آسیب رشد نکند. اینجا این 100 تازیانه را بزن و دلت برای جمع بسوزد. گاهی اوقات دل سوختن‌ها شیطانی هستند. در سوره هود نکته قابل توجهی هست. خداوند متعال وقتی به هود(ع) دستور می‌دهد مؤمنین را بردار و از شهر بیرون برو، چون قرار است بر دیگران عذاب نازل شود. تعبیر قرآن این است: «فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْل» نیمه شب مؤمنین را بردار و بیرون برو. «وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ» هیچ‌کدام به پشت سرتان نگاه نکنید. برنگردید. چرا؟ بعضی از مفسرین گفته‌اند چون بعضی از قوم و خویش‌هایشان در آنجا بودند و شاید اگر برمی‌گشتند در دلشان دلسوزی پدید می‌آمد و نگاه دلسوزانه‌ای می‌کردند. خدا می‌فرماید این کار را نکنید، چون تاریکی اهل عذاب شما را هم می‌گیرد. میل به کافر، میل پیدا کردن به ستمگری که اهل عذاب است باعث می‌شود تاریکی شما را هم بگیرد و لذا در قرآن فرموده ا
post name

استاد پناهیان-95

نوشته شده در 1395-8-2
نظرات (0)

راز عبور از رنج‌های زندگی و رسیدن به لذات بندگی/ دانشگاه امام صادق(ع)/ جلسه هفتم

اگر مدتی دستور اجرا کنی «حس پرستش» در تو بیدار می‌شود/ حس «پرستش» زیباترین و هیجان‌انگیزترین حسی است که یک انسان می‌تواند تجربه کند/ «اطاعت»، راز خودشکوفایی برای رسیدن به «حسّ پرستش» و «حسّ عبد بودن» است + صوت

بالاتر از حس پرستش، یک حسّ دیگری هم در دل انسان هست که اگر انسان به اوج خودشکوفایی برسد، می‌تواند آن حس را پیدا کند و آن «حس مملوک بودن، عبد بودن یا برده بودن» است... باید مدام به مولای خودت بگویی «چَشم» و هروقت دستوری رسید این‌قدر خوشحال بشوی که حدّ ندارد، تا کم‌کم یک حسی در تو بیدار بشود؛ حسّ عبد بودن! تا حالا عبد بودن را تمرین کرده‌ای؟ نکند دستورات خدا را به نیّتِ خوب شدن اطاعت کرده‌ای، نه به نیتِ عبد شدن؟!
گروه معارف - رجانیوز:  امسال نهمین سالی است که حجت‌الاسلام پناهیان در دهۀ اول محرم سخنران هیئت میثاق با شهدا است. چندین سال است که هیئت دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) به بزرگترین مجلس عزاداری دانشگاهی در شهر تهران تبدیل شده است و هر شب پذیرای چندین هزار نفر از دانشگاهیان است به طوریکه در سال گذشته در روزهای ششم و هفتم محرم، شاهد حضور حدود 20 هزار عزادار بوده است. یکی از جذابیت‌های این مراسم، موضوعات جدید و به‌روز استاد پناهیان است. موضوع امسال مباحث استاد پناهیان در دهۀ اول محرم در دانشگاه امام صادق «راز عبور از رنج‌های زندگی و رسیدن به لذات بندگی» اعلام شده است. فرازهایی از هفتمین شب این سخنرانی را در ادامه می‌خوانید:
 
حجت الاسلام پناهیان- شب هفتم محرم95- مسجد دانشگاه امام صادق(ع).mp3 | دانلود فایل
 
آقای مازلو (اندیشمند علوم انسانی): بالاترین نیاز انسان، نیاز به خودشکوفایی است/ مذهبی‌ها بیشتر به خودشکوفایی می‌رسند
 
ما در این بحث، به دنبال پاسخ این سؤال هستیم که «چگونه می‌شود از رنج‌ها عبور کرد و به لذت برتر رسید؟» احتمالاً نام «جدول مازلو» را شنیده‌اید؛ در اینجا به این دلیل از آن استفاده می‌کنم که الان یک زبان عرف شده، و خیلی‌ها از هرم مازلو خبر دارند. این هرم، نیازهای انسان‌ها را طبقه‌بندی می‌کند، اولش نیازهای فیزیولوژیک، و بعدش نیاز به امنیت، نیازهای اجتماعی، نیاز به احترام و اعتبار بین مردم، تا آخرین نیاز-که در نوک این هرم قرار دارد-که می‌گوید: «بالاترین نیاز انسان که یک نیاز فطری و طبیعی است، نیاز به خودشکوفایی است» آقای مازلو می‌گوید که نود و نه درصد مردم به خودشکوفایی نمی‌رسند.
 
البته نمی‌خواهم بگویم که این هرم را دربست باید پذیرفت؛ نقدهایی به این جدول وارد است. نه اوج این جدول خودشکوفایی است، و نه سیر این جدول این چنین است که ایشان برشمرده‌اند! ولی به عنوان یک اندیشمند علوم انسانی در روانشناسی به ایشان احترام می‌گذارم. من مست و دیوانۀ مفهوم خودشکوفایی‌ای هستم که ایشان در رأس قله قرار داده است، و دوست دارم در همۀ سخنرانی‌هایم، همۀ مخاطبینم دو واحد روانشناسی و خصوصاً هرم مازلو را مطالعه کرده باشند، و بعد به مخاطبینم بگویم «به خودشکوفایی رسیدی یا نه؟»
 
آقای مازلو-بدون اینکه فرد مذهبی‌ای باشد- می‌گوید: من دوازده ویژگی برای رسیدن به خودشکوفایی به دست آورده‌ام. و بعد می‌گوید من دربارۀ انسان‌هایی که به خودشکوفایی رسیده‌اند مطالعه‌ کرده‌ام. ایشان اسامی افراد برجستۀ زیادی را که مورد مطالعۀ دقیق روانکاوانه قرار داده، برمی‌شمارد و بعد می‌گوید: «من معتقدم که مذهبی‌ها بیشتر به خودشکوفایی می‌رسند!» و بنده هم چیزی بیشتر از این نمی‌خواهم بگویم!
 
بندگی خدا انسان را به اوج خودشکوفایی می‌رساند/ دین و مذهب، انسان را از منفعل بودن بیرون می‌آوَرد
 
حسِ پرستش، معنویت، اتکای به خدا، و بندگی او می‌تواند انسان را به اوج خودشکوفایی برساند. اگر همین بحث را در روانشناسی بسط بدهیم، ضرورت دین‌داری یک امر محسوس خواهد شد! آقای مازلو-در ادامۀ آن بحث- توضیح می‌دهد که چه کسانی به خودشکوفایی نمی‌رسند. در اثر کوچک‌ترین ضربه‌ای که به انسان می‌خورد، انسان به یک موجود منفعل تبدیل می‌شود و این موجود منفعل، دیگر به خودشکوفاهی نخواهد رسید!
 
حالا شما این حرف را در کنار حرف قبلی بگذارید: «دین و مذهب می‌آید انسان را از اینکه منفعل باشد بیرون می‌آورد» شما سعی کنید منفعل نباشید، مثلاً جاذبۀ یک سخنرانی، شما را تحت تأثیر قرار ندهد؛ بلکه به مغز بحث دقت کنید، اصلاً اجازه ندهید جاذبه با شما و روح شما بازی کند؛ این‌‌قدر استقلال داشته باشید. همیشه در جلسات دعا گریه نکنید، گاهی تنهایی گریه کنید، دائماً پای سخنرانی نروید، بلکه «واعِظاً لِنَفْسِهِ» داشته باشید، و گاهی خودتان برای خودتان سخنرانی کنید.
 
دائماً گوش نده، دائماً نبین؛ بگذار خودت برای خودت تولید داشته باشی
 
دائماً گوش ندهید، دائماً نبینید؛ حتی بهترین فیلم‌هایی که به شما درس می‌دهد را هم دائماً نبینید! برای دیدن فیلم‌های خوب هم سهمیه بگذار. بگذار خودت برای خودت تولید داشته باشی. می‌دانید که فرموده‌اند: سر نماز، نوشته در مقابلت نباشد، این مکروه است. انگار خدا می‌فرماید: «خودت با من سخن بگو، می‌خواهم ببینم که خودت چه می‌گویی؟»
 
بهترین وقت عبادت سحر است، که در سحر کسی تو را نمی‌گریاند، کسی با موسیقی و نوای خوش، تو را به هیجان نمی‌آورد! تازه از خواب بیدار شده‌ای، می‌گویی: «خدا! از خواب بیدار شده‌ام و حال هیچ چیزی را ندارم، همه‌اش خمیازه می‌کشم! من الان چه بگویم؟! خُب در هیئت که خیلی بهتر با شما مناجات می‌کردیم!» اما خدا می‌گوید: سحر بلند شو ببینم چه چیزی برایت باقی مانده! آن وقتی که هیچ چیزی نیست، هرچه داری، همان قبول است! نه آن وقتی به هیئت رفته‌ای، و آنجا حسّ دعا و مناجات را در تو تحریک کرده‌اند! حالا خودت جدا بیا صحبت کن ببینم چه‌کار می‌کنی؟ خودت چه داری؟
 
همیشه پای سخنرانی‌های پرجاذبه نروید!
 
همیشه پای سخنرانی‌های پرجاذبه نروید! ما گاهی از اوقات در «رشتۀ تخصصی تبلیغ» به رفقا می‌گوییم: «این جاذبه‌ها را در یک سخنرانی می‌شود گذاشت، ولی خواهش می‌کنم همۀ جاذبه‌ها را در سخنرانی و منبر خودتان به کار نگیرید، یکی دوتایش هم باشد کافی است؛ همین‌قدر که مردم حوصله‌شان سر نرود و تحمل بکنند بس است! ما نباید جاذبۀ مطلق باشیم، بلکه جاذبه و دافعه باید با هم باشد، تا طرف تعادل داشته باشد و اگر خودش خواست، بیاید». شما عزیزان هم دیده‌اید که بعضی وقت‌ها بنده تند و تلخ با شما صحبت می‌کنم، در حالی‌که همان موقع می‌دانم که شما از من بهتر هستید. اما مسأله این است که جاذبۀ مطلق نباید باشد.
 
خودشکوفایی همان کشف «دفائن عقول» است که پیامبران الهی برایش آمده‌اند
 
مازلو می‌گوید: مذهبی‌ها بیشتر به خودشکوفایی می‌رسند. حالا خودشکوفایی یعنی چه؟ او یک کلمه‌اش را گفته، حالا بگذار بقیه‌اش را خدا بگوید: این شکفتنِ خود، این باز شدنِ خود، همان «دفائن عقول» است که أمیرالمؤمنین علی‌(ع) فرمود: پیامبران می‌آیند دفینه‌های گران‌بهای عقل انسان‌ها را بیرون بیاورند «وَ یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُول‏»(نهج‌البلاغه/خطبه1) یعنی پیامبران الهی هم برای همین آمده‌اند.
 
چه اشکالی دارد که آقای مازلو هم فهمیده باشد که اوج انسان، رسیدن به خودشکوفایی است! او رسماً می‌گوید: مذهبی‌ها بیشتر به اوج می‌رسند، حالا رازش چیست؟ این را بروید مطالعه کنید! می‌فرماید حکمت(سخن حکیمانه) گم‌شدۀ مؤمن است، مؤمن دنبال حرف حکیمانه می‌گردد ولو اینکه این حکمت را از این سو و آن سوی دنیا بگیرد، ولو از منافق!(الْحِکْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ فَخُذِ الْحِکْمَةَ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ؛ نهج‌البلاغه/حکمت80) گفت: مگر ممکن است منافق حکمت داشته باشد؟ فرمود بله! خدا همین حکمتی که به او داده است را روز قیامت علیه خودش احتجاج می‌کند و به‌کار می‌گیرد(إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا جَاعَ بَطْنُهُ وَ حَفِظَ لِسَانَهُ عَلَّمْتُهُ الحِکْمَةَ وَ إِنْ کَانَ کَافِراً تَکُونُ‏ حِکْمَتُهُ حُجَّةً عَلَیْهِ وَ وَبَالًا؛ ارشاد‌القلوب/1/205)
 
اگر انسان دستور اجرا کند، در دو حقیقت پنهان در وجودش به خودشکوفایی می‌رسد:/1. حسّ پرستش را تقویت می‌کند
 
ما در ادامۀ بحث، می‌خواهیم به اینجا برسیم که اطاعت چگونه ما را به اوج لذت و عبور از رنج‌ها می‌رساند؟ دستور چه نقشی دارد که «خوب بودن» آن نقش را ندارد؟ باید در این‌باره بحث کنیم. باز به آن سؤال کلیدی برمی‌گردیم که «اساساً چرا باید دستور باشد؟» اگر انسان دستور اجرا کند، در دو حقیقت بسیار پنهان در وجودش به خودشکوفایی می‌رسد. وقتی شما مدام دستور اجرا کنی، حس پرستش در شما تقویت می‌شود، حس پرستش مثل چه حسی است؟ مثل حس اُنس است.
 
حس پرستش چیست؟/ این زیباترین و هیجان‌انگیزترین حسی است که یک انسان می‌تواند تجربه کند/ خیلی هیجان‌انگیزتر از حس نزدیک شدن عاشقانۀ یک دختر و پسر به هم
 
حس پرستش چیست؟ حس لرزشِ یک دختر و پسر جوان، که در آستانۀ آشنایی و عاشقی هستند(هرچند از راه دور یا به هر وسیله‌ای) در ملاقات‌های اولیه یا پس از کمی آشنایی از نزدیک- اگر حس پاک بی‌آلایش عاشقانه‌ای داشته باشند-چه حسی است؟ این حس چه لرزش زیبایی را در وجود انسان ایجاد می‌کند؟ خدا این حس را برای تجربه به بشر داده است، تا کمی از حس ملاقات خدا هنگام پرستش را بتواند تصور کند که چیست؟
 
منتهی این حس نزدیک شدن یک زن و مرد، یک دختر و پسر، یا دو جنس مخالف-اگر عاطفی و پاک و عاشقانه باشد- یک‌بار است، فوقش دوبار است، و بیش از آن، یا به هرزگی کشیده می‌شود، یا به تکراری بودن و یا به دشمنی منجر می‌شود! ولی آن حسّ پرستش، دائماً و دائماً تازه می‌شود. هیچ‌وقت ملاقات خدا مانند دفعۀ قبل نیست؛ حس پرستش زیباترین و هیجان‌انگیزترین حسی است که یک انسان-چه زن و چه مرد- می‌تواند تجربه کند.
 
علی(ع): خدا لذائذ دنیا را قرار داده تا بتوانیم لذائذ آخرت را درک کنیم
 
ببخشید اگر برای توضیح حسّ پرستش، یک مثال سطحی زدم؛ هرچند این مثال، مثال سطحی‌ای هم نیست. اگر شما به همین حس احترام بگذارید و بگویید که «خدایا چرا این حس را قرار داده‌ای؟» این، انسان را با یک احساس ویژه‌ای آشنا می‌کند.
 
أمیرالمؤمنین علی‌(ع) می‌فرماید: خدا لذائذ را در دنیا قرار داده است که از لذائذ رضوان الهی خبردار بشویم! (وَ أَرَاهُمْ طَرَفاً مِنَ اللَّذَّاتِ لِیَسْتَدِلُّوا بِهِ عَلَى مَا وَرَاءَهُمْ مِنَ اللَّذَّاتِ الْخَالِصَةِ الَّتِی لَا یَشُوبُهَا أَلَمٌ أَلَا وَ هِیَ الْجَنَّةُ ؛ الاحتجاج/1/207) خدا را فقط نباید دانست؛ باید خدا را نوشید! باید خدا را چشید، باید خدا را حس کرد، باید خدا را مصرف کرد، باید از خدا لذت برد.
 
اگر یک مدتی دستور گوشی کنی «حس پرستش» در تو بیدار می‌شود/ حس پرستش، بعد از «خودشکوفایی» خودش را نشان می‌دهد
 
چرا ما می‌گوییم «دستور»؟ برای اینکه شما اگر یک مدتی دستور گوشی کنی، این حس پرستش در تو بیدار می‌شود. به‌جای کلمۀ «دوستت دارم» یا «تو عشق من هستی» روزگاران، کلمات بالاتری در تو متولد خواهد کرد؛ مثل این کلمه که «تو را می‌پرستم، می‌پرستمت!» و این اوج شکوفایی است.
 
حس پرستش، بعد از خودشکوفایی، خودش را نشان می‌دهد. اینکه «تو را چگونه بپرستم؟» چیزی فوق دوست داشتن است. هیچ‌وقت یک کودک که محتاج آغوش مادر و مأنوس با مادر است-به‌حدی که تا از مادر جدایش می‌کنی وحشت‌زده گریه می‌کند-نمی‌تواند بگوید: «مادر! تو را دوست دارم» بلکه این حسّ، چیزی فراتر از دوست داشتن است، اصلاً فرصت گفتن دوستت دارم برای بچه نیست. و مناجات و ادعیۀ اهل‌بیت(ع) به درگاه پروردگار عالم نیز، همه این‌گونه‌اند.
 
تا دستورش را اجرا نکنی، به حسّ پرستش نمی‌رسی!
 
بچه اگر بخواهد عاشقانه با پدر و مادرش حرف بزند، یک کلمه بیشتر برای گفتن ندارد و آن هم اینکه می‌گوید: «مامان، با من قهر نکن!» و ادعیه پر است از این سخن که «خدایا با من قهر نکن، خدایا مرا به عذابت مبتلا نکن!» این بیدار شدن و اوج خودشکوفایی، رسیدن به حس پرستش است، تا به او «چَشم» نگویی، تا دستورش را اجرا نکنی، به این حسّ پرستش نمی‌رسی!
 
آیا از حسّ پرستش، بالاتر هم داریم؟
 
از حسّ پرستش بالاتر هم داریم؟ بله؛ حس پرستش که چیزی نیست؛ این حسّی است که روانشناس‌‌ها هم متوجه آن شده‌‌اند! روانشناس‌ها که براساس یک دین خاص، این حرف را نمی‌زنند؛ آنها می‌‌گویند: «یکی از چند حس کلیدی آدم‌ها که همه نیاز دارند، همین حسّ پرستش است. انسان نیاز دارد یک چیزی را بپرستد؛ حالا این می‌خواهد بت باشد، این خدا باشد، یا آن خدا باشد! حتی یک آدم باشد؛ هرچه باشد! بالاخره انسان دوست دارد یک چیزی را بپرستد تا آرام بشوم» یعنی روانشناس‌ها هم این‌را به‌صورت تجربی فهمیده‌اند! اینکه چیزی نیست.
 
از این حس بالاتر هم، یک حسّی هست که هنوز از آن سخن گفته نشده است؟ یک حسی در وجود انسان هست که پنهان است. بعد از مدتی «اطاعت» این حس در وجود انسان بیدار می‌شود. اما آن حس چیست؟ این حسّ حتی-به نوعی- بالاتر از حسّ پرستش است؛ بالاتر از اینکه «خدایا! من تو را می‌پرستم، تو شایستۀ پرستش هستی، من به تو تواضع می‌کنم، من تو را ستایش می‌کنم» پرستش آن چیزی است که در نماز جلوه می‌کند. حسّ پرستش، مجموعه‌ای است از تواضع، ستایش، تعظیم و ترس؛ البته یک ترس لطیف به‌خاطر اینکه ابهت خدا در دلش افتاده است؛ نه اینکه او را وحشت‌ناک ببیند!
 
حسّ مملوک بودن یا عبد بودن؛ بالاتر از حسّ پرستش است / اگر انسان به اوج خودشکوفایی برسد می‌تواند به حسّ عبد بودن برسد
 
بالاتر از حس پرستش، یک حسّ دیگری هم در دل انسان هست که اگر انسان به اوج خودشکوفایی برسد، می‌تواند آن حس را پیدا کند. آن چیست؟ حس مملوک بودن، عبد بودن یا بنده بودن، که فارسی آن هم «برده بودن» است! یعنی «خدایا! من می‌خواهم بردۀ تو باشم!»
 
من این بحث-دربارۀ عبد بودن- را یک جایی مطرح کردم، اما دوستان رسانه‌ای که قرار بود آن‌را پخش کنند، می‌گفتند: «از کلمۀ برده استفاده نکن؛ تا ما بتوانیم پخش کنیم» البته بنده به دوستان رسانه‌ای ایراد نمی‌گیرم، شاید آنها راست می‌گفتند؛ این حرف‌ها پخش‌کردنی نیست. ولی می‌خواهم آن استیحاشی که در عوام-نسبت به این مفهوم- وجود دارد را به شما نشان بدهم.
 
عبد یعنی برده! عبد یعنی مملوک! رسول خدا(ص) عبد است، مالک دارد، مال اوست. او حتی اجازه ندارد دربارۀ فردا سخن بگوید، مگر اینکه بگوید: «إن‌شاءالله»، یعنی اگر مالک و صاحب من خواست!!(وَ لَا تَقُولَنَّ لِشَاْىْ‏ءٍ إِنىّ‏ِ فَاعِلٌ ذَالِکَ غَدًا*إِلَّا أَن یَشَاءَ اللَّهُ؛ کهف/23و24)
 
عبد یعنی اینکه «تو مال او هستی»/ یک حسّی در انسان هست که او را متعلّق به یک مولا می‌کند
 
عبد یعنی اینکه «تو مال او هستی، او تعیین می‌کند که چه زمانی حیات تو قطع بشود و کسی هم نمی‌تواند از او سؤال بکند.» عبد یعنی اینکه «مالک تو می‌داند که به تو چه داده و چه نداده است؟!» آیا عبد یعنی اینکه من از خدا راضی هستم؟ اصلاً من حق ندارم بخواهم که راضی باشم یا راضی نباشم! من کی هستم که بخواهم راضی باشم یا راضی نباشم؟! من مال او هستم. اینکه گفته شده: «من راضی هستم به رضای تو» در واقع می‌خواهد عمق مملوک بودن خود را بگوید، و الا این کلمات گنجایش نشان دادن حس عبودیت را ندارد!
 
یک حسی در انسان هست که آدم را متعلق به یک مولا می‌کند؛ مثل کودکی که می‌خواهد مال بابا و مامانش باشد! خدا در قرآن می‌فرماید: ببینید کافران مولا ندارند، ولی شما(مؤمنین) مولا دارید! «ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذینَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْکافِرینَ لا مَوْلى‏ لَهُم»(محمد/11)
 
آن روی سکۀ عبد، یعنی «ابرقدرت»/خدا فرمود: از من اطاعت کن تا مانند من ابرقدرت بشوی!
 
در همین تاریکی‌های هیئت درِ خانۀ اباعبدالله‌الحسین(ع)، از امام حسین(ع) تقاضا کنید: «حس عبد بودن را در ما بیدار کند!» البته در روایت هست: آن روی سکۀ عبد یعنی ابرقدرت! خداوند می‌فرماید «عَبْدی أطِعْنی أجْعَلُکَ مَثَلی؛ از من اطاعت کن تا مانند من بشوی‏»(کلیات حدیث قدسی/709) یعنی مانند من خواهی شد! تو می‌توانی مانند خدا بشوی، یعنی کن‌فیکون بکنی، یعنی به رضایت تو، زمین و زمان زیر و زبر می‌شود، به اخم تو، به قهر تو، هستی نابود می‌شود.(أَطِعْنِی فِیمَا أَمَرْتُکَ أَجْعَلْکَ تَقُولُ لِلشَّیْ‏ءِ کُنْ فَیَکُون‏؛ ارشاد‌القلوب/1/75)
 
چه کسی دوست ندارد عبد بشود؟ کسی که نمی‌خواهد مانند خدا ابرقدرت بشود، کسی که به قدرت‌های اندک و لذت‌های پست و حیوانی رضایت داده است، کسی که نمی‌خواهد بر کائنات سوار بشود و سلطۀ بر عالم داشته باشد. او نیاز ندارد عبد بشود، او همین حیوانی که هست کافیست! حس پرستش یعنی اینکه «من نمی‌‌توانم ندانم که در کائنات چه می‌گذرد؟ من نمی‌توانم گردانندۀ عالم نباشم!» می‌فرماید: «فی‏ مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلیکٍ مُقْتَدِرٍ»(قمر/55) نزد من، پیش من، روی صندلی‌ای که من نشسته‌ام، خواهی نشت! عبد یعنی این! بگو: خدایا! من می‌خواهم در اتاق کارگردانی تو برای عالم هستی، کنار دست تو بنشینم، و دست‌یار کارگردان بشوم!
 
وقتی اطاعت انسان را به اوج خودشکوفایی رساند، حسّ عبودیت پیدا می‌کند
 
اطاعت انسان را شکوفا می‌کند، و وقتی او را به اوج خودشکوفایی رساند، انسا «حس عبودیت» پیدا می‌کند. اگر حس عبودیت در کسی پیدا شد، بی‌مولا می‌میرد؛ چون انس او با مولاست!
 
حالا یک مثال معمولی بزنم، و یک مثال کربلایی! البته این مثال‌ها و داستان‌هایی که می‌گویم، سند نیست، بلکه یک توصیف است. شاگر حضرت آیت‌الله ایازی(که هم‌بحث آقای بهجت و شاگرد آیت‌الله مرحوم قاضی بودند) می‌گفت: من مدیر مدرسۀ علمیۀ ایشان-در شمال- بودم. در آنجا بچه‌های مدرسه، من را اذیت می‌کردند، رفتم پیش ایشان گفتم: «بچه‌ها مرا اذیت می‌کنند، درحالی‌که من این حرف‌ها(مقررات مدرسه) را به‌خاطر خود بچه‌ها می‌زنم؛ اجازه بدهید من دیگر مدیر نباشم» ایشان فرمود: حالا تو برو، بعداً می‌آیم با تو صحبت می‌کنم. و بعد آمدند در حیات مدرسه، مرا صدا زدند و گفتند: «چرا ناراحت هستی؟ خب مدیریت سختی دارد، دوستانت را متقاعد کن» ایشان همین‌طور با من صحبت می‌کردند و می‌گفتند که بگذار آنها هم رشد کنند، آنها با مخالفت کردن با تو رشد می‌کنند، بعد کم‌کم به نتیجه می‌رسند، تو اجازه بده که خودشان بفهمند و متوجه بشوند، سختی‌ها را تحمل کن... و همین‌طور من را نصیحت می‌کردند...بعد یک دفعه‌ای همین‌طوری که داشتند با من صحبت می‌کردند-یک درخت نارنج در حیاط مدرسه بود که دو سه متر از ما فاصله داشت- ایشان دستش را بالا برد، شاخۀ درخت نزدیک آمد و او یک نارنج از درخت کَند و آن‌را در دست من گذاشت؛ گفت گاهی هم انسان باید با ارادۀ خودش کارها را پیش ببرد! یعنی اگر نتوانستی متقاعدش کنی، گاهی اگر لازم بود و صلاح بود، با ارادۀ خودت کارها را پیش ببر! یعنی می‌شود همه را درست کرد، و اگر ما همه را درست نمی‌کنیم برای چیست؟ برای این است که بگذاریم خودشان رشد کنند. ایشان(مدیر مدرسۀ علمیه) می‌گفت: بعد از این صحبت آیت‌الله ایازی، خیلی آرام شدم؛ اصلاً به یک آرامشی رسیدم!
 
عبد، ابرقدرت می‌شود؛ «العُبودِیَّةُ جَوهَرَةٌ کُنهُها الرُّبوبیّةُ»(مصباح‌الشریعه/7) عبد یعنی من و مولایم، یکی بشویم! فناء فی الله شنیده‌اید؟ مثل خدا که همه‌جا را می‌بیند، عبد هم همه‌جا را می‌بیند؛ هرچه را اراده کند می‌بیند. البته کسی که می‌تواند همه‌جا را ببیند به خانه‌های مردم سرکشی نمی‌کند، زیبایی‌های عمیق عالم را می‌بیند، مگر بیکار است برود زشتی‌ها را ببیند؟!
 
نکند دستورات خدا را به نیّتِ خوب شدن اطاعت کرده‌ای، نه به نیّتِ عبد شدن!/ یک مثال کربلایی از قدرت «عبد»
 
اطاعت چه می‌کند؟ خوب بودن انسان را به اینجا نمی‌رساند، باید مدام به مولای خودت بگویی «چَشم» و هروقت دستوری رسید این‌قدر خوشح
post name

درگذشت پدرآقا جليل

نوشته شده در 1395-5-26
نظرات (0)

هر كه آيد به جهان اهل فنا خواهد بود

كل من عليها فان

پدر آقا جليل هم از اين دنيا رفت و ما را در فراق خود غصه دار نمود

فردا چهارشنبه 27 مرداد ماه ساعت 9 صبح از محل بست پايين خيابان (نواب) مراسم تشيع خواهد بود

و در حرم مطهر بخاك سپرده ميشود

اميد كه با فرزند شهيدش محشور گردد

مراسم ختم عصر پنجشنبه 28 مرداد ساعت 16 تا 18 بلوار سجاد. مسجد سجاد و روز جمعه صبح و عصر بلوار خیام مسجد قبا


post name

مادر شهيد صياد

نوشته شده در 1395-5-5
نظرات (0)

 بمناسبت درگذشت مادر قهرمان سپهبد شهيد علي صياد شيرازي - 4مرداد ماه سال1395

توفيق داشتم دو بار به دستبوسي خدمت والده محترمه شهيد صيادشيرازي برسم

مادري مهربان كه عليرغم كسالت، با روي باز مارا ميپذيرفت، مثل فرزند شهيدش متواضع ، بي توقع و بي تكلف بود

انگار نه انگار كه مادر يك سپهبد اين مملكت است... خانه و زندگيش بسيار ساده و پايين تر از حد معمول بود

مادر اطلاع چنداني از درجات فرزندش نداشت و در گفتگو مدام او را با نام "علي" خطاب ميكرد

 فرمانده نيروي زميني ارتش يك كشور ، با القاب نظامي در خانه وارد نميشد، لذا براي مادرش علي بود و علي ماند

آنها كه ارزشهاي انساني را در ماديت جستجو ميكنندو عزت را در مقامهاي چند روزه دنيا ميبينند،صيادشيرازي را نخواهند شناخت

در بيمارستان بستري بودم علي از جبهه آمده بود ملاقاتم ...وقت ملاقات نبود، او هم فرصتي نداشت و بايد زود برميگشت

  خيلي معطل شد اما خودش را معرفي نكرده بود... به رعايت قانون و مراعات حال ديگران مقيد بود ميگفت:مگر با بقيه چه فرقي دارم

حتي وقتي او را شناختند ، هيچ سفارشي نكرد

ميترسم حقي از ديگري ضايع شود

فرمانده نيرو زميني ارتش بود اما من نديدم با اسكورت و سرباز و محافظ به خانه بيآيد

مراسم مذهبي و روضه خواني در خانه داشتيم ، خم ميشد كفش مستمعين و پوتين سربازان را جفت ميكرد

دستاورد انقلاب اسلامي، محصول نظام جمهوري اسلامي و نتيجه رزم و مجاهدتهاي شهيدان و

تمام هدف خلقت و رسالت و عبادت ، جهاد و مبارزه خلاصه ميشود در سيره و مرام اشخاصي همچون صيادشيرازي ها

رحمت خدا بر مادري كه چنين انساني را در دامن مطهرش پرورش داد


post name

افطاربايادجليل-95

نوشته شده در 1395-5-2
نظرات (0)

 مراسم افطاري هر ساله خانواده محترم شهيد محدثي امسال مقارن شد با سالروز شهادت آقاجليل ، برگزاري نماز جماعت و برپايي

نمايشگاه عكس شهدا در پياده رو خيابان، مقابل تالار

بعد از نماز و صرف افطار بازديد از نمايشگاه و گرفتن عكس يادگاري

مادر و برادر غواص شهيد امير نظري


post name

كاشمر نوروز95

نوشته شده در 1395-1-29
نظرات (2)

كاشمر زادگاه من ... دومين شهر زيارتي استان خراسان است

چند روزي از تعطيلات فروردين براي ديدار اقوام خصوصا زيارت مادر و قبر پدرم به كاشمر رفته بودم

اولين برنامه محفل انس و ديدار اقوام در محل تكيه شهدا بود

عكس شهداي فاميل كه بر تابلويي زيبا طراحي شده بود ، هديه كردم به تكيه شهدا

شهيدان سبيليان. عاجل. حسيني. شعباني . مجيد و محمدرضا دلبريان

عكس دسته جمعي بعد از برنامه بسيار شاد و آموزنده با اهداء جوائز و تقدير از افتخارآفرينان فاميل.جانبازان.خانواده شهدا و اساتيد

مسجد جامع كاشمر- محل شروع انقلاب و تظاهرات بر عليه رژيم پهلوي

انگار همين ديروز بود كه صحن اين مسجد مملو از جمعيت براي تظاهرات بود

بعضي دوستان را بعد سالها ديدم... زماني نوجواني بودند.در تظاهرات.در جبهه با هم بوديم.حالابزرگ شدند و موها سفيد

از همين راهرو سيل جمعيت مرگ بر شاه گويان وارد خيابان ميشدند و به محض ورود به خيابان صداي تيراندازي بلند ميشد

ياد طلبه شجاع  رضا عليزاده بخير. با قامتي بلند و مشتهاي گره كرده با فرياد بدون ترس، در جلو جمعيت حركت ميكرد

سالها بعد در عمليات طريق القدس بشهادت رسيد

گلزار شهدا در جوار آرامگاه شهيد مدرس

بسياري از همرزمان و فرماندهان شهيدم اينجا آرميده اند. شهيد عاصمي فرمانده تخريب قرارگاه كربلا و طراح عمليات كركوك

روايتگري در جمع جوانان هيئت انصارالمهدي و زائران امامزاده سيدمرتضي و سيد حمزه از توفيقات ديگر در اين سفر بود

--------------------------------------------------------------------------------------

جاي جاي اين شهر خصوصاخيابان شهيد مدرس،كوچه هنرستان كه محل اسكان ما بود و اينجا متولد و بزرگ شدم برايم خاطره است

فرصتي يافتم تا در پياده روهاي اين خيابان چرخي بزنم و احوال پرس دوستان قديمي باشم

مرور خاطرات خيلي برايم لذت بخش بود مرا با اصل خود آشنا مينمود و گذر عمر برايم ملموس تر ميشد. خيليها از دنيا رفته بودند

بدبختي بسياري از ما فراموشي از اصل خويش است

آرايشگاه عموي خدا بيامرزم، عبدلوهاب، كه حالا دامادش بجاي اوست، قدمت اين صندليها به يك قرن برميگردد

چه بزرگاني بر روي اين صندلي تكيه زدند و عمويم موهاي سر و صورت آنها را اصلاح ميكرده. آيت الله واله. مؤذني. آل طاها.. و

اينجا تنها يك مغازه نيست . بايد گفت يك خيريه  است چون براي پول كار نميكرد و حق الزحمه تعيين نميكرد

همسايه ها و حتي مردم از روستاهاي دور مبراي انجام اموراتشان به اينجا مي آمدند. اعم از تعمير وسايل. اصلاح سر و صورت

حاج آقاي نداف همسايه مغازه پدرم... نمايندگي روغن شاه پسند در كاشمر بود ... ذره اي از اصل خود دور نشده

ميگفت: پدر شما را برادر شهيدت پير كرد از بعد شهادت برادرت ديگر خنده اي از حسين آقا نديديم

آقاي ممرآبادي كه سال 55 دوره راهنمايي ناظم ما بود بعد بازنشستگي جاي پدر مرحومش را در مغازه پر كرده

فريادها و سوت زدنهاي آقاي ممرآبادي كه زنگ تفريح ما را به نظم دعوت ميكرد هنوز در گوشم طنين انداز است

و درد اصابت شلاق چرمي اش كه در حال فرار بسمت كلاس بر شانه هاي ما نواخته ميشد را هنوز حس ميكنم

اما ذره اي از مهرش در دلم كم نشده... هر چه دارم از همان چوب استاد است كه امروز بسياري از دانش آموزان از آن محرومند

آقاي حسيني از بسيجيان قديمي ست،شبهاي گشت اسلحه ام.يك دست ايشان بود و سرنيزه اش دست من، چون كوچك بودم

كفشهاي خوب و ارزاني داشت يك جفت خريدم

آقاي صنعتي پور سماور ساز خيابان مدرس

با همان روحيه جواني... بانشاط. شوخ و سرزنده... پسرش از كوچكي كنارش بود حالا مردي شده و كمك دستش

يك بقالي ساده و با حداقل جنس... اما با روحيه اي بالا و توكل به خدا... مقيد به حلال خوري

كاش  اين مكانهاي نوراني و ساده و پاك در رسانه ملي معرفي ميشد... كاش گزارش 5 اينجا هم سري ميزد.كاش

حاج آقاي كفاش تسبيح بدست و ذكر خدا بر لب از مشتريهاي پدرم بود همچنان خندان

مغازه عتيقه فروشي آقاي كبيريان

با ديدن اين سكه ها چنان حالي بهم دست داد انگار مادر بزرگم را ميبينم... تاريخ زندگي كودكي ام در نظرم مرور شد

من براي بدست آوردن يكي از اين سكه ها از صبح تا به شب شاگردي ، بنايي و كارگري ميكردم

يك ريال مفت بدست نمي آوردم

حتي پدرم در قبال انجام خدمات، از جارو كردن و نظافت مغازه تا خريد مايحتاج خانه بهمون پول ميداد آنهم1 يا5 ريال

پدران دانشگاه نرفته و بي مدرك در هر زمينه اي فرزند را تربيت ميكردند هر چه دارم از معلمان. فرماندهان جبهه و پدرم دارم

 تعدادي سكه و اسكناس دوران پهلوي با قيمت چندين برابر ازش خريدم تا با ديدن آنها گذشته ام را فراموش نكنم

اين هم زعفران كاشمر - طلاي سرخ

آقاي هادوي از همرزمان در زمان جنگ

ساعت سازي آقاي زارع 

پدرم تعصب خاصي نسبت به نگهداري وسايلش داشت، ساعت وستندواچش را فقط به ايشان براي تعمير ميداد

عكس بقل ديوار عكس خودش است...اما حالا ديگر پير شده ... همسايه مغازه پدرم بود

هيچگاه مشتري پدرم نشد... چون پدرم ريش نميتراشيد

آب انبار خيابان مدرس. درش را تقيه كردن. سي چهل پله ميرفت پايين. تاريك بود و ظلمات.خنك بود و رطوبتي

آن زمانها مردم همه يخچال نداشتند. ظهر كه از مدرسه ميرسيدم كوزه را مادرم بدستم ميداد و با ترس و لرز از پله ها پايين ميرفتم

نفس نفس زنان با كوزه آب سرد به خانه ميرسيدم تا سر سفره آب سرد داشته باشيم ميرفت تا روز بعد

كار هر روز من بود... دعا ميكردم زود تابستان تمام شود... البته زمستان هم باز مأموريتهاي خاص خودش را داشت

خريد نفت. زغال. تميز كردن هر روز منقل كرسي. نبود آب گرم. شكستن يخهاي حوض

وقتي فكر ميكنم ... ما را براي جبهه و جنگ پدر مادرم آماده كردند

صله ارحام...منزل پسر عموي پدرم. برات الله دلبريان

خانه هاي ويلايي از طلوع تا غروب از نور آفتاب بهره مند هستند. باغچه سبزي و گل با درختان انجير . انگور

روح را جلا ميدهد

منزل عموي بزرگوارم  مرحوم عبدلوهاب دلبريان


post name

شهيد محمد رضايي

نوشته شده در 1394-11-14
نظرات (2)

امروز يكي از بهترين و بابركت ترين روزهاي عمرم بود 14 بهمن ماه 1394

من بر اين باورم كه هر وقت برنامه اي بدون پيش بيني جلو پايم گذاشته ميشود از جانب شهداست، مثل امروز

بعد گذشت سالها غواص شهيد محمد رضايي مرا دعوت كرد تا با گروه فيلمبرداري روايت فتح به زيارتش برويم

از مشهد بطرف بجنورد و شيروان ، دقيقا 15 كيلومتري شيروان مسجد و حسينيه امام سجاد عليه السلام

مزار شهيد رضايي

از راست نفر دوم تخريب چي شهيد محمد رضايي نفر سوم پاسدار شهيد قاسم موحدي فرمانده واحد تخريب

با استعدادي كه محمد داشت طولي نكشيد بعنوان يكي از نيروهاي اطلاعات عمليات انتخاب شد

اين مسجد و حسينيه توسط شخص حاج آقا رضايي ، پدر شهيد در حاشيه جاده مشهد شيروان ساخته شده است

مرگ آگاهي و معاد باوري اين مرد بزرگ ، باعث ميشود كه او در اين مكان مقدس جاقبري هم براي خود پيش بيني كند

گر بر سر كوي دوست راهي دارم *** در سايه لطف او پناهي دارم

محمد غواص و نيروي اطلاعاتي لشكر بود در عمليات كربلاي چهار پس از نبردي جانانه و تن به تن  چندين روز در اختفا

لابلاي نيزارها در سواحل اروند مخفي ميماند اما بالاخره با بدني مجروحيت به اسارت دشمن در ميآيد

پدر سالها چشم براه آزادي او بود

----------------------------------------------------------------------------------------------

پير ميخانه چه خوش گفت  بدروي كش خويش *** كه مگو حال دل سوخته با خامي چند

در اسارت محمد بعنوان نيروي غواص اطلاعات، مورد شناسايي قرار ميگيرد در بازجوييها مظلومانه بطرز فجيحي زير شكنجه بشهادت ميرسد

پيكر او در كنار اردوگاه بخاك سپرده ميشود

بعد از نابودي رژيم بعث عراق نبش قبر شده و پيكر پاكش بطور معجزه آسا سالم در حالي كه خون از پيكر ميچكيده 

به كشور باز ميگردد و در اين مكان دفن ميگردد

امروزه اين مكان مقدس براي هر يك از مسافران و زائران امام رضا عليه السلام منور است به ياد غواص مظلوم و شجاع

شهيد محمد رضايي 

 

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند *** واندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند

چه مبارك سحري بود و چه فرخنده شبي *** آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند

از شيروان به مشهد به نزد مادر شهيد رسيديم

آسمان بار امانت نتوانست كشيد *** قرعه ي كار بنام من ديوانه زدند


post name

حرم -شهدا

نوشته شده در 1394-9-21
نظرات (0)

السلام عليك يا علي ابن موسي الرضا عليه السلام

در سالروز شهادت هشتمين امام ، ياد كنيم از فرستادگان و دلدادگان حريم رضوي

آنها كه نقطه اي پرواز و عروجشان را از اين "مركز هدايت" آغاز كردند و در جبهه به ملكوت رسيدند

شهيدان رنجبر - نورالهي- اسماعيل زاده- شاد- سمندري

فرمانده شهيد جليل محدثي فر - تخريب چي شهيد قادري

دوش در حلقه ي ما قصه ي گيسوي تو بود *** تا دل شب سخن از سلسله ي موي تو بود

عالم از شور و شر عشق خبر هيچ نداشت *** فتنه انگيز جهان غمزه ي جادوي تو بود

اولين اعزام به جبهه - آبان 1361


post name

عجولان-1

نوشته شده در 1394-9-9
نظرات (0)

صبح 9 آذر 1394 مشهد چهار راه خيابان شهيد مطهري شمالي و شهيد كشوري

بدون شرح

اللهم الشفع كل الانسان جاهلا و عجولا


post name

استكبار ستيزي

نوشته شده در 1394-8-10
نظرات (1)

سيزده  آبان ماه در تاريخ  انقلاب اسلامي روز تسخير لانه جاسوسي آمريكا، روز ملي استكبار ستيزي و روز دانش آموز نامگذاري شده

استكبار ستيزي، يك فرهنگ است كه ريشه در آرمانها و اعتقادات ديني ما دارد و از اول تاريخ بشريت از نبرد هابيليان آغاز و در بعثت

اسلام كامل، در سيره ائمه معصوم جريان يافت و در كربلا به اوج خود رسيد و در انقلاب اسلامي ايران بار ديگر زنده  و به روز شد 

و در جبهه ها و 8 سال دفاع مقدس جان گرفت و براي آخر الزمانيان حجت را تمام كرد

استكبار ستيزي، مقابله ي با شياطيني ست كه هم در درون ما  و هم در بيرون مانع پيشرفت و كمال "انسان الهي" ميشوند

اولين قدم در راه " استكبار ستيزي " مبارزه با هواي نفساني ، بريدن از تعلقات دنيا و ايمان به خداست

استكبار ستيزي را نبايد صرفا در مبارزه با آمريكا خلاصه كرد، اگر چه امروز "نظام حاكمه آمريكا" مظهر استكبار جهاني و ابوسفيانيست

اين بزرگترين اشتباه استراتژيك است كه"استكبار ستيزي"را صرفا در بازيهاي سياسي كم عمق و سطحي،منحصر به زمان خلاصه كنيم

و اگر قرار است نسل امروز  را "استكبار ستيز " تربيت كنيم بايد نگاه او را به معارف الهي و فرهنگ عاشورا  عميق كنيم

و اگر ميخواهيم روحيه استكبار ستيزي در اذهان تثبيت شود بايد "ظلم ظالمان" را چهره زشت آمريكا را، خباثتها و خيانتهاي او را

در تاريخ اين كشور به نسل جوان نشان داد

آگاهي جوانان مهم است

اما رفتار و كردار و اظهارات بعضي خواص بي بصيرت و دوستان ساده لوح، بعضي از عوام الناس را به اشتباه مي اندازد

و اذهان را از دشمن اصلي غافل و به بگومگوهاي داخلي و جناحهاي سياسي سرگرم ميكنند...كه اين بزرگترين خيانت است

دشمن اصلي و شماره يك ملت ايران " نظام حاكمه آمريكاست" كه هر چه فرياد است بايد بر سر او كشيد

 استكبار ستيزي  "اشدا علي الكفار"   ، جز در سايه "رحما بينهم "  اتفاق نخواهد افتاد


post name

فرهنگ عاشورا و جبهه ها

نوشته شده در 1394-7-27
نظرات (0)

اين همان اشعار حماسي حسين ابن علي در كربلا بود  كه در جبهه ها تبلور يافت

هيهات من الذله

ياران كم سن و سالي در كربلا بودند كه دشمن را متعجب و شگفت زده كرده بود و اين نبود مگر به بركت ايمان به خدا

در كربلا دستهاي ياران حسين ابن علي از بدن جدا شد... اما دست از ياري امام خود برنداشتند

چشمها كور شد اما تا آخرين نفس مأموريت محوله از طرف امام را دنبال كرد، مشك آب را به دندان گرفت تا امر امام زمين نماند 

از ابهت پوشالي يزيديان نترسيدند

اي گلوله ها و اي خمپاره ها اگر نظام مقدس اسلامي با ريخته شدن خون من پاي بر جا ميماند پس مرا قطعه قطعه كنيد

پشت سر امام خود تا آخر ايستادند

امامي كه هميشه در خط بود و هميشه در خطر و تا زماني كه زنده بود  دشمن جرأت نزديك شدن به حرم را نداشت

اگر چه خيمه ها را آتش زدند و اهل بيت را به اسارت گرفتند ، اما ذليل و نابود نشدند

در تاريخ ماندند و جاودانه شدند


post name

محبت حسين ع-94

نوشته شده در 1394-7-24
نظرات (1)

کربلا، مرکز "محبت " است ، حتی به آنها که آمده اند او را قطعه قطعه کنند، اما محبتش را از آنها هم دریغ نداشت

حسین علیه السلام، محب همه ی بشریت است

جانم بفدای مظلومیتت، که ما تو را درست نشناختیم !! و درست نشناساندیم !! تو مظلوم همیشه ی تاریخ مانده ای

هنوز یارانت در اقلیتند و دوستانت در مقابلت

هنوز راه تو  خلوت ، مرام تو  و اهداف تو  غریب است ...  تو هنوز حسین مظلومی

اگر سرت به روی نیزها دیده نمیشود... اما فرهنگ تو را ذبح کرده اند

بايد از خودم بپرسم آيا در تداوم این مظلومیت ، شریک هستم !!؟؟ 

باید بجنبیم تا دیر نشده..... کربلادر همین نزدیکی ست، اگر بتوانيم از حلقه ی محاصره ابن زیاد، خودمان را خلاص کنیم، با حسینیم

بايد زود خود را برسانیم، به صف ياران حسين  که عجل نزدیک است!!! اگر موفق شویم، جانمان را به کربلا برسانیم، محبت حسین ع

رهایمان نمیکند و او ما را قبول ميكند... و به سعادت ابدي ميرساند و اين ما هستيم كه بايد همچون حر بينديشيم و انتخاب كنيم

  اگر در غلفت شهر . در باتلاق دنيا بمانیم!!!! و دلمان را از تعلقات خالي نکنیم !! و به کربلايي نشویم! تا ابد پشیمان خواهیم بود

و خسر الدنيا و الاخره

شما که حسینی هستید ، آدرس کربلا را به ما خوش نشینان. رفاه طلب  و غافل بدهید


post name

سالگرد پدر در سنگر-94

نوشته شده در 1394-7-22
نظرات (1)

السلام عليك يا اباعبد الله الحسين

روز اول محرم كه مصادف است با سالروز  درگذشت مرحوم  حسين دلبريان

كاشمر- هيئت ابولفضلي كاشمر - محرم سال 1350- سمت راست عليرضا و سمت چپ محمدرضا دلبريان در كنار پدر

هميشه پدرم ميگفت: بچه هاي من " بيمه ابولفضلند

پدري دلسوز و عاشق كه هميشه  نام امام حسين را با بغض بر زبانش جاري ميكرد و در حاليكه چشمانش از اشك برق مي افتاد

با افتخار ميگفت: مادرم نام مرا حسين نهاده است، او ارادتي خاص به امام حسين عليه السلام خصوص قمربني هاشم داشت

امشب بياد او  و  شهيدان مجيد و محمدرضا دلبريان 

و فرمانده عزيز  آقا جليل و همه درگذشتگان فاميل در سنگر شهدا گرد هم ميآييم و دلها را با ذكر فضائل عاشورا جلا ميدهيم

چهارشنبه 22 مهر 94 از ساعت 18 الي 20

رضاشهر پيروزي 17 شهيد محدثي فر 19 پلاك 30  سنگر شهدا


post name

شبهاي قدر جبهه-94

نوشته شده در 1394-4-14
نظرات (0)

‌‌شهيد آويني : اگر شب قدر شبی باشد كه تقدیر عالم در آن تعیین مي‌گردد، همه‌ی شب‌های جبهه شب قدر است

زكوي ميكده برگشته ام زراه خطا   ***   مرا دگر زكرم  باره صواب انداز

اگر چه مست و خرابم تو نيز لطفي كن   ***   نظر بر اين دل سرگشته ي خراب انداز

در كوي عشق شوكت  شاهي نميخرند   ***   اقرار بندگي كن و اظهار چاكري  

به عهدهايي كه با خدا ميبنديم، پايبند باشيم... همين

گرچه رندي و خرابي گنه ماست ولي   ***   عاشقي گفت كه تو بنده بر آن ميداري

شهيد شاهرخ ضرغامي ، حر انقلاب

گداي كوي تو از هشت خلد مستغنيست   ***   اسير عشق تو از هر دو عالم آزاد است

عاقبت منزل ما وادي خاموشانست


post name

سالروز آقاجليل-94

نوشته شده در 1394-4-6
نظرات (1)

دهم تير ماه سال 1366  ايام  عروج فرمانده و معاون گردان غواصي ياسين 

شهيد جليل محدثي فر    شهيد محمدرضا سمندري

عشق دُردانه ست و من غواص و  دريا ميكده   ***   سر فرو بردم در آنجا  تا كجا سر بر كنم

عاشقانرا  گر در آتش ميپسندد  لطف دوست   ***   تنگ چشمم  گر نظر در چشمه ي كوثر  كنم

در سالروز شهادت اين فرماندهان و در ايام بازگشت پيكر  175 شهيد مظلوم غواص

محفلي با حضور و روايتگري يادگاران گردان غواصي ياسين در محل 

 مسجد موسي ابن جعفر عليه سلام در روز سه شنبه نهم تير ماه 94 ساعت21/30 برگزار ميگردد

مشهد. طلاب. خيابان شهيد مفتح 18 . خيابان وحيد . بعد از وحيد 1

مسجدي كه حضور آقا جليل را از اول انقلاب و تا دوران جنگ بياد دارد و نام اين فرمانده مخلص بر محراب آن نگاشته شده است

غواصان ره عشق

ياد شهيد جليل محدثي فر يادآور حماسه هاي گردان غواصي ياسين است

نميشود از فرمانده و معاون گردان ، يادي كرد ولي حرفي از نيروهاي گردان نزد . اين برخلاف مرام آقا جليل است

شهيدان امير نظري. محمدرضا كرابي. علرضا نورالهي

شادكام. مشتاقيان. شاد. خاني. محمدپور. اسماعيل زاده. آزادفر. كاظمي

پروانه. احمديان. مقدسيان. سيدآبادي. عامري. يوسفيان. پسنده منش. شيباني همه ي آنهايي كه به درياي ابديت پيوستند


post name

شهادت جانباز عليزاده

نوشته شده در 1394-2-18
نظرات (3)

رفيقان ميروند نوبت به نوبت

عليزاده هم رفت

هر چه ميگذرد...يك به يك به خيل شهيدان ميرسند...و هر بار كه ميروم با تختي خالي روبرو ميشوم...هر روز تعدادشان كم ميشود

همين چند روز پيش 31 فروردين 94 به همراه جمعي از همرزمان به عيادتش رفته بوديم... اما نميدانستم كه اين "آخرين ديدار "است

سلام و عليكي باهاش كردم...اگر چه دردهايش رو پنهان ميكرد و لبخند ميزد اما اينبار از همه دفعات چهره اش بيشتر درهم بود

سرم رو بردم پايين كنار صورتش گفتم: حالت چطوره عليزاده جان، شرمنده تم كه هر وقت ميآم اذيتت ميكنم

خيلي يواش و از هميشه آرومتر بغل گوشم گفت: دعا كن ديگه زودتر برم

آخه سي سال مدت كمي نيست... روي تخت افتاده باشي... درد بكشي... مثل شمع بسوزي و آب بشي... فكرش رو بكنيد

از راست شهيدان. كاظمي. اخباري. نوراني. شاد... نشسته جانباز شهيد. رزمنده تخريب چي غلامرضا عليزاده

در طول مدت جانبازي شادترين لحظه اي كه از جانباز عليزاده سراغ دارم... زمان ديدارش با رهبر عزيز بود

فردا شنبه 19 ارديبهشت مراسم تشيع ساعت 9/30 از محل حسينيه پيروان نبوي واقع در خيابان شهيد نواب بسمت حرم مطهر

روحش شاد و راهش پر رهرو باد

---------------------------------------

آسايشگاه جانبازان. انتهاي بلوار سجاد مشهد . ورودي پارك ملت . محل انتظار شهداي زنده براي رسيدن لحظه عروج

 با ديدار آنها در اين وانفساي زرق و برق دنيا  ، غفلت را از روح خود زدوده ...... آرمانها و اهدافشان را دريابيم

فرزندان خود را با تاريخ سرفراز كشور اسلامي  و  راهي كه جلو پاي آنهاست ، آشنا سازيم


post name

روز تأسيس سپاه-94

نوشته شده در 1394-2-2
نظرات (0)

دوم ارديبهشت 1358 روز تأسيس  سپاه پاسداران انقلاب اسلامي گرامي و جاودانه باد

 

تدبيري كه بنيانگذار جمهوري اسلامي به خرج داد تا يك نيروي مؤمن  و انقلابي در عين حال مجهز به سلاح مادي و نظامي

مدافع  و محافظ اهداف انقلاب اسلامي  در دنيا باشد

 امام خميني همان هدف و استراتژي كه پيامبران الهي و ائمه معصومين داشتند را دنبال كرد و به موفقيت خوبي رسيد

دشمنان اسلام ، زياده خواهان ظالم  و ضايع كنندگان حقوق انسانها كه از اول تاريخ بوده و هستند و خواهند بود

جز با زبان زور  حق را نميفهمند . البته بايد روشنگري داد، هدايت كرد و تعامل داشت

 اما اگر اقتدار و قدرت  نداشته باشي ، حرف حق تو را هم گوش نميدهند و قادر به احقاق حق خود نخواهي بود

امنيت، رفاه ، پيشرفت اقتصادي ، علمي همه در سايه " اقتدار و قدرت بازدارندگي ست كه

سپاه پاسداران انقلاب اسلامي خط مقدم آن است و حاج قاسم يكي از نمونه هاي آن

امروز وقتي در مصر انقلاب ميشود كلي از مردم  بشهادت ميرسند . انقلاب يظاهر پيروز. انتخابات و ريئس جمهور تعيين 

اما چيزي نميگذرد كه ديكتاتورهاي شكست خورده  و از در رانده ... از پنجره باز ميگردند و ميشود مثل قبل

در ليبي انقلاب ميشود ... اما عده اي سلاح بدست طرفدار قذافي به بعضي شهرها ميگريزند و تا به امروز يك جبهه

داخلي را به روي مردم گشوده اند.... كه ادامه دارد

در عراق... بعد گذشت سالها هنوز پس مانده هاي رژيم بعث نميگذارند عراق به شكوفايي برسد

تا همين ديروز ابراهيم الدوري معاون صدام، سنگدل ترين ،خشن ترين و نامردترين  نامردعراق در حال جنگ بود

در سودان در افغانستان در تونس و ....عليرغم همه تلاشها و خون دادنها براي آزادي و استقلال

  اما متاسفانه هنوز به نتيجه نرسيده اند ....چرا ...!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بخاطر نداشتن رهبري توانا  و فاقد نيروي قوي و بازدارنده در كنار ميز رياست و مذاكراه

امروز بعد از گذشت بيش از سه دهه و هر چه ميگذرد... با اتفاقات مصر. فلسطين. ليبي. و حتي عراق

بركات بسيار بزرگ اين تدبير حكيمانه و عاقلانه و ارزش  سپاه پاسداران انقلاب اسلامي برايمان ملموس تر ميشود

كه اگر نبود ايمان در بازوي قوي. اگر نبود قدرت مادي و اسلحه و شمشير برنده در دستان مدافعان مؤمن

امروز حداقل سرنوشت مصر ، ليبي ، افغانستان و عراق را داشتيم

رحمت خدا به روح امام رحمت الله و همه شهداي مظلوم  پاسدار

    

سرداران ، افسران ، درجه داران و سربازان سپاه فراموش نكنيد. چه روزگاران غريبي داشتيم

براي يك گلوله آرپي جي هفت منتظر مي مانديم تا بني صدر دستور دهد به ما بدهند يا ندهند

با ام يك. تو خرمشهر با تانك زرهي ميجنگيديد ... حتي يك قبضه 106 ، خمپاره انداز ، يك تانك نداشتيد

اما امروز اسرايئل. آمريكا از قدرت نظامي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي چشم ميزنند

اينها همه و همه به بركت اخلاص و مجاهدت و  بي توقعيتان بود كه پشتيباني ملت و رضايت امام را از شما فراهم آورد

اگر بسيج نبود، سپاه هم نميماند و اگر ملت نبود ، ارتش و سپاه هم نبود

 امام خميني فرمودند : پاسداران ، از پاسداري ، خوب پاسداري كنند


post name

نوروز فاطمي-94

نوشته شده در 1393-12-29
نظرات (0)

عید  نوروز  با عزاداری برای حضرت زهرا سلام الله علیه منافات ندارد

اما بشرطي كه فلسفه "عيد نوروز " را درك كنيم و اهداف انساني كه حقيقت اسلام است را بشناسيم

ما به فرهنگ اصيل خود كه ريشه در ارزشهاي انساني دارد افتخار ميكنيم، اما متاسفم كه از آن اهداف عاليه فاصله گرفتيم

عيد نوروز را خلاصه كرده ايم صرفا در لباس نو. شيريني و آجيل و ... در صورتي كه درسهاي بسياري دارد

اميد كه مبلغان و هنرمندان ما. در گفتار و در آثار خود  آنها  را به جامعه يادآور شوند

محافل عزاداری‌های، ماتمکده نیست ، محل تفكر است، ذكر اهل بيت، دل و جان را جلا ميدهد، قلب آدم را نرم ميكند

آنهايي كه بين مردم بانشاط نيستند، روي باز و چهره گشاده ندارند، غمهاي خود را ظاهر ميكنند، فاطمي نيستند

انسان در عزاداری اهل بیت عليه السلام  نشاط پیدا می‌کند

نشاطی که در تفریحاتِ رایج  است، بايد نشأت گرفته از آن باشد و ريشه در دين داشته باشد. والا  الكي خوشي ست

اميدوارم روزي برسد كه مراسم مذهبي ما، ضمن بروز شدن ، بيشتر محل بحث و تفسير "سيره و زندگي" پيشوايان دين ما بشود

و مراسم عزاداري صرفا خلاصه در شعار و تبليغ ماورايي سيره معصومين نباشد، راهي را جلوي پاي نسل امروز  بگذارد

تا  با اشتياق ، با احساس نياز پاي در آن راه بگذارد


post name

روز اول سال1394

نوشته شده در 1393-12-26
نظرات (2)

يا مقلب القلوب و الا ابصار

اول سال 1394 طبق سنوات گذشته ساعت 9 الي اذان ظهر با حضور در گلزار شهيدان رضوي

بهشت امام رضا عليه السلام حاضر خواهيم شد و با شهداي گرانقدر تجديد پيمان خواهيم كرد

اميد كه سالي با معنويت و موفقيت در سايه عنايات الهي و توجهات شهيدان داشته باشيم


post name

والده محترمه دكتر ازغدي

نوشته شده در 1393-12-21
نظرات (2)

 مشهد مقدس. مراسم نكوداشت 110 بانوي فاطمي

درود خدا بر مادري كه چنين فزرنداني را تحويل جامعه اسلامي داد

غواص شهيد حميد رحيم پور ازغدي ... رزمنده و ايثارگر غواص، همرزم عزيزم جناب آقاي دكتر حسن رحيم پور ازغدي

 الحق كه حاج حسن آقا  مرد عمل بوده و هستي

بهشت زير پاي مادران است، رضايت او رضايت خداست

هر كه هستي... هر چه هستي... فرزند مادري... بچه اي پيش او ... اين را هم در گفتارت شنيدم و هم در رفتارت ديدم

عزت و سربلنديت را از درگاه الهي خواستارم

راستي حاج حسن ،تو هنوز هم همان غواص خط شكن اروند مانده اي. كه در صحبتهاي قبل خطبه هاي نماز جمعه تهران

با همان روحيه. بدون توجه به ياوه گوييها  با لبيك به نداي امام جامعه اسلامي

به دل ظلمات، دوروييها و نفاقها زدي خط را شكستي، اگر چه ممكن است "فاو" را بخاطر سياست زدگيها بعدا از دست بدهيم

اما "ما ميتوانيم " را به اثبات رساندي

سربلنديت. سلامتيت و عزت روزافزونت آرزوي من است 


post name

وقف شهدا

نوشته شده در 1393-12-6
نظرات (0)

 هر وقت ششدانگ حواسم"ياد مرگ"مي افتد و دقايقي را در عالم ارواح سير ميكند، حقيقتا تكاني اساسي ميخورم

به دور از همه مسائل اقتصادي. سياسي. جناحي. قومو خويشي و همه چيز اين دنيا از، زن و بچه، خانه و ماشين، پست و مقام

لحظه اي به اتفاقي كه از رگ گردن به ما نزديكتر است و هيچ قدرتي هم مانع آن نيست، سفر آخرت و به"مرگ" بيانديشيم

كداميك از ما بدنبال سرمايه گذاري نيستيم!!؟؟

كداميك از ما بدنبال سود بيشتر و ضرر كمتر نيستيم!!؟؟

وقتي كلمه وقف را شنيدم به آن فكر كردم، كه اگر بالفرض من عمل خوبي را انجام دهم،حفظ آن از انواع آفات و "ريا " خيلي سخت

و معلوم  هم نيست در عالم بالا چقدر پذيرفته شده است...!! و شايد هم خداي نكرده با گناهي، ثوابش را نابود كنم

اما بهترين امتياز و آثار شگرف  "وقف"  اين است كه  تا

قيام قيامت

 پاداش  آثار وقف  يكطرفه به حسابت واريز ميشود  ... چون پرونده گناهانت بسته  و  ثواب باز است... و اگر كم و كسري داشته باشي

چون گناه تعطيل و  فقط ثواب برايت ميريزند... كفه ثوابها سنگين و سنگين تر ميشود 

مثل كارمندي كه نه سر كار ميرود و نه مخارجي دارد اما ماهيانه به حسابش واريز ميشود...فكرش را بكن چه پس اندازي ميشود

------------------------------------------------

چه بسياري را ميشناسم، كلي ملك و املاك داشتن، اما خساست بخرج داده  ذره اي را "وقف" نكردند

بيچاره ها سالهاست زير خاكند ، وراث هم پي مشغله هاي زندگي خود رفتند

فابريك ميگويد:: با شواهدي كه تو اين دوران وانفسا شاهدم. تا خودت هستي كاري بكن

چه وصيتهايي شد كه به هيچ  كدام آنها "عمل " نكردند

برگ عيشي به گور خويش فرست **** كس نيارد زپس تو پيش فرست

تا دير نشده... بجنبيم ... حساب سرمايه گذاري ابدي باز كنيم . كه فرداي محشر خيلي نيازمنديم

با كمترين درآمد حتي يك نوجوان محصل ميتواند " واقف " باشد

همين امروز تصميم گرفته. وسوسه هاي شيطان را زير پا بگذاريم و  اقدام كنيم

--------------------------------------------------------------------------------------

ادارات اوقاف كل كشور و در

مشهد. خيابان آبكوه. مقابل پمپ بنزين. اداره اوقاف و امورخيريه. دفتر ستاد مردمي ترويج فرهنگ وقف

تلفن ها. 38480210

09152236465


post name

22بهمن93

نوشته شده در 1393-11-24
نظرات (0)

مشهد - خيابان امام رضا عليه السلام - راه پيمايي يوم الله 22 بهمن

عكس شهدا بر روي دستان مشتاقان فرهنگ "عاشورا " الگوي مبارزه با ظلم

نظام حكومتي كشوري كه اصل و اساسش به معنويت است 

خدمتش. مجاهدت... مرگش. شهادت است

پاس ميدارمت اي وطن

راه سعادت  و پيروزي جز در پيمودن سيره شهيدان نيست

آنها كه مطيع محض امام خود بودند و براي حفظ اين نظام خود را به آب و آتش زدند

رفاه، امنيت ، آسايش و آرامش ما مديون شهيدان است

در وسط آتش ، ناامني ها، انفجارات ، ايران سرفراز ، ايران سربلند در آرامشو امنيت است. قدر بدانيم

اين هم شهيد علي شيباني كه عكس غواص شهيد علي شيباني رو بدست گرفته

عكس سردار حاج قاسم سليماني  نظرم رو جلب و بفكر وادارم كرد

در كجاي دنيا عكس يك فرمانده نظامي رو با اين عشق بر روي دست ميبرند...!!؟؟

اصلا حاج قاسم كه زنده است... براستي چه عناصري باعث شده عكس او را در كنار شهدا آورده اند...!!؟؟

اين همان رمز جاودانگيست


post name

هم قدم با شهدا

نوشته شده در 1393-11-20
نظرات (2)

هم قدم با شهدا

طرح و ابتكاريست كه از سوي معاونت محترم فرهنگي اجتماعي شهرداري مشهد

با اجراي فرهنگسراي پايداري و همكاري جمعي از يادگاران دفاع مقدس جهت راهپيمايي روز 22 بهمن

 مدارك مستند و مطهر  از ايستادگي، مقاومت و عزت ملت مسلمان و انقلابي ايران

 

توزيع پلاكارهاي صورت  همراه  با صيرت شهداي گرانقدر

مشهد - مسجد امام سجاد عليه السلام بعد از جلسه يادگاران واحد تخريب لشكر 21 امام رضا عليه السلام

 

اما اين دستان شماست كه بايد سندهاي افتخار را در روز پيروزي 22 بهمن بر روي سر برد

تا دشمنان اين مرز و بوم ببينند كه ، ما راه شهدا را  فراموش نكرده ايم  و  به كمك خدا و رهنمودهاي  امام خود تا آخر ميرويم

علاقه مندان ميتوانند از فردا سه شنبه تا ساعت 18 با مراجعه به فرهنگسراي پايداري واقع در ميدان تلويزيون پشت پمپ گاز

نسبت به دريافت پلاكارد شهدا اقدام نمايند

مباد ياد شهيدان  رود از ياد


post name

شيعه انگليسي

نوشته شده در 1393-10-20
نظرات (4)

 راه رستگاري و سعادت و جلب رضايت خدا، همان سيره رسول الله است

محبت , تحمل مخالف , رشد عقلانیت , بیداری فطرت

و سیره اهل بيت که در گفتار و کردارشان به ما نشان دادند...و آن بالا بردن بصیرت جامعه و نهادینه کردن احکام اسلام با علم و صبر

وظیفه ما بعنوان یک مسلمان اقتدا به سیره رسول الله و پیروی از امام جامعه اسلامیست

امروز تمرد و سرپیچی از ولایت فقیه,ناخدا و سکاندار هدایت جامعه اسلامی,جز کشاندن کشتی به ورطه گردابها نتیجه دیگری ندارد

باید با محبت. با تحمل. عالمانه. صادقانه. در کنار با احترام به عقائد همدیگر .بدون اصرار و تحمیل عقیده صحبت و بحث کرد

اهل تسنن در ايران ، آزادتر از بسياري  در كشورهاي عربي هستند و ما به این افتخار میکنیم

که تمام اقوام ایران پهناور با هر عقیده در سایه دین اسلام و مدیریت ولایت فقیه همه در کنار هم در آرامش بوده و

خار چشم دشمنان و بدخواهان اسلام هستند

سردار شوشتري و بسیاری از شهدای وحدت,اهل تسنن و شیعه, با خون خود مؤيد اين اتحاد شدند

برادر مسلمانم . ما هر دو مورد كينه ي دشمنان اسلاميم

 

خانه و کاشانه مسلمانان ميانمار را ميسوزانند و آنها را فقط بخاطر مسلمانی میکشند و آواره میکنند

داعش جاهل و فریب خورده بدون هیچ منطق انسانی , سر از بدن مسلمانان و حتی انسانهای غیر مسلمان جدا ميكنند

و همچون يزيديان بر این جنایات خود افتخار دارند

مباد خون شهيدان بدست ما  رود  بر باد

------------------------------------------------------------------------------------------------

برادر هموطنم شرايط كنوني جهان اسلام را  تا چه اندازه درك ميكني...!!!؟؟؟؟؟

بهوش

دشمنان اسلام و هابیت خائن همه راهها را امتحان کردند و تیرشان به سنگ خورده یک راه باقی مانده که به آن امید بسته اند

  راه اندازی اختلاف و جنگهای اعتقادي بین مسلمانان

 به اصطلاح شيعه و سني

نكند با ندانم كاريها. با تعصبات مذهبي بيجا. آتش بيار معركه و در گناه قاتلان مسلمانان. صهيونيستهاي نجس

انگلستان خبيث و آمريكاي جنايتكار شريك باشيم


post name

هفته دفاع -93

نوشته شده در 1393-6-29
نظرات (5)

هفته اي را بنام دفاع مقدس نام گذاشته ايم. اگر چه بايد سالها را بياد دفاع مقدس باشيم و "فرهنگ جبهه" را  سرلوحه قرار دهيم

واقعه اي كه ديگر در تاريخ ، مثلش تكرار نخواهد شد 

-------------------------------

قطره اي از اقيانوس كرامتهاي جبهه به روايت تصوير

اعتقادات الهي در جبهه اصل و اساس تاريخ دفاع مقدس بود

 عاملي كه اندك تجهيزات و نيروي مادي را در زمين كاساز  ميكرد

فرماندهي در جبهه

توجه به عامل فرماندهي و هدايت در جبهه  " توسلات"  رمز مقاومت و ايستادگي بود

اقشار جبهه

بازوان گره گشا ... كه معرف ايمان الهي بودند

گلچين جبهه

پاكترين رزمندگان، كه جز در "فرهنگ اسلام " چنين نمونه هايي به چشم نميخورد

عارفان جبهه

جنگجويان عارف و عارفان جنگجو  ...  الگويي براي مجاهدت و مبارزه در راه خدا

شهداي جبهه

زيباترين كشته هاي جنگي

ايثار و از رفاه از لذت گذشتگي... مقدمه اي ست براي از جان گذشتگي

سعي و تلاش ، كار و دوري از تنبلي ... همان عنصري كه جلب توجه  و  امداد الهي را بدنبال دارد

آموزش . تمرين و انتقال تجربيات،  در كنار معنويات ، تاييدات الهي را جلب و  پيروزي ست

ساده زيستن. قناعت  و با هم بودن. باعث بركت جبهه ها و  بالارفتن روحيه تعاون و همكاري ميشد

ورزشكاران جبهه

قو علي خدمتك جوارحي

ورزش. تحرك. جنب و جوش جسمي ضمانت سلامتي جسم براي انجام خدمت بيشتر و جلب رضاي خدا و توشه آخرت است

تحصيل در جبهه

اطلبو العلم من المهد الي الهد

هنرمندان جبهه

تأترهايي كه بعدها برا  بسياري از بازيگرانش جامعه عمل پوشيد

شهيدان شمس آباداي. كرابي

انجام كارهاي شخصي....... رختشويي.  روح را هم تميز ميكند

اسكان در جبهه ... با حداقل ترينها

ايستگاه صلواتي مستقر در راههاي ارتباطي جبهه ... پمپ بنزين و محل سوختگيري رزمندگان

مواد سوختي هم بستگي به كمكهاي امت حزب الله داشت... اگر مثل من بدشانس ميبودي هر وقت گذرت ميخورد

جز خرماي خشك... چايي بي قند ... نون خشك كپك زده چيزي نميديدي

بعضي هم ميآمدن تعريف ميكردن، آب ميوه. كمپوت. بهترين بيسكويت .شربت و گاهي هم  البسه هاي اهدايي...ولي من كه نديدم

شوخيهاي جبهه .... اونم با اول شخص گردان...!! آقا جليل را يكنفري حريفش نميشدند 

اما درس مهم اينكه شوخيها لطمه اي به كار نميزد ...!! بچه ها ظرفيت داشتند

تابلو نوشته هاي جبهه ... بيانگر دكترين و استراتژي فرهنگ دفاعي ما بود

پيروزي را مفت نميدهند ... اين را خدا ميگويد.... بايد براي نبرد و مبارزه در هر شرايطي آماده شد... ولو در آب. در دريا

ابتكار. عقلانيت در جبهه. خلاء تجهيزات ما را پر ميكرد، عبور از موانع با حفر تونل و يا با دور زدن. اصل غافلگيري را بدنبال داشت

ان تنصرالله ينصركم و يثبت اقدامكم ... اگر صبر كنيد. اگر ثابت قدم باشيد. پيروز ميشويد. اين وعده در جبهه تحقق يافت

ان مع العسر يسرا ... بعد از سختي ها. جراحتها. دردها. شهادتها . اسارتها، ما براي شما شرايط آسان را مهيا ميكنيم

ما فقط شهدا را براي استقلال و آزادي و نظام جمهوري اسلامي هزينه نكرديم... جانبازان اعصاب و روان فراموش نشوند

 اين سرزمينها ،به بركت اخلاص آن انسانهايي كه فقط براي خدا  از هستي خود گذشتند، متبرك و زيارتگاه شده

عزت را خدا ميدهد ... اگر در اوج قدرت باشي و با خدا نباشي ، ذليل خواهي شد

تاريخ بيانگر اين است كه "دنياطلبي " امت اسلام را هم از دنياي آباد و هم از سعادت ابدي باز داشته و اين خود ما بوديم كه

از فرمان امام تمرد كرده و با رها كردن تنگه احد بدنبال غنيمت و معشيت رفتيم ... بدبختانه به هيچكدام هم نرسيديم

سعادت دو جهان. فقط در سايه اطاعت محض از ولايت است و بس

كوچه ها را به نامشان كرده ايم... تا يادمان نرود... آنها كه به سعادت دنيا و آخرت رسيدند.در راه اطاعت از امام. استقامت كردند

فااستقم كما امرت ... استقامت كنيد. اهل دنيا نشويد. بايستيد. كه پيروزي جز با استقامت بدست نميآيد


post name

نامه دانشجو

نوشته شده در 1393-5-29
نظرات (1)

نامه يه دانشجوي كشور جمهوري اسلامي 

كه بلافاصله بعد جلسه 29 مرداد 93  بدستم  داده شد - داغ داغه.... هنوز جوهرش خشك نشده

قابل توجه متوليان و پرچمداران فرهنگي كشور ... وزارت علوم . اساتيد. فيلمسازان. خصوص رسانه ملي. اگر چه ميدانم. كه ميدانند

اميدوارم خود حديث مفصل بخوانند

اول خوابم آمد ، ولي در پايان فهميدم كه دلم آتيش ميگيرد

با ديدن كليپ فهميدم چقدر سوخته ميشيد و براي بعضي ما مسخره ميآد

ولي به شخصا فهميدم كه آن روزها رو ديديد و كاسه گدايي شهدا رو گرفتيد و كاري بزرگتر از شهدا در راه پيش داريد

اولين باري بود كه اينطور براي شهدا و راه شهدا دلم لرزيده است

انشالله موفق باشيد

خيلي ممنون

دانشجوي تبريز 


post name

سالروزشهادت3پهلوان-93

نوشته شده در 1393-5-14
نظرات (1)

 پهلوانان نميميرند

سردار شهيد حاج محمد حسن نظرنژاد  معروف به  بابانظر

سردار شهيد حاج ابراهيم شريفي  معروف به چريك پير

سردار شهيد سيد علي ابراهيمي

شهيدان شريفي و ابراهيمي در عمليات كربلاي 5 بشهادت رسيدند ده سال بعد بابانظر بوصال يارانش رسيد، وصيت كرده بود

مرا كنار همسنگرانم در بهشت رضا دفن كنيد...  اگر چه ده سال ميگذشت و شايد جاقبري در آن جا نمانده باشد

اما با كمال تعجب ، بين دو رفيق ديرينش ، يك قبر خالي سالهاست  انتظار بابا را ميكشيده

سه فرمانده خط-سه يار ديرين-سه شير ميدان نبرد-سه همسنگر باوفا -در گلزار شهيدان كنار هم و در محشر با هم... در بهشت

آنها رسم پهلواني را به آخر رساندند

ششمين يادواره

در روز چهارشنبه 15 مرداد ساعت20/30 مشهد- طلاب خيابان شهيد مفتح- خيابان وحيد- سالن شهيد هاشمي نژاد

سخنران آقاي دكتر سعيد جليلي - مداح حاج صادق آهنگران 


post name

روزقدس-93

نوشته شده در 1393-5-3
نظرات (2)

روز قدس 93- مشهد مقدس

 يكبار ديگر به حضور يكپارچه ، تاثيرگذار  و مقاومت خواهران در صحنه هاي انقلاب پي بردم

هواي گرم... آفتاب سوزان ... دهان روزه ... زير چادرهاي مشكي كه مثل آهن ربا گرما را جذب ميكند

به مراتب بيشتر از برادران. هم شعارهايشان كوبنده تر و هم صفوفشان بهم پيوسته تر بود

الحق و انصاف اگر حضور زن در عرصه هاي انقلاب. جنگ . حمايتها نميبود. حتما چالش بزرگي ميداشتيم

امروزه خط مقدم جبهه ي فرهنگي خواهران هستند ... اگر شكست بخورند كل جبهه سقوط خواهد كرد

با همه اينها فوق العاده بود ...در كجاي دنيا سراغ داريد كه بعد از گذشت سي سال از انقلاب مردم  اينگونه در صحنه باشند!!؟؟

راستي اگه همه ي اين مردمي كه اومدن  و دارن اينطور شعار ميدن ....!!!! ه

توي همه ي ميدانهاي مبارزه با صهيونيستها. با آمريكا، همينجور حاضر ميشدن ... فكرش رو بكنيد ، چي ميشد...!!!!ه

-------------------------

امام خميني رحمت الله عليه: اگر هر يك از مسلمانان يك سطل آب در اسرايئل ميريختند. اسرائيل را سيل ميبرد


post name

رمضان 93 با شهدا

نوشته شده در 1393-4-16
نظرات (5)

 بياد آنها كه 8 سال ماه رمضان داشتند

چه خوش آن نمازي كه امامش تو باشي

آنها كه باور داشتند ، "خدا " از همه بزرگتر است و همه چيز  تنها بدست اوست 

خاكياني كه با بندگي خود  و با مجاهدت خالصانه نظر آسمانيان را جلب كردند

هواي داغ خوزستان، سايت 5 سال 1363 جمع بچه هاي واحد تخريب لشكر 21 امام رضا عليه لسلام

شهيدان كرابي. مزيناني.سيفي. جلمباداني. عالي مقدم

تنها جسمها در كنار هم نبود ، دلها خالي از هر نفاق و كدورت بود...قبل از نماز حلاليت ميطلبيدن ...تا مانع عروج نمازشان نشود

با خود و خدا صادق بودند  ... در درگاه الهي به اشتباهات خود اعتراف ميكردن و در عهد و پيمان با خدا محكم بودند


post name

درگذشت حاج مهدي

نوشته شده در 1393-3-28
نظرات (4)

حاج مهدي سعيدي هم رفت ...... !!!!!!!!!!!!!!!!!!ه

هر كه آيد به جهان اهل فنا خواهد بود

 از دوران جنگ هر چه ميگذرد ارزش آن روزها بيشتر برايم ملموس ميشود

هر گاه خبر عروج يادگاران جبهه و جامانده هاي قافله شهدا را ميشنوم 

آهي از دلم  كنده ميشود... رفيقان ميروند نوبت به نوبت ............ حاج مهدي هم رفت پيش دو برادر شهيدش

رفت پيش رفقاي شهيد .... همين چند روز پيش بود تو دانشگاه آزاد مراسم اختتاميه راهيان نور سر مزار شهداي گمنام ديدمش

چه ميدانستم كه آخرين ديدار ماست..... انگار همين ديروز بود كه تو جلسه ماهانه بچه هاي تخريب تو مسجد توفيق بلندگو رو گرفت

و خاطره همرزم شهيدش رو با خند و شوخي تعريف كرد

اما حالا كجاست !!!!!؟؟؟ سفري كه خواه يا ناخواه... دير يا زود ... براي همه ما خواهد بود

مرگ بدست ما نيست... اما چگونه زيستن بدست خود خود ماست... بكوشيم كه عمر كوتاه و قيامت ابديست

خدايا. كوله بارم خاليست ... توشه ي راهم اندك است و راه دراز ... تو خود كمكم كن تا صبور باشم...تا غافل نشوم...تا كار كنم

از راست مرحوم حاج مهدي سعيدي نجات. حاج خليل موفق. شهيد سمندري. شهيد محدثي فر

از راست شهيد نظري. خودم. حميدآقا. مرحوم حاج مهدي سعيدي

رشت. زيباكنار. زمستان 1363 قبل عمليات بدر . آموزش تكميلي غواصي

روز پنجشنبه 29 خرداد ساعت9 تشيع پيكر جانباز عزيز حاج مهدي سعيدي

فرمانده واحد تخريب لشكر 21 امام رضا عليه السلام از مهديه مشهد


post name

روزپاسدار.جانباز

نوشته شده در 1393-3-11
نظرات (1)

بمناسبت ايام خجسته و اعياد شعبانيه... روز پاسدار . جانباز و آزادگان قهرمان و سالروز رحلت پيامبر زمان

امام خميني رحمت الله عليه: از پاسداري خوب پاسداري كنيد

*****

و اينان چه خوب پاسداري كردند ، و ما مانده ايم با كوله بار سنگيني بر دوش در ميسر قله ... ... بايد خودشان مدد كنند ما را

پاسدار شهيد جليل محدثي فر

پاسدار شهيد حسن شاد

پاسدار شهيد حسن عامري

پاسدار شهيد امير نظري

پاسداران آخر زماني امام عشق

جوان 25 ساله  ... پاسدار انقلاب... نظامي بي ستاره... فرمانده ي موفق يك لشكر

يادمان شهيد چمران ... خادم الشهدا ... درجات دنيا ما را از عوامل پيروزي و ماندگاري "سپاه" دور نميكند

جانبازان دهه ي70

نوجوان بودم جبهه رفتم... توي جبهه محاسنم در آمد... روي تخت سفيد شد... يعني يك عمر جانبازي در راه اسلام

امروز نه پشيمانم و نه طلبكار از كسي ... فقط ميخواهم آرمانها . ارزشها در زندگي ها  فراموش نشود. همين

قهرمانان ملي ...كه مغفول ماندند

پاهايمان را قطع كردند اما از راه حق نمانديم

آنها كه غمت  به جان خريدند حسين

اين جعبه ها هر كدام حاوي يك سرباز است... كه براي من و تو به خاك افتادند  ...  پي دنيامان نرويم !!!ه


post name

گرداني بود.شبكه1

نوشته شده در 1392-10-1
نظرات (5)

در سالروز عملياتهاي بزرگ  كربلاي 4 و 5

مستند گرداني كه بود ، گرداني كه هست

روايت حماسه غواصان لشكر 21 امام رضا عليه السلام

گردانهاي نوح و ياسين

روز اربعين از شبكه 1 سيما - حدود ساعت 18


post name

يلدا - غواصي

نوشته شده در 1392-9-30
نظرات (7)

شبهاي يلدايي كارون

ديماه سال 1365 خرمشهر - كوچه كارخانه صابون سازي - جوار مسجد امام رضا عليه السلام - سالها بعد در حين ساخت مستند از

بين حرفاي مردم محله و خادم مسجد اين اسم رو شنيدم، تعجب كردم

مسجد امام رضا . بچه هاي لشكر 21 امام رضا . از شهر امام رضا عليه السلام برام خيلي جالب بود

همون دستي كه تو جبهه، بچه ها رو كمك ميكرد، حالا هدايتشون كرده بود به اين نقطه از خونين شهر !!! تو خانه خرابه ها مستقر شده

بودن، خونه اي نبود كه از اصابت خمپاره ها سالم مونده باشه، پنجره هارو با پتو يا نايلون و محل دربها رو با برزنت. پتو. آويزون كرده بودن

چراغ والر وسط اتاق، فانوس آويزون به سقف، جعبه خالي مهمات كه حالا صندوق نون و تغذيه بود گوشه اتاق، يه چندتا ميخ جوون دار

هم بمحل اصابت تيرها برا جالباسي، ساك چرمي حاوي وسايل شخصي،لباس، دوربين، كتاب و....... يه كناري بود

درست مثل يه چنين شبهايي بود كه همه تو  اسكله جمع ميشدن ! لباساي سرد و يخ زده غواصي رو ميپوشيدن !!! و وارد آب سرد

كارون ميشدن.......شب يلداهاي جبهه!! تمومي نداشت!!!! تو اين شبهاي بلند، هر چه فين ميزدن، انگار جلو نميرفتن! جريان آب اونارو

به عقب برميگردوند ... ولي شوخيهاي كرابي همه رو از خنده گرم ميكرد ، خستگي رو از تن ميبرد

شهيد محمدرضا كرابي- شوخ طبع

راستي بياد اين جوونايي كه روي تخت پير شدن هم باشيم


post name

عاشوراي-92

نوشته شده در 1392-8-22
نظرات (5)

شهادت - تشنگي

سلام بر حسين عليه السلام و ياران و اهل بيت و رهروانش

سه روز است ما در محاصره ايم ، آتش مستمر تيربارها و غرش خمپاره ها كه هر لحظه بر زمين ميخورد، قطع نميشود

زبانم خشك خشك است، توان حركت ندارم و همه قمقمه ها از آب خالي ست

دارم چشمان مرگ را ميبينم ،كه از ترشح خون ما سرخ است

چنان سر و صدايي بر پاست كه ديگر صداي سوت خمپارها قابل تشخيص نيست،با صداي هر انفجار، نداي ياحسين بگوش ميرسد

و رزمنده اي بر زمين ميغلطد

هنوز در بهت آن شهيدي ام كه با پيكر بدون سر در سنگر نشسته بود، هر كه چشمش به او مي افتاد ، بي اختيار مكث ميكرد

دست گذاشتم رو شانه اش، آرام خواباندمش.... و با يك نگاه دنبال سرش ميگشتم.... چيزي به چشمم نيامد

كلاه آهني را از كنار شهيدي ديگر برداشتم و روي گردن او گذاشتم


ياران آخر الزماني امام عشق


السلام عليك يا انصار رسول الله  السلام عليك يا انصار ابي عبدالله

تخريب چي شهيد كاظم مهديزاده

مهران- ارتفاعات قلاويزان-عمليات كربلاي 1- سال 1365


كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا


post name

تاسوعاي-92

نوشته شده در 1392-8-22
نظرات (0)

تشنگي و شرمنده گي

السلام عليك يا ساقي عطشان .... براستي اين رمز "تشنگي " چيست در فرهنگ تشيع !!؟؟؟؟

آيا بايد زنده بمانم و شرمنده ي اينهمه مجروح شوم كه از من آب ميطلبند!!؟؟؟

اي حسين، تو كه خود تشنگي كشيده اي ... كاري بكن... اي زينب، اينهمه مجروح اينجا افتاده اند، اينها براي لبان خشك تو در اسارت

گريه كرده اند

اي عباس كجايي !!!!!؟؟؟

وقتي يك نوجوان دست دراز كرد طرفم و گفت: آب

نشستم كنارش و زدم توي سرم و شروع كردم به كندن گل و لاي، تا مگر از زمين آب بجوشد، اما..... ه

وقتي ديدم دارد جان ميدهد، دستش را گرفتم و پيشاني اش را گذاشتم روي سينه ام و  گريستم

آنقدر از مجروحان "آب" "آب" شنيدم كه تا چشمم افتاد به بركه كوچك آبي كه پر از خزه بود، معطل نكردم

قرص تصفيه درش انداختم و قمقمه خودم و چهارقمقمه ديگر رو هم پركردم، آب سبز بود و بو ميداد،اما خصلت آب را كه داشت

فكر كردم،اگر آب روان بود خودم نميخوردم وهمه را دردهان مجروحان ميريختم، اما آبي چنين را بايد اول خودم ميخوردم تا دلم بياد

آن را به مجروحان بدهم، دو سه جرعه نوشيدم، بو ميداد... اما به جرات ميتوانم بگويم

خوشمزه ترين آبي است كه تا حالا نوشيده ام

بدهان هر مجروحي دو سه جرعه ميريختم، كه فقط رفع عطش شود، ميترسيدم ضرر داشته باشد

مخصوصا آنها كه خون ريزيشان شديد بود

دعايي كه در حقم ميكردن، آنقدر بجانم ميچسبيد كه احساس ميكردم بال در آوردم

نگران بودم كه اگر آب تمام شود، جواب آنهمه مجروح كه چشم بدست من دوخته اند، چه بدهم

اما با همان پنج قمقمه به همه مجروحان كه تا دم كانال بر زمين مانده بودند، آب دادم و سر بر خاك گذاشتم و گفتم

اي خدايي كه شماره قطره هاي آب را ميداني...........  و گريه كردم

عمليات خيبر-محاصره بچه ها در شرق دجله-سال1362


post name

سالگرد پدر-92

نوشته شده در 1392-8-14
نظرات (4)

اول محرم -1381 ياد آور سالگرد درگذشت پير غلام امام حسين عليه السلام مرحوم محمدحسين دلبريان است

يكي از افتخاراتش و دلخوشيهايش در طول عمر كه بارها به آن اعتراف ميكرد و با بغض و اشك به ما ميگفت، اين بود كه

اسم من "حسين " است

خدايش رحمت كند، مرامش حسيني بود ، ظلم ستيز ، حق طلب و بشدت مدافع مظلوم بود

بارها شاهد ايستادگي و مخالفتش در مقابل افراد زياده خواه و چاپلوس بودم

دست ما را ميگرفت همراه خود به هيئت ابولفضلي كاشمر ميبرد، خيلي ازش شنيده بودم كه ميگفت

من بچه هايم را بيمه ابوالفضل كرده ام

كاشمر - هيئت ابولفضلي- سال 1353- سمت راست عليرضا- سمت چپ محمدرضا

تاثيرات محافل امام حسين عليه السلام در جان و روح ما نهادينه شد و مرا جذب سپاه، پرچمدار فرهنگ عاشورا كرد

كاشمر- هيئت عزاداري پاسداران- سال1361

خوزستان - منطقه فكه - سنگر واحد تخريب - محرم سال1362

بخشي از كتاب روايتهاي دلبري، گوشه اي از زندگي و كارهاي قشنگ  اين پير غلام را بيان كرده

او هميشه ميگفت: من يك اوستاي سلموني بيش نيستم، اما هر چه خواستم از حضرت ابولفضل گرفتم، با بردن نام قمربني هاشم

اشك در چشمانش حلقه ميزد، و بخوبي اين را من هم به ارث برده ام

براستي چه رمزي باعث شده، كه زندگي يك اوستاي سلموني با تحصيلات پايين، كتاب شده و موندگار ميشود!؟


post name

نقد روايت دلبري

نوشته شده در 1392-8-5
نظرات (1)

مشهد - نمايشگاه بين المللي كتاب- ششم آبان ماه سال 92 ساعت 19 سراي "اهل قلم" مراسم نقد و بررسي كتاب

روايت دلبري - نوشته محمد خسروي

انتشارات ملك اعظم -سعيد عاكف-تلفن-7246169

مشهد چهارراه شهدا- پاساژ فيروزه- طبقه پايين پلاك1/16

E-Mail:info@molkeazam.com

www.molkeaazam.com


post name

مرگ بر آمريكا

نوشته شده در 1392-8-4
نظرات (2)

مرگ بر آمريكا - يعني مرگ بر ظلم! اين جمله ايست كه از اعماق دل هر آزاده اي در طول تاريخ بگوش رسيده

اونايي كه ميگن :چرا مرگ بر آمريكا !! بهتره يه قدري " قرآن " بخونن ... البته نه مثل سعوديها !! مثل "قرآن ناطق" علي عليه سلام

بي جهت نبود كه تاكيد شده " قرآن از عترت " جدا نشود، اونايي كه اسلام رو از عاشورا جدا ميكنن

مثل اينه كه چاشني رو  از مين جدا ميكنن !! همونطور كه "مين " خنثي ميشه و اثر خودشو از دست ميده !! ميشه اسلام خنثي

 اسلام معاويه !! اسلام آمريكايي

اما اسلام با امام ، اسلام با عاشورا ، مثل مين آماده انفجار بر سر راه دشمن متجاوز است

سراسر زندگي پيامبران و امامان مبارزه با ظلم و بي عدالتي بوده است!! آيا امروز ظلم نيست!!؟؟

در آيات قرآن است كه:هر جا پيامبري از طرف خدا اعلام رسالت ميكرد، دعواها شروع ميشد

براستي دعوا بر سر چه بود ؟؟؟ جز بر سر اجراي احكام الهي !!؟؟ كه آدماي زياده خواه،مغرور و متكبر،مثل الان، به آن تن نميدادند!!؟؟و

كشور را ملك شخصي خود ميدانستند!! وخانواده وبستگان خود را از هر قيد و بندي آزاد !!! اينان با الفباي انسانيت بيگانه اند!!!و نماد عيني

خلفاي جورند!!!!! كدام يك از امامان ما به مرگ عادي از دنيا رفتند!!!؟؟؟سراسر زندگي شان مبارزه بوده !!! كجا يه آب خوش از

گلويشان پايين رفت!!؟؟ حالا بعضي ميخوان بدون زحمت مشرف بشن بهشت!! ه

چرا خدا ما را آفريد!!؟؟ چرا بدنيا آمديم !!؟؟ هدف خلقت چه بود!!؟؟

چرا از اول تاريخ "درگيري بين هابيليان و قابيليان " !؟

چرا اينهمه پيامبر !!؟؟چرا اينهمه جنگ و درگيري!!؟؟چرا شعب ابيطالبها!!؟؟بدر،خندق، احد ها .... و چرا جملو، صفينو، نهروانو، عاشورا؟

چرا  انقلاب!!؟؟ چرا اينهمه تحمل مشكلات و كمبودها !!؟؟

چرا 8 سال جنگ!!؟؟ چر ا دويست هزار شهيد !!؟؟ هفتاد هزار دست و پا قطع و نابينا ! !؟؟

چرا اينهمه درد و رنج و مشقت اسيران و جانبازان !!؟؟ چرا اينهمه آه و ناله مادران بي فرزند و فرزندان يتيم!!؟؟ چرا ........... و

چرا و چرا .......!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همه برا يك چيز است  " الا ليعبدون .... فقط عبادت خدا و اطاعت امام

مبارزه با ظلم بالاترين عبادت خدا  بوده  و نقطه آغاز درگيري بين حق و باطل از اول تاريخ بوده و خواهد بود

اگر مسلماني و پيرو قرآن بايد "ظلم ستيز " باشي

بايد به حسين اقتدا كني، ولو  همه دنيا پشت به پشت هم بدهند!! تو با حسين باش

ديگر فريب سليمان بن صردها را نخواهيم خورد !!! نگاهمان فقط به لبهاي حسين عليه السلام  است

هيهات من الذله

امام خميني رحمه الله عليه:  آمريكا، دشمن شماره يك ملت ايران است

شهيد مظلوم دكتر بهشتي: به آمريكا بگوييد از دست ملت ايران عصباني باش و در اين عصبانيت بمير

رابطه ايران و آمريكا ،مثل رابطه گرگ و ميشه است

هيهات كه حسين با يزيديان گرگ صفت بيعت كند

--------------------------

همانطور كه در جهاد رزمي ديروز در ادامه كربلا سي سال ايستاديم و موفق شديم، با الهام از آن روحيه درجهادعلمي.اقتصادي امروز

پشت سر امام خود خواهيم ايستاد، كه خدا به ما وعده پيروزي داده است

تمام تلاش آمريكا ، صهيونيستها و  يزيديان جدا كردن مردم از امامشان است !! ميخواهند حسين تنها بماند

و براي پياده كردن اين توطئه بايد از داخل اقدام كنند بوسيله خواص باوجاهت داخلي! يك خط فتواي شريح قاضي! ميخواهند

اما ديگر گذشت آن زماني كه آنسان گذشت

ما يك تاريخ سيره ائمه را تجربه كرده ايم!! سي سال انقلاب را !! هشت سال جنگ را !! بني صدرها !! بازرگانها !! منافقين !! منتظري ها

شريح قاضي ها !! آيت الله العظما ها و سليمان بن صردها و..... را ديده ايم! ديگر يكبار فريب فتواي شريح!! هفت پشتمان را بس است

ملت ما، ياران آخر الزماني ، امام عشقند

و اگر كربلايي به پا شود ، يزيديان به درك خواهند رسيد

و نريد انمن علي الذين استضعفو في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين


post name

عرض تبريك

نوشته شده در 1392-6-26
نظرات (5)

با سلام و عرض تبريك بمناسبت سالروز ولادت امام مهربانيها ، حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام

فردا صبح اول وقت به نيابت از همه شما خوبان، خصوص شهرستاني ها و همه دوستاني كه از طريق پيامك اظهار محبت نموده ايد،به

حرم رضوي مشرف خواهم شد و ضمن شركت درمراسم عقد يكي از بهترينهاي زندگيم، نايب الزياره هستم

 

*********

ضمنا كليه كليپهاي صوتي، در دست ويرايش و بازنگري ميباشد و بزودي با همان شماره هاي قبلي نمايش داده خواهد شد

لذا لازم است، چنانچه قبلا دانلود نموده ايد،  آنها را حذف، امها و پاك كرده ، مجددا  دانلود نماييد

************************************

ما همچنان گوش به نظرات شما داريم 


post name

سالگردشهيدكاوه92

نوشته شده در 1392-6-8
نظرات (6)

شهريور 1365 سالروز شهادت شهيد محمود كاوه، فرمانده لشكر ويژه شهدا ، سردار كردستان و شهداي مظلوم عمليات كربلاي2

كاش سير سعودي شهدا را بيشتر ميگفتيم ... نه فقط لحظه ي عروج را

شهدا، يك شبه به اين مقامات نرسيدن

اصلي ترين عنصر كمالشان ، كه ريشه در بنيان فكري آنها داشت اعتقاد راسخ بخدا و اطاعت محض از ولايت فقيه بود

عنصر مهم بعدي ، كار و تلاش بود ... شهدا اهل مجاهدت، سخت كوشي و مبارزه بودن

در دل خطر، در ميدان جنگ، استعدادهايشان شكوفا شد بطوري كه در بيست و دوسالگي فرمانده يك لشكر ميشدن

چيزي كه در هيچ كجاي دنيا سابقه نداشته است

فرماندهان عالي رتبه،دوره ديده آنها را، طرحهايشان را، قبول داشتن، چون شاهد درخشش آنها در ميدان عمل بودن

اونايي كه سپاه و بسيج رو به بي برنامه گي، بي تدبيري در جنگ، متهم ميكنن، كاوه ها رو نشناختن

مگه ميتوان يك منطقه وسيع با كوههاي سر به فلك كشيد و صعب العيور، با حضور تيراندازهاي ماهر و آشنا به منطقه را به آساني

پاكسازي كرد!!!؟؟؟ آنچه جنگ ما را پيش برد، فكر بود ... شهيد كاوه، اهل فكر، عقلانيت و برنامه ريزي دقيق بود

قبل از عمليات آمار دقيق نيروها رو ميخواست و وظائف هر يگان رو بطور ريز ابلاغ ميكرد، در جلسه اي وقتي يكي از فرماندهان تعداد

نفرات واحد خود را دقيق نميداند، او را توبيخ كرده و به او تشر ميزند

شهيد كاوه، تحت هيچ شرايطي حتي زماني كه دستش تير خورد و مجروح شد، سنگر رو رها نكرد

آنچه براي شهدا مهم بود، رسيدن به اهداف عاليه نظام و انجام تكليفي كه "امام جامعه اسلامي" معين كرده بود

آنها ديروز در جهاد رزمي!!!! امروز من و شما در جهاد علمي»»جهاد اقتصادي»» ساده زيستن، خريدجنس ايراني، پرهيز از اسراف

فرمانده لشكر بود، اما گاهي با نيروهايش فوتبال بازي ميكرد

فرمانده لشكر بود، اما براي خود هيچ امتياز و جايگاه ويژه اي قائل نبود... اعتقاد داشت فقط زمان عمليات و امور نظامي فرمانده است

زمان ماموريت، موقع كار ، بسيار جدي بود ... انگار نه انگار چند دقيقه پيش با هم سر يه سفره بوديم

كاش رسانه هاي ما خصوص تلويزيون، حداقل به اندازه يك مسابقه فوتبال، زواياي شخصيتي شهيد كاوه را مورد تحليل قرار ميداد

انس با خدا ، باور داشتن وعده هاي الهي، موتور محرك جبهه بود ... مطلبي كه رهبري به هيئت دولت يازهم ياد آور شدند

وعده هاي الهي را باور كنيد

لحظه ي وصال دوست فرار رسيد و محمود مزد مجاهدتهايش را گرفت

محمودي كه، دشمن براي سرش جايزه تعيين كرده بود،و از شنيدن نامش ميلرزيد، با خبر شهادت او حتما جشن گرفت

هر وقت به عكس پيكرش مينگرم زير لب ميگم :»»» بالاخره زدنت محمود !! آخر شهيدت كردن

اما ما بعد تو چه كرديم !!!؟؟؟؟

اينجا مزار همان قهرماني ست كه كردستان را امن !! ايران را سربلند، و دشمن را از خانه راند ! و خود به قله قهرماني رسيد 

گلزار شهداي مشهد- بهشت امام رضا عليه السلام-بلوك30-رديف46-شماره

ياد شهيد محمود كاوه ، ياد لشكر ويژه شهداست

فرمانده لشكر بود،اما ميگفت: اگر اين نيروها نبودن،لشكري نبود، كه من فرمانده اش باشم

شهيد ناصر كاظمي، فرمانده سپاه كردستان: من محمود كاوه را كشف كردم، و اگر همين در نامه عمل من بماند،بس است 

جانباز شهيد محمدرضا مهديزاده طوسي - فرمانده واحد تخريب لشكر

شهيد علي اصغر محراب - كشتي گير، پهلوان، و متواضع ، فرمانده طرح و عمليات لشكر

شهيد سيد حسين موسوي- مخلص و بي ريا ، فرمانده واحد تخريب لشكر

  شهيد جعفر حميديان،  شهيد حسين محمدجاني، مرحوم حسن ميرزايي هر سه بچه ي كاشمر

شهيد محمد بهاري فرمانده واحد تخريب لشكر


post name

تخريب بقيع

نوشته شده در 1392-5-26
نظرات (4)

سلام ... اين روزها پيامك هاي زيادي در مورد تخريب قبور ائمه عليهم السلام در بقيع با حساسيتهاي زيادي واصل گرديد

 آيا براستي مشكل اصلي امروز جهان اسلام، كه بايد مسلمانان را در برابر آن بيدار كرد !! چيست !!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مظلوميت ائمه كجاست !!؟؟ كدام اهداف والاي  آنها امروز مورد غفلت و فراموشي واقع شده !!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آيا  تنها جنايت وهابيون خبيث، بايد در تخريب قبور ائمه بقيع  خلاصه شود !!!! ؟؟؟

بايد رگه هاي تفكرات خطرناك آنها شناسايي ، تحليل و  به مردم ، بمسلمانان، معرفي  شود

مسائل  فرعي ، ما را از مسائل اصلي و طرفندهاي پيچيده دشمن غافل نكند

براي حركت درصراط مستقيم، غفلت زدايي، اهم و في المهم كردن امور ،بايد بنظر"امام جامعه اسلامي"ولايت فقيه توجه داشت

درغيراينصورت اگر در مسجدالحرام به نماز بايستي"باطل" است،بايد از تاريخ درس بياموزيم و عبرت بگيريم... اعتبرو يااولوا الباب

امام جامعه اسلامي، امروز نيروها را به كدام جبهه فرا خوانده !!؟؟ بايد همه امكانات به آن نقطه گسيل شود!  آيا شده است!؟

ايشان همواره خطر تجمل گرايي، چشم و هم چشمي و .... را گوشزد نموده اند و بر لزوم  تقويت روحيه مقاومت تاكيد داشته اند

بزرگترين آفت "امت اسلامي" عدم تشخيص اولويتها و شناخت جبهه اصلي دشمن بوده است

آنهم فقط بدليل عدم توجه به دستورات فرماندهي

دشمن در حال پيشروي ست، نيروها در جبهه اي ديگر  موضع گرفته اند !! مهمات را هدر داده، انرژي نيروها را تلف كرده، به اهداف

هم نميرسيم !!! ما بيشتر دور خورده ايم ... چون حرف سليمان صرد خزايي را بر امام حسين عليه اسلام

 قرآن معاويه را بر قرآن ناطق و زنده، حرف منتظري را بر دستور خميني، اوامر خامنه اي را بر تحليلهاي كارشناسان !! ترجيح داديم  

خدايا ، ما را دين داري مطيع محض ولايت ، همچون شهدا ... همچون قمربني هاشم قرار ده 


post name

نعمت امامت

نوشته شده در 1392-5-24
نظرات (4)

السلام عليك يا سيد روح الله

انقلابي كه همچون بعثت اسلام ، كاخ مستكبران را لرزاند

درود بر تو  اي امام، كه چه زيبا و محكم بناي نظام را پايه گذاري كردي، كه حتي در نبودت، همچنان استوار است

هر چه ميگذرد، خصوص با مشاهده كودتاها و  مصادره انقلابها !! عظمت كار تو بيشتر به چشم ما ميآيد

كاش ملتهاي مسلمان خصوصا عراق. مصر. فلسطين ....آن سالها به نداي تو لبيك ميگفتند

ملت را برعليه مبارك... ملت عراق بر عليه صدام ... و همه را براي آزادي ... يا رسول الله،شرمنده ايم كه بي دليل پيرو بتها شديم

كاش از جهان به نداي عشق تو لبيك ميگفت... و فرعونيان را ذليل ميكرد....... كاش

سلام بر علي مظلوم ، اگر چه مطيع محض تو نيستيم و سفارشات پيامبر را در حق تو بجا نياورديم

اما تو هيچگاه امت را فراموش نكردي ... و هميشه راهنما بودي ... ايكاش ما هم تو را فراموشت نميكرديم و مثل اين مردان بوديم

شرايط امروز مسلمانان در بسياري از كشورها دل هر انسان منصفي را جريحه دار ميكند

اما چرا بايد اينگونه باشد ، آيا جز اشتباه بزرگ امت اسلام در جدايي قرآن از عترت است!!؟؟؟؟؟؟

كاش مسلمانان بخود آيند و  از ايران اسلامي كه در سايه نعمت ولايت. مقتدر ايستاده،عبرت بگيرندو گوش بفرمان ولي امر شوند

****************

خدايا، ناخداي كشتي ما را در اين طوفان حوادث تاريخ حفظ فرما كه آرامش ما فقط در سايه وجود بابركت اوست

اللهم انصر الاسلام و المسلمين ... اللهم عجل لوليك الفرج... و احفظ قائدنا الخامنه اي


post name

القدس لنا

نوشته شده در 1392-5-10
نظرات (5)

 بيت المقدس ، قبله اول مسلمين در اسارت است

اسرايئل، دشمن شماره يك ، انسانيت و اسلام است

رژيمي جعلي، غاصب با افكاري بسيار خطرناك، همچون غده اي سرطاني در پيكره تاريخ ، كه اگر بيرون انداخته نشود

منطقه رو آرامش نخواهد ديد

دكترين اين رژيم، سياست مشت آهنين است !!! با منطق گلوله و سرنيزه

آنها خود را صاحب به حق سرزمينهاي بسياري ميدانند!! از فلسطين تا بين النهرين ... تا شيراز ه

اين قوم لجوج  ، خودخواه از اول تاريخ ظلمي بزرگ در حق پيامبران الهي روا داشته اند

هيچگاه تسليم حق نشده اند !! هيچ اميدي هم به هدايت صهيونيستها نيست!!  و بايد اين رژيم محو شود

تا انسانيت نفس راحتي بكشد

بخشي از وصيت‌نامه شهید بهنام آذر باد

 بسم الله الرحمن الرحيم

اينک دشمنان بر عليه اسلام به پا خواسته اند و در برابر آن ايستاده اند

زهي خيال خام ، مگر نمي‌دانند که ، جنگ با خدا را آغاز کرده‌اند...!!؟؟

خداوندا ؛به نام تو و به نام مستضعفين،به سوي دشمن رفته و هيچ هراسي ندارم،زيرا شهادت آرمان من و در راه خدا کشته شدن آرزويم

خدايا؛ اين حربه ناقابل را از من چون حسين بپذير و مرا جزء شهداي اسلام قرار بده

خدايا؛ پيام امام را از ياد نخواهم برد که فرمود

اگر بکشيد جزء حسينيان خواهيد بود و اگر کشته شويد هم جزء حسينيان خواهيد بود

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

وعده ما روز جهاني قدس در راه پيمايي بزرگ جهان اسلام بر عليه اسرايئل غاصب


post name

8سال رمضان

نوشته شده در 1392-4-29
نظرات (19)

سلام بر روزه داران  لب تشنه ي عاشق

اين روزها وقتي از گرما و  تشنگي بچه ها در جبهه ها  روایت میکنم , مخاطبین بهتر درک میکنند

جبهه ها , هشت سال رمضان بود

گرمترین استان کشور خوزستان است ... یاد گرماهای جبهه كه مي افتم. بغض گلویم را میفشارد... فداي مظلوميت شهدا

منطقه فكه. بيابانهاي سايت5 . زیر چادرهاي برزنتي . آفتاب داغ و سوزان . كمبود يخ . رفع تشنگي از آب گرم تانكرها

تحمل کردن ، سوختن و دم برنیآوردن

از صبح تا ظهر بچه ها زير نور مسقيم آفتاب داغ آموزش ميديدند

داغي و حرارت امان بچه ها را گرفته بود، هيچ علاجي نداشتيم، جز مقاومت! اينجا در فاصله ده كيلومتري خط مقدم بود! با اين شرایط 

فكرش رو بكنيد، خط مقدم چه خبر بود !!!؟؟  اینجا ما در فضای باز  بوديم , اما بچه هاي تو خط مجبور بودن داخل سنگر بمانند

هم تشنگاه بود و هم قتلگاه 

تحمل اين شرايط برا هيچكدام اجباري نبود، ميتونستن تو قسمتهاي ديگه ي جبهه، خدمت كنند، يا اصلا مثل خیلیها جبهه نيان

اما گوششان بدهکار وسوسه های شیطان نبود

در نيمروز تابستان سال1366 بعد از كار آموزش، خسته كف چادر دراز كشيده بودم و به سطح بيابان خشك، كه حرارت موج ميزد

چشم دوخته بودم!! يكي از بچه هاي تخريب كه از محله بالا شهر و خانواده مرفه بود و فقط بخاطر اعتقاداتش، بيابان نشيني رو بر

زندگي شهري ترجيح داده بود، میگفت

بچه ها جهنم رو چكار كنيم !!! فكرش رو كردين !!؟؟

اين بيابان، آدم رو ياد صحراي محشر  مي اندازد !! اونجا رو چكار كنيم !!!! چقدر راحت نافرماني خدا !!!!  چقدر غفلت !!!! حال خوبی

داشت، تو قیامت سیر میکرد از آخر آهي كشيد و گفت : بچه ها، قضيه قیامت جدي ها... ولي ما چه شوخی گرفتیم...!!!!!ه

   

در سايه اينگونه نگاه , جهان بيني و تفکرات بود که جوانان متحول میشدند

و به اهداف خلقت عارف گشته ،  ره هفتاد ساله را يكشبه میرفتند

*****

خدايا، مرا به مرحله ي باور برسان


post name

نامه به ريئس جمهور

نوشته شده در 1392-4-25
نظرات (7)

شبكه 2. اول خرداد 1392  - سالروز آزادي خرمشهر - برنامه روز از نو

روزهاي قبل از انتخابات،،، از من خواستند نامه اي براي رئيس جمهور آينده بنويسم

بسم رب الشهدا و الصديقين

سلام برشهيدان، سلام برامام شهيدان حضرت سيد روح الله كه هر چه داريم از بركت اخلاص و مجاهدت آنان است

خدايا ما را مديون آنان از دنيا مبر و در پيمودن و ادامه راهشان ياور باش

صادقانه آنچه در دل دارم و ايمان و باورم هست مينويسم

چيزي هم از آقاي ريئس جهمور نميخوام. فقط سلامتي، عزت و موفقيتشان را خواستارم

من بازمانده اي از قافله شهيدانم كه با 300 شهيد رفيق، در زمين هم پياله ، هم سفر و همسنگر بودم

در عملياتها بدن خونين همديگر را بدوش كشيديم

رفقايي كه در ميدان ميدانهاي نبرد و در روزهاي خطر يافتم و  امروز با يادشان نفس ميكشم و زنده ام

و تا عمر دارم فراموششان نخواهم كرد و تمام سعي خود را در پيمودن راهشان خواهم نمود

هيچ خواسته اي جز توفيق مجاهدت و  پيمودن راهشان تا رسيدن بوصالشان ندارم...و از خودشان خواستم، كمكم كنند

آقاي رئيس جمهور

شايدبا خواندن اين چند سطردلتان متوجه هدفي والا و مسئوليت سنگينتان شد

و اگر خداي نكرده با اين جملات تكاني نخورديد ، خيلي متاسفم

علتش اين است كه به اين مطالب عميق نشده ايد!! كه سفارش اين حقير ، تمركز و تفكر است

آقاي رئيس جمهور 

من نوكر شهيدان، راوي جبهه و تاريخ دفاع مقدس هستم ، خادم مردم باصفا و صبور ايران، من چاكر جوانان مومن و صادق هستم

آقاي ريئس جمهور

يك كلام ختم كلام... در خانه اگر كس است، يك حرف بس است

در هر كاري خدا را، خدا را، خدا را در نظر بگيريد... خدا را در نظر بگيريد

آقاي ريئس جمهور

خون پاك و مطهر هزاران جوان مؤمن پاي درخت اين انقلاب و نظام ريخته شده تا به اين رشد و نمو رسيده

آيت الله خميني رحمت الله عليه،  با كودتا اين نظام را روي كار نياوردند

رزمنده نوجوان، تخريبچي شهيد اسماعيل عدل مظفر - يچه سبزوار

آقاي ريئس جمهور

پسراني بي پدر... پدراني بي پسر و مادراني داغدار شدند

آقاي ريئس جمهور

  مأموريت شما ،مسئوليتي بسيار سنگين است. هزاران نفر بي دست و پا شدند و نابينا ، صدها هزار شيميايي شدند و سالها سوخنتد

و همچو شمع  در جلو ديدگان خانواده و فرزندان خود آب شدند و شهيد ..... تا شما امروز اينجاييد

آقاي ريئس جمهور

شما با تك تك رأي مردم درد كشيده و محروم از دورترين نقاط اين كشور به اين مقام رسيده ايد ... شما را به همه اينهايي كه گفتم

قسم ميدهم، صادق باشيد... با مردم. با خودتان و با خدا................ عليرضا دلبريان مخلص مردم مسلمان ايران


post name

بي امامي امت

نوشته شده در 1392-4-17
نظرات (9)

 ماه مبارك رمضان فرا رسيد. علاوه بر ويژگيهاي منحصر بفرد، اين ايام ويژه و استثنايي كه اميدوارم همه ما بهره ي كافي را ببريم و از

همه شما التماس دعا دارم .... اما بزرگترين واقعه اين ماه، ترور و كشتن اولين امام بدست يك مسلمان بود.ه 

شروع بيچارگي و دربدري امت اسلام از همينجا آغاز گرديد و تا امروز ادامه دارد

كشتن امام باب شد !! اولين تا آخرين امام حاضر را يك به يك خود مسلمانان كشتند و پرونده اي درخشان!در تاريخ بجاي گذاشتند

اين روزها كه اخبار فجايع و كشتار مسلمانان را در مصر.سوريه. بحرين.عراق.افغانستان.پاكستان.فلسطين.لبنان....ميشنوم

با كمال تاسف و درد وجدان، با قلبي جريحه دار، آهي از دل ميكشم، كاش رهايت نميكردند، علي جان

كاش ظهر عاشورا، تامل ميكردند... كاش بهترين دلسوزان و راهنمايان و راه بلدان را رها نميكردن

كاش به حرف خميني گوش ميدادن ... و از صدام نميترسيدند!!!!! آيت الله صدر. حكيم را تنها نميگذاشتند

كاش فريب شعارهاي جمال عبد الناصر ... ياسر عرفات را نميخوردند و سيد نصرالله ها را ياري ميكردند

و كاش خان و خان بازي را كنار گذاشته، همه در تنگه پنج شير به ياري احمدشاه مسعود ميشتافتند

كاش و كاش و كاش............. آيا وقت عبرت گرفتن از تاريخ نشده !!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تنها مشكل امروز جهان اسلام. فقط بي امامي ست

نعمتي كه ملت فهيم ايران قدرش را بخوبي ميدانند

خدايا، سايه ولايت را بر سر ما نگهدار و امت متفرق اسلام را بر گردش مجتمع گردان. كه تنها راه عزت و پيروزيست


post name

شعبانيه

نوشته شده در 1392-3-26
نظرات (0)

سلام بر ماه شعبان و عرفانش .... خدايا. مرا از بركات اين ماه بهره مند گردان

خدايا. ماه شعبان كه مقدمه ي ماه مبارك رمضان است ،مرا با بهترين نيت  و با باطني پاك و روحي نوراني آماده ورود به رمضان گردان

الهي هب لي كمال الانقطاع اليك................خدايا. مرا انقطاع كامل بسوي خود عطا فرما

الهي انا عبدك الضعيف المذنب ............ خدايا، من بنده ضعيف و گنهكاري هستم

  *************************

شهيد هادي اخباري. در ماه شعبان. علي رغم شرايط سخت جبهه. هر روز مناجات شعبانيه را با تفكر ميخواند

هادي. مسئول گروه انفجارات بود.در عمليات تخريب مواضع دشمن در فاو بر اثر انفجار 19عدد مين ضدتانك. از پيكر پاكش فقط دو مچ

پايش در پوتين پيدا شد و در گلزار شهدا مشهد بلوك30رديف33شماره10به خاك سپرده شد

هادي. در همان مناجاتها گرفت. هر چه خواست


post name

پيروزي انتخابات92

نوشته شده در 1392-3-25
نظرات (4)

سلام بر ملت عزيز و سربلند جمهوري اسلامي ايران

سلام بر جوانان مومن بانشاط. سرزنده و  فهيم

پيروز انتخابات،  ملت ايران است

انتخابات در نظام اسلامي.براي كانديداها.برد و باخت نيست.يك رقابت صحيح سياسي ست براي اداره جامعه.ه

انجام تكليف است . قبول يك مسئوليت سنگين. كه اگر مردم به دوش كسي نگذاشتند بايد خوشحال شود

كه اگر نگاه و باور اين باشد. سعادت است

**********************

رهبر معظم انقلاب فرمودند: بايد رقابتها تبديل به رفاقت شود

بحمدالله انتخاباتي آزاد. نماد مردم سالاري. آزادي. دمكراسي و بهترين الگوي اداره ي جامعه را، نظام اسلامي ايران،بدنيا ارائه كرده

بايد همه با هم . با تمام اختلاف سليقه هايي كه داريم. در كنار هم .متحد و يكپارچه تحت رهبري امام جامعه اسلامي كشور رو آباد و

اهداف بلند انقلاب رو به پيش ببريم


post name

شهادت ام ابيها

نوشته شده در 1392-1-24
نظرات (1)

عرض تسليت و تعذيت بمناسبت ادامه مظلوميت ولايت. كه مافوق شهادت آنهاست. حقير بر اين باورم كه مظلوميت ايشان هنوز هم ادامه دارد و چه بسا  گريه كنندگاني در عصر حاضر. در همان ظلم شريك باشند. زيرا امر ولايت را تسليم نيستند. مهم نيست در چه زماني از تاريخ ميزيستي. مهم آن است كه به كدام جهت ميروي !!!!  حركت علوي . حركت فاطمي و حسيني در تاريخ جريان دارد ... بايد ديد ما همراه كاروانيم !!؟؟

در زندگي... ارتباط اجتماعي... معاملات و تجارت ... كار و توليد ... ماموريت هاي محوله ... استفاده از بيت المال... مقيد به حلال و حرام... و......... چگونه ايم ؟؟!!؟؟


post name

قدری تحمل بیشتر

نوشته شده در 1391-11-10
نظرات (15)

سلام

جابجایی و اسباب کشی این کارا رو هم داره

ما توی جبهه، دائم خونه بدوش بودیم، هنوز درست و حسابی جا پامون محکم نشده بود. باز راه می افتادیم یه منطقه دیگه

الان هم مثل زمان جنگ، هر روز یه روش دیگه

اگه تاخیر میشه. اگه دیر اصلاح میشه. اگه بهم ریخته ست

دست دلبریان نیست! همه زیر سر همین جووناست

صبر کنید. درست میشه


post name

عبرت52

نوشته شده در 18, 10, 1391
نظرات (18)

عبرت 52 ؛

سالروز حماسه ی بی نظیرعملیات کربلای 5 در 19 دیماه سال1365

تمام جنگ، یکطرف، عملیات کربلای5 هم یک طرف

عملیات کربلای 5 یک طرف، حماسه غواصان، یک طرف

--------------------------------------------

مقام معظم رهبری

شبهای کربلای 5 شبهای قدر این انقلاب است، انس با آن شما را وارسته میکند، هرکس آن را فراموش کند، نامش از اردوگاه انقلاب، قلم خواهد خورد!! سپاه، کربلا را در شلمچه مشق کرد!! این خاطره ماندگار خونین حسینی را زنده نگهدارید

---------------------------------------

فعلا یه نگاهی به چهره های شهدای غواص گردان یاسین بیندازید، تا بعدها که ازشون گفتم، بشناسیدشون

اگه اینارو بشناسیم، مرامشونو. اخلاقشونو، الگو برداری کنیم و راهشونو بریم

مطمئن باشیم، اون دنیا ، اونا هم مارو خواهند شناخت

از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر  ***  یادگاری که درین گنبد دوار بماند

دوهفته ازعملیات کربلای 4 میگذشت، داخل همین اتاق بچه های کادر گردان یاسین دور هم جمع شدیم

آقا جلیل، نقشه رو پهن کردو گفت: قراره تو این عملیات از یه رودخانه(نهر)رد بشیم و....... همینطورکه داشت طرح عملیات رو توضیح میداد..... من درکمال ناباوری، گوش میدادم!! باور به انجام عملیات، اونم بعد کربلای 4 که از همون نقطه گزیده شده بودیم!! نداشتم!! پیش خودم میگفتم: آقا جلیل، میخواد امتحانمون کنه

اما وقتی برا شناسایی معبر گردان، پشت نهر خین، اومدم ... داشت کم کم باورم میشد، مثل اینکه، یه خبرایی هست

از اروند، بسمت شلمچه، سراسر مسیر، نهری، جاری بود، که خط مرزی کشورعراق و ایران بود

معروف بود به خط25متری... فاصله ی ما با سنگرهای دشمن 30.40متر میشد. نزدیکترین خط در طول مرز دو کشور

 اززیرخاکریز تا لب آب، تونلی ایجاد کرده بودن، تا غواصان،درتیررس نباشن وبصورت چهاردست و پا، ازتونل، وارد آب بشن

غواص شهید امیر نظری-معاون گردان یاسین

اولین غواصی بود که به محض خروج از تونل و ورود در آب، اولین گلوله ها نثار او شد

مزارش بهشت امام رضا علیه السلام بلوک30ردیف59شماره23

شهید حسن شاد، فرمانده گروهان، بعد از امیر وارد عمل شد، خودش رو به اون طرف رودخانه زیر پای سنگرکمین رسوند و با شهامت و شجاعتی وصف ناپذیر، از دژ بالا رفت و ضمن گلاویز شدن با تیربارچی؛ خط رو شکست و با ورود به کانالهای جزیره بوارین، راه رو باز کرد وهمونجا بشهادت رسید

مزارش گلزار شهدای سبزوار

خرمشهر-مقر گردان یاسین- شهید حسن شاد- یکهفته قبل از شهادت

غواص شهید محمود سیفی معاون گروهان- مظلوم و خنده رو-بچه بجنورد.همون شب اول تو جزیره بشهادت رسید

مزارش گلزار شهدای بجنورد

غواص شهید محمدرضا اسماعیل زاده- فرمانده دسته بود، شجاع و جدی

تا صبح جنگید، بنا به دستور، عقب آمد.درخاکریز خودی مزد جهادش را گرفت

مزارش گلزار شهدا مشهد-بلوک30ردیف51شماره19

غواص شهید سیدهادی مشتاقیان

برادرشهید بود- نمیخواستیم عملیات ببریمش. اما اومد، شب تا صبح تو کانالها جنگید.صبح رفت پیش برادرش

مزارهردوگلزارشهدای مشهد-بلوک30ردیف21شماره22

غواص شهید حمزه سیدآبادی- دائم الوضو، همیشه متبسم

درجنگ تن به تن درکانالهای جزیره بر اثر انفجارنارنجک، بشهادت رسید

مزارش گلزار شهدا مشهد-بلوک30ردیف60شماره 11

غواص شهید مصطفی کاظمی

آرپی جی زن گروهان بود، یکساعت بعد شروع عملیات تو بیسیم شنیدم، که گفتن:مصطفی رو زدن

مزارش گلزار شهدای بیدخت. گناباد

 

غواص شهید عباسعلی جعفری- اعزامی از بجنورد، همیشه ساعتی مانده به اذان صبح، بیداربود و نماز میخواند

قبل ازعملیات، تو رود کارون حین آموزش ، غرق شد

غواص شهید علی محمدزاده- آروم و مطیع بود- با برادرش حسین، آمده بود جبهه، واحد تخریب

هر دوی آنها در گلزار شهدای فردوس کنار هم هستن

غواص شهید ابولفضل سیرجانی

نهج البلاغه ای که بهم هدیه داد، همراه با دست خطش هنوز دارم- زودرنج بود و مهربان

غواص شهید حسین باهوش. بچه ی کاشمربود.... مظلوم.....معصوم

اصلا فکرشو نمیکردم. شهید بشه

مزارش کاشمر- بهشت شهید مدرس

غواص شهید محمد یوسفی- بچه ی روستا ، با همون پاکی و سادگی، همه دوستش داشتن

قرار گذاشتیم، بعدعملیات همه ی بچه ها دسته جمعی بریم روستاشون، اما من نفهمیدم!!! قرارعوض شد

اونا همه رفتن بهشت و من

غواص شهید ذبیح الله یوسفیان- عارف گردان-تو درگیری همون شب به مقصودش رسید

مزارش گلزار شهدای مشهد.بلوک30ردیف59شماره11

غواص شهید محمدپور.بچه ی بشرویه. کم حرف، بی سروصدا، مخلص... روزها بعد پیکرش رو از جزیره ماهی آوردن

مزارش گلزار شهدای بشرویه- خراسان جنوبی

غواص شهید تقی پسنده منش.نترس وشجاع. از ورزیده ترین نیروهای گروهان بود. بعدها متوجه شدم. کشتی گیر بوده

مزارش گلزار شهدا مشهد-بلوک30-ردیف59-شماره16

غواص شهید عباس هلالی.عرب زبان. از رانده شدگان عراقی زمان صدام. آخرهم نفهمیدم پدرو مادرش کجان

مزار بی زائرش درگلزار شهدا مشهد- بلوک30ردیف63شماره22

غواص شهید آستاک - از بجنورد

غواص شهید مسعود احمدیان- درحال عبور از نهر. وسط آب تیر خورد و لابلای سیم خاردارها موند

آرزو داشت. تو آب شهید بشه، آخه شنیده بود، هرکس درآب شهید بشه؛ خدا حق الناسشو میبخشه

مزارش گلزار شهدا مشهد-بلوک30ردیف60شماره23

غواص شهید غلامرضا ایمانپور-از بجنورد- سن و سالش از همه بیشتر بود- اما از همه مطیع تر و متواضع تر

کشاورز بود، اما معرفتش در عمل به وظائفی که بهش محول میکردیم ، بسیار بالا بود

هر وقت عکسش رو میبینم، میگم: ایمانپور جان، خوشبحالت، با آیت الله ها محشور شدی 

غواص شهید غلامعلی تقوایی. بچه فردوس. واقعا با تقوا بود ... لب نهر. تیربارچی دشمن. سوراخ سوراخش کرد

مزارش گلزار شهدا فردوس

غواص شهید محمد خانی

آرپی جی زن گردان بود-سرشب تو جزیره تیرخورد، لب کانال افتاد- تا صبح درد کشید، اما صدایش درنیامد

صبح که عقب میآمدیم، صداش کردم، شهید شده بود

مزارش گلزار شهدای نیشابور

------------------------------------------------

یاد بادآنکه صبوحی زده در مجلس انس  ***  جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود

یاد باد آنکه خرابات نشین بودم و مست  ***  وانچه در مسجد امروز کم ست!! آنجا بود

 

 


post name

عبرت51

نوشته شده در 12, 10, 1391
نظرات (1)

                   عبرت 51

در شب اربعین حسین علیه السلام، بیاد یکی از شاگردان مکتب عاشورا

نگین تخریب

معلم و بسیجی شهید علیرضا عاصمی

جوان هفده ساله ای که یکهفته پس از جنگ، به جبهه رفت! یک روز دوره کلاسیکی جنگ ندید

حتی او را به لحاظ سن کم،به جبهه اعزام نمیکردن واوبا ترفندهایی خود را به خیل کربلاییان رساند

آن روزها در خطوط مرزی، وقتی به میدان مین برخورد میکند، هیچ اطلاعاتی ندارد! و باید او معبری در دل میدان فهم خود بزند! بدنبال کسب علم تخریب میرود!همین پیدایش حس کنجکاوی شروع کارش در رشته ی "تخریب" شد، این جوان تازه وارد، در دل جنگ رشد کرد، تجربه کسب کرد و مدتی بعد

فرمانده واحد تخریب قرارگاه خاتم الانبیاء و تیپ ویژه پاسداران شد

و حالا فرمانده ای قدر شده بود، که عملیات درون مرزی"کرکوک" را طراحی و اجرا میکند

آنقدر باهوش بود، که راکتهای عمل نکرده، هواپیماها را خنثی میکرد و عاقبت یکی از همانها"علی" را آسمانی کرد

روز13 دیماه سال 1365-خط پایان او در زمین و شروع حیات جاویدانش شد

اگه بچه های تخریب، بدستور علیرضا، رفتن و مظلومانه دست و پاهاشون قطع شد! و اگه شهدا تخریب، تیکه تیکه شدن!! پودر شدن!!... علیرضاعاصمی، رکورد همه ی اونا رو زد !! فکرش را بکنید، کنار یه راکت هواپیما، تو عمق 4متری زمین! چسبیده به راکت!! یکهو منفجر بشه

عاصمی،  بخار شد

خدا خواست، فرمانده پیش نیروهاش شرمنده نباشه

عجب دانشگاهی بود، جبهه !!!!!!!! حتی در نحوه شهادت هم ،استاد و فرمانده بودن

کتاب " نگین تخریب " را بخوانید

دانش آموز و تخریب چی شهید عباس عاصمی

او درعملیات والفجر3 در سال 1361 در منطقه ی مهران بشهادت رسید

علیرضا، که هم برادر و هم فرمانده اش بود، هر وقت یادی از عباس میکرد، میگفت

عباس، جلو زد ... خوشابحالش

و حالا هر دوی آنها در کاشمر-گلزار شهید مدرس،در کنار هم آرام گرفته اند

آبادان- اردوگاه شهدای تخریب - زمستان 1364- ده روز قبل از عملیات والفجر8

از راست. دلبریان. شهیدعاصمی.سیدجلال حسینی.مجتبی سالاری


وعده ما روز چهارشنبه 13 دیماه 91- ساعت18/30

آمفی تاتر مجتمع فرهنگی امام رضا علیه السلام

مشهد- چهارراه نخریسی روبروی هنرستان

با حضور خواهران و برادران مشتاق

دقایقی را با علیرضا ، درمحفلی نورانی ، در شب اربعین حسینی با خود و خدا و شهدا....... خلوت کنیم


post name

عبرت 50

نوشته شده در 9, 10, 1391
نظرات (9)

عبرت ؛ 50  چهارشهید

متن ذیل توسط آقای معدولیت، وصول شد. که جهت اطلاع دوستان اینجا آوردم

سلام/وبلاگ شهیدان حمید ، مجید و وحید غفوری و شهید ساجدی  را مدتی است راه اندازی کردیم /پیشاپیش حضور شما را در جمع میهمانان این وبلاگ ارج مینهیم/منتظر نظرات خوب و ارزشمند و تاثیر گزار شما هستیم.
www.4shahid.blogfa.com

-------------------------------------

خدایا، زهمسنگرانم، جدایم مکن

دسته ی گل، شهیدان

وحیدغفوری-تخریب چی-عملیات عاشورا-منطقه میمک-پاییز1363

مجیدغفوری-تخریب چی-خرمشهر-قبل عملیات کربلای4-زمستان1365

حمیدغفوری-غواص-عملیات کربلای4-چهارم دیماه 1365

-----------------------------------------------
شهیدان والا مقام غفوری ها و ساجدی، ستارگان درخشان آسمان هدایتند

در پستهای بعد از کرامتهایشان خواهم نوشت

   !!!!!!!!!!!!!! چهار شهید !! ازیک خانواده!! تقدیم به اسلام، نظام و به وطن
ما چه گندمی در این دیگ ریخته ایم ***  که قابلمه بدست، پای دیگ ایستاده ایم!!؟؟
 


post name

سردارقاآنی

نوشته شده در 8, 10, 1391
نظرات (7)

 
فرمانده لشکر مان بود  او را " آقا اسماعیل" صدا میزدیم
 
اولین باری که دیدمش تابستان سال 63 تو پادگان 92 زرهی اهواز در حالی که در ماشین استیشن فرماندهی نشسته بود
 
اما انگار نمیخواست تو ماشین باشه... ولی مجبور بود ... اینو از رو حرکاتش فهمیدم ... آخه رو صندلی عقب در حالی که تکیه هم نداده بود
 
 و شیشه ماشین رو داده بود پایین , دستش به حال احترام  به بسیجیان رو پیشانیش بود
 
در همون نگاه اول رفت تو قلبم و هر چه از اون موقع میگذره محبتش روز بروز بیشتر شده
 
فرمانده ای که همچنان بسیجی مانده و امروز خار چشم دشمنان است
 
برای سلامتی . طول عمر و عزتش صلوات
اهواز- مقر واحد تخریب-قرارگاه شهید وزین- فرمانده لشکر21 امام رضا علیه السلام-بهار1634
خرمشهر- ساخت مستند گردان غواصی - خرداد 1388
-------------------------------------------------------------------
یکی از افتخاراتم در زندگی و در روز قیامت ، فرماندهانی ست که داشته ام
 
آنانکه بر عهد و پیمان خود با خدا و ولایت همنچنان مانده اند و بر قلبم فرماندهی میکنند
-------------------------------------------------------
 
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق  ***  غرقه گشتند و نگشتند بآب آلوده
---------------------------------------------------------
خاطرات آقا سید محمد انجوی نژاد

میدونستم آقا اسماعیل نه همون آقا اسماعیل زمان جنگ و فرمانده دوست داشتنیم که بلکه خیلی بهتر از اون آقا اسماعیل

شده و هیچ نگرانی نداشتم ازین نظر که حالا که ببینمشون فرق کردن و بریدن و .... ازین تغییراتی که امروزه خیلی مد شده

اما با دیدنشون و گفتن گفتنی ها خیلی خیلی خیلی خوشحالم ازین که باز هم در مقابل این مرد زانو زدم . مردی که امروز

اسمش بین دشمنا خیلی مشهور تر از خودیاست و اونقدر که دشمنا بهش فکر می کنن ماها اصلا ازش استفاده نمی کنیم 

اما بعد

دیروز .... یادم میاد شب کربلای چهار و قیافه مصمم و نورانیشو دم اروند که بچه ها رو زیر قران رد می کرد و یاد سخنرانی های

اتشی احساسی حماسی قبل عملیاتا . با بچه ها خوردن و خوابیدن و ترک تهجد به هیچ قیمتی نداشتن و لبان همیشه مترنم بر

ذکر و چهره مصممی که در آن توکل موج می زد و هزاران خاطره

و امروز ..... همان قدرت و صلابت و همان مهربانی نگاه و همان نورانیت و همان توکل و همان نوع نگاه بوظیفه و تکلیف و نتیجه و

همان نوع نگاه باسلام و جهاد و همان درک .... خیلی مهمه درک زمانه و درک جامعه و درک شرایط و خلاصه در مورد اقا

اسماعیل نوشتن یه کتاب میخواد

دوستان مشهدی :  در مورد کاوه و برونسی و بابا نظر بعد رفتنشون گفتین و نوشتین . در مورد اقا اسماعیل تا هست بگیم و

بنویسیم . یا علی اش با بزرگان دفاع مقدس مشهد و ادامه اش با من . یکی بگوششون برسونه

خلاصه دیشب عالی بود و من عالی بودم عالییییییییییییی

--------------------------------------

کپی از سایت آقا سید


post name

شب یلدا ..!!!

نوشته شده در 30, 9, 1391
نظرات (3)

شب یلدا . شب چله

آیت االه جوادی آملی

از سنتهای شب یلدا است> شب نشینی> دید وبازدید> صله رحم و

بهره گیری علمی از آن فرصت با طرح مسائل علمی و تاریخی

سنت دیگر آن مناسب است

مومنان درچنین فرصتهایی با زوایای زندگی و سیره معصومان درجهت رشد وکمال علمی و معنوی آشنا شوند

------***----***----***------

ببخشن اصلا نِمُخوُم تو ایشب یِلدا ، تو ذوقتا بِزنوُم... ولی با بعضی کارایی که از دوروبریام، مِبینوم... هم خِندَم مِگیرَ!! هم گِریَه........

مِدَنِن  ِبِریچی!!!؟؟؟ اَخِه ما مَغزُ  وفَلسفِه ی هَمیِه چیزار، وِل کِردِم! چِسبیدِم به ظاهِرِش!! به پوُستَه اش..... درمراسم مَذهَبی مام

هَمینجُورِم!! مِراسِم سُنَتی مام هَمینجُورِم!!ه

بابا، اصلِه کاریش چیَه!؟ مَغزِش چِیَه !!؟؟

 شب یلدا بری چی بوُدَ ؟ فِلسِفَش چِیَه ؟ از کُوجِه اَمِده ؟ اصلا یعنی چی!؟

هَمین که دوُ تا هَندِوَنَه ،چار کیلو میوه، یَکَم از همی آجیل ماجیلا بِخِرم، بعد هم بشینِن دورهم تا بوق نصفه شوُ  بُخُورِم!؟ کافیه!؟ همی

دِگَه شد، شُو چِلَه!؟ شمارو بخدا به مو بِگِن، تو همی مِهمونیه اِیمشوُ... قِرارَه چه اتفاقه بیفتَه !!؟؟

بصیرتی که مِگَن داشته باشِن، فقط  دِمِسائله سیاسی نِیَه! دِ تِمامِ کارای که تو دُنیاتا انجام مِدِن

بِصیرَت داشتَه بَشِن!!! یَعنی : بِفَهمِن دَرِن چِکار مِنِن


post name

امنیت

نوشته شده در 25, 9, 1391
نظرات (4)

عبرت 47 ؛ نعمت امنیت

امروز پنجشنبه 23آذر 91

سرشب در خبرها ، بحران سوریه، انفجارات، بمب گذاریها رو گفت

هنوز تو این فکر بودم که، خبر انفجار و کشته شدن مردم  کراچی رو داد

حالم گرفته شد، دمق شدم، فقط همین رو بگم که، طعم غذای دهانم رو نفهمیدم، همراه با بغض قورت دادم

نخواستم دیگرون، غذا زهرشون بشه، پا شدم اومدم تو اتاق

خدایا، در چه دوره زمونه ای منو خلق کردی

انقلاب! جنگ! شهادتها! جراحتها! از همه مشکلتر، دوران پس از جنگ! زندگی بی شهدا، بی جلیل

دائم امتحان، دائم مبارزه و نبرد! سختیها! گرانی ها! تحریمها! تهاجمات فرهنگی، نظامی

خیلی سخت است و طاقت فرسا

کدوم یک از این امتحاناتو از بابابزرگای ما، از پدرای ما گرفتی!؟

من از عاقبت کارم نگرانم، ازنرساندن کوله بار مسئولیت صدها دوست شهید، به مقصد میترسم

خدایا، عاقبتم چه خواهد شد

ساعت از نیمه شب گذشته، همه اطرافیان خوابند، اما من هنوز درهمان افکارم

دمشق...فلسطین...غزه...بحرین...کراچی...عراق...انفجارات...مردم...زنان...بچه ها...محرومان

کنار پنجره می آیم، هوا سرد است، زمین از باران روز قبل خیس است، همه برقها خاموش، گویا همه خوابند، همه جا ساکت است، نه صدای انفجاری! نه بمبی! نه تیراندازی! وسط منطقه ی خطر، همه در امن و امان! در امنیت! خوابیدن

 مثل حضرت ابراهیم در وسط  آتش نمرودیان

حاضر بودم، نان شب نداشته باشم، ولی امنیت میداشتم... الان هیچکدوم از اعضا خانواده من نیستن! نمیدونم زنده اند! مرده اند

حومه دمشق!!!!! پایتخت سوریه!!!!! تروریستهای مسلح! کشتار بی رحمانه مردم کوچه و بازار

------------------------------------------------------------------

خدایا، شکرت. میدانم به برکت کدام نعمت، این آرامش را به ما عطا کردی

نعمتی که خیلی از همسایگان ما از آن محرومند.... و ما غافل

تازه یاد حرف اون زن پاکستانی افتادم که به خبرنگار میگفت

ما امنیت نداریم !!!!!! چون رهبر نداریم


post name

جهاد اکبر

نوشته شده در 19, 9, 1391
نظرات (3)

عبرت  46؛ جهاد اکبر

جبهه ی سخت، شلمچه ی نفس گیر در شهر

میدانهای مین نامحسوس!!  سیم های خاردار نرم

انفجارات مهیب بی صدا !! ه

 وقتی لشکریان اسلام از جنگ سختی برمیگشتند، در ورودی شهر، به دستور پیامبر صل الله همه ایستادند و حضرت خطاب به آنها فرمودند: درجهاد اصغر سربلند و پیروز شدید، بر شما باد جهاد اکبر!! همه تعجب کردند

یارسول الله، جنگ به این سختی

عملیات کربلای 5، شلمچه، طلائیه! فکه! رملها! بیابانهای داغ! تشنگی ها! اسارتها! جراحتها

اینها جهاد اصغر بود!!!!!؟؟؟ جهاد کوچک!!!ه

خدا بخیر کند !! پس جهاد بزرگ ، کدام است !!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

حضرت فرمودند

جهاد بزرگتر و سختر!درشهرهاست! در خانه ها!درادارات!دانشگاهها!در حجره های تجارت!درشرکتها

الان شما دارید وارد شهر میشوید! وارد یک جبهه ی سختر

حب جاه و مقام

رفاه طلبی و لذت جویی ها

دنیا طلبی

هر کس در این جبهه هم پیروز شود!! آنگاه مجاهد واقعی ست

رزمنده ی واقعی!! مجاهد مخلص!! را در شهر میشود شناخت

چه بسا رزمندگانی بودن، که درجهاد اصغر، در اروند غرق نشدن!! اما درجهاد اکبر در یکمتر آب غرق شدن

سپاه سوم عراق، نتوانست آنها را اسیر کند!! اما در جهاد اکبر! در یک روستا، اسیر چهارراس گاو شدند

خوشا به حال آنها که اهل مبارزه اند!! نه اهل جنگ

که سعادت و شهادت، در مبارزه است، نه در جنگ

و مبارزه همچنان باقی ست

 


post name

پهباد.ابرهه

نوشته شده در 16, 9, 1391
نظرات (0)

عبرت 45 ؛ پهباد، لشکریان ابرهه

وقتی خبر نشاندن هواپیمای متجاوز،پهباد اسکن ایگل، جاسوسی آمریکا رو شنیدم، سجده شکرکردم

اینها نیست، مگر امداد الهی

خدا خرمشهر را آزاد کرد... خدا، بفکرهای جوانان ما کمک کرد

آی مسئولین، سرداران ... و همه

با تمام تلاشهای علمی،که دارید! و تجهیزات اطلاعاتی که بدست آورده اید

از"خدا"! از مردم! از جوانان! ازخون شهیدان و دردجانبازان! غافل نشوید

این پیروزیها مغرور و از ملت! غافلتان نکند

ریشه ی این موفقیتها، پیروزیهای چشمگیر و خیره کنند!! چیست !!؟؟

سپاهی که، روزی برای یک قبضه آرپی جی! مانده بود، چه قدرتی او را به این اقتدار رساند!!؟؟

جز خون هزاران جوان بسیجی!؟ جز صبر و تحمل خانواده های شهدا!؟

وجز مقاومت مردم، درمقابل تمام کمبودها ! و کوتاهی ها و قصورهای من و شما

شکار این تجهیزات پیشرفته، نشانه ی امداد الهی ست، که مسئولیت ما را سنگین تر میکند

خدا نشان داد، که اگر با هم باشید! اهل دنیا نشوید!مطیع امامتان باشید! پیروزتان میکنم

آیا از این واضح تر !!!!! ه

هر کس بخواهد برای نابودی کعبه! با فیل!. با ناوگانهای جنگی!. قشون کشی کند! سرنوشت لشکریان ابرهه را، درصحرای طبس! درخلیج فارس خواهد داشت

خدا، همان خداست... اگر ما مومن باشیم



post name

کاظم مهدیزاده

نوشته شده در 3, 9, 1391
نظرات (3)

 عبرت 44 ؛ روز هشتم محرم

السلام علیک یا علی بن الحسین ،یا علی اکبر

تخریب چی نوجوان شهید کاظم مهدیزاده

شهادت، عملیات کربلای1 - مهران- ارتفاعات قلاویزان

اینان همچو علی اکبر امام حسین علیه السلام  فدای اسلام شدند

کربلا، در جلو چشمان ما .... و این ماییم ، با کوله بار شهدا بر دوش ... همین

-----------------------------------------------------

یادمان باشد که ما خون داده ایم  ---  یک بیابان مرد مجنون داده ایم

یادمان باشد پیام آفتاب      ---  دست نااهلان نیفتد انقلاب

 


post name

محرم91غواصان

نوشته شده در 30, 8, 1391
نظرات (2)


عبرت 43 ؛                                             راه اباعبدالله الحسین علیه السلام = سیره یاران شهید

کربلا، الگوی همیشگی ماست، کربلا، مثالی است برای اینکه در مقابل عظمت دشمن، انسان نباید دچار تردید شود

مردان ثابت قدمی که، ابهت دشمن، موانع پیچیده، میادین مین، استحکامات و سنگرهای محکم دشمن، هیچ تزلزلی در اراده آنها ایجاد نکرد

و هر چه بر سپاه عمرسعد، افزوده میشد، عزم و اراده مبارزه در آنها افزون میشد

پشت سر امام خود تا آخر ایستادند



post name

کل یوم و کل ارض

نوشته شده در 26, 8, 1391
نظرات (15)

كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا

----------------------------

ماه محرم ... ماه خون و قیام ... و

اصلا نمیخوام از این مقاله ها بنویسم ... تا دلت بخواد از این مطالب نوشتند و بسياري از كنارش رد شدند و فقط خواندند 

فقط میخوام، این روزاي اول محرم، چند تا سئوال از خودم  اگه جسارت نباشه از شما هم بپرسم، جوابش رو هم اگه دوست داشتيد 

 اینجا بنویسم تا من و همه كاربران استفاده كنيم

کل یوم عاشورا !!، هر روز عاشوراست !!!  چطوری ميشود هر روز عاشورا  باشد !؟

کل ارض کربلا !!، هر زمینی  کربلاست !!! ... آخه چطوري هر زمینی ميتواند کربلا باشد !؟

حالا اگر  هر روز عاشوراست !!!  و هر زمین کربلاست !!؟

پس حتما دراین زمین و در این روز افراد و کسانی حضور دارند !؟

امروز آن جماعت حسيني و يزيدي چه کسانی ميتوانند باشند !؟


كاشمر- تاسوعا- هيئت عزاداري پاسداران انقلاب اسلامي-1361

در کربلای امروز ! عاشوراي زمان ، امام حاضر !  حسين زمان ، يزيد زمان ...  کجاست !؟

مهمتر از همه ما در كدام سمت اين صحنه ايم...!!؟؟ در صف يزيديان يا حسينيان

نگي چون نماز ميخوانم... پس در صف حسينم... زيرا بسياري از آنها كه حسين را كشتند، نماز ميخواندند

نگي چون مسجدالحرام مشرف شدم. حاجي خانه خدايم... پس حسيني ام... آنها كه حسين را تنها گذاشتند، حاجي بودند

     و نگي من با خميني بودم... كه بسياري از قاتلان حسين با رسول الله بودند و نگي با خامنه ايم...كه بسياري با علي بودند

و نگي عالم و تحصيلكرده ام و ايرانيم و نام مسلمان بر خود دارم... كه بسياري از علماء و اقوامش در صف يزيديان بودند

اين ظرافت مرز بهشت و جهنم... حسينيان و يزيديان در طول تاريخ بشريت كجاست...!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

و بدان كه كربلا تنها معيار حق و باطل تا قيام قيامت است... و  كربلا را زميني خاص در عراق مپندار

كربلا يك " فرهنگ " است... كه اگر حسيني بودي ، حتما بهشتي هستي

بازنگري متن در محرم1437- 1394


post name

روایت دلبری

نوشته شده در 20, 8, 1391
نظرات (9)

 عبرت 41 ؛

کتاب روایت دلبری

بقلم استاد محمد خسروی راد

مجموعه ای از روایتهای فابریک جنگ و تجربیات سرباز کوچک وطن 

با معرفی قطره ای از اقیانوس فرهنگ جبهه  و مرام مردان ایران

فرمانده شجاع گردان غواصی یاسین

شهید جلیل محدثی فر

اگر چه عرض هنر پیش یار بی ادبیست  ***  زبان خموش  ولیکن  دهان پر از عربیست

هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه  ***  کنون که مست خرابم  صلاح بی ادبیست

*********************************************


برای تهیه این کتاب و آثار دیگر نویسنده معاصر آقای سعید عاکف. از سراسر کشور فقط با این شماره ها تماس بگیرید

مشهد. چهارراه شهدا. پاساژ فیروزه .طبقه پایین.پ 1/16 انتشارات ملک اعظم- 9155212549

تلفنها 0511-7246169-7252635

فکس0511-7265097

ص پ476-91735


post name

دختربچه ها

نوشته شده در 6, 8, 1391
نظرات (1)

عبرت 40 ؛ دختر بچه های ابتدایی

عجب دوره زمونه ای شده

مادری با نگرانی تعریف میکرد

دخترم کلاس پنجم ابتدایی ست، ابتدا با چادر میرفت مدرسه ، چندیست، چادرشو برداشته، میگه

هم کلاسیام مسخره ام میکنن

و ادامه داد ، حتی برای شما هم حرف زدن

 اون روز که با مقنعه و چادر به مدرسمون اومدی و دوستام دیدنت، بعدا بهم گفتن

این مامانتم، مثل مادر بزرگاست ! نمیشه یه قدری مقنعه شو بده عقب !!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟

یه روز به معلمشون مسئله رو گفتم

آهی کشید وبا حسرت گفت

بعضی از مامانای دانش آموزا  به ما مراجعه کردن که

بذارید بچه ها آزاد باشن!چیکارشون دارین!حتی به اندازه تشویق در خوردن یک خوراکی، اجازه تشویق درامرحجاب نمیدهند

وقتی این حرفا رو گوش میدادم

یاد برخوردهای خشن رضاخان افتادم، که به زور اسلحه و سرنیزه نتونست، چادر رو از سرشون بکشه، حالا خودمون بدست خودمون

چکار کرده دشمن ! تا کجاها که نیومده ! جنگ نرم، تهاجم فرهنگی، یعنی این

یه دختر بچه ی مدرسه ی ابتدایی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟

هنوز نشستی ؟؟؟؟؟

نمیخوای یه کاری بکنی؟؟؟  من و تو وظیفه ای نداریم ؟؟؟؟

اینا فرزندان ما نیستن ؟؟؟؟

آینده ی کشور دست اینا نیست ؟؟؟

-------------------------------

قرار شد، دست دخترشو بگیره ،دو تایی، مثل اینکه بخوان برن دکتر، بیان تو سنگر یاران شهید، از شهدا کمک بخوان

--------------------

در ادامه گزارششو اینجا میذارم


post name

کلیپ امام رضا

نوشته شده در 8, 7, 1391
نظرات (1)

کلیپ بمناسبت ولادت امام رضا علیه السلام

دوستان لطف کردند، زحمت کشیدن، کلیپی رو آماده کردن و از حقیر خواستند، اینجا بذارمش

http://www.aparat.com/v/ynZir

دلتون آسمونی شد، ما رو هم یاد کنید


post name

کلاس اولی

نوشته شده در 30, 6, 1391
نظرات (4)

عبرت 38  ؛ کلاس اولی ها

شاید بگید کلاس اولی ها چه ربطی به روایتهای فابریک جنگ داره

اتفاقا خیلی ربط داره، آدم بزرگای جنگ، یه روزی کلاس اولی بودن

اما قبل از هر جایی در خانه تربیت شدن، کنترل شدن و رشد کردن

اولین، تاثیرگذارترین، بهترین، مهمترین  مربیانشان  پدرمادراشون  بودن

هرکس درجبهه، دانشگاه، مدرسه، بازار، حوزه علمیه و... بجایی رسیده، ببرکت تربیت خانواده اش بوده

امروز که از تلویزیون، گریه ها، خنده ها و صحبتهای صادقانه و بی غش کلاس اولی ها رو میدیدم

با خودم فکر کردم، چرا  این طفلای معصوم و پاک ، هرچه بزرگتر میشن، صفاشون کمتر میشه !!؟؟

مگه هر چه بزرگتر میشن، کلاسشون بالاتر نمیره؟!؟ پس چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!؟

خدا که اینا رو پاک و طیب ، آفریده و تحویل ما  داده !  کار از کجا عیب داره ؟؟؟؟

این چیه دادین دست این کوچولو ؟ به چه دردش میخوره ؟

وسایل بازی و فکری  مربوط به خودش رو در اختیارش بذارید! بچه رو آلوده نکنید

بچه ها رو رها کرده! تحویل مهد دادیم! مهر مادری رو در حساس ترین زمانی که همراه با تغذیه، روحش نیاز داره، ازش گرفتیم! ه

به اصلی ترین ماموریتی که خدا بهمون داده، پشت پا زدیم

بعد توقع داریم ، بچه مون ، چی بشه ؟؟؟؟!!!!!!!؟

به دانشگاه که میرسه ! دو دستی باید به سرمون بزنیم

اون روزی که یه نهال بود! که باید هدایتش میکردی! توجه نکردی ! حالا که شده، یه درخت 20 ساله میخوای راستش کنی!؟

سرمایه های این کشور فقط چاههای نفت نیست !! ه

-----------------------------------

شنیدم همراه اول ، برا بچه های ابتدایی سیم کارت رایگان میده ! این فاجعه ست

آقای وزیر زنگ شروع سال تحصیلی رو بصدا در آوردن و خداحافظ !!! آموزش شروع شد !! دستشون درد نکنه

برا پرورش  چه کارایی کردیم ؟ میخوایم بکنیم ؟...... اصلا بفکر هستیم ؟


post name

قوُرت دادن1

نوشته شده در 21, 6, 1391
نظرات (2)

عبرت 37 ؛ قُورت دادن 1

صبر ، تحمل

حرف یه دوست خوب ، یه جوُون زرنگ ، تعریف میکرد

یه روز یکهو دلم " یاد مرگ "  کرد

جدا شدن از این دنیا ، برای همیشه ... دلم هُری ریخت پایین

پیش خودم فکر کردم

آدمو میذارن تو قبر !  َدفن میکُنن زیر خاک ! یعنی چی ؟

همه چیز تموم میشه ! همه چیز

بزرگای ما، با اون تقوا، زهد و ترک گناهی که داشتن، وقتی" یاد مرگ" می افتادن، میلرزیدن

حالا من با این همه عقب موندگی، بیچارگی و بدبختی ... بی خیال نشستم

گذروندن عمر به بیهودگی !! چطوری دارم تنها سرمایه ی سعادت ابدیم رو هدر میدم !!!!ه

قدری که در افکار ناامیدانه غرق شده بودم، بخود اومدم، آهی کشیدم، خب، چکار باید بکنم که بیشتر از این ضرر نکنم

فقط به یک چیز رسیدم و اوُن  " صبر" بود

عجب اکسیریست این صبر ، منظور همون " قوُرت دادن " است

باید دم به ساعت "قوُرت" بدم ، صبر کنم ، از خواسته هام ، از دلم ، برای خدا ... بگذرم

اون موقع ست که، با هر قوُرت دادنی، ظرفیتم بیشتر میشه ... روحم  نورانی و به خدا نزدیک میشم

از امروز ... از همین الان... تمرین قوُرت دادن رو شروع کردم

جلو ضرر  رو  از هر جا بگیرم !!  به نفعمه

------------------------------------

نمونه های تمرین قوُرت دادنم رو به محض اتفاق میام براتون تعریف میکنم

 


post name

روزقدس

نوشته شده در 28, 5, 1391
نظرات (9)

عبرت 36 ؛ روز قدس ، از اخلاص امام خمینی رحمه الله علیه

وقتی ازتلویزیون گزارشات راهپیمایی های روز قدس رو میدیدم، به عمق عزمت تدبیر سیدروح الله شگفت زده شدم

تصاویر"امام خمینی" برروی دست مردم،بحرین،یمن،فلسطین،پاکستان،افغانستان،عراق،لبنان،مصر و...همه صدا میزدند

القدس لنا ... الموت لااسرائیل ... لامریکا

اینها نیست، مگر به خاطر عظمت "" اخلاص "" امام

عنصر" اخلاص" در اعمال فوق العاده ست !! امام ، خیلی مخلص بود

فرموده بودن

من در عمرم یک قدم برای مرجعیت برنداشتم

من در عمرم نترسیدم

تمام ترسهای ما از تعلقات و دلبستگی  ما به دنیاست، امام، تمام فکر و ذکرش خدا بود و بس

برای خدا یه طرحی رو مطرح کرد، گرفت ، و درجهان اسلام نهادینه شد

قرآن : عزت و ذلت بدست خداست

امام یک ریال هزینه نکرد، هیچ وعده ی مادی نداد

اما همه ملتها به جان و دل پذیرفتند

رمز این نفوذ کلام و این عزت ، فقط  " اخلاص " است و بس

خدایا، در این روزهای پایانی ماه مبارک رمضان، کمکمان کن  تا به اخلاص امام نزدیکتر شویم

به مرحله ای برسیم که، اگر کسی از کار خوبمان سر در آورد، ناراحت شویم

------------------------------------------------------------------


post name

شب احیاناطق

نوشته شده در 23, 5, 1391
نظرات (1)

عبرت 35 ؛ ا س لا م  همیشه مظلوم ... امان از منافقین 

احیا شب بیست و سوم ، حرم رضوی

امروزه مظلومیت علی برایم ملموس شده

مهمترین مظلومیت او عدم شناخت جامعه از او بود

مردم علی را نشناختن ... یعنی عده ای با هم ائتلاف کردن، که علی مهجور بماند

مرام علی ... فرهنگ علوی... به حاشیه رانده شد به آن عمل نشد

خواص دنیا طلب !!  اذهان را منحرف کردن و با درآمیختن کلام حق و باطل ... جامعه را از هدف بعثت و انقلاب اسلامی دور کردن ، تا به اهداف خود ، که ریاست چند روزه ی دنیاست !! برسن

حرکت نرم انحرافی در بعثت اسلام، از بعد رحلتش آغاز شد

ترویج روح تجمل گرایی !!! باند بازی !!! تقسیم قدرت بین گروهی خاص !! علی را حذف کردن

بعثت و انقلاب و اسلامی  که،  ساده زیستن و مردم داری جزو ارزشها و ارکانش بود، توسط بعضی خواص عملا به تمسخرگرفته شد

نطق های معاویه در انظار مردم ، آنقدر منافقانه بود که عده ای را فریب داد

علی همچنان استخوان در گلوست ....  ه

تنها راه رستگاری یک جامعه آن است که

حق را بشناسند

عملکرد افراد! نوع برخوردشان با دنیا ! با پست و مقام ! میزان برداشتشان از خزانه و بیت المال ! روحیه ی انتقادپذیری ! اجرای قانون برای خود و نزدیکان ! میزان حضور در صحنه های ایثارگری ! میزان هم خوانی و همراهی حرف ، با عمل در ناطق هایی که میکنن ! میزان تفاوت خلوت و جلوت ! و...... ه

---------------------------------------


post name

شب قدرپیش دکتر

نوشته شده در 19, 5, 1391
نظرات (0)

عبرت 34 ؛ شب قدر ، نزد دکتر ، علاج مریضی

شبهای قدر، مثل رفتن پیش دکتر است ، برای درمان و کنترل امراض روح

بدا به حال مریضهایی که ، به دکتر مراجعه نمیکنن

و یا اگه سالی یه بار گذرشون به  "شب قدر" می افته ، نمیدونن چه مرضی دارن

اگه مریضیمونو نشناسیم !! درمان هم برا دکتر خیلی سخت میشه

باید مرضت رو بگی؛ اعتراف کنی؛ باید خودت بهش برسی !! تا درمان آغاز بشه

همه چیز دست خودته ! خودت

قبل از رفتن تو مطب ، بشین خوب فکر کن ، کاغذ قلم بردار بنویس

لیست امراض رو بنویس ، بذار جلو دکتر، تا نسخه رو بنویسه ، ازش بخواه ، کمکت کنه

بشرطی که تمرین رو بطور مستمر،از فرداش شروع کنی

خودت از پیشرفتت حال خواهی کرد

مثل شهدا

شهدا ، اهل محاسبه ، تمرین  و مراقبت بودن

-----------------------------------------------------------------


post name

آفت هر کس

نوشته شده در 19, 5, 1391
نظرات (1)

عبرت 33 ؛ آفت های هر کس

گناهان ما ، مثل آفتهای گیاهان است

هر گیاهی،درختی، آفت خاص خودش رو دارد، ما هم هرکداممان درجایگاهی که هستیم، حسب علاقه وکششهای داخلی،ضعفهایی داریم

با وجود اینکه جسم ما، مشهود و ملموس است، اما هر کس سیستم بدنیش به چیزی حساسیت دارد، که دیگری ندارد

امراض ، رزائل اخلاقی و گناهان هم در روح و روان ما همینطور است

بعضی ذاتا از گناهی خوششان نمی آید ... ولی در گناهی دیگر اشتیاق دارند

شرایط سنی ، موقعیتهای اجتماعی و ذائقه ها فرق میکند

نوع گناه، یک روحانی، که همه تعظیمش میکنن

با یک اداری، که جلو میزش ارباب رجوع ، بالاجبار خبردار می ایستد

با یک دانشجو، که در شهری دور از وطن با تمام مشکلات ..... !!  درس میخواند

با یک طلافروش ، که حسب شغلش، صبح تا به شب ، مراجعاتش، مشتریانش اکثرا خانمهای نامحرم هستن! با اون کشاورزی که در بیابان چشمش نه آفتاب میبیند و نه مهتاب !!! نوع گناه و آفت هر کدام فرق دارد

دلمان را به ترک چهار قلم، گناه مشترک و شاخص، خوش نکنیم

همدیگر را به گناهان هم سرزنش نکنیم ، که اودرمقابل مرا، به گناهی که خود انجام نمیدهد،سرزنش میکند

به خودمان برگردیم، آیا همین که من نوع آن گناه را مرتکب نشدم !! تبرئه ام ؟؟

مثل پیره مردهای غافل از خود نباشیم ، که دائم جوان را سرزنش میکنن

از گناه خودش که غرق شده در حب دنیا ! در پول حرام ! درغرور و کبر، غافل است

در این شبهای قدر، فقط به خودمان فکرکنیم، انگشت اشاره رو به خودمان ! آفتهایمان را بشناسیم...و درمان کنیم

هر کس خودش میداند، کجای کارش اشکال دارد

-----------------------------------------------


post name

علی مظلوم

نوشته شده در 18, 5, 1391
نظرات (3)

عبرت 32 ؛  علی کشته ی تیغ جهل

عزا عزاست امروز... روز عزاست امروز... فرق علی مظلوم ... از تیغ جهل ملعون... ازهم جداست امروز

------------------------------------------

فرق علی را تیغ جهل و نادانی و دنیاپرستی... شکافت

حب جاه و مقام، "حق"  را از صحنه ی اجتماع منزوی کرد

امت پیامبر، پای حق نایستادن ... تنبلی کردن ... به لقمه ای چرب، و چند روز حیات حیوانی، دلخوش کردن

با وجود اینکه علی را قبول داشتن ! اما چون اهل مبارزه و احقاق حق نبودن و ایمان قلبی نداشتن، به خانه ها خزیدن

گوش به حرف او ندادن

و بلایی بر سر امت اسلامی آمد، که هنوز چوبش را میخوریم و هر چه بدبختی بر سرمان آمده و می آید

ریشه اش رفاه طلبی و تنبلی ست

آفتی که همچنان گریبان گیر امت اسلام است

-------------------------------------------------------------------

آنقدر که کفر، در باطل خود محکم است، ما در حق خودمان نیستیم

 


post name

علی یک تفکر

نوشته شده در 17, 5, 1391
نظرات (0)

عبرت 31؛ علی علیه السلام یک تفکر   

ضربت خوردن  اول مظلوم عالم، امام علی علیه السلام، فرق عدالت را شکست و امت اسلام رادونیم کرد

مظلومیت اسلام، به این است که، احکامش در بین ما مسلمونا مغفول مانده 

مظلومیت علی علیه السلام، در این است که، او را نشناختن!! نشناختیم !! حتی به اندازه ی خودمان

مظلومیت او ، فقط در شهادتش  نیست

دردها و غصه هایش بخاطر کوته فکری و جهل ، امت  است.... جهلی که هنوز هم ادامه دارد .... ه

و پیکره ی اسلام ، از این بی بصیرتی ها جریحه دار است

باشد که در این شبها ، بیشتر به عمق این مظلومیت دقیق شوم

از خود بپرسم

آیا من امروز در این مظلومیت شریک نخواهم بود ؟

چگونه باید فهمید !!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

علی علیه اسلام، یک تفکر است ... یک اعتقاد است

من چقدر آن تفکر را میشناسم !!!  و با آن فکر علوی  زندگی میکنم ؟؟؟!!!!! ه

من چقدر تمایل به اجرای عدالت دارم ؟؟؟؟؟ چقدر مروج عدالتم ؟؟؟؟

ساده زیستی را، علیرغم تمکن مالی !! بخاطر رعایت حال پایین دستها، چقدر رعایت میکنم؟؟

نسبت به نگهداری و صرفه جویی در اموال بیت المال چقدر حساسیت دارم؟؟

خوب به کارهایم فکر کنم

نکند خدای ناکرده، ما به مظلومیت او فقط ، گریه کنیم !!! و او در آسمان، به جهل و غفلت ما غصه بخورد

امشب ، شب توبه ست، توبه ی نصوح... و تجدید پیمان

-----------------------------------------------------------


post name

رمضان امراض

نوشته شده در 17, 5, 1391
نظرات (3)

عبرت 30 ؛ شناخت امراض

مهمترین ، اصلی ترین ، کابردی ترین عمل در ماه رمضان، تفکر به هدف خلقت وشناخت امراض روحی ، روانی ست

همه ی ما ، خدا را قبول داریم

رو به قبله ، نمازمان را میخوانیم

اعمال عباذی را  انجام میدهیم

پس چرا ، باز در جا میزنیم!! به یه سربالایی که میرسیم !! عقب عقب، برمیگردیم

هر کس خودش بهتر میداند و خودش را میشناسد!! که عیب کارش، عیب موتورش از کجاست

من عیب خودم رو میگم

چون عملی تمرین نکردم !!!!!!!!!!!!!!!! ه

دعا میخونم ! قرآن میخونم ! و .......  اما همش تئوری !!!!!  نه به اون آیه فکر میکنم ! نه به معنیش عمیق میشم

خب معلومه که ،عمل نمیکنم

اول تعقل ، تفکر!! بعد تحول و احساس کمبود و آنگاه آغاز تمرین .....  ه

چون تمرین نکردم و فقط  خوندم و رد شدم

حین رانندگی پشت زندگی اجتماعی، همش میزنم به جدول !!! میندازم توی جوی

یکی از بهترین مواقع تمرین، همین لحظه ی افطاره

همه میدون سر سفره !! تو بایست ، نماز اول وقتت رو بخون

همه له له میزنن، برا خوردن و نوشیدن !! تو لحظه ای رو صبر کن

چرا روزه هام ،  فقط گرسنگی و تشنگی ست، تاثیر چندانی در ساخته شدنم ندارد!!چون تمرین نمیکنم

اگه راست میگی، قدری ..... فقط قدری،  صبر کن !! دیرتر سر سفره برو

بعد آثارش رو میبینی و در خودت احساس میکنی

همه ی اون ده پونزه ساعت نخوردن ، یه طرف، تاثیر تقویت اراده و روح همین چند دقیقه یه طرف

یکی از روشهای مبارزه با نفس ، که خیلی از شهدا در جبهه داشتند

سفره که پهن میشد، میرفت بیرون ، لحظاتی بعد برمیگشت ... ه

بر خلاف میل و دلش عمل میکرد

پرواز بطرف خدا، پیمودن کمال الهی ...عبور از موانع ،  از سر همین سفره ها شروع میشد

آنها که از سیم خاردارها در جبهه گذشتن .... اول ازهمین لذتها و چرب و شیرینها گذشتن

-----------------------------------------------------------------------


post name

رمضان مقاومت

نوشته شده در 14, 5, 1391
نظرات (3)

عبرت 29 ؛ ... امام مظلوم ... حسن مجتبی علیه السلام

از روزی که آدم بر این کره خاکی پا نهاد...حق و باطل را همراه خودش آورد ... ه

و از همان روز اول دعوا بین آن دو آغاز و تا قیام قیامت، ادامه خواهد داشت

ریشه ی این نبرد زیاده خواهی، ظلم و قانع نبودن عده ای  و در مقابل مقاومت و عدم تن دادن عده ای دیگر

قابل توجه اینکه ، در این نبرد، همیشه خون حق و هابیلیان بر زمین ریخته است

اما حق، هیچگاه نابود نگردیده و باطل هم  به پیروزی مطلق  نرسیده

دلائل این دو کاملا  روشن  و عقلانی ست؛ ضمن اینکه، از عالم بالاهمه ی این اتفاقات بطور دقیق رسد میشه

دنیا، محل مبارزه ، مسابقه و امتحان است

این گوی و این میدان

خالق هستی، فرمول دنیا رو بسته و تا آخر هم هیچ تغییری نخواهد کرد

هر طرف در رسیدن به اهدافشون،  حق یا باطل ،  اهل تلاش باشن ، موفق خواهند شد

الاانسان ما سعی

و الا اگرامام معصوم ، حسن مجتبی علیه السلام ،  هم بالای سرشان باشد

ولی اهل مبارزه، تلاش، مقاومت و اطاعت نباشن ، موفق نخواهند شد ... تا چه رسد به یک مجتهد شجاع و فهیم

خدای متعال، مفت، چیزی به کسی نمیده ... ولو اگر شب و روز ذکر بر لب داشته باشند !!!!!!!!!!!!! ه

-----------------------------------------

ماه رمضان، ماه تمرین ، اطاعت ، مقاومت و مبارزه با رفاه طلبی و تنبلی ست

اگر رمضان واقعی را درک کنیم، بر دشمنان بیرون هم پیروز میشویم

 

 


post name

باور دینی

نوشته شده در 13, 5, 1391
نظرات (1)

عبرت 28 ؛ ا س لا م مظلوم 

نمیدونم تا چه اندازه این  وعده وعیدهایی رو که خدا تو این ماه ، خصوص ، به گنه کارا داده ، باور داریم

چه تخفیفهای ویژه ای رو قائل شده و از اون طرف نفس کشیدن یه روزه دار رو، براش ثواب مینویسه 

 مگه ، اداره ی دارایی، اعلام نمیکنه: تا این تاریخ، هر کس مراجعه کنه، تمام  تاخیرات رو میبخشم

و یا راهنمایی رانندگی : گاهی جریمه ها رو، میبخشه

حوزه ی نظام وظیفه ، سربازای فراری و غائبین رو، میبخشه ... و.......... ه

بعد ما چطوری برا گرفتن تخفیف و بخشش جریمه ها میدویم ؟؟!!!؟؟؟ ه

 حالا هم خدا میخواد تو این ماه ، زندانیان حبس ابدی نفس رو، اعدامی ها رو، ببخشه

آیا من گرفتاری ندارم ؟!؟ اسیر هوا و هوس  نیستم ؟؟ آیا میتونم ادعا کُنم حریف شیطون شدم ؟!!؟

آیا تو این فرصت نباید کاری کنم ؟ نمیخوام این اعتیاد گناه و عادات خانمان سوز رو  ترک کنم ؟

فرض کن

حکم اعدامت رو صادر کردن، درضمن یه فرصتی هم برا تجدید نظر تا یه تاریخی بهت دادن، خدا وکیلی چکار میکنی؟!؟ 

مادر پیرت رو، پدرت رو ... و هرآبرومندی رو که بتونی پیدا میکنی، واسطه میبری تو دادگاه

اصلا خودت، راست وحسینی  میری اعتراف میکنی

مشکلاتت رو، گرفتاریاتو، ضعفاتو میگی ...ازش میخوای کمکت کُنِه... مطمئنی دست خالی برنمیگردی

آخه خودش گفته، پا شو بیا میبخشمت

الان این فرصتی رو که بهمون دادن ،کمتر از اون موقعیته ؟؟؟؟

انگاری خدا هم  دنبال بهانه ست ، که آدمو تو این ماه  ببخشه

اما بعضی اونقدر بیچاره اند ، که از این تخفیفا استفاده نمیکنن  !!!! ه

پس  تا دیر نشده و تاریخش نگذشته ، باید بجنبم

آخه چهارده روزش گذشت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ه 

---------------------------------------------------------------


post name

بیداری قبل مرگ

نوشته شده در 13, 5, 1391
نظرات (1)

عبرت27 ؛  سیزدهمین روز از ماه مبارک رمضان هم گذشت

این ماه رمضان نیست که میگذره، لحظات و روزهای عمر من و توست ؛ که همچو ابر میگذره

سالیان سال قبل از اینکه من و تو به دنیا بیایم، ماه رمضان بوده ؛ بعد ما هم خواهد بود و تا قیامت ..... ه

سفر آخرت  "" مرگ "" را میبینم ، عزیزانم را بدست خودم، بخاک میسپارم ... اما هیچ ...... انگار نخواهم مُرد

غفلت ، از این بالاتر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یه نفر بهم زنگ زد، پرسید : بیدارید ؟

گفتم : سرم که به سنگ لحد بخوره ، بیدار خواهم شد

مگه نشنیده اید ، که فرموده است

اکثر مردم  در خوابند!! وقتی میمیرند، آنگاه بیدار میشوند

----------------------

امام خمینی رحمه الله علیه : خدایا ، مرا تا قبل از مُردن، بیدار کن

------------------------------------------------------------


post name

انفاق

نوشته شده در 13, 5, 1391
نظرات (2)

عبرت 26  ؛ انفاق

سوره منافقون آیه 10

وانفقوا مما رزقناکم من قبل ان یاتی احدکم الموت فیقول رب لولا اخرتنی الی اجل قریب فاصدق و اکن من الصالحین

ای مردم. انفاق کنید از آنچه که روزی شما کردیم، پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد ، در آن موقع با حسرت گویید

پروردگارا ، آیا میشود مرگ من را کمی به تاخیر بیندازی تا اینکه صدقه و احسان و انفاق بسیار کنم و از بندگان صالح و نیکو کار تو شوم

--------------------------------------------

ای دلبریان ، آیا این کلام خدا را نمیبینی

پس به خود آی ، تا دیر نشده  و ملک الموت جانت را نگرفته اند ، شاید این رمضان آخر تو باشد

تا فرصت باقیست ، غنیمت شمار ...  که برگشتی در کار نیست

---------------------------------------------------------------------------


post name

دین همین

نوشته شده در 13, 5, 1391
نظرات (0)

عبرت 25 ؛ دین همین

همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردن   ***   همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن

زمدینه تا به کعبه  سر و پا برهنه رفتن   ***   دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن

بمساجد و معابد همه اعتکاف جستن   ***   ز ملاهی و مناهی  همه احتراز کردن

شب جمعه ها نخفتن  به خدای راز گفتن   ***   زوجود بی نیازش طلب نیاز کردن

بخدا که هیچکس را ثمر آنقدر نباشد    ***    که به روی نا امیدی  در بسته باز کردن

------------------------------------------------------------


post name

ریزگناهان بزرگ

نوشته شده در 13, 5, 1391
نظرات (0)

عبرت 24  ؛ ریزگناهان  بزرگ

بزرگترین گناه ، گناهیست که آدم به حساب نمیآره

در حال عبادته ! رو به قبله ست !!!!  بظاهر کار خوب انجام میده ، اما داره اطاعت شیطان میکنه !! ه

چقدر خوبه ، تو کارها به دلمون مراجعه کنیم، از خودمون بپرسیم، واقعا برا چی این کارو میکنم

ظاهرش کار فرهنگی ! کلی آب و رنگ معنوی ! و شعارهای زاهدانه !! اما در درون و مغزش، هدف، چیز دیگریست

مثلا در جلسه ای صحبت از "یادواره شهید" میشه 

طرف، به بهانه ی تبلیغات و ترویج فرهنگ شهادت، پیشنهاد چاپ تعداد زیادی بنر رو میده

جالب اینکه ، کاشی که از کار بر میآد، طرف کارگاه تولید بنر داشته

دیگری از طرح پذیرایی دفاع میکنه !! کارخانه ی تولید کیک داره .....  و دیگری.... و دیگری

و شاید هیچکدام از اینا لازم نباشه !!!!!!  ه

جالبناکتر از همه اینکه، اگه بخوایم اون جنس رو از جایی دیگه، با کیفیت بهتر وقیمت کمتر تهیه کنیم

از بیخ صورت مسئله رو پاک میکنن

تو رو خدا آقای دلبریان، تو این ماه رمضونی،  به این کارات فکر کن ، فکر......  ه

آخه همون قرآنی که داری میخونی ، گفته : صادق باش !! در زندگی و کسب و کارت  توکل به خدا داشته باش !! از مال مشتبه بپرهیز !! هزینه برا بیت المال نتراش !! کاش تو این فرصت ماه رمضونی، بتونم کارمونو با قرآن یه تطبیقی بدم

آخه ، خیلی از خودم ، متشکرم 

با خودم میگم : نکنه حواسم نیست ،آخر کاری با منافقین محشور بشم

---------------------------------------------------------------


post name

بخودبرگردیم

نوشته شده در 12, 5, 1391
نظرات (0)

عبرت 23 ؛ نگاهی به خود

بعضی وقتها از بیرون، به خود نگاه کردن خیلی خوب است

تا وقتی که پشت فرمون نفس، رانندگی میکنیم، و به دور و برمون توجهی نداریم، از نحوه چرخیدن، چرخا  بیخبریم

اما از بیرون که نگاه میکنی، متوجه عیب و ایرادات میشی 

چطوری برای دیدن ظاهرمون جلو آیینه میریم، یا از اطرافیان و دوستامون، که از بیرون نگاهمون میکنن،نظرخواهی میکنیم

برا  اخلاق و رفتارمون ، جلو آیینه رفتیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ماه مبارک رمضان ، فرصتی ست برای دیدن خود، در آئینه قرآن، اصلاح و جبران کمبودها

---------------------------------------------------------


post name

تفکر

نوشته شده در 11, 5, 1391
نظرات (1)

عبرت 22 ؛  فکر . تعقل

چرا یه بار از خودم نمیپرسم!! این چه مسلمونی ست که دارم 

من با خودمم روراست، نیستم، به خودم دروغ میگم!!! ه

فقط با زبان اظهار ارادت !!!!!  خالی بندی !!!! فقط میگم : دوستت دارم

خدای مهربون، دوستت دارم!!!همین 

همین حرفایی که تو نماز میزنم، ایاک نعبد ، ایاک نستعین ... واقعا راست میگم ؟؟؟؟؟

این ماه، فرصت خوبیه ، تا یه قدری فکر کنم !!!! فکر

همونی که یه ساعتش، به هفتاد سال عبادت از روی بی فکری می ارزه

چرا این نمازی که تنهی عن الفحشا و المنکره ، تاثیری در من نمیزاره !! منو از منکرات، بدی ها دورم نمیکنه

اشکال از منه ! یا از نماز ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

-------------------------------------------------------------------------------


post name

رحم بیکدیگر

نوشته شده در 9, 5, 1391
نظرات (6)

عبرت 21؛ ا س لا م مظلوم

هر کس عمل بی نقص انجام میدهد، به خدا نزدیکتر است

زیرا تنها خداست که بی نقص ترین اعمال را انجام میدهد

اگر از کارمان بدزدیم ، اگر از مهربانی به هم ، از یاری و از وظیفه ی پدری و مادری بدزدیم

اگر در انجام وظیفه ای که به ما سپرده اند، کوتاهی کنیم

از خدا فاصله گرفته ایم

اگر از همدیگر دور شویم ، از خدا دور شده ایم

---------------------------------------------------------


post name

همه جا مطیع باش

نوشته شده در 8, 5, 1391
نظرات (0)

عبرت 20 ؛ اس لا م مظلوم

پرسیده : انگیزه ی شما از تحمل این گرسنگی ها و تشنگی ها چیه ؟

برای اطاعت دستور خدا، چون خدا امر کرده، من هم اجرا میکنم

احسنت، بارک الله، پس تو همه جا مطیع دستور خدا هستی؟ و خدا هر چی ازت بخواد نه، نمیگی؟؟!!؟؟

مکثی کرد 

 البته همه جا ..................  ه

چی شد؟ همه جا، نه؟  چرا ؟ مگه الان نگفتی مطیع دستور خدا هستی!؟ 

آخه !!!!!!! ه

آخه چی ؟؟

خب، بعضی دستورات رو نمیشه  !!!!!!!!!  ه

نمیشه ؟!؟ مگه به خدا شک داری ؟ مگه خدا دستور اشتباهی رو میده؟ مگه خدا دستوری خارج از توان ما میده ؟

نه !!!!  ولی

ولی ، چی ؟؟؟

آخه ، مردم ! دوروبریا ! اقوام !! ناراحت میشن ! شاید دیگه باهام قطع رابطه کنن ! افطاری دعوتم نکنن ! و

پس  دستور خدا چی میشه ؟!؟

 


post name

میانمار

نوشته شده در 2, 5, 1391
نظرات (15)

عبرت 19 ؛ جاهلیت ، در مدرنیته

 مقام عظمی ولایت : امروز جریان ظلم در دنیا، حقیقتا یک جریان بی سابقه ست


 مجسمه بودا ، هيلاري كلينتون و دالايي لاما

 امروز چقدر دنیا نسبت به حقوق انسانها به معنای واقعی بی اعتناست

دالایی لامایی، ریئس جمهور میانمار،عامل هلوکاست مسلمانان میانمار

----------------------------------------------------------------------

این قدرتها برای ارزشهای انسانی و الهی ذره ای احترام قائل نیستند

آنوقت مینشینند و دم از طرفداری از حقوق بشر میزنند!! شرم هم نمیکنند

شهید مطهری، داد میزنه، شمر هزاروچهارصدسال پیش مرد، شمر امروز رو بشناس

تحریک و ترویج تعصبات قومی، مذهبی، تفرقه وبدبینی بین ملتها، یکی از روشهای راهبردی دشمنان است

بهترین شیوه ای که، میتوانند و توانسته اند، درسایه ی آن، به اهداف شیطانی خود، که تسلط بر دنیاست، برسن

ترویج افکارغلط ، در سایه ی جهل و عدم بصیرت ملتهاست

رهبر فهیم و عالیقدر :میفرمایند

امروز کار به جایی رسیده که مبارزه با اسلام، زیر پوشش انجام نمیگیرد

تنها امیدی که برای ملتهای مسلمان باقی مانده، جمهوری اسلامی ایران است

آیا ما این امید ملتها را کور کنیم؟؟؟

آیا ما هم سکوت کنیم؟؟؟

آیا ما هم در مقابل فشار قلدرمآبانه قدرتهای بزرگ تسلیم بشویم؟؟؟

آیا حکم خدا این است ؟؟؟

آیا خدا به این راضی است ؟؟؟

آیا سنت جهاد در مقابل ظلم و امر به معروف ونهی از منکر در اسلام، اجازه چنین فکری را بما میدهد؟؟؟

حاشا و کلا. اینجا پرچم مبارزه با ظلم را حفظ خواهد کرد

مدعیان دروغین وخبیثهای حیوان صفت، سران کشورهای اروپایی، صهیونیستها، که ژست آدما رو میگیرن

چطوری برا یه قاچاقچی اعدامی تو ایران، خودشونو جر میدن، پس چرا الان خفه خون گرفتن؟؟

نامردا شدن مدافع و پناهگاه هر چی دزد و جنایتکاره

ای لعنت بر این قدرتهای ظالم

 درعجبم از بعضی دوستان وهموطنان، که مارو در مقابل این گرگها، نصیحت به تعامل میکنن!!!  مگه نمیبینن؟؟ 

یه نقطه ی مشترک بین ما و اونا  نیست

کجایند ... مدعیان حقوق بشر

فاجعه است ، وحشتناک است ..... تاریخ چنین فجایعی ندیده

این دنیایی ست درعصر مدرنیته !!!!!!! ه

  عصر تمدن و .... !!!!!!!!!!!!!!!! ه

اما در حقیقت ، عصر جهالت و نادانی، ظلم و بی عدالتی، عصر حاکمیت سرنیزه

وعصرنامردی و از خدا بی خبری، عصر خباثت

نمی دانم چرا همه ساکتن، انگار نه انگار ........... مسلمونی به کنار، آیا اینا  آدم نیستن ؟؟؟؟؟؟

به کی دردشونو بگن ؟؟ به کجا شکایت کنن ؟؟

سازمانهای بین المللی کجان ؟؟؟

حقوق دانان!! مدافعان اتو کشیده ، بشریت کجان ؟؟؟؟


ندای مظلومیت میانمار
  یادمان نرود که انقلاب ما قراراست مقدمه ی ظهور آن امام عدالت گسترباشد
چشم همه مظلومان به ماست ،ما که ، پرچم دفاع از تمام مظلومان عالم رو بر دوش داریم

زمانی دربلاد اسلام، خلخال از پای زن یهودی کشیده بودن

وقتی این خبر به مولا علی علیه السلام رسید، فرمودند

اگر مسلمانی  از این مصیبت دق کند، جا دارد

-------------------------------------

Asgharak.blogfa.com

اینجا رو یه نگاه بندازید، تا تیر خلاصتونو بزنه


post name

ماهواره

نوشته شده در 23, 4, 1391
نظرات (6)

عبرت 18؛ گیرنده ها در ماه شعبان ؛ ماه پیامبر مهربانی ها و محبت

چند روز دیگه به ماه رمضان نمونده، نمیدونم چه نگاهی به این موقعیتهای ویژه ای که از طرف، من نه، اون بنده ی دیگه نه، اون وزارتخونه یا اداره نه .... فقط از طرف خودش برای همه ی ما داده شده، دارید

خیلی مهمه !!!!!  خیلی .......ه

همه ی ما مهمون خداییم !!!!!!!!!!!!!!  خدا ه

چطوری به مهمونی آدم بزرگا میریم ؟؟؟ 

لااقل همونا رو تو مهمونی خدا رعایت کنیم !!! از این آسوون تر ؟؟؟؟

حدیثه:اگه بعضی ،همانطورکه با همسایه شون صحبت میکنن، در نماز با خدا صحبت میکردن،قبول بود

بیایم ، دیشهای دلمونو رو به فرستنده های خدا کنیم

قرآن... کلام خدا... امواج آسمونی ... نداهای درونی ... رو بگیریم

خراب کنید در ذهن و مغزتون هرچی ، فکر آلوده ست

بریزید بیرون تمام در گیریهای فکری رو، دنیا تا بوده! همین بوده ! یکی خورده ! یکی برده ! یکی سوخته! یکی ساخته

وارد این بحثها جز هدر رفتن انرژی و عمر آدم هیچی نداره

نمیگم بی تفاوت باش، میگم:کار خودتو،که درمقابلش باید به همه جوابگو باشی، از خدا تا خلق خدا، درست انجام بده

آرامش، صفا، سلامتی روح وجسم ... در سایه ی یاد خدا، یاد مرگ و روز محشر است

دنیا با تمام فراز و نشیبش، با همه ی تلخی و شیرینی هاش میگذره

چه کسی  ""مرگ رو"" قبول نداره؟؟؟؟

خواهشا، فقط یه بارهم که شده،سری به غسالخانه بزنید، با چشم دل، بافکر و تمرکز تمام قوای فکری خوب نگاه کنید

دیر یا زود جای همه ی ما خواهد بود، یه نگاهی به صفحه ی متوفیان مجلات بندازید، پیر و جوون نداره

اینجا خوونه ی ابدی همه ی ماست ... هیچکس برنگشته ! همه میذارن میرن

به خدا، خیلی شوخی گرفتیم

ناگهان بانگ برآمد ...... خواجه مرد

خوشبحال اونایی که، سفر بی بازگشت و پر خطر مرگ رو جدی گرفتن و مثل شهدا، بفکر ره توشه اند

این موقعیتهای ویژه ایست، که خدا اعلام کرده، تمام خلافها و جریمه ها رو در این تاریخها میبخشم، به شرطی که به بایگانی مغزت مراجعه کنی، پرونده ات رو بگیری، یه گوشه ای دقیق بخوونی !! حق نداری به هیچکی تخلفاتت رو بگی !! چون  نمیخوام همه بفهمن ! من بنده مو دوست دارم !! و برا هر اشتباهت نزد خودم ، توضیح بدی !!  اگه جبران کنی !! و محکم قول بدی، که دیگه تکرار نشه !! بی خیال گذشته بشو !! دیگه فکرشم نکن ! با هم دوست میشیم

حیف نیست، آدم  از این فرصت استفاده نکنه ؟؟؟ حیف نیست آدم به حرف چنین خدای مهربونی نکنه؟؟

برای امثال من هم دعا کنید ، که بیچاره ام ... جامانده ام

 


post name

غیبت.غفلت

نوشته شده در 13, 4, 1391
نظرات (1)

 عبرت 17 ؛ به مناسبت ولادت مهدی موعود، مظلوم عصر، عجل الله تعالی فرجه

عرض تبریک و ارادت

امید که شادی های ما یکطرفه نباشد !! او هم از ما شاد باشد

مناسبتها برای یادآوریست، برای تذکر است

کعبه نشانی ست که ره گم نکنیم

 مشکل امروز غیبت نیست !! غفلت است

او آمده است ، من کجایم ؟؟

چقدر قبولش دارم ؟ چقدر در امور زندگی با دستوراتش هماهنگ هستم؟؟

اینکه فقط به زبان بگم : دوستت دارم !! ولی کار خودم را بکنم !! کافیه

تحمل انجام  مانور یه عملیات مشابه رو، برای آمادگی و دفاع از خودم ندارم !! چطوری داد و فریاد میزنم که

العجل العجل 

فرمانده که بیاد، عملیاتهای گسترده  شروع میشه و کار خیلی سخت تر از قبل خواهد شد

 روایته ؛ روزی که مهدی موعود ظهور کند، خیلی از همین العجل العجل گوها ! در مقابل آقا، مثل الان، می ایستن و اشکال تراشی میکنن 

سابقه تاریخی تا الان اینجوری بوده ، من تحمل امام حاضر رو ندارم

عاشق قبر امام هستم !! چون امام مدفون ، کاری به کارم نداره !! ه

 آخه  مزار امام  که  از من  نمیپرسه

مالت رو ازکجا آوردی ! این حرامه!  اون حلاله   

از من نمیپرسه ، چرا دیر به اداره میری! چرا اضافه کار الکی میگیری

  چرا اون خواستگار مومن رو بی دلیل ، یا بعلت نداری، رد کردی

یا چرا ، نسبت به مشکلات مردم بی تفاوتی

  هر کس خودش میتونه بفهمه ، آیا امام زمان ، دوستش داره یا نه

خوشبحال اونایی که دوستیشون یه طرفه نیست

*****************************************

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست   ***   تو خود حجاب خودی دلبر، از میان برخیز

با اجازه که دست به شعرشان بردم، شب عیده گفتم باخواجه حافظ، یه مزاحی کرده باشم

 


post name

روزجوان91

نوشته شده در 11, 4, 1391
نظرات (5)

عبرت ؛ 16 روز جوان

ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام

امروز تعدادی از جوانان ، زائرین امام رضا علیه السلام، که از نیشابور مشرف شده بودن

ساعاتی را در دفتر یادمان یاران شهید ، میهمان شهدای غواص بودن، جاتون خالی بود

هر کس به جایی رسیده و میخواد برسه ، وقتش فقط در زمان جوانیست

کسب علم ، ورزش و بدنسازی ، قهرمانی ، کسبب فن و تخصص ، کار اقتصادی

 و از همه مهمتر، مبارزه با وسوسه ها، تن پروری، بیماریها و امراض روحی و.... و خلاصه اگه بخواد آدم بشه

فقط در جوانی

تمام آدمای بزرگ، در جوانی بزرگ شدند

در جوانی تمرین کردن، ساخته شدن

آدم یک شبه به جایی نمیرسه

جوانی، مثل ماشینی ست  که از کمپانی تحویل میگیری، اگه مواظب نباشی و به جدول بزنی

تا آخر لاستیک سابی پیدا میکنه  

قبول دارم، رانندگی تو این شلوغی سخته !! خیلی هم سخته !!ه

اما اگه قانونو رعایت کنی، دستتو تو دست خدا، شهدا، بذاری، خودتو بیمه کردی ، کمکت میکنن

طوری که خودت حال کنی

فقط  چند سال بحرانی رو دندون روی جیگرت  بذار، قدری صبر کن، ازخطر تا آخر جستی

------------------------------------------------------

صبر کن حافظ، بسختی روز و شب   ***   عاقبت روزی بیابی کام را

فقط هر چیزی راهی داره

پای صحبت جوونا که مینشینم، از رانندگیشون توی این شهر شلوغ پلوغ لذت میبرم

نگو ، نمیشه !! اینا مثل خودت هستن ... فکر کردی فقط تو ماشین داری

رانندگی، فقط به استارت زدن و گاز دادن نیست


post name

مبعث مهمات2

نوشته شده در 29, 3, 1391
نظرات (2)

عبرت 15؛  پیام مبعث ، مهمات جبهه 2 

ضمن تبریک عید مبعث ، امید که هر چه بیشتر به اهداف بعثت آشنا و با دستورات دین اسلام مانوس وعامل شویم

هر چند سخن دانی، دُر است، حرف طفلی را شنیدن ، بس طلاست

شیخونا، این خرقه ی، خوددانی بینداز! گوش کن. گر که گویی خود میدانم همه، ای بسا هیچ نا، دانی همه

-------------------------------------------------- 

بعثت اسلام ، اقیانوس کرامت ها و درسهاست، اگر بخواهیم از آن اقیانوس بنوشیم، قطره قطره است

راههای طولانی را، قدمهای محکم ، کوتاه و مستمر میپیماید

 راه آسمان را، اززمین نشان دهیم! نه از اون طرف، از معراج !!! ه

هدف بعثت  >> جذب حداکثری

پیام  بعثت>> عروج انسانها، از زمین به آسمان است، از خاک به افلاک

 بعثت،  برای تمام انسانهاست، از هر نژادی با هر نگاهی و با هر..........ه

ریشه ، اساس و فنداسیون بعثت ، محبت ، به تمام موجودات است

ای رسول ما، تو فقط پیام ما را ابلاغ کن، قرار نیست کسی را به زور به بهشت! یا جهنم ببری

-------------------------------   

رسول بزرگوار اسلام ،قبل از رسالت ، در بین مردم ، معروف بود به ، محمد امین

فرمانده لشکرها در جبهه ، قبلش تک تیراندازها ، فرمانده دسته و فرمانده گروهانها و گردانهای،خوبی بودن

خداوند انسانی را برگزید، که سابقه ی درستی داشت، در بین مردم بود، وقتی اعلام رسالت شد

مردم جا نخوردن

-------------------------------------------------

احترام به استعدادهای مردم ، ولو کافری که شرور نبود و به اسارت مسلمونا در آمده بود 

  به فلان زبان مسلط و به تخصصی آشنا بود ، پیامبر فرمودند

اگه چند نفر از مسلمانان را آموزش دهی. آزادی

-----------------------------------------------------------

چند نفر از کفار رو که قرار بود اعدام کنند، پیامبر یکیشونو صدا زدن و آزادش کردن! اصحاب:: مگه قرار نبود اعدام بشه

جبرئیل بر من نازل شد و خبر داد :: او در شهر و دیار خود، آدم باغیرت ، با سخاوت، با محبت وامانتداریست

--------------------------------------------------------

رئیس قبیله ای با ابهت وتکبر وارد شد و با ناراحتی و جسارت ... صدا میزد

کجاست این شخصی که دم از رسالت میزند و خود را رسول خدا میخواند و بتهای مارا،عقائد مارا...باطل میداند

افسار اسبش را گرفتن، پیاده شو برادرم، اینجا قبیله ی مسلمانان است، خسته ای ! از راه دور آمده ای! او را به داخل بردن! پس از نوشیدن و رفع خستگی

 پس کو این  محمد ..........  خودم هستم برادر... بفرمایئد  

با تعجب ، چشمانش از حلقه بیرون میزد! تو محمدی ؟! تو رسول خدایی ؟ تو ریئس این قبیله ای؟

آری برادرم

پس چرا اینجوری ؟ افسار اسبم رو گرفتی ؟ هر چی جسارت کردم! محبت کردی؟ اصلا نه خدمتکاری داری؟ نه برده و نوکری داری؟ خودت از من پذیرایی کردی! روی زمین کنارم  نشستی

اینها همه دستور همین دینی ست، که من به رسالتش برگزیده شدم، من رسول خدای یگانه ام، اما عبدو بنده ی اویم

من فرمانروای  قبیله ام نیستم، من راهنما ، معلم و دلسوز تمام قبیله هایم

هیچ اجباری هم در پذیرفتن و یا نپذیرفتن اسلام، از تو ندارم، من مسئولیتی از طرف خدا دارم که همه را آگاه سازم 

با دیدن و لمس کردن درسهای اسلام و شنیدن دو کلمه حرف حساب و منطقی، ایمان میآورد، بخاک می افتاد

اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله

نوکرتم محمد ، الان رفتم که قبیله رو دربست بیارم... فوج فوج به اسلام گرویدن

پیام بعثت را هر کس گرفت ، به خاک افتاد و پیروی کرد، آن سیره را

*****************************

شهدا ،پیام بعثت را خوب گرفتن .......... گردانهای جبهه ، شبیه قبائل رسول الله بود

وقتی پدرم اولین باردر جبهه، آقا جلیل رو دید و در سفری کوتاه تا خرمشهر برا بازدید رفت و برگشت، به محض اینکه منودید،پرسید

این آقا کیه ؟؟ گفتم : آقا جلیل، فرماندمونه ..... جلیلی که میگفتی، همینه ؟ آره ،مگه چی شده

اشک تو چشماش حلقه زد گفت : خیلی با معرفته ، خیلی مرده

در طول سفر، که برا بازدید، رفتیم خرمشهر و برگشتیم، یه جا ندیدم، جلوتر از بقیه، یه لیوان آب بخوره، هیچ جا بدنبال رفاه خودش نبود، هر کس بی صبری میکرد، از راننده ها ، پدر مادرا.... دو کلمه میگفت، همه ساکت میشدن ... چون خودش نمیخورد... همه عاشقش شدیم

بمن سفارش کرد: ازت راضی نیستم، اگه به حرفش گوش ندی

تا عمر دارم و زنده ام، مخلص آقا جلیلم   


post name

مهمات جبهه1

نوشته شده در 26, 3, 1391
نظرات (13)

عبرت 14؛  مهمات جبهه 1 

ما در جنگ سخت دیروز ، با صلاح نرم ، با فکر ، اندیشه و انگیزه ... به مقابله و دفاع برخواستیم

سلاح اندک ما ، در سایه ی صلاح ، کاربردی و عملیاتی شد

فکر بر گلوله ، مشت بر درفش ، خون بر شمشیر ... پیروز شد

دشمن علیرغم قدرت مادی، در مقابل اراده و ایمان بچه های ما زمین گیر و از خانه رانده شد

یادم نمیره، شب عملیات کربلای 5، که غواصان، قرار بود از نهر خین عبور کنن، به محض اینکه سرشونو از تونل در آوردن، تاوارد نهر بشن، اونقدر گلوله میومد، که خط آتش درست شده بود، تیرهای رسام، به همدیگه چسبیده بود، امکان عبور از لابلای اونا نبود،اما باید جلو میرفتی، یاد کربلا، ترس بچه ها را ریخت، با ذکر یاحسین ، به آب و آتش زدن ... اگر با عشق سید الشهدا و فرهنگ عاشورا غریبه بودن ... یکنفر نمیرفت، یعنی نمیشد رفت ،قطعا همه کپ میکردن

باورهای دینی ، بدنهای نحیف را همچون زره در مقابل گلوله ، به جلو برد

و نیروهای کلاسیکی و پرادعا رو در داخل تانکهای زرهی ، به تسلیم وا داشت

رمز و رازش چه بود ؟؟؟؟؟؟؟ 

دشمن ضرباتی به ما زد، خساراتی رسوند، اما ، نتونست خانه رو از ما بگیرد...با تمام قدرتی که داشت، ذلیل ما شد

حالا همون دشمن در جبهه ای دیگر به میدان آمده! اما نه با سلاح ! با فکر ! با تبلیغات! با ابراز محبت! با دوستی! ه

جبهه ای آروم بی سر و صدا ، افکار در مقابل اندیشه و اعتقادات

تنها همان فکر و فرهنگی که، رزمندگان ما را از اروند عبور داد و جوانان مارا پشت خاکریز نگه داشت، نجات بخش است

منجی ما فقط، فرهنگ عاشوراست ، که در جبهه ها به عینیت در آمد

اگه مثل روزای قبل واول جنگ، که دشمن درحال آمادگی و پیشروی بود وماغافل شدیم 

امروزهم اگر درجبهه ی فرهنگی بسیج نشویم و امکانات را به مدافعان خرمشهر نرسانیم

و با افکار بنی صدری، به فرمایشات فرماندهی کل ، اهمیت ندهیم

دیری نخواهد شد که دشمن تا اهواز پیش خواهد آمد..... و شاید دیگر کار از کار بگذرد  

 با فکر، فرهنگ و روشی که !! بر تانک و توپ غلبه کردیم

!! امروز میتوان به راحتی با  تهاجم فرهنگی  مقابله کنیم ؟؟

و درمرزهای فکری نسل امروز، مدافعانی سازمان خواهد یافت، که دشمن نتواند یکقدم پیشروی داشته باشد

به شرطی که صلاحهایمان مجهز به این مهمات شود


post name

جبهه فرهنگی2

نوشته شده در 24, 3, 1391
نظرات (0)

عبرت 13 ؛ 

 جبهه فرهنگی 2                      

چرا در جبهه ی فرهنگی، نیرو و امکانات کم داریم ؟؟ به همان دلیلی که در جبهه ی رزمی کم داشتیم

چون در جبهه ی فرهنگی، مثل کار اقتصادی ، سیاسی ... منافعش، زیاد ملموس نیست

 میکاری...اما دیر درو میکنی ! شاید هم اصلا درو نکنی و خسارت هم بدی و دیگران درو کنند

 عمرت تموم میشه ،یه لیوان آب خوش، از گلوت پایین نمیره

زحمت زیاد ،محصولش با تاخیر و کمیتش اندک... اماکیفیت ، برکات و مزدش، فوق العاده ست

در این جبهه  کیفیت  مقدم برهمه چیز است، یکی مرد جنگی، به از صد هزار 

تمام جبهه های دیگه ، زیر بلیط این  جبهه ی نامحسوس  و گاهی فراموش شده و مظلوم است 

 موفقیت، پیشرفت،خصوص سلامت، درتمام بخشها، سیاسی، اقتصادی و... بستگی به پیروزی دراین جبهه ست

جبهه ای، با این اهمیت و تاثیرگذار !! در عجبم که چرا، مغفول مانده و مهجور و ....؟؟؟؟

چون تو این جبهه، خبری از محسوسات ، معکولات ، مشروبات و مادیات نقد ، نیست

همش نسیه کاری ......  الدنیا ، مزرعه الاخره

برا همین ، جبهه ، خلوته

اونایی میتونن تو جبهه ، بایستن که ، عاشق  باشن

********************************************

حریم عشق را، درگه بسی، بالاتر از عقل است  ***  کسی آن آستان بوسد، که جان در آستین دارد


post name

جبهه فرهنگی

نوشته شده در 22, 3, 1391
نظرات (3)

                                           عبرت 12 ؛     

جبهه فرهنگی 

متاسفانه در جبهه ی فرهنگی ،از نیرو و امکانات پیشرفته  خبری  نیست

دکترین ، استراتژی وطرحهای عملیاتهای بزرگی هست! اما امکانات لازم رو پای کار نداریم

بچه ها برا یه گلوله آرپی جی ، برا یه توپ 106 و یه قبضه خمپاره تو خرمشهر موندن

امکانات رو فکرهای بنی صدری، در اختیار نمیگذارن

اصلا دغدغه ی دفاع و جنگیدن ندارن !! دشمن داره تو مرزها میاد جلو ،،، اونا خوابن 

هر چی امام داد میزد، جنگ در راس امورکشور باید باشه! شبیخوون فرهنگیه! تهاجم فرهنگیه؟ ناتوی فرهنگیه

اما برای یک روز در این مملکت جنگ، در راس امور قرار نگرفت

اما آیا رزمندگان، جبهه ی دشمن رو نشناختن ؟ دستور رهبری رو نگرفتن ؟

بنی صدر امکانات نمیده !! ...جهان آرا ،با "سلاح  انفرادی" جلو متجاوزین و "تانکهای زرهی" می ایسته و

موفق میشه

بازرگان، هیئت دوستی با ضدانقلاب میفرسته!!چمران،گروههای چریکی راه میندازه وعملیات انجام میده

وکردستان رو امن میکنه

 امروز ازهمه اونایی که ایستادن،به بزرگی یاد میکنیم و ازهمه اونایی که نامردی کردن، به ننگی  

در طول تاریخ  ، جبهه ی حق،  اینگونه بوده

وقتی دوستان ساده لوحی که، امروز هم همه جا داریم، به امام میگفتن: شماچطوری میخواید با آمریکا بگیرید

امام فرمودند ::: سیدالشهدا، هزار و چهارصد سال قبل تکلیف مارو روشن کرده

اسلام، با روح عاشورایی زنده مانده است، جنگ ،با فرهنگ عاشورا، جلو رفت 

 و زندگی ما تماما با الهام گیری از روح امام حسین علیه السلام حیات خواهد داشت، فقط

هر جا هستید مثل همون شهدا بایستید، کار کنید، زیاد هم منتظر امکانات نمونید ه


post name

رود نیل

نوشته شده در 11, 3, 1391
نظرات (7)

عبرت 11؛ رود نیل ، رود اروند

یادمان شهدای گمنام عملیات والفجر هشت، اروند

اسفند ماه سال 1390 چند تن از گردشگران آمریکایی ، خاخام های یهودی ضد صهیونیست

آقای احمد نجفی مترجم گروه بودند

به انگلیسی ترجمه میکرد

اون مقابل رو میبینید ؟؟  شبه جزیره ی فاو ..... بچه های ما از همین رودخانه ی خروشان که باید گفت دریاست، عبور کردن و اون طرف، با نیروهای سنگر نشین در ساحل مستحکم، در گیر شده، اونا رو شکست دادن و تا جاده ی فاو ، ام القصر عقب روندن

اگه خداوند برای قوم بنی اسرائیل، نیل را شکافت، و لشکریان فرعون را غرق کرد اما برای بچه های ما هیچگاه اروند شکافته نشد

غواصای ما با توکل بر خدای موسی، به آب و آتش زدند

به محض اینکه آقای نجفی این حرفای منو ترجمه کرد و شنیدن، رنگ چهره شون عوض شد

هنوز  تو فکر بود ،که  ازش پرسیدم

به نظر شما این نیروها دارای چه خصوصیاتی بودن ؟؟؟ کجای تاریخ مثل این نیروها سراغ داری؟؟

فقط با تعجب نگاه میکرد و با تمام وجود در مقابل عظمت روح شهدا، تواضع کرد و احترام گذاشت

**************************************************************

اما افسوس که ما این تاریخ بزرگ و بی نظیر رو به دنیا معرفی نکردیم  

عظمت این ملت قهرمان، و این کشور رو که به برکت خون هزاران شهید بدست آمده، به جهانیان نشون ندادیم

و حتی درست و حسابی به موزه هم، نسپردیم

نمونش فیلمهای آبکی و الکی دفاع مقدسی، خودمان بدست خودمان، تاریخمان را تحریف میکنیم

دنیا از هیچی، چیزی میسازه، ما از همه چیز، هیچی

به خدا همه ما مسئولیم، قیامت باید جواب بدیم

شهدا ، آیندگان ، تاریخ .... جلو مارو خواهند گرفت  


post name

سیزده 91

نوشته شده در 14, 1, 1391
نظرات (13)

عبرت 10؛ روزنمادین قدرت الهی ، زنده شدن طبیعت

بهار آمدو  گلزار نور باران شد ****** چمن  زعشق  رخ یار لاله افشان شد

شکرخدای را که باران را نازل میکند، نور وحرارت خورشیدرا متعادل به زمین میرساند،اکسیژن  را و .........خدایا، چقدر زیبا زمین را برای حیات ما آماده کردی ، فکر کردیداگه فقط بارون نیاد، چی میشه؟ وقتی قطرات رحمت الهی برزمین خاکی میباره، برا اینکه نعمت در ذهن ملموس بشه، به دور و بریها میگم، این قطرها سکه ست که از آسمون میباره،این فقط یه نمونه کوچیکشه، نعمات خدا قابل شمارش نیست، اما هرکس به اندازه معرفت خودش اگه فکر کنه، متوجه میشه ، که همه چیز ما از اوست، اما درعوض این همه نعمت که به ما داده، ما براش چکار میکنیم؟؟!!

روزسیزده اول برای ادای احترام، رفتم گلزار شهدا،خدمت فرمانده ام، آقا جلیل ودوستان غواصم، اگه یه قدری چشم دل رو باز کنی، خواهی دید که زیرهرسنگش، پیکرغرقه بخون یه سرباز خوابیده.......من که خجالت میکشم، اونا خوابیده باشن ومن راست راست راه برم، باید دل وجان رو با خاک آشنا ساخت وسرافکنده، دست نیاز....

خدایا،به تو پناه میبریم وازتومیخواهیم، مرا از شروسوسه ها حفظ فرما،یاد مرگ را لحظه ای از خاطرم مبر

 

مباد یاد شهیدان ما ، رود از یاد **** مباد خون شهیدان به دست ما برباد

گروه عاشقان بستند محملها، و وارستند  ***  تو دانی حال ما واماندگان در این میان چون شد

نشان اهل خدا، عاشقیست ، با خود دار ***  که در مشایخ شهر، این نشان نمیبینم

با که گویم غم دیوانگی خود، جز یار ؟ *** می نگنجد غم هجران وی ، اندر گفتار

نو بهار است، در میکده را بگشایید *** نتوان بست در میکده در فصل بهار

با می ،بکنار جوی میباید بود   ***  وزغصه کنار جوی می باید بود

این مدت عمرما چوگل، ده روزیست  ***  خندان لب و تازه روی می باید بود

دوستان، عیب به تاب بازی دلبر مکنید  ****  که من خود را زمحبان شما  میبینم


post name

کلیسا

نوشته شده در 13, 1, 1391
نظرات (2)

عبرت 9 ؛ مقصود تویی ، مسجد و بتخانه بهانه

در سفر راهیان نور 

 بطرف یادمان شهدای گمنام عملیات والفجرهشت، اروند کنار 

اینجا ایران است ، مهد تمدنها ، کشور مهربانیها و محبت

صدای ما را از آبادان میشنوید

مسجد و کلیسا ؛ نماد آزادی عقاید 

بر در میکده و  بتکده و  مسجدو  دیر ؛  سجده آرم  که تو شاید  نظری بنمایی


post name

ایران.شوشتر

نوشته شده در 25, 12, 1390
نظرات (4)

عبرت 8 ؛ 

اینجا ایران است ! صدای ما را از شوشتر میشنوید

ایران اسلامی، ایران باستان ، ایران پهناور  رو،  قشنگ ببین ، برگشتی به صهیونیستها بگو

دست از پا خطا کنن،اگه شده با همین مشتها ، ضربات مرگبار بر سرشون فرود خواهد اومد!! مفهومه

با مشت ؟؟؟!!؟ مگه میشه !؟؟!!!!؟

همینی که میگم بهشون بگو، اونا با تموم نفهمیشون ، متوجه میشن با مشت یعنی چی ! ه

آی بچه ها، قدر کشورتونو، قدر خودتونو، قدر دین و رهبرتونو بدونید، که در دنیا نمونه اید

بعضی از هموطنای ما مثل ماهیهای این رودخونه ، توی آبن، ولی .......ه 

کشوری که چشم دنیا رو به خودش خیره کرده، ایرانه

یه عکس ازتون میگیرم، برید نشون اون ور آبی ها بدید و بگید

 این کشور با ملت و رهبری که دارن  رو بشناسین و اینقدر یاوه سرای نکنین

آها ، چقدر قشنگ ، افتاده ، اوکی

اینم نمونه ای از جووناشون ، جان برکف و شجاع  

اینا  اگه لازم باشه و رهبرشون  دستور بده ،تا تلاویو تخته گازمیرن،هردشمنی،توهرجای دنیا، یه تیر رو به ما شلیک کنه، معلوم نیست چه بلایی به سرش بیاد

ما اهل جنگ نیستیم، ولی اگه کسی گردن کلفتی کنه ،با من که نه، با این جوونا طرفه

حالا معنی مشت رو که آقای نجفی بهت گفت ، فهمیدی ؟؟؟


post name

وب به خاخام

نوشته شده در 15, 12, 1390
نظرات (0)

عبرت6

روایتهای فابریک رو شما هم ببین

عدو شود سبب خیر ، گر خدا خواهد

هیچ پدیده ای در دنیا اتفاقی نیست !!! یکهفته پس از هک شدن سایت ، ماموریتی داده شد، تا چند تن از میهمانان خارجی رو در سفر به مناطق جنگی دوران دفاع مقدس، همراهی کنم ، اتفاقا خاخامهای یهودی ضدصهیونیست یودن ،موضوع هک شدن سایت، اونم توسط اسرایئل، سوژه و مدرک بسیارخوبی بود تا اونا هم نیبت به تاریخ جنگ ما حساس بشن

بهش گفتم : فکر میکنی این سایت چه چیزایی میگفته، که باعث حساسیت همونایی که شما ازشون متنفرید، شده وهکش کردن؟؟؟

به دقت وبا تعجب نگاه میکرد! راستی چی بوده مگه ! چه اطلاعات مهمی داشته ؟؟

ببین ، من یک بازمونده از جنگ تحمیلی هستم، جنگی که از طرف قدرتهای صهیونیستی توسط صدام، بما تحمیل شد

خیلی از دوستام و برادرم در این جنگ به شهادت رسیدن، من فقط خاطرات جبهه ام رو توی این سایت مینوشتم، به سیاست هم زیاد کاری نداشتم

فکر میکنید چرا و به چه دلائلی نمیخوان، جوونای امروز ما از جنگ و زندگی شهدا چیزی بدونن ؟؟؟؟

مگه شهدای ما چه طور بودن ؟ چگونه آدمایی بودن ؟ فرق کشته های ما با کشته های جنگهای دنیا چیه ؟؟

چرا اینقدر از فرهنگ امام حسین علیه السلام ما میترسن ؟؟ 

اینم عکساشون ، ببین چه چهره های معصومانه ای ، اصلا اینا به جنگجو شبیهن؟ آدم نظامی توی دنیا با این قیافه دیدی؟؟

اینا در عین حالی که عارف بودن، اما در میدون نبرد مدافعانی شجاع ونترس بودن

به قیافه های کوچکشون نگاه نکن، اینو میبینی ،یه دانش آموزه ،میز درس رو رها کرده اومده جبهه!! سر سفره غذا دیرتر از همه مینشست، میگفت : دوستام که گرسنه اند اول سیر بشن، بعد هر چی باشه خواهم خورد، لباس غواصی پوشید، توی آب سرد رودخانه، در زمستون آموزش دید ،از آخرهم بشهادت رسید

این یعنی ، صداقت ، درستی و انسانیت

 این خاخام یهودی ، چنان با دقت گوش میکرد و به عکسا چشم دوخته بود و به انگلیسی زمزمه ای داشت

جایی دیگه از این جور آدما به چشمت خورده ؟؟!! تو عمرت دیدی ؟؟!! اگه پیدا کردی بهم خبر بده !!!ه

شماره های تلفن و ایمیل رو تبادل کردیم ، قرار شد بیشتر به این حرفا فکر کنه ، چون براش خیلی جالب بود


post name

چفیه خاخام

نوشته شده در 15, 12, 1390
نظرات (19)

عبرت  7 ؛

فرهنگ این چفیه ها، ظلم ستیزیست

تواضع تمامی ادیان و انسانهای منصف به بزرگی و پایمردی ملت ایران

درود بر امامی که ملت ما رو از ذلالت و سیاهی و از ذلت به اوج عزت رسوند

رحمت خدا بر ارواح شهدای گرانقدری که ضامن پیروزی ملت مسلمان ما شدن

کاش بهمراه ما میبودید در سفر به مناطق عملیاتی دفاع مقدس ، شلمچه، اروند، یادمان شهید تندگویان، ومیدیدید نگاههای همراه با حیرت خاخامهای یهودی وآن زن تازه مسلمان فرانسوی را،

بیاد حرف شهید حسن باقری افتادم،به بچه هایی که در اوج مظلومیت در آن بیابانها دفاع میکردند میگفت

ناراحت نباشین، روزگاری خواهد اومد که این سرزمینها زیارتگاه و نماد مقاومت واخلاص شماها خواهد شد

ببین خاخام جان ، اگه این چفیه ی ضد صهیونیستی تا حالا برگردنت مونده ، به برکت فرهنگ چفیه ی بسیجیان خمینی ست

اگه میخواین صهیونیستها رو خاک کنید، باید از فرهنگ این چفیه پیروی کنید

یعنی از مرگ نترسید ، مثل حزب الله لبنان

ok


post name

هکر سایت

نوشته شده در 15, 12, 1390
نظرات (11)

عبرت 5 ؛ هک شدن سایت

پس از چندین روز دوری از شما خوبان بخاطر هک شدن سایت ، سلامی از اعماق وجودم عرض میکنم

این است منطق اسرایئل، حذف ، ترور ، زور و دیکتاتوری

دموکراسی با مشت آهنین، اندیشیدن فقط با فکر اونا ، آزادی در قفسی که ساخته اند

 

HACKD by israel

Hacked by chelsey & henry

همانگونه که در قرآن کریم خداوند میفرماید

دشمنان شما را از احمقها قرار داده ام

کاملا با این نوع اعمال بچه گانه و احمقانه بیشتر از پیش کلام الهی برای من و شما روشن میشود

وعده های خداوند را باور کنیم! او به ما وعده ی پیروزی داده است

فقط باید از دستوراتش اطاعت کرده و اهل استقامت باشیم

 اگر چه زحمات چندین ماهه ام از بین رفت، ولی می ارزید، که بیشتر دشمن بی منطق خود را بشناسیم

اتفاقا این نوع برخورد عزم مرا بر حضور بیشتر در فضای اینترنت جزم تر کرد

شما بهتر از من میدونید، گذاشتن مطلب درسایت، وقت زیادی رو میطلبه، و به لحاظ مشغله کاری و جلسات زیادم، قصد داشتم تقریبا وب سایتم رو به حالت نیمه تعطیل در آورم، اما با این کار، پیامی را یاران شهیدم به من دادن که دلبریان، ادامه بده و هر طور شده، این سنگر رو خالی نذار 

لذا با شهدا عهد میبندم، تا زنده ام ،ضمن حضور در سراسر خطوط جبهه، ضمن تهاجم به دشمن، این سنگر روخالی نکنم

وماالنصر الا من عندالله العزیز الحکیم 


post name

هواپیمای جاسوسی

نوشته شده در 19, 9, 1390
نظرات (10)

عبرت 4؛  دیروز،صحرای طبس، امروز صحرای کاشمر

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام

ممنونتیم آقا،که درماه محرم،عاشقانت رو یاری رسوندی،اگه نبودعنایات شما،ما هیچ بودیم

آن روزدرصحرای طبس، به خاک مذلت نشستن وامروزهم، ذلیل حسینیان شدن

آمریکا، که مثل یزید رجز میخواند،چطورتوسط کشوری که سالها درمحاصره ست،پوزه اش بخاک مالیده شده

گرچه خیلی ازدوستان ما، توجهی نکردن وحقیراز اینگونه نگاهها فوق العاده ناراحتم! ازاین بی توجهی ها،نسبت به اقتدارملی! دلیلش اینکه، درهرمناسبتی، صدها پیامک وصول میکردم، که خیلیهاش جفنگیات بود! اما،حتی یک پیامک هم دراین خصوص دریافت نکردم!حتی درخیلی ازمحافل مذهبی هم حرفی نشنیدم

چرا ما به این پیروزیها بی توجهیم؟؟؟؟؟

چه کسی شک دارد که این پیروزیها جز به عنایت خدا و ائمه ی معصومین ممکن میباشد؟؟ با تمام پیشرفتهایی که بحمدالله داشته و داریم، اما اگر توجه الهی نباشد، مالیدیم، همانطور که آمریکا سی ساله، با اینهمه توانایی تسلیحاتی،در مقابله ی با ما خاک شده وخواهد شد

هواپیمای جاسوسی آمریکا، توسط جوانان این مملکت توقیف شده!!!ه

حالا بزرگواران، سُمُن بُکمُن اُمیُون فَهُم لا یعقلوُن، خیلیها سکوت کردن

یره، خداوکیلی ،چقدر جمهوری اسلامی مظلومه

چرا اینقدر بی توجهی نشان میدهید ؟؟

اگه الان یه تفنگ، آمریکا یا اسرایئل، از ما در یک کشوری، گرفته بودن، گوش فلک رو کر میکردن!!!!!ه

حالا ما ، فقط بلدیم .................!!ه

یه دختر خانمی توی اغتشاشات،حالا بهر دلیل، کشته شد،بیا ببین چه سروصدایی راه انداختن! تو بوغ وکرنا کردن، که آی مردم دنیا، آی سازمانهای بشری وآی....... بفریادمون برسین، مارو قتل عام کردن! آنقدر هیاهو به راه انداختن، که تا دورترین جزایر اندونزی خبرش پیچید!

اگرچه همونجا هم تعدادی بسیجی و نیروی انتظامی شهید شدن، ولی ازاونا هیچی نگفتن!!ه

حالا ما فقط بلدیم ...............!!!!!!!!!ه

سرداران ما رو، به همراه چندین بلوچ ازپیروجوان، شیعه و سنی،بی گناه،ترور کردن،ما نشستیم وذکر گفتیم

بابا،ما رو دارن میزنن!! ما ساکت نگاه میکنیم وتوی دلمون نفرین میکنیم! همین کافیه،چه تلاشی!!!ه

بقول شهید مطهری : به خدا قسم خجالت داره ما اسممون رو گذاشتیم مسلمون

چرا اینقدر بی توجهیم، و بی سلیقه و بی حال ؟؟

شما رو بخدا، لااقل از اونا یاد بگیرین،همین طریقه ی ترویج فرهنگ پوچ غربی رو

اونا جنسهای آلوده رو دربسته بندیهای زیبا به خورد جوونا میدن

شماها اجناس اصل وعالی رو در بسته بندیهای ناهمگون ارائه میدید،که هیچکس رغبت استفاده نمیکنه

بی جهت نیست که حضرت علی علیه السلام میفرمایند

حاضرم ده نفر از شماها رو، و با یکی ازیاران معاویه، عوض کنم

اونا در باطل خودشون محکمتر از شماین وشماها درحق خودتون،شُل و وِلید

مفهمومه !!! ببخشید ها هاهاهههههههههههههههههاااااااااااااااااااا ؛


post name

قدرت خدا در بسیج

نوشته شده در 2, 9, 1390
نظرات (6)

عبرت3 ؛  سلاح دفاعی  ما در صلاح هست و بس

صادقانه بِگَم که

هر چه فکر کردم که چه واژه ای در شأن و منزلت ، بسیجیان، بکارببرم، کلمه ای نیافتم

کارهای خارق العاده ی، این نیروهای داوطلب در طول انقلاب،خصوص دردوران دفاع مقدس،معنی "لغوی بسیج" رو هم تغییرداد،امروزه در دنیا،هر کس به محض شنیدن کلمه "بسیج"  یادِایران ودفاعِ جانانه اش درهشت سال جنگ می افته!


زمان اعزام به جبهه، مردم به لباسای بسیجیا دست میکشیدن وبه نیتِ تَبَرُک بصورتشوُن میمالیدن، براستی،این ارادتهای قلبی، در سایه ی چی میتونست باشه؟ آیا جزاین بود که، میدیدن اینا دارَن داوطلبانه وعاشقانه، بدون هیچ چشم داشتی به میدوُن جنگ میَرن! وبازمیدیدن،چند روز بعد،بعضی ازهمین ها غرقه درخون وشهید وبعضی با بدنهای زخم خورده ونقص عضوبه خانه بازمیگشتن!

همه میدیدن ،اون مجروح رو دربیمارستان که بسختی بعضی کارای خودشوانجام میده ولی حاضر نیست پرستار روصدا بزَنه!تا او بکارای مهمتری برِسِه!همه میدیدن ،اون رزمنده ای که ماسکش رو به همسنگرش داد وخودش شیمیایی شد،همه دیدن ،اون بسیجی روستایی روکه سرپست نگهبانی مجروح شد ولی تاپایان شیفتش ایستاد که نکُنه بارش بدوش رفیقش بیفته، همه دیدن تا بعد شهادتش هیچکس حتی پدر و مادرش متوجه نشدن اودرجبهه فرمانده ی گردان بوده وچند بار مجروح شده واز بیمارستان به جبهه برگشته، همه این مردانگی ها و اخلاص رو دیدن، آری این فرهنگ عاشورایی در جبهه ،بصورت "دیداری" ملموس ومنتقل شدوجوانان را متحول کرد

رمز پیروزی ما ،درجنگ ،عمل صالح واخلاق نیک بود،نه بمب و سلاح، آن نیرویی میتواند از سلاح خوددرمقابل دشمن خوب بهره گیرد،که مجهز به صلاح باشد،موشکهای شهاب در سایه ی اخلاق کاربرد دارد، موشکها وسلاحها ،اشدا علی الکفار است که باید درمقابل دشمن خارجی به آن مجهز شد،اما در سایه ی رحما بینهم ،همان سیره پیامبران وائمه معصومین علیه السلام ،که درجبهه ها ظهور کرد ، یادمان نرود

*******************************

یاد روزی که بسیجی میشدیم ، شمع شبهای دوعیجی میشدیم ، جمع میکردیم پاره پاره ها ، در میان تیرو آن خمپاره ها