نظر شما:
نام:
نظر:
نظرات ثبت شده
سیدمحمد
خداوندهردونفررامشمول رحمت خودش قراردهد و درجاتشان رامتعالی گرداندهم پدرراوهم پسررا...
آمین
تاریخ:-596,1,-970|17:34
زهرا
اولین ماشینی که خریدیم من شش یا هفت سالم بود ..................یه ژیان سبز شبیه قورباغه!!!!!!!!هر وقت به سر بالایی میرسیدیم مامانم و خواهرم وبرادرم پیاده میشدن هل میدادن منم با خیال راحت اون تو نشسته بودم بابا هم که رانندگی میکرد...........خیلی حیف شد که دیگه نداریمش آخه هممون باهاش کلی خاطره داشتیم،\" خاطره های قشنگ\".
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>قدیما هر چه مردم داشتن.. ازش خوب استفاده میکردن.... امروزه اونایی که دارن به بالا دستشون نگاه میکنن... لوازم و وسایل شده وسیله ی فخر فروشی.... چشم هم چشمی... لذا لذت نمیبره... عوض اینکه او ماشین رو سوار بشه ... ماشین سوار اونه...... بعضی بیچاره اند.... خسر الدنیا و الاخره
تاریخ:-588,1,-819|10:35
سید حامد
سلام حاجی، چرا از قبل نگفته بودید برادرتون شهید شده؟ خب یک مطلب هم از برادرتون بذارین.ممنون
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> علیک سلام... همه ی اینایی که شهید شدن برادرای منن... چشم ..... توی وبلاگم گذاشتم ها
تاریخ:-588,1,-819|08:48
سعید
سلام...

موگوم استاد...

راست می گیا...

بابای مایم موتور که نداشت

ولی یه دوچرخه 28 داشت
اینقدر التماسش می کردیم
که مارو سوار کنه
وقتی هم سوار میشد

کوچه سربالایی خیلی آروم می رفت
ماهم هی تشویقش می کردیم که تند بره
ولی چه لذتی داشتا...
>>>>>>>>>>>>>>>>> ای مردم آزار... طفلکی پیره مرد رو اذیت میکردی !!! بر عکس من بودی !!! پیره مرد حال منو میگرفت... الهی شکر خوشحالم...
تاریخ:-592,1,-89|17:38