نظر شما:
نام:
نظر:
نظرات ثبت شده
hyper 100
عراقيا اگه منو اسير ميگرفتن بيشتر ميرسيدن!!
آقا بيخيل اصلن خير صبحانو و ... رو خورديم!
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
عراقیا شکنجه میدن
من میسازمت
خیلی فرق داره
اونجا مجبوری نخوری
اینجا با عشق نمیخوری
فرق نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تاریخ:-605,1,-270|05:17
hyper 100
اگه ناهاري شامي صبحانه اي چيزي اونجا ميدن خبر بدين تا مو بيام اونجا!!
مثل اين عكسها كه از دستمون پريد!
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
تو بیا . همه چیز هست. غصه نخور ...
ولی باید روزه بگیری! اینایی که میبینی، یه روزه چیزی نخوردن، تا تونستن، یه لقمه نون پنیر خرما، گیرشون بیاد
تو سنگر پلو ملو خبری نیست، همون غذای جبهه
پنیر نون خشک ،آب داغ. همون چویی یا چایی
قند هم فقط یکی....
تاریخ:-605,1,-270|01:28
سید جلال الدین
سِلام
مویم دِ اینجِه بودوما!!!
فِردا نگِن نبودی!!!
دوربین دست مرتضی بود از مو عکس نگیریفت
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
علیک سلام
والا مرتضی که بمونه؛ دوربی دید در شب هم اگه بود شمارو نمتونست بگیره
بدبخت مرتضی، چکار باید مکرد؟؟!!
خاب میمدی جلو، موگوفتی از قیافت یگ عکسه بگیره!!!! حالا مگی ؟؟؟
ایشالله سال دگه
تاریخ:-588,1,-1397|08:15
سعید شادکام
سلام استاد

کجایی که خاک پایت را سرمه چشمانم کنم...

درست می گی
باید کار هم کرد...
مام اینا رو قبلا\" تو سخن پراکنی هات شنیدیم

برنامه داریم می ریزیم...
ان شاءالله خود مسعود یاری کنه...

شمام دعا کن...

به قول شما
آقا جلیل اگه الان بود ، می موند با من چیکار کنه...

ممنون که وقت می زاری
پای درد دل ما می شینی و جواب قشنگ مشنگ می دی...

ان شاءالله با دوستان بیاییم یه سر دیگه سنگر یادمان...

عجیب بود برام...

یا علی
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
قشنگ.... نه ، مشنگ
من جز شماها کسی رو ندارم

وجودتون سرشار از عشق و صداقته
تاریخ:-605,1,-666|19:21
سعید شادکام
سلام استاد

جوابتو به پیامم خوندم
نصف شبه
دلم به اندازه گرفتگی آسمون امشب گرفته

با چشمان خیس دارم برایت می نویسم
چه مرگوم شده
نم د ِ نوم...

اینم بزار به حساب مسعود
کار خودشه...
مگه میشه بدون
خوندم نماز شب
بدون
گریه کردن
شهید شد
اصلا راه نداره...

مسعود ول کن نیست...

ای کاش لیاقتشو داشتیم...

و به قول شما
خدایا توانی که به شهدا دادی به ما بده...

دیگه نمی تونم بنویسم...

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
ببین
باید ضمن گریه ، توسل ، کار کرد

شهدا ، بیشتر از گریه، کار میکردن

یه روز یکی از بچه ها ، بعد نماز ظهر و عصر ...به سجده رفت
اونقدر طول داد ... که بچه هایی که میخواستن سفره رو پهن کنن... نمیتونستن
شهید حبیب الله شعبانی، بچه ی روستای بقمچ چناران
خم شد، بقل گوشش گفت:
وخه یره ، بسه دگه ، گریه نکن، شهید نمیشی

گرچه حبیب الله برا عوض شدن حال دوستش این حرفو زد
اما حرف درستی بود.... هنوز یادمه

حبیب الله، از فرماندهان واحد تخریب، شجاع و نترس بود
توی جاده چنگوله، تو کمین اشرار افتادن،و بشهادت رسید
تاریخ:-605,1,-1032|03:43
آقاجلیل
سلا علیکم خدا قوت،
گزارش کاملی از دعای عرفه در سنگر غواصان در وبلاگ آقاجلیل قرار داده شد،
تشریف بیاورید،
www.aghajalil.blogfa.com
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
سلام
قبول حق باشد انشالله
آمدم دیدم
عالی بود
حرف هایی از جنس نور... از دلی پاک
خوش به حالت که آقا جلیل . توی این وانفسا ! دستتو اینجور باحال گرفته

از ما هم یادت نره
تاریخ:-609,1,-1032|19:13
سبحان الله!
سلام علیکم،
عجب مراسم خوبی بود،
دست همه طلبه های عزیز مدسه عباس قلی خان درد نکنه،گل کاشته بودند،
اصلا همه چی زیر سر همین طلبه هاست،نیست؟؟؟؟
من هر سال میرفتم حرم،اما لذتی و صفایی که اینجا داشت،جنسش با همه جا فرق میکرد،
یاد حرف مهدی ابطحی افتادم،میگفت:من توی بیت الحرام،روبه رو کعبه هم نماز خوندم،اما نمازی که تو شب عملیات کربلای 4 خوندم،یه چیز دیگه ای بود...
خدا قوت حاجی
....................سبحان الله..................
یاعلی
--------------------------
تاریخ:-609,1,-1032|18:34
سعید شادکام
سلام

به مرتضی بگو
سعید شادکام گفت

خاک پاتین مرتضی

خیلی آقایی کرد...

حالا چرا عکسایی که مو توش هستوم رو گذاشتی؟
نترسیدی عکسا بسوزه؟

عی همه آدم هم راست آمدی بالا سر مو؟
اوووووووووووووه...

طلائی استاد
--------------------------
تاریخ:-609,1,-1032|16:58