نظر شما:
نام:
نظر:
نظرات ثبت شده
پيام
حاجي كتابييه معركه...
از طريق اين كتاب با شما و آقا جليل آشنا شدم و خدا رو شكر ميكنم كه راهو پيدا كردم...
اما به قول آقا جواد توو بعضي قسمتاش آقاي نويسنده كم كاري فرمودن...
سلام... حقيقتا حقير فقط روايت كردم و آقاي خسروي شنيدند و ضبط كردند ... و از دوستان چاپش رو فهميدم ... خودم هم به بعضي جاهاش به لحاظ نوع نگارش نقد دارم... انشالله چاپ بعدي اصلاح ميكنن... شما هم اگه موردي رويت نموده ايد... بفرماييد تا به نويسنده انتقال دهيم... موفق باشيد
تاریخ:1392,6,29|10:51
جوادآقا
سلام
و این عکسی که شما در زیر تصویر کتاب دلبری می بیند استاد شیخ الاسلامی هستند که قرار است در اینده ای نه چندان دور به شهادت هم برسند!!!!!!!
>>>>>>>>>>>> و به زودی پلومرغ شونو نوش جان کنید... فقط تو رو خدا ، مفقود الاثر نشی
که باز پاشیم، دنبالت بگردیم
پلاکتو مواظب باش همیشه تو گردنت باشه
وصیت نامتم بنویس
برو بسلامت
تاریخ:-592,1,-1000|15:49
hyper 100
البته احتمالا منظورتون از پلو (برنج)هست ديگه ؟
چوی رو ميخواي بخوري مطمئني؟
راستي گفته بودي اهل كاشاني؟الان مشهد زندگي مي كنيد؟
<>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
ای خدا موره مرگ بده، که با شماها مو چکار کونوم؟
کی مو گوفتوم اهل کاشانوم
کاشمر
الانم مشهدوم
تاریخ:-605,1,-270|05:26
hyper 100
حالا نميشه يه مجانيش رو برا ما بفرستيد؟!!!
<>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
یره بچه ی شمال که ایقد خسیس نیه
وخه بیا ،مشد، یگ کیسه ی پلو وردار بیار! چند کیلو چوی درجه ی یگ،هم بیار دم کنم بخورم..... تا یگ جلد کوتاب روایت دلبری بهت بودوم
پا شو بیا . امدی ها . منتظرتوم
تاریخ:-605,1,-270|01:44
وبلاگ شهیدان بجستان
نشانی بدم صلواتی بفرستید درب منزل؟؟
<>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
علیک سلام !!!!!
با من فقط مصاحبه کردن!!!! همین

به انتشارات ملک اعظم بگید... تا براتون بفرسته دم منزل که بماند ، درب اتاق مطالعه تون ! توی منزل.

گفت: پادشاها، از برایت گوسفندی میخورم!!!!
گفت؛ گر که دیدی گاو بندی را بخور!!!!!!!!!!!!!!!
تاریخ:-592,1,-300|23:32
تنها
با سلام و عرض ادب
متشکرم که جوابمو دادین.من الهه اصلاحی ثانی هستم و دختر خواهر سرهنگ حجی محمد لطف زاده و از کاشمر مزاحمتون شدم.من شما رو از اردوی طرح ولایت و همچنین از صحبتایی که در برنامه ی روز از نو در خرداد ماه داشتین می شناسم و یه زمانی هم با داییم درموردتون صحبت کردم. اگه یادتون باشه قبلا در مورد دانشگاه راهنماییم کرده بودین.ببخشید میخواستم ببینم این نمایشگاه تا کی برپاست؟
متشکرم
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
سلام
خیلی خوش وقتم ... حاج دایی رو سلام برسونی
امشب تا ساعت 21 آخرشه
ولی فروشگاه ثابت چهارراه شهداست
پاساژفیروزه انتشارات ملک اعظم
التماس دعا
تاریخ:-592,1,-1031|16:14
تنها
سلام علیکم
من تا ترم بهمن که کلاسام شروع میشه تصمیم گرفتم برم کلاس زبان.یه روز که معلممون بجای خودش یکیو گذاشته بود خیلی اوضاع وحشتناک شد.حالا توجه داشته باشید کلاس ما از یه بچه پنجم دبستان و یه چندتا راهنمایی و بیشتر دبیرستانی و ما سه نفر که بزرگای کلاس هستیم تشکیل شده. خانومه تهرانی بودو کاشمر ازدواج کرده بود.
میخوام چندتا از حرفاشو براتون بگم:
بچه ها یه خبر خوب!چهار سال پیش که برای اولین دفعه ها میومدم کاشمر فکر میکردم تنها مانتویی کاشمرم بخاطر همین سعی می کردم اصلا از ماشین پیاده نشم ولی حالا که دارم یه شش ماهی اینجا زندگی میکنم میبینم نه، خیلی خوبه مانتویی ها خیلی زیاد شدن.منم گفتم این افتضاحه.تازه این خانومه که به سه کشور خارجی هم برای اقامت رفته بود می گفت
بچه ها اگه خواستین یه روز برای اقامت به خارج از کشور برین به یه کشوری برین که ایرانی کمتر داشته باشه چون این طوری آبرو تون کمتر رفته.میگفت
برای تقویت زبان تون خیلی خوبه که به صحبتای خانم مایکل کلینتن و BBC گوش بدین.میگفت
حجاب به لباس و روسری و مانتو و ... نمیشه،بلکه به قلب و مغز آدماست
میخواست بگه به اعتقاد آدماست.
منم گفتم
قبول دارم که به اعتقادم بستگی داره ولی به لباسم هست.
میگفت من وقتی میرفتم مدرسه به مدرسه شاهد می رفتم ولی چون اونجا چادر اجباری بود من از اون مدرسه بیرون آمدم و به مدرسه دیگه ای رفتم و این باعث شدمن از معلما و امکاناتی با سطحای پایین تر برخوردار باشم.
منم گفتم قبول دارم اجبار خوب نیست و در بین صحبتام گفتم نمیگم که مانتویی ها حجاب ندارن ولی چادر حجاب برتره.
میگفت ما باید پذیرشمونو ببریم بالا و آدما رو همون طورکه هستن بپذیریم
می گفت نه در مورد من از کسی میپرسن و نه از کسی درمورد من میپرسن.گفتم اتفاقا می پرسن.گفتم پس قضیه ی امر به معروف و نهی از منکر چی میشه؟
تازه من وسط حرفای بیهوده اش از کلاس رفتم بیرون.
آخرای کلاسم گفت راستی بچه ها آقای اوباما رای آوردن،اینجا من داشتم باخودم غر می زدم و اونم با حالت خنده یه دعای سلامتی براش کرد،به این مضمون گفتم خداکنه هرچه زودتر نیست شه،گفت به هر حال اونم یه انسانه،گفتم چه انسانی که هزاران آدمو میکشه.متاسفانه بعضی از بچه ها آخر کلاس یه فضای عاطفی به وجود آوردن که خانم ما شما رو خیلی دوست داریمو ،کاش شما معلم ما می بودین و از این حرفا،متاسفانه بعضی بچه ها درمورد بی حجابی باهاش موافقت میکردن.یکی دیگه از چیزای دیگه ای که گفت این بود که من خیلی اعتقاد دارم خدا ارحم الراحمینه و سعی می کنم حق الناس انجام ندم،منم گفتم ولی خوب بی حجابیم یه جورایی حق الناسه،اینجا بود که یکی از بچه ها گفت هیس اصلاحی، چقدر شما به حجاب گیر میدین،گفتم چون یه موذل اجتماعیه
یکی دیگه از حرفاش این بود که خارج که بودم یه آقایی بود که فلسفه خونده بودو قرآن و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه رو خوب بلد بود و میومد برات مستند مستند ثابت می کرد
"خدایی وجود نداره"
منم گفتم ما هم علمایی داریم که میان براتون مستند مستند اثبات میکنن که خدایی وجود داره

در ضمن سر کلاس همش از بچه ها می خواست یواش صحبت کنن.به نظرم مشکوک می زد.
ببخشید که سرتونو با حرفام به درد آوردم ولی اگه میشه در مورد این جور استادا و معلما راهنماییم کنید تا بتونم جوابشونو بدم تا این قدر بچه های ساده ما رو منحرف نکنن.
راستی اگه بعد از بهمن یه وقت خواستین بیاین شاهرود به ایمیلم یه پیام بدین تا اگه خدا لایقم بدونه یه قدمی در راه شهدا بردارم.خلاصه خیلی ببخشید
<>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
سلام
مطالبتو گذاشتم قسمت پرسش پاسخ. پست 28
تا در سوابق وب سایت ثبت و اگه مورد مشابهی بود از مطالب شما استفاده کنند
بسیار بسیار ممنونم که وقت گذاشتین و حقیر رو قابل دونستین و اینا رو نوشتین

لذت بردم از جوابای منطقی و عالی تون... خصوص از روحیه ی سلامت دین داری تون
اینو برا خودتون هرجا هستین حفظ کنید . یه سرمایه ی اخروی و انسانیت است

حقیر هم در پست 28 یه چیزایی در جواب مینویسم ولی مثل جوابای قشنگ شما که نیست

نمدونم شما کی هستین؟ کجایی هستین؟ از کجا منو میشناسین ؟ و .....
چون اول اسم کاشمر رو برده بودین!! من کاشمری هستم
کاملا درسته، تا چند سال پیش، یه مانتویی نمیدیدی

خدای نکرده به خانمهای مانتویی جسارت نمیکنم دارم گزارش میدم
ضمن اینکه خیلی از مانتویی ها حجابشون جالبتر از بعضی چادریاست
او مانتو رو درست میپوشه... این چادر رو درست نمیگیره
ضمن اینکه باز، مانتو داریم تا ماماماماماماننننننتتتتو

بازم ببینمت. فعلا خدانگهدار
تاریخ:-592,1,-1031|02:08
جوادآقا
سلام
حاجیجون
گرونه حاجی. گرون. یعنی برا ما پابرهنه ها و بی پیرهن ها گرونه!
اصلا ما پیرهن نخواستیم. به ما به جاش دو تا کتاب بده!!!!!!!!!!!!
<>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
علیک سلام
بله که گرونه! دلبره دلبر..... فک کردی آب جویه؟!!؟

باور میکنی. من هنوز خودم ندیدم؟؟؟!!
حالا چند هست ؟

اگه برام یه صد جلدی آوردن!!! یکیشو میدم عکساشو همونجا نگاه کنی! باز برگردونی
بشرطی که رو صفحه هاش نقاشی نکشی !باشه

ببخش.برا خند گفتم
چشم یه پیرهن و یه جلد کتاب روایت دلبری، بدهی من به شماست
تاریخ:-592,1,-1031|00:08
سبحان الله!
سلام حاجی جون،خوبی؟دلم خیلی برات تنگ شده حاجی جان.
دیروز بعد از ظهر رفتم نمایشگاه،رفتم غرفه ملک اعظم آقای عاکف هم اونجا بودن،اما کتاب شما رو نداشتن،گفتن که تا 3 روز دیگه میاد،(یعنی بعد از اتمام نمایشگاه)
ما هم معطل نکردیم پول کتابتو جلوجلو دادیم،که هروقت اومد یه دونه بدن به ما...
یه آقایی هم اومد 50 تا پیش خرید کرد!
موفق باشی،
یاعلی
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
علیک سلام... من هم مشتاق دیدارتونم
اگرچه خودم هنوز کتابو ندیدم... ولی دیروز بیستم آبان. بنا به خبر آقای خسروی نویسنده محترم،
چاپخونه کتابو به نمایشگاه رسونده

حالا دعا کن برسه!!!! بعد نمایشگاشم خوبه!!!!
تاریخ:-596,1,-300|20:44