نظر شما:
نام:
نظر:
نظرات ثبت شده
اصلاحی
سلام زینب جان!خوبی عزیزم؟چرا عزیزم چند وقته خبری ازت نیست؟دلم برای تو و نوشته هات تنگ شده.راستی ایام فاطمیه رو بهت تسلیت میگم.یا مهدی
--------------------------
تاریخ:1392,1,25|13:10
زینب
سلامــــــــــ!قبـــــــــل از همه چی عیدتوووون مبارکـــــــ!منظورم از عید هم عیده هم تولد حضرت زیـــــــــــــنب!!!!
به به واقعا چه روزیه امرووووز ها!!!خوشبحال اونایی که اسمشون زینبه!:))
اصن زینبا یه چیز دیگن!
حرفای این دفعتون یه جور دیگه بود یعنی خیلی باحال بود منظورم از با حال با حس باحال بود...نشستم فکر کردم به جمله هاتون دیدم خیلی باحال میشه ها مثلا از خیلی چیزا بگذری از خیلی کسا.این دنیا واست اونقدری مهم نباشه نخوای برا رسیدن به خیلی چیزا خیلی از ارزشها رو زیر پا بذاری نمی دونم من که تجربه ی این کارا رو یا این جوری بگم این جور خوب بودنو ندارم ولی داشتم فکر میکردم که چقدر آدم میتونه اون لحظه رها باشه وقتی میگذری و کینه رو مشت مشت جمع نمی کنی تو دلت...اونم به شیوه ی شتری!!!یا مثلا آدم واقعا واقعا عااااااشق خدا باشه فقط به خدا فکر کنه نظر اون واسش مهم باشه فقط نظر خدا نگاه خدا....آدم خیلی آزاد میشه خیلی آروم خیلی رها دیگه همش درگیره آدما حرفاشون اتفاقا چشم و هم چشمی ها نمی شه....نمی دونم به نظر خیلی قشنگ میاد ولی حاجی به نظرم یه جورایی فقط خیلللللی قشنگه یعنی یه جورایی آرمانی نیس؟؟؟یا یه کم شعار!نمی دونم شایدم خیلی سخت باشه ولی شیرین البته آدم باید تو شرایطشم قرار بگیره من آلان هی بگم چه قشنگ ولی وقتی یکی در حقم بدی کرد اون موقع که تصمیم گرفتم بگذرم یا نه حالشو حساااابی حتی بدتر بگیرم معلوم میشه!وای ولی قشنگه ها مثلا بگذری...آدم احساس بزرگی میکنه...ولی سخته ها...سخته
یه جمله شما وقتی من خسته میشم یا میخوام از زیر کارام در برم یا به قول خودمون بپیچونم بهم انرژی میده...بهشت رو به بها میدن نه به بهانه...!
در مورد این قضیه ی الگو اگه چیزه مهمی نی نمیشه اصن خودمو درگیرش نکنم؟؟؟
آخه آلان منظورتونو تقریبا فکر کنم فهمیدم ولی خب جا نمی افته واسم!بقیه بهت نگا کنن یاد بگیرن.......؟ اصن بقیه چرا به من نگا کنن وقتی مثلا شهدا هستن اصن چیو یاد بگیرن اونم از مــــــــن؟؟؟من خودم هنوز تو کلی چیز گیرم خیلی جاها کارم خرابه بعد بیان از من یاد بگیرن....کسی دیگه نبود شهدا اماما از اونا یاد بگیرن نه؟ البته من فکر کنم منظور شما درست واسم جا نیفتاد!
آخ آره من آلان واقعا دلم خوشه به اینکه چند ماه دیگه بیام مشهد وای واقعا دعا کنین بطلبه امام رضا بعدم وای واقعا دوس دارم بیام قبر آقا جلیلو ببینم سنگر با حال شما که عکساش هر دفعه دل آدمو کللللی آب میکنه!
از آلان کلی التماس دعاهامو بگم که اگه نتونستم فبل سال تحویل بیام یادتون نره!
نمی دونم کجایید سال تحویل مشهد پیش امام رضا راهیان نور پیش شهدا ولی هر جا بودین جونه آقا جلیل آقا مجید واسه این زینب گناهکاره جا مونده شاگرد خودتون که هر چی یاد گرفته از خودتون یاد گرفته خیـــــــــــــــــــــــــلی خیـــــــــــــلـــــی دعا کنین!!!
هم واسه دنیام هم آخرتم البته بیشتر آخرتم دعا کنین به این چیز هایی که شما میگید دل کندن از دنیا عاشق واقعی شدن رسیییییییدن به خوده خوده خدا اونم رو سفید با شهادت....ک.ا.ش بشه...!
یادتون نره ها منم همیشه وااااقعا براتون دعا میکنم از ته دل هم من مامانم مادر شهید سبزعلی!!!!
عیدتونم پیش اااااااا پیش خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی مباااااااااااااااااااااااااااااااااارک!
ایشالا یه سال فوق العاده توپی داشته باشین!!!!!!
سلام. با تمام خستگی که داشتم. حرفاتو خوندم و خستگیم رفت .... آخه از صبح گلزار شهدایم.... تدارک مراسم سال تحویل رو میدیدیم..... لحظه سال تحویل کنار مزار یاران شهید و سر مزار آقا جلیلیم. حتما سلام شما رو میروسونم.... و مطمئنم اگه نیت خالص باشه. که هست. شهدا جواب میدن... البته مهم نیست لحظه های عمر آدم در چه نقطه ای . در چه محلی حاضر باشه. مهم ترین اینه که، آدم خودشو در محضر خدا بدونه. .. . لحظات پایان سال فکر کنه... یکسال از عمرش گذشت... پرونده شو پیش نظرش بیاره . یه مرور کنه!!!!ببینه تو این مدت عمر چکار کرده ... برای خوبی ها از خدا بیشتر توفیق بخواد و برا لغزشها عذر خواهی کنه و تصمیم بر جبران کوتاهی هایی که داشته بگیره ..... دعای تحویل سال رو با اخلاص و توجه به درگاه خدا بخونه... حالا اگه سمنو . تنگ ماهی. و نمدونم از همین چیزایی که متاسفانه برا خیلی ها مهمتر از اصل شده . نبود هم نبود .............. یا مقلب القلوب و الابصار. یا مدبر اللیل و النهار. یا محول الحول و الاحوال. حول حالنا الی احسن الحال خدایا . حال مرا به بهترین نوع متحول کن...................
تاریخ:1391,12,27|16:03
زینب
ســـــــــــــــــــلام!!!
آلان یه چیزی بــــــگم این که اگرم بخواین یه وقتی یادتون بره منو دعا کنــــــــین //دقیقــــــا//یعنی چی آآآآآآآخه!!!!!:(
باز خداااااا رو صـــــــد هزار مرتبه شــــکر این دوستان و مراجعین هستن!!!!!ایشالا خدااااااا زیادشون کنه هی بیان یاد شما بندازن شما هم هی یاد من بیفتین هــــــــــی واسه من کلـــــــــــی دعا کنین...نمی دونم سر نمااااز تویه حرم امام رضا سر تحویل سال..!!!همه جا دیگه...:))
واقعا هاااا این که میگید رو واقعا با همه ی وجودم تو این مدت بهش رسیدم و ایمان دارم که هر چی هست هر خبری هر چی...در همین خونه توووو همین رااااهه...
شاید باور نکنین ولی من اصن از وقتی تصمیم گرفتم دیگه اون زینب نباشم وووواقعا یه احساااس آرامشی رو تو زندگیم تجربه کردم که خیلللللییی شیرینه یه آرامش خاطر که هم قشنگه هم تا حالا تجربه نکرده بوووودم!!!!!!!!
من که واستون دعا میکنم همیشه!!!
من معلم زیاد داشتم استاد داشتم راهنما کسایی که تو زندگیم بهم مشاوره و مشورت دادن ولـــــی شما بدون این که منو ببینین یا منو از قبل بشناسین یه جوری با من رفتار کردین منو راهنمایی کردین به من امید دادین...نمی دونم اگه بگم واقعا زندگیمو مدیون شهدا شما راهنماییتون هستم کم گفتم...
یه چیزی یعنی چی تو باید الگو بشی؟اینو نمی فهمم راستش...!
آهان راستی یه چیز دیگه کی سرتون خلوت تر میشــــــــــه ما باز شروع کنیــــــــــــم رگباااااااااااااااااااااری سوال بپرسیم.......!!!!شماااا حالا حــــــــــالا از دست من راحت نمی شین....ایشالا ایشالا اگه همه چی رو به را شه قراره بعد امتحانا آخر تررررررم بیام مشهد از آلان ذوق کردم که بیام اون سنگر باحالتونو ببینم.....
تورو جون هر کی دوس دارین دعا یادتون نررررره ها:)
سلام... دعا میکنم. امام رضا علیه السلام دعوتتون کنه. هم به سنگر سری بزنید و هم تا پیش آقا جلیل برید.... .. منظور از الگو اینکه. بقیه به شما نگاه کنن و یاد بگیرن................ که الان اینجوری شدی.... اصلا یه چیزی بگم خلاصت کنم... و اون اینکه. بار کج به منزل نمیرسد...خلاص..... هر چی میخوای. هرچی . فقط و فقط توی خوبیست و بس... چه لذتی داره .گذشتن از خطای دیگران. از جفایی که در حق تو کردن... گذشتن از رفاه .برای بندگان خدا............سعادت فقط در سایه ی ایثار است.گذشتن از تعلقات دنیا. .. و رمزش اخلاص است... و اخلاص رمزش انس با عالم غیب و باور داشتن معاد. که از اصول دین است... هر کاری میکنی خدا رو در نظر بگیری............. وای چقدر آدم بزرگ میشه...وقتی از چیزای کوچیک میگذره... ... خدایا. روز به روز مرا از حیوانیت خودم دور . به انسانیت نزدیک . و به مرحله ی عبودیت و ...آخرین مرحله که عاشقی ست برسان.... خدایا. مرا دیوانه کن. دیوانه ی خودت و جوارت... خدایا. محبت دنیا را از دلم ببر. منو عاشق کن........ تا از گناه متنفر شم... مثل شهدا
تاریخ:1391,12,23|20:57
زینب
سلــــــــــــــــــــامــــــــــــــ!
خب خدا رو شکر گفتم دیگه کلا از دستم ناراحت شدین شاید!!!!!!!!!!!!خدا رو شکر.....:)
یه چیزی حاجی اون آقایون یا سرورون که تحویلتون نمی گیرن اونم به جرم بی گناهی لـــــــیاقت ندارن اصن اسمشون روشه دیگه آقایون سرورون!!!!!!!!!!!!!!!!!
این سرورونو خوب اومدینا.......
احتمالا درگیر راهیان نورید خوشبحالتون واسه منم خیلی دعا کنید البته اگه با این همه مشغله و کار یادتون بـــــــ مــــــونـــــه
خوشبحالتون که لحظه لحظه ی زندگیتونو کارتون گره خورده به این پدیده های کره ی زمین....ش.هـــــــ .د.ا
شما که مــــــــــاشالا پارتی تون کلفــــــــــته دعا کنین من سر قرار اصلی همون ور این جوری که هستم نرم....
زینبی رو سیاه اما سخت امیدوار به وساطت خواهر حسیــــــــــن(ع) سخت امیدوار به پا در میانی عمه ی سادات....
سلام. دلتان به نور معنویت و صفای شهدا نورانی باد
حقیر همیشه دعاگو هستم..... اگر هم یه وقتی میخوام شمارو فراموش کنم. دوستان. مراجعین. توی جلسات از شما به بزرگی و زیبایی یاد میکنن!!! اومدن حرفاتو خوندن و خیلی تحت تاثیر قرار گرفتن. همین چند روز پیش توی سنگر غواصان. یه برادر طلبه که بایه گروه دانشجو اومده بودن، میگفت: این زینب خانم. عجب متحول شده. من تمام حرفاشو خوندم، خیلی جالبه... احسنت.......... ..... اگه یادت باشه همون حرفی که اول کاری بهت زدم ،که: تو باید یه الگو بشی ..... بخدا قسم هرچی هست. تو همین راه حق و حقیقته. فقط......... تاریخ سراسر از همین عبرتهاست. چرا عده ای عبرت نمیگیرند.... آرامش. عشق. صفا. سلامتی روح و جسم. لذت. دنیا. آخرت. فقط در سایه ی بندگی خداست... خوشابه حالت که در جوانی راهتو پیدا کردی........ به این عالی جنابان که در طول تاریخ دل مردان خدا را خون کردند. کاری نداشته باش. الگوی ما آزاد مردان. فداکار تاریخند و در راس همه ی اونا حسین ابن علی علیه السلام.... التماس دعا. ببینمت
تاریخ:1391,12,21|21:53
زینب
سلاااااام!
یا حاجی از دستم ناراحتین....!یا سرتون خیلی شلوغه....!یا نمی دونم دیگه همین 2تا به ذهنم رسید.....!!!!!!!!!!!!!!!
یه وقتی جواااااااااااااااااااااااااااب ندین هاااااااا
بد میشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه!!!
در هر صورت شما چه جواب بدین چه ندین ما مشتـــــــــــــــــــــــریتون بودیم و هستیم!
خیلی احتیاج به دعا دارم...
تو که آهسته میخوانی قنوت ربنایت را میان ربنای سبز دستانت دعایم کن.
همین واسه ما بسه!:)
سلام.... فوق العاده شلوغم... مرا ببخش... و ذره ای به دلت بد راه نده.... من به لطف شماها زنده ام و برای شماخوبان .عاشقان شهدا . شب و روز ندارم. این چه حرفیه . بعد از خدا و شهدا . تو این دنیا شما جوونا رو دارم. آقایون. سرورون که مارو تحویل نمیگیرن. محل نمیذارن. فقط به گناه حمایت از انتقادات صحیح جوانان.... حالا چطور میشه شماها رو رها کنم
مطمئن باش. آنروز نخواهد آمد.... جدای من تو . خدا نکند.... قرار اصلی اون وره... پیش سبزه علی. آقا جلیل. و مجید جان
تاریخ:1391,12,19|15:50
اصلاحی
سلام استاد!
سلام زینب جون!
یه فایده این مراسم گرفتنا همینه که یه فاتحه ای برای اموات خونده میشه و آدم بیشتر به مرگ فکرمیکنه.
می دونی در عوض من چقدر دوست داشتم برم بیت رهبری ،حالا میدونم لیاقت رفتن به بیت آقا رو ندارم،من به رفتن پا سخنرانی آقا نشستن هم راضی بودم.ولی چه کارکنم نشد برم.دوم دبیرستان بودم که قرار بود ببرنم برا سخنرانی آقا با دانش آموزان ولی از بی لیاقتی اینجانب و هم چنین بی مسولیتی بعضی مسئولان اسم کس دیگه ای رو رد کردن.واقعا بهت غبطه خوردم وقتی فهمیدم رفتم بیت آقا.خوشبحالت.کاش منم باهات بودم...
انشاالله برم راهیان حتما یادت هستم...
به امید دیدارت
--------------------------
تاریخ:1391,12,11|23:57
زینب
سلام.....فکر کنم حساااااااااابــــــــــــــــــــــی سرتون شلوغه ها......در هر صورت خسته نباشید...استاد!!!!!! :)))
سلام الهه جون نه منظورم از عید اول این بود که بعد از فوت اولین عیدمونه و فامیلا میریزن خونه ی صاحب عزا ها از این رسوماتی که من شخصا به خیلی هاشون اعتقادی ندارم بیشتر دست و پا گیره تا ......مثل آلان که خیلی دلم میخواس بیام جنوب ولی....تو میری الهه؟وای خوش بحالت وااااااااای خیلی واسم دعا کنی ها باشه وااااای خوشبحالت.تو چقد خوشبختی که شهدا طلبیدنت.خوش بحالت......
--------------------------
تاریخ:1391,12,10|20:39
اصلاحی
سلام استاد!
سلام زینب جان،خداروشکر خوبم.بابا من کجا و خوبی کجا؟
راستش منم از اول تو این خطا نبودم ،حدودا یه چند سالی میشه با شهدا بیشتر آشنا شدم.انشاءالله خدا قسمت کنه شهدا بطلبن امسال می خوام برم .اینکه گفتی عید اوله منظورت اینه که الان ترم دومی،درسته؟پس اگه اینطوری باشه که خیلی خوب میشه فکر کنم هم سن هم دراومدیم،نه؟خدا پشت و پناهت .حالا درسته به دعای ما بارون نمیاد ولی من بر حسب رفاقت برات دعا میکنم و هم چنین خیلی محتاج دعای تو و استادم.خدا پشت و پناهت و شهدا مونس و همراهت عزیزم.
--------------------------
تاریخ:1391,12,9|23:24
زینب
آهان راستی یه چیزی یادم رفت این که دیگه نباید سه ساعت کد وارد کنیم تا نظرمون ثبت شه خیللللللللللی عالللللللیه خدا خیرتون بده واقعا اون کد وارد کردنه پدیده ی رو اعصابی بود ممنون!!!!!
--------------------------
تاریخ:1391,12,9|17:18
زینب
سلام حاجی ,ممنونم !
شما دست ما رو گذاشتی تو دست کسایی که اگه حواسمون جمعشون باشه تا قیام قیامتم همه چی آرومه!!!!
البته ببخشید باید زودتر می اومدم ,ولی خداییش سرمون افتضاح شلوغ بود این دانشگام که نمیذاره ما نفس بکشیم...
واقعا ها از یه طرف ماشالا فشاری که واسه دانشگاه و درسا رو آدمه از طرف دیگه ماشلاااااا ماشالا آدم هایی که کلا تو کاره انگیزه دادن فعالیت میکنن جمله های تکراری که هر وقت می بیننت تو گوشت می خونن وای پزشکی سخته نمی دونم این همه هی بخون آخرش بشو پزشک عمومی بیکار بگرد وقتی موهات رنگ دندونات شد میتونی تازه مطب بزنی و از این چرت و پرتا البته من هم بیکار نمی شینم جواب میدم ولی کلا یه سری آدما خیلی رو اعصابن......!
حاجی یه سوال بپرسم خدایی میشه واقعا واقعا راستشو بگین؟؟؟؟؟؟؟قول دادینا!!!!!!
تویه این مدت که خبری ازم نداشتین شما هم فکر کردین من باز عوض شدم و جو گیر شده بودم و از این حرفا؟
ناراحت نمی شم واقعا فقط محض فضولی میپرسم, آخه یه سری از دوستای جدیدم این جوری فکر میکردن!!!تازه اونا فقط یه هفته ازم خبر نداشتن ها!!!!!!!!کلی پشت سره منه بدبخت حرف زده بودن!
داشتم به حرفاتون فکر میکردم واقعا دیدم راس میگید مگه چند سال تو این دنیاییم اصن بگیم200 سال بعدش که دیگه تموم میگه یه روزی که بالاخره همه چی تمومه اون موقع چی آدم اگه نگاهش این جوری باشه خیلی چیزا واسش عوض میشه خیلی کارا رو واسه این 2 روزه دنیا نمی کنه نه؟باحال بود این حرفتون از این دید به زندگی نگا نکرده بودم جالبه!!!اونوخت دیگه از خیلی چیزا و کسا راحت میشه دل کند چون آدم میدونه خودشم خیلی موندگار نیس!!!شهدا هم واسه همین راحت دل میکندن نه؟واسم خیلی عجیب بود که یه سری جوون عین خودم تو اوج جوونی تویه دورانی از زندگی که خیلی کارای مختلف میشه انجام داد بعد پاشن برن از همه چی شون خانواده درس زندگی کار جوونی همه چیو ول کنن و بجنگن و کشته شن...!
چی باعث میشه ؟شاید خیلم آسون نبوده...چه نگاهی داشتن به زندگیشون....؟چطوری تونستن دل بکنن نمیشه گفت که اصن این چیزا رو این دنیا رو دوست نداشتن که مگه میشه بالاخره آدم بودن دیگه
وای این استاد اندیشه ی ما یه جوری در مورد شهدا حرف میزنه اصن یه سری موجود آرمانی انگار که اصن مثه آدم های عادی نبودن این جوری ازشون تعریف میکنه اصن یه جوری که آدم دیگه باید آرزوی شهادتو با خودش به گور ببره با اون اوصاف چون نمی دونم شایدم واقعا این جوری بودن....بودن؟
مثلا میگف یه شبی تویه این قبر ها که میکندن نماز میخوندن یه پسره 15 یا 16 ساله داشته کللللللی گریه میکرده که خدایا منو ببخش که پشت چراغ قرمز من تو ماشین نشسته بودم و 30 ثانیه آهنگ ماشین کناری رو شنیدم من که خودم کلا وقتی اینو تعریف کرد ناامید شدم نمی دونما یعنی واقعا اگه آلان شهدا بودن شاید خیلی از کارهایی که واسه ما کارای روزمرمونه رو گناه میدونستن بعد بخاطرش شب توبه میکردن ولی ما هر روز انجام میدیم و چیزیمونم نمی شه حالا چطوری حتی به خودم اجازه ی ارزوی شهادتو بدم؟
واقعا آهنگ گوش کردن این جوری که اون شهید بخاطرش گریه میکرد گناه داره حاجی؟ من که اصن فکرشم نمی تونم بکنم یه روز آهنگ گوش ندم البته یه چیزی ها از بعد محرم دیگه قول دادم که فقط مجاز گوش کنم البته خدایی خیلی با هم فرق نمی کنن ها ولی نمی دونم اصن با این عادت های روزمره که واسه شهدا گناه حساب میشده و شاید خیلی کارای دیگه که من هنوز خبر ندارم دیگه اصن جایی برا امید میمونه...؟
دیشب داشتم فکر میکردم این حرفتون که خوشبحال اونایی که تمام زندگیشون بندگی خداس واقعا ها....
داشتم فکر میکردم که خدا یه چند سالی بهمون فرصت میده یکی راهشو پیدا میکنه میشه شهید...
یکی واقعا زحمت میکشه میشه مثل آقای بهجت که من خیلی نمی شناسمش یا مثه آقای خوشوقت که تو دانشگا نماز خوندن واسش من تا قبلش نمی شناختمشون اصن ولی یه چیزایی شنیدم از بچه ها اصن موندم یکی هم مثه ایشون میشه و میرسه به خوده خدا...
یکی راهو پیدا میکنه ولی همش یا شعار میده تو یا مقدماتش میمونه ....یکی هم که کلا خودشو میزنه به اون راه.....
واقعا داشتم فکر میکردم که من جزو کدوم دسته میشم واقعا ها یعنی چی میشه من خیلی از این که راهمو گم کنم از این که کج برم میترسم دیگه چون حتما حتما حتما زحمت میخواد تلاش میخواد اگه بخوام جزو دسته ی اول دوم که میدونم نمی شه ولی حداقل یه کم شبیه اونا بشم کشکی که نگفتن شهدا بیایین ما میخواییم بهتون این مقام رو بدیم زحمت میخواد دیگه......
چه جوری میشه حاجی ؟دیر نشده؟چه میدونم شما که آدم خوبی هستی تازه سابقتونم خوبه تازه پارتی تونم کلفته واسه من که از اون سابقه دارای خراب کاریم خیلی دعا کنین یادتون نره ها...
ووووو سلام بر رفیق خودم دکتر الهه....چطوری؟ از لطفت ممنونم...
منم دلم تنگ شده بود واقعا, اصن از وقتی باز میام اینجا خیلی انرژی میگیرم !
تو که خوبی ایشالا؟ نه متاسفانه امسال نمی تونم بیام خیلی خیلی هم دوست داشتم که بیام ولی خب عید اوله و باید باشم....شهدا نطلبیدن حیف واقعا حیف خیلی دوست داشتم بیام ! تو میری؟ نه بابا این چه حرفیه تو که خودت از بچگی با یادشون بزرگ شدی همیشه حواست به خیلی چیزا بوده اونا دیگه تو رو از خودشون میدونن دیگه ماها که خیلی حواسمون از همه جا پرته واسه اینکه یه کم به خودمون بیایم یه تلنگری میزنن تو که اوضاعت خوبه.خیلی خوشبحالت الهه من یکی رسما حسودیم میشه که این همه خوب وبا خدایی...شنیدم شهید احمدی روشن به رفیقاش میگفته که شما واسه من دعا کنین من واسه شما چون شما با زبون من گناه نکردین منم با زبون شما گناه نکردم دعامون در حق هم دیگه مستجابه من واسه تو دعا میکنم تو هم که خیلی خوبی و خوش بحالت خواهشا یادت نره واسه من دعا کنی.
یا علی

--------------------------
تاریخ:1391,12,9|17:15
تنها
سلام استاد!
چرا مثل قبلا اسم کسایی که نظر میذارن مشخص نیست؟اگه مشخص باشه وقتی تعداد نظرات زیاده راحت تر میتونیم نظر خودمونو پیدا کنیم تا جوابشو بخونیم.راستی متوجه یه مشکل در بخش مشخص کردن تعداد نظرات شدم.وقتی از قسمت بخشها یک قسمت مثلا قسمت پرسش و پاسخ را انتخاب می کنیم برای همه قسمتای بخش پرسش و پاسخ تعداد نظرات یکی زده مثلا همه رو زده 16.میدونم خیلی مشکل مهمی نیست ولی گفتم بگم بهتره.التماس دعای فراوان استاد
ممنون- چشم . به همین جونا میگم. اصلاح کنن
تاریخ:1391,12,5|20:21
تنها
سلام زینب جان!من الحمدلله خوبم.تو خوبی؟
از بس حرفات توش اخلاص بود گریم انداخت.خیلی دلم واسه حرفات واسه تعریف کردنات تنگ شده بود عزیزم.واقعا بخاطر درگذشت عزیزانت متأسف شدم.خدا اونا رو بیامرزه و به شما بازماندگان مخصوصا تو و مادرت صبر و اجربده. منو هم تو غم خودت شریک بدون.
خدارو شکر درسا هم خوبه.ممنونم.راستی یه سوال:امسال راهیان نور میای؟خیلی دوست دارم ببینمت.تا بیشتر با خودت و این حال قشنگ شهداییت آشنا شم.مگه کمال هم نشین در من هم اثر کنه.خیلی ذوق کردم وقتی دیدم اومدی نظر گذاشتی.من نالایق تر از اونی هستم که شهدا بخوان بهم بفهمونن که بابا هوا تو داریم،میدونم خیلی کارا از برکت وجود همین شهدامونه ولی من ..... نمیفهمم.برام دعاکن نمیخوام بد باشم خیلی برام دعاکن زینب خیلی.باشه؟دوستدارت الهه
خدا مهربونترتون کنه
تاریخ:1391,12,5|00:24
زینب
سلام سلام سلام استاد!!!!!!!!!!!!!!!!!! دیشب نمی دونم چی شد یهو همه چی پرید!!!!!!!!!
سایت جدید مبارک باشه....خیلی باحاله ای ول واقعا نمرش بیسته....!!!!!!!!!!!!وای دلم واسه سایتتون یه ذره شده بود البته تو این مدت میومدم سر میزدم چند دفعه ای اومدم ولی دیشب یه دل سیرررررررر نشستم فقط پست خوندم و حسابی حال کردم واقعا روح آدم احساس آدم صاف میشه حال آدم حسابی جا میاد با شهدا با خاطره هاشون شعار نمی دم حاجی ها واقعا میگم تو این اگه اشتبا نکنم یه ماهه که ازم خبری نبود شاید فکر کردین نمی دونم رفتم پی کارم یا مثلا تو همون محرم صفر جو منو گرفته بود و حالا دیگه رفتم دنبال زندگیمو رفیق نیمه راه بودم و باز شهدا رو یادم رفت و از این جور حرفا ولی بگم بهتون شاید باورتون نشه شاید خیلی ها بهم بگن چرت میگی شاید مسخرم کنن ولی حاجی به همون شهدا قسم لحظه لحظه ی اتفاقاتی که واسم افتاد ثانیه به ثانیه ی این یه ماه همش فکر میکردم اگه واقعا من شما رو پیدا نمی کردم با شهدا رفیق نمی شدم چـــــــــــــــــی میشد من چی میشدم چه جوری می تونستم ادامه بدم واقعا به این زندگی ..........
ایشالا خدا واسه هیچ کس نیاره امتحانا که تموم شد.....مادر بزرگم _مادره مادرم فوت کرد.........چه روزایی بود چه شبایی که اگه من این شهدا رو نداشتم اگه دستم تو دستاشون نبود می باختم واقعا می باختم......بازم ایشالا خدا واسه کسی نیاره چون به فاصله 2 هفته دایی ام سکته کرد و فوت کرد....یعنی اگه این قطعه شهدای بهشت زهرا نبود واسه زار زدن من واقعا نمی دونم الان کجا بودم چی کار میکردم!!!!!
اینا رو نگفتم که ناراحتتون کنم یه وقتی فقط خواستم اول بگم که این مدت رفیق نیمه راهه شهدا این سایت اینجا حرف های شما نبودم و بعدم خواستم باز یاداواری کنم هم واسه خودتون هم خودم که شما چه نعمتی هستین حداقل تو زندگیه من یکی که کولاک کردین....همش حواسم بود که خدا هست خدا داره نگا میکنه خودش هوامونو داره اماما شهدا کمک میکنن و واقعا هم کردن
من تو این مدت یه چیزی فهمیدم حاجی هیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــچ جای دنیا هیـــــــــــــــــــــــــچ خبری نیست هیچ جا هر چی هست هر چی باید باشه همه همه همه در همین خونس واقعا اینو با سلول سلول های بدنم دارم میگم که هر چی هست هر خبری هست ایـــــــــــــــــــــــــنجاس.....جدی میگم واقعا خدا رو شکر خدا روشکر که خودش هست که امام زمان رو داریم که شهدا هستن خدا رو شکر ما اینجاییم تو ایران یه مملکتی که شیعه ایم که یه آدمایی مثه شهدا رو داریم واقعا بیچاره اونایی که اماما رو شهدا رو نمی شناسن واقعا بیچاره اونا یعنی واقعا ها.......
ای بابا چقدر واسه خودم سخنرانی کردم ببخشید ولی نمی دونم من هر چقدرم که بگم هر جوری هم که بگم بازم فکر کنم نتونم درست بگم که چه سرمایه ها ی ماهی داریم چه گل های هستن این شهدا چطوری دست منو گرفتن که حتی خومم نمی دونم راستش......
نوشته بودید شهید سبز علی مراقبمه بود حاجی باور کنین بود حاجی ......نمی دونین چه انرژی میدن به آدم من اگه خیلی اتفاقایی که شد رو بگم خیلی ها برگردن بگن خرافاتی و از این حرفا که خودمم قبلا میزدم ولی همین اندازه بگم که شهید سبز علی داداش خودتون شهید دلبریان با این که من همین اندازه قدر چند تا خاطره و عکس میشناختمشون خیلی خیلی کمتر از شهید سبز علی حتی ولی واقعا این جوری بگم بهتون اگه اگه این 2 شهید نبودن شاید شاید من آلان معلوم نبود کجا بودم اصن بودم.......بیخیال!!
ببخشید این همه حرف تلخ زدم ولی مونده بود تو دلم باید بهتون میگفتم.....
شما خوبید ایشالا.....؟سایت جدیدتون خیلی توپه ها ترکونده قشنگ عااااااااالــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیه خداییش حرف نداره!!!!!!!!!!!!این جور که معلومه فکر کنم حسابی سرتون شلوغه ها راستی بابت عکس های کاشمر خیــــــــــــــــــــــــلی خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی ممنون اونقدر به من انرژی میداد منو آروم میکرد که نمی دونید.....دمتون گرم
وای وای وای راستی نگفتم بابت اون مطالب ولایت فقیه که گفته بودین ممنونم خیلللللللی ممنونم خودمم تو امتحانا یه سری سخنرانی های آقای پناهیان رو گوش کردم دیگه الان بصورت کمپلت واسم جا افتاد یعنی قشنگ آلان میفهمم که چقددددر مهمه چقدر خوبه تازه یه دیداری بود بچه ها میرفتن بچه های داشگاه فکر کنم اگه اشتبا نکنم اربعین میرفتن بیت رهبری منم دفتم یعنی هر چی بگم کم گفتم خیلی نورانی بود آقای خامنه ای آهان راستی منم جدیدا دارم تمرین میکنم دیگه نگم آقای خامنه ای میگم آقا!!!خیلی خوب بود واقعا اتفاق بزرگی بود تو زندگیم!
یعنی حاجی اگه منو ببینین دیگه عمرا اگه باورتون شه که من اون زینبم تازه دیگه یاد گرفتم بعضی وقتا دیگه با چادر رو هم میگرم.....!:)))) فکر کنم دیگه کاملا شبیه این خواهر بسجی ها شدم البته قیافم ها نه رفتارم....!:)نه ولی جدی اونقدر عوض شدم که دوستای قدیمم میگن دیگه واقعا نمی شناسیمت قبلا فکر میکردم حالا اگه بخوام یه جور دیگه شم خیلی از رفیقامو از دست بدم ولی آلان میدونم که فقط رفاقت با خدا با شهداس که واقعا از دست دادنش نگرانی داره نه هیچی دیگه.......
اون لباس های اقا مجید رو که میخوندم گریه ام گرفته بود واقعا شهدا همینن یعنی من نمی دونم چی بگم اصن بعضی وقتا واقعا نمیشه با کلام با حرف ادم خیلی چیزا رو بگه خوش باید ببینه لمس کنه تا بفهمه شهدا واقعا مسیر زندگی منو عوض کردن حالا منه بیخیال که واقعا روز به روز حرفای قبلی ام فکرامو که مرور میکنم میبینم چه بد قضاوت میکردم راجبشون وای به اونایی که از بچگی با یادشون با مرام اونا بزرگ شدن....
به حرفاتونم مو به مو گوش کردم مخصوصا تواین ختم ها که فامیل و دوست و آشنا زیاد بودن همون جوری باسیاست تمام با برخورد خیلی خوب جوری که چند نفر برگشته بودن به مامانم گفته بودن زینب چقدر بهتر شده هم رفتارش هم مهربون تر شده از وقتی حالا تغییر کرده...حالا اونا کی بودن کسایی که حتی به حجاب <<اعتقادی ندارن>>>>!!!!!!!!!!
تو دانشگا هم طبق دستور شما پیش رفتم خدایی راس گفتین ها استاده خیلی بهتر شد باهام خیلی رفتارش عوض شد ولی خب امتحانای آخرمو به خاطره این جریانات نتونستم خوب بدم وگرنه نفر 1 دانشکده شده بودم حیف...ایشالا این ترم!!!!!!!
در مورد اون کلاسا هم که نه بابا من اولا الان منظورم نبود چون عمرا اگه برسم بعدم گفتم دوستم میره خیلی تعریف میکنه منم گفتم ببینم چه جوریه وگرنه منو چه به این حرفاااااااااا!!!!!!!!!!!فقط واسه یه تجربه پرسیدم که اون جوری که شما گفتین فکر کنم تجربشم خوب نی باید بیخیال شم جوشم افتضاحه هر چی دور تر باشم از این جو ها بهتره نه؟
آره ها در مورد اون انتقاده میگم خوبه آدم حرف میزنه مثه مرد بیاد یا پای حرفش باشه یا قبول کنه اشتبا کرده این جوری که نمیشه.....!
کاش یه قسمتی اصن تو سایتتون میذاشتین واسه آقا مجید ازش خاطره میذاشتین نمی شه؟؟؟؟نمی شه یه ذره بیشتر ازشون بگین از رفتاراشون تو خونه بیرون .....
ببخشید خیلللللی حرف زدم ولی خیلی حرف داشتم و دارم آخیش یه کم واقعا سبک شدم قدر خودتونو بدونید ها!!!!!!!!!!!!!!!خودتون نمی دونید چه نعمتی هستین!!!!!!!
راستی الهه خانوم رفیق ما چطوره درسا چطوره همه چی آرومه؟ خوب پیش میره؟ممنون که به یادم بودی منم به یادت بودمو هستم.....همه مون تا وقتی یه پدیده ای به اسم شهدا داریم نگران هیچی نباید باشیم.....چه فلسفی شد ها!!!!!!!!!!:))))
خیلی واسم دعا کنین هم شما هم خانم دکتر!!!!!!!
یا علی
اولا سلام
دوما عرض تسلیت و تعذیت بمناسبت درگذشت عزیزانتان. از درگاه الهی رحمت و مغفرت آنان را خواستارم...
خیلی خوش آمدید... اگر چه یه قدری دلواپس شده بودم... اما خاطرم جمع بود که هر جا باشید. موفقید...

آیت الله بهجت میفرمایند:همین برای انسان کافیست.که خود را در محضر خدا ببیند. و خدا را در همه احوال. مطلع از خود و در همه جا حاضر و بر همه کارها و احوال خود ناظر بداند
..... اگر مردم به همین مقدار که میدانند. عمل کنند. کار درست میشود
..... یه نگاه خودت بینداز و قضاوت کن... ببین مادر بزرگت رفت. ... یه واقعیت روشن جلو چشم من و تو... چی با خودش برد... اون ور چی به دردش میخوره... این از آخر دنیا... اما در این سفر بی بازگشت... چرا بعضی غافلند و ره توشه برنمیدارن..... سرمایه ی عمر را هدر میدهند و چه ضرر بزرگ و غیر قابل جبران.... حال اگر. طبق دستور خدا زندگی کنیم. هم به آرامش میرسیم و هم عاقبت بخیر میشویم.... از کار خوب هیچکس ضرر نکرده....
خوشبحال اونایی که تمام زندگی شون. بندگی خداست
تاریخ:1391,12,2|10:18
زینب
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاااااامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حاجی برادر استاد دلبریان !!!!!!!!!!!!!!!!!!وای اولین کاری که کردم این بود که یه دله ســـــــــــــــــیر کل این سایته جدید و خیلی توپ و خیلی باحال و خیلی خوشگل رو کامل چرخ زدم توش آخیششششششش.......................!
خسته نباشی
تاریخ:1391,12,1|22:34
تنها
سلام استاد!
سلام زینب جان!کجایی عزیزم؟بابا نگرانتم و دلم برات تنگ شده.ارادتمندت الهه
--------------------------
تاریخ:1391,12,1|00:46
خدایا.کمکم کن مدیون شهیدان نشوم
--------------------------
تاریخ:1391,11,16|11:13
محبوبه
حاج آقا این زینب خانوم کجا رفته؟
خبر دارید ازشون؟
راستش کمی نگرانشونم!
اگر خبر دارید سلام ما رم برسونین
هر جا هست. بسلامت بادا
خبری ندارم..... انشالله بزودی خبر خوشی خواهیم شنید
ولی دلواپسش نیستم.... چون شهید سبزه علی. باهاش
تاریخ:-609,1,-940|16:10
!!!!!!!!!!!!
چرا سوالای زینب خانوم به روز نمیشه چند وقته؟
منظورتون جوابای زینب خانونمه
چون نمیپرسه!!!
وقتی سئوال نیست!! چه جوابی!؟؟
بپرسن، چشم... من هم جواب میدم

دست من نیست که. به روز یا شب بشه
تاریخ:-613,1,-209|00:41
آرش
به به
یه دونه ای دردونه ای!!!!!
چاکریم حاجی با امتحانا سرم گرم دنیا بود!!!!!!!!!!گفتم بیام ایجا و یه جورایی آسمونی شم!!!!!
ایشالله، بعد امتحاناتم همینجور شاد باشی
تاریخ:-588,1,-605|21:55
jjjj
چرا دیگه سوالای زینب خانومو نمی ذارین؟خیلی مفید بود
چند وقتیه چیزه جدیدی نمی بینم!!!!!!
خب، سئوال نکرده!!!! نیومده !!!
به محض اینکه سئوالی مجددا پرسیده شد میذارم
ممنون از پیگیری تون
تاریخ:-588,1,-605|14:29
yaali
اینقد با شهدا زندگی نکن حاجی شهید میشی ها!از ما گفتن بود (-.
به این سادگی ها هم نیست!!!! باید خوب بشم. تا شهید بشم
فقط از خدا میخوام کمبودهایم را از خزانه غیب جبران کند. والا با این اعمال آفت زده! ناقص و ضعیف... شهادت، مزدش نیست
شهادت، مزد مجاهدت است، نه کار و زندگی
مگر خدا رحم کند.
تاریخ:-588,1,-605|12:22
آرمین
چطوری حاجی؟
خوبی؟
دلم واست تنگیده بود گفتم بیام یه نظری بیفکنم.....
الان که اسمتو دیدم. خوشحالت شدم
الحمدلله
ممنون که افکندی. نظرت همچو نورافکن.روشن نمود دلهایمان را
تاریخ:-588,1,-1336|14:46
reza
ای ولا....
حال کردُم باهات خوشمان آمد....برا
ممنون
دعا کن. به یاران برسم
تاریخ:-592,1,-970|15:07
یعنی با این عکسات با این حرفات دلمو بردی کربلا چه کردی با دلم...
دمت گرم... دلبر....
فدای دل کربلاییت بشوم
تاریخ:-592,1,-1336|14:09
عااااااااااااااااااااااالی
--------------------------
تاریخ:-600,1,-239|21:01
علیرضا
اون که صد البته...
خیلی گل بود بود حاج مجتبی خوشبحالش مرد خدا بود واقعا خوش به سعادتش که سید ما براش نماز خوند صفای دل میداد به ما تازه من مدت زیادی نبود که میشناختمش رفیقامو بگو چندین ساله پای حرفاشن.....
کاش مام این جوری خدایی شیم...!
چرا خدایی نشین!!؟ الحمدالله همینکه گوهر رو شناخته اید، دلیل حق شناسی شماست
این غصه، این دغدغه ی شما... نشانه فهم شماست
که همه ندارند
بدنبال گوهر روان باش...گوهر میشوی
تاریخ:-600,1,-239|16:21
علیرضا
سلام حاجی
خاج آقا مجتبی رفت.....................
خیلی داغونم....................
کاش یکی حال ما رو میفهمید!
اون یه نفر...خداست. نه هیچکی
تاریخ:-600,1,-605|15:23