نظر شما:
نام:
نظر:
نظرات ثبت شده
....
پاتون چی شده؟
تو عکسا دیدم...
چقدر شما با اخلاقین! یعنی شهدا هم انقدر دوست داشتنی بودن ؟
تو عمليات كربلاي 5 يه مين باهاش خنثي كردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! صداي دهل شنيدن از دور خوش است
من كجا شهدا كجا ............. مخلص شماهايم
تاریخ:1392,9,13|17:52
پيام چناني
با سلام....
نميدونم چي بگم آقاي دلبريان...
فقط از خدا ميخوام شهيد بشي...
چون بدجور بريده بودم...سفر مشهد رو هم اول خدا و دوم آقا جليل جور كرد...شايد باور نكنيد تا لحظه حركت اتوبوس هم نميدونستم دارم كجا ميرم...واسه چي ميرم...اصلاً يه جوري بودم...وقتي نشستم توي ماشين ... روحيه گرفتم...
ازتون ممنونم...اون روز توي بهشت رضا...مراسم جشن تولد آقا جليل، حس عجيبي بهم دست داده بود...
برام دعا كنيد...
http://Safare-Sorkh.blogfa.com/
التماس دعا
خوشا به حال اونايي كه راه آسمون رو يافتند و اسير خاك نيستن ...
تاریخ:1392,6,4|10:48
عماد
حیف ...
دیر فهمیدم ....وگرنه میومدم
--------------------------
تاریخ:1392,6,4|01:42
شركت در مراسم
بچه هاي شهرستان هم ميتونن بيان... مزاحم نباشن...
به هر حال جمع دوستانس و شايد بعضيا غريبه باشن...
گلزار شهدا كه خصوصي نيست... قدم به چشم ... مجلس شهيد است
تاریخ:1392,5,31|00:29
اکبر
سلام حاجی
لازم نیست زحمت بکشید ... فقط بگید با کدوم اتوبوس میشه بیام!
کوچیک حاجی دلبریان ...
فردا زنگ بزن. تا قول و قرار بذاريم...09155034145
تاریخ:1392,5,30|23:38
س.شادکام
سلام
دکون دستگامو ، کاسه کوزمو دارم جمع می کنم برم دنبال کارم
آدم شدم میام و گرنه ، سعی در فراموشی خیلی چیزها دارم از جمله مسعود...
ما برای اینکه دل خاکی مان را آسفالت کنیم . خط کشی کنیم .لکه گیری بشه.نه بودجه داریم
نه ... ...بماند دعا بفرمایید.. شاید دیدار بعدیمون قیامت باشه .. البته اگه بزارن ما شما رو ببینیم خداحافظ..به امید دیدار
عليك سلام. خوشبحالت ... دست مارو هم بگير ... كه از جا ماندگانيم ... حقيقت رسيدگي به خود يه اصله ... بازم خوشبحالت...ايول بخدا ... راه منزل عشق رو بما هم نشون بدي
تاریخ:1392,5,30|22:29
اکبر
سلام حاجی
منم رو میبری با خودتون؟
عليك سلام ... آره ... تو كجايي؟ تا شوم من چاكرت ... البته خود منم كسي ديگه ميبره ... ولي باشه چشم... كي جرات داره.به زائر شهدا ، نه بگه
تاریخ:1392,5,29|23:37
س شادکام
سلام مارو به آقا جلیل برسون
بگو آخرشم نگاه های پرمعنایت ...کار دست دل ما داد
باشه امسال نمیام مراسم تولدت ... باشه میرم ، دل خاکی مو ، آسفالت کنم بیام ...باشه ... میرم یاد بگیرم نفسمو درست کنم ...تا بتونم از سیم خاردار ها عبور کنم.... باشه... به مسعود سلام برسون بگو ... باشه ... دیگه نمیام تا آدم بشم ... اصلا غلط کردم باهاتون دوست شد
عليك سلام .... راه آدم شدن ، اومدنه ... نه دور شدن ... يه نفر به حاج آقا واله گفت: من حرم نميرم!!!! چون دلم سياهه و .... از همين حرفاي تو.
حاج آقا گفتند: اگه قراره خوب هم بشي بايد اينجا ها بياي، اينارو شيطون داره بهت ميگه!! گوش نده ... برو حرم ... ولو با دل سياه ... اونجا بشين فكر كن... طبيب اونجاست ... همه ما بايد دست بدامان شهدا بشيم ... اگر چه بايد مواظب بود .. اسير برگزاري چهارتا مراسم!! روايتگري !! نشيم ، و از خود غافل
تاریخ:1392,5,29|22:33