نظر شما:
نام:
نظر:
نظرات ثبت شده
به جرم عشق
سلام ممنون از پاسخ هاتون
مرا کشت خاموشی لاله ها
دریغ از فراموشی لاله ها..
این موقع از شب دلم می گوید از شهید جلیل بنویسم و به یادش..عذرخواهم ..جز این گنج خانه خلوت جایی نبود..
بله از شهدا هیچ نمی گوید کسی..اما پارسال وقتی توی سایت ابرار 21 برای اولین بار با این شهید آشنا شدم ، خیلی حسرت خوردم از غریبی و مظلومیت ایشان.....خیلی اشک ریختم از تنهایی اش بعد یاران شهیدش.... خیلی از دست ما خراسانیهای بی حال و همت حرص خوردم....
همان قدر کم هم که از حاج همت و حاج حسین خرازی هست،،،،، از شهید جلیل نیست.....
شبی بود که شروع کردم باهاش درد دل کردن و عذرخواهی که تقصیر ماست که شما اینقدر گمنام مانده اید..شهید جلیل! بیا و لطف کن و فرمانده ام باش..و من از تو خواهم گفت برای همه..
غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن
روز و شب عربده با خلق خدا "باید" کرد..
شما تجربه دارید بعضی از شهدا ارتباط عاطفی عجیبی با انسانهای این دنیا دارند...شهید خرازی بین نسل ما معروفه به این ارتباط و شهید هادی..
شهید جلیل را نمی دانستم..ازش راهیان نور خواستم..اردویی که تقریبا برایم محال بود...اما بعد از 1 سال شهید جلیل بدون اینکه یادم باشد همه شرایط را ردیف کرد..هنوز نمی دانستم دعوتم کار کیست تااااا....تا آن غروبی که رسیدیم به منطقه خین..و وقتی از گروهمان که در آن ساعتها تنها زائران خین بودند، جا ماندم، آرام آرام شیار را می رفتم و مدام از شهدا می پرسیدم قصه این راهیانم چیست ؟ که ناگهان تابلوهایی از گلهای لاله دیدم فرورفته در خاک....و تمثال شهید جلیل..با دیدن چهره مظلومش زانوانم یاری نکردند و چادرم خاک خین را به خود گرفت...
وای به حال امثال من که درسهای جانانه همسرو مادر شهید را مرور نکردیم..حالی نپرسیدیم..
از وصیتنامه اش نگفتید..
و می ترسم بپرسم از مزارش..
راستی چرا در خاک عراق شهید شدند این شهدای ما؟
سلام... اميد كه رهرو راهشان باشيم... ما براي احقاق حق خود در خاك عراق برا عمليات ميرفتيم... تا كركوك. تا حلبچه . خرمال و...... تا شهر ماووت
تاریخ:1394,3,6|02:16
به جرم عشق
سلام خدا قوت روزتان مبارک
هم تصاویر
هم اشعار
هم تطبیق
بسیار جالب و جدید بودند و تلنگر..
بویژه تصویر اول و چشمهای باند بسته شده شهید جلیل..
عجیب است که با این که میدانیم این عزیز به شهادت رسیده اند، دل آدم از دیدن این تصویر آب می شود..
چی شده بوده چشمهاشون؟
تا قبل شهادت مداوا شده بود؟
راستی! چرا از شهید جلیل محدثی فر اطلاعات اینقدر کمه؟
وصیتنامه شون هست؟
همسر و فرزندی داشتن؟
مادر بزرگوارشون در قید حیات هستن؟
کاش کتاب زندگی شون رو کسی همت کنه و بنویسه..شهادت می دهم که خود شهید جلیل استقبال می کنه از کتابش و کمک می کنه و عنایت..
دلیل شهادت دادنم، قصه راهیان نور و منطقه نهر خین امسال است..
سلام
چشمان آقا جليل در كمين ضدانقلاب در جاده چنگوله بر اثر اصابت گلوله به شيشه خودرو ، ذرات شيشه در چشمان آقا جليل مي نشيند . راننده برادر بسيجي بنام زماني بشهادت ميرسد... بله قبل شهادت مداوا شده بود اما آثارش مشاهده ميشد
از كدوم شهيد اطلاعات زياده...!!!؟؟ كه از آقا جليل كمه...!!!!!!!!!!! متاسفانه سيره شهدا در رسانه هاي ما . خصوص تلويزيون كم رنگه
آقا جليل داراي يك فرزند است كه بعد شهادتش بدنيا آمد. اسمش رو محمد جليل گذاشتند. دقيقا سيبي به دو نيم. مثل خود آقا جليله... هم قيافه اش و هم مرامش
بله پدر و مادر آقا جليل در قيد حياتند
يكي دو جلد كتاب نوشتند. اما كافي نيست. ضمن اينكه همون كتابها هم خيلي نياز به ويرايش و تكميل شدن داره
حماسه ياسين.نويسنده سيد محمد انجوي نژاد. انتشارات سوره مهر
روايت دلبري.نويسنده محمد خسروي. انتشارات ملك اعظم
حماسه فرماندهان. انتشارات كنگره سرداران شهيد خراسان
البته يه كتاب كامل مجموعه خاطرات آقا جليل از زبان خانواده و همرزمان در دست تدوين و چاپ است
تاریخ:1394,3,3|10:40