آرشیو ماهیانه
فرم تریبون آزاد
موضوع:
نام کاربر:
پیام:
ملکی زاده
جبهه دیروز جبهه امروز
با سلام خدمت برادر و جانباز 8 سال حماسه و ایثار ، قبل از اشنایی با سایت شما من جوان یا جوانان دیگر جبهه را فقط پشت خاکریز میدیدم که نیروها از پشت خاکریز دارن به نیروها ی دشمن تیر اندازی یا گهگاهی ارپیجی میزنند .... بعدها که با غواص و اروند و ایثار و .... اشنا شدم با جنگ و مسایل ان اشنا شدم... به شکر خدا امسال خوب کار شده است از جمله شهدای محلات و یادواره ها
الان كه صحبت های شما را گوش میدم خیلی تاثیر گذار تر است ، چون تازگی آن به خاطر نا گفته های جنگ است و جلسه بعدی شما که قبل از عید گفته بودید کی هست با تشکر
سلام... نشان اهل خدا عاشقيست با خود دار ... كه در مشايخ شهر اين نشان نميبينم
تاریخ:1393-12-6|22:28
منتقد
یقین به راه
سلام
برای من یک سوال هست و اون اینکه شما در هدفت مصممی!
تا حالا به هدفت شک کردی؟ چگونه از اون شک گذشتی؟
اگه با دلیل برام حرف بزنی نه با شعار ممنونتم!
اگه دلیل نداری فرق تو با یک داعشی مصمم چیه؟ از کلمات بالا هر چقدر لازم دونستی می تونی سانسور کنی؟
منتظر جواب! امید که قسمتی از صداقت جبهتو داشته باشی!
منتظر جواب
عليك سلام
اولا، عزم و اراده، شك و ترديد آدم حقيري همچو من چه ارزشي داره...!!؟؟ و نبايد برا شما ملاك باشه....!!!!!!!! حالا بهر دليل كه پرسيديد.جواب ميدم. اميد كه معرف راه و هدف والاي شهيدان باشد
به خودم ممكنه گاهي وقتا شك كنم...!!! كه آيا بطرف آن هدف والا ميرم... يا نه !! آيا تو راه راست هستم...!! يا نيستم... اما هيچگاه به هدف، به راه ، ابدا شك كه نكردم ، روز به روز محكمتر شدم
چون تمام دستورات و آرمانها برابر عقل سليم و فطرت پاك آدمي مؤيد آن است
ضمن اينكه خيلي چيزها را ، اسرار پشت پرده را ، در جبهه. و در طول عمر تجربه كردم... نشانم دادن و ديدم ... كه حقانيت اين راه، مثل خورشيد برايم روشن است
خدا عاقبتم را ختم به خير و از شر شياطين آخر الزماني حفظ فرمايد
ضمنا داعشي ها عزم و اراده ندارند. بهتر است بگوييد : شهوت. تعصب. جهل و ناداني دارند
تاریخ:1393-12-6|20:16
سیامک پوراسد
خوابیدن روی مین و سیم خاردار
سلام علیکم بماصبرتم فنعم عقبی الدار
باصلوات برمحمدوآل محمد؛اخیرا درفضای مجازی وسایتهای به اصطلاح ارزشی وشبکه های اجتماعی عده ایی از کاربران اقدام به نشرداستانکهایی از عبور داوطلبانه رزمندگان از روی مین و خوابیدن روی سیم خاردار i همراه با قرعه کشی و ... خلاصه احساسات شدید می نمایند و ضمن اینکه هیچ سند و آدرسی از اینکه این واقعه مربوط به کدام عملیات؟ کدام لشکر یا تیپ؟ چه تاریخی ودرکدام منطقه اتفاق افتاده؟ نمی دهند , بطورکلی ظلم و جفایی عظیم را هم درحق نیروهای فداکار و مخلص تخریب و اطلاعات عملیات؛ روا می دارند, سئوال حقیر به عنوان کسی که چند صباحی توفیق حضور درمنطقه جنگی راداشته این است که آیا به عنوان سایت و مرجع پاسخگويي هر ابهام و سئوالي در تريبون آزاد اینگونه داستانها را تایید میکنید؟درادامه برای نمونه داستانی را نقل می کنم ؛مستدعی است نظرکارشناسی خودرا در این باره مبذول فرمایید. والسلام
برای رد شدن از سیم خاردار باید یک نفر روی سیم خاردار می خوابید
تا بقیه از روش رد بشن.داوطلب زیاد بود قرعه انداختند افتاد بنام یک جوان.
همه اعتراض کردند الا یک پیرمرد.
گفت چکار دارید بنامش افتاده دیگه.عجب پیرمرد سنگدلی.دوباره قرعه انداختند بازم افتاد بنام همون جوان.
جوان بدون درنگ خودش رو انداخت روی سیم خاردار در دلها غوغائی شد.
بچه ها گریان و با اکراه شروع کردند به رد شدن از روی بدن جوان همه رفتند الا پیرمرد.گفتند بیا! گفت: نه شما برید من باید بدن پسرم رو ببرم برای مادرش!
آدرس لینک1: http://www.afsaran.ir/link/837968
آدرس لینک2: http://www.afsaran.ir/link/846404
سلام
رفتم عكسهارو ديدم. اتفاقا يكي از اونا عكساي شخصي خودمه... آموزش خوابيدن روي سيم خاردار. . شهيد جليل محدثي ... فرمانده اي كه هر تمريني رو اول خودش انجام ميداد. بعد از نيروها توقع ميكرد ... بله ما در جنگ آموزشهاي عبور تعجيلي از موانع داشتيم ... اما همان هم با برنامه و با فكر بود ... در شرايط خاص بود ... جايي كه اگه به اون روشها متوسل نميشديم ... يك عمليات
شكست ميخورد... تخريب چيان ماهها قبل از عمليات
معابر رو شناسايي ميكردن . با خنثي كردن و برداشتن چاشني هاي انفجاري بدون بهم خوردن آرايش ظاهري ميدان مين و بدون بجا گذاشتن هيچ رد پايي ، معبري در دل ميدان مين تا زير پاي سنگر كمين دشمن ميزدن ... كه شب عمليات دشمن هاج واج ميماند كه اينا چطوري به اين سرعت به خاكريز رسيدند ....!!!! كجا ما خودمان را روي ميدان مين مي انداختيم ...!!؟؟؟ حالا اگه در مدت 8 سال جنگ. در طول 1300 كيلومتر خط جبهه يكي دو مورد اقدامات حماسي عاشقانه انفرادي...!!! اونم نه به اين صورتي كه ميگن ،با اينهمه پياز داغ ......آيا بايد بعنوان " اصول دفاعي، تاكتيك نظامي و يك روش جنگيدن " به جنگ ما تعميم داد...!!؟؟ مثلا اگه در يه جايي در شرايطي استثنايي آتش نشاني فداكاري كرد و به دل آتش رفته چند نفر رو نجات داد و خودشم سوخت... بايد اينو بعنوان يه راهكار رسمي سازمان آتش نشاني معرفي كرد...!!؟؟ نه سيامك جان، به اين صورتي كه ميگن نبوده
اون عكس پيكر شهدا ، درعمليات رمضان سال 61 است، كه بچه ها تو محاصره افتادن . وسط ميدون مين گير كردن . هوا روشن شد . خب طبيعيه چه به حال روز اونا ميآره دشمن.... . اما خيلي بي انصافي و نامردي و خيانته كه بگن: اين صحنه رفتن رزمندگان بر روي ميدان مين است.........!!!!!!! ما هنوز زنده ايم دارن تاريخ جنگ رو وارونه معرفي ميكنن... بدعت وارد اين تاريخ ميكنن... واي به روزي كه نباشيم.... بايد در ادامه تحريفات عاشورا .... تحريفات دفاع مقدس حتما بنويسند "خرمشهر " با فكر. با طرح عملياتي البته كه با حماسه و روحيه جان بركفي آزاد شد......... نه با قرعه كشي ... اگه زحمتي نيست اين پاسخ حقير رو نشر بده... خصوص در اون سايت... منتظر رفع ابهامات ديگه هم هستم
تاریخ:1393-12-1|23:42
ملکی زاده
عبور از اروند
با سلام عواملی که باعث عبور نیروها از اروند شد چه بود ؟
عليك سلام... چندين عوامل بود ... اما مهمترينش اين بود كه ما مجبور بوديم براي احقاق حق. گلوگاههاي حياتي دشمن رو فشار دهيم. تا تسليم شود... ما توان رودرو جنگيدن با دشمن را به لحاظ نفوذ اوليه و شكستن خطوط مستحكم او را نداشتيم. بايد از جاهايي ميرفتيم كه نامتعارف بود و غافلگير ميشدن
تاریخ:1393-12-1|22:33