آرشیو ماهیانه
فرم تریبون آزاد
موضوع:
نام کاربر:
پیام:
ملکی زاده
فرهنگ جنگ
با سلام
چه نهاد یا ارگان يا سازمانی باید فداکاری ایثار گری رزمندگان را بیان کند
عليك سلام
همه ارگانها به نحوي مسئولند ... آموزش پرورش. ارتش. سپاه. جهاد. هلال احمر. ارشاد اسلامي. سازمان تبليغات اسلامي. دانشگاهها. حوزه ها. و........... اما چند ارگان هستند كه مستقيما مسئولند. اداره حفظ و نشر آثار دفاع مقدس. صدا و سيما . وزارت ارشاد
تاریخ:1393-8-1|20:52
دوست
تصمیم گیری در لحظات سخت
سلام حاجی. بابا چی شده؟ چرا چند وقته سخنرانی نمیذارین روی سایت؟ سخت محتاجیم حاجی جون. به فکر ما هم باشین عزیز. یاعلی
عليك سلام.... دعا كنيد يه گرفتاري كوچك هست برطرف بشه. تا ششدانگ وقتم رو باز بيارم اينجا ...... دو ماهه در سنگر پرستاري از مادر مامور شدم... من هر جا باشم اداي تكليف ميكنم.... فعلا شهدا اينجوري خواستن
تاریخ:1393-7-30|22:09
ملکی زاده
شهدا
با سلام چرا شما در جلسات یا وبلاگتون از شهدای خلبان یا کسانی که تخریبچی بودند یا خدماتی انجام دادن کمتر اشاره شده یا سنگر سازان و.....
عليك سلام....چون خودم توفيق حضور داشتم اولويت در روايت و تاريخ شفاهي جنگ. مشاهدات و تجربيات خودمه ...اتفاقا بيشتر روايت هاي حقير از تخريب چيان. غواصان است ... و اما خاطرات خلبانان ضمن اينكه تخصصي ست همرزمانشان ميگويند و بسياري را هم از رسانه ضبط كردم...
تاریخ:1393-7-30|19:44
محمد
محرم ما
السلام علیک یااباعبدالله
ای کاش محرم بتونیم یکی از گناهامونو بزاریم کنار..
یاحداقل حرمتشو نگه داریم...
هی خدا...
توشهرما موقع محرم که میشه فروش لوازم آرایشی بیشتر میشه...
جونای شهرمون تیپای آنچنانی میزنن. بله دیگه موقع شکارشونه.
گریه هاشون الکی سینه زدنا الکی زنجر زدنا الکی......
میکروفون رو مچسبونه به تبل کوچیک تاصداش ازتوبلندگوهادر بیاد !
اگه بخوام دردای شهرمونو بگم یه چند هفته ای طول میکشه.
اون وقت میگن چرازمونه بی برکت شده..
جز ما کی میتونه عزاداری رو.محرمو.امام حسین(ع) رو خراب کنه؟
هیچکس! ماهستیم که محرمو بد به دنیا معرفی کردیم. ما مسئولیم واون دنیا ازمون میخوان....
البته همه اینجوری نیستن! وبه برکت همیناست که اتفاقی واسه ما نمیوفته.
اتماس دعا
من كه خود سراپا آلودگيم ... نميدانم چه بگويم ... خدايا، كاش ستارالعوبيت نبود. كاش به محض ارتكاب اولين گناه رسوايم ميكردي...! اگر چه ميدانم فلسفه خلقت اين نيست و اينها همه فرصتهايي ست كه براي خوب شدنم دادي... پس ياريم كن كه تنها تو يار و ياور مني...
تاریخ:1393-7-30|01:32
محمد جعفری
شهادت
سلام حاجی.نمیدونم چرا چندروزیه حسابی دلم گرفته.دلم گرفته که چرا به شهادت نمی رسم.میدونم شهادت الکی نیست اما وقتی.....
اصلا ولش کن.خودتون چه طورید .خوب تابستون پیچوندید و کاشمر نیومدید.... شهدا منتظر رفیقشونن که بیاد
سلام
شهادت مزد مجاهدتهاي بنده خداست
تاریخ:1393-7-25|20:31
قاسمی / ترکالکی
اولین معلم شهید کشور در دفاع مقدس شهید حسنعلی کایدان از شهر ترکالکی
http://sabeghoon61.ir/post/356 لینک مطلب

=============================================
استان خوزستان : شهرستان شوشتر / شهر ترکالکی
=============================================
به نام خدا
طبق اسناد موجود در اداره کل آموزش و پرورش استان خوزستان اولین معلم شهید در سطح کشور شهید دکتر حسنعلی کایدان از شهر ترکالکی می باشد .
شهید کایدان در سال ۱۳۴۷ وارد دانشگاه Belln شهر تگزاس آمریکا شد و توانست در سال ۱۳۵۴ فوق لیسانس رشته صنعت و تکثیر چاپ را اخذ نماید .
در دیدار محمدرضاشاه پهلوی و همسرش فرح دیبا از دانشگاه Belln شهر تگزاس آمریکا و دیدار با دانشجویان ایرانی . شهید حسنعلی کایدان با تعدای از دوستان و همرزمانش با حمله به پادشاه ایران و پرتاب گوجه گندیده و تخم مرغ به شاه ، وی را مورد ضرب و شتم قرار دادند و از دانشگاه بیرون رانده ، و بلافاصله شهید حسنعلی کایدان و همرزمان انقلابی اش از کشور آمریکا اخراج و به ایران برگردانده می شوند ، که توسط ساوک امنیت شاهنشاهی دستگیر و روانه زندان اوین میشوند .
شهید کایدان دو سال شش ماه در زندان اوین تهران زیر سخت ترین شکتجه های ساواک بود .
شهید کایدان در طول مدت دوران زندان مدتی هم بند با آیت اله طالقانی ، آیت اله هاشمی رفسنجانی و شهید دکتر بهشتی بود ، و چند ماهی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی شهید حسنعلی کایدان از زندان آزاد شد و به زادگاهش ترکالکی آمد و مورد استقبال مردم ترکالکی قرارگرفت .
شهید کایدان از فرصت آزادی استفاده نمود و درشهرهای اهواز و مسجدسلیمان فعالیت های انقلابی خود را علیه حکومت شاهنشاهی ادامه داد . بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) شهید کایدان جهت خدمت به مردم خوزستان بعنوان معلم به شهر آبادان عزیمت نمود ، و با شروع جنگ تحمیلی علیه نظام نو پای مقدس جمهوری اسلامی ایران ، جزء اولین مدافعان شهر خرمشهر بود ، و شجاعانه در خیابانهای خرمشهر با دژخیمان بعثی عراق جنگ تن به تن نمود .
با گذشت تنها ۲۲ روز از حمله رژیم متجاوز بعثی عراق به خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران ، شهید دکتر حسنعلی کایدان در کوی طالقانی خرمشهر در نبرد تن به تن از فاصله نزدیک مورد اصابت گلوله ژ۳ دژخیمان بعثی عراقی به پیشانی اش قرار گرفت و به درجه رفیع شهادت نایل آمد .
روحش شاد و یادش گرامی
چون پاره هزار شد گر بدنم ... چون آغشته به خون شد پیر هنم
ای دوست عجب مدار ... که اندر ره عشق من کشته ایران و شهید وطنم
نام پدر : حاجی
تاریخ تولد : 1328
تاریخ شهادت : 1359/7/22
طول مدت حیاط : 31 سال
تاهل : مجرد
مزار مطهر : گلزار شهدای محمدابن زید(ع)
توضیحات : مدرک فوق لیسانس رشته صنعت و تکثیر و چاپ از دانشگاه آمریکا - مسلت به زبان انگلیسی - مبارز سیاسی علیه شاه .
شـادی روحـش صـلـوات
--------------------------
تاریخ:1393-7-25|17:20
تلخند
سلام روزتون بخیر یه موضوعی چند وقته پیش بود،راستش من که دستم به جایی بند نیست خواستم از طریق اساتید معلمم پیگیر شم اما اونا بجاب پیگیری ،خشونت به خرج دادن....شاید دلیلی داشتن...لطفا ادرس ایمیل بدین واستون یه چی بفرستم خواهش میکنم خاضعانه،که پیگیر شین...اخه خیلی از بچها بدبین شدند....
a.delbarian@gmail.com
سلام. اميد كه كاري ازم بر بياد
تاریخ:1393-7-25|11:16
بچه ی بردسکن .(رکن اباد)
وقت دیدار
سلام اقای دلبریان .امیدوارم حالتون خوب باشه . اگه قسمت بشه میخوام بیام زیارت امام رضا(علیه السلام).اگه مشهد هستید.یه وقت بدین بیام از نزدیک ببینمتون.ممنون میشم.باتشکر...
سلام... مشهد نبودوم امروز 29 مهر رسيدوم... زنگ بزن هماهنگي كنيم
تاریخ:1393-7-24|23:28
موسوی
سلام
خب ان شاالله که خیر است به هر حال قائدتا کار کار حاج حسین است و نه نمیشه گفت
سنگر جدید مبارک حاجی
آقا برای ما دعا کنید
الان قحط الرجال است که بنده ی بی سر و پا را راه دادن تو کار فرهنگی حاجی.
دعا کن لیاقت پیدا کنیم
حاجی میخوایم از شما دعوت کنیم یه جلسه بیاین خدمتتون باشیم
پریشب تماس گرفتم هیچ جوره وصل نشد
پایگاه بسیج این مسجد که کلاس دارم توش تعطیل شده بود
دارم سعی میکنم با یه رویکرد نو راهش بندازم
دارم طرح میریزم. تا بشه سعی میکنم چارت بسازم
نیروی انسانی نداریم مجموعا 10 تا را تونستن دعوت کنن که خوب برای جنگ نرم اصلا آماده نیستن.همه دنبال کارت فعال و اسلحه و میدون تیر و از این حرفان.
طبق معمول داشتن تقسیم بندی ها را آبدوغ خیاری میکردن که تقریبا جلوشون را گرفتم. آخه نمیشه که به با خنده و مسخره بازی و دوست و فامیل بازی کار کنیم و بگیم داریم میجنگیم.
در حال حاضر داشتم برای یه جلسه ی توجیحی اولیه کلیپ میساختم که یاد شما افتادم گفتم یه التماس دعا بفرستم.
تقسیم بندی ها عرصه های کاری و ملزومات و اهداف را تقریبا تا 50 درصد کار نوشتم البته هنوز چرک نویسه
تا تموم بشه بعد چارت بشه کار میبره
ان شاالله اگر تو فراخوان افرادی اومدن که کار رسانه کرده باشن که فبها و اگر نبودن باید تربیت کنیم.
دعا کن برای این بجه هایی که هیچی از رسانه و جنگ نرم نمیدونن بتونیم حقیقت جنگ را و اینکه جنگ ما تمام نشده را بیان کنیم
حاجی دعا کن بتونیم یه چهره ی درست از بسیج ارائه بدیم
دعا کن خدا یه کلامی رو زبونمون یه نگاهی تو جشمامون و یه حکمتی در سینه ی ما قرار بده که که بتونیم بچه ها را جذب کنیم
ما را یادت نره حاجی
دعا کن دعا
ما هیچیم
ما صفریم
ما را یادت نره
حالا که قحط الرجال شده و یه لاقبای گناهکاری مثل من داره شلنگ و تخته میندازه تو عرصه ای که بزرگانی که میدونی تاخت و تاز داشتن دعا کن اقلا بتونیم یه طرح نو بندازیم
یا علی
سلام
سفارش شهدا :: توكل. توسل. مشورت. محبت. گذشت و چشم پوشي از لغزش دوستان... و اخلاص يادتان نره... اميدوارم موفق باشيد و صبور................ دعا كن گذرم به اصفهان بخوره حتما با افتخار خدمت ميرسم ... مختص كار شما بيام صلاح نيست
تاریخ:1393-7-24|00:09
سرباز احمدرضا امینی
مزار شهدای گمنام دانشگاه تهران
سلام حاجی
این که حضرت آقا می فرمایند رویش های انقلاب اسلامی
من اول زیاد اهمیت نمیدادم
تا به چشم خودم دیدم
قضیه از اینجا شروع شد که من برخوردم به دوتا دانشجو در دانشگاه تهران
یکی رشته صنایع و یکی رشته زبان روسی !
هر دو متولد 72 به نظرم
5 شهید گمنام در دانشگاه تهران دفن شده اند
این دوتا دانشجو بررسی کردن که در سالهای گذشته برای مزار این شهدا توسط دانشجویان دانشکده هنر دانشگاه تهران آبنما و سیستم نورپردازی طراحی شده
اما ازش خبری نیست
این دوتا اینقدر از مسئولین دانشگاه پیگیری کردن
اینقدر سمت به سمت ( مدیریت ، معاونت ، مسئول ، فلان ....)
راهرو به راهرو
اطاق به اطاق
پیگیری کردن
که چند روز پیش سیستم نورپردازی و آبنمای مزار شهدای گمنام دانشگاه تهران پس از سالیان سال مجددا احیا شد
اینقدر زیبا و جذاب بود که حاج سعید حدادیان مراسم عقد دخترش رو در همین مکان برگزار کرد و اول از همه عروس و داماد چند عکس یادگاری ( از بس زیبا شده بود اونجا) گرفتند
و بعد هم رهبری خطبه عقدشون رو تلفنی خوندن
ای کاش بودید میدیدید
آقای حدادیان چه ذوقی می کردن
میگفتن شهدا خیلی خوب پذیرایی کردن
جای همه اقوامی که نبودن رو پر کردن...
سلام
همه از بركت ارواح نوراني شهداست
تاریخ:1393-7-23|22:52
ملکی زاده
کار در برابر مزد
با سلام جناب اقای دلبریان چه عواملی باعث شده بود که جوانان غواص ما با ان سن کم ترسی از شهادت وعملیات نداشته باشن چون یک نفر نقل میکرد غواصان عراقی که با لباس سیاه از زیر اب می امدن بالا جوانان ما که این ها را میدیدن از ترس سکته میکردن چون اینها کاری بلد نبودن یا سنشان کم بوده یک اسلحه میدادن میگفتن مثلا از این قایق مواظبت کن تا ما بریم شناسایی ایا این را شما قبول دارید و ایا اسرای ما از زندان عراق فرار میکردن
سلام. نترسيدن، بدان معنا كه هيچ احساس ترس نداشته باشند. نبود... بلكه هر كس ايمانش بيشتر بود. ترسش كمتر بود... بله ممكن بود بعضي سكته كنند. بالاخره آدميزاد هستند ... بالاخره ميدان خطره. مسئله جانه... به بلد بودن يا نبودن ربطي نداره ... چون بسياري از سربازاي آموزش ديده اسرايئلي در جنگ 33 روزه لبنان . رواني شدند و از ميدان نبرد گريختند
اوائل مواردي از فرار اسرا داشتيم... بعضي موفق شدند و بعضي هم نه. حين فرار ....... بشهادت ميرسيدند ..... كه بعدا آقاي ابوترابي. سيد آزادگان... اسرا را سفارش ميكنند كه نقشه فرار نكشند
تاریخ:1393-7-23|15:50
ملکی زاده
با سلام خدمت برادر بزرگوار جناب اقای دلبریان تخریب چی کیست وشما چه مدت دوره غواصی وتخریب را گذراندید
عليك سلام
كسي كه نفسانيت رو . رفاه طلبي رو . هوا و هوس رو در وجودش تخريب كنه..... و بعد اهل تلاش و سخت كوشي باشه... فنون نظامي رو با اولويت عمليات آفندي. نفوذي. درون مرزي . عبور از موانع ياد بگيره. تمرين كنه... مطيع محض فرمانده باشه ... و اگر جايي لازم بود . آماده براي هر گونه فداكاري . حتي عمليات استشهادي باشه. اين يك تخريب چي ست
حقير از سال 63 كه وارد واحد تخريب شدم. تا پايان جنگ. درگير آموزش و كسب تجربه بوديم. اما دوره هاي رسمي آموزش به لحاظ زماني اگر همه رو جمع كنم. حدود يك سال خواهد شد
تاریخ:1393-7-23|00:02
صابر(احيانا سبحان الله!)
دني دونم اسم موضوع رو چي بذارم،فقط دلم تنگ شده بود.
داشتم پست هاي قديم سايت رو نگاه مي کردم...اگه يادتون باشه اون اولا که اصلا وبلاگ بود،بعد شد سايت، شکلش هم اينطوري نبود،همه مطالب زير هم ميومد...الا حدودا 3 سال ونيم ميگذره!چه سريع...اون موقع دوم دبيرستان بودم،براي اولين بار ميومدم بهشت رضا؛اومده بودم تا آقاجليل رو پيدا کنم،3،ساعتي گذشت تا پيداش کردم،چه خوب بود...!
راستش اصلا و ابدا به ذهنم خطور نمي کرد اگه نظر بدم بخونين و جواب بدين،اما يه تيري تو تاريکي زدم ديگه!چقدر ساده بودم.توي متن نظرم شماره تلفنم رو هم نوشته بودم تا بهم زنگ بزنين!!!نوشتم که برا آقاجليل تولد بگيرين!فکر نمي کردم اصلا نظرو بخونين يا اگه بخونين هم اعتنايي نمي کنين،اما...
پس فرداش که دوباره اومدم تو سايت،ديدم اِ!نظرم رو صفحه اول سايت خورده و نوشتين که پس فردا،3شهريور1391تولد آقاجليل در بهشت رضا،اصلا باورم نمي شد!
اومدم،ديدمتون،رفتين پيش حاج خانم محدثي فر،گفتين:حاج خانم!تقصير من نيست بخدا همش زير سر همين بچه تونه!!!
به من هم گفتين بايد بياي سخن "پراکني" کني!چقدر سوتي دادم ها!سبحان الله! ... اولش که مي گفتم سبحان الله... فکر کردم جمعيت داره گريه ميکنه،آخه همه سرهاشون پايين بود و شونه هاشون تکون مي خورد، بعد ديدم که نه بابا ...
يادش بخير... شما هم گفتين که آقاجليل رو تو خواب ديدينو و ...راستي! از اون موقع بازم خواب آقاجليلو ديدين؟؟؟
از اون روز به بعد هي تندتند زنگ يا پيامک ميزدم و مي پرسيدم کي وکجا جلسه دارين؟!!! يادتونه؟شما هم هر دفعه مي گفتين جان ما دست از سر کچلمون بردار!!!
البته حق هم داشتين، واقعا بد پيله بودم!
گذشت... سال بعد دوباره براي مراسم زنگ زدم، اولش قبول نمي کردين، اومدم سنگر، شد! باز هم با کمک مستقيم خودشون!
امسال هم به خاطر همدردي با مردم غزه برگزار نکرديم جشن تولد 51 سالگي آقاجليل رو.
گذشت...
دانشگاه امام صادق(ع)قبول شدم و اومدم تهران.حالا کيلومترها دورم؛از سنگر شهداي رضوي،از گلزار شهداي بهشت رضاي مشهد(بلوک 30)،از حرم و...
اما دلم هميشه با شماست...
ارادتمندصابر.... يا همون سبحان الله!
سلام
بدقت خوندم ... مثل هميشه صاف و رو راست ... لذت بردم و مثل روزهاي جبهه بر اين گذشته ي نزديك ، اما خيلي قشنگ. آه كشيدم .... انشالله هر جا هستي موفق باشي ... يه برنامه بذار تو دانشگاه بياد آقا جليل و غواصاي مظلوم ... ضمنا شهيد حميد غفوري. شهيد ميشاني. از دانشجويان همون دانشگاه بودن، كه اومدن به دانشگاه جبهه. غواص شدن و بعد هم مدال شهادت گرفتن ... نذارين فراموش بشن
يه سفارش كوچولو ... هميشه همون صابر. سبحان الله. بمان... اين خاطرات ناب. كه فقط در سايه ي دل پاك و نيت خالص خودت بوده. تا زنده اي فراموش نكن... تو يه دفتر همه اين زيبايي ها رو بنويس... شهدا ازت انتظار دارن راه اونا رو اول با رفتارمون. بعد با گفتار به نسلهاي بعد نشون بدين ... من آينده خوبي رو برات ميبينم. . ما كه رفتيم. اما شمارو به خدا قسم. شهدا يادتون نره
تاریخ:1393-7-22|20:49
گفتگوی خدا با بنده :
خدا : بنده ی من ، نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است .
بنده : خدایا ! خسته ام ! نمی توانم .
خدا : بنده ی من ، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان .
بنده : خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم …
خدا : بنده ی من ، قبل از خواب این سه رکعت را بخوان .
بنده : خدایا سه رکعت زیاد است .
خدا : بنده ی من ، فقط یک رکعت نماز وتر بخوان .
بنده : خدایا ! امروز خیلی خسته ام ! آیا راه دیگری ندارد ؟
خدا : بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله .
بنده : خدایا ! من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد !
خدا : بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله .
بنده : خدایا هوا سرد است ! نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم .
خدا : بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم .
بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد ...
خدا : ملائکه ی من ! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است . چیزی به اذان صبح نمانده او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده .
ملائکه : خداوندا ! دوباره او را بیدار کردیم ، اما باز خوابید .
خدا : ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست .
ملائکه : پروردگارا ! باز هم بیدار نمی شود !
خدا : اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد .
ملائکه : خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی ؟
خدا : او جز من کسی را ندارد … شاید توبه کرد …
اگر به اندازه احترامي كه براي همسايه قائل هستيم. براي خدا بوديم. وضعمون اين نبود...!!!! امان از حساب و كتاب... امان از قبر
امان از راه طولاني سفر آخرت و نداشتن توشه راه ................... خيلي شوخي گرفتيم. محشر رو ...
تاریخ:1393-7-22|09:27
ملکی زاده
برگزاری جلسه
با سلام خدمت برادر بزرگوار و جانباز سرافراز جناب دلبریان در مورد جلسات روز دوشنبه شبها یک توضیح میدهید
سلام.... جلسه دوشنبه شبها ...!!!!؟؟؟؟؟؟ كي ...!؟ كجا ... !؟؟ هيچ خبري ندارم
تاریخ:1393-7-20|15:05
صادق صفری
همون چند روز
سلام حاجی منظور از ماموریت همون چند روزیه که گفته بودین تا قبل از آبان ماه...? یا نه واسه همیشه این ماموریت هست ؟
سلام... هر دو تاش
تاریخ:1393-7-20|14:01
موسوی اصفهان
حاجی سلام
کماکان در خدمتیم
نگران تغییر وضعیت شدم
سعی میکنم زنگ بزنم ببینم کجا رفتید و جریان چییه
یا علی.... محتاج دعاییم
عليك سلام
نه. جاي هيچ نگراني نيست... سنگر خدمت اضافه شده و طول خط , حد دفاعي افزايش يافته... اميدوارم كم نيارم
تاریخ:1393-7-18|09:31
چرا نمتونيد به روز باشين!؟
حاجي سلام....
توو صفحه اول سايت اين نوشته نظر منو خيلي به خودش جلب كرد...
"سلام بر همه دوستان
خدمتتان عارضم كه حقير به دلائلي كه گفتن نگم ديگه نميتونم مثل گذشته حضور مستمر و روزانه داشته باشم و بقول معروف: به روز باشم ... دلواپسم نشيد و خداي نكرده دلتون رو جاي بد نبريد
اما هر از چند گاهي. حتما به تريبون آزاد جهت پاسخ به سئوالات سر خواهم زد
توفيق و سربلندي شما را خواستارم"
قضيه چيه حاجي...
نزاريد مثل اون كاربر قبلي زود قضاوت كنيم ...
حاجي دلمون خوش بود هر روز به سايت شما سر ميزنيم ...
شما هم داريد مثل بقيه كنار ميكشيد ...
چرا ... ؟؟؟
حاجي نزاريد فكرمون به جاهاي ديگه منحرف بشه...؟؟؟؟
آيا قضيه مربوط به مقامات بالاس...؟؟؟
عليك سلام
ضمن تشكر از توجهتان ... نه مشكل خاصي نيست و اگه گفتم : اينجا كمتر خواهم اومد . دليل برگشت !! كنار كشيدن !! و خارج شدن از خط نيست ... من تا زنده ام به كمك خدا و توجه شهدا دست بردار نخواهم بود ... اما اخيرا ماموريتي محول شده و بقول نظاميان: بايد با يه قرارگاه ديگه هم همكاري داشته باشم .... و به لحاظ بعد مسافت آن قرارگاه... فرصت زيادي پيدا نخواهم كرد و بايد وقتم را تقسيم كنم........... ما مخلص شما و مقامات بالا هم هستيم
تاریخ:1393-7-16|00:54
تلخند
حكمت خدا. عقل ما
سلام
میگم کاش یه ذره از حکمت و مصلحت خدا قابل رویت بود
دو هفته پیش عمويم تو جاده چپ کردن، زن عمويم و دختر 10 سالش فوت شدن !!! کلی امید داشتیم و نظر و نیاز که عمويم که کما رفته بود به هوش بیاد و سایه اش سر پسر 4 سالش باشه،!!! در اوج ناباوری فوت کرد.... !!! باخودم گفتم ::: خدایا حکمتتو شکر ... آخه الان کدوم در رو از حکمتت گشودی که من نمیبینم
عليك سلام
عرض تسليت . خدا بيامرزد و رحمت كند . به بازماندگان صبر و اجر عنايت فرمايد و اما حكمت الهي كه فرموديد قابل روست نيست
اگه بخوايم... اگه دنبالش بريم... هر كس به اندازه خودش براي هدايت و نيفتادن در چاه به حكمت خدا معرفت پيدا ميكند
ولي اگر منظور از حكمت اين است كه تمام دلائل و قرائن يك اتفاق را ما سر در بياوريم !!!! حتما مشكلات بسياري برايمان پيش مي آمد كه زندگي سخت و ناممكن ميشد
خداوند قوه عقل را در وجود ما نهاده است . از روح الهي در جسم ما دميده است. برايمان دستورالعمل زندگي بطور كتبي داده است..... هزاران راهنما و مربي برگزيده است .... صدها نشانه برايمان در زمين گذاشته است .... سراسر عبرت و تاريخ و سيره گذشتگان را براي هدايت ما جلو چشم ما قرار داده است... ديگر خدا بايد چكار ميكرد...!!؟؟؟؟؟؟؟؟
مرگ حق است و براي هيچ بني بشري استثنا ندارد ... ... پسر چهارساله ايشان قبل از پدر .خدا. دارد . خالق او بهتر از همه ما ميداند چه كند............ بسياري از پيامبران الهي. بزرگان تاريخ. در كوچكي يتيم شدند.......... بهتر است ما بندگي مان را بكنيم و به كار خدا دخالت نكنيم .
تاریخ:1393-7-15|17:01
جواب یه نظر
سلام

جناب اقای محمد دارینی که دنبال شیرین کاری جبهه بودن از لینکای زیر استفاده کنند.

http://sobh.org/web/Pages/BakhshJanebi/BJ/LataefList.aspx

http://sobh.org/web/Pages/BakhshJanebi/BJ/TanzDarEsaratList.aspx
سلام... عالي بود... رفتم ديدم
تاریخ:1393-7-14|20:28
بازگرداندن معراج شهدا مشهد به حالت قبل!؟
http://khorasannews.com/News.aspx?type=2&year=1393&month=7&day=9&id=6458569
آجرك الله
تاریخ:1393-7-9|09:50
صادق صفری
خاطره
سلام خلق الله
خدایا قورباغه هایی را بفرست تا افسران جنگ فرهنگی انقلاب اسلامی درد وتنهایی خود را در شلوغی صداها فریاد کنند!!
قورباغه هایی که مامور خدا بودند ( اروند کنار):
هنگام عبور از اروند خروشان بدلیل تلاطم شدید آب عده ای از غواصان گلویشان پر از آب شده و در آستانه خفه شدن بودندو نیاز به سرفه کردن داشتند اما چون میدانستند یک سرفه باعث لو رفتن کل عملیات می شود سرفه نمیکردند.
چون وضع اضطراری شد ، ماجرا را با سردار قربانی در میان گذاشتند دستور این بود که اگر شده خود را خفه کنید؛ سرفه نکنید؛ چون یک لشکر را نابود خواهید کرد... عزیزانی که دچار سرفه شدید شده بودند بارها زیر آب رفتند اما قادر به اجرا دستور نبودند ... فرمانده دستور داد ؛ از فرد کنار دست خود کمک بگیرید تا زیر آب بمانید و بی صدا شهید شوید ..تا جان یک لشکر به خطر نیافتد ... نفس در سینه ها حبس شده بود ..صحنه تکان دهنده و غیر قابل توصیفی بود..میدانستیم که صدور این دستور چقدر برای فرمانده دشوار است ..اما موضوع هستی و نیستی یک لشکر ...پیروزی و شکست یک عملیات در میان است.
متوسل به بی بی فاطمه زهرا و پرچم بارگاه امام رضا شدیم که ناگهان در یک چشم بهم زدنی تمام اروند پر از صدای قورباغه های شد که نمیگذاشتند صدای سرفه ها به دشمن برسد.. اعجاز باورنکردنی اینجا بود که در اروند شاید در طول یک سال شاید حتی صدای یک قورباغه شنیده نمیشد ...
صدای قورباغه هایی که از جانب خدا به یاری ابراهیم ها و اسماعیل هایی شتافته بودند که برای یاری الله در برابر ان فرمان سرتعظیم فرود اورده و قدم به قربانگاه خود گذاشتند ...
.راوی:سرهنگ پاسدار رمضان قاسمی.
نمدونم... شايد...!!! دستور فرمانده ...!!! خفه شدن ...!!! براي من كه غواص بودم قبولش سخته... خدا بخير كنه آخر عاقبت قصه هاي جنگ رو ..... قورباغه هاي اروند رو ..................
تاریخ:1393-7-5|20:48
محمد دارینی
آدرس يه منبع ميخوام
سلام عزیز دل همه ما
امیدوارم هنوز از ذهن و البته دلت نرفته باشیم.
آقا دارم یه متن می نویسم درباره شهدا و شیرین کاری هاشون و البته کارهای دیگشون در کنار شیرین کاری هاشون
به چند تا خاطره شیرین از جنگ بد جور نیازمندم.
میخوام یا خاطره تعریف کنید یا یه منبع بگید برم دنبال
فدای عزیز دلم حاجی دلبریان عزیز
دلم خیلی تنگ شده براتون
یا علی
سلام
منبع خاصي سراغ ندارم. اما همين كتب دفاع مقدس
تاریخ:1393-7-5|16:52
....................
مشاوره برا ازدواج
سلام
شماره چتد تا مشاور برا ازدواج میخواستم ؟
دوران قبل از ازدواج یه مشکلاتی دارم که میترسم وقتی ازدواج کردم گریبان گیرم بشه ممنون اگه کمکم کنید ؟
عليك سلام... زنگ بزن در خدمتم
تاریخ:1393-7-5|13:06
امیرمحمد نظرزاده
سلام حاجی جون خوبی؟مشتاق دیدار...چند وقت پیش از طرف بسیج دانشجویی مراسم روایتگری دفاع مقدس برگزار شد که راویش آقای احمدیان از رفیقای شهید خرازی بود.خیلی شیرین حرف میزد اما آخراش یه چیزایی گفت که تا به حال نشنیده بودم.یعنی فکرش رو هم نمیکردم که بشنوم...اما یه چیزی که الآن برام جالبه فضای فرهنگی دانشگاست...یکمی انگار یاد شهدا که هیچ .یاد خدا و پیغمبر کمرنگه.قناری های عاشق اینجا زیادن.گاهی گوشه کنار جوونایی رو میبینم با چهره مثبت ولی سیگار دستشونه .بوی سیگار هیچ وقت از تو راهرو های خوابگاه قطع نمیشه حیای اکثربعضی دخترا رو گربه برده! ...البته جوونای خوب هم زیادن.در کل میخوام بگم اینجا زمینه لیز خوردن و گرفتار شدن در دام گناه بیشتر فراهمه...خواهش میکنم زیادی دعام کن حاجی تا عاقبت به خیر شم و این جمله رو فراموش نکنم(گناه یعنی خداحافظ حسین)...خیلی عزیزی...مخلص
تا وقتي دستمون تو دست خداست. خاطرت جمع باشه... واي به روزي كه ياد خدا بره. و گناه زير دندون مزه كنه......... به عاقبت گناه بينديش... و به عاقبت خوبي .... همين الان وجدانت بهت ميگه كدوم رو انتخاب كن... لذت گناه مثل مواد مخدر لحظه اي ست ... اما عقوبتش هميشگي.... اگه آدم يه جو عقل داشته باشه و سبك سنگين كنه... اصلا نمي ارزه... با يه نگاه به اطراف اين ضرر رو متوجه ميشيم.... بدبختي اينه كه همون نگاهه نيست
تاریخ:1393-7-4|21:51
هما
به خاستگار بله بگم یا نه بگم
سلام استاد خدا قوت یادتونه منو همونیم که گفته بودم پسر داییم خواستگارم بود جواب منفی بدم یا نه چیکار کنم !!!
الآن ازدواج کردم خدا رو شکر با یه مرد به تمام معنا که لحظه به لحظه شکر می کنم خدا رو به خاطر دادنش ...
اما داییم دیگه باهام قهر کرده...چه کنم؟؟
عليك سلام
خب الهي شكر / خوشحال شدم. انشالله پاي هم و در سايه توجهات حضرت حق پير بشيد
با دايي احترام بذار و اصلا به روي خودت نيار. جريان را هم ديگه به هيچكس . حتي به همسرت نگو . و تا قيامت دفنش كن
تاریخ:1393-7-4|20:54
موسوی
باغچه اصفهان
سلام
خدا قوت اخوی
حاجی ما محتاج دعاییم
به لطف خدا و با دعای شما و اساتید دیگه و دیگر دوستان فعلا دو جلسه از کلاس ها را رفتیم
متاسفانه همکاری در حد 5 درصد هست
خیلی سخته و برای حقیر شیرین
درد ، از بهترین نعمت های خداس
همیشه شاکر خدا هستم که از دیدن و شنیدن و فهمیدن خیلی چیزها تمام سلولهای وجودم درد میکشند
شاکر خدایم که به من دغدغه داده
من به دغدغه هایم افتخار میکنم
من به تنهایی ام در این راه افتخار میکنم
خوشحالم حاجی
خواستم خبر خوبی به شما داده باشم
ما پای کاریم حاجی
به لطف خدا مفاهیم عمیق استراتژی را با زبان ساده ی داستان و انیمیشن و عکس و فیلم به بچه ها میرسانیم
خوشحالم که نه پدر مادرها میدانند و نه خود بچه ها که این مفاهیم را با چه دقتی بین سطر سطر داستان یا فریم فریم انیمیشن ها و فیلم ها پنهان کرده ام
برای حقیر دعا کنید
دعا کنید که امانتدار خوبی باشیم
میدونی حاجی جان ما آبرویی نداریم جایی ، نه پیش خدا و نه پیش ائمه
شما اما حرفتون خریدار داره
هم پیش خدا و هم اونجا که نزدیک امام رضا هستید
ما رو داشته باش اخوی تو دعاهات
دعا کن حاجی دعا
به لطف خدا نخواهیم گذاشت بچه های ما را آمریکایی ها تربیت کنند
دعا کن این افراد کوته نظر مسجدی هم کمی فکرشان را تغییر بدهند
مردیم از بس غصه ی بیرون کردن بچه ها و دعوا کردن بچه ها و اخم و تخم اینها را به بچه ها خوردیم
بخدا اینا اگر امام حسین بچگی میومد مسجد فراریش میدادن
دعا کن حاجی دعا.... یاعلی
عليك سلام
دغدغه هايت... مزدش بهشت است
رو دلبريان زياد حساب باز نكن كه اوضاعش تعريفي نداره. شما بايد براش دعا كني
تنهايي را در اين راه قبول دارم... به اميد شلوغي مباش... چون تا جايي كه من سراغ دارم و بزرگان. مورخين گفتن. اين راه خلوت بوده و رهروانش همه شهيد شدن... از هابيل تا كربلا و جبهه ها و امروز و فردا
از اين مسجدي ها. مذهبي هاي احمق و كوته فكر نگو كه دلم خونه ... داعش ما اينا هستن... بدون سلاح... اما ................. خدا زود ببرشون
تاریخ:1393-7-3|21:46
صادق
هفته دفاع مقدس مبارک
چند سال پیش پشت میدان مین ، چند نفر رفتند معبر باز کنند یکیشون چند قدم رفت و برگشت فکر کردن ترسیده !!!!!!
پوتین هاشو داد و گفت :تازه از تدارکات گرفتم مال بیت الماله حیف میشه و پابرهنه رفت دیگه برنگشت !!!!!!!!
یکی هم سه هزار میلیارد از بیت المال گرفت و رفت اونم برنگشت !!
هفته دفاع مقدس مبارک باد
داستان جبهه ي ساختگي خوبي ست...!!!!! كه هيچوقت هيچكس تو جبهه نديده
تاریخ:1393-7-3|15:33
محمد
ارزشها
با سلام وخسته نباشید فقط یک سوال داشتم ارزشها وآرمانهای انقلاب چیه؟
عليك سلام
همونايي كه خدا در قرآن فرموده ... اجراي احكام الهي ... ظلم ستيزي ... عدالت ... و نهايتا رسيدن انسانها به كمال الهي
تاریخ:1393-7-3|12:25
جوان
حرف و عمل
سلام آقای دلبریان...ما بنده خدا هایی رو فرستادیم مشهد که با شما دیدار کنند...نزدیک 40 نفر جوون بودند...اما مسئول شون که جوان بود گفت در تماس با شما،شما خیلی سرد برخورد کردید و وقت ندادید...اونا قبل از اومدن به مشهد،به تریبون آزاد شما اومده بودند و باتوجه به نظرات و گفتار شما در تریبون،خیلی مشتاق دیدار شما بودند...اما حالا خیلی دلسرد شدن و.... و نمی دونستم چی بهشون بگم...حقیر میخواستم گروه ای زیادی رو برای دیدار و صحبت با شما،ترغیب کنم،اما دلسرد شدم....من کوچکم و قصد بی ادبی ندارم...من خاک پای شما هستم...اما از شما دلسرد شدم...خوش حال بودم که کسی را پیدا کرده ام که جوانان را می تواند جذب فرهنگ شهدا و جبه کند...........ولی...حرف و عمل !!!!!....این جمله ی خودتان را درصفحه سایتتان یک بار دیگر مرور کنیم:((مرا میشناسید ، به همان قصدونیت که درجبهه دیروز ایستاده بودم ، امروز هم به میدان آمده ام. اما سلاحم امروز ، کلام است وخط تا بقدربضاعت ،گوشه های نادیده ی بسیار آن رابه معرفی بنشینم و دربرابر هجمه های سنگین وپی در پی به آن ، به مدد خدا ، به دفاع برخیزم 09155034145))...
شما به راحتی 40 جوان را از دست دادید....شما میتوانستید به راحتی در آن فضای مشهد و زیارت وامام رضا،به وسیله خاطرات شهدا بر روی این 40جوون تاثیر بگذارید.....مطلب زیادی برای گفتن داشتم...اما...بگذریم...باز هم می گویم،من خاک پای شما هستم...
التماس دعا
سلام... ممنونم که به حقیر لطف دارید... لطف کردید.... و الان میخواهید لطف نکنید
برادر مسلمانم . نباید یکه به قاضی بروید... نباید زود قضاوت بکنید... نباید زود دلسرد بشوید... آیا شما دلیلش رو از من سئوال فرمودید؟؟
حقیر مدتی ست یه گرفتاری دارم... اصلا مشهد نیستم... والا در خدمت همه دوستان بوده و هستم... چرا به محض برداشت شخصی زود نسخه مارو میپیچید... این رسم نه مسلمونی ست و نه برادری.... امیدوارم تجربه خوبی براتون بشه در زندگی و ديگه سؤظن نداشته باشيد
انشالله در اولين فرصت درخدمتم
تاریخ:1393-7-2|23:52
فراموشي مجاهدان. پيشكسوتان جبهه
نگذارید پیشکسوتان خون وشهادت در پیچ وخم روزمره زندگی به فراموشی سپرده شوند روح امام وشهدا شاد
چند روز پیش رفتم سینما خشکم زد فردی که سالها قبل برای خودش کسی بود ونیروهای زیادی تحت فرمانش بودند داشت بلیط پاره می کرد تنم لرزید که جایی نیست تا بعضی آقایان .........دست این فرد را بگیرند وتوی یکی از این شرکتها....... بگذارند....... یاد ارزشهای فراموش شده بخیر
من بسياري از اين فراموش شده ها را سراغ دارم ... اگر چه بعضي مسئولين ما نمك شناس نيستند ....... ... البته از طرفي خيلي خوش به حالشونه... خدا اينارو دوست داره .... چون روز قيامت سرشونو ميگيرن بالا ... و همه مزدشون رو اونجا ميگيرن.... ولي امثال من كه تو همين دنيا اجر و مزد خيلي از كارامونو گرفتيم... اون ور بيچاره ايم ... دنيا خيلي زود به آخر ميرسه. مهم اون طرفه
تاریخ:1393-7-1|20:29
حسینی
اظهار نظر فيلم معراجي ها
سریالش خیلی خوبه
ولی کاش فقط صرفا یک هفته ویک ماه و ... نباشه
باید به نسلهای بعد جنگ شهدا رو بشناسونیم
مثلا سریال شوق پرواز خیلی بهتربود
ولی مشکل اصلی جامعه تهاجم فرهنگی از بیرون و بی تفاوتی مسؤلین داخلی ومردم نسبت به ارزشها و امر به معروف ونهی از منکره
وضعیت حجاب اسفناکه
ناموس شیعه و این وضع؟
از فتنه وهابیت هم نباید غافل شد
الانم که جریانهای وهابی وسلفی باشدت دارن کار میکنن ودر همه شهرها دارند با پول عربستان وقطر امارات و... زمین وملک میخرن و به شدت زادو ولد میکنن و بافت شهرهاروآرام آرام تغییر میدن و یهو 60 تا70 سال بعد میبینیم ایران شیعی شده پاتوق سلفی و وهابی و از دست میره
و متأسفانه ما مردم و مسئولین درگیر چپ و راست و مرغ وبرنج گوشت و...هستیم و متأسفانه یه روزی به خودمون میایم که انقلاب شهدا و ... همه چی از دست میره
خدا عاقبت هممون رو به خیرکنه
دلم برای نسلهای آینده میسوزه که با ندانم کاری های ما خدامیدونه گرفتار چه فتنه هایی بشه
در عرصه جنگ برجهان تاختیم . در جنگ نرم قافیه را باختیم
سلام... نگاه عميق و درستي ست... متاسفم براي متوليان فرهنگي كشور ...!!!!! فعلا كه همه چسبيدن به ساخت برج ... افزايش آمار مدرك بگيرهاي دانشگاهي ... بتازگي گريبان حوزه ها رو هم گرفته ........ خلاصه پيشروي دشمن در جبهه فرهنگي بشدت سرعت گرفته ........... هر قشري را به راه خودش بيراهه ميبره. بهوش
تاریخ:1393-7-1|17:42