نشاط 3 ؛ اهواز. قرارگاه شهید وزین،  تابستان 1363

بر خلاف خیلی از حرفها و فیلمها ، جبهه ، یک زندگی قشنگ و همه بعدی  بود

اینم نمونه ش

جنگجویانی شجاع، در عین حال مهربان، جوانانی عارف ، با نشاط و سرزنده

برادر قاسم خیراندیش ، بچه ی سبزوار ، از فرماندهان واحد تخریب ، ورزشکار و جودو کار هم  بود

  

نفر سمت چپ نشسته، شهید محمدرضا کرابی

با کمترین امکانات ، بهترین مراسم رو برگزار میکردیم، کلی هم شادی ، تشویقات و نشاط

 قاسم آقا چفیه ای به مچ و انگشتاش پیچید، و با یک ضربه قالبهای یخ رو شکست

خیلی آسون به نظرم اومد

یک روز که سر یخچال یخ رفتم، یاد کار قاسم آقا افتادم،همون داخل یخچال، قالب یخی رو گذاشتم ،دستم رو بالا بردم و محکم

چشمتون روز بد نبینه، قالب یخ تکون نخورد، تمام عضلات دستم تا مدتها درد میکرد

شانسم گرفت، کسی ندید

البته قبلش حواسم بود و اطراف رو میپاییدم ، که کسی نیاد و نبینه

یادش بخیر ، چه دردی  کشیدم، ماهها بعد بچه ها فهمیدن و کلی برام بدست گرفتن