الگوی17 ؛  گزارش دردناک 1  از قدمگاه شهدا - قرارگاه  شهید  وزین  

اهواز ، پشت کارخانه خانه سازی،  یا  معراج شهدا  شهید محمود وند

ساختمونی محرابی شکل ، که در سالهای جنگ، مقر واحد تخریب لشکر 21 امام رضا علیه السلام بوده

قدمگاه صدها تخریب چی و غواص شهید

اولین بار تیرماه سال 1363 بود که ساک بدوش، در هوای داغ اهواز، به این واحد معرفی شدم

یادش بخیر

درطول سالهای جنگ، ازهمینجا بود که عازم ، شلمچه ، جزایر مجنون ، طلایئه ، هور وخطوط مقدم جبهه میشدیم

پاییز سال 1365 از همینجا با آقا جلیل وبچه های کادر گردان غواصی یاسین به خرمشهررفتیم

خیلیهاشون دیگه برنگشتن

وجب به وجب این زمین برای من یادآور روزهای تلخ و شیرینه 

 اولین دفعه سال 1376 بود که با خانواده مشرف شدم، بچه های سپاه تهران مستقر بودن، خیلی خوشحال شدم،که چراغش روشنه

ماههای آخر سال 1390 بود که هوای قرارگاه شهید وزین، به سرم زد، هر روز بفکر بودم، عکساشو نگاه میکردم

خدایا، کاش با بازمانده های تخریب و دوستان میرفتیم، یه مستند از این مقر میساختیم

تا حداقل خانواده ها و فرزندان شهدا ،بدونند باباهاشون کجا بودن، این آجرا، این ساختمون ،تاریخ این کشوره

چند روزی نگذشت، تا اینکه یه گروهی از تهران صدایم زدن، خودم هم نفهمیدم چی شد

اما وقتی با دوربین وارد محوطه قرارگاه شدم، جا خوردم ، در کمال ناباوری دیدم هیچکس نیست و خبری از بچه های سپاه نبود و بدتر اینکه، ساختمون بدون نگهبان رها شده ، درحال خراب شدن و محل تردد معتادان و ولگردان شده بود

آنجا بود که فهمیدم دلتنگیهای چند ماه گذشته، بی علت نبوده، همه دست شهداست

 شاید و حتما، خودشون منو اینجا کشوندن   

 با من باشید

 تا این موقعیت و این قدمگاه متبرک شهدای مظلوم تخریب رو ، مستند با تصویر به شما خوبان معرفی کنم

ورودی ساختمان محقر، فرماندهی واحد تخریب

 

فرمانده شهید آقا جلیل محدثی ، در کنارغواص شهید حسن عامری- سال 1364

 اتاق فرمانده. تدارکات. ساکخانه. کالک ونقشه. تبلیغات. پرسنلی...تواین ساختمون مستقر بود

همون سالها بود که، یه خطاط از تبلیغات جبهه و جنگ، آوردم

آرم واحد تخریب رو ، که بازوبند تخریب چیا بود، بر سر در ورودی  کشید

اللهم اجعلنی فی درعک الحصینه

سالهاست که هر رهگذری اونو میبینه ، یاد واحد تخریب ،می افته 

من با برادر رادمرد - بچه ی فرودوس- نجیب ، زرنگ و سخت کوش، خبری ازش ندارم- سال 1364

 سه نفرایستاده،علامت قرمز، شهیدان محمدحسن موحد، از فردوس- جعفری، از بجنورد- این شهید رو هم اسمش یادم نیست

سه نفر نشسته از چپ، فرماندهان شهید، علی وکیلی، محسن نوکاریزی، محمدرضا سمندری

از چپ نفر اول ایستاده ، خودوم. نمدونوم کیه دروم صداش مزنوم، بدو بیا، یره ، میخوان عکس بگیرن

نشسته از راست،غواص شهید سید هادی مشتاقیان، مشهد - غواص شهید تقوایی، فردوس

دونفر سمت چپ ایستاده شهید حسین محمدزاده، فردوس - شهید محمود سیفی با پیشانی شکسته ، معاون گروهان غواص، بجنورد

ایستاده وسط با لباس سپاه، شهید محمد حسن موحد ، فردوس 

سال 1376 - با مرتضی و مصطفی

روی آرم واحد تخریب ، غبار گرفته ، کم رنگ  شده ، مثل زمان جنگ، شفاف نیست 

 اما خدا نکند تو دلها  فرهنگ واحد تخریب  غبار بگیره  و کم رنگ بشه  

ساخت مستند ، اسفند 1390

نگاه کنید ، این همون ورودیست،  اما دیگه خبری  از هیچکس اینجا نیست  

آرم واحد تخریب، دیگه به سختی دیده میشه، دود سیاه روشو پوشونده

شنیده اید که میگن، هر آنکس که از دیده رود ، از دل هم برود

خدا نکند ، برای تاریخ جنگ ما مصداق پیدا کند

---------------------------------------------

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است   ****   چون کوی دوست هست  به صحرا چه حاجت است