نشاط 8 ؛ دوست دندوون پزشک

القصه ، دو تا دانش آموز از یه روستا میرن مدرسه ، یکیشون میشه

دندون پزشک ... یکی کشاورز

گذشت تا ، یه روز آقای دندون پزشک گذرش به روستا افتاد

در رهگذر روستا اتفاقی به دوست دانش آموزش که حالا یه کشاورز بود برخورد

آدم عاقلی بود و از خیلی باسوادا، عاقلتر 

میخواست آقای دکتر رو امتحان کنه، ببینه حال و احوالش عوض نشده 

 بعد از احوال پرسی و چاق سلامتی

همونجا توی کوچه ، دهنش رو باز کردو گفت: بی زحمت ببین این دندون من چیکار شده، خیلی درد میکنه

آقای دکتر، با همون روحیه ی روستایی و باصفا، با محبت، مثل همون قدیما، با دقت نگاه کرد و .........  ه

دندوناش طوری نبود، فقط میخواست دوستشو امتحان کنه ........

نمره ی آقای دکتر شد 22    ه

رحمت خدا، به همه ی دکترایی که ، خادم مردم هستن و هیچی اونا رو از مردم، از خویشان و اقوام ، دور نمیکنه

خدایا ، ما را از اصل خود غافل مگردان