نشاط ؛ 11

خرمشهر - روبروی  موزه جنگ ،،،،،   حاشیه ساحل رود کارون

 سفر راهیان نور ، سال 1388

 جوان خرمشهری،  با نفربر، ایستاده بود

 از زائرین میخواست، یه چرخی ، یه گشتی ، تو ساحل کارون با این نفربر بزنن ، تا یه پولی هم، گیر او بیاد

شاید تنها راه امرار معاشش همین بود

اما  از کنارش با بی توجهی میگذشتن و شاید هم باتمسخر

 

نیت کردم، آی شهدا، بخاطر شما، ضمن انجام وظیفه، این جوون رو هم خوشحال میکنم

شما هم ، هوای نوکرتونو  داشته باشین

جلو بر من مفروش  ای ملک الحاج  که تو   ***  خانه میبینی و من  خانه خدا  میبینم

میخواست ببینی ،بعدش، چطوری دور او رو گرفتن و همه با محبت و خنده ، باهاش مرتبط شدن

************************** 

گر در سرت هوای وصالست دلبرا،  باید که خاک ره شوی