نشاط 13 ؛ شوخی با فرمانده

هور العظیم ، بعد عملیات بدر ، بطرف پاسگاههای شناور  کمین ، سال 1364

 

آبراه هاي هور - در معيت آقاجليل - بطرف پاسگاههاي شناور - سركشي از نيروهاي واحد تخريب مستقر در پاسگاهها

بچه ها با دیدن آقا جلیل، از سنگرا بيرون آمده و  او رو مثل نگینی درآغوش گرفتن، خستگی چندین هفته در فضای راکد هور ، نگهبانی

های چندين ساعته، همه رو فراموش کردن،همه به وجد اومده بودن، تا عصر که اونجا بودیم، انگار نيروها یه مرخصی بیست روزه رفتن 

آقا جلیل فرمانده ای باجبروت بود اما شخصیتی دوست داشتنی داشت  

 

نمیدونم چی شد ، که دست و پای آقا جلیل رو گرفتن ، آخه یه نفری زورشون نمیرسید

 انداختنش توی آبهای هور

چه خنده بازاری شد

آقا جلیل  با لباسای خیس ، سوار قایق شديم ، اومدیم عقب

تا روزها بعد سر زبون بچه ها بود تعریف میکردن و میخندیدن

آقاجليل ، فرمانده اي روانشناس بود

**********************************

به می پرستی  از آن نقش خود زدم بر آب *** که تا خراب کنم  نقش خود پرستیدن