ماموریت 13 ؛

سالروز شهادت سردار جلیل محدثی فر

آسمان و زمین  پارک کوهسنگی مشهد در شام ولادت فرمانده ی جبهه ها

حضرت بقیه الله الاعظم

 بیاد غواصان شهید  گردان یاسین، نورباران شد

شانزدهم تیر ماه سال 1391 برگ زرینی دیگر در تاریخ روایت از مردان دریا دل، غواصان شجاع و مظلوم درعملیات کربلای 4 و5

 سوختن در شعله های داغ عشق   ***   همچنان پروانه میخواهد دلم

چگونه میتوان تو را از یاد برد

تو که برای نیروهایت یک فرمانده واقعی بودی

تئوری و عملی، مستقیم و غیر مستقیم ؛ علم نظامی را، اخلاق اسلامی را، طوری می آموختی

که در وجودمان نهادینه میشد

کارهایت همه رنگ و بوی خدا داشت

آنگاه که با آن نیروی بسیجی تازه وارد، برسر یک سفره کنارش مینشستی، باهاش هم کاسه میشدی

او را در جبهه ماندگارش میکردی، خیلی ها ماندند تا همنشینت در بهشت شدند

چگونه میتوان آن اخلاص، آن محبتها  و مردانگیت را فراموش کنیم

مگه یادمون میره، مسئول آموزش که بودی، هر دستوری رو، قبلش خودت انجام میدادی

   بعد از تو بچه ها از دل و جوون هر چند سخت بود ، انجام میدادن

 ظاهرش آموزش نظامی بود، اما در حقیقت عاشقی را می آموختی

درسهایی که مختص میدان جنگ نبود وهنوز دل و جانم متاثر از آن آموزشهاست

جلیل ؛ تو الان هم برای بازمانده های گردان یاسین، فرماندهی میکنی

تو ما را آدم کردی 

فرمانده عامل

رضا سمندری، آنقدر مخلص بود، که حاضر نشد، سر صبحگاه بعنوان معاون گردان یاسین، به نیروها معرفیش کنند

  وقتی زیر آتیش خمپاره ها، توخط ماووت، رفته بود بالای لودر، کنار راننده تا او روحیه بگیرد ،خاکریز وجان پناه  نیروها رو زودتر تموم کنه ؛ بچه ها ، از شهامت او، با تعجب به هم اشاره میکردن ، او کیست؟؟؟؟؟؟

یکی گفت: مگه نمیشناسیدش ؟ معاون گردانه !!!ه

آنجا بود که نیروها معاون گردان را شناختند ..... چه شناختی !!!!!  ه

درس جهان بینی

جلیل میگفت : زندگی در دنیا مثل رفتن تا طرقبه است

صبح میری ، حداقل وسایل و امکاناتی در حد رفع نیاز با خودت میبری ، غروب هم برمیگردی

*****************

نعیم هر دو جهان پیش عاشقان بجوی   ***   که این متاع قلیل است و آن عطای کثیر

افکاری : من تا به حال ندیدم یادواره و مراسم شهدا ، در چنین فضاهایی برگزار بشه، این کار نو و جدیدیست که الان میبینم

اگر یک حاجت برای برآورده شدن میداشتم

ملحق شدن و رفتن پیش آقا جلیل، کرابی، حسن شاد، سمندری، نظری و بچه های گردان یاسین بود

در جبهه ها آیات قرآن و احادیث ائمه و تاریخ اسلام به عینیت در آمد

خیلی از اصطلاحات، ضرب المثلها را که شنیده بودم و خوانده بودم، در جبهه ها دیدم

یکی از اون ها که به معنی واقعی کلمه، شاید در هیچ کجای تاریخ در این حد دیده نشده ، این است که

به آب و آتش زدند

این فقط در عملیات کربلای 4 و 5 تفسیر شد

--------------------------------------------------------------------------------------

باتشکر از

 خانواده های محترم شهیدان

فرزند و تنها یادگار آقا جلیل؛  محمدجلیل محدثی فر

مدیر محترم فرهنگسرای پایداری شهرداری مشهد - آقای حامد صادقی

مدیریت محترم پارک کوهسنگی مشهد- آقای عرب پور

مجری باصفای صدا و سیمای خراسان رضوی - جناب آقای افکاری

رزمنده، جانباز و هنرمند گرانقدرآقای حمید مهماندوست

جانباز وعکاس متعهد جناب آقای حسین کامشاد

آقایان ابولفضل حاجتمند - گنجوی - سیدجلال حسینی - غفاری