درس 20 ؛  آداب و ادب رزمندگان

هشت سال بهترين الگوي زندگي و انسانيت

 شهدایی که با تحمل گرسنگی ها، تشنگی ها، کم خوابی ها، در کمال مظلومیت، برای خدا....سوختند و ساختند

و امروز یادمان نرود که ، هر چه داریم به برکت  رزم، اخلاص و فداکاری آنهاست

جمع رزمندگان واحد تخریب لشکر 21 امام رضا علیه السلام - تابستان 1363- خوزستان، روستای رحمانیه

چهارنفربالا از راست ، شهیدان، علیرضا افضلی. محمدرضا نصیری.علی وکیلی.حسن حبیبی

وسط، شهید حسن آبادی

پایین از راست، شهیدان، حسین شمس آبادی. محمود سیفی. احمدی. اسماعیل عدل مظفر. حمید صبوری راد.محسن سیدی.احمد بربرپور.حسن شاد.اسماعیلی

نماز جماعت، در بیابانهای داغ خوزستان

  بعد جنگ، در هیچ کجا مثل اون نمازجماعتا ندیدم

در طول مدت خدمتم در واحد تخریب، یادم نمیاد حتی یک بار بچه ها قبل از نماز، نهار بخورن

آنهم به جماعت، حتی  اگه دو نفر میبودن

-------------------------------------------

مباحثی که در آن مجلس جنون  میرفت   ***   ورای مدرسه و قال وقیل مسئله بود

قبل از شروع به خوردن، همه دعای سفره میخواندن و با چشیدن نمک آغاز میکردن

سرها همه پایین بود، آروم غذا میخوردن و کسی سرسفره حرف نمیزد

یه روز شهید چراغچی،فرمانده لشکر، برا سرکشی به واحد تخریب میاد، پشت چادر میرسه

کلی کفش رو میبینه ، ولی صدایی از بچه ها نمیشنوه ، به گمان اینکه کسی نیست 

سرش رو که تو چادر میبره ، بچه ها رو سر سفره در حال غذاخوردن ميبينه

در حالی که اشک شوق در چشمانش حلقه زده

زیر لب میگه : هرچند وقت باید یه سری به این بچه های واحدتخریب بزنم !! برا  روحم ... لازمه

در جبهه ، عرفان ، عملی بود

سمت چپ نفردوم آقا جلیل، همیشه سر سفره همیجوری مینشست

سر سفره کمتر کسی چهارزانو میزد

درسهایی که امروز تو زندگیم، خیلی به دردم خورده

هر چی دارم از برکت همنشینی با اون آدمایی ست که، خوب فهمیدن باید چطوری زندگی کنن

حتی در نشست و برخاست