درس 25 ؛  نوعدوستی

در جبهه عرفان، عملی بود

یه روز که برامون خربزه آورده بودن، دور هم میخوردیم ، از دوست کناریم یه قاچ ، کش رفتم

اما دیدم او جا خورد و انگار نمیخواست من بخورم، تعجب کردم، طوری که اصلا از او انتظار چنین حرکتی نداشتم

به محض اینکه توی دهنم گذاشتم ، از تلخی خربزه حالم گرفته شد

سهم خربزه ی او  تلخ بود، اما بخاطر اینکه ما راحت سهم خربزه ی شیرین خود رو بخوریم ، چیزی نگفته بوده

تازه فهمیدم من کجای کارم