شلیک 46 ؛ ناگفته های جنگ به روایت فابریک، درهشت روز

دفاع مقدس 2

عبرت

به محض پیروزی انقلاب اسلامی درایران، صدام را درعراق روی کار آوردن

 میگفتند: تنها کسیکه میتواند در مقابل مردم انقلابی ایران بایستد، شخص صدام است

صدام، آدمی دیکتاتور، قدرت طلب، قصی القلب، فوق العاده خشن، وجودش جامع همه ی رزائل بود

در عراق >> همه مشغول سازماندهی و انتقال تجهیزات و نیرو به مرزها، برای حمله به ایران بودن

در ایران >>درگیریهای سیاسی، منافقین، لیبرالها، نهضت آزادی! حزب توده! بدنبال کسب قدرت وتاراج انقلاب بودن

  اندکی از یاران امام ،هر چه داد زدن، نهیب زدن، احتمال حمله ی صدام را گوشزد میکردن، بی فایده بود

چوپانهای مرز، تحرکات ارتش بعث را میدیدن، پاسگاهها گزارش میدادن

اما بنی صدر و عواملش توجهی نمیکردن

چندین ماه قبل از جنگ، امام دستور تشکیل بسیج مستضعفین را به بنی صدر دادن

اما فرمانده کل قوای کشور قائل به تشکیل بسیج نیرو نبود

در عراق>> تمام نیروهای انتظامی ، شهربانی و شهری را برای پشتیبانی ارتش آماده  کردن

در ایران>> تمام پرسنل ارتش بدون در نظر گرفتن تخصص، به تیپ و لشکرهای شهرهای خود رفتن

زمینه ی تهاجم ارتش بعث کاملا هموار بود و بطوری که همراه با حمله، پیشروی را آغاز کرد

 

با شروع جنگ در عراق

تمام وزیران کابینه لباس نظامی پوشیدن و صدام هم تا آخر با لباس نظامی و سلاح کمری بود

با شروع جنگ درایران

خیلی ها به خارج از کشور گریختن و بعضی از داخل ، چراغ سبز به ارتش بعث نشان دادن 

ماند بود امام و یاران باوفایش !!  آقای خامنه ای. چمران. کلاهدوز. صیاد شیرازی. جهان آرا و...... ه

در عراق>> تمام امکانات کشوردر اختیار جنگ قرار گرفت و جنگ، در راس تمام امور بود

صدام، عراق را پادگان کرد

در ایران >>علیرغم سفارش امام، متاسفانه یک روز دفاع درراس امور قرار نگرفت وتامین امکانات جبهه دراولویت نبود

هر چه از جنگ میگذشت، ارتش بعث، در تمام زمینه ها قوی تر و ما ضعیف تر میشدیم

عراق سیزده میلیونی

 نیروهایش اعم از ارتش و جیش الشعبی، ازده لشکر روز اول جنگ، تا بیش از بیست لشکر افزایش یافتن

ایران سی و پنج میلیونی

همان ده لشکری که با هزار زحمت روز اول جنگ سازمان داده بود، بیشتر که نشد! روز به روز کاهش یافت

نیروهای جبهه، در میان حداکثر یک میلیون نفر از جمعیت کشور دور میزد

حداقل نیروی ارتش بعث، سربازی بود که وارد ارتش شد و تا پایان جنگ، ترخیص نشد

نیروهای ایران، اکثرا مردمی و فصلی بودن، با مدت ماموریت سه ماهه، هنوز نرسیده بودن! ماموریتشان تمام میشد

فرماندهان هیچ قدرت مانوری در زمان عملیاتها نداشتند!مجبور بودن عملیاتها را درموعدهای خاص انجام دهند

که این یکی از دلائل عمده ی لو رفتن عملیاتها میشد

به محض کوچکترین جابجایی، ستون پنجم، ماهواره ها، دیدبانهای دشمن... متوجه میشدن

کلی انرژی و هزینه ی جنگ، صرف رد گم کردن میشد