نظر . گزارش . 28 ؛    اندیشه های اسلام مدرنیته

از طرف:elaheeslahisani@yahoo.com
نام: تنها
زمان: 02:08
تاریخ: 22, 8, 1391

 

متن پیام:

سلام علیکم
من تا ترم بهمن که کلاسام شروع میشه تصمیم گرفتم برم کلاس زبان.یه روز که معلممون بجای خودش یکیو گذاشته بود خیلی اوضاع وحشتناک شد.حالا توجه داشته باشید کلاس ما از یه بچه پنجم دبستان و یه چندتا راهنمایی و بیشتر دبیرستانی و ما سه نفر که بزرگای کلاس هستیم تشکیل شده. خانومه تهرانی بودو کاشمر ازدواج کرده بود.
میخوام چندتا از حرفاشو براتون بگم:
بچه ها یه خبر خوب!چهار سال پیش که برای اولین دفعه ها میومدم کاشمر فکر میکردم تنها مانتویی کاشمرم بخاطر همین سعی می کردم اصلا از ماشین پیاده نشم ولی حالا که دارم یه شش ماهی اینجا زندگی میکنم میبینم نه، خیلی خوبه مانتویی ها خیلی زیاد شدن.منم گفتم این افتضاحه.تازه این خانومه که به سه کشور خارجی هم برای اقامت رفته بود می گفت
بچه ها اگه خواستین یه روز برای اقامت به خارج از کشور برین به یه کشوری برین که ایرانی کمتر داشته باشه چون این طوری آبرو تون کمتر رفته.میگفت
برای تقویت زبان تون خیلی خوبه که به صحبتای خانم مایکل کلینتن و BBC گوش بدین.میگفت
حجاب به لباس و روسری و مانتو و ... نمیشه،بلکه به قلب و مغز آدماست
میخواست بگه به اعتقاد آدماست.
منم گفتم
قبول دارم که به اعتقادم بستگی داره ولی به لباسم هست.
میگفت من وقتی میرفتم مدرسه به مدرسه شاهد می رفتم ولی چون اونجا چادر اجباری بود من از اون مدرسه بیرون آمدم و به مدرسه دیگه ای رفتم و این باعث شدمن از معلما و امکاناتی با سطحای پایین تر برخوردار باشم.
منم گفتم قبول دارم اجبار خوب نیست و در بین صحبتام گفتم نمیگم که مانتویی ها حجاب ندارن ولی چادر حجاب برتره.
میگفت ما باید پذیرشمونو ببریم بالا و آدما رو همون طورکه هستن بپذیریم
می گفت نه در مورد من از کسی میپرسن و نه از کسی درمورد من میپرسن.گفتم اتفاقا می پرسن.گفتم پس قضیه ی امر به معروف و نهی از منکر چی میشه؟
تازه من وسط حرفای بیهوده اش از کلاس رفتم بیرون.
آخرای کلاسم گفت راستی بچه ها آقای اوباما رای آوردن،اینجا من داشتم باخودم غر می زدم و اونم با حالت خنده یه دعای سلامتی براش کرد،به این مضمون گفتم خداکنه هرچه زودتر نیست شه،گفت به هر حال اونم یه انسانه،گفتم چه انسانی که هزاران آدمو میکشه.متاسفانه بعضی از بچه ها آخر کلاس یه فضای عاطفی به وجود آوردن که خانم ما شما رو خیلی دوست داریمو ،کاش شما معلم ما می بودین و از این حرفا،متاسفانه بعضی بچه ها درمورد بی حجابی باهاش موافقت میکردن.یکی دیگه از چیزای دیگه ای که گفت این بود که من خیلی اعتقاد دارم خدا ارحم الراحمینه و سعی می کنم حق الناس انجام ندم،منم گفتم ولی خوب بی حجابیم یه جورایی حق الناسه،اینجا بود که یکی از بچه ها گفت هیس اصلاحی، چقدر شما به حجاب گیر میدین،گفتم چون یه موذل اجتماعیه
یکی دیگه از حرفاش این بود که خارج که بودم یه آقایی بود که فلسفه خونده بودو قرآن و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه رو خوب بلد بود و میومد برات مستند مستند ثابت می کرد
"خدایی وجود نداره"
منم گفتم ما هم علمایی داریم که میان براتون مستند مستند اثبات میکنن که خدایی وجود داره

در ضمن سر کلاس همش از بچه ها می خواست یواش صحبت کنن.به نظرم مشکوک می زد.
ببخشید که سرتونو با حرفام به درد آوردم ولی اگه میشه در مورد این جور استادا و معلما راهنماییم کنید تا بتونم جوابشونو بدم تا این قدر بچه های ساده ما رو منحرف نکنن.
راستی اگه بعد از بهمن یه وقت خواستین بیاین شاهرود به ایمیلم یه پیام بدین تا اگه خدا لایقم بدونه یه قدمی در راه شهدا بردارم.خلاصه خیلی ببخشید

><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<< تشکر فابریک
سلام
مطالبتو گذاشتم قسمت پرسش پاسخ. پست 28
تا در سوابق وب سایت ثبت و اگه مورد مشابهی بود از مطالب شما استفاده کنند
بسیار بسیار ممنونم که وقت گذاشتین و حقیر رو قابل دونستین و اینا رو نوشتین

لذت بردم از جوابای منطقی و عالی تون... خصوص از روحیه ی سلامت دین داری تون
اینو برا خودتون هرجا هستین حفظ کنید . یه سرمایه ی اخروی و صفات "انسانیت" است

حقیر هم  یه چیزایی در جواب مینویسم ولی مثل جوابای قشنگ شما که نخواهد بود

نمدونم شما کی هستین؟ کجایی هستین؟ از کجا منو میشناسین ؟ و
 اول اسم کاشمر رو برده بودین!! چون من کاشمری هستم
کاملا درسته، تا چند سال پیش، یه مانتویی تو کاشمر نمیدیدی

خدای نکرده به خانمهای مانتویی جسارت نمیکنم دارم گزارش میدم
ضمن اینکه خیلی از مانتویی ها حجابشون جالبتر از بعضی چادریاست
او مانتو رو درست میپوشه... این چادر رو درست نمیگیره
ضمن اینکه باز، مانتو داریم تا ماماماماماماننننننتتتتو
بگذریم ... نمیخوام بحث پوشش کنم . ولی چون صحبت مانتو شد. این چند کلمه واجب بود بگم

ضمن اینکه ریشه ی حجاب... نجابت است
بازم ببینمت. فعلا خدانگهدار