روزنه های نور ؛ 37 زینب 7

سلام
در مورد گذشتگان

خوندم حرفاتون منطقیه، قبولم دارم 

ولی خدایی سخته که بخوای قبول کنی مدتی زیادی داری اشتباه فکر میکنی اشتباه راه رو میری اشتباه انتخاب میکنی.....!!!!!ه

حرفاتون درسته؛ ولی قبولش سخت، ولی خب حقه، دیگه چی کار کنم، کاش این همه نسبت به این جور دید گاه ها و حرفا جبهه گیری نمی کردم، گارد نمی گرفتم، عین آدم مینشستم ، یه دفعه هم بهش فکر میکردم!!!!!!ه
خب از لحاظ  وجدانی و منطقی درست باید یه سری امکانات داشته باشن منم نمی گم نه، همه جای دنیا هست، ولی چرا عادلانه نباشه؟؟!؟ چرا منی که رتبه ام مثلا2000 بوده سر کلاس باید کنار یه 12000 بشینم!؟ چرا ؟ چون باباش مثلا جانباز یا شهیده !!!  توهین نمی کنم ها ، ولی اگه هست عادلانه نه ایییییین !! همه بی عدالتی!!!  آره اونا حق دارن، من نظرم اینه که ، چرا تسهیلاتشون نباید قبل از کنکور باشه؟!؟ مثلا یه سری مدرسه ، کلاس بذارن، با بهترین امکانات و بهترین معلمان، بعد همه با هم با شرایط برابر و عادلانه کنکور بدن و قبول شن،  این جوری خیلی بهتر نیس ؟؟؟؟؟
مجلسم که تصویب کرده! کی ها تو مجلسن؟ که تصویب کردن!؟ اون موقعی که تصویب کردن، همه فامیل و آشنا ها یا خود نماینده ها جزو جانبازا و شهدا بودن دیگه!! ولی با اصلش موافقم، حقشونه، اینام کمه واسشون، نسبت به بقیه کشورا تازه حرفم زیاد می شنون، ولی اگه عادلانه باشه، صدای هیچ کس در نمی آد، و همه هم احترام میذارن
در مورد شهدا و امام حسینم حرفتون حقه، چیزی ندارم بگم ، جز این که ناراحتم از اینکه باید تسلیم حرفاتون شم و از این که این همه مدت کلا فکرم ذهنم نسبت به شهدا خیلییییییییییی خییییییلییی فرق میکرد، اصن فکر میکردم ربطی به ماها نداشتن، یعنی فکر میکردم خیلی جو گیر بودن و.... ، نمی دونم

سخته که در عرض یه هفته بیای تو یه سایتی و کلا زندگیت نگاهت احساست همه چی با هم سر هیچی بریزه به هم ، این که بفهمی 99.5 درصدتو غلط بودی، قبولش سختهههه

باید رو خودم کار کنم !!!ه

یه حس مبهم، ناراحت از این که، نمی دونی کجایی و داری چه غلطی میکنی

خوشحال از این که شاید یه راه درست پیدا کردی

ترسان از این که شاید اینم عین قبلی غلط باشه
همه کلیپای صوتی تونو گرفتم و گوش کردم، گوشم درد گرفته بود، ولی گوش کردم ، با حال بود، کلا شما با حالی، دنیای جالبیه، فضای با حالیه، که ندیده بودم \"دنیای شهدا

منم دوس دارم مثه شما ها بشم مثه این شهیدا

چون به نظرم ادمای با هوشی بودن، یاد شون که بعد مردنشون میمونه، خودشونم که زندن

اینو خانم سبز علی میگه

میگه : تو قرآن نوشته، زنده میمونن و با مرده ها فرق دارن 

دوست دارم با منم دوس بشن ، ولی چه جوری، آخه نمی دونم، روش داره؟ یعنی باید چه کاری کرد؟ کار خاصی داره؟


اره ، خوب فکر میکنم، باید بیشتر فکر کنم، میدونید میترسم از این که این راهم عین راه قبلی ام اشتبا باشه!! میدونم دوستا نمی مونن!! آدما کلا

واسه همین فکر میکردم، کار شهدا اشتبا بوده، چون فکر میکردم واسه آدما رفتن، ولی اگه اشتبا نکنم، قضیه خیلی فراتر از این حرفاس، اونا کلا تو یه فاض دیگه بودن، به ادما کاری نداشتن
اره فعلا که اصن به هیچ کدوم از دوستام نمی گم، اگه بفهمن سکته میکنن، بیچاره ها نمی دونن سر دسته مخالفا توسط یه سایتو یه مادرشهید، داره میشه مخالف خودشون، یعنی فکر کنم دانشکده از این خبر بترکه !!!! ترس داره ..... این راه.... این تغییر!!! میترسم جو گیر شده باشم ... فعلا که به روی خودم و بچه ها نمی آرم

اصن شاید اونام اومدن و آشنا شدن و نظرشون عوض شد
اصن شاید یه چند هفته ای نرفتم دانشگا، بعد امتحانا، که نتونن رو تصمیم هام اثر بذارن

ولی با این حس مبهم که معلوم نی غمه؟ خوشحالیه؟ ترسه؟ نمی دونم چه کنم
روضه که باید برم هرسال فقط تاسوعا عاشورا میرفتم، ولی باید برم، فرصت خوبیه واسه خلوت و فکر کردن


این قدر تحویلم نگیرید من که کاری نکردم هر چی بوده به قول خودتون؛ خودشون کردن، من که این وسط کاره ای نبودم، من باید ازتون ممنون باشم، که با اون همه جبهه گیری و گارد من و با تمام مخالف بودنم و بیزار بودن من،  منو این جوری تکون دادید، عین اینکه یه سفره که روش کلللللی چیز چیده باشی و یهو یکی بیاد از وسط بلندش کنه و بریزه به هم، ... مرسی
ولی خیلی سخته
اره اینا همش نشونس

همیشه این حرفا واسه من کشک بود

نشونه و علامت و نگاه این و اون فقط تو فیلما و قصه ها..... ولی آلان، دیگه زندگی منم شده فیلم نامه
باشه باز به مادر شهید میگم ، اگه شمارشو داد، که حله، اگه نه شماره قبر شهیدشو میگیرم واستون، میدونم بهشت زهراس بازم میپرسم
نمی دونم با این مشغله و گرفتاری اصن منو یادتون میمونه؟ یا نه ، ولی اگه موند، میرید روضه واسم خیلی دعا کنید، شاید باور تون نشه که اولین بار و اولین کسی هستید که ازش میخوام واسم دعا کنه

دعا کنین پیدا کنم، جو گیر نشم، تحت تاثیر قرار نگیرم و ختم به خیر شم، بتونم کنار بیام، بشم مثه شما ها، مثه دوستاتون \"شهدا

><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<< 

سلام بر آشنای قریب

خوندم

اشک ریختم، حال کردم و لذت بردم، ازاین همه مردانگی و توجه شهدا

 به این روحیه ی قشنگ حق پذیری تون ، احسنت میگم

به این حرفایی که از یه دل بیدار و باصفا سرچشمه گرفته

فوق العاده خوشحالم ... از اینکه بخاطر صداقت شما... شهید هم به این حقیر یه نگاهی کرده

قسم جلاله میخورم، که این اتفاق یه پدیده ی عادی نبود. من کجا ! شما کجا ! اون مادر شهید! کمک شما به یه پیره زن ! دعاهاش! تاکیدش بر استجابت دعا ... آیا اینها میتونه اتفاقی باشه !!؟؟ حالا گیریم اتفاقی !! عجب اتفاق جالبی ! کاش همیشه تو زندگی آدم، از اینجور اتفاقا بیفته

از اینکه خودت به این نتیجه رسیدی که در مورد هر چیزی قبلش باید فکر میکردی،عالیست

  بی جهت نیست که میگن

یه ساعت فکر کردن از هفتاد سال عبادت از روی بی فکری و کورکورانه، بهتر است

مطمئن باش، از این راه، پشیمون نمیشی

آیا کسی رو سراغ داری که از انجام کار خوب ضرر کرده باشه؟از راه خدا پشیمون شده باشه؟

به حرف آدمای غافل کاری نداشته باش ...درس رو خوب بخون .. با خدای خودت خلوت کن ... و مجهز بشو به علم و معرفت

اونوقت میتونی به مردم خدمت کنی و الگوی دیگران بشی

همونایی که شاید گاهی مسخره ات میکردن! انگشت به دهان خواهند موند! شک نکن! پیمودن راه درست، تا رسیدن به قله سخته! اما نتیجه اش خیلی شیرینه

اونایی که در جوانی فرصتها را از دست میدهن، خودسازی! کسب علم! تقویت روح و جان! انس با خدا ندارن، اگر به پیری برسن، سخت پشیمانند

هیچ عشقی بهتر از یاد خدا نیست... همه ی عشقای دنیایی آخرش چی؟ ... هیچ... همش کف رو آبه ...خستگی زود رس! شیرینی لحظه ای، اما بدبختیش دائمی

آرامش آدمو میگیره! فکر رو بهم میریزه ! اعصاب ضعیف میشه ! استعدادهای آدم از بین میره

آرامش! سلامتی! لذت! ابدیت! سرفرازی در دنیا و آخرت، فقط در سایه ی انجام کار خوب وترک کارای بد است

چرا باید مردد باشی ؟ محکم باش 

یه مثال

وقتی متوجه شدی از این غذاخوشت نمی آد! و به گروه خون تو نمی سازه، نمیخوری دیگه

اگه مریض بشی، کسی میاد دردتو تحمل کنه ؟؟ چیزی هم بگی! میگن: میخواست نخوری

بذار هر چی میخوان بگن، بگن

مگه الان به من نمیگن... به پیامبر خدا میگفتن، مسخره میکردن! منو تو که، جای خود داریم

گلزار شهدای مشهد- مزار فرمانده شهید آقا جلیل محدثی فر-دانشجویان پیام نور اراک- 28-8-91

گفتی چطوری با شهدا دوست بشی

با درس خوندن . انجام واجبات. ترک محرمات. خدمت به مردم. همین

باید تمرین کرد... یک شبه، هیچکس بجایی نمیرسد

من حتما دعاگویت هستم... بشرطی که تو هم سفارش مارو به این دوست شهیدت بکنی

----------------------------------------------------------