پست 40 ؛ زینب 10

طعم شیرین خدا

سلام حاجی !!!!!!ه
دیر اومدم ببخشید

گفتم یه چند روزی خودم باشم و خودم و مهم ترین تصمیم زندگیم خواستم احساسو بذارم کنار و با عقل تصمیم بگیرم اینا رو فهمیدم
وااااااااااااااااااااااااااااای حاج آقا دلبریان وااااااااااااااااااااااای نمی دونم چه جوری براتون از این حسم بگم ، نه دست، کمکم می کنه. نه جملات ، وااای خدای من حاجی به تعبیری میشه گفت

من دیگه عاشق شدم

وااااای چه حس ماهیه، چیزی که شاید یه عمر دنبالشم، عشق شور، احساس هیجان زندگی

عشششششششششق همین جاس در همین خونه همین جا
من دیگه تصمیمو گرفتم راهمو انتخاب کردم

من چه جوری با چه رویی به دعوتنامه شهید دست رد بزنم برم؟؟؟؟ها؟
حاجی شما به من بگو، من جز در این خونه، جز اینجا، با این روی سیاه و این کوله ی پر از خطا و غفلت، حاجی کجا برم!!؟؟

حاجی کجا رو دارم که برم!!؟؟ ای وای از من که این همه با این شهدا، با این جواهرا، با این بهشتی ها، اونم از سر لج و چند حرف از دوست وآشنا بد بودم!!! ازشون غافل بودم !! وقتی این خاطره ها رو میخونم ، فقط خجالت میکشم، که چی فکر میکردمو چی هستن، چی بودم من و چه جوری بودن اینا با من

ای وای از این همه بی آبرویی من

  ای وای از این همه غفلت

من دوس دارم زمان بر گرده عقب، تا از وقتی زبون باز میکنم، بگم از شهدا و امام حسین از امام رضا

وای خدا، کاش بچه بودم یکی بهم میگف که جوونی مو صرف چی کنم
بذار حاجی هر کی هرچی دلش میخواد بگه بذار همه مسخرم کنن! بذار پسرای دانشکده بهم تیکه بندازن، حاجی، من دیگه عاشق شدم

امام حسین به من توجه کرد

ما چه اسوه هایی داریم چه دینی داریم مااااااااه ، توووووووووپ ،فقط خودمون خبر نداریم

یه خبر خوش دیگه

چادری شدم
دیگه قد پشه ای واسم مهم نیست مسخره بشم

هر کی، هر چی، حال میکنه، بگه!! بذار بگه

من دیگه مال خودم نیستم، خانم سبز علی وقتی با چادر منو دید خیییییلی ذوق کرد

بهم چادر سفید داد مامانم هم بیچاره کللللی ذوق کرد

عمه ام و پسر عمه هام تا بلد بودن بارم کردن و مسخره کردن

میگن: تو آدم با سوادی هستی، دانشجویی، درس میخونی، نکن این کارا رو، در نیار این عقب افتادگی بازی ها رو

ولی من، نگام، دلم ،خودم، یه جای دیگم، اونا یه فاز دیگه سیر میکنن
البته دارم رو یکی از دوستام میحرفم و آروم آروم براش میگم یه چیزایی، اونم مشتاقه

دیگه شنبه هم با چادر میرم دانشگاه

دیگه وقتی یه عاشق رفت زیر پرچم سیاه امام حسین علیه السلام عاشق میشه

وقتی دلش میشه کربلا دیگه چراغ خاموش واسش معنی نمی ده با روشن بشه و بمونه
میخوام دوستامو ول نکنم، واسشون بگم از این چیزا، با اجازتون اگه بشه سایتتونم به بچه هامون معرفی کنم، عیب نداره؟ از نظر شما مشکلی نیس؟ اونا خیلی چیزا رو قبول ندارن!! خیلی ها هم دوست دختر و دوست پسر دارن، ولی میدونم شهدا دست همه رو میگیرن، اگه مشکلی نیست اعلام کنم ؟
راستی سایت یا کتاب مذهبی هم بهم معرفی کنین

عین یه آدم تشنه ام که نمی دونم از کجا باید برم و از کدوم دریاچه آب بخورم از یه طرفم می خوام بزنم به آب
چقدر این غواصا مظلومن دلم واسشون میسوزه، نسبت به بفیه شهدا خیلی کمتر ازشون میگن، این که تو سرما، بزنی به دل آب، تاریکی، نهنگ و کوسه هم باشه !! وای ترسناکم هس! شما هم غواص بودین؟
میدونین داشتم فکر میکردم اینا تو جونیشون این جوری بودن این همه کار کردن واسه دین

ما کجججججای کاریم

چه قدر عقبیم

تازه ما سر این که به کوچک ترین وظایفمون اونم به بد ترین حالت، تازه منت هم میذاریم و یه چیزی هم میخوایم

ما کجای کاریم و اونا کجا سیر میکردن، البته میگم ما جسارت نشه منظورم منم
شما باید قدر خودتونو بدونین، اگه نبودین، اگه سر راه زندگی من نبودین، من آلان کجا بودم!؟ چه میکردم!؟ وای از این که شما سر راهم هستین خدارو کللللللیییییییی شکر میکنم

تازه میفهمم قضیه خون اسماعیل، که جوهر قلم شماست،چیه

اون روز که شنیدم واسم عجیب بود و مسخره، ولی آلان میفهمم

واقعا اگه امثال شما نباشن، خون اسماعیلها، واقعا زمین میمونه

راستی خانم سبزعلی مادر شهید، اسمتونو یاد گرفته، اون دفعه که با چادر منو دید کلی واستون دعا کرد

ممنونم چه جوری باید ازتون تشکر کنم؟ نمی دونم
سوره واقعه هم خوندم، چند دفعه یادم رفت، چند بارم نصفه خوندم

بازم بهم میگین از این کارا ؟!؟ بیشتر بگین، دیگه باید چی کار کنم؟ نماز هامو همه رو میخونم، قضا ها رو باید چه کنم؟ بعضی وقتا تنبلی میکردم!!!! بازم بهم بگید؟ چه کنم؟
میخوام یه روز برم سر قبر شهید بگید اونجا چه کنم، شاد شه، چی کار کنم خوشحال شه؟
راستی بابت عکسا ممنون از الهه خانوم و علی آقا هم ممنون از اونا میخوام واسم دعا کنن

من که خیلی اوضام داغونه
یه خواهش هم دارم این" سخنان نور رو" بردارید و بجاش بنویسد
سخنان یک "رو سیاه" یک "جا مانده از قافله عشاق" " یک عاشق" ه

عاشق حسین علیه السلام ، عاشق علی بن موسی علیه السلام، عاشق شهدا
حرم رفتید خیلی دعا کنید واسه این غلام رو سیاه حسین علیه السلام
 
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

سلام بر کاروان حسین علیه السلام

سلام بر زینب کبری و قافله ی اهل بیت حسین

و سلام بر زینبی که در این ماه محرم، ماه شهادت و سعادت... از قافله ی کوفیان بی تفاوت! دنیا پرستان غافل ! چه زیبا جدا شد و خود را به کاروان حسین رساند

چه بیچاره هایی که با حسین  بودن... اما به کربلا نرسیدن! فریب دنیا را خوردن! به لذتهای زودگذر و پوچ دنیا دل خوش کردن! اما غافل از آنکه رسیدن به دنیا هم بدست خداست! بدبختها هم از حسین ماندن و هم از دنیا ! خسر الدنیا والاخره

و چه کسانی که دیر آمدن!! شب عاشورا... دقیقه ی نود رسیدن و آسمانی شدن و به ملائکه رسیدن

خوش به حالت زینب

من همیشه پیش خودم فکر میکردم از دوستان شهیدم عقب ماندم! اما الان اعتراف میکنم

از جوانانی مثل شما هم عقب ماندم

شما الان مثل همون مدافعان خرمشهر هستی که در زیر بمبارانها مقاومت کردن

تو پایت را، رد پای آن شیر زنانی گذاشتی که، ذلیل دنیا نشدن و در تاریخ ماندن

درود بر این اراده.. بر این تصمیم و عزم

خوشم اومد... از این روش انقلابی و صریح... از این جدیت

من میخواستم همون اول بهت بگم این کار رو بکن . راستش ترسیدم جا بزنی

همین روش عالیه ،محکم برو جلو ... فقط با محبت، با تامل و صبر

کار خودتو بکن، هر چی هم گفتن، اگه میدونی، آروم جوابشونو بده، اگه نمیدونی، راحت بگو: باید برم بپرسم، الان نمیتونم جوابتونو بدم

ضمن اینکه، هیچ نیازی نیست، شما به همه جواب بدی! مگه بیکاری

فقط به اونایی که به دنبال فهمیدن هستن و قشنگ گوش میدن، توضیح بده

 والاقرار نیست ما تو خیابون! تو دانشگاه! تومجالس!تو خونه! و.... دائما بحث کنیم

در مقابل هر حرفی موضع بگیریم! خیلی جاها اصلا نشنیده بگیر! و جوابشونو با یه لبخند تمسخر آمیز! با یه نگاه عاقل، اندر سفیه! بده!ه

حتی گاهی اوقات، سرت رو به علامت تایید! تکون بده... بله ،شما درست میفرمایید! این کار تو یعنی، شما درست نمیفرمایید

حاشیه نرو! بحث و مجادله نکن! ناراحت نشو! صبر داشته باش! ه

وقتی دارن حرف میزنن، کاملا ساکت باش، هیچی نگو، فقط نگاهشون بکن و خوب گوش بده، بذار همه ی حرفاشونو بزنن! ساکت که شدن،اگه خواستن! جواب بده

 پریدن تو حرف کسی، عاقلانه نیست

با اینگونه برخورد کردن، هم شخصیت خودتو و هم ارزش مطلبی که قراره بگی، رسوندی و هم، روش بحث کردن رو! صبر رو! هنر گوش دادن رو، مهمتر از همه تحمل مخالف رو، آموزش دادی

اون جاهایی که راست میگن، تایید کن. و اون جاهایی که اشتباه میگن، بگو بنظر من اینجا اشتباهه

نمیخوادم زیاد جوابای آسمونی و خدایی بدی، چون اگه اونا الفبای قرآن رو میدونستن، اینجوری نبودن، طفلکی ها تقصیری ندارن،غافلن

تو با محبت، با صبر، بدون گارد گیری، روشنشون کن

فقط یه چیز بگو و تیر خلاصشونو بزن

بگو

من مسلمونم.من آخرتمو به دنیا نمیفروشم، من همتونو دوست دارم، ولی خدا رو بیشتر

مگه شماها مسلمون نیستین؟ خب دستور خدا چیه؟ آخه به حرف که نیست! باید عمل کرد!همینکه من بگم : خدایا، دوستت دارم کافیه ؟!؟ شما مگه نخواهید مرد؟ مگه مرگ رو قبول ندارین؟ سر خاک کدوم مرده، از دنیاش حرف زدن؟ از پولاش؟ مالش؟ ثروتش؟ تیپ و قیافش؟ اگه اخلاق و رفتارش خوب بوده، آدم با خدایی بوده، همه براش میسوختن! مگه تو مجالس ترحیم قرآن نمیخونن؟ برا چیه؟ شماها چقدر قرآن خوندین؟ چقدر در آیاتش فکر کردین؟ آخه خیلی زشته که، من مسلمون، دم از اسلام و امام حسین بزنم، ولی هیچ کارم به اسلام نخوره! این چه دین داریست!؟

آخه نمیشه که با یه پوزخند! با یه نیش خند! با یه حرف تمسخر آمیز!خدا پیغمبر رو، حسین رو ول کرد!؟

 اگه تموم دنیا به شما بگن: این النگوی دستت، این گردنبند قیمتی، آهنه! آیا باید باور کنی!؟ و زود درش بیاری بندازیش بیرون! وقتی ایمان داری طلاست، به حرف لغو همه میخندی! اتفاقا هر چی بیشتر اونا وسوسه ات کنن! تو بیشتر به ارزشش پی میبری

آدمای تاثیرگذار، مستقل، آزاد،عالم وعاقل، همیشه مورد توجه هستن، از این به بعد وضع تو اینگونه است

بگو: من به این مسائل سیاسی بازی هم زیاد کاری ندارم

من آخرتمو با هیچی عوض نمیکنم!!! با هیچی

پیش خودشون فکر میکنن و به این استقلال فکری تو، به این تصمیم قشنگت،غبطه میخورن

البته ممکنه به روی خودشون نیارن

اگه بهت گفتن: سخته! اذیت میشی! اینجوری حالش بیشتره

بگو: آره، قبول دارم! سخته! کدوم آدم رو سراغ دارین، به یه مدال،به یه موفقیت رسیده باشه، بدون سختی!؟

بهشت رو به بها میدن، نه به بهانه

این تفریح های شما، اولا تفریح نیست! چون عاقبش شرمندگی در پیشگاه خداست ! تفریحی که موقتی ست! الکی خوشیست! تو همین چند روزه دنیاست! اونم اگه همون چند روزه ادامه پیدا کنه، با این همه مریضی ها! تصادفات و ..... خلاصه نتیجه ای نداره! جز بدبختی! اینم از خودم نمیگم، خودتون به اطرافتون نگاه کنید و عبرت بگیرید

آدمای باتقوا ، شهدا کجاین!؟ آدمای بی تقوا و هوس باز کجاین !؟ مثل روز روشنه

ضمن اینکه، مگه من با اسلام. با امام حسین و شهدا باشم! نمتونم تفریح داشته باشم!؟

آرامش، صفا، تفریح سالم، عشق، سلامتی جسم، شادابی روح، تو این راهه... آخرتم پیش کش

بهشون بگو: دین رو، از رفتار بعضی دینداران ظاهر فریب نشناسین! برید دستورات دین رو بفهمید

امروزه مارک های قلابی، اجناس تقلبی زیاد شده! اصل رو بشناسید

در مقابل این منطق روشن، مطمئنم هیچ جوابی ندارن

باز هم تاکید میکنم، هر توضیحی که میدی، با محبت باشه، حتی اگه از آخر حرفت رو قبول نکردن، اصلا ناراحت نشو، خودشون ضرر میکنن، تو الان باید از قبل حتما رفتارت بهتر بشه، تو دیگه زینب قبل نیستی، تو قراره یه الگوی خوبی بشی

مطمئنم با این روحیه ی بانشاط و با محبتت، خیلی از دخترای دانشگاه و اقوامت رو جذب خواهی کرد

و اگه زود ناراحت بشی و قهر کنی، میشی مثل همونایی که خودت ازشون مینالیدی

لازم نیست، تاییدشون کنی! همراهیشون کنی! اما محبتت رو ازشون نگیر، ولو مخالفت هستن. بالاخره اگه جذب هم نشن، تو راه درست نیان! از تو خوششون میاد! از تو که خوششون بیاد! از دین خوششون میاد! بدنبال این هم نباش که، همه تورو تایید کنن! نه. تو همینجوری مورد تایید خدا هستی. فقط به خدا و به اون شهید فکر کن وبس

سایت رو به هرکس دوست داری و به همه معرفی کن، اصلا همه این حرفای منو نشون بده، بگو، و هر سئوالی هم داشتن، من در خدمتم

آره من غواص بودم، و خیلی از دوستام توی اروند با مظلومیت غرق شدن و بشهادت رسیدن

زمستان سال1365-خرمشهر-قبل عملیات کربلای 4

رحمانیه-رودکارون-تابستان1363-علامت قرمز،بربرپور.نورالهی.وکیلی.شاد.همه شهید-وسط خارج صف شهدا.دستش بالاست.دلبریان

سلام منو به مادر شهید سبزه علی برسون، من در مشهد مقدس نایب الزیاره شماها هستم

سر مزار شهید هم اگه رفتی، با نیت خالص برو، بشین، و خیلی راحت باهاش حرف بزن، ازش تشکر کن، بگو: حالا که دستمو گرفتی، ول نکنی، منو تو اون راهی که بخاطر اسلام فدا شدی، ثابت قدم بدار. کمکم کن، به تعهد و قولی که دادم، تا آخر عمر پایبند بمونم، منو کمک کن تا خوب درس بخونم و مثل شماها برا کشور و مردمم مفید باشم

من میخوام یه انسان تاثیر گذار باشم و یه مسلمون واقعی و عاشورایی

پس کمکم کن ای شهید

در خصوص نمازای قضا، زیاد نگران نباش، هر وقت فرصت کردی، بخون

خدا الرحم الراحمینه، بترس از حق الناس. غیبت! دروغ! تهمت و سوءظن

کتاب هم، اول معانی آیات قرآن. مطالعه نهج البلاغه کلام مولا علی علیه السلام

کتاب دا ، خاطرات یه دختر خرمشهری

کتاب خاکهای نرم کوشک، زندگی شهید برونسی. انتشارات ملک اعظم

سری کتابهای کم حجم، نیمه پنهان ماه، خاطرات همسران شهدا. انتشارات روایت فتح

پدر و مادرت را سلام برسون و تا میتونی بهشون محبت کن