درس 24 ؛ حقیقت عرفان

بیا  ای شیخ و از خمخانه ی ما  ***  شرابی خور که در کوثر نباشد

بشوی اوراق  اگر همدرس مایی  ***  که علم عشق در دفتر نباشد

-----------------------------------------------------

زمستان سال 1363 عملیات بدر- منطقه هورالعظیم

ماموریت ما گرفتن جاده خندق بود، جاده استراتژیک و مهمی که ازعقبه خشکی دشمن، تا دل هور،کشیده بود

مسافتی ازراه رو با قایقهای موتوری آمدیم، ومابقی راه رو باید بدون سروصدا با بلم میرفتیم

توی هر بلم، یک غواص دروسط و دو نفر در سر وته بلم نشسته بودن

تا صبح داخل آبراه ها پارو زدیم، ازکنار کمین های دشمن وسط هور، با دلهره گذشتیم

نماز صبح رو تو بلم نشسته خوندیم

هوا داشت روشن میشد ما رسیده بودیم، ته جاده خندق. از لابلای نیزارها تردد عراقی ها رو میدیدم

اما ظاهرا برای حمله خیلی دیر شده بود، اگه دشمن متوجه حضور ما میشد، دمار از روزگارمون در میآورد

از همون راهی که رفته بودیم، یواشکی ، مسیر آبراه رو عوض کردیم و برگشتیم

بچه ها دیشب موفق شده بودن، از معابر دیگر روی جاده خندق بروند

اما ته جاده دست دشمن بود و حسابی مقاومت میکرد

چهارلول های ضدهوایی، از روی سنگرهایی با ارتفاع چهارپنج متری، کاملا مسلط بر جاده، هر جنبنده ای رو میزد، باید از پایین جاده

کمرخم با احتیاط میرفتی، اگه ذره ای سرت بالا میومد، تیر چهارلول مغزت رو متلاشی میکرد، صدای ویزویز گلوله ها رو میشنیدی و گرد و

خاکی که از خوردن تیرها روی جاده و لبه سنگر بلند میشد، کاملا مشهود بود و برایت ملموس میشد

توی همین گیرو دار، یکی از بچه ها گفت : لامسب به قصد کشتن میزنه

باز اون یکی دیگه میگفت: یره، مو اگه شهید بوروم ، بابام موکوشم

آخه وقته، داشتوم جبهه میامدوم، بهم گفت، اجازه مودوم  بری جبهه، بشرطی که شهید نشی

  تیکه پرونی های بچه ها از دلهره و ترس بعضی ها میکاست

مرگ رو به شوخی گرفته بودن

همین طور که به دیواره جاده خودمونو چسبونده بودیم و بارون تیر از رو سرمون زوزه کشان رد میشد

یکی از بچه ها بمن گفت: بی زحمت از تو کوله پشتیم، یه شکلات بردار، بده

با خودم گفتم: اینو باش، دلش خوشه! تو این شرایط، زیراین آتیش، کنار این جنازها، هوس خوردن شکلات کرده

وقتی این نگرانی، دلهره و اضطراب منو دید

همینطور که به جاده تکیه داده و پاهاشو برا رفع خستگی دراز کرده بود گفت

تموم این جنگ و این خمپاره ها و گلوله ها و شهادتها ... برای امتحان من و توست

و  الا خدا به سه شماره کلک صدام که نه، آمریکاشو میکنه

چیه نگرانی، خدا میخواد امتحانمون کنه