شلیک 66؛ ظاهر بین ها 

جنگ، سردارشهید محمدحسن نظرنژاد را بابا نظر کرد

مانند پدری سایه اش روی سنگرها و خاکریزها و روی سر بچه های جبهه بود

خاطرات تلخی را که بعد از جنگ داشتیم

هیچ وقت به ذهن من خطور نکرده بود، که اوضاع و احوال چنین خواهد شد

دویست سیصد هزار رزمنده از جان گذشته!! به یکباره در این جامعه! به امان خدا رها شدن

من، تاریخ زنده ی بچه های سپاه و بسیج خراسان در جبهه و جنگ هستم

با این حال بعضی وقتها دلم میخواهد از غصه بترکد! میخواهم منفجر شوم

وقتی میخواستند، مدالهای افتخار را بدهند

 اصلا ازمن و شهید ابراهیم شریفی(چریک پیر)وشهید علیمردانی(سردارتنگه چزابه)هیچ صحبتی به میان نیاوردند

هر چند که این مدالها یک نشانه بیشتر نیست