شلیک 65؛ دوستان احمق

سلام برجوانان. سلام بر امیدان و آینده سازان

بچه ها، خودتونو باور کنید

دلسرد، ناامید، مایوس نشید، مثل "بچه های جنگ"مثل "نیروهای نامنظم چمران"و"مدافعان خرمشهر"باشید

وقتی رهبرشون! وقتی اون اصلی کاری! که به آسمون وصله...... بهشون گفت: بایستید

هر طور شده، ولو با، کوکتل مولوتف! جلو تانکهای زرهی، ایستادن!ه

نامردی! ناجوانمردی! بی مهری! که رزمندگان در طول جنگ، ازخودی ها کشیدن، کمترازدشمن نبود

اما برای خدا، برای حفظ کشور، تا پای جان ایستادن

ما در جنگ، هم خون دادیم !! و هم خون دل خوردیم

خون دادن ها را همه دیدن، اما خون دل خوردنها را باید اهلش باشی، تا بفهمی

ما از دست دشمنان قداره بند شمشیر خورده ایم!! و از دوستان احمق، تیغ جهل و ساده لوحی

دشمنان خونمان را ریختن!! و دوستان کج فهم، بی شعورجاهل و بی سلیقه خونمان را خشک کردن

بزرگترین ضربه ها را در تاریخ اسلام، انقلاب ، جنگ،  .. و خصوص بعد از جنگ، از جانب دوستانمان خوردیم

در سلسله خاطرات "حمقای اسلام" براتون مصداقی نمونه هایی رو تعریف خواهم کرد

این آدما منحصر به زمان ما نیستن، مثل علف هرز در کنار گل زعفران، میروین

و از باران رحمت الهی، از پیروزی انقلاب و جنگ، مثل خاروخاشاکهای مزاحم، بهره گرفته و رشد میکنن