شلیک(رگبار) 67 ؛ در شهر هر آنچه هست

این قسمتی از زیارت عاشورا را یکی از خوانندگان گذاشته بود، مرا بفکر وا داشت

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد، و آخر تابعن

اگر چه بارها و بارها این را خوانده ام

اما امروز که این جمله رو دیدم، شرایط روحی ام با همیشه فرق داشت

تو همون حال و هوا، اینا رو براش نوشتم

-----------------------------------------  

من که جزوش نیستم !!؟؟ ها ؟ هستم ؟!! من؟ من که ظلم نکردم!؟
برو یره ! مگه ظلم چیه؟

چند روزه درهوای سرد بنده خدا داره میاد، برا یه نامه، امروز برو فردا بیا
اون کاسب میوه ها رو جدا میکنه! بد و خوب میکنه!! سفارشی! غیرسفارشی! عمومی و
اون معلم عوض درس دادن حرفای سیاسی، ضد دینی! سر کلاس میزنه! فکر بچه های مردم رو بهم میریزه
اون افسر راهنمایی، بی تفاوته به گزارش تصادف، تو کیوسک گرم، پاهاشو رو هم گردونده! اضافه کارهم میگیره! وبندگان خدا رو توی سرما علاف نگه میداره
اون پیش نمازی که بعد نماز با بی توجهی به نیاز فرهنگی مردم و جوونا، بلافاصله از مسجد میزنه بیرون
اون دانشجویی که عوض همت در درس و کسب علم. دائما تو سیاسی بازی و امورلغو و بیهوده س
اون بسیجی که فقط از بسیج. یه چفیه انداختن رو میدونه
اون طلبه و روحانی که فکر میکنه، آسمون باز شده و ایشون بعنوان ملائکه الله به زمین اومده
و اصلا و ابدا یه انتقاد رو نمیپذیره!! همه جوونا رو از راه بیراهو از دین فراری داده
اون مداحی که فقط بدنبال گریوندنه و نه انتقال تاریخ و درسهای اسلام
اون مسئول سیاسی که قانون ابلاغی رو اجرا نمیکنه وپارتی بازی، باندبازی... داره
اون قاضی که هوای نفسش رو مهار نکرده و حکمی رو با غرض و مرض صادر میکنه
اون ریئس شرکتی که با علم و آگاهی!! حقوق بیشتر از اون کارگر طلب میکنه
اون هیئت امنایی که اول حقوق ماهیانه ی خودش رو میبنده و ابدا دغدغه ی فرهنگی نداره
اون روحانی کاروان حجی که ...... خودش بهتر از من میدونه، به چه نیتی مشرف شده
اون سربازی که از روزاول خدمت تا روز آخر، یک روز رو درست و حسابی خدمت نکرده
اون جانبازی که یادش رفته برای چه ناقص شده و درخواستهای عجیب و غریب داره
اون خانواده شهیدی که سالهاست یادی از شهیدشون ندارن

فقط عکسش رو بالای سر زدن!! اما آرمانهایش رو بفراموشی سپردند
اون باز مانده ی جنگی که تا دیروز عقب وانت توی جبهه، به خطوط مقدم، زیر آتش با عشق میرفت

و امروز مدل خودرو بزرگترین دل مشغولیش شده
و اون ورزشکار و فوتبالیستی که،  الفبای اخلاق رو در ورزش رعایت نمیکنه
و اون نماینده و وکیلی که تا دیروز معلم اخلاق حوزه بوده!! اما به محض رسیدن به صندلی!! همه چیز رو فراموش کرده و بخاطر ترس از دست دادن دنیایش، مدافع مظلومان و پابرهنگان نیست
و اون پزشکی که سوگندش رو فراموش کرده و هدفش فقط پول شده ، نه نجات و درمان مردم
و اون راننده اتوبوسی که ایستگاهها رو یک در میون رد میکنه

و این دلبریانی که همه چیز رو میدونه! با سیصد شهید همنشین، همسنگر و دوست بوده و پیکرهای غرقه بخون بسیجیان بی نام و نشان و مخلص رو در میدان بدوش کشیده، و شاهد بال بال زدن و غرق شدن، غواصان در اروند بوده، اگر حواسش نباشه

حتما مشمول این لعن خواهد شد، حتما