فرمانده لشکر مان بود  او را " آقا اسماعیل" صدا میزدیم
 
اولین باری که دیدمش تابستان سال 63 تو پادگان 92 زرهی اهواز در حالی که در ماشین استیشن فرماندهی نشسته بود
 
اما انگار نمیخواست تو ماشین باشه... ولی مجبور بود ... اینو از رو حرکاتش فهمیدم ... آخه رو صندلی عقب در حالی که تکیه هم نداده بود
 
 و شیشه ماشین رو داده بود پایین , دستش به حال احترام  به بسیجیان رو پیشانیش بود
 
در همون نگاه اول رفت تو قلبم و هر چه از اون موقع میگذره محبتش روز بروز بیشتر شده
 
فرمانده ای که همچنان بسیجی مانده و امروز خار چشم دشمنان است
 
برای سلامتی . طول عمر و عزتش صلوات
اهواز- مقر واحد تخریب-قرارگاه شهید وزین- فرمانده لشکر21 امام رضا علیه السلام-بهار1634
خرمشهر- ساخت مستند گردان غواصی - خرداد 1388
-------------------------------------------------------------------
یکی از افتخاراتم در زندگی و در روز قیامت ، فرماندهانی ست که داشته ام
 
آنانکه بر عهد و پیمان خود با خدا و ولایت همنچنان مانده اند و بر قلبم فرماندهی میکنند
-------------------------------------------------------
 
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق  ***  غرقه گشتند و نگشتند بآب آلوده
---------------------------------------------------------
خاطرات آقا سید محمد انجوی نژاد

میدونستم آقا اسماعیل نه همون آقا اسماعیل زمان جنگ و فرمانده دوست داشتنیم که بلکه خیلی بهتر از اون آقا اسماعیل

شده و هیچ نگرانی نداشتم ازین نظر که حالا که ببینمشون فرق کردن و بریدن و .... ازین تغییراتی که امروزه خیلی مد شده

اما با دیدنشون و گفتن گفتنی ها خیلی خیلی خیلی خوشحالم ازین که باز هم در مقابل این مرد زانو زدم . مردی که امروز

اسمش بین دشمنا خیلی مشهور تر از خودیاست و اونقدر که دشمنا بهش فکر می کنن ماها اصلا ازش استفاده نمی کنیم 

اما بعد

دیروز .... یادم میاد شب کربلای چهار و قیافه مصمم و نورانیشو دم اروند که بچه ها رو زیر قران رد می کرد و یاد سخنرانی های

اتشی احساسی حماسی قبل عملیاتا . با بچه ها خوردن و خوابیدن و ترک تهجد به هیچ قیمتی نداشتن و لبان همیشه مترنم بر

ذکر و چهره مصممی که در آن توکل موج می زد و هزاران خاطره

و امروز ..... همان قدرت و صلابت و همان مهربانی نگاه و همان نورانیت و همان توکل و همان نوع نگاه بوظیفه و تکلیف و نتیجه و

همان نوع نگاه باسلام و جهاد و همان درک .... خیلی مهمه درک زمانه و درک جامعه و درک شرایط و خلاصه در مورد اقا

اسماعیل نوشتن یه کتاب میخواد

دوستان مشهدی :  در مورد کاوه و برونسی و بابا نظر بعد رفتنشون گفتین و نوشتین . در مورد اقا اسماعیل تا هست بگیم و

بنویسیم . یا علی اش با بزرگان دفاع مقدس مشهد و ادامه اش با من . یکی بگوششون برسونه

خلاصه دیشب عالی بود و من عالی بودم عالییییییییییییی

--------------------------------------

کپی از سایت آقا سید