سلام سلام سلام استاد!!!!!!!!!!!!!!!!!! دیشب نمی دونم چی شد یهو همه چی پرید!!!!!!!!!
سایت جدید مبارک باشه....خیلی باحاله ای ول واقعا نمرش بیسته....!!!!!!!!!!!!وای دلم واسه سایتتون یه ذره شده بود البته تو این مدت میومدم سر میزدم چند دفعه ای اومدم ولی دیشب یه دل سیرررررررر نشستم فقط پست خوندم و حسابی حال کردم واقعا روح آدم احساس آدم صاف میشه حال آدم حسابی جا میاد با شهدا با خاطره هاشون شعار نمی دم حاجی ها واقعا میگم تو این اگه اشتبا نکنم یه ماهه که ازم خبری نبود شاید فکر کردین نمی دونم رفتم پی کارم یا مثلا تو همون محرم صفر جو منو گرفته بود و حالا دیگه رفتم دنبال زندگیمو رفیق نیمه راه بودم و باز شهدا رو یادم رفت و از این جور حرفا ولی بگم بهتون شاید باورتون نشه شاید خیلی ها بهم بگن چرت میگی شاید مسخرم کنن ولی حاجی به همون شهدا قسم لحظه لحظه ی اتفاقاتی که واسم افتاد ثانیه به ثانیه ی این یه ماه همش فکر میکردم اگه واقعا من شما رو پیدا نمی کردم با شهدا رفیق نمی شدم چـــــــــــــــــی میشد من چی میشدم چه جوری می تونستم ادامه بدم واقعا به این زندگی ..........
ایشالا خدا واسه هیچ کس نیاره امتحانا که تموم شد.....مادر بزرگم _مادره مادرم فوت کرد.........چه روزایی بود چه شبایی که اگه من این شهدا رو نداشتم اگه دستم تو دستاشون نبود می باختم واقعا می باختم......بازم ایشالا خدا واسه کسی نیاره چون به فاصله 2 هفته دایی ام سکته کرد و فوت کرد....یعنی اگه این قطعه شهدای بهشت زهرا نبود واسه زار زدن من واقعا نمی دونم الان کجا بودم چی کار میکردم!!!!!
اینا رو نگفتم که ناراحتتون کنم یه وقتی فقط خواستم اول بگم که این مدت رفیق نیمه راهه شهدا این سایت اینجا حرف های شما نبودم و بعدم خواستم باز یاداواری کنم هم واسه خودتون هم خودم که شما چه نعمتی هستین حداقل تو زندگیه من یکی که کولاک کردین....همش حواسم بود که خدا هست خدا داره نگا میکنه خودش هوامونو داره اماما شهدا کمک میکنن و واقعا هم کردن
من تو این مدت یه چیزی فهمیدم حاجی هیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــچ جای دنیا هیـــــــــــــــــــــــــچ خبری نیست هیچ جا هر چی هست هر چی باید باشه همه همه همه در همین خونس واقعا اینو با سلول سلول های بدنم دارم میگم که هر چی هست هر خبری هست ایـــــــــــــــــــــــــنجاس.....جدی میگم واقعا خدا رو شکر خدا روشکر که خودش هست که امام زمان رو داریم که شهدا هستن خدا رو شکر ما اینجاییم تو ایران یه مملکتی که شیعه ایم که یه آدمایی مثه شهدا رو داریم واقعا بیچاره اونایی که اماما رو شهدا رو نمی شناسن واقعا بیچاره اونا یعنی واقعا ها.......
ای بابا چقدر واسه خودم سخنرانی کردم ببخشید ولی نمی دونم من هر چقدرم که بگم هر جوری هم که بگم بازم فکر کنم نتونم درست بگم که چه سرمایه ها ی ماهی داریم چه گل های هستن این شهدا چطوری دست منو گرفتن که حتی خومم نمی دونم راستش......
نوشته بودید شهید سبز علی مراقبمه بود حاجی باور کنین بود حاجی ......نمی دونین چه انرژی میدن به آدم من اگه خیلی اتفاقایی که شد رو بگم خیلی ها برگردن بگن خرافاتی و از این حرفا که خودمم قبلا میزدم ولی همین اندازه بگم که شهید سبز علی داداش خودتون شهید دلبریان با این که من همین اندازه قدر چند تا خاطره و عکس میشناختمشون خیلی خیلی کمتر از شهید سبز علی حتی ولی واقعا این جوری بگم بهتون اگه اگه این 2 شهید نبودن شاید شاید من آلان معلوم نبود کجا بودم اصن بودم.......بیخیال!!
ببخشید این همه حرف تلخ زدم ولی مونده بود تو دلم باید بهتون میگفتم.....
شما خوبید ایشالا.....؟سایت جدیدتون خیلی توپه ها ترکونده قشنگ عااااااااالــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیه خداییش حرف نداره!!!!!!!!!!!!این جور که معلومه فکر کنم حسابی سرتون شلوغه ها راستی بابت عکس های کاشمر خیــــــــــــــــــــــــلی خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی ممنون اونقدر به من انرژی میداد منو آروم میکرد که نمی دونید.....دمتون گرم
وای وای وای راستی نگفتم بابت اون مطالب ولایت فقیه که گفته بودین ممنونم خیلللللللی ممنونم خودمم تو امتحانا یه سری سخنرانی های آقای پناهیان رو گوش کردم دیگه الان بصورت کمپلت واسم جا افتاد یعنی قشنگ آلان میفهمم که چقددددر مهمه چقدر خوبه تازه یه دیداری بود بچه ها میرفتن بچه های داشگاه فکر کنم اگه اشتبا نکنم اربعین میرفتن بیت رهبری منم دفتم یعنی هر چی بگم کم گفتم خیلی نورانی بود آقای خامنه ای آهان راستی منم جدیدا دارم تمرین میکنم دیگه نگم آقای خامنه ای میگم آقا!!!خیلی خوب بود واقعا اتفاق بزرگی بود تو زندگیم!
یعنی حاجی اگه منو ببینین دیگه عمرا اگه باورتون شه که من اون زینبم تازه دیگه یاد گرفتم بعضی وقتا دیگه با چادر رو هم میگرم.....!:)))) فکر کنم دیگه کاملا شبیه این خواهر بسجی ها شدم البته قیافم ها نه رفتارم....!:)نه ولی جدی اونقدر عوض شدم که دوستای قدیمم میگن دیگه واقعا نمی شناسیمت قبلا فکر میکردم حالا اگه بخوام یه جور دیگه شم خیلی از رفیقامو از دست بدم ولی آلان میدونم که فقط رفاقت با خدا با شهداس که واقعا از دست دادنش نگرانی داره نه هیچی دیگه.......
اون لباس های اقا مجید رو که میخوندم گریه ام گرفته بود واقعا شهدا همینن یعنی من نمی دونم چی بگم اصن بعضی وقتا واقعا نمیشه با کلام با حرف ادم خیلی چیزا رو بگه خوش باید ببینه لمس کنه تا بفهمه شهدا واقعا مسیر زندگی منو عوض کردن حالا منه بیخیال که واقعا روز به روز حرفای قبلی ام فکرامو که مرور میکنم میبینم چه بد قضاوت میکردم راجبشون وای به اونایی که از بچگی با یادشون با مرام اونا بزرگ شدن....
به حرفاتونم مو به مو گوش کردم مخصوصا تواین ختم ها که فامیل و دوست و آشنا زیاد بودن همون جوری باسیاست تمام با برخورد خیلی خوب جوری که چند نفر برگشته بودن به مامانم گفته بودن زینب چقدر بهتر شده هم رفتارش هم مهربون تر شده از وقتی حالا تغییر کرده...حالا اونا کی بودن کسایی که حتی به حجاب <<اعتقادی ندارن>>>>!!!!!!!!!!
تو دانشگا هم طبق دستور شما پیش رفتم خدایی راس گفتین ها استاده خیلی بهتر شد باهام خیلی رفتارش عوض شد ولی خب امتحانای آخرمو به خاطره این جریانات نتونستم خوب بدم وگرنه نفر 1 دانشکده شده بودم حیف...ایشالا این ترم!!!!!!!
در مورد اون کلاسا هم که نه بابا من اولا الان منظورم نبود چون عمرا اگه برسم بعدم گفتم دوستم میره خیلی تعریف میکنه منم گفتم ببینم چه جوریه وگرنه منو چه به این حرفاااااااااا!!!!!!!!!!!فقط واسه یه تجربه پرسیدم که اون جوری که شما گفتین فکر کنم تجربشم خوب نی باید بیخیال شم جوشم افتضاحه هر چی دور تر باشم از این جو ها بهتره نه؟
آره ها در مورد اون انتقاده میگم خوبه آدم حرف میزنه مثه مرد بیاد یا پای حرفش باشه یا قبول کنه اشتبا کرده این جوری که نمیشه.....!
کاش یه قسمتی اصن تو سایتتون میذاشتین واسه آقا مجید ازش خاطره میذاشتین نمی شه؟؟؟؟نمی شه یه ذره بیشتر ازشون بگین از رفتاراشون تو خونه بیرون .....
ببخشید خیلللللی حرف زدم ولی خیلی حرف داشتم و دارم آخیش یه کم واقعا سبک شدم قدر خودتونو بدونید ها!!!!!!!!!!!!!!!خودتون نمی دونید چه نعمتی هستین!!!!!!!
راستی الهه خانوم رفیق ما چطوره درسا چطوره همه چی آرومه؟ خوب پیش میره؟ممنون که به یادم بودی منم به یادت بودمو هستم.....همه مون تا وقتی یه پدیده ای به اسم شهدا داریم نگران هیچی نباید باشیم.....چه فلسفی شد ها!!!!!!!!!!:))))
خیلی واسم دعا کنین هم شما هم خانم دکتر!!!!!!!
یا علی
 
اولا سلام
دوما عرض تسلیت و تعذیت بمناسبت درگذشت عزیزانتان. از درگاه الهی رحمت و مغفرت آنان را خواستارم...
خیلی خوش آمدید... اگر چه یه قدری دلواپس شده بودم... اما خاطرم جمع بود که هر جا باشید. موفقید...

آیت الله بهجت میفرمایند:همین برای انسان کافیست.که خود را در محضر خدا ببیند. و خدا را در همه احوال. مطلع از خود و در همه جا حاضر و بر همه کارها و احوال خود ناظر بداند
..... اگر مردم به همین مقدار که میدانند. عمل کنند. کار درست میشود
..... یه نگاه خودت بینداز و قضاوت کن... ببین مادر بزرگت رفت. ... یه واقعیت روشن جلو چشم من و تو... چی با خودش برد... اون ور چی به دردش میخوره... این از آخر دنیا... اما در این سفر بی بازگشت... چرا بعضی غافلند و ره توشه برنمیدارن..... سرمایه ی عمر را هدر میدهند و چه ضرر بزرگ و غیر قابل جبران.... حال اگر. طبق دستور خدا زندگی کنیم. هم به آرامش میرسیم و هم عاقبت بخیر میشویم.... از کار خوب هیچکس ضرر نکرده....
خوشبحال اونایی که تمام زندگی شون. بندگی خداست