چه کسانی از پذیرش قطعنامه ناراضی بودند

به گزارش فرهنگ نیوز ، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در ۲۷ تیر ماه ۱۳۶۷ که امام خمینی(ره) از آن به عنوان جام زهر یاد کردند


در سالروز پذیرش این قطعنامه، دیدگاه «هاشمی‌رفسنجانی» درباره این موضوع که در نرم‌افزار «نیمه خاموش» روایت شده است، بدون

دخل و تصرف در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد

هاشمی‌ رفسنجانی با اشاره به وقایع آخرین ماه‌های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و فاجعه بمباران شیمیایی حلبچه توسط صدام

اظهار داشت: بعد از مشاهده واقعه حلبچه، متوجه شدیم عراق به تسلیحات خطرناکی مسلح شده است، آن سلاح در شهر عراقی‌ها

به کار رفت، فکر شد اگر همین‌طور پیش برویم ممکن است این سلاح‌ها را در شهرهای همدان، تبریز ‌و حتی تهران به کار برده شود

که دراین صورت فاجعه بود؛ نقطه مقابلش هم این بود که ما نمی‌توانستیم مقابله به مثل کنیم. ما در موشک مقابله به مثل می‌کردیم؛

اما مااین‌گونه سلاحی که مردم را قتل‌عام می‌کند را نمی‌توانستیم به کار ببریم. این مهم‌ترین عنصر بود که بن‌بستی را ایجاد کرده بود

مجموعه موارد بحث شد و امام پذیرفتند و فرمودند «بروید افراد مؤثر و بسیج کننده را توجیه کنید

اینهایی که می‌گویند کشور وارد جنگ نشد، حرف بی‌خود می‌زنند

پاسخ فابريك

فرموديد، اوضاع جبهه ها، در ماههاي آخر جنگ اينگونه شده است!! قبول.... اما آيا اوضاع جبهه ها ، از روز اول اينچنين بود!!؟؟

امام بشما فرمودند:برويد افراد را توجيه كنيد!قبول...اما مگرسالها قبل نفرمودند:يك شب دشمن را راحت نگذاريد!اجازه نديد رد پايش 

محكم شود !!! اما شما اجازه نميداديد و بدنبال طرحهاي عمليات يكساله بوديد!!؟  آنقدر طول داديد تا عراق به راحتي كوهي از موانع

جلو ما كاشت!! و در زمان اجراي همون طرحها رزمندگان مظلوم ما عوض جنگيدن با نيروهاي بعثي بايد درگير عبور از موانع ميشدند!!

چرا استراتژي تهاجمي كه دكترين امام و رزمندگان بود دنبال نكرديد!؟ چه شد كه شرايط جنگ را به اينجا رسانديد!؟ چه شد كه جنگ را

فرسايشي كرديد!؟ هيچ آدم عاقلي نميگه، كشور ما وارد جنگ نشده! لطفا در اذهان انحراف نيندازيد! آنهايي كه گفتند

ما زورمان به صدام نميرسد!! وعده هاي خدا را باور نكردند! روي اوامر امام، حرف زدند! از هم بيشتر بيخود كردند

دقيقا امروز هم همين نگاه حركت سريع انقلاب و پيشرفت كشور رو با چالش روبرو ميكند 

وی در خصوص شرایط کشور به لحاظ تجهیزات و امکانات در روزهای پایانی دفاع مقدس، گفت: ما اگر می‌خواستیم بجنگیم داخل کشور

نان و روغن و وسایل زندگی مردم و چیزهای بخور و نمیر نیاز داشتیم، بحث تجمل در زندگی نبود از سوزن تا تانک باید وارد می‌کردیم

حتی به مردم در کوپن‌ها ملحفه، قاشق و چنگال می‌دادیم. نخ بخیه هم نبود و کار به جایی رسیده بود که یک نخ بخیه را می‌کشیدند و

دو یا ۳ بار می‌شستند از آن استفاده می‌کردند. خیلی وضع امکانات کشور ضعیف بود. آنهایی که می‌گفتند همه را به جنگ بدهید

معنایش این بود که مردم از قحطی بمیرند. بنابراین اینهایی که می‌گویند کشور وارد جنگ نشد، انصافاً بی‌انصافی می‌کنند و حرف

بی‌خود می‌زنند. هر چه ماشین‌آلات بود در جنگ بود

فابريك : خودتان ميفرماييد، روزهاي پاياني دفاع مقدس اينگونه بود!!!!!  چقدر خوب ميشد كه از روزهاي اول جنگ، كه دكتر چمرانها را

تنها گذاشتيد!! تا كار به اينجا كشيده شد، هم ميگفتيد!!!ه

امام فرمودند

جنگ در راس امور كشور است!!! اما براي يكروز هم سياسيون معلوم الحال، جنگ را در راس امور قرار ندادند! حتما چون مردم از قحطي

ميمردن!!! و امام در جريان اوضاع كشور نبودند !!!!!!!!!!!!!؟

ميفرماييد: هر چه ماشين آلات بود، در جنگ بود !!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پس چرا حسن باقري، پا شد اومد تهران، گريه كرد... تا دو تا لودر گرفت!!؟؟

پس چرا جهان آرا ،با دلي پرخون از تهران برگشت به خونين شهر، به مدافعان گفت: بايد با همين سلاحها بايستيد

پس چرا هر امكاناتي بچه ها از فرماندهان ميخواستند، ميگفتند: بريد از عراقيا غنيمت بگيريد!!! كمكهايي كه عراق در جنگ به ما

كرد !! هيچ كس نكرد !!  اگر نبود كمكهاي عراق، مشكلات چندين برابر ميشد !!!!!!!!!!!!!!!ه

بعضی‌ها فکر می‌کردند باید با جنگ به کربلا برسند، از پذیرش قطعنامه ناراضی بودند

فابريك : منظورتون از بعضي ها، كيان !!؟؟ آيا جز امام و رزمندگان بودند !!؟؟

آيا شما بدون جنگ ما را به كربلا رسانديد !!؟؟

شما استراتژي جنگ را كه توسط امام اعلام شده بود كه باعث تضعيف روحيه صدام ميشد، لو داديد!! زمزمه هايتان را دشمن متوجه

شد كه به هر قيمتي بدنبال اتمام جنگ هستيد!! يكي از دلائل مهم استقامت صدام و عدم پذيرش مذاكره، وجود افراد معلوم الحال در

داخل بود!! وقتي صدام فهميد ما براي صلح ميجنگيم!! حرفي از مذاكره نزد  

هاشمی رفسنجانی پایان جنگ را از الطاف الهی دانسته و درخصوص مخالفان و موافقان پذیرش قطعنامه ۵۹۸ افزود: نامه امام، قرائت

شد. در همان جلسه خیلی‌ها خوشحال شدند چون شرایط را می‌دیدند، برخی نیز گریه می‌کردند. عکس‌العمل‌ها در سطح افراد آگاه به

وضعیت جنگ رضایت‌بخش بود؛ بعضی‌ها هم که فکر می‌کردند باید با جنگ به کربلا برسند، ناراضی بودند. سیاست روانی جنگ همین

است که باید دشمن فکر کند ما تا آخر جنگ ایستاده‌ایم، این اظهارات نادرستی نبود که حماسه آفریدن از سوی امام صادر می‌شد، اینها

را امام می‌گفتند و هم تکرار می‌کردند. وقتی به نقطه‌ای رسیدیم که باید جنگ را تمام کنیم امام و ما جنگ را به موقع تمام کردیم و لطف

خداوند بود که به موقع جنگ را ختم کردیم

فابريك ::::: پس جام زهر ، اين وسط چي شد !!؟؟ آيا شما هم جزو اينايي بوديد كه خوشحال شدند!!؟؟

پس اونايي كه گريه ميكردن، بخاطر بي اطلاعي شون بوده!!! خب مطلعشون ميكردين!! تا اونا هم با شما بخندند

صلح با معاويه را هم، خود امام حسن عليه السلام امضا كردند!!! قطعنامه را هم خود امام ..... اما نگفتيد: چه كساني صلح را تحميل

كردند!!؟؟ چه كساني باعث شدند!! آيا اگر اطرافيان امام دست از مقاومت بر نميداشتند!! و به حرف پيامبر ميكردن،تنگه را رها نميكردند

باز هم قطعنامه 598 امضا ميشد!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

http://www.farhangnews.ir/content/41974#comment-27296

 

در عجبم كه چگونه در حضور رزمندگان جامانده اينگونه اظهار نظراتي ميشود !!! اگر چه زياد هم شنيدن اينگونه اظهارات از افراد معلوم

الحال جاي تعجب ندارد ولي خوشم مياد،آقاي هاشمي كم نمياره!حقير كوچكتر از آنم كه با سردار سازندگي! بحث كنم

اما فقط محض اطلاع جوانان جنگ نديده و بامعرفت عرض ميكنم

اولا شرايط روحي رواني.رفتاري.نوع عملكرد و نگرشي و باورهايي كه الان سردار سازندگي دارند!زمان جنگ هم اينگونه بود

تو خود حديث مفصل بخوان

دوما ، جنگ را از زبان رزمندگان جبهه بشنويد، نه سياسيون ديپلماتي تكنوكرات!!!!!!! ه