عارفان جبهه

شهيد رضا ديواندري - طلبه تخريبچي - بچه سبزوار

حجره درسش را به سنگر جبهه آورده بود و در كنار دريافت دروس تئوري بطور عملي هم تحصيل ميكرد  

شيفته ي علم و عمل بود ... علم را براي عمل مي آموخت و اعمال و رفتارش عالمانه بود

هر چه ميفهميد بلافاصله در حد توان و بضاعت بكار مي بست ...... صرفا براي ياد گرفتن و  ياد دادن درس نميخواند 

قم . ورودي حرم . مرداد ماه سال 1363 سفر زيارتي فرهنگي رزمندگان واحد تخريب لشكر 21 امام رضا عليه السلام

 زودتر از همه در صف نماز حاضر ميشد و ديرتر  از همه بر سر سفره مي نشست

تمام اين كارهايش هدفمند، عالمانه و براي تهذيب و تربيت نفسش بود

هميشه در حال مجاهدت و مبارزه با هوسهايش بود و تلاش ميكرد خود را هر بيشتر از بعدهاي حيواني دور كند

سير و سلوكي براي خود داشت ... من اين را در حركاتش به وضوح ميديدم

قرآن خواندن هايش را بياد دارم، با چه خضوع و خشوعي و با چه تمركز و حضور قلبي  بود

اشك ريختنهايش، بي توجهي اش به اطراف حين قرائت قرآن، نشان دهنده عمق تفكر و تاملش به كلام خدا بود

اگر چه كم حرف . آروم و نجيب بود ... اما گاهي در برخورد با رفتار  كودكانه بعضي ، يك جمله ميگفت و رد ميشد

بچه ها، شما آمديد جبهه به چكار .......!!!!!!؟؟؟؟؟

همين يك جمله آنقدر تاثيرگذار بود كه همه را بفكر فرو ميبرد ... و  رفتارها عوض ميشد

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تو كز سراي طبيعت نميروي بيرون   ***   كجا بكوي طريقت گذر تواني كرد

جمال يار ندارد نقاب و پرده دلي   ***   غبار ره بنشان  تا نظر تواني كرد

دلا  زنور هدايت گر آگهي يابي   ***   چو شمع خنده زنان ترك سر تواني كرد

-------------------------------------------------------

رضا در عمليات كربلاي 5 مزد مجاهدتهايش را گرفت