سنگر - دانش آموزان دبيرستان شهيد حكمت مشهد- ششم مهر ماه سال92

بدون هيچ هماهنگي قبلي، يادگاران واحد تخريب لشكر امام رضا عليه السلام، روزي اين جوونا بودن

خصوصا جانباز مخلص آقاي حسن طلابيگي از همسنگران عزيزم، زمان جنگ بچه ها او را "حسن طلا" صدا ميزدن! واقعا طلايه

حسن يكي از بچه هاي فعال. زرنگ واحد تخريب بود.كه با برادر كوچكترش از منطقه بالاشهر،سجادشهر مشهد اومده بود جبهه

توي سردشت حين پاكسازي روي مين جهنده رفت و هر دو پاش از ران قطع شد. شاهدان ميگن: رو برانكارد ميخنديد

يه جوون دانش آموز، با پاههاي قطع شده،  درد ميكشه، به رو خودش نمياره و ميخواد به دوستاش روحيه بده

به نظر شما ، چطوري ، با چه وسيله اي، ميشه يه دانش آموز رو اينجوري تربيت كرد!!!!!؟؟؟؟

جواب اين سئوال ، تمام هدف خلقت است

جمع رزمندگان واحد تخريب سال1364 نفر وسط ايستاده، "حسن طلا"ست-  و كلي از ايناي تو عكس،شهيد شدن

مثل شما يه دانش آموز بودم كه رفتم جبهه، اگر چه خوشحال بودم كه دارم بوظيفه ام عمل ميكنم. اما تنها نگرانيم. درسم بود

تو جبهه هم درس ميخوندم و هم كمك رزمندگان ميكردم ... بعد مجروحيتم تا كارشناسي ارشد خوندم ..... و ادامه دارد

دانش آموزان سئوال ميكردن و به جوابا دقيق گوش ميدادن و يكي از بهترين كلاسهاشون شد

سند زنده ي تاريخ سرفراز دفاع مقدس و برگ زرين اين كشور را جلو چشمان خود ميديدند و از نشاط و آرامش او لذت ميبردند

نگذاريد راهي كه شهدا رفتند ، در اذهان كم رنگ شود ، اينان همكلاسي هاي شما بودن

مشهد- چهارراه ابن سينا- دبيرستان حكمت- تصاوير شهداي مدرسه