اول محرم -1381 ياد آور سالگرد درگذشت پير غلام امام حسين عليه السلام مرحوم محمدحسين دلبريان است

يكي از افتخاراتش و دلخوشيهايش در طول عمر كه بارها به آن اعتراف ميكرد و با بغض و اشك به ما ميگفت، اين بود كه

اسم من "حسين " است

خدايش رحمت كند، مرامش حسيني بود ، ظلم ستيز ، حق طلب و بشدت مدافع مظلوم بود

بارها شاهد ايستادگي و مخالفتش در مقابل افراد زياده خواه و چاپلوس بودم

دست ما را ميگرفت همراه خود به هيئت ابولفضلي كاشمر ميبرد، خيلي ازش شنيده بودم كه ميگفت

من بچه هايم را بيمه ابوالفضل كرده ام

كاشمر - هيئت ابولفضلي- سال 1353- سمت راست عليرضا- سمت چپ محمدرضا

تاثيرات محافل امام حسين عليه السلام در جان و روح ما نهادينه شد و مرا جذب سپاه، پرچمدار فرهنگ عاشورا كرد

كاشمر- هيئت عزاداري پاسداران- سال1361

خوزستان - منطقه فكه - سنگر واحد تخريب - محرم سال1362

بخشي از كتاب روايتهاي دلبري، گوشه اي از زندگي و كارهاي قشنگ  اين پير غلام را بيان كرده

او هميشه ميگفت: من يك اوستاي سلموني بيش نيستم، اما هر چه خواستم از حضرت ابولفضل گرفتم، با بردن نام قمربني هاشم

اشك در چشمانش حلقه ميزد، و بخوبي اين را من هم به ارث برده ام

براستي چه رمزي باعث شده، كه زندگي يك اوستاي سلموني با تحصيلات پايين، كتاب شده و موندگار ميشود!؟