تشنگي و شرمنده گي

السلام عليك يا ساقي عطشان .... براستي اين رمز "تشنگي " چيست در فرهنگ تشيع !!؟؟؟؟

آيا بايد زنده بمانم و شرمنده ي اينهمه مجروح شوم كه از من آب ميطلبند!!؟؟؟

اي حسين، تو كه خود تشنگي كشيده اي ... كاري بكن... اي زينب، اينهمه مجروح اينجا افتاده اند، اينها براي لبان خشك تو در اسارت

گريه كرده اند

اي عباس كجايي !!!!!؟؟؟

وقتي يك نوجوان دست دراز كرد طرفم و گفت: آب

نشستم كنارش و زدم توي سرم و شروع كردم به كندن گل و لاي، تا مگر از زمين آب بجوشد، اما..... ه

وقتي ديدم دارد جان ميدهد، دستش را گرفتم و پيشاني اش را گذاشتم روي سينه ام و  گريستم

آنقدر از مجروحان "آب" "آب" شنيدم كه تا چشمم افتاد به بركه كوچك آبي كه پر از خزه بود، معطل نكردم

قرص تصفيه درش انداختم و قمقمه خودم و چهارقمقمه ديگر رو هم پركردم، آب سبز بود و بو ميداد،اما خصلت آب را كه داشت

فكر كردم،اگر آب روان بود خودم نميخوردم وهمه را دردهان مجروحان ميريختم، اما آبي چنين را بايد اول خودم ميخوردم تا دلم بياد

آن را به مجروحان بدهم، دو سه جرعه نوشيدم، بو ميداد... اما به جرات ميتوانم بگويم

خوشمزه ترين آبي است كه تا حالا نوشيده ام

بدهان هر مجروحي دو سه جرعه ميريختم، كه فقط رفع عطش شود، ميترسيدم ضرر داشته باشد

مخصوصا آنها كه خون ريزيشان شديد بود

دعايي كه در حقم ميكردن، آنقدر بجانم ميچسبيد كه احساس ميكردم بال در آوردم

نگران بودم كه اگر آب تمام شود، جواب آنهمه مجروح كه چشم بدست من دوخته اند، چه بدهم

اما با همان پنج قمقمه به همه مجروحان كه تا دم كانال بر زمين مانده بودند، آب دادم و سر بر خاك گذاشتم و گفتم

اي خدايي كه شماره قطره هاي آب را ميداني...........  و گريه كردم

عمليات خيبر-محاصره بچه ها در شرق دجله-سال1362