شهادت - تشنگي

سلام بر حسين عليه السلام و ياران و اهل بيت و رهروانش

سه روز است ما در محاصره ايم ، آتش مستمر تيربارها و غرش خمپاره ها كه هر لحظه بر زمين ميخورد، قطع نميشود

زبانم خشك خشك است، توان حركت ندارم و همه قمقمه ها از آب خالي ست

دارم چشمان مرگ را ميبينم ،كه از ترشح خون ما سرخ است

چنان سر و صدايي بر پاست كه ديگر صداي سوت خمپارها قابل تشخيص نيست،با صداي هر انفجار، نداي ياحسين بگوش ميرسد

و رزمنده اي بر زمين ميغلطد

هنوز در بهت آن شهيدي ام كه با پيكر بدون سر در سنگر نشسته بود، هر كه چشمش به او مي افتاد ، بي اختيار مكث ميكرد

دست گذاشتم رو شانه اش، آرام خواباندمش.... و با يك نگاه دنبال سرش ميگشتم.... چيزي به چشمم نيامد

كلاه آهني را از كنار شهيدي ديگر برداشتم و روي گردن او گذاشتم


ياران آخر الزماني امام عشق


السلام عليك يا انصار رسول الله  السلام عليك يا انصار ابي عبدالله

تخريب چي شهيد كاظم مهديزاده

مهران- ارتفاعات قلاويزان-عمليات كربلاي 1- سال 1365


كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا