متن داستان

جفت پاهایش زودتراز خودش رفته بود

 
بغض کرده بود. از بس گفته بودند : بچه است ،زخمی بشود آه و ناله میکند
 
و  را لو میدهد شاید هم حق داشتند. نه  با کسی شوخی داشت،
 
نه عراقی ها. اگر عملیات لو میرفت ...
 
 که فقط یک چاقو داشتند ) قتل عام میشدند
 
فرمانده که بغضش را دید و اشتیاقش را ، موافقت کرد 
 
بغض کرده بود . توی گل و لای کنار اروند ، در ساحل فاو دراز کشیده بود.
 
 
 
یا کوسه برده بود یا خمپاره...
 
دهانش را هم پر گل کرده بود تا عملیات را لو ندهد...

----------------------------------------------------------------------------------------
فابريك : اينم  يكي ديگه از اون داستانكهاي اغراق آميز دفاع مقدس
 
با قدري دقت هر كسي حتي اونايي كه جنگ رو نديدن ميتونن شرايط اون غواص نوجوان مجروح را جلو چشم بياورند
 
و به اغراق آميز بودن و غلو اين مسئله به راحتي پي ببرند
 
فكرش را بكنيد...يك نفر دوتا پاش قطعه... آخ هم نميگه ... بغض هم كرده ...اشتياق هم داره...دهانش رو پر گل هم كرده
 
و هيچ صدايي ازش در نميآد .....!!!!!!!!! و  بعد هم شهيد ميشه
 
اين داستان با كدوم عقل جور در ميآد...!!؟؟
 
 مگه به همين راحتي روح از بدن يه انسان خارج ميشه... مگه شهادت به همين آسونياست ...!!؟؟
 
يه غريق رو  در حال غرق شدن تصور كنيد... چه سر و صدايي ميكنه... اصلا دست خودش نيست...اصلا جان دادن سخته
 
حالا يه بچه دوتا پاشو كوسه ها خورده باشن ...!! يا خمپاره قطع كرده ....!!! او راحت تو ساحل نشسته..! يه آخ هم نميگه
 
داستان هم اگه بخواي بسرايي به اين فضاحت نيست
 
واقعيت چه بوده كه مغرضاي ما تا بدين اندازه بزرگش كردن و حمقاي امت مروج آن شدند...!!؟؟
 
حالا واقعيت ممكنه چه بوده

 گروه شناسايي غواصي، زير پاي دشمن قبل شروع عمليات در تاريكي و سكوت در حال معبر زدن بودن كه با انفجار مين
 
يا خمپاره يكي از نيروها دچار موج گرفتگي ميشه... كنترلش رو از دست ميده
 
همرزمش دهانش او رو  محكم ميگيره كه صداش در نياد و  نگهبان دشمن متوجه حضور گروه معبرزن نشه
 
و او رو  به حالت غريق نجات از اون نقطه قدري دور كرده و به كناري بين چولانها ميبرد 
 
سر گرفتن هايش ش زير آب... قورت دادن خزه ها همراه با گل و لاي حتما موجب ناراحتي هايي براي مجروح غواص
 
ميشود لحظاتي بعد عمليات شروع  و غواص موجي كه حالا از دست همرزم خود خلاص شده با داد و فريادبا قايق تخليه
 
ميگردد .....اما يك عمليات حفظ شده است
 
نكته تكميلي اينكه در طول جنگ 8 ساله به اندازه تعداد انگشتان دستان چنين شرايطي پيش نيامده
 
اين اتفاقات نادر  كه بالاجبار براي هر جنگ و عملياتي ممكنه پيش بيآد ...دوستان احمق بطور عجولانه ، ناشيانه و حتما
 
جاهلانه از كاه  كوه ميسازند كه موجب زير سئوال رفتن "عقلانيت جنگ" نزد عامه  و غفلت از"جماسه غواصان" ميشود