پخت قورمه سبزی با ارزش تر از جلسه فرهنگي

ضرورت و توجه به تثبيت و ترويج فرهنگ به قطع برکسی پوشیده نیست

كشور ما كه پرچم دار اصيلترين و ناب ترين فرهنگ است اما بسياري از کارهايی که به اين نام انجام ميشود چون متولي آن حداقل به

اندازه يك آشپز تخصص ندارد و بدون علم روانشناسي، بدون در نظر گرفتن جوانب روحي رواني  و نياز مخاطبين كاري كه ميكند، غذايي

كه ميپزد، اگر چه از مواد درجه يك در آن بكار برده شده، اما چون خوب طعم داده نميشود، به ذائقه و نياز مهمان توجه نميشود و آشپز

تنها به سليقه و ذائقه خودش غذا را شور و يا ترش ميكند، جذابيت و اشتياق كه ايجاد نميكند، سطح فرهنگي مخاطب را ارتقاء كه

نميدهد، بلكه اثر معكوس گذاشته و او را از آن غذا  و آن برنامه فرهنگي دل زده و شايد متنفر بكند

ما در انتقال فرهنگ بسيار ضعيف عمل كرديم

و به هر شیوه ای که باب میل خودمان بوده است غذا را پخته ايم

 بهترين آشپز كسي است كه ذائقه ميهمانان را مد نظر قرار ميدهد و بدترين آشپز كسي است كه توجه به ذائقه مهمان نميكند

در كار فرهنگي هرمخاطبی پذیرشی دارد، در حقيقت چون به ريزه كاريها توجه نكرديم چون براي پختن غذا يك آشپز خوب و با تجربه

انتخاب نكرديم،  تمام زحمات و هزينه هدر رفته و هيچكس آن غذا را با ميل نميخورد

و نتيجه كار فرهنگي ما در حقيقت اقدامي ضدفرهنگي خواهد شد

متاسفانه به اندازه پختن يك قرمه سبزي كه توجه به آشپزش داريم و مواظبيم كه هر كسي وارد آشپزخانه نشود و پاي ديگ نرود، اما در

پخت غذاي فرهنگي هر كسي از راه رسيده يك كفگير ملاقه دستش گرفته و .....در صورتي كه وارد كردن يك ايده به ميدان پيچيده ي

مغز و افكار ، به مراتب سخت تر و دقيق تر از خوردن غذا و ورود آن به معده است

متولي فرهنگي، متخصص مغز و افكار بايد باشد

اگر نگاهي به كارهاي ضدفرهنگي بيگانگان بكنيم خواهيم ديد كه چگونه مواد سمي و آلوده را در بسته بنديهاي زيبا به خورد مخاطبين

خود ميدهند و ما چه ناشيانه و بي سليقه مواد ناب و درجه يك روي دستمان مانده و مشتري ندارد و هر روز هم خسارت ميدهيم

ريشه اين بدبختي و خسارت ، جهل نوين. عدم اخلاص و مرض تكبر و غرور است