اين همان اشعار حماسي حسين ابن علي در كربلا بود  كه در جبهه ها تبلور يافت

هيهات من الذله

ياران كم سن و سالي در كربلا بودند كه دشمن را متعجب و شگفت زده كرده بود و اين نبود مگر به بركت ايمان به خدا

در كربلا دستهاي ياران حسين ابن علي از بدن جدا شد... اما دست از ياري امام خود برنداشتند

چشمها كور شد اما تا آخرين نفس مأموريت محوله از طرف امام را دنبال كرد، مشك آب را به دندان گرفت تا امر امام زمين نماند 

از ابهت پوشالي يزيديان نترسيدند

اي گلوله ها و اي خمپاره ها اگر نظام مقدس اسلامي با ريخته شدن خون من پاي بر جا ميماند پس مرا قطعه قطعه كنيد

پشت سر امام خود تا آخر ايستادند

امامي كه هميشه در خط بود و هميشه در خطر و تا زماني كه زنده بود  دشمن جرأت نزديك شدن به حرم را نداشت

اگر چه خيمه ها را آتش زدند و اهل بيت را به اسارت گرفتند ، اما ذليل و نابود نشدند

در تاريخ ماندند و جاودانه شدند