امروز يكي از بهترين و بابركت ترين روزهاي عمرم بود 14 بهمن ماه 1394

من بر اين باورم كه هر وقت برنامه اي بدون پيش بيني جلو پايم گذاشته ميشود از جانب شهداست، مثل امروز

بعد گذشت سالها غواص شهيد محمد رضايي مرا دعوت كرد تا با گروه فيلمبرداري روايت فتح به زيارتش برويم

از مشهد بطرف بجنورد و شيروان ، دقيقا 15 كيلومتري شيروان مسجد و حسينيه امام سجاد عليه السلام

مزار شهيد رضايي

از راست نفر دوم تخريب چي شهيد محمد رضايي نفر سوم پاسدار شهيد قاسم موحدي فرمانده واحد تخريب

با استعدادي كه محمد داشت طولي نكشيد بعنوان يكي از نيروهاي اطلاعات عمليات انتخاب شد

اين مسجد و حسينيه توسط شخص حاج آقا رضايي ، پدر شهيد در حاشيه جاده مشهد شيروان ساخته شده است

مرگ آگاهي و معاد باوري اين مرد بزرگ ، باعث ميشود كه او در اين مكان مقدس جاقبري هم براي خود پيش بيني كند

گر بر سر كوي دوست راهي دارم *** در سايه لطف او پناهي دارم

محمد غواص و نيروي اطلاعاتي لشكر بود در عمليات كربلاي چهار پس از نبردي جانانه و تن به تن  چندين روز در اختفا

لابلاي نيزارها در سواحل اروند مخفي ميماند اما بالاخره با بدني مجروحيت به اسارت دشمن در ميآيد

پدر سالها چشم براه آزادي او بود

----------------------------------------------------------------------------------------------

پير ميخانه چه خوش گفت  بدروي كش خويش *** كه مگو حال دل سوخته با خامي چند

در اسارت محمد بعنوان نيروي غواص اطلاعات، مورد شناسايي قرار ميگيرد در بازجوييها مظلومانه بطرز فجيحي زير شكنجه بشهادت ميرسد

پيكر او در كنار اردوگاه بخاك سپرده ميشود

بعد از نابودي رژيم بعث عراق نبش قبر شده و پيكر پاكش بطور معجزه آسا سالم در حالي كه خون از پيكر ميچكيده 

به كشور باز ميگردد و در اين مكان دفن ميگردد

امروزه اين مكان مقدس براي هر يك از مسافران و زائران امام رضا عليه السلام منور است به ياد غواص مظلوم و شجاع

شهيد محمد رضايي 

 

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند *** واندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند

چه مبارك سحري بود و چه فرخنده شبي *** آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند

از شيروان به مشهد به نزد مادر شهيد رسيديم

آسمان بار امانت نتوانست كشيد *** قرعه ي كار بنام من ديوانه زدند