سلام بر شما خوبان

در آستانه سالگرد رحلت جانسوز ابرمرد تاريخ معاصر امام خميني رحمه الله، با يكي ديگر از سربازان شهيد ، آشنا شويد

شهيد حاج علي محمدپور فرمانده گردان غواص ،عارف لشكر ثارالله، يار صديق حاج قاسم سليماني در دوران دفاع مقدس

سالها پيش كتاب" پايين دژ "خاطرات او را خوانده بودم و سخت شيفته مرامش شدم تا اينكه سالها بعد در روز 15 ارديبهشت95

كرمان- رفسنجان دعوت شدم، درست زمان خروج از منزل طرف فرودگاه ، يكهو ياد اين شهيد افتادم كه زادگاهش كرمان بود

با عجله طرف كتابخانه رفتم تا كتاب خاطراتش را با خود ببرم لااقل از يك شهيد اهل كرمان در يادواره روايت كنم

اما اوضاع كتابها بهم ريخته بود، فرصتي هم نداشتم، نه اسم شهيد خاطرم بود و نه نام كتاب، فقط شكل جلدش را خاطرم بود

هيچ راهي جز توسل به خود شهيد نديدم... كار هميشگيم در بن بستها

گفتم: آي شهيد، اگه تو منو دعوت كردي... خودتو نشونم بده... نيم دقيقه طول نكشيد كتاب رو پيدا كردم و خوشحال زدم بيرون

در يادواره اشاره اي به خاطرات او داشتم

بعد مراسم دوستان تشكر كردند و از كرامات و معجزات او  و جايگاهش در نزد مردم استان كرمان بيشتر برايم گفتند

و پيشنهاد كردند براي زيارت مزارش و ديدار پدر مادرش فردا به روستاي دقوق آباد در 60 كيلومتري رفسنجان برويم

من كه حالا سخت شيفته او شده بودم ... با كمال ميل پذيرفتم

حريم عشق را درگه بسي بالاتر از عقل است*** كسي آن آستان بوسد كه جان در آستين دارد

ميگفتند: معجزات و كراماتي از اين شهيد ديده اند،حاجاتي را برآورده كرده، مقام رفيعش نزد خدا، بر همه ثابت شده

شبهاي جمعه اينجا خيلي شلوغ است و حاج علي زائران زيادي از سراسر كشور و حتي خارج كشور دارد

بارگاه مرقد اين شهيد و شهداي همرزمش با كمكهاي عاشقانه مردم در حاشيه جاده در حال ساخت بود

دست از طلب ندارم تا كام من برآيد *** يا تن رسد بجانان يا جان زتن برآيد

پدرش كه مدتي ست بخاطر كهولت سن در بستر افتاده... هر گاه حالش بد ميشود، حاج علي را صدا ميزند و به او متوسل ميشود

ديدار پدر شهيد و رسيدن به چنين توفيقي مرا به وجد آورد و بپاس اين نعمت ، دست پدر را از طرف شهيد بوسيدم

ديدار مادر شهيد و شاد كردن او قطعا و يقينا شادي روح شهيد را بدنبال دارد

ياد آن نجوا با شهيد افتادم ...: اگر تو مرا دعوت كرده اي، خودت را به من نشان بده

عشق دردانه ست و من غواص و دريا ميكده *** سر فرو بردم در آنجا تا كجا سر بر كنم

مادر ميگفت: حاج علي مال اين دنيا نبود... سهمش را از باغ پسته برنميداشت و به مردم ميداد

حتي وقتي در كارخانه مس كرمان كار ميكرد بخشي از حقوقش را به نيازمندان ميداد

ما هم تا زنده ايم محصول باغ پسته حاج علي را خيرات ميكنم

موقع خروج كيسه پلاستيكي پسته را بدستم داد و گفت: بسياري بردند و زندگي شان بابركت شده

بنا به گفته دوستان ، حاج قاسم سليماني گفته:: هر وقت از اين دنيا رفتم مرا كنار حاج علي دفن كنيد

-----------------------------------------------

پسته هاي متبرك، مزين به عكس شهيد و يك خاطره از او بسته بندي شده و بدست زائران سنگر رسيد