بمناسبت درگذشت مادر قهرمان سپهبد شهيد علي صياد شيرازي - 4مرداد ماه سال1395

توفيق داشتم دو بار به دستبوسي خدمت والده محترمه شهيد صيادشيرازي برسم

مادري مهربان كه عليرغم كسالت، با روي باز مارا ميپذيرفت، مثل فرزند شهيدش متواضع ، بي توقع و بي تكلف بود

انگار نه انگار كه مادر يك سپهبد اين مملكت است... خانه و زندگيش بسيار ساده و پايين تر از حد معمول بود

مادر اطلاع چنداني از درجات فرزندش نداشت و در گفتگو مدام او را با نام "علي" خطاب ميكرد

 فرمانده نيروي زميني ارتش يك كشور ، با القاب نظامي در خانه وارد نميشد، لذا براي مادرش علي بود و علي ماند

آنها كه ارزشهاي انساني را در ماديت جستجو ميكنندو عزت را در مقامهاي چند روزه دنيا ميبينند،صيادشيرازي را نخواهند شناخت

در بيمارستان بستري بودم علي از جبهه آمده بود ملاقاتم ...وقت ملاقات نبود، او هم فرصتي نداشت و بايد زود برميگشت

  خيلي معطل شد اما خودش را معرفي نكرده بود... به رعايت قانون و مراعات حال ديگران مقيد بود ميگفت:مگر با بقيه چه فرقي دارم

حتي وقتي او را شناختند ، هيچ سفارشي نكرد

ميترسم حقي از ديگري ضايع شود

فرمانده نيرو زميني ارتش بود اما من نديدم با اسكورت و سرباز و محافظ به خانه بيآيد

مراسم مذهبي و روضه خواني در خانه داشتيم ، خم ميشد كفش مستمعين و پوتين سربازان را جفت ميكرد

دستاورد انقلاب اسلامي، محصول نظام جمهوري اسلامي و نتيجه رزم و مجاهدتهاي شهيدان و

تمام هدف خلقت و رسالت و عبادت ، جهاد و مبارزه خلاصه ميشود در سيره و مرام اشخاصي همچون صيادشيرازي ها

رحمت خدا بر مادري كه چنين انساني را در دامن مطهرش پرورش داد