ماموریت 6

 گلزار شهدای آبادان، دهم فروردین سال 1391

پیکر177 شهید گمنام در این مکان دفن شده

چند سال پیش که در حال ضبط مستند در یادمان شهدای شلمچه بودیم، یک خانم آبادانی بهمراه همسرش جلو اومد و گله مند شد،که چرا به گلزار شهدای آبادان سری نمیزنید؟ اونجا صدوهفتادوهفت شهید گمنام خوابیده ....عصرهمون روز بطرف آبادان به راه افتادیم ، سرراه ازکسانی که ما پرسیدیم، هیچکدوم آدرس گلزار شهدای گمنام رو نمیدونستن!! جالبتر اینکه حتی بعضیشون با تعجب، میگفتن

 مگه آبادان شهید گمنام داره؟؟!!ه

 یادحرفای اون خانم آبادانی افتادم، که ازمظلومیت این مکان میگفت

 خلاصه یه نفر گفت: قبرستون رو میگید؟

 به همون قبرستونی که !! او آدرس داد رفتیم، خیلی ازاسامی شهدا که روی سنگ قبرها نوشته، مشترک بود، این بیانگر اینکه که،دریک انفجار،اعضا یک خانواده همگی بشهادت رسیدن و اینجا کنارهم

 شاید درهیچ کجای کشور،یا دنیا اینجور نباشه، در قسمتی هم کلی شهید گمنام

 با هیچ نام و نشونی دفن شده بودن، چه گمنامایی هم بودن، به معنی واقعی کلمه، اینا بیشترشون اون باغیرتایی بودن، که روزای اول جنگ، وقتی شنیدن حمله شده، خونه وکاشانه رو رها کردن، پا شدن اومدن آبادان،برا کمک.... اون زمان هم ، نه کارتی و نه پلاکی، مدرکی هم شاید همراه نداشتن یا اگه داشتن تو اون گیرودار ازبین رفته، توی اون شرایط بحرانی، زیاد هم فرصت شناسایی اونا نبوده، نه سردخانه ای ونه امکاناتی،درکمال مظلومیت وگمنامی بشهادت رسیدن، بعد هم آوردنشون اینجا ودفنشون کردن،خانواده هاشون هم بیخبرومدتها چشم به راه، چشمایی که هنوز که هنوزه براهه

اینجا با هر جای دیگه فرق داره ، اینجا حتی بدنهای شهدا، زیر خمپاره و بمب بوده

گمنام به جبهه اومدن، گمنام جنگیدن و گمنام هم شهید شدن

از اون سال به بعد به زیارتشون میرم، هیچ وقت هم دست خالی برنگشتم

امسال که مشرف شدم، خانمی رو دیدم،روی صندلی چرخدار،سرمزار 6شهیدهمه با فامیل باقری

دو برادر، دوخواهر، پدر وعمو

خودش هم اول جنگ که یه دختربچه محصل درمقطع راهنمایی بوده براثر ترکش خمپاره قطع نخاع شده، الان هم سال نو اومده پیش خانواده

ای دوست، بروی دوست بگشا دری*** صاحب نظرا، بمستمندان نظری

ما بی خبرانیم زمنزلگه عشق  ***  ای باخبرا، از بی خبر  آور خبری

یک دختر بی بابا،بی خواهر و بی برادر...که سالهاست روی این صندلی چرخداره، روی این صندلی بزرگ شده!!!! همین

تو خود حدیث مفصل بخوان

من و تو کجاییم ؟ چه میکنیم ؟ توی چه حال و هوایی هستیم ؟

اینهمه شهیدرو آیا میتونیم بی خیال شیم ؟؟؟ 

 خب باید ما چکار کنیم ؟؟ وظیفمون  در قبال اینا چیه ؟؟ چطوری باید راه شهدا رو بریم؟ با خوندن یه فاتحه ؟ چند آیه قرآن ؟ برپایی یه مجلس ختم ؟ یا یه یادواره ؟ همینا کافیه ؟ اگه نه ، پس چکار دیگه ای باید بکنیم؟ تا شهدا ازمون راضی بشن ؟ اصلا شهدا لازمه ازمون راضی باشن؟ یا ما نیازی به اونا داریم ؟؟ خودتون فکر میکنین، شهدا ازتون راضی هستن؟ یا نیستن؟ چرا ؟؟؟؟؟؟